خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

جمعه­ی گذشته به همراه همسرم و جمعی از دوستان سفری کوتاه به منطقه­ی فریدن داشتیم. هدف گشت و گذاری بود و چیدن آویشن فریدن که از نظر عطر و طعم برتری خاصی نسبت به آویشن شیرازی داره. عکسهایی از این برنامه رو در روزهای آتی در این کلبه درویشی قرار میدم.

رایزنی و گفتگوهام با دست اندرکاران و پیشکسوتان کوهنوردی استان کماکان ادامه داره. امروز و فردا بنا است با تعدادی از پیشکسوتان و منتقدان و دست اندرکاران فعلی دیدار داشته باشم. افراد دیگری رو هم طی این هفته و هفته آینده ملاقات میکنم و انشاءالله حداکثر تا پایان اردیبهشت ماه ، ترکیب نهایی هیات استان مشخص میشه.

چهارشنبه این هفته ، جلسه تودیع و معارفه خواهیم داشت. دوباره باید تاکید کنم که نیاز مبرم امروز ما ، همدلی و همزبانی است (همون شعار سال که توسط مقام معظم رهبری مد ظله العالی عنوان شده است). متاسفانه هنوز هم برخی افراد معدود تندروی میکنند. تصور و اصرار بنده بر اینه که در یه محیط آروم و بدور از تندروی ، بهتر میشه سره رو از ناسره تشخیص داد و نتایج عملکردها سنجیده و میزان صحت رفتارها و تصمیمات رو تعیین کرد. جلسه­ی چهارشنبه ، جلسه وحدت و همدلی کوهنوردی استان است و میزبان این جلسه هم بنده هستم. امیدوارم تمامی مدعوین محترم این جلسه ، با حضور خردمندانه ، متین و صبورانه­ی خودشون این فرصت رو ایجاد کنند تا با کمک هم ، قطار کوهنوردی استان رو در مسیری صحیح و با شتاب زیاد به حرکت دربیاریم ؛ انشاءالله


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

بعد از ظهر دیروز و قبل از اینکه برای تمرین بولدرینگ و صعود و فرود با ابزار به ایستگاه 12 آتش­نشانی برم ، جلسه­ای با هیات رئیسه و مسئولین کارگروه­های هیات کوهنوردی استان داشتم تا آشنایی بیشتری با همکارانم پیدا کنم و در عین حال ببینم نوع نگاه این بزرگواران و روش برنامه­ریزی اونها در حیطه­ی مسئولیتشون چه جوریه. با یه جلسه­ی 2 ساعته نمیشه به یه جمع­بندی و قضاوت رسید اما دیروز خیلی برام روشن و ملموس بود که در چه زمینه­هایی هیات خیلی خوب و با برنامه کار کرده و در چه مواردی ضعف داریم و باید تغییراتی بعضا" بنیادین انجام بدیم. این جلسات و رایزنی­ها کماکان ادامه داره و بزودی با مسئولین هیات­های شهرستان­ها و همینطور سرپرستان گروه­های فعال و ثبت شده دیدار و گفتگو خواهم داشت. نتیجه­ی اولیه­ی این گفتگوها ترکیب نهایی کادر هیات استان رو مشخص خواهد کرد. بزرگوارانی به ترکیب کنونی اضافه خواهند شد ، برخی در مسئولیت کنونی ابقاء میشن و ممکنه جابجائی­هایی هم لازم باشه. وقتی ترکیب کادر اجرایی هیات نهایی شد ، تعیین اهداف بلند مدت چهارساله و برنامه­ریزی برای یک سال آینده رو آغاز خواهیم کرد.

 دو روز دیگه سالروز میلاد حضرت مولی الموحدین اسدالله الغالب امام علی ابن ابیطالب علیه­السلام است که همینجوری و بصورت غیر رسمی (بدون درج در تقویم) به نام روز پدر نامیده میشه. این هم قسمت ما پدرها است که در تقویم روز زن ، روز دختران و روز جوان داشته باشیم اما متولیان یادشون رفته که پدر هم یکی از عناصر خانواده است. بگذریم.... در مورد پدر زیاد گفته شده اما اینبار میخوام یه جور دیگه بگم. بعضی وقتا به عنوان یه مرد و یه پدر به خانمها و مادرها حسودیم میشه ؛ اساسی.....

