خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان

قرآن کریم – سوره الزمر – آیه 17 و 18

 

برنامه های تبلیغاتی مهندس میر حسین موسوی از سیمای جمهوری اسلامی ایران :

 

جمعه 1 خرداد شبکه 1 از ساعت 21:45 تا 22:15

دوشنبه 4 خرداد شبکه جهانی جام جم

شنبه 9 خرداد شبکه 1 از ساعت 21:45 تا 22:15

سه شنبه 12 خرداد شبکه 4 از ساعت 18:30 تا 19:30

چهارشنبه 13 خرداد شبکه 3 از ساعت 22:30 تا 24 (‌مناظره با دکتر احمدی نژاد )

پنجشنبه 14 خرداد شبکه 3 از ساعت 22:30 تا 24 ( مناظره با دکتر رضایی )

جمعه 15 خرداد شبکه خبر از ساعت 19:30 تا 20:00

شنبه 16 خرداد شبکه جهانی جام جم

یک شنبه 17 خرداد شبکه 3 از ساعت 22:30 تا 24 ( مناظره با حجت الاسلام کروبی )

دوشنبه 18 خرداد شبکه 1 از ساعت 21:45 تا 22:15

سه شنبه 19 خرداد شبکه 2 از ساعت 22:45 تا 23:30 ( گفتگوی ویژه خبری )

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

 

شورای نگهبان قانون اساسی صلاحیت چهار نفر از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم رو تایید کرد که به ترتیب حروف الفبا عبارتند از :

 

-         دکتر محمود احمدی نژاد ( رئیس جمهور کنونی ، شهردار اسبق تهران ، استاد دانشگاه علم و صنعت ، استاندار سابق اردبیل )

-         دکتر محسن رضایی ( دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ، فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی )

-         حجت الاسلام مهدی کروبی ( رئیس سابق مجلس شورای اسلامی ، رئیس سابق بنیاد شهید ، نماینده امام راحل در امور حج )

-         مهندس میر حسین موسوی ( عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ، رئیس فرهنگستان هنر ، نخست وزیر دوران جنگ تحمیلی )

 

در مورد این چهار کاندید محترم در روزهای آتی نظراتم رو خواهم نوشت اما برای مقدمه و تفنن ، باید به قرعه کشی انجام شده در صدا و سیما برای زمان پخش برنامه های تبلیغاتی این چهار کاندیدا اشاره کنم که چهار گوی رنگی ( آبی ، سبز ، زرد و قرمز ) وجود داشته و نماینده ی هر یک از کاندیداها باید یک گوی را از کیسه خارج میکرده. نتیجه ی قرعه چنین بوده است :

 

دکتر احمدی نژاد – قرمز

دکتر رضایی – آبی

حجت الاسلام کروبی – زرد

مهندس موسوی – سبز

 

نکته ی جالب این است که مهندس موسوی از رنگ سبز برای نماد تبلیغاتی خود استفاده میکند. خیلیها شاید تصور کنند که این قرعه و این رنگها حرف میزنند و نشانه هایی هستند! شاید اینطور باشه ؛ اما رنگهای اصلی رو باید در صندوق آراء جستجو کرد. نباید در رویا و خیال زندگی کنیم. اگر قصدی برای انتخاب شدن کاندیدایی داریم ، باید آستین بالا بزنیم و دیگران رو هم برای مشارکت در انتخابات ترغیب کنیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان

قرآن کریم – سوره الزمر – آیه 17 و 18

 

بنده نیز به مسئولان تاکید می کنم که حتماً انتخابات را سالم و با امانت داری کامل برگزار کنند و بگونه ای عمل شود که دست نامزدها باز باشد و مردم نیز با حضور پر شور خود ، هر که را خواستند آزادانه انتخاب کنند.....

