خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳٠ دی ۱۳۸٥

یک شنبه ، یک دی ، یک محرم

محرم از راه رسید و عطر حسینی در فضا پراکنده شده. از همه التماس دعا دارم. عکسهای قبلی من با موضوع محرم رو میتونید اینجا ببینید.




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٥

بامداد امروز یه بار دیگه موفق به دیدن هلال بحرانی ماه شدم. البته اینگونه هلالها فقط تا آذر ماه سال گذشته بحرانی بود. در اون زمان با رصد هلال ذیقعده 1426 فصل نوینی در بررسی رویت پذیری هلالهای دارای ضخامت زیاد و ارتفاع کم گشوده شد. امروز صبح هوا خیلی سرد بود. پس از بارش برف در روز سه شنبه ، همونطوری که پیش بینی میشد شرایط جوی مناسبی داشتیم. با تعدادی از دوستانم وعده کرده بودیم که در کوه صفه اصفهان به رصد هلال بپردازیم. پس از استقرار در محل ، با استفاده از موقعیت سیاره مریخ و یکی از ستاره های صورت فلکی قوس ، محل تقریبی که هلال ماه در ساعت 06:41 در اون قرار میگرفت رو پیدا کردم. دوربین دوچشمی خودم رو روی سه پایه بستم و اون رو به سمتی که تعیین کرده بودم نشانه روی کردم. اینکار در ساعت 06:16 انجام شد. تا ساعت 06:41 دیگه کاری نداشتم و به گفتگو با دوستان مشغول شدم. سرما آزار دهنده بود ( هر چند که تنپوش مناسبی برای بالا تنه داشتم اما پاهام در معرض سرما بود ). برای این رصد هم مثل رصد هلال ذیقعده یه صندلی آورده بودم که بتونم با تمرکز بیشتری رصد کنم. از ساعت 06:40 کار رصد رو شروع کردم. در ساعت 06:41:50 هلال ماه رو در میدان دید دوربینم تشخیص دادم. مثل همیشه زیبا و دلفریب....

دوستانم یکی پس از دیگری موفق به رویت این هلال شدند. اونچه که در هلالهای صبحگاهی مهمه ، تداوم رصد هلاله. آقای جواد رحیمی ( برادر دوست گرامیم آقای مهدی رحیمی ) موفق شد تا حدود  ساعت 06:59 هلال رو تعقیب کنه. من تا ساعت 06:57:30 هلال رو مشاهده کردم. در این زمان و وقتی که برای سفت کردن پیچ سه پایه برای لحظاتی چشم از پشت دوربین برداشتم ، هلال رو گم کردم و دیگه اون رو ندیدم. اگر سه پایه دوربینم مناسبتر بود میتونستم دقایق بیشتری ( و احتمالا" تا پس از طلوع خورشید ) رصدم رو ادامه بدم. ولی خوب ، همین مقدارش هم ارزشمند بود. در طول این 16 دقیقه ، بدلیل وجود لایه های رقیقی از غبار ، طول کمان هلال مرتبا" تغییر میکرد. یه بار هم هلال رو گم کردم اما چند دقیقه بعد دوباره پیداش کردم. فکر میکنم این دومین رصد مهم و با ارزشی باشه که در ماه ژانویه انجام میدم. سه سال قبل هم هلال مهم ذیحجه 1424 رو در ژانویه 2004 و در بردسیر کرمان رصد کرده بودم. در فصل زمستان سرمای هوا رصدگران رو دچار دردسر میکنه اما در مقابل شفافیت آسمان در زمستان بیش از هر زمان دیگری است و این کمک زیادی میکنه تا بتونیم هلال رو ببینیم. رصد هلال و دیدن چهره دلربای ماه همیشه شیرینه اما وقتی اینکار بصورت گروهی و در کنار دوستان انجام میشه ، لذتش بسیار بیشتر میشه. 

وقتی به خونه برگشتم ( و تا چند ساعت پس از اون ) هنوز سرما در پاهام وجود داشت. باید بیشتر مراقب باشم. در اینگونه مواقع بدلیل هیجان ناشی از رصد شاید متوجه نشیم که سرما داره به بدنمون آسیب میزنه. صبح زود که میخواستم از خونه بیرون بیام دنبال یه پوشش گرم برای پاهام بودم اما دم دست نبود و نمیخواستم اعضای خونواده هم بیدار بشند. انشاءاالله در رصدهای بعدی....




