خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

از نظر روحی و معرفتی ، در هر حال و وضعی بودم (بالا یا پایین) یه چیز همیشه همراهم بوده و اون اینکه وقتی اسم اباعبدالله حسین علیه­السلام و آقام اباالفضل العباس سلام الله علیه رو میشنوم ، بند بند دلم میلرزه و به وجد میام و بشاش میشم.....

امشب وقتی داشتم نواحی حاج محمود کریمی رو میشنیدم که میخوند : ماه دل­آرا حسین..... همون احساس وجد و سرور و لب لرزان و چشم نمناک رو داشتم. دوست داشتم از زیان لسان­الغیب با آقا حرف بزنم. دیوان حافظ رو برداشتم و سلام بر حسین علیه­السلام و اباالفضل العباس علیه­السلام دادم و چشمم رو بستم و دیوان رو گشودم:

 

دلم رمیده­ی لولی­وشی است شورانگیز

دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز

فدای پیرهن چاک ماهرویان باد

هزار جامه­ی تقوی و خرقه­ی پرهیز

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی

بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر

به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

فقیر و خسته به درگاهت آمدم ، رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت

که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

 

 

 

السلام علی الحسین ، و علی علی ابن الحسین ، و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

السلام علیک یا مولانا یا اباالفضل العباس علیه­السلام

 

اعیاد شعبانیه بر عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت خجسته باد


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱ خرداد ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

صبح یکشنبه 27 اردیبهشت ماه برای رویت هلال صبحگاهی رجب عازم کوه صفه شدم اما بجز همراه داشتن یه دوربین دوچشمی و دونستن زمان طلوع ماه ، هیچ آمادگی دیگه­ای برای اینکار نداشتم چون فکر میکردم کار ساده­ای در پیش دارم. اما تقدیر بگونه­ای دیگه رقم خورد و بخاطر غبار و اینکه نمیدونستم هلال از کجا طلوع میکنه!! موفق به رویت هلال نشدم. این هلال خودش رو به بنده نشون نداد تا یادم باشه:

بی پیر مرو تو در خرابات

هر چند سکندر زمانی

 

یه موقعیت عالی و طلایی برامون در اداره فراهم شده تا برخی از تغییرات پایه­ای رو که در نظر داریم در ساختار مالی شهرداری بوجود بیاریم ، آغاز کنیم. سالها بود منتظر چنین لحظه­ و زمانی بودم. در اصول مدیریت ، خیلی اهمیت داره که وقتی بخوای کاری رو انجام بدی و فکری رو اجراء کنی ، بتونی دیگران رو با خودت همراه کنی. اگر این همراهی و همدلی بوجود نیاد ، ریسک کارها بالا میره و احتمال اینکه نتونی کار رو اونچنان که باید شاید و با زمان و هزینه بهینه به سرانجام برسونی ، خیلی خیلی زیاد میشه. زمان زیادی رو صرف ایجاد این همراهی کردم و انتظارم قدری طولانی شد اما خوشحالم که بلاخره از این صبر و انتظار و فعالیت نتیجه گرفتم؛ خدا رو شکر

این تغییر و تحولاتی که در پیش داریم ممکنه در ظاهر کارهای ساده­ای به نظر برسه ، اما نتایج مهم و بزرگی رو به دنبال خواهد داشت که انشاءالله در آینده در این رابطه بیشتر خواهم گفت.

غروب امروز از سالن سنگنوردی هیات کوهنوردی استان واقع در خیابان محمد طاهر بازدید و دقایقی رو با سنگنوردان سپری کردم. از این بازدید و حضور خیلی راضی هستم. تصورم اینه که هر جایی بتونیم از ظرفیتهای موجود در بخش خصوصی برای پیشبرد اهدافمون استفاده کنیم ، برد کردیم. صد البته در این رابطه باید منافع بخش خصوصی رو هم مد نظر داشته باشیم و با برقراری یه رابطه­ی برد-برد ، کار رو به پیش ببریم. این هم خیلی منطقی و طبیعیه که انتظار داشته باشیم در چنین رویکردی ، همه چی شفاف ، گویا و قانونی پیش بره. به هر حال رویکرد حضور بخش خصوصی در فعالیتهای مرتبط با هیات رو با جدیت پیگیری و حمایت خواهیم کرد.