همیشه گمانه زنی ها و شایعاتی در این زمینه بوده و خواهد بود اما بنده یک رأی دارم که در صندوق می اندازم و به هیچ کس هم نمی گویم که به چه کسی رأی بدهد یا ندهد ، چرا که تشخیص این مسئله برعهده خود مردم است .

از فرمایشات مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی ) اول نوروز 88 – مشهد مقدس

 

اصفهان میزبان یکی از کاندیداهای سرشناس ریاست جمهوری است. جناب آقای مهندس میر حسین موسوی در ساعت 18 روز دوم خرداد در مسجد سید اصفهان به ایراد سخنرانی می پردازند.

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸

بسمه تعالی
الحمدلله وحده و الصلاة علی سید الانبیاء محمد و آله سادة الأوصیاء الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم من الأولین و الآخرین.
و بعد، مخفی نیست بر اولی الألباب که اساسنامه حرکت در مخلوقات، شناختن محرّک است که حرکت، احتیاج به او دارد، و شناختن ما منه الحرکه و ما إلیه الحرکه و ما له الحرکه، یعنی بدایت و نهایت و غرض، که آن به آن، ممکنات، متحرک به سوی مقصد می باشند.


فرق بین عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرک را شناختیم و از نظم متحرکات، حسن تدبیر و حکمت محرّک را دانستیم، تمام توجه ما به اراده تکوینیه و تشریعیه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترین شهید باشد؛ و وای به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.

در عواقب این حرکات، جاهل می گوید: « ای کاش خلق نمی شدم »، عالم می گوید: « کاش هفتاد مرتبه، حرکت به مقصد نمایم و باز بر گردم و حرکت نمایم و شهید حق بشوم ».
مبادا از زندگی خودمان، پشیمان شده بر گردیم؛ صریحاً می گویم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصی در یاد منعم حقیقی است و نصف دیگر در غفلت، نصف زندگی، حیات او محسوب و نصف دیگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خویش و عدم نفع.

خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند؛ و آن به آن، استعلام می نماید و عمل می نماید، یا توقف می نماید؛ عملش، از روی دلیل؛ و توقفش، از روی عدم دلیل.
آیا ممکن است بدون اینکه با سلاح اطاعت خدای قادر باشیم، قافله ما به سلامت از این رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آیا ممکن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غیر او باشد؟ پس قوت نافعه باقیه نیست، مگر برای خداییان، و ضعفی نیست مگر برای غیر آنها.

حال اگر در این مرحله، صاحب یقین شدیم، باید برای عملی نمودن این صفات و احوال، بدانیم که این حرکت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّک دواعی باطله است، که اگر اعتنا به آنها نکنیم، کافی است در سعادت اتصال به رضای مبدأ اعلی:
« أفضل زاد الراحل إلیک عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.
مطابق با ربیع الاول 1417 ه. ق.



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون

با دریغ و افسوس فراوان خبر یافتیم که عالم ربانی، فقیه عالیقدر و عارف روشن ضمیر حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ محمد تقی بهجت (قدس الله نفسه الزکیه) دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوستند. برای اینجانب و همه ارادتمندان آن مرد بزرگ این مصیبتی سنگین و ضایعه‌ای جبران ناپذیر است. ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شی.

آن بزرگوار که از برجستگان مراجع تقلید معاصر به شمار می‌رفتند معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بی پایان نیز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار آینه روشن و صیقل یافته الهی و کلام معطر او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان وصالحان بود.

اینجانب تسلیت صمیمانه خود را به پیشگاه حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) تقدیم می‌دارم و به حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفیضان از نفس گرم و به ویژه به خاندان مکرم و آقازاده ارجمند ایشان تسلیت عرض می‌کنم و برای خود و دیگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلی و برای روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت می‌کنم.