حسودیم میشه که اونها خیلی راحت و ساده میتونند عواطف و احساساتشون رو بروز بدند اما ما مردها و پدرها در حالی که در دلمون کلی احساس و عشق و محبت به خانواده و فرزندانمون داریم ، یا بلد نیستیم و یا ابهت ذاتی مردانه و پدرانه بهمون اجازه نمیده این احساسات رو نمایان کنیم و برا همین ممکنه بهمون بگن بی عاطفه....

حسودیم میشه که اونها خیلی راحت میتونند گریه کنند و اشک بریزند و خالی بشن اما ما مردا و پدرا ناخودآگاه تودار هستیم و بغضمون رو فرو میدیم و اگه اشکی هم داریم اون رو در خلوت جاری میکنیم تا مبادا اعضای خانواده و فرزندانمون با دیدن اشک ما ، حس کنند که ستون خانواده دچار تزلزل شده و داره شکسته میشه....

حسودیم میشه که فرزندان از مادران توقعی جز مهر و محبت ندارند اما در مقابل ما مردا و پدرا خودمون رو در معرض کلی انتظارهای جورواجور میبینیم که باید برآورده کنیم. شاید خیلی از مواقع حتی فرزندان یا اعضای خانواده انتظاراتشون رو به زبان نیارند اما باز هم ما مردا و پدرا خودمون رو همیشه و همیشه مسئول میدونیم که باید بهترین­ها رو برای عزیزانمون فراهم کنیم ؛ حتی اگه در راه تهیه و فراهم کردن این بهترین­ها ، کمر خودمون خم بشه....

آره...... این حسودیها هست. اما در مقابل ، وقتی که نتیجه­ی کار و تلاشمون باعث نشوندن یه لبخند ساده روی لبان همسر و فرزندانمون میشه ، این حسادت­ها جای خودش رو به آرامشی درونی و رضایت خاطری بی نظیر میده که قابل توصیف نیست.

با اینکه مرسوم شده که دیگران این روز رو به ما تبریک بگن ، اما میخوام پیش دستی کنم و در اینجا از همسر و فرزندانم تشکر و قدردانی کنم که همیشه بگونه­ای با من رفتار کردند که خوشحال بودم که یه همسر و یه پدر هستم.

بخش زیادی از رضایت خاطر و آرامش درونی رو (که سالهاست از اون بهره میبرم ) مدیون این عزیزان هستم. براشون آرزوی سلامتی و بهروزی و موفقیت دارم. هیچ چیزی برای ما مردا و پدرا مهمتر و ارزشمندتر از این نیست که موجبات آسایش همسرمون رو فراهم کنیم و رشد و تعالی فرزندانمون رو ببینیم.....

با اینکه قریب 20 ساله که خودم پدر شدم ، اما جای خالی پدرم همیشه ناراحتم کرده و روزی نیست که به یاد اون بزرگوار نباشم. روحش شاد.... امیدوارم ازم راضی باشه. الان خیلی خوب میتونم بفهمم که چه فداکاری­های بزرگی برای ما کرده بود. خودش شکست تا ما راست قامت بمونیم....

از من به شما نصیحت ؛ قدر پدرتون رو بدونید و مقامش رو بزرگ نگهدارید و حرمتش رو حفظ کنید. وقتی پدر نباشه ، اگه کوه هم باشید ، خواهید شکست....


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

با جابجایی گل Calandrinia Grandiflora از سایه­انداز داخل گلخونه به حیاط (جایی که آفتاب متوسطی بهش میتابه) این گیاه رشد خیلی خوبی پیدا کرده و گلهای زیباش به تعداد نسبتا" زیاد دارن خودنمایی میکنند.

انشاءالله اگه شرایط به همین خوبی پیش بره و مشکلی بوجود نیاد ، امسال بذرگیری خوبی خواهم داشت و کشت مجدد این بذرها رو یک ماه زودتر از سال قبل (اواخر امرداد ماه) انجام میدم تا در فروردین ماه سال آینده دوباره شاهد گل­افشانی زیباش باشیم..

