خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

بعد از ظهر امروز برای رویت هلال ربیع­الثانی 1436 به همراه جمعی از دوستان و همکاران ، و با مساعدت مدیرعامل محترم شرکت توسعه سیاحتی سپاهان با تله کابین به محل دائمی رصد هلالهای شامگاهی خودمون در کوه صفه اصفهان رفتیم. فاصله­ی بین ایستگاه دوم تله کابین تا محل رصد که 200-150 متر میشه رو خیلی سریع طی کردم تا بتونم غروب خورشید رو ببینیم. غروب ظاهری خورشید در ساعت 17:23 روی داد و یک دقیقه بعد موفق شدم با دوربین دوچشمی 7 در 50 هلال رو ببینم. در ساعت 17:30 هم تونستم هلال رو با چشم غیر مسلح رویت کنم.

 

گزارش رصد

تاریخ رصد: چهارشنبه 1 بهمن 1393 ، 29 ربیع الاول 1436 (طبق تقویم رسمی کشور) ، 21 ژانویه 2015

رصدگاه: ارتفاع مشرف به تله کابین کوه صفه اصفهان

مختصات رصدگاه: عرض 32:35:26.78 مالی ، طول 51:38:14.36 شرقی با 2080 متر ارتفاع از سطح دریاهای آزاد

رصدگران: خانمها و آقایان حبیبی ، پودزر ، خیام زاده ، صادقی ، مجید صادقی ، سید مسعود احمدی ، علی جعفری ، حامد تقی زاده ، سید محمدپدرام احمدی ، ستایش صادقی و علیرضا بوژمهرانی

ابزار: دوربینهای دوچشمی 7 در 50 و 7 در 35 ، دوربین عکاسی

 

هواشناسی

درجه حرارت: 6 درجه سلیسیوس

فشار: 849.2 میلی بار فشار جیوه

رطوبت: 38%

سرعت وزش باد: آرام

عمق دید افقی: 7 کیلومتر ( در سطح شهر)

وضعیت افق غربی: حدود 2.5 درجه غبار ناشی از آلودگی هوا ، بالای غبار آسمان صاف

 

غروب محاسباتی خورشید: در ساعت 17:25:33

غروب خورشید رویت شده: در ساعت 17:23

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با دوربین دوچشمی 7 در 50 (مختصات مکان مرکزی بدون اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 17:24

ارتفاع هلال: 13 درجه و 25 دقیقه و 30 ثانیه قوسی

ارتفاع خورشید: 0 درجه و 32 دقیقه و 13 ثانیه قوسی زیر افق

جدائی زاویه­ای ماه و خورشید: 14 درجه و 02 دقیقه و 15 ثانیه قوسی

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 1 درجه و 28 دقیقه و 04 ثانیه قوسی

ضخامت بخش میانی هلال: 0.50 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.72 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 359716.59 کیلومتر

سن هلال: 24 ساعت و 40 دقیقه بعد از مقارنه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با چشم غیر مسلح (مختصات مکان مرکزی بدون اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 17:30

ارتفاع هلال: 12 درجه و 19 دقیقه و 27 ثانیه قوسی

ارتفاع خورشید: 1 درجه و 41 دقیقه و 58 ثانیه قوسی زیر افق

جدائی زاویه­ای ماه و خورشید: 14 درجه و 05 دقیقه و 16 ثانیه قوسی

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 1 درجه و 21 دقیقه و 13 ثانیه قوسی

ضخامت بخش میانی هلال: 0.50 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.73 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 359714.68 کیلومتر

سن هلال: 24 ساعت و 46 دقیقه بعد از مقارنه

 

تمامی حاضران موفق به رویت هلال با ابزار و چشم غیر مسلح شدند. در ساعت 18:30 به رصد خاتمه دادیم و با تله کابین برگشتیم پایین.

 

عکسها

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

با اینکه پیش­بینی­های هواشناسی حاکی از ابرناکی آسمون صبحگاهی اصفهان بود اما سحرگاه امروز به کوه صفه رفتم و در ورودی این منطقه مستقر شدم تا شاید اگه بر حسب اتفاق ، ابرها از هم باز شد بتونم از هلال صبحگاهی ربیع الاول عکسی بگیرم و وداعی داشته باشم.