گلهای کاکتوس خونه ، دارن یکی یکی به گل میشینند و انصافا" هم گلهای بسیار زیبایی دارند

فتبارک الله احسن الخالقین

انشاءالله غروب فردا برای رویت هلال شعبان­المعظم در رصدگاه همیشگی کوه صفه حاضر خواهم بود و اقدام میکنم. جدول مختصات این هلال بشرح زیر است:

Time

Sun Alt

Sun Azi

Moon Azi

Rel Azi

Moon Alt

19:55

 

293.9

282.0

-11.9

14.3

19:57

 

 

282.2

-11.7

13.9

20:00

 

 

282.6

-11.3

13.4

20:05

 

 

283.2

-10.7

12.4

20:10

 

 

283.8

-10.1

11.4

20:15

-4.0

 

284.4

-9.5

10.4

20:20

-5.1

 

285.0

-8.9

9.4

20:25

 

 

285.6

-8.3

8.5

20:30

 

 

286.2

-7.7

7.5

20:35

 

 

286.8

-7.1

6.5

20:40

 

 

287.4

-6.5

5.6

20:45

 

 

288.1

-5.8

4.6

این هلال رو به راحتی میشه دید البته به شرطی که شرایط جو (غبار و ابر) مانعی بوجود نیاره. شعبان ، ماه منتسب به رسول­الله صل الله علیه و آله و سلم است. انشاءالله که بتونیم از برکات این ماه شریف بهره­مند شویم.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

بیشتر وقت امروز رو در گلخونه سپری کردم. تعداد زیادی از نشاء گلهای همیشه بهار ، گازانیا ، آهار ، اشرفی و آفتابگردان تزئینی رو که هشتم فروردین ماه بذرشون رو کاشته بودم ، امروز از سینی کاشت بذر به گلدون منتقل کردم. آروم آروم داره فضای حیاط و گلخونه پر میشه و این موضوع شاید ناچارم کنه که بیشتر برم سراغ گلها و گیاهان دائمی تا گل فصل. ولی خوب ، نگهداری گلدون و گل فصل مزایای زیادی داره از جمله اینکه میشه با مصرف آب کمتر ، گلهای رنگارنگ زیادتری رو نگهداری و پرورش داد.

 

امسال کاشت و پرورش گل Calandrinia Grandifloraرو با موفقیت کامل انجام دادم و این گلها بحمدالله روز به روز داره وضعیت بهتری پیدا میکنند. وضعیت بوته و شکل این گل بصورتیه که اگه متراکم و در فضای زیاد کاشته بشه ، جلوه­ی خیلی بهتری پیدا میکنه. الان توی حیاط حدود 15-10 کوزه از این گل رو کنار هم چیدم. گلها روی ساقه های بلندی ظاهر میشه که از بوته بالا میاد و برگهای بزرگ و تقریبا" ضخیم (کمی گوشتی) در پایین بوته هستند. وقتی گلدونها کنار هم و بصورت مربعی قرار بگیره ، این برگها و ساقه­ها توی هم میرن و تراکم گلها هم بیشتر میشه و منظره­ای بسیار زیبا پدید میاد.

 

کار تعیین ارکان هیات کوهنوردی استان داره به سرانجام خودش نزدیک میشه و انشاءالله در هفته آتی اسامی این همنوردان رو اعلام میکنم. یکی دو کارگروه دیگه به جمع کارگروههای فعلی اضافه میشه و احتمالا" همین تعداد کارگروه رو هم حذف خواهم کرد.

 