سال گذشته وقتی گلخونه رو مرتب میکردم ، چندین کوزه کوچیک گل بابونه رو (که حدود 12 سالی میشه دارم اون رو تکثیر میکنم) به یه گلدون بزرگ پلاستیکی منتقل کردم. نتیجه­ای که از اینکار گرفتم فوق­العاده شده:

یه گلدون با صدها گل زیبا و خیلی خیلی با دوام

 

گل رز که دیگه گفتن نداره. چند بوته از این گل رو داریم که ماشاءالله گلهایی به اندازه یه پیش دستی برامون به ارمغان میاره و زینت دهنده­ی باغچه کوچیک و نقلی حیاطمون میشه. برای استفاده از مواهبی اینچنینی ، لازم نیست حتما" باغی داشته باشیم یا حیاط بزرگی. خیلی وقتا ، خیلیها آرامشی رو از یه بوته گل و یا یه گلدون کوچیک بدست میارن که دیگران حتی تصورش رو هم نمیتونند بکنند. این نگاه و احساس ما است که به ما آرامش میده و نه مادیات ما.....

شنبه­ای که گذشت به همراه همسرم و چند نفر از همکاران و دوستان ، مسیر دره بارون رو در صفه طی کردیم. مدت زیادی از آخرین باری که از این مسیر عبور کردم میگذره. این مسیر رو خیلی دوست دارم. تنوع حرکتی در این مسیر بسیار مناسبه و البته ، بخاطر ویژگی خاص کوه صفه (فرسودگی زیاد و احتمال فراوان کنده شدن سنگها) تمرکز و تسلط در حرکت در تمام مسیرها (از جمله این مسیر که شیب نسبتا" تند و پرتگاه­های عمیقی داره) الزامی است. این همیشه سرلوحه­ی کارم بوده که ضمن حفظ سلامتی ، از حضور و حرکت در کوه و طبیعت بهره­مند بشیم و لذت ببریم.

پیش از ظهر یکشنبه 6 اردیبهشت حکم مسئولیتم توسط ریاست محترم فدراسیون امضاء و ابلاغ شد تا رسما" کارم رو در هیات کوهنوردی استان اصفهان آغاز کنم. اولین برنامه­ای که تصمیم گرفتم انجام بدم برگزاری یک جلسه تودیع و معارفه در یکی از روزهای آخر هفته آینده است. بنا دارم تا تمامی بزرگانی که طی دوران مختلف ریاست هیات کونوردی استان رو بر عهده داشتند و هر یک سهمی در رسیدن کوهنوردی استان به جایگاه کنونی داشته­اند رو برای حضور در این جلسه دعوت کنم. دیگر مدعوین این جلسه عبارت خواهند بود از:

تعدادی از مسئولین و متولیان محترم امر ورزش استان

پیشکسوتان ارجمند کوهنوردی و سنگنوردی

اعضای محترم کنونی هیات رئیسه هیات کوهنوردی استان

مسئولین محترم کارگروه­های هیات استان

مسئولین محترم هیات شهرستان­ها

مربیان محترم

سرپرستان گروه­های کوهنوردی سطح استان به همراه یک نفر از ورزشکاران برجسته­ی هر گروه

قهرمانان کوهنوردی ، سنگنوردی ، غارنوردی و سایر رشته­های مرتبط در سطح استان

نیاز امروز جامعه کوهنوردی استان ، همدلی و حمایت است. همه­ی ما باید پشتیبان هم باشیم و با حمایت از همدیگه ، حرکت در مسیر دشوار و پیچیده­ای که در پیش رومون است رو آسون کنیم. بی تردید پشتیبانی و حمایت به معنای چشم بستن بر کمبودها ، اشتباهات و خطاها نیست اما به نظر بنده ، اگه فضای همدلی و حمایت و پشتیبانی وجود داشته باشه میتونیم با دیدی بازتر و بدون پیش داوری و یا خدای نکرده غرض­ورزیهای شخصی ، عملکردها رو مورد ارزیابی قرار بدیم و راهکاری برای حل مشکلات و خطاها بیابیم تا از تکرار احتمالی اونها در آینده جلوگیری بشه.