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٥

دیروز یه SMS دریافت کردم که هنوزم وقتی یادم اون میوفتم خنده ام میگیره. متنش این بود :

و خدا انسان را آفرید

پس ، شیطان را گفت بر آدم سجده کن

شیطان گفت : سجده نمیکنم

خدا او را گفت : to ghelat mikeni……

 

اونهایی که این لطایف رو میسازند بسیار خوش ذوقند و به قول رضا مارمولک " نمیدونیم این حرفا رو از کجاشون در میارند ؟! "




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٥

اگر مقداری الکل رو در ظرف محتوی آب بریزیم ، این دو بسرعت در هم حل میشن و دیگه بسادگی قابل تفکیک نیستند. اگه روغن رو بریزیم توی آب و شروع به همزدن کنیم ، تا زمانی که داریم این مخلوط رو هم میزینم به نظر میرسه اینها در هم حل شدند اما به محض اینکه کار همزدن رو متوقف کنیم خواهیم دید که هر کدوم از اونا بسرعت خودشون رو از دیگری جدا میکنند و در مرزبندی کاملا" مشخص از همدیگه قرار میگیرند. حالا اگه کمی الکل به این مخلوط اضافه کنیم و اون رو هم بزنیم ، آب و روغن تا حد بسیار زیادی با هم آمیخته میشن و توقف کار همزدن هم باعث نمیشه که آب و روغن در مرزبندی خاصی قرار بگیرند. الکل هم روی روغن تاثیرگذاره و هم خودش میتونه در آب حل بشه.

زندگی مشترک زن و مرد هم بعضی وقتا مثل آزمایش بالا میمونه. برای اینکه زندگی مشترک برای زن و مرد شیرین ، جذاب و جاودانه بشه باید نگاه اونها به زندگی تا حد امکان شبیه به هم باشه و به تعبیری ، باید با هم سنخیت داشته باشند ( همانند مثال آب و الکل ). اگه این خصوصیات مشترک اونها زیاد باشه آنچنان در هم حل شده و یکی میشند که شادی و غم هر یک از اونها ، شادی و غم  دیگری میشه. اما اگه این سنخیت وجود نداشته باشه ( همانند مثال آب و روغن ) ، جون به جون این زوج هم بکنند ، باز نمیتونند در زندگی مشترکشون موفق باشند. بر سر کوچکترین و پیش پا افتاده ترین مسائل ، زن و شوهر در مقابل هم صف آرائی میکنند. این جور زندگیها اگه تداوم هم داشته باشه فقط باعث رنج و عذاب طرفین و بی تفاوتی اونها نسبت به همدیگه میشه و هر کدومشون آرامش روحی رو در محیطی بجز خونه جستجو میکنند.

بعضی وقتای دیگه هم میشه که مثال زندگی مشترک همانند مثال آب و روغن و الکل خواهد شد ( مانند زندگی بسیاری از ما ). ممکنه اون سنخیت کامل و تام وجود نداشته باشه اما با اضافه شدن کاتالیزوهای مثبت مختلف به زندگی ، میشه زندگی رو تا حد زیادی شیرین ، جذاب و جاودانه کرد. چیزای زیادی میتونند نقش این کاتالیزور رو بازی کنند مثل گذشت ، فداکاری ، احترام متقابل ، عفت کلام ، خوشرویی ، مهر و محبت ، توجه مثبت به نکات ریز زندگی ، گفتگوهای ساده ی عاشقانه ( که متاسفانه بیشتر زن و شوهرها فکر میکنند این حرفها فقط بدرد دوره نامزدی میخوره اما تاثیر این کلمات در دوران زندگی مشترک بسیار بسیار بیشتر از دوران نامزدی است ) ، فرزند ، بستگان ، دوستان و ......