بحث و گفتگو در مورد رویدادهای دیروز فوتبالی داره دامنه­دار میشه. ظاهرا" دیروز در دقایقی پایانی بازی تراکتور و نفت ، شایعه­ای در بین تماشاچیان حاضر در ورزشگاه یادگار امام تبریز و بازیکنان منتشر میشه دال بر اینکه بازی سپاهان و سایپا مساوی شده. این موضوع باعث میشه که بازیکنان تراکتور سازی که در تساوی بازی اصفهان ، با مساوی میتونستند قهرمان لیگ بشن در دقایق پایانی ، بازی رو اداره کنند و حمله­ی دیگری به دروازه حریف نداشته باشند. دیروز وقتی بازی تراکتور و نفت رو میدیدم با تعجب مشاهده کردم با زدن سوت پایان بازی ، بازیکنان تراکتور و طرفداران این تیم سر از پا نمیشناختند و شادی میکردند. با خودم فکر میکردم مگه از دست دادن قهرمانی و بسنده کردن به نایب قهرمانی این همه شادی داره؟ اما حالا متوجه میشم موضوع چی بوده. واقعا" تلخ و تاسف باره که اون شادی به یکباره جای خودش رو به اندوه و ناراحتی داده. میتونم درک کنم مردم و بازیکنان در تبریز چه حس و حالی داشته و دارند. تراکتور سازی جزو بهترین تیمهای لیگ امسال بود و به حق ، شایسته قهرمانی. این موضوع قدرت بی اندازه­ی شایعه رو نشون میده که میتونه بسیار مخرب باشه.

 

بامداد فردا (یکشنبه 27 اردیبهشت مصادف با 28 رجب) زمان رویت آخرین هلال صبحگاهی ماه رجب 1436 و وداع با هلالهای این ماه شریف است. انشاءالله غروب سه­شنبه نیز در رصدگاه همیشگی به استقبال هلال ماه شعبان خواهیم رفت.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

امروز برای گشت بهاره به سرداب فریدون شهر رفتیم اما بارش شدید بارون باعث شد که نتونیم هیچ کاری انجام بدیم و از همون راهی که رفتیم ، برگشتیم. نوع خاک این منطقه بگونه­ای است که با آب بارون تشکیل یه گل بسیار چسبناک میده که وقتی در اون قدم بذاری ، 6-5 کیلو گل به هر کفش میچسبه و خلاصه هم حرکت سخت میشه و هم کلی کثیف کاری درست میکنه. البته شرایط آب و هوایی فوق­العاده بود و دیدن مکرر کمان کامل رنگین کمان ، حال و هوای بسیار ویژه­ای ایجاد کرده بود.

غروب امروز یکی از تاریخی­ترین ، عجیب­ترین و جذاب­ترین بازیهای لیگ برتر فوتبال ایران انجام شد ؛ دو بازی مهم در تبریز و اصفهان که نتایجش بارها  صدر جدول رو تغییر داد.

در تبریز تیم پرطرفدار و محبوب تراکتورسازی میزبان نفت تهران بود و در اصفهان  تیم سپاهان در مقابل سایپا قرار گرفته بود. تا قبل از این دو بازی ، تراکتور سازی ، نفت تهران و سپاهان در رده­های اول تا سوم جدول لیگ قرار داشتند. بازیها بطور همزمان آغاز شد. گل اول توسط تیم نفت تهران به تراکتورسازی زده شد و جدول اینگونه شد: نفت ، تراکتور ، سپاهان

دقایقی بعد سپاهان به سایپا گل زد و جدول دوباره تغییر کرد : نفت ، سپاهان ، تراکتور

گل مساوی تراکتور باز جدول رو تغییر داد: سپاهان ، تراکتور ، نفت

اما گلهای بعدی تراکتور ورق رو به نفع این تیم برگردوند : تراکتور ، سپاهان ، نفت

وقتی تراکتور با نتیجه 3 بر 1 از نفت پیش افتاد یه پیامک برای یکی از دوستان و همکاران تبریزی آماده کرده بودم تا پیشاپیش قهرمانی تراکتور رو به ایشون و هموطنان آذری زبان تبریک بگم ، که داور بازی تبریز با دادن کارت قرمز به آندرانیک تیموریان (بازیکن تراکتور) این تیم رو 10 نفره کرد. پیامک رو نفرستادم چون ممکن بود شرایط عوض بشه.

در ادامه تیم نفت دو گل پی در پی به تراکتور زد و بازی رو مساوی کرد و جدول رو به نفع سپاهان تغییر داد: سپاهان ، تراکتور ، نفت

تلاش این دو تیم دیگه نتیجه­ای در بر نداشت تا با زدن سوت پایان بازی در تبریز ، جشن قهرمانی در اصفهان برگزار بشه. با اینکه طرفدار تیم سپاهان هستم اما نباید از کار ارزشمند تیم تراکتورسازی هم گذشت. شاید اگه این تیم در این بازی آخر 10 نفره نمیشد ، جام  قهرمانی در تبریز باقی می­موند اما همین رویدادهای غیر قابل پیش­بینی باعث شده که فوتبال ورزش اول دنیا باشه. البته باید یادمون باشه که شش برد پیاپی سپاهان در شش هفته­ی پایانی لیگ هم ، زمینه­ساز این قهرمانی شد.

