خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧

آمد بهار و بی گل رویت بهار نیست

باد صبا مباد ، چو پیغام یار نیست

بی روی گلعزار مخوانم به لاله زار

بی گل ، نوای بلبل و شور هزار نیست

بی سرو قدّ یار چه حاجت به جویبار

ما را سرشک دیده کم از جویبار نیست

فردا ( 27 فروردین ) مراسم بزرگداشت پدر مرحومم از ساعت 9 الی 11 صبح در مسجد باب الرحمه واقع در اصفهان - خیابان چهارباغ عباسی – میدان امام حسین علیه السلام ( دروازه دولت ) برگزار میشه. مراسم چهلمین روز درگذشت ایشون هم روز جمعه ( 30 فروردین ) در تهران خواهد بود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٧
پس از رصد هلال رمضان 1423 در منطقه همایجان استان فارس ( شامگاه سه شنبه 14 آبان 1381 ) متوجه وجود نقص بزرگی در فعالیتهای رصدیم شدم و آن ، مستند نکردن رصدها بود. در طول ماه رمضان آن سال توانستم با کمک مسئولین محلی ، تعدادی از لوازم مورد نیاز برای اینکار را تهیه کردم که شامل دوربینهای دوچشمی مناسب ، دوربین عکاسی دیجیتالی و کامپیوتر قابل حمل بود. نخستین بار از این ابزار برای عکاسی از هوال شوال 1423 استفاده کردم. 
 
 

این رصد در محل بیت رهبری ( تهران ) انجام شد و در یک هوای ابری توانستم از هلال عکس بگیرم. همان شب و برای اولین بار در یک برنامه پخش زنده سیما شرکت کردم و این عکس را به عنوان مستند رصد در معرض دید بینندگان قرار دادم. متاسفانه بدلیل اینکه در آن زمان هنوز آشنائی چندانی با نرم افزار مربوط به دوربین نداشتم ، نسخه اصلی این عکس را از دست دادم و تنها اثر باقیمانده از آن ، همین نسخه کوچک شده ی بالاست.
 
 
از آن تاریخ تاکنون بطور مرتب و منظم از تمامی هلالهای ماه ( صبحگاهی و شامگاهی ) عکس گرفته ام. شاید از این نظر ، مجموعه عکسهایم یکی از کاملترین آرشیوهای عکس هلال در کشور باشد. در اوایل کار فقط به خود هلال توجه میکردم اما رفته رفته ، موضوع کارم قدری گسترده تر شد و سعی کردم عکسهای زیباتری که هلال یکی از موضوعات اصلی در آن باشد ( و نه همه ی موضوع ) بگیرم. نمیدانم تا چه حد در اینکار موفق بوده ام ولی نظراتی که از داخل و خارج  کشور در این رابطه دریافت میکنم ، مرا به ادامه کار و تلاش بیشتر تشویق میکند.

 
هم اکنون و با گذشت نزدیک به شش سال از آغاز این فعالیت ، تصمیم گرفته ام تمامی عکسهایی که از هلال گرفته ام را دسته بندی کنم و با ذکر اطلاعات رصدی مربوط به هر هلال ، آنها را در سایت جلوه های زیبا منتشر کرده و در اختیار علاقمندان قرار دهم. امیدوارم اینکار مورد توجه دوستان قرار گیرد و آنان نیز فعالیتها مشابه را انجام دهند. انشاءالله اینکار را از امشب آغاز میکنم و امیدوارم ظرف مدت یک ماه آن را به اتمام برسانم.

نشانی سایت جلوه های زیبا : http://www.isfahan.ir/amehrani



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧

روز گذشته و برای اولین بار ، از چهار اثر تاریخی اصفهان بازدید کردم. این آثار عبارت بودند از کاروانسرای دردشت ، حمام دردشت ، خانه مشروطیت و عصارخانه شاهی. کاروانسرا در حال بازسازی بود و بدلیل وجود مصالح ساختمانی مختلف در محوطه این کاروانسرا ، امکانی برای عکاسی نبود. ورودی اصلی کاروانسرا در بازارچه دردشت قرار داشت. حمام دردشت نیز در کنار همین بازارچه ساخته شده است.