اما تقدیر بگونه­ای دیگر رقتم خورد و چنین فرصتی دست نداد. هوای سرد توأم با وزش باد با اینکه شرایط نامساعدی برای حضور در محیط باز فراهم کرده بود اما کمی بیش از نیم ساعت در کنار پارکینگ صفه قدم زدم و چشم به افق شرقی دوختم. تا حدود سه چهار درجه از افق با ابرهای ضخیم پوشیده شده بود و بالاتر از اون هوا صاف بود. ولی وزش شدید باد باعث شد که هر چه زمان به پیش میرفت ، این ابرها بالاتر و بالاتر میرفتند تا جایی که کل آسمون بطور کامل بسته شد. بناچار برگشتم خونه.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

از دل و دیده ، گرامی­تر هم

                        آیا هست؟

دست...

                        آری ؛ ز دل و دیده گرامی­تر:

                                    دست...

 

زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ،

بی گمان دست گرانقدرتر است.

هر چه حاصل کنی از دنیا ،

                        دست­آورد است...

 

هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمین ،

دست دارد همه را زیر نگین

سلطنت را که شنید­ه­ست چنین؟!

 

شرف دست همین بس که نوشتن با اوست

خوش­ترین مایه­ی دلبستگی من با اوست

 

در فروبسته­ترین دشواری ،

در گران­بارترین نومیدی ،

بارها بر سر خود بانگ زدم :

هیچت ار نیست ، مخور خون جگر ،

                        ....دست که هست!

 

بیستون را یاد آر ،

دست­هایت را بسپار به کار ،

کوه را چون پر کاه از سر راهت بردار

 

وه چه نیروی شگفت­انگیزی­ست ،

دست­هایی که به هم پیوسته­ست

به یقین ، هر که به هر جای ، درآید از پای

دست­هایش بسته­ست....

 

دست در دست کسی ،

                        یعنی : پیوند دو جان

دست در دست کسی ،

                        یعنی : پیمان دو عشق

دست در دست کسی داری اگر

                        دانی ، دست ،

            چه سخن­ها که بیان می­کند از دوست به دست

 

لحظه­ای چند که از دست طبیب ،

گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد ؛

نوشداروی شفابخش­تر از داروی اوست

 

چون به رقص آیی و سرمست برافشانی دست ،

پرچم شادی و شوق است که افراشته­ای

لشکر غم خورد از پرچم دست تو ، شکست

 

دست گنجینه­ی مهر و هنر است :

خواه بر پرده­ی ساز ،

خواه بر گردن دوست ،

خواه بر چهره­ی نقش ،

خواه بر دنده­ی چرخ ،

خواه بر دسته­ی داس ،

 

خواه در یاری نابینایی ،

خواه در ساختن فردایی....

 

آنچه آتش به دلم می­زند ، اینک ، هر دم ،

سرنوشت بشر است ،

داده با تلخی غم­های دگر دست به هم

 

بار این درد و دریغ است که ما

تیرهامان به هدف نیک رسیده­ست ، ولی

دست­هامان نرسیده­ست به هم.....

(شعر از: فریدون مشیری)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

جمعه ی گذشته برام یه روز اداری بود. جلسه مهمی با مسئولین و کارشناسان یکی از بخشهای بانک مرکزی داشتیم که بحمدالله نتایج خیلی خوبی به همراه داشت. این تعامل سازنده به احتمال فراوان باعث گشایش در برخی پروژه­های مهم شهری خواهد شد. با اینکه بطور معمول روز جمعه رو باید با خونواده سپری کرد اما خوشحالم که اگه این جمعه خونه نبودم ، کار مهمی برای شهر و شهرداری انجام دادیم. اصولا" اعتقادی به انجام کار در ساعات غیر اداری ندارم. فکر میکنم اگر در همین ساعات اداری کارمون رو به نحو مناسب انجام بدیم ، نیازی به وقت گذاشتن بیشتر نیست. البته طبیعتا" موارد استثناء هم کم نیست (مثل دو هفته پیش که جلسات بررسی بودجه سال 94 شهرداری از ساعت 06:30 صبح شروع میشد و بعضی روزها تا حدود ساعت 20:00 ادامه داشت). در سطوح مختلف اداری و همینطور مشاغل مختلف هم موضوع میتونه متفاوت باشه. معمولا" در هرم مدیریتی هر چی به سمت بالای هرم بریم ، افراد باید وقت بیشتری رو برای رسیدگی به امور صرف کنند.