در جلسه هفته­ی آینده از زحمات و خدمات تمامی رؤسای سابق هیات کوهنوردی استان بویژه جناب دکتر غلافگر تجلیل خواهیم کرد. ما در این جلسه نشون خواهیم داد که اگر احیانا" نقدی به عملکردی وجود داره در عین حال حرمت بزرگان رو حفظ می­کنیم و قدردان زحمات و خدمات دست اندرکاران و متولیان امر کوهنوردی استان هستیم

عیب می جمله بگفتی ، هنرش نیز بگوی

این جلسه همچنین فرصتی خواهد بود تا بنده بصورت چهره به چهره با دست اندرکاران کوهنوردی استان آشنایی بیشتری پیدا کنم و نیز عرایضم رو در خصوص برنامه­هایی که در مجمع عمومی هیات استان ارائه دادم ، به سمع و نظر همنوردان گرامیم برسونم. بنده به استفاده از خرد جمعی و مشارکت دادن تمامی کوهنوردان در برنامه­ریزی ، تبیین فرآیندها و سازماندهی فعالیتهای هیات اعتقاد کامل و راسخ دارم و انشاءالله تا زمانی که عمری برام باشه و در این سمت بمونم ، همین روش و روحیه رو حفظ خواهم کرد.

مقدمات برگزاری این جلسه در حال فراهم شدنه و انشاءالله بزودی دعوت­نامه­ها رو ارسال میکنیم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

روز گذشته مجمع عمومی هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان اصفهان با حضور کلیه اعضاء از جمله ریاست محترم فدراسیون و مدیرکل محترم ورزش و جوانان استان و نماینده وزارت ورزش و جوانان برگزار شد. از جمع 6 کاندید سمت ریاست هیات ، بک نفر با عدم حضور در مجمع انصراف داد و 5 نفر باقی موندیم. جوی دوستانه و مطلوب در بین کاندیداها وجود داشت که البته همون چیزی است که از کوهنوردان انتظار میره. کاندیداها برنامه­ها و نظرات خودشون رو بیان کردند و حدود ساعت 12:20 رأی گیری آغاز شد. 12 نفر از 17 عضو محترم مجمع به بنده و برنامه­هایی که ارائه کردم رأی دادند و اداره­ی امور هیات رو برای یک دوره­ی چهار ساله به عهده­ام گذاشتند.

 

خوب میدونم که کار سخت و دشواری پیش رو دارم. توکل میکنم به خداوند متعال و از ائمه معصومین سلام­الله علیهم اجمعین مدد میطلبم و دست کمک و یاری به طرف تمامی فعالان ورزش کوهنوردی و شاخه های مرتبط با اون در استان دراز میکنم و امیدوارم با کمک و همیاری همدیگه و با پشتیبانی مسئولین محترم استان ، راهی رو بریم که افتخار آفرینی برای جامعه کوهنوردی استان و ترویج ورزش کوهنوردی در بین آحاد جامعه رو در پی داشته باشه ؛ انشاءالله

 

حرفهای زیادی برای گفتن دارم و حرفهای خیلی زیادتری هم هست که باید بشنوم. اونی که الان و بصورت مختصر باید بگم اینه که انشاءالله از تمام ظرفیت نیروی انسانی فهیم ، با تجربه ، فنی ، همقدم ، پر تلاش و پر توان کوهنوردی استان ، برای اداره­ی امور هیات استفاده میکنم و سعی میکنم با کمک دوستان ، دوستی و اتحاد رو به این جمع دوست داشتنی برگردونم.

همونطور که وعده کرده بودم ، متن گزارش رزومه و برنامه­هام رو در این کلبه­ی درویشی قرار میدم تا بیشتر با نظراتی که در مورد هیات کوهنوردی استان دارم آشنا بشین و اگر نقطه نظری در این رابطه دارین ، بنده رو از اون بهره­مند بفرمایید.