 

این حمام نسبت به حمام رهنان کوچکتر بوده و فقط تک حمام است ( احتمالا" برای استفاده خانمها و آقایان از این حمام ، بازه های زمانی تعیین میکردند ). بر خلاف حمام رهنان و مطابق با اکثر حمامهای قدیمی ، در حمام دردشت سکوها و نشمینگاهها در طرفین و راهروها در وسط قرار دارد. طراحی این بنا به مراتب ساده تر از حمام رهنان است اما شاید وجه تمایز آن ، نقاشیهای زیبایی باشد که هنوز آثاری از آنها در سقف یکی از سکوها وجود دارد. این حمام دارای بخشهای سردینه ، گرمینه و استخر آب است.

 

خانه مشروطیت ، محل زندگی مرحوم آقا نجفی است. این خانه تاریخی در فاصله نزدیکی از بازار قدیم اصفهان و مسجد امام قرار دارد.

 

در عصر مشروطه ، جلسات مهم سیاسی با حضور سران مشروطه اصفهان در این خانه برگزار شده است. در زیرزمین همین خانه ، مادر ظل السطان ( پسر ناصرالدین شاه قاجار و حکمران اصفهان در عهد قاجار ) ترور شده و به قتل رسیده است. این خانه نسبت به خانه های تاریخی کاشان خیلی ساده تر است. اما دربها و پنجره های منبتکاری شده آن که با شیشه های رنگی تزئین یافته ، جلوه خاصی به آن میدهد.

 

تا قبل از بازدید دیروز ، از عصار خانه شاهی اصفهان فقط یک عکس دیده بودم. اکثر مسافرینی که به اصفهان می آیند ، بیشتر از پلهای تاریخی و میدان نقش جهان بازدید میکنند. بجز سی و سه پل و پل خواجو ، سایر پلهای تاریخی و آثار واقع در میدان نقش جهان ، خیلی رنگ و بوی تاریخی ندارند. کسانی که از مسجد جامع اصفهان بازدید کرده باشند با من موافقند که وقتی در آن مسجد قدیم میزنیم ، احساس میکنیم در حال یک سفر زمانی به گذشته ی بسیار دور هستیم. این حس و حال در مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله و کلا" در میدان نقش جهان به دست نمی آید. اما عصارخانه دقیقا" همین احساس سفر در زمان را بوجود می آورد.

 

فضای عصارخانه کوچک است اما گذشت زمان را در گوشه گوشه ی آن میتوان لمس کرد.....



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٧

 

این عکس رو در بامداد شنبه 17 فروردین 87 از روی پل خواجو گرفتم. سرعت جریان آب در قسمتهای پایین عکس باعث شده که احساس کنم در قایقی تندرو ، دارم روی زاینده رود قایقرانی میکنم. شکل ابرها هم این احساس رو تقویت میکنه.

پس از ماهها ، دوباره مجالی برای عکاسی پیدا کردم. امروز تصمیم دارم از چند اثر تاریخی دیگه در اصفهان بازدید کنم. تا ببینم چی پیش میاد...




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٧

جناب منصور خان. سلام. اون موسیقی تربت جام که در نوشته های قبلی لینکش رو قرار داده بودم ، مقام " اشتر خجو " بود که با دوتار استاد ذوالفقار عسگری پور نواخته شده است. این اجراء بدون کلام است. مقام اشتر خجو از مقامهای معروف موسیقی خراسان است که توسط اساتید مختلف این خطه نواخته شده است.  

