خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

امروز تقریبا" تمام صبح تا ظهر رو استراحت کردم تا شرایط جسمیم بهتر بشه. دم دمای ظهر رفتم توی گلخونه و قدری به گلها رسیدگی کردم و بذر یه گل از خانواده شقایق رو توی 9 تا گلدون کاشتم تا انشاءالله برای بهار ، گلهاش شکوفا بشه.

 

غروب و سر شب با مقداری چوب و هیزم آتیش مناسبی درست کردم و وقتی به ذغال رسید ، منقل ذغال رو بردم توی گلخونه ، یه چای آتیشی درست کردم و دقایقی کنار این گرمای مطبوع و ملایم به نواهای مازندرانی گوش دل سپردم. فکر میکنم گلها هم از این موسیقی آسمانی لذت برده باشند. مقالات متعددی در این مورد دیدم و خوندم که گلها و گیاهان هم موسیقی رو درک میکنند و پخش موسیقی ملایم در فضای گلخونه باعث رشد مناسبتر گلها و گیاهان میشه.

 

میخوام شما رو هم در این حس خوب شریک کنم. چهار موسیقی که امشب گوش کردم رو براتون میذارم تا بشنوید. امیدوارم خوشتون بیاد.

 

موسیقی اول از استاد محمدرضا اسحاقی با عنوان صنم جان

 

موسیقی دوم موزیک آقای آریا عظیمی نژاد و صدای استاد محمدرضا اسحاقی

 

موسیقی سوم باز هم از استاد محمدرضا اسحاقی با عنوان زمستان

 

موسیقی چهارم از یه گروه مازندرانی که در استان سمنان برنامه اجراء کردند با عنوان ته محله سنگتراشان (این موسیقی ریتم شادی داره)

 

شاد و آسمانی باشید ؛ انشاءالله


نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

عمر این وبلاگ به 9 سال رسید. چه توصیه خوبی و ماندگاری به من شد وقتی دوستی گرامی نوشتن رو توصیه کرد. 9 ساله دارم مینویسم ؛ از همه چی و همه جا. خاطره ، شعر ، دیدگاههای اعتقادی و مذهبی و علمی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ورزشی و اقتصادی در حد بضاعت و درکم از رویدادها ، نتایج رصد ، عکس و عکاسی و خلاصه همه چی.

بطور متوسط هر روز بیش از 150 نفر به این کلبه ی درویشی تشریف میارن و قدم به چشم بنده میذارند. در برخی مناسبتها ی ویژه این رقم افزایش پیدا میکنه و در بالاترین رقمی که تابحال بوده به حدود 2500 بازدید رسیده. میدونم برخی دوستان گرامی و بستگان عزیز هر روز مهمون این کلبه هستند. خیلی از اونها مطالبم رو میخونند و در دیدارهای حضوری در مورد اونها با من صحبت میکنند اما کم هستند افرادی که برام پیام میذارند و نظراتشون رو بیان میکنند.

این وبلاگ الان برام حکم یه دفتر خاطرات پیدا کرده. وقتی در خرداد ماه سال 1392 بخاطر درج یه مطلب سیاسی ، وبلاگم برای مدت چند روز فیلتر شد و از دسترس خارج ، احساس کردم بخشی از زندگیم رو گم کردم. وقتی بعضی وقتا به مطالبی که قبلا" نوشتم مراجعه میکنم هم خاطراتم برام تداعی میشه و هم سیر تحول فکریم رو میتونم ببینم. همینطور وقتی نظراتی که دوستان و خوانندگان وبلاگ برام نوشتند رو میخونم ، هم میتونم تاثیر نوشته ها و نظراتم رو ببینم و هم از این نظرات بهره میبرم و راهنمایی میگیرم.

از تمامی دوستان و همراهانی که در این 9 سال قدم به قدم بنده رو در این کلبه درویشی همراهی کردند صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. اگر حرفی و یا نوشته ای داشتم که موجب رنجش خاطر دوستی و یا بیننده ای شده ، خاضعانه پوزش میخوام. هرگز نخواستم در مقام وعظ و نصحیت بنویسم چرا که دانش اینکار رو ندارم و خودم بیش از دیگران محتاج نصیحتم. هر چی گفتم و نوشتم ، فقط بیان نظرات شخصی بوده و بس.

در پایان تفعلی به دیوان حضرت حافظ میزنم و از انفاس قدسیش مدد میگیرم  جایی که میفرماید:

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

ز جام وصل می نوشم ، ز باغ عیش گل چینم

شراب تلخ صوفی­سوز بنیادم بخواهد برد

لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جام شیرینم

مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز

سخن با ماه میگویم ، پری در خواب می­بینم

لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران

منم کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم

چو هر خاکی که باد آورد فیضی برد از انعامت

ز حال بنده یاد آور که خدمتکار دیرینم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

بخشی از ترکیب­بند غدیریه اثر عارف واصل حاج میرزا حبیب خراسانی



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

تصمیم گرفتم روز آخر جشنواره میراث فرهنگی ناملموس رو به موسیقی اختصاص بدم. دو انتخاب داشتم که زمان اجرای مشترکی داشت و باید یکی رو انتخاب میکردم ؛ یکی موسیقی کهن کره جنوبی در فرهنگسرای خورشید و دیگری موسیقی مقامی نواحی ایران در تالار هنر. صد البته دومی رو انتخاب کردم ؛ نه اینکه از موسیقی ملل خوشم نیاد اما برای من موسیقی اصیلی مقامی ایران یه جایگاه بسیار بسیار ویژه داره.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