بعضی وقتا امتحان داریم ، و میدونیم که امتحان داریم ، و میدونیم که باید خودمون رو آماده کنیم ، و استرس و دلهره داریم ، و سعی میکنیم برای جلوگیری از هر رخداد غیر منتظره­ای زودتر خودمون رو به جلسه برسونیم ، و چند تا خودکار و قلم اضافه برمیداریم که چیزی کم نداشته باشیم ، و...... اما بعضی وقتا یادمون میره یه امتحان بزرگتر داریم ، یادمون میره باید خودمون رو برای اون امتحان بزرگ آماده کنیم ، هیچ استرس و دلهره­ای نداریم و گویا اصلا" بنا نیست امتحان بدیم ، با اینکه زمان امتحان معلوم نیست و نمیدونیم کی فرصت کسب آمادگی به اتمام میرسه عین خیالمون نیست ، هیچ تمهیدی برای این امتحان بزرگ نداریم و نداریم و نداریم....

همونطور که قبلا" گفته بودم با برگشت از سفر اربعینی به کربلا ، برای برخوردار شدن از امتیازات شبکه­های اجتماعی (ارتباط تلفنی و پیامکی در مناطقی که ممکنه سیم کارت خط نده اما اینترنت در دسترس باشه) نرم­افزارهای مورد نیاز رو روی گوشیم نصب کردم. قبلا" هم میتونستم اینکار رو انجام بدم اما اصلا" نمیخواستم وقتم رو (حتی بخشی از اون رو) در این شبکه­ها صرف کنم. درسته که خوب و بد هر چیزی به نحوه استفاده ما از اون بستگی داره اما از اونجایی که میدیدم در موارد متعددی بیشتر حضور افراد در شبکه­های اجتماعی برای وقت گذرونی و یا پرداختن به موضوعاتی است که چیزی جز خسران و زیان به همراه نداره ، تمایلی برای ورود به این شبکه­ها نداشتم. الان اینها روی گوشیم فعال شده ( لاین و وایبر و واتس آپ و شریت و غیره نیشخند) اما کماکان تمایلی برای استفاده از اونها جز در موارد بسیار خاص و استثنائی ندارم. در این شبکه­های اجتماعی چند تا گروه مختلف هست که پیامهاشون برام میاد و خیلی استفاده میکنم ؛ از جمله گروه جویندگان هلال که موضوع فعالیتشون معلومه ، گروه کوهنوردی شهرداری ، گروه صفای روح که بطور جمعی در حال ختم قرآن کریم هستند ، و همینطور پیامهای صمیمانه و پر معنایی که بعضا" بستگان و دوستان و همکاران گرامیم برام میفرستند.

امروز آسمون اصفهان آکنده از ابرهای بسیار زیباست که فرصتی کم نظیر برای عکاسی بدست میده. حیف که دوربین ندارم!! ناراحت بامداد فردا زمان وداع چشمی با هلالهای ماه ربیع الاول است. برخی رصدگران در تدارک رصد هلال با ابزار قدرتمند رصدی در بامداد سه شنبه هستند. براشون آرزوی موفقیت دارم. رویت و یا عدم رویت هلال در بامداد سه شنبه ، هر دو ارزش علمی بسیار بالایی میتونه داشته باشه. غروب چهارشنبه زمان دیدار با هلال شب اول ماه ربیع الثانی است که اگه عمری برام باشه در کوه صفه و در جمع دوستان و همنوردان به رویت و عکاسی از اون خواهیم پرداخت.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

بعد از ظهر امروز با اینکه کمی احساس لرز و اندکی سردرد داشتم اما همراه همسرم و دوستان همنورد رفتم کوه تا بهتر بشم. معمولا" از بلندای کوه میشه مناظر زیبایی رو دید ، اما غمناک­ترین تصویری که از فراز صفه در مقابل چشممون قرار میگیره ، منظره لایه­ی قهوه­ای رنگ دود و آلودگی هوا است که بر فراز اصفهان قرار گرفته.