 

دریافت فایل PDF رزومه و برنامه



نوشته شده در تاريخ جمعه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

پنج­شنبه 3 اردیبهشت در دو موضوعی که بهش علاقه دارم ، دو رویداد مهم رخ خواهد داد ؛ دو انتخاب مهم و تاثیرگذار یکی در هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان اصفهان و دیگری در مرکز آموزش نجوم ادیب وابسته به شهرداری اصفهان

طبق دعوتنامه­ی صادره از اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان ، مجمع عمومی هیات کوهنوردی استان بنا است در ساعت 11 روز پنج­شنبه 3 اردیبهشت برگزار بشه. با انصراف دو نفر از کاندیداهای محترم ، شش نفر دیگه در عرصه انتخابات باقی موندند که عبارتند از:

-          جناب آقای رمضانعلی فرهادی کوشکی

-          جناب آقای مجتبی غلافگر

-          جناب آقای مصطفی استکی

-          جناب آقای ایمان احمدپور

-          جناب آقای آیت سهرابی

-          بنده

در روزها ، هفته ها و ماههای اخیر واکنش­ها و موضع­گیری­های مختلفی در سطح جامعه کوهنوردی استان در مورد این انتخابات مطرح و در مورد کاندیداها و نقاط قوت و ضعف موجود مطالبی بیان شده. من امیدوارم اعضای محترم مجمع عمومی هیات در زمان رأی دادن به یکی از کاندیداها ، فارغ از هرگونه حب و بغض ، علائق شخصی و گروهی ، توصیه و .... ، منافع عمومی جامعه کوهنوردی رو مد نظر قرار بدهند و با رأی خودشون به پیشرفت کوهنوردی و شاخه­های مرتبط با این رشته در سطح استان کمک کنند.

سرنوشت هیات کوهنوردی استان برای یک دوره چهار ساله در روز پنج شنبه مشخص میشه ، اما برای شخص بنده این انتخابات به معنای تعیین سرنوشتم نیست. همونطور که در یادداشت­های قبلی عرض کرده بودم احساس میکنم تجربه­ی مدیریتی که دارم میتونه در این برهه از زمان برای استفاده در هیات مفید باشه و با برنامه­هایی که در نظر دارم و نیز با مشارکت تمامی فعالان عرصه کوهنوردی استان ، انشاءالله اهداف تعیین شده رو به پیش خواهیم برد. چون صرفا" بر اساس یه احساس وظیفه و ادای دین به کوهنوردی وارد این عرصه شدم ، اگه در روز پنج­شنبه تونستم نظر مثبت اعضای مجمع رو جلب کنم ، خدا رو به خاطر این نعمت شکر میکنم و کمر همت می­بندم و کارم رو آغاز میکنم. اگر هم بزرگوار دیگری از جمع کاندیداهای محترم موفق به اینکار شد صمیمانه به ایشون تبریک میگم و خدا رو شکر میکنم که مسئولیتی از روی دوشم برداشته شد.

نتیجه انتخابات روز پنج­شنبه هر چی که باشه ، پس از پایان مجمع گزارش و برنامه­ای رو که در مجمع قرائت کردم در این کلبه ی درویشی منتشر خواهم نمود.

عصر پنج شنبه جلسه­ی دیگری خواهم داشت که در اونجا هم یه انتخاب مهم در پیش رو داریم ؛ و البته نه انتخابات

مرکز آموزش نجوم ادیب در شهریور ماه سال 1374 تأسیس شد. هم­ اینک پس از گذشت حدود 20 سال از آغاز فعالیت این مرکز نجوم غیر حرفه­ای ، زمان اون فرا رسیده تا نگاهی بندازیم به راهی که طی شده و مسیری که در پیش روی داریم. شرایط امروز مرکز و متغیرهایی که در ادامه فعالیت مرکز تاثیرگذارند نسبت به 20 سال پیش بسیار فرق کرده. عصر پنج­شنبه باید از بین دو مسیری که در پیش داریم یکی رو انتخاب کنیم تا رشد و شکوفائی آینده­ی مرکز تضمین بشه. در جلسه عصر پنج­شنبه از تمامی اعضای جدید و قدیم مرکز خواستیم که حضور داشته باشند و نظرشون رو در این رابطه بیان کنند. امیدوارم در این عرصه نیز با استفاده از خرد جمعی بتونیم گام مهمی برداریم و تصمیم درستی بگیریم ؛ انشاءالله


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

بنا به هماهنگی قبلی ، بعد از ظهر یکشنبه 30 فروردین برای رصد هلال رجب 1436 عازم کوه صفه شدیم. روزهای قبل شرایط جوی متغیر و متفاوتی رو شاهد بودیم ؛ از گرد و غبار فراوان تا هوای پاک و صاف و آفتابی ، و ابر و غبار و بارون.