والسلام علیه و رحمه الله
سید علی خامنه‌ای
27 اردیبهشت 1388
23 جمادی الاولی 1430




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸

چهارشنبه و جمعه ی هفته یپیش ، بیشتر گلهایی رو که تولید کرده بودم رو به باغچه منتقل کردم. گلهای آهار ، آهار الوان ، شاه اشرفی ، تاج خروس ، گل گندم ، ستاره ای و ناز آفتابی جزو این گروه بودند. برای اولین بار است که تمام باغچه با گلهایی پر شدند که خودم بوجود آوردمشون. وقتی دارم به گلها رسیدگی میکنم ، خستگی برام معنایی نداره. کار که تموم میشه ، برای دقایقی میشینم و به نتیجه ی کارم نگاه میکنم. این روزها ، درک بیشتری از " فتبارک الله احسن الخالقین " پیدا کردم.

 

غروب امروز به تنهایی رفتم کوه و جون تنها بودم ، یک مسیر دیگه برای رسیدن به قله ی صفه رو آزمایش کردم. راههای متعددی برای صعود به این قله وجود داره. کسانی که علاقه و یا توان سنگ نوردی رو ندارند میتونند از دو مسیر مختلف ( قله دیو و تله کابین ) کوه صفه رو دور بزنند و با یک پیاده روی ملایم و با شیبی نه چندان زیاد ، به بالای قله برسند. کسانی که میخواند سنگنوردی هم کرده باشند میتونند اول به بالای آبشار صفه بروند. از اونجا دو مسیر وجود داره. یکی به طرف تخت سیاوش ( یا تخت سیامک ) و دیگری از یه مسیر فوق العاده سخت و هیجان انگیز که فقط یه بار دیدم گروهی از اون بالا میرفتند. برای رسیدن به تخت سیاوش میشه از چند مسیر استفاده کرد. حسن بزرگ کوه صفه همینه که هر بار میشه یه تنوعی به کوهنوردی داد.

 

از تخت سیاوش چهار مسیر اصلی برای رفتن به قله منشعب میشه. ساده ترین راه ، حرکت از سمت چپ و دور زدن قله است که سنگنوردی بسیار مختصری داره. اسم این مسیر رو بلد نیستم. راه ساده ی بعدی ، مسیریه به نام مرعشی. این مسیر ( که عمدتا مورد استفاده ی من و دوستانم قرار میگیره ) از تخت سیاوش به سمت راست میره و بعد از یه سنگ نوردی و اندکی پیچ و واپیچ به قله میرسه. مسیر سوم به نام " ماری 1 " همونیه که تا بحال سه بار از اون برای رفتن به قله استفاده کردم. امروز اما از مسیر " ماری 2 " صعود کردم. بخشی از این مسیر با مسیر مرعشی مشترکه و در نیمه ی راه ، منشعب میشه. ماری 2 نسبت به ماری 1 دیواره های کمتری داره اما یه جایی داره که به راستی نفس رو توی سینه حبس میکنه. در نزدیکی انتهای مسیر جایی وجود داره که دیواره نیست اما کاملا" مشرف به پرتگاهیه که دهها متر ارتفاع داره. برای عبور از این قسمت لازم نیست هیچ کار فنی انجام بشه ، فقط باید خونسرد بود و به پایین هم نگاه نکرد!

 

من مسیر ماری 1 رو بخاطر فنی بودن و سنگ نوردیهای جذابش ، ماری 2 رو بخاطر هیجانش و دو مسیر دیگه رو بخاطر همنوردی با دوستانم ، دوست دارم. فقط مونده یه مسیر دیگه، اما اون آخری رو تا زمانی که یه بلد راه پیدا نکنم آزمایش نخواهم کرد چون کاملا" پیداست مسیر حرفه ای و خطرناکیه.