 

 

هر روز هزاران تن مواد آلاینده وارد هوایی میشه که مردم اصفهان تنفس میکنند. این مواد میتونند منشاء انواع و اقسام بیماری­ها باشند. عمده آلودگی هوای اصفهان رو در درجه اول صنایع و در درجه دوم خودروها ایجاد میکنند. در فصل زمستان بدلیل پدیده وارونگی هوا ، این لایه­ی آلاینده ، در نزدیک سطح زمین متراکم و فشرده میشه و این بدان معناست که با هر دم و بازدم ، مقدار بسیار بیشتری از این مواد وارد بدن ما میشه. خدا بخیر بگذرونه.

 

درست در بالای این لایه­ی قهوه­ای رنگ ، آسمون شفاف و آبی رنگ است. همونطور که گفته بودم این روزها میشه مقارنه­ی دو سیاره­ی ناهید و تیر (Venus & Mercury) رو در افق غربی شاهد بود. غروب امروز در کوه صفه از این منظره عکس گرفتم.

 

 

 

 

چند روز قبل جلسات بررسی بودجه سال 1394 شهرداری رو با دیدن ویدئو کلیپ قرائت آیاتی از سوره مبارکه فاطر با صدای دلنشین قاری نوجوان جناب آقای سید طه حسینی آغاز کردیم. این قرائت در سال 1392 و در محضر مقام معظم رهبری مد ظله العالی انجام شده بود. تلاوت رسید به آیه­ی 9 این سوره:

 

وَاللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُّشُورُ ﴿۹﴾

و خدا همان کسى است که بادها را روانه مى‏کند پس [بادها] ابرى را برمى‏انگیزند و [ما] آن را به سوى سرزمینى مرده راندیم و آن زمین را بدان [وسیله] پس از مرگش زندگى بخشیدیم رستاخیز [نیز] چنین است (۹)

 

با شنیدن این آیه ناخودآگاه چشمام نمناک شد.... خداوند بادها رو روانه میکنه و ابری رو برمی­انگیزه و اون رو به سرزمینی مرده میراند و به این وسیله ، به اون زمین پس از مرگش زندگی میبخشه....

دلهای مرده­ی ما با کدوم نفس روحانی و ابر معنوی زنده میشه؟......

 

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

روز خوبی رو در اداره سپری کردم. به سرانجام رسوندن چند کار خیلی مهم و رسیدگی به کارهای باقیمونده­ی روزهای گذشته که بدلیل حضور در جلسات بودجه سال 94 جمع شده بود ، جزو برنامه­های کاری امروزم بود که خدا رو شکر همه چی به خوبی پیش رفت.

 

در بحث نیروی انسانی حوزه کاری هم این ماه احتمالا" همکارانم راضیتر از ماههای قبل خواهند بود. به هر حال آخر سال است و به خاطر تراکم فوق­العاده فعالیتها و حجم انبوه کارهایی که باید انجام بدیم ، رسیدگی به امور نیروی انسانی ارزش و اهمیتی دوجندان پیدا کنه ؛ هر چند که موضوع نیروی انسانی و درک مشکلات کسانی که با ما کار میکنند جزو وظایف اصلی هر مدیری است.


این شبها وقتی بعد از غروب خورشید به افق غربی نگاه کنیم ، خیلی راحت میتونیم سیاره پر نور ناهید (زهره) رو با چشم غیر مسلح ببینیم. اگر کمی صبر کنیم تا آسمون یه نموره تاریکتر بشه در سمت راست سیاره پر نور ناهید ، جرم درخشان دیگری رو میبینیم که چیزی نیست جز سیاره­ گریز پای منظومه شمسی ؛ تیر یا عطارد

 

دیدن سیارات در کنار هم همیشه جذابه. البته باید یادآوری کنم که کنار هم دیده شدن این سیارات فقط از نظر بصری و از دید ناظر زمینی است والا این دو سیاره میلیونها کیلومتر از هم فاصله دارند. تیر نزدیکترین سیاره به منظموه شمسی است. اگر عمری باقی باشه ، فردا غروب از این مقارنه عکس میگیرم.