در اینجا میتونید قسمتی از مقام " الله مدد " رو با آواز استاد نور محمد درپور و دوتار استاد ذوالفقار عسگری پور بشنوید.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٧

12 فروردین ماه برای اولین بار به کاشان سفر کردیم. در بازدید از باغ فین ، تصمیم داشتیم سری هم به حمام تاریخی این باغ که محل به قتل رساندن یکی از بزرگ مردان ایران زمین ، امیر کبیر ، بود بزنیم اما وجود صف بسیار طولانی برای ورود به این حمام و نزدیک بودن غروب خورشید مانع از این شد که بتوانیم از این محل دیدن کنیم. توی صف حمام که ایستاده بودیم خیلی ها شوخی میکردند و میگفتند جالبه که بعد از سالها ، باید برای رفتن به حمام توی صف بایستیم! و جالبتر اینکه چرا اجازه میدن از این حمام بصورت مختلط استفاده بشه!!؟وقتی توی صف بودیم ، یادم اومد که در همین اصفهان چندین حمام تاریخی وجود داره که شهرداری نسبت به بازسازی ، مرمت و نکهداری اونها اقدام کرده. یکی از این حمامها ، حمام بزرگ رهنان است.  

رهنان شهر کوچکی در شمال شرق اصفهان است که چند سال قبل به اصفهان ملحق شده و هم اکنون بعنوان منطقه 11 شهرداری اصفهان شناخته میشود. در این منطقه 4 طایفه بزرگ وجود دارد که بنا به نقل قول یکی از دوستان ، این طوایف مناسبات دوستانه ای با هم نداشته اند ، بگونه ای که نه با یکدیگر وصلت میکرده اند و نه معامله. در ساخت حمام تاریخی و بزرگ رهنان نیز همین موضوع در طراحی حمام دخالت داده شده است. سالن اصلی حمام برخلاف سایر حمامهای مشابه (که راهروها در وسط حمام و سکوها در طرفین راهروها قرار دارند ) شامل چهار سکو ، چهار حوض اختصاصی برای سکوها و پنج حوض بزرگ در مرکز حمام است و راهرو در کنار قرار گرفته است.  

اهالی هر یک از طوایف چهارگانه رهنان ، از سکوی مخصوص بخود استفاده میکرده اند. این حمام شامل دو بخش کاملا" مجزا برای خانمها و آقایان بوده است. درب ورودی مخصوص آقایان در داخل بازار قدیمی و درب ورودی مخصوص خانمها در خارج از بازار واقع شده است. سردینه ، گرمینه ، خزینه ، هشتیها و ..... از بخشهای مختلف این حمام زیباست.  

کار بازسازی این حمام همچنان ادامه دارد.




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٧

با طلوع دوباره ی خورشید ، روزی نو را آغاز کردم ؛ آغاز فعالیت رسمی و جدی اداری ، پس از یک تعطیلی طولانی مدت. تنها سفر ایام نوروز خانواده ما ، مسافرت یک روزه به شهرستانهای بادرود و کاشان بود. تصمیم داشتیم به همراه جمعی از بستگان به زیارت مرقد امامزادگان محمد و آقا علی عباس در شهرستان بادرود و مشهد اردهال برویم ، اما پس از عزیمت به بادرود ، مقصد بعدی ما تغییر کرد و به کاشان رفتیم.

 در بادرود خیلی دوست داشتم روز تپه های شنی کویری پیاده روی کنم اما همراهان بیشتر آبشار و رودخانه را ترجیح میدادند! از جمع هم که نمیشد جدا شوم. در کاشان ، گشتی کوتاه در شهر زدیم و از خانه بروجردی دیدن کردیم. معماری فوق العاده ای داشت و ساختمانی بسیار مناسب و زیبا و متناسب برای سرزمین گرم و تفتیده ی کاشان. در محوطه حیاط هوا گرم بود اما وقتی به زیر زمینها می رفتیم ، احساس میکردیم کولر گازی روشن است ؛ محیطی کاملا" دنج ، سنتی و سرد. این منزل متعلق به یکی از تجار فرش بوده است. در سقف شاه نشین سالن پذیرائی اصلی ، نقش فرش کاشان را با گچ بری هنرمندانه ای ، طراحی کرده بودند. از باغ تاریخی فین هم بازدید کردیم. ازدحام جمعیت مانع از آن شد تا با دقت از بخشهای مختلف دیدن کنیم. آنچه باعث تاسف بود ، حجم زیاد زباله ای بود که توسط بازدید کنندگان در کوچه ها و خیابانهای اطراف باغ و در مواردی حتی داخل باغ ریخته شده بود.