بهتره همه در انتخاب همسر و یار یگانه زندگیشون اولا" به داشتن سنخیت با طرف مقابلشون توجه ویژه داشته باشند و ثانیا" پس از آغاز زندگی مشترک ، از نقش بی همتای کاتالیزورهای مثبت غافل نشند. کاتالیزوهای منفی هم داریم که نیازی به توضیح ندارند. بعضی از این نوع کاتالیزورها میتونند یک زندگی شیرین رو به یکباره نیست و نابود کنند. مطمئنا" اگر زن و مرد نقش خودشون رو در زندگی بخوبی ایفا کنند هیچ وقت شاهد بروز مشکلی در زندگیشون نخواهند بود.




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳۸٥

میخوام برای یه موضوعی مثالی پیدا کنم که زیبنده باشه ، اما چون فکرم مشغوله ، یه خورده برام سخته. برا همین اولین مثالی که به ذهنم رسیده رو میگم. شرمنده که الان نمیتونم بهتر حرف بزنم.

بعضی چیزا هستند که در درونشون یه انرژی نهفته ای وجود داره ، مثل فنر جمع شده مثل برخی مواد شیمیائی و .... اگر به این چیزا یه مقدار انرژی وارد بشه ، انرژی نهفته ی درونیشون رو آزاد میکنند، انرژی که به مراتب از انرژی دریافتیشون بیشتر و عظیمترست.

برخی آدما هم همینطور هستند. تقریبا" همه ی آدما انرژی مهر و عشق رو در درونشون بصورت نهفته دارند. اما فقط گروهی از اونا هستند که به دلایل مختلف ، انرژی درونیشون آزاد میشه. این آدما تا وقتی انرژی درونیشون آزاد نشده باشه ، دنبال کسب انرژی هستند اما وقتی سیل مهر و عشق درونشون رها میشه ، خودشون انرژی بخش میشند.

برخی دوستیها هم همینطوره. من در بسیاری از موارد ، از دوستانی انرژی مثبت فراوون دریافت کردم که شاید تا چندی پیش فکر میکردند این من هستم که دارم به اونها انرژی میدم. آدما در وجودشون قدرتهای بزرگی نهفته شده. فقط باید اون رو درک کنند و راه رها کردن اون انرژی رو پیدا کنند....

دور زدم گرد جهان سر بسر

در پی آن یار که در خانه بود

خانه چو ویرانه شد آمد بدست

گنج نهانی که به کاشانه بود

کسانی که عاشق میشند ، خراب میشند ( یعنی با تمام وجودشون غرق در معشوق میشند و خودیّت خودشون رو دیگه نمی بینند ). این کلید رها شدن نیروی عظیم درونی انسانهاست. مهر و علاقه خارج از حد بیان خداوند به بندگانش باعث میشه که در طول زندگی بارها و بارها این کلید بر سر راه ما انسانها قرار داده بشه. بعضیها به اون توجه میکنیم و بعضیها بی تفاوت از کنار اون میگذریم. هر چه که هست ، مهر و عشق یه موهبت الهی و آسمانی است که بر زمینیان نازل میشه...




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٥

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود

اگر دفتر خاطرات طراوت

پر از رد پای دقایق نبود

اگر ذهن آیینه خالی نبود

اگر عادت عابران بی خیالی نبود

اگر گوش سنگین این کوچه ها

فقط یک نفس می توانست

طنین عبوری نسیمانه را

به خاطر سپارد

اگر آسمان می توانست ، یکریز

شبی چشمهای درشت تو را جای شبنم ببارد

اگر رد پای نگاه تو را

باد و باران

از این کوچه ها آب و جارو نمی کرد

اگر قلک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد

اگر آسمان سفره ی هفت رنگ دلش را

برای کسی باز می کرد

و میشد به رسم امانت

گلی را به دست زمین بسپریم

و از آسمان پس بگیریم

اگر خاک کافر نبود

و روی حقیقت نمی ریخت

اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد

اگر کوهها کر نبودند

اگر آبها تر نبودند

اگر باد می ایستاد

اگر حرفهای دلم بی اگر بود

اگر فرصت چشم من بیشتر بود

اگر می توانستم از خاک

یک دسته لبخند پرپر بچینم

تو را می توانستم

ای دور

از دور

یک بار دیگر ببینم..... 

(شعر از قیصر امین پور)




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٦ دی ۱۳۸٥

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ......