 

اتفاقی که روز گذشته در مجلس شورای اسلامی روی داد ، رویدادی قابل تأمل و باعث تاسف است. یه نماینده در نطق پیش از دستور خودش نسبت به تداوم حصر اعتراض کرده و محاکمه کسانی که در حصر هستند و طرف مقابل اونها رو مطرح و درخواست میکنه بر اساس نتیجه­ی محاکمه ، این افراد مجازات بشن. رئیس جلسه وسط صحبت این نماینده میاد و تذکراتی رو میده. سپس گروهی دیگر از نمایندگان با داد و فریاد و شعار به سمت تریبون میرن. عده­ای سعی میکنند مانع درگیری فیزیکی بشن. شعار دهندگان اجازه نمیدن اون نماینده به حرف زدن ادامه بده. قدری کشمکش و زمین خوردن نماینده­ای که صحبت میکرده و قطع شدن جلسه.....

 

امام راحل رضوان الله تعالی علیه مجلس رو عصاره ملت معرفی کرده بودند. رکن اساسی فرمایشات مقام معظم رهبری مد ظله العالی در رویدادهای خرداد و تیر سال 1388 ، رعایت قانون و عمل بر اساس موازین قانونی بود که اگر طرفین ماجرا پابند این فرمایش بودند اون رویدادهای تلخ اتفاق نمی­افتاد.

 

دیروز متاسفانه شاهد بودیم در خانه­ی ملت و در مرکز قانونگذاری کشور ، کسانی که باید اسوه باشند و بیش از دیگران صبور و قانون­مدار ، عنان از کف دادند و حتی نتونستند نطق یه نفر از همکاران خودشون رو تحمل کنند ؛ کسی که مدعی بیگاهی محصور شدگان نبود بلکه فقط درخواست کرد این افراد در دادگاه محاکمه بشن و بر اساس رأی دادگاه به مجازات برسند. وقتی صبر و تحمل نمایندگان مجلس اینقدر پایین است که حتی با شنیدن یک جمله ، عصبانی میشن و رفتارهایی میکنند که صدا و سیما تا بحال فقط در مورد مجلس کشورهای دیگه به ما نشون داده ، از مردم چه انتظاری میشه داشت؟

 

این نمایندگان دیروز به مردم گفتند و یاد دادند هر جا حرفی شنیدید که مورد پسندتون نبود ، داد و فریاد راه بندازین و شعار بدین و همه چی رو بریزین به هم ، تا صدای طرف مقابل رو در نطفه خفه کنید و به نتیجه­ی دلخواهتون برسین.... این گونه رفتارها تا چه اندازه با رهنمودها و نصایح مقام رهبری همراستا است؟ مقام رهبری چند بار باید بفرمایند تابع قانون باشید و مطابق قانون رفتار کنید؟ مگر مقام رهبری در دوران دولت قبل ، نمایندگان مجلس رو به پرهیز از "دو دو گفتن" در بین صحبت سخنرانان توصیه نفرموده بودند؟

 

در جلسه دیروز اما یه شاهکار اخلاقی هم دیده شد. جناب آقای دکتر مرندی ، نماینده فهیم و با اخلاق مجلس ، بدور از هیاهو و جنجال و داد و بیداد و ...... در نطق پیش از دستور که پس از رسمی شدن مجدد جلسه انجام دادند ، با متانت و با جملات مؤدبانه و در عین حال دقیق ، نظرات خودشون رو در پاسخ به آقای علی مطهری مطرح کردند. این اون رفتار خردمندانه ای است که از نمایندگان ملت انتظار میره داشته باشند.

 

حضرت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام در باب خوارج ، تا زمانی که خوارج از کلام استفاده میکردند دست به قبضه شمشیر نبردند و با تیغ کلام حیدری با خوارج برخورد کردند. هیاهو و جنجال ، موضع کسانی است که حرف و دیدگاهشون پایه و اساس محکمی نداره. اگه ما مدعی هستیم دیدگاه و اعتقادمون صحیح و محکم است ، وقتی طرف مقابل ما فقط حرف میزنه باید بتونیم با حرف و استدلال قوی اون رو سر جای خودش بشونیم. اما اگر خدای نکرده غیر از این باشه ، باید دیدگاهها و اعتقادات خودمون رو مورد ارزیابی و بررسی دوباره قرار بدیم.