مسافرتهای دست جمعی ، شور و حال زیادی به همراه دارد. فقط کافی است کمی منعطف باشیم تا لحظه لحظه ی این مسافرتها برایمان خاطره شود. لازم نیست همه چیز از پیش تعیین شده باشد. باید قدری هم به رویدادهایی دل بسپاریم که در طول سفر پیش می آید ( مثل ما که به قصد مشهد اردهال از بادرود خارج شدیم اما از کاشان سر درآوردیم).

به هر صورت ، با سپری شدن ایام نوروز و تعطیلات مربوط و نامربوط به آن ، کار جدی را شروع کردم. برنامه های مهمی در این سال در دستور کارم هست و امیدوارم بتوانم به تمامی آنها جامه ی عمل بپوشانم ، انشاءالله 



 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٧

امسال ، عیدی متفاوت رو تجربه کردم. پدرم در روزهای پایانی سال 86 به دیار باقی شتافتند و اولین عید پس از درگذشت ایشون ، عید نوروز بود. موقع تحویل سال ، همراه با سایر اعضای خانواده بر سر مزار پدر حاضر شدیم. جمعیت زیادی در بهشت زهرا حضور داشتند. اکثر کسانی که به تازگی عزیزی رو از دست دادند به بهشت زهرا اومده بودند تا مثل ما ، در این اولین عید ، باز هم جمع خانوادگی رو تکمیل کنند. این تنها دلخوشی ما بود که به خودمون تلقین کنیم ، هنوز همه در کنار هم هستیم.....

 

با مجموعه عکسهایی که از پدرم گرفته بودم یه کلیپ ساختم ؛ ترکیبی از عکسهای پر خاطره و آهنگ " میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون بجا میمونه..." . پس از فوت پدر ، توی اصفهان هر شب این کلیپ رو تماشا میکردم. در تهران نمیخواستم اون رو برای مادر ، برادران و خواهرانم پخش کنم. میدونستم چی پیش میاد. به اصرار اونها اینکار رو انجام دادم..... صدای گریه برادرم دل همه ی ما رو به درد آورد.....

 

حالا دوباره به اصفهان برگشتم. دیشب بنا بود یکی از بستگان بیاد خونه ی ما ؛ یه نیمچه قول و قراری هم گذاشته بودیم. اونها نیومدند و من اولش کمی دلخور شدم اما بعد خیلی زود بهشون حق دادم. ایام عید و زمان شادی است. خونه ی ما ، امسال رنگ و بوی حزن و اندوه داره. من هم راضی به این نیستم که دیگران شادیهاشون رو بخاطر غم ما کنار بگذارند. روحیه بچه هام هم تضعیف شده. چند روز قبل مادرم از نوه هاشون خواستند که پیرهن مشکی ها رو دربیارن. اونها بچه هستند و روح لطیفشون تحمل این فشارها رو نداره. توی این مدت صورتم رو اصلاح نکرده بودم و ریشم بلند شده بود. بچه هام تاکنون من رو با این تیپ و قیافه ندیده بودند. دیشب تصمیم گرفتم صبح روز میلاد نبی مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی ( ص) ریشم رو کوتاه کنم . شب موقع خواب فاتحه ای برای پدرم خوندم و از ایشون خواستم اجازه بدهند برای اینکه حال و هوای بچه ها رو عوض کنم ، آروم آروم رنگ عزا رو از خونه پاک کنم. شب خواب پدرم رو دیدم که به من میگفت " میخوام برای رفتن به مهمونی صورتم رو اصلاح کنم....."

 امیدوارم در این روز پربرکت ، پدرم و تمامی درگذشتگان از اهل سلام و غیر اهل اسلام ، بر سفر سفره رسول اکرم ( ص ) میهمان باشند. عید مولود نبی و میلاد حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بر همه ی شما مبارک باد.



آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