پنجمین قهرمانی تیم فولاد مبارکه سپاهان رو به تمام همشهریان گرامی و هواداران این تیم تبریک میگم. هدایت متفکرانه و دقیق مسئولین تیم سپاهان باعث شده که بحمدالله تیم سپاهان در تمامی ادوار لیگ برتر در زمره مدعیان صدر نشین باشه. امیدوارم در پرتو رشد باشگاهها ، تیم ملی ما هم بتونه حضور مناسبتری در مسابقات بین­المللی داشته باشه.


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

امشب توفیق داشتم تا با یکی از پیشکسوتان کوهنوردی ایران ملاقات و گفتگو داشته باشم. ساعتی رو در منزل جناب استاد احمد معرفت بودم و شنونده­ی خاطرات و تجربیات ایشون.

 

 

دیوارهای اطاق اختصاصی ایشون پر بود که تابلوها و یادبودها و عکسها و مدالها که نشون از تلاش بی وقفه ایشون در عرصه کوهنوردی و غارنوردی داشت. در این گفتگوی صمیمانه ، گریزی هم به امروز کوهنوردی استان زدم و مشورتهایی داشتیم که مفید و راهگشا بود.


نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

مینا بهاری ، اسم گل جدیدیه که چند کوزه­اش رو خریدم و توی حیاط قرار دادم. قد و قواره­ی کوچیکی داره اما تنوع رنگ و شکل گلش مناسبه. احتمالا" تا اواسط تابستون گل خواهد داد.

 

 

 

 

اما همه­ی گلهای زیبا ، مناسب و خوب نیستند. مثلا" این گل:

 

 

این گل ظاهر خوبی داره و خوش رنگه. اندازه­ هر گل حدود 1 سانتی متر میشه. اما این یه علف هرز است. به ظاهر قشنگ گلش نگاه نکنید. خیل زود تکثیر میشه و باغچه یا گلدون رو پر میکنه و به راحتی هم نمیشه از شرّش خلاص شد. حتما باید تمام ریشه­هاش از خاک بیرون بیاد و اگه حتی قسمت کوچکی از این ریشه­ها باقی بمونه ، دوباره روز از نو و روزی از نو.

 

اما در نقطه­ی مقابل ، برخی گیاهان هستند که ممکنه ظاهری زمخت داشته باشند (مثل خانواده کاکتوسها). اما بعضی از همین گیاهان زخمت و بعضا" بی قواره و بی احساس ، گلهایی دارند که حتی تصورش هم برامون سخته که چه جوری این گیاه پر خار و بی رنگ و رو ، میتونه چنین شاهکاری رو از خودش نشون بده!!! مثل این گل که به تازگی در یکی از گلدونهای کاکتوسی که داریم ، با این رنگ قرمز فوق­العاده ، داره خودنمایی میکنه

 

 

زیباست ؛ نه؟

 

راستی ، تا یادم نرفته بگم که این عکسها رو همسرم گرفتند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

سالهاست دارم در این کلبه­ی درویشی مطلب و یادداشت و خاطره مینویسم. از همون آغاز عهدی با خودم داشتم و اون اینکه صادقانه بنویسم و رو راستی پیشه کنم. توی محیط اداری و زندگیم هم همین خصوصیت رو سعی کردم پی بگیرم. سعی کردم که سیاستهای گفتاری و رفتاری رو برای بهتر حرف زدن و بهتر عمل کردن یاد بگیرم اما هرگز نخواستم و نمیخوام که در این راه ، صداقت رو فدا کنم. امروز هم میخوام صادقانه بنویسم و البته بی تعارف.

 

زمانی که تصمیم گرفتم وارد عرصه انتخابات هیات کوهنوردی بشم ، میدونستم که گمنام­ترین فرد در بین کاندیداهای محترم هستم. میدونستم که بسیاری از کوهنوردان با من ، نظراتم ، روش مدیریتی­ام و تجربه­ای که دارم آشنا نیستند. میدونستم که تعلقات گروهی و تخصصی و جناحی میتونه خیلی راحت بر برنامه و فکر و طرح غلبه کنه. همه­ی اینها رو میدونستم اما به دلایلی (که قبلا" در موردش گفتم) تصمیم گرفتم وارد این عرصه بشم.