به هر صورت امیدوارم شاهد رعایت قانون و اخلاق و قدرت استدلال بهتر از سوی نمایندگان محترم مجلس باشیم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢٢ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

زمستون امسال ، تا الان جزو زمستونای بسیار کم بارش اصفهان بوده. سال گذشته در ماههای دی و بهمن چندین برف درست و حسابی در اصفهان داشتیم که فکر میکنم از نظر تعداد بارشها ، نظیرش رو کمتر در این سالها دیدیم (بخصوص بارش شب 17 ربیع الاول سال گذشته که مصادف با 29 دی بود و باعث شد صبح روز عید ، یه صعود زمستانه خاطره­انگیز به قله صفه داشته باشم).

 

شامگاه 16 دی 1392

 

غروب 17 دی 1392

 

صبحگاه 29 دی 1392

 

صبحگاه 29 دی 1392

امسال اما اینطور نبوده. امیدوارم در طی مدت باقیمونده از زمستون ، برکت الهی از آسمون به این دیار نازل بشه. اگر این اتفاق نیفته ، سال آینده ، سال بسیار سختی از نظر تامین آب خواهد بود. برا اینکه چشممون به جمال یخ و برف منور بشه (البته نه زیاد چون باعث کوری موقت و آفتاب سوختگی شدید میشه!!) داریم برنامه میریزم تا انشاءالله هفته­ی آینده به یکی از مناطق برف­خیز و برف­دار برم. شاید بتونم از این فرصت برای دیدار اقوام هم استفاده کنم. تا ببینیم چی پیش میاد.

استفاده از روشهای ثابت و یکسان برای اداره و مدیریت رویدادهای متغیر و ناپایدار ممکنه باعث بشه دونسته یا ندونسته خودمون و دیگران رو دچار چالشهای جدی کنیم. رخدادهای اطرافمون و متغیرهایی که میتونه در کار و زندگی ما اثرگذار باشه رو باید مرتب و بصورت دقیق رصد کنیم. بی تفاوتی نسبت به این متغیرها به معنای ندیدن نتیجه­ی نهایی است که هر یک از این متغیرها ما رو به اون میرسونه. اگه بدون اطلاع و بدون آمادگی لازم برای مواجهه با این نتایج و تغییرات ، مقابل کار انجام شده قرار بگیریم ، معلوم نیست که بتونیم بدون دردسر و چالش از مشکلات و بحرانها عبور کنیم. الان شاهد هستیم که تحولات بسیار گسترده اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی در اطرافمون یا رخ داده و یا در شرف رخ دادن است. باید آماده باشیم و در صورت نیاز ، روشها و استراتژیهای خودمون رو متناسب با این تحولات تغییر بدیم.

 

این هفته دو خبر در مورد دوستان قدیمی کوهنورد دریافت کردم ؛ یه خبر خیلی خوب و یه خبر خیلی بد. خبر خوب اینکه حسین آقای قاسم زاده عزیز و گرامی به سلامتی مقدمات ازدواج دختر خانوم گرامی خودشون رو فراهم کردند. هیچ خبری به اندازه شنیدن خبر ازدواج دو جوان خوشحالم نمیکنه. از صمیم قلب به این خونواده خونگرم و صمیمی تبریک میگم. امیدوارم این وصلت با مدد الهی و با توسل به اهل بیت عصمت و طهارت موجبات خوشبختی و سعادت هر دو خانواده عروس و داماد رو فراهم کنه ؛ انشاءالله

اما خبر بد اینکه تازه شنیدم و با خبر شدم که برای خانواده آقا پیمان عزیز یه حادثه رانندگی پیش اومده..... هم متاثر شدم و هم شرمنده. گرفتاریم زیاد شده اما این دلیل نمیشه که از حال دوستان بی خبر بمونم. امشب باید تماس بگیرم.