 

این تغییرات شرایط جوی باعث شده بود که خیلی مطمئن نباشم که روز رصد با چه شرایطی مواجه میشیم ، اگرچه مشاهده داده­های هواشناسی و عکسهای ماهواره­ای تا حدی امیدوارم کرده بود که با هوای نسبتا" مناسب روبرو خواهیم شد.

 

ساعت 17:15 از ورودی صفه به همراه همسرم ، آقای تقی زاده و همسر محترم ایشون به طرف رصدگاه همیشگی به راه افتادیم و چون وسایلم زیاد و قدری سنگین بود ، نرم نرم رفتیم و حدود ساعت 18:20 به رصدگاه رسیدیم. مقداری چوب به همراه داشتیم و آتشی فراهم کردیم. دقایقی بعد آقایان کاظی و صادقی هم به جمع ما ملحق شدند و چای آتیشی رو مهیا کردیم. دقایقی تا غروب خورشید مونده بود که دوربین دوچشمی 15 در 80 رو روی سه پایه مستقر کردم. در افق غربی غبار نسبتا" زیاد اما با تراکم متفاوت در بخشها و ارتفاعات مختلف از افق مشاهده میشد. قدری نگران بودم که ممکنه زیاد شدن غبار حتی مانع رویت هلال با ابزار بشه. بحمدالله غلظت غبار زیاد نشد.

 

 

برای اینکه زمان سنجی مناسبتری داشته باشم ، ساعتم رو چند روز قبل با ساعت رسمی که از صدا و سیما اعلام میشه تنظیم کردم و چند بار اون رو کنترل کردم تا مطمئن بشم حتی ثانیه­ی اون هم تغییر نکرده. خورشید در ساعت 19:34:35 غروب کرد که این نشون میده ارتفاع موانع افق غربی فقط 0.2 درجه بود.

 

 

 

تصمیم داشتم رصد هلال رو از ساعت 19:50 آغاز کنم اما بخاطر اینکه با کاهش ارتفاع ماه ممکن بود هلال وارد غبار بشه ، کار رو زودتر شروع کردم. ساعت 19:42 پشت دوربین مستقر شدم. با استفاده از دوربین قطب نمادار ، سمت هلال رو مشخص و دوربین اصلی رو روی این نقطه متمرکز کرده بودم. با بالا آوردن سر دوربین و نشانه­روی بسمت هلال و قدری جستجو و تمرکز ، در ساعت 19:43:30 موفق به تشخیص هلال شدم که کم سو و زاویه ساعتی اون از حدود

3.5 تا 6.5 بود.

 

بتدریج وضعیت رویت هلال مناسبتر میشد و همراهانم یکی بعد از دیگری موفق به رویت هلال با ابزار میشدند. در ساعت 19:51 هلال رو با دوربین 7 در 35 رویت کردم. در ساعت 19:57 با تمرکز بر روی موقعیت هلال موفق به رویت هلال با چشم غیر مسلح شدم. کار عکاسی از هلال رو هم آغاز کردم و چندین عکس از این کمان زیبا گرفتم.

 

 

آخرین رویت هلال با ابزار رو در ساعت 20:15:45 انجام دادم و بعد از اون هلال در غبار متراکم نزدیک افق ناپدید شد. حلول ماه رجب بر تمامی دوستان گرامی خجسته و مبارک باد. انشاءالله همه بتونیم از برکات این ماه بهره­مندو آروم آروم آماده استقبال از ماه مبارک رمضان بشیم.