اجلاس بین المللی میراث فرهنگی ناملموس از روز پنج شنبه در اصفهان آغاز شده. یکی از مهمترین برنامه های این اجلاس ، جشنواره میراث فرهنگی ناملموس اقوام ایرانی است که در باغ غدیر اصفهان اجراء میشه. امروز از ساعت 09:15 تا ساعت 12:30 به همراه همسرم در باغ غدیر شاهد بخشهایی از این جشنواره بودیم که برامون بسیار بسیار جذاب بود.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۸ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

چند وقت پیش ، همکارانی از شهرداری یکی از شهرهای کرد نشین کشور برای بازدید از حوزه امورمالی شهرداری اصفهان ، به اصفهان تشریف آورده بودند و چند ساعتی میزبان این میهمانان گرامی بودم. یکی از آقایان این جمع  ، لباس سنتی و محلی کردی بر تن و کفش گیوه ای به پا داشتند. از دیدن ایشون در این تیپ و لباس خیلی لذت بردم  و به ایشون گفتم به شما تبریک میگم که پابند رسوم خودتون هستین. این بنده ی خدا گله هایی داشت که بخاطر پوشید لباس محلی کردی در محل کارش ، بعضا" مورد بی مهری قرار گرفته. شنیدن این حرف باعث تاسف عمیقم شد. به ایشون گفتم شاید بزودی بیام تا بازدید شما رو پس بدم. قول میدم وقتی اومدم به شهر شما ، اول میرم یک دست لباس کردی و کفش گیوه ای میخرم و بعد با این لباس برای دیدن شما به شهرداری خواهم اومد. گفتم که جزو آرزوها و افتخاراتم این بوده و هست که لباس کردی بپوشم....

امروز شدیدا" علاقمند بودم که لباس کردی بپوشم ؛ نه بخاطر قولی که به یه هموطن دادم ، بلکه بخاطر ابراز حمایت از پیشمرگان زن و مرد کردی که این روزها در شهر کوبانی با کمترین امکانات اما با عزمی راسخ و رشادتی کم نظیر مقابل ددمنشان نژادپرست داعشی ایستادگی میکنند. کاش میتونستیم و میشد به کمک این مردم بریم....


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

 

زمان : ساعت 19:37 روز دوشنبه 14 مهر 1393

 

دوربین: سونی مدل DSH-HX200V

 

میزان نوردهی: 2 ثانیه

 

فاصله کانونی: 23 میلی متر

 

نسبت کانونی: f/4.5

 

حساسیت: ISO 100

 

دوربین رو طوری قرار دادم که قرص ماه کاملا" پشت این برگ قرار بگیره و ساختار لبه ی برگ رو نمایان کنه.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

شنبه 12 مهر ماه جاری ، یکی از اساتید موسیقی مقامی ایران به دیار باقی شتافت....

 

 

استاد غلامعلی پور عطایی نوازنده چیره دست و استاد برجسته دوتار از دیار خورشید و جام و خاک (تربت جام - خراسان رضوی) در سن 73 سالگی دعوت حق رو لبیک گفت و علاقمندان به صدای پر سوز و گدازش و نوای دلنشین و روح افزای دوتار آسمانیش رو در غم و اندوه فرو برد. تصنیف مشهور " نوایی نوایی " از برجسته ترین کارهای این استاد بود که فکر نمی­کنم ، ایرانی رو بتونید پیدا کنید که این ترانه و تصنیف زیبا رو نشنیده باشه.

 

حدود 10 تا 15 سال پیش مرحوم پورعطایی در اصفهان برنامه داشتند و این فرصت رو پیدا کردم که از نزدیک شاهد هنرنمایی ایشون و فرزندشون باشم. طنین ساز استاد به واقع روح رو زنده میکرد..... یادش گرامی و روحش شاد

 

تصنیف "ساز شکسته " رو با صدای استاد و فرزندشون جمشید پور عطایی بشنوید

 

http://amehrani.persiangig.com/audio/pourataaii.MP3


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

عید قربان ، عید فانی شدن در بی نهایت ، بر شما خجسته باد

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی

فروردین ماه سال جاری وقتی برای بازدید به کارخانه کود کمپوست شهرداری رفته بودم ، بطور اتفاقی چند پرنده شکاری رو روی یکی از تیر برقهای اونجا مشاهده کردم. من که برای دیدن و عکاسی از این پرندگان با ابهت یه روز جمعه وقت گذاشته بودم و تا اردستان و زواره رفته بودم و آخرش هم دست خالی برگشتم ، برام خیلی جالب و هیجان انگیز بود که حالا در یکی از گوشه های همین شهر میتونستم اونها رو ببینم. همکارانم به من توضیح دادند که معمولا" در اواخر تابستان و اوایل پاییز تعداد زیادی عقاب به این محل میان. همون زمان تصمیم گرفتم تا در اوایل پاییز دوباره بیام و اینبار فقط به قصد عکاسی از پرندگان شکاری. پنج شنبه هماهنگیهای لازم رو انجام دادم و صبح امروز (جمعه 11 مهر) دقایقی بعد از طلوع خورشید خودم رو به این منطقه رسوندم.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۱ مهر ۱۳٩۳ توسط علیرضا بوژمهرانی
قالب وبلاگ