 

چند وقتی میشه که صورتهای مالی 10 ساله یه شرکت رو دارم بررسی و تحلیل میکنم. به این مدل کارها علاقه زیادی دارم. این مورد خاص از اون جهت برام جذابتر و جالبتر بود که هر کی از دور این شرکت رو نگاه کنه احساس میکنه یه شرکت بسیار موفق رو داره میبینه. اما بررسیهای بنده نشون میده که واقعیت چیزی غیر از این است. نگاه فنی و تخصصی به عدد و رقمهایی که توی صورتهای مالی درج شده و خیلیها ممکنه اون رو فقط بخونند و ازش رد بشن از یک سود ، و بررسی سیر تغییرات این عدد و رقمها برای یه دوره 10 ساله از سوی دیگه ، میتونه خیلی نکات مهم و کلیدی رو که پیدا نیست ، جلوی چشممون بیاره. از نتیجه کارم خیلی راضی­ام ؛ خدا رو شکر که وقت و انرژی که صرف کردم ، به درد خورد.

 

بد نسیت اگه میبینیم بین دو نفر کدورتی وجود داره پادرمیونی کنیم تا سوءتفاهمات حل بشه اما اگه برای اینکار روش مناسبی رو انتخاب نکنیم ممکنه مساله خیلی پیچیده­تر از قبل بشه. چند روز قبل از اینکه به سفر عتبات برم ، ناچار شدم در اداره اقدامی انجام بدم که باعث دلخوری یکی از همکارانم شد. مطمئن بودم و هستم که کارم 100% درست بود. با اینکه میدونستم کار درستی انجام میدم اما برای حفظ حرمتها و برخی مصالح درون سازمانی ،اینکار رو بی سر و صدا انجام دادم تا بیخودی حاشیه­ای پیش نیاد. علیرغم همه­ی تمهیداتی که اتخاذ کردم ، بین من و اون همکارم گفتگوی نسبتا" تندی روی داد. وقتی خواستم برم عتبات با پیامک از ایشون هم خداحافظی کردم اما پاسخ تندی بهم داد. به این پاسخ محل نذاشتم و دوباره براشون نوشتم که به ایشون اعتقاد دارم و بخاطر برخی رفتارهای مثبت و شایستگی­هایی که ازشون دیدم ، بهشون علاقه دارم  و خودم رو دوستشون میدونم؛ پیامی که پاسخی نداشت.

وقتی از سفر برگشتم ، دیدم همون رفتار سرد و بی محلی ادامه داره. من هم دیگه بیخیال شدم. تا اینکه دو سه روز قبل یکی از همکاران دیگه وقتی متوجه این موضوع شد سعی کرد کاری کنه ما دو تا با هم حرف بزنیم اما نتیجه­ی این اقدام و روشی که برای اینکار اتخاذ کرد این شد که ، یه گفتگوی بسیار تند و شدیدالحن بین ما دو نفر رخ داد!!! ناراحت (دیگه نیازی نبود مثل دفعه قبل خونسرد و آروم باشم. هر چیزی حد و اندازه­ای داره). خلاصه ، اگه تا قبل از این پادرمیونی 40-30 درصد احتمال داشت مشکل بین ما دو نفر حل بشه ، حالا شرایط طوری شده که دیگه 1 در 1000 هم چنین احتمالی برای آینده نزدیک وجود نداره!! البته میدونم که گذشت زمان همه چی رو حل میکنه. من هم آدم کینه­ای نیستم و بیخودی ذهنم رو از افکار منفی پر نمیکنم چرا که میدونم جمع شدن افکار منفی بیش از همه به جسم و روح خود من صدمه میزنه.

به هر حال اگه خواستین یه موقع بین دو نفر صلح برقرار کنید ، از روشی استفاده کنید که به جنگ تمام عیار منتهی نشه!! چشمک یه همکاری داشتم که بازنشسته شده و تعریف میکرد با همسرش تصمیم گرفته بودند که اختلاف بین یه زن و شوهر از نزدیکانشون رو حل کنند. جلسه­ای تشکیل دادند و در پایان جلسه ، دو طرف تصمیم گرفتند از هم جدا بشن و طلاق بگیرند!!!! تعجب این هم یه مدلشه دیگه.