 

فردا تمام روز رو در تهران خواهم بود و اگر عمری باقی باشه ، سه شنبه دوباره میریم کوه




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

بحر طویل یکی از قالبهای کهن شعر ایران است که عمدتا" در مدح و ذکر مصیبت ائمه اطهار علیهما السلام مورد استفاده قرار میگرفته است. یکی از اشعار که در این قالب سروده شده است رو اینجا مینویسم. اگر اطلاعات بیشتری در مورد بحر طویل خواستید به نشانی زیر مراجعه کنید :

 

http://www.cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=4524

 

اذا زلزلت الارض

زمین محشر عظمی است

چه شوری است

چه غوغاست

از این حال زمین ، لرزه به دلهاست 

نه پستی نه بلندی و دریاست

رسیده است همان روز قیامت

همان لحظه موعود

که فرمود خدا زود رسد زود

خلایق همه در حال فرارند

و بی تاب و قرارند

آرام ندارند

و این روز همان روز حساب است

همان روز سوال است و جواب است

که مردم همه اینگونه پریشند

نه در فکر پسر یا پدر و مادر و فرزند ؛ همه در پی خویشند

و مردم همگی مست

همه بی خود و مدهوش

که ناگاه رسید از سوی حق نغمه ی چاووش :

 

الا اهل قیامت ؛

همه ساکت و سرها همه پائین

و ای جمله خلایق همه خاموش

شده گوش سراسر همه ی عرصه محشر

پر از آیه کوثر

ملائک همه در شور و غزل خوان

همه سرمست شمیم گل حیدر

گل یاس پیمبر

چه حالی است ؟

خبر چیست ؟

مگر چیست ؟

قدم رنجه نمودست به محشر

یگانه گوهر حضرت داور

 

ملائک همگی بال گشودند

و فرش قدم مادر سادات نمودند

آری ؛ خبر این است

امید همه آمد

جبریل صدا زد که خلایق :

انگیزه ی خلق دو جهان ؛ فاطمه آمد

و مبهوت جلالش همه ی ناس

پیچید به محشر همه جا عطر گل یاس

زهراست و آن وعده شیرین شفاعت

بر چشم ترش اشک نشسته است چو الماس

بر دست کبودش ، اسباب شفاعت ، همان دست جدا از تن عباس

و زهرا شده گریان ابالفضل

هم گریه کن و نوحه سرای غم چشمان ابالفضل

مردم همه ساکت

همه مبهوت

و حیران ابالفضل

کین فاطمه ابر کرم و رحمت و عشق است

کز او شده جاری به لب خشک زمین بارش باران ابالفضل

 

ناگاه ؛

همه از دهن یاس شنیدند :

آلله ؛‌

قسم می دهمت جان ابالفضل

سوگند تو را نذر دو دستان ابالفضل

بر فاطمه ات بارالها تو ببخشا

هر کس که زده دست به دامان ابالفضل

 

و یاران ابالفضل

همه مات از آن هیبت عباس

انگار نه انگار که این روز حساب است

یکبار دگر روضه و گریه

یک بار دگر سینه زن غربت عباس

زهراست کند نوحه سرایی

آری شده بر پا به قیامت ، یکبار دگر هیئت عباس

همانی که قتیل العبرات است

هر قطره مشکش ؛ آبی به حیات است

شرمنده ز شرمندگیش آب فرات است

با گریه ی زهرا

دیدند ملائک همگی اشک خدا ریخت ، در دست شفیعش ، با نام ابالفضل

و دستان شفیعش ، ترس از جگر اهل ولا ریخت

ناگاه در آن حال پریشان دل مادر سادات

آمد ز سوی حضرت معبود ندایی

که زهرا تو همه کاره ی مایی

تا باز به چشم همه خصم رود خار

تا باز ببینند همه وعده ی دادار

تا کور شود هر که به دنیا ز حسد کرد ، حض تو و فرزند تو را ضایع و انکار

بخشم به تو هر کس که تو فاطمه گوئی

ای شیرزن حیدر کرار

خود دانی و چشمی که شده خیس اندازه بال مگسی بهر علمدار

 