 

روزهای اول پس از ثبت نام ، هیچ خبری نبود و کسی هم سراغم نمیومد تا بهش بگم کی هستم و چه هدف و برنامه­ای برای کوهنوردی دارم. اگه خبرهای بعضی از سایتهای اون زمان رو (که هنوز هم در دسترس است) ببینید ، متوجه این گمنامی میشین. تلاشی نمیکردم تا خودم رو مطرح کنم. صبر کردم و فقط خبرها و نظراتی که بعضا" در موردم مطرح میشد رو میخوندم. بعضی وقتا تعجب میکردم که چگونه کسانی که هیچ شناختی از من نداشتند (و حتی با قطعیت نمیدونستند که من کی هستم ) زبان به انتقاد از بنده گشودند که چرا وارد عرصه انتخابات شدم. خوندم و سکوت کردم.

 

آروم آروم شرایط تغییر کرد و با کنار رفتن چند نام مطرح از لیست کاندیداها ، افراد و گروههای مختلف و متعددی تمایل پیدا کردند تا با بنده و نظراتم آشنا بشن. صحبتها و جلسات متعددی با این افراد و گروهها داشتم و براشون بطور کامل مواضع و دیدگاهام رو بیان کردم و گفتم اگر انتخاب بشم چگونه امور هیات رو به پیش خواهم برد.

 

از صحبتهای افرادی که به دیدنم می­اومدند خیلی خوب و راحت میتونستم بفهمم که دنبال چی هستند. بعضیها واقعا" صادقانه و از روی دلسوزی و به قصد برطرف کردن مشکلات ، نقد میکردند و راهکارهایی پیشنهاد میدادند. اما بودند افرادی که نقدشون توأم با برخی غرض ورزیها و خواسته­های شخصی بود.

 

در یکی دو مورد از این جلسات ، احساس کردم که فرد و یا افرادی که طرف صحبتم هستند ، دارن حمایت از بنده رو مشروط به اجابت برخی خواسته­ها میکنند. با اینکه معمولا" افرادی که دنبال رأی جمع کردن هستند تلاش میکنند دل دیگران رو بدست بیارند اما همون اصل صداقت باعث شد تا بگونه­ای متفاوت عمل کنم.

 

خیلی صریح و شفاف و بدون تعارف بهشون گفتم که اگه حضرت امام علی ابن ابیطالب علیه­السلام بعد از کشته شدن عمر ابن خطاب ، شروط شورای تعیین خلیفه (عمل بر اساس سنت پیامبر اکرم و طریقه ی شیخین) رو میپذیرفتند، لازم نبود که دوباره خانه­نشین باشند و خلافت به دیگران برسه ، اما حضرت قبول نکردند و فرمودند بر مبنای سنت پیامبر و اجتهاد خودشون عمل خواهند کرد. بنده هم در تبعیت از این روش به اون فرد و افراد گفتم که به استفاده از خرد جمعی و مشارکت دادن تمام اهل فن در تصمیم گیریها پایبندم اما قول و تعهد و چک سفید امضایی به هیچ کسی نمیدم و در اتخاذ تصمیمات نهایی به چیزی جز مصلحت کوهنوردی استان توجه نمیکنم. تاکید کردم که اگر کسی باشه که به حتی به خود بنده اعتقادی نداشته باشه اما حضورش برای کوهنوردی استان مفید باشه ، قطعا" از وجودش در اداره امور هیات استفاده خواهم کرد. گفتم که برام تفاوتی نداره که کی با کی دوسته و یا دشمن کیه. مهم اینه که چه کسانی برای کوهنوردی استان مفید هستند. همه ی اینها رو خیلی صریح گفتم.

 

زمانی به بنده پیشنهاد شد تا برای جلب نظر برخی افراد و ارگانها ملاقاتهایی رو با اونها داشته باشم و برم دیدنشون ، اما قبول نکردم و گفتم هر کی میخواد بنده رو بشناسه بیاد دفترم تا صمیمانه بشینم و براش حرف بزنم. نمیخواستم وامدار کسی یا جایی باشم و این وامدار بودن ، خدای ناکرده استقلال نظر و رأی­ام رو خدشه دار کنه.