سه شنبه شب گذشته پدر همسرم بدلیل یک بیماری ناگهانی در بیمارستان بستری شد..... بامداد چهارشنبه خواب دیدم که ایشون از دنیا رفته اند..... اندک زمانی پس از غروب روز چهارشنبه به من گفتند سریعا" به بیمارستان برویم..... وقتی رسیدم فقط گریه بود و گریه..... دادن خبر درگذشت ایشون به همسرم برام سخت تر از شنیدن اصل خبر بود..... خیلی این پا و اون پا کردم. مونده بودم از کجا شروع کنم و چه جوری بگم. دیدن چشمهای قرمز فرزندانم که از روی تعصب و غیرت نمیخواستند من اشکهاشون رو ببینم خیلی سخت بود...... اون مرحوم انس و الفت زیادی با من داشتند. هنوز بسختی میتونم با این واقعیت کنار بیام.

دنیا همینه ؛ محلی برای سکونتی موقت. همه اینجا رهگذرند و توقفشون دائمی نیست. اونی که از آدم باقی میمونه فقط یاد و خاطره ست. کاش آدما نسبت به هم مهربون بودند. کاش قدر همدیگه رو میدونستند. نمیدونیم یه لحظه دیگه چه رویدادی رو شاهد خواهیم بود. این واقعیت که کار دنیا قابل پیش بینی نیست از یه طرف باعث جذابیت حیات میشه اما از طرف دیگه اگه از امور زندگیمون غافل بشیم ، به ناگاه خود رو مقابل رویدادهایی میبینیم که شاید برای دیدنشون آمادگی لازم رو کسب نکرده باشیم.

برای همه اونها که دار فانی رو وداع گفتند ، رحمت و مغفرت الهی مسئلت میکنم.




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٥

زنده جاوید کیست؟ کشته ی شمشیر دوست

کآب حیات قلوب ، در دم شمشیر اوست

دوست به شمشیر اگر پاره کند پیکرش

منت شمشیر دوست بر بدنش مو بموست

آنکه هلاکش نمود ساعد سیمین یار

باز به آن ساعدش کشته شدن آرزوست

گر بشکافی هنوز خاک شهیدان عشق

آید از آن کشتگان ، زمزمه دوست دوست 

این " دوست " که در اشعار فوأد کرمانی بهش اشاره شده ، چیزی جز همون حقیقت الهی نیست. والاترین دوست ( یا بقول امروزیها End دوستی! ) خداوند است که بالاترین مراتب دوستی رو با بندگانش داره. دوست هم مثل بسیاری چیزهایی که در اطرافمون هست مراتب و درجات متفاوتی داره ، یه نقطه اوج داره و یه نقطه پست. انواع دوستها رو میشه در حد فاصل بین این دو نقطه رتبه بندی کرد و دید که چه جایگاهی دارند. اگر کسی در فکر تعالی در رفتار و زندگیش باشه باید دوستانی رو پیدا کنه که تا حد امکان در این رتبه بندی دارای جایگاه رفیعتری باشند. البته باید به این موضوع هم توجه داشته باشیم که همه ما انسانیم و نیازمند انواع روابط انسانی. همونطور که ما دنبال پیدا کردن دوستان خوب هستیم ( که از ما بالاتر باشند ) کسانی هم ممکنه ما رو نسبت به دیگران بالاتر بدونند و دوست داشته باشند با ما دوست بشند. نمیشه به اونها هم بی توجه بود.

این رتبه بندی مال " دوست " بود اما یه رتبه بندی دیگه هم داریم که به " دوستی " مربوط میشه. توی همین اشعار بالا بالاترین مرتبه دوستی هم ذکر شده که " فانی شدن در دوست " است. شاید پایین ترین مرتبه دوستی هم  " توجه ظاهری " و یا " دوستی کلامی " باشه ؛ شاید هم چیزای دیگه که من بلد نیستم.