از وصف چنین قصه به محشر

یکپارچه در شورم و شینم

یکپارچه سرمست غرورم

که من گریه کن شیریل شیر حنینم

بی خود شده از خود و چنین نعره کشیدم

الله ؛ من زار ، سگ کوی علمدار حسینم




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

چند روز قبل با مسئولین و کارکنان یکی از سازمانهای دولتی جلسه ای داشتیم تا کارهای فی مابین رو هماهنگ کنیم. در این گفتگوها متوجه شدم که سیستمهای مکانیزه این دستگاه عریض و طویل دولتی به قرون وسطی تعلق داره و کارکنان محترم این سازمان هم عادت کردند که کارها و وظایفشون رو بندازند گردن ارباب رجوع و خودشون یه گوشه بنشینند تا لقمه ی جویده براشون حاضر و آماده بشه. اونها از ما میخواستند داده های مورد نیازشون رو در قالب فرمهای مختلف براشون بفرستیم ( کاری که وظیفه ی خودشون بود ) . ما هم بنا به دلایلی مجبور بودیم این درخواست رو قبول کنیم اما وقتی فرمها رو بررسی کردیم دیدیم که یک داده ، بارها و بارها باید بصورت تکراری اعلام بشه. علت رو پرسیدیم ، گفتند که چون این داده ها در محلهای مختلف نگهداری میشه ، شما هر بار باید اونها رو برامون بفرستین. گفتیم باباجون ؛ الان دیگه هر بچه ی دبستانی که با کامپیوتر کار کرده باشه هم میدونه به راحتی میشه ارتباط بین این داده ها رو آنچنان برقرار کرد که نیازی به ورود اطلاعات تکراری نباشه. بهشون گفتیم که این از نظر تامین نیروی انسانی و هزینه های ریالی برای ما ممکن نیست که بخواهیم اینکار رو انجام بدیم. یکی از اونها با ژست مبتکرانه ای گفت : من یه پیشنهاد دارم که میتونه مشکلتون رو حل کنه. شما از هر فرمی که برای ما میفرستید ، چهار پنج تا کپی بگیرید تا برای ارسال اطلاعات بعدی کارتون راحت باشه!!!!!!!!!!!!!!! ( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ). تیپ و قیافه مون مد روز شده ، اما فرهنگ و بینشمون هنوز همونی است که احتمالا" 100 یا 200 یا 300 سال پیش بوده.

 

دوشنبه شب دیگه قید بنفشه های خوش رنگ حیاط منزل رو زدم و با اینکه هنوز بسیار شاداب و زیبا بودند ، همه رو کندم تا گلهای جدیدی که خودم پرورش دادم ، تا قبل از فرا رسیدن فصل گرما ، برای رشد و نمو و جلوه گری آماده بشند.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸

چند عکس از برخی گلها که از اونها نگهداری میکنم و یا خودم پرورش دادم رو اینجا قرار میدم :

 

 

 

برگ بیدی

قلمه ی این گل رو مرحوم پدرم قبل از انقلاب کاشته و الان بیش از 30 ساله که از همون قلمه ی اولیه داریم این گل رو تکثیر میکنیم. این گل بیشتر برام یادآور خاطره ی پدر است

 

 

 

اسم این گل رو نمیدونم. چند سال پیش یه بوته ی کوچیکش رو خریدم. تکثیرش از طریق بذر و بسیار ساده است. وقتی در پاییز چند بوته ی کوچیک اون رو در کنار هم میکارم ، در اواسط بهار بوته ها بزرگ و در هم تنیده میشند و با هم گلهاشون رو باز میکنند ؛ صدها گل کوچک و زیبا

 

 

 

یخ در بهشت

اولین سالیه که این گل رو نگهداری میکنم. مخصوص فصل بهاره و تنوع رنگ زیادی داره

 

 

 

تاج الملوک

یک از زیباترین گلهای منزل ما است. قصد دارم چند رنگ دیگه از این گل رو تهیه کنم.