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٩ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

صبح امروز در جلسه هیات مدیره گروه کوهنرودی شهرداری یه تصمیم گرفتیم که میشه گفت سرآغاز انحلال کامل این گروه خواهد بود. راستش با کمال تاسف باید بگم که عده­ای اندک که ارزشها رو از دیدگاه بسته و افکار منجمد و متحجرانه­ی خودشون تعبیر و تفسیر میکنند و برای حفظ به اصطلاح ارزشهای اسلامی ، از هیچ دروغ  و تهمت و افترائی رویگردان نیستند و براشون آبروی دیگران با آب جوی فرق نداره از یه سو ، و عده­ای اندک دیگه که نصیحتهای صریح و غیر صریح مسئولین گروه رو نخواستند بشنوند و راه خودشون رو رفتند تا بهونه به دست اندک متحجرین بدهند از سوی دیگه با کمک هم باعث شدند تا امروز عطای فعالیت این گروه رو به لقاش ببخشیم و اصلا" از فکر کار کردن برای این گروه منصرف بشیم.

بیش از یک ساله که بدلیل مشغله کاری زیاد ، فرصتهای کمی برای حضور در برنامه­های گروه داشتم اما از همین اندک فرصتها هم برای حضور در جمع دوستان و روحیه گرفتن از بودن در طبیعت استفاده کردم. من مناطق زیادی رو میشناسم که برای تفریح و تفرج و ورزش خانوادگی مناسبه و خودم بارها و بارها به این مناطق رفتم اما علاقمند بودم دیگران رو هم در این نشاط باطنی شریک کنم.

عمق اعتقادم به گروه کوهنوردی و دوستان حاضر در اون اونقدر زیاد بوده و هست که همیشه ترجیح دادم همراه با همسرم و اعضای خونواده در این جمع باشم و به دیگر دوستان غیر اداریم هم توصیه کردم به جمع ما بپیوندند. اما خوب چه میشه کرد ؛ همیشه رویدادها اونطور که انتظار داریم پیش نمیره. دوست و همکار ارجمندم جناب آقای نداف زحمت زیادی برای این گروه و ارتقاء فعالیتهاش کشیدند ، اما کو قدردان و حامی؟!

امروز تصمیم گرفتیم تا اطلاع ثانوی تمام برنامه­های بیرون شهر گروه رو به حال تعلیق دربیاریم تا ببینیم این اقدام چقدر برای به اصطلاح حفظ ارزشها موثر است!!! بی تعارف بگم بی میل نیستم که حتی برنامه­های عادی صفه هم لغو بشه (در آینده بسیار نزدیک به اینجا هم خواهیم رسید). با این رویکرد احتمالا" اون حافظان ارزشها میتونند امیدوار باشند که سند یه ویلای دوبلکس توی مرداویج بهشت به نامشون صادر میشه!! اما دور نیست اون زمانی که این کوته فکران بفهمند و درک کنند که این بهشت خیالی اونها با بهشتی که خدا و پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وسلم وعده داده ، زمین تا آسمون با هم فرق داره و راه رسیدن به بهشت واقعی 180 درجه با مسیری که اینها دارن طی میکنند اختلاف سمت داره (ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی ، این ره که تو میروی به ترکستان است). بعضی از اونهایی که مدعی داشتن دغدغه ارزشها هستند ، دوست دارند مدال طلای شنا رو داشته باشند اما در عین حال نمیخوان بدنشون موقع شنا خیس بشه.... بگذریم. هر چه بود ، گذشت و تموم شد.

بعد از ظهر امروز پس از چهار هفته دوری از کوه و 17 روز بیماری ، به همراه همسرم عازم قله صفه شدیم. آهسته قدم میزدیم و ظرف 75 دقیقه رسیدیم روی قله. باد نسبتا" شدیدی میوزید اما شرایط جوی عالی بود و بخاطر تمیز بودن آسمون ، منظره غروب خورشید جالبی رو هم شاهد بودیم. جدی حیف نیست بجای لذت بردن از این همه زیبایی ، وقتم رو صرف حاشیه­هایی کنم که هیچ ارزشی نداره؟


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

در طی ماه صفر ، هر شب از هلال ماه عکس میگرفتم. یه جورایی اینکار در ارتباط با آرزوی سفرم به عتبان هم بود.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

رصد منظم و یا عکاسی هدفمند از ماه و اهله ماه (تغییر شکل ظاهری ماه در آسمون) میتونه جزئیات جالبی از خصوصیات این نزدیکترین همسایه آسمونی کره زمین رو برامون آشکار کنه.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی
قالب وبلاگ