 

در روز رأی گیری این دیدگاه و سیاست رو در بند 10 سرفصل برنامه های کاریم اینگونه به مجمع ارائه دادم که :

 

اهتمام و عزم راسخ در انتخاب همکاران عضو هیات کوهنوردی بر اساس شایستگیهای فردی و فنی

 

امروز که زمان تعیین این همکاران فرا رسیده بر همین عهد و میثاق باقی هستم. هیچکس نمیتونه ادعا کنه نیازی به مشورت و مشاوره نداره. شاید حجم مشورتهایی که از فردای انتخابات تا الان داشتم در تاریخ هیات کم نظیر باشه. اینکار رو با علاقه دارم ادامه میدم و با دقت به نظرات تمامی کسانی که حرفی برای گفتن دارند و دلشون میخواد این رشته در استان پر فروغ­تر از گذشته بشه گوش میدم و تبادل نظر میکنم تا انشاءالله بتونیم بهترین انتخابها رو داشته باشیم. بحمدالله ظرفیت کافی برای حضور تعداد زیادی از افراد خبره و صاحب نظر و نیروی اجرایی در قالب هیأت رئیسه و کارگروههای متعدد وجود داره و اینگونه نیست که کار محدود به چند نفر خاص بشه. اما لازمه که تاکید کنم تمامی انتخابها ، صرفا" و صرفا" بر مبنای مصالح کوهنوردی استان انجام خواهد شد ولاغیر. در این راه به هیچ توصیه و سفارش غیر منطقی و غیر موجه توجهی نکردم و نخواهم کرد.

 

البته این رو هم میدونم و قبول دارم که فقط املاء نانوشته بی غلط است. از تمامی دوستانی که دل در گرو کوهنوردی استان دارند درخواست میکنم که وقتی کارمون رو آغاز کردیم ، عملکرد هیات جدید رو مورد نقد صادقانه و سازنده قرار بدهند. ممکنه ظرایفی از کار رو نبینیم و یا به برخی جزئیات بی توجهی کنیم. این نقد سازنده و دوستانه میتونه کمک کنه تا با کمک هم امور رو خیلی خوب به پیش ببریم ؛ انشاءالله


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

در هیات کوهنوردی رسیدم به مقطع مهمی که باید چند تصمیم کلیدی بگیرم. انتخاب مسئولین کارگروهها رو آغاز کردم و زمان اون رسیده تا مسئولین کارگروههای کوهنوردی ، صعودهای ورزشی و هیمالیانوردی رو تعیین کنم (البته تعیین لزوما" به معنای تغییر نیست). به دوستان و همنوردانم گفتم که هر کارگروه متشکل از جمعی از نخبگان اون رشته خواهد بود. درسته که مسئولیت اداره­ی هر کارگروه در نهایت باید به یک نفر سپرده بشه اما همونطور که از اسم این واحدها معلومه ، اینجا کارگروه است و باید در اون کار گروهی انجام بشه. بنابراین تلاش میکنم صاحب نظران و اهل فن رو در این سه کارگروه مهم گرد هم بیارم.

دیروز ، یه روز استثنائی در کوه صفه بود. در هوای ابری حرکتمون رو آغاز کردیم اما خیلی زود وزش شدید باد و رگبار بارون رو شاهد بودیم و دقایقی بعد دوباره آفتاب و هوای گرم. شاید اون باد و بارون باعث شد که در وسط کار ، بدنم دچار افت ناگهانی بشه و سرگیجه بیاد سراغم. اما خوشبختانه همه چیز خیلی زود به حال عادی برگشت و تونستم کارم رو به اتمام برسونم. یکی از گیاهان کوهی خاص این زمان رو دیروز جمع کردیم (از بردن اسمش معذورم چرا که ممکنه نسلش منقرض بشه!). مقدار برداشتمون خیلی خیلی کم بود (در مقایسه با مقدار و پراکندگی این گیاه). به دوستان همراهم سفارش کردم که خیلی احتیاط کنند تا بدنه­ی این گیاه آسیب نبینه تا دوام و حیات اون تضمین بشه. خوشبختانه به لطف بارندگیهای اخیر ، این گیاه رشد بسیار خوب و مناسبی داشته و داره به گل میشینه و انشاءالله بذرافشانی مناسب و خوبی هم خواهد داشت.