 

گزارش رصد هلال رجب المرجب 1436

تاریخ رصد: یکشنبه 30 فرودین 1394 ، 29 جمادی الثانیه 1436 ، 19 آوریل 2015

محل رصد: کوه صفه اصفهان (عرض 32:35:26.78 شمالی ، طول 51:38:14.36 شرقی ، 2080 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد)

رصدگران: خانمها و آقایان حبیبی ، پودزر ، کاظمی ، صادقی ، تقی زاده و بوژمهرانی

ابزار: دوربینهای دوچشمی 15 در 80 ، 7 در 50 قطب نمادار و 7 در 35 ، دوربین عکاسی

 

پارامترهای هواشناسی (سطح شهر اصفهان)

دما:22.8 درجه سانتیگراد (درجه حرارت محل رصد حداقل 6 درجه کمتر بوده است.)

رطوبت: 13 درصد

فشار: 842 میلی بار فشار جیوه

سرعت وزش باد: 18 کیلومتر بر ساعت

عمق دید افقی: حدود 10 کیلومتر

 

وضعیت آسمان افق غربی

غبار رقیق با تراکم متفاوت تا ارتفاع حدود 4 درجه

 

غروب محاسباتی خورشید: در ساعت 18:35:47

غروب ظاهری خورشید: در ساعت 18:34:35

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با دوربین دوچشمی 15 در 80 (مختصات مکان مرکزی بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 18:43:30

ارتفاع هلال: 7.193 درجه

جدائی زاویه­ای ماه و خورشید: 10.963 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 5.297 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.30 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.07 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 365994.01 کیلومتر

سن هلال: 20 ساعت و 17 دقیقه پس از مقارنه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با چشم غیر مسلح (مختصات مکان مرکزی بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 18:57:00

ارتفاع هلال: 4.514 درجه

جدائی زاویه­ای ماه و خورشید: 11.088درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 5.453 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.31 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.09 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 366030.60 کیلومتر

سن هلال: 20 ساعت و 30 دقیقه پس از مقارنه

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

سحرگاه امروز برای رویت هلال صبحگاهی جمادی­الثانیه 1436 بعد از نماز بطرف کوه صفه رفتم و در ورودی پارکینگ منتظر موندم تا هلال از پس ابرهای مرتفع افق شرقی بالا بیاد. 24 دقیقه از زمان طلوع ماه گذشت تا بلاخره هلال نمایان شد. چند دقیقه به عکاسی پرداختم و به طرف خونه به راه افتادم.

 

 

نزدیک خونه دوباره به آسمون نگاه کردم و دیدم منظره جالبی برای عکاسی فراهم شده. دوباره چند عکس گرفتم و خلاص! فکر کنم این عکس بهتر از عکس اول شده باشه.

 

 

این هلال نکته­ی خاص و ویژه­ای نداشت که بخواهم بهش اشاره کنم الا اینکه این اولین هلال صبحگاهی سال 1394 بود!

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۸ فروردین ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

دی ماه سال 1385 توی مرکز آموزش نجوم ادیب جمع شدیم تا یکی از دوستان عزیز و عضو قدیمی مرکز رو برای سفر به کشور کانادا بدرقه کنیم.

 

 

آقای علی فروغی جزو یکی از بهترین و با اخلاق­ترین اعضای مرکز ادیب هستند که در همون ماههای اولیه تاسیس مرکز به عضویت مرکز دراومدند و سالها به فعالیت نجوم مشغول بودند. ایشون تحصیلات عالی رو در دانشگاه صنعتی اصفهان در مقطع کارشناسی و دوره کارشناسی ارشد رو در دانشگاه صنعتی شریف گذروندند. قسمت این بود که برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری عازم خارج بشن. علی آقا تشریف بردند و حدود دو سال پیش مدرک دکتری رو اخذ کردند.

 

دیروز توی اداره وقتی مشغول کار بودم ، یه دفعه علی آقا رو دیدم که دم در ایستاده!!! با تعجب و خوشحالی به استقبالش رفتم. سالها از آخرین ملاقاتمون میگذره. چند دقیقه با هم صحبت کردیم و ازش دعوت کردم اگه وقتش اجازه میده ، به منزلمون تشریف بیارن تا ساعتی رو دور هم باشیم و یادی از گذشته کنیم.