 

 

 

شمعدانی

از جمله گلهایی است که بسیار دوست دارم. نزدیک به 10 رنگ شمعدانی ساده ، 3 رنگ شمعدانی پیچ و یک گلدون شمعدانی عطری دارم.

 

 

 

گل حنا

اولین بار بطور اتفاقی در باغچه ما رویید اما از اون به بعد بذرش رو جمع آوری کردم و خودم عمل میارمش

 

 

 

گل بادکنکی

این گل رو از فریدن آوردیم. بذرهای درشتی به اندازه ی عدس داره ( البته کاملا" کروی ) گلش اول بسیار ریزه و بعد تبدیل به یه کیسه ی کوچیک میشه. در مرحله ی بعدی رشد ، این کیسه بطرز جالبی با یه گاز پر میشه و باد میکنه

 

 

 

میخک چینی

این گل رو پارسال خریدم. فکر میکردم قرنفول است اما حالا متوجه شدم که میخک چینیه. گل قشنگیه با تنوع رنگ زیاد ( ترکیبی از سفید تا صورتی و قرمز )

 

 




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸

تمام وقت جمعه رو صرف کار در منزل کردم. اولین سری از بذرهایی که روز 17 فروردین ماه کاشته بودم باید به گلدونهای کوچیک منتقل میشند. حدود 100 گلدون مورد نیاز بود که باید خاکش آماده میشد و گلها رو یکی بعد از دیگر در اونها میکاشتم. چند تا گلدون خیلی بزرگ هم توی حیاط داریم که گلهای مخصوص ایام نوروز در اون بود و باید هم خاکش و هم گلش عوض میشد. از ساعت 8 تا حدود ساعت 12 یه ریز کار کردم تا بخشی از فعالیتهام به اتمام رسید. ظهر مهمون بودیم و بعد از برگشتن به منزل کار رسیدگی به گلها رو تا حدود ساعت 19 ادامه دادم و در مجموع حدود 140 گلدون بزرگ و کوچیک رو مرتب کردم.

 

تا چند روز دیگه باید بنفشه های زیبای بهاری رو از باغچه ها جمع کنم تا فرصت خودنمایی به گلهای دیگه داده بشه. اینکار یه جور تضاد رو در درونش داره. گلی که با زحمت پرورش داده شده حالا باید کنده بشه. اما این رو هم باید دونست که یه باغبون خوب ، باید شهامت انجام اینکار رو داشته باشه. بعضی از گلها هستند که در مرحله ی رشد نیاز به سر زنی دارند. اگر اینکار انجام نشه ، بوته ای تک شاخه ، بلند و بی قواره بوجود میاد. سر زنی بوته ای نحیف ممکنه خشن بنظر برسه اما باعث رشد و شکوفایی بوته ی گل میشه و در اثر اون ، شاخه های فرعی زیادی شروع به رشد میکنند. در زندگی واقعی ما هم بعضی وقتها نیاز به اینکارها هست ، اما باید تاکید کنم که بعضی وقتها. شمشیر دست گرفتن بی مورد همون اندازه خطرناکه که بی خیالی بیش از اندازه.

 

دیشب شنیدم که یکی از بستگان از کوه افتاده و مجروح شده. در کوه ، هر بار کوهپیمایی و سنگنوردی باید مثل بار اول تلقی بشه. سنگی که تا دیروز محکم بوده امروز به هر دلیلی ممکنه سست شده باشه. و باز هم ، زندگی نیز مرتب در حال تغییر و تحول است. با دانسته های دیروز ، نمیشه امروز از داشتن یک زندگی مناسب مطمئن بود




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

چک چک باران و تابان مهر رخشان ؛

 

لغزش اشکی زلال و جان پر از نور  یزدان ؛

 

از زمین تا آسمانها می پرانت....

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

 

 

 

 

 

 

 

 




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸

بعد از ظهر دوشنبه