دیروز خبردار شدیم فرزند جناب آقای نداف بیمار شدند. از این بابت متاسف شدیم. انشاءالله هر چه زودتر بهبودی حاصل بشه و دوباره شاهد شیرین زبونیهای این کوچولوی نازنین باشیم.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

بعد از چند روز پیگیری و برنامه­ریزی ، جلسه­ی تکریم و معارفه هیات کوهنوردی استان با حضور جمعی از پیشکسوتان ، مربیان ، مسئولین هیات­های شهرستان­ها ، سرپرستان گروه­های کوهنوردی استان ، قهرمانان و ورزشکاران در سالن همایش­های سازمان قطار شهری اصفهان برگزار شد.

بحمدالله همه چیز به خوبی پیش رفت. تصمیم گرفته بودم شکل برگزاری این جلسه رو نسبت به جلسه­های مشابه تغییر بدم و برای همین فرصتی رو در اختیار تعدادی از دست اندر کاران کوهنوردی و صعودهای ورزشی قرار دادیم تا نظرات خودشون رو در مورد امروز و فردای کوهنوردی استان بیان کنند. محدودیت خاصی برای صحبت­ها وجود نداشت و فقط یک روز قبل ، از سخنرانان خواهش کرده بودم مطالبی رو بیان کنند تا در برنامه­ریزی­های آتی بکارمون بیاد و کمک کنه تا بهتر از قبل حرکت کنیم.

همه­ی سخنرانان این مهم رو رعایت و مطالب بسیار ارزشمندی رو بیان کردند که در خور چنین جلسه­ای بود. یادداشت­های کاملی از این سخنان برداشتم تا بعدا" بیشتر روی اونها کار کنم.

در برنامه دیروز علاوه بر بنده ، چهار نفر از رؤسای سابق هیات کوهنوردی استان حضور داشتند و از یکایک این بزرگواران با اهدء هدیه تقدیر کردم و سپس عکسی به یادگار با هم گرفتیم. فکر میکنم چنین عکسی در هیات تا بحال گرفته نشده باشه. با اینکار میخواستم به همه بگم که رمز موفقیت آتی ما  ، بودن در کنار هم است.

در انتهای جلسه نظرات و برنامه های خودم رو به جمع حاضر ارائه کردم تا بیش از پیش با دیدگاهی که دارم آشنا بشن. همچنین تقدیری هم از یکی از بزرگان و پیشکسوتان کوهنوردی استان جناب استاد معرفت بعمل آوردم. در کل از این جلسه راضی بودم.

بلافاصله پس از پایان جلسه­ی دیشب ، از همکارانم در هیات خواستم تا صورت جلسه تحویل و تحول هیات رو آماده کنند. هچنین پیش از ظهر امروز اولین احکام مسئولیت کارگروه­های هیات استان رو صادر کردم که شامل موارد زیر بود:

انتصاب جناب آقای مهندس علی نداف پور در سمت مسئول کارگروه روابط عمومی و امور بین­الملل

انتصاب جناب آقای سید رضا حسینی در سمت مسئول کارگروه آموزش

ابقاء جناب آقای محمد منصوری در سمت مسئول کارگروه غارنوردی و غارشناسی

طی هفته­ی آینده تعداد دیگری از احکام مسئولیت هیات استان صادر خواهد شد تا انشاءالله بزودی با تکمیل کادر هیات ، کارمون رو بصورت جدی آغاز کنیم.

 

عکسها (از خبرگزاری ایمنا)

 

سالن برگزاری جلسه

 

رؤسای سابق و فعلی هیات کوهنوردی استان. اسامی به ترتیب زمانی مسئولیت : جناب روان به (نفر دوم از راست) ، جناب مکاری (نفر دوم از چپ) ، جناب حجاریان (نفر اول از راست) ، جناب غلافگر (نفر وسط) و بنده (تنها فرد باقیمونده در عکس!)

 

تقدیر از استاد معرفت

 

ارائه­ی نظرات و برنامه­ها به حضار

 

بلاخره یه عکس مناسب از خودم دیدم!


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی
قالب وبلاگ