یه عضو دیگه­ی مرکز که ایشون هم از بهترین و قدیمیترین اعضای مرکز هستند و در همون روزهای اول به عضویت مرکز دراومدند ، آقای سید حسین میر هستند. ارتباط خانودگی ما با آقای میر و خانواده محترمشون بسیار نزدیک و صمیمانه است. به علی آقا پیشنهاد کردم تشریف بیارن منزل و از حسین آقا هم دعوت میکنم ایشون هم بیان تا جمعی ادیبانه! (اعضای قدیمی مرکز ادیب) داشته باشیم.

 

بحمدالله این دعوت از طرف هر دو بزرگوار پذیرفته شد. زمانی خوشحالی من بیشتر شد که دیدم علی آقا به همراه پدر بزرگوار ، مادر ارجمند و برادر گرامیشون اومدند منزلمون. حسین آقا و همسرش گرامیشون هم تشریف آوردند و چند ساعتی رو در جمعی صمیمی و بی ریا گفتگو کردیم و در پایان هم عکسی به یادگار گرفتیم.

 

 

همیشه گفتم که دوران مدیریتم در مرکز آموزش نجوم ادیب جزو یکی از بهترین زمان­های عمرم بوده و خیلی از حضور در مرکز و ارتباط داشتن با خیل جوانان جویای علم و دانش بهره­های متعددی بردم. ثمره­ی این ارتباط این شد که برخی از بهترین دوستان طول عمرم رو در مرکز بدست آوردم و با برخی از اونها اونقدر صمیمی و نزدیک هستم که انگار از یه خونواده هستیم ؛ و علی آقا و حسین آقا از جمله این افراد هستند که برام عین برادرند. وقتی سعادت و خوشبختی این دوستان رو میبینم تمام وجودم رو شادمانی و سرور پر میکنه. خدا رو شاکرم که چنین دوستانی رو در مسیر زندگی من قرار داد. توفیق روزافزون هر دو گرامی و دیگر عزیزان و دوستان قدیمی که خاطرات فراوان و خوبی از اونها در مرکز ادیب دارم رو از درگاه خداوند متعال خواهانم ؛ آمین یا رب العالمین

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی

11 فروردین سال گذشته یک کوزه گل از گلخونه حاج علی زارع گرفتم که اسمش رو نمیدونستم اما گل زیبایی داشت. وقتی دوران گلدهی این گیاه به آخر رسید و به بذر نشست ، بذرش رو جمع­آوری کردم و ­25 مهر ماه این بذرها رو در 9 کوزه کاشتم. چندی بعد بذرها سبز شدند و از اونها نگهداری کردم تا اینکه بلاخره امروز (23 فروردین 94) بعد از گذشت حدود 6 ماه ، گلهای جدید این گیاه نمایان شد و همسرم زحمت کشیدند و از گلش عکس گرفتند :

 

 

امکانات جالب موتور جستجوگر گوگل این امکان رو برام فراهم کرد تا عکس جدیدی که گرفتیم رو مورد جستجو قرار بدم. خوشبختانه امشب تونستم اسم این گیاه رو بدست بیارم:

 

Calandrinia Grandiflora

 

با پیدا کردن اسم گیاه ، تونستم اطلاعاتی در موردش بدست بیارم که خیلی برام مفید بود. اینکه این گیاه به آفتاب کامل نیاز داره ، سرمای خیلی زیاد رو نمیتونه تحمل کنه ، از طریق بذر و تقسیم ریشه قابل تکثیره ، دوره گلدهیش تا نیمه و اواخر تابستونه ، دو رنگ صورتی و ارغوانی داره (گلهای ما از نوع ارغوانی است).

 

تا الان کوزه گلها رو در جایی قرار داده بودم که نورش نسبتا" کم بود. حالا اونها رو میارم توی حیاط جایی قرار میدم که قدری نور بیشتر داشته باشه ببینم نتیجه چی میشه.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٤ توسط علیرضا بوژمهرانی
قالب وبلاگ