چیزی رو که نباید از نظر دور داشت اینه که در دوستیها باید خیلی حواسمون جمع باشه. تا نشستیم با یه نفر ، دیزی دو نفره خوردیم فکر نکنیم اول و آخر رفقامون همینیه که داریم با هم گل میگیم و گل میشنوفیم!! باید بشینیم با خودمون دو دو تا چهار تا کنیم که با چه دوستی ، چه نوع دوستی میتونیم داشته باشیم ؟

تجربه بدست آوردن از دوستیها میتونه چیز بدی نباشه ، بشرط اینکه هزینه ای که بابت این قبیل دوستیها میپردازیم از درآمدش بیشتر نشده باشه ( نکه کارم امورمالیه ، همه چیز رو در مقام هزینه و درآمد میبینم!!). بعضی وقتا ممکنه این هزینه ، زندگیمون باشه ، اعتبارمون باشه ، حیثیتمون باشه ، انسانیتمون باشه ، اعتمادمون باشه ، قلبمون باشه و ....... اگه دوست ، دوست باشه ، هر هزینه ای که براش بکنیم یه سرمایه گذاریه ، حتی اگه زندگی و حیاتمون رو به پاش بریزیم. اگه نگاهم بظاهر خیلی اقتصادی و بازاری میاد ، به دل نگیرین. منظورم چیز دیگه ای بود ولی بلد نیستم خوب حرف بزنم. همه ( و از جمله خودم ) موندند که من با این بی زبونی چه جوری اموراتم رو میگذرونم......




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٢ دی ۱۳۸٥

به یکی گفتند یه بیت شعر بگو که با حرف میم شروع بشه. گفت " میازار موری که دانه کش است – که جان دارد و جان شیرین خوش است ". گفتند با دال بگو. گفت " ده چن بار بگم میازار موری که... ". گفتند با حرف ب بگو. گفت " بابا ؛ میازار موری که.... ". گفتند با نون بگو. گفت " نگفتم میازار موری که...." !!

روز عید قربان یکی از دوستان یه دوبیتی فوق العاده زیبا برام فرستاد. فکر کردم کار خودشه. کلی تعریف و تمجید کردم و ایشون هم تشکر کرد که تشویقش میکنم. دیروز متوجه شدم اون شعر مال مریم حیدرزاده بوده و این دوست ما زحمت زیادی کشیدن و فقط یه کلمه از اون بیت رو تغییر داده و .... یاد لطیفه بالا افتادم.

به نظر من همه ی شاعرا نویسندگان خوبی هستند اما عکس این موضوع ممکنه مصداق نداشته باشه. افرادی هستند که احساسات درونی لطیفی دارن ، اما نمیتونند اون احساسات رو روی کاغذ بیارن. بعضیها هم که ذوق نوشتن دارند ، نمیتونند اون نوشته ها رو در قالبهای موزون ( نه حرکات موزون!!! ) بیان کنند. خلاصه اینکه بابا جون ، بشین ماستت رو بخور ! چیکار به قطب شمال داری!!!




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٥

هزار جهد بکردم که سّر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میّسرم که نجوشم

بهوش بودم از اوّل که دل بکس نسپارم

شمایل تو بدیدم ، نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت بگوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم ، حکایت است بگوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه باز نشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر بپای درآیم ، بدر برند بدوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مرا بهیچ بدادی و من هنوز بر سر آنم

که از وجود تو مویی بعالمی نفروشم

بزخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند ، چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن ، چو پند می ننیوشم؟

براه بادیه رفتن به از نشستن باطل

وگر مراد نیابم ، بقدر وسع بکوشم 

عید سعید قربان و آغاز سال نو میلادی مبارک باد




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٥ دی ۱۳۸٥

پریروز تحت یه فشار روحی بدی قرار داشتم. قدری از وضعیتی که در اون قرار گرفتم ناراحت بودم ؛ احساس میکردم دست تنها هستم و در این مشکل کسی نیست که از من حمایت کنه و کمک حالم باشه. دیروز بعد از ظهر یه پیام کاملا" صریح و روشن از آسمون به من دادند که " اولا ما بودیم که در همه احوال امورات تو رو سر و سامان دادیم ثانیا در این مورد اخیر هم خودمون پشت و پناهتیم ثالثا آیا شده که از ما چیزی خواسته باشی و ما دریغ کرده باشیم؟ ......"

دیروز اونقدر شرمنده افکار پریروزم بودم که بی اختیار اشکم سرازیر شد. دیشب هم مثل همه ی این شبها ، کلیپ "مهر و ماه" رو برای خودم به نمایش گذاشتم. از دیدن این کلیپ سیر نمیشم. حال و هوای دیروز باعث شد که نمایش دیشب این کلیپ برام تماشائی تر بشه.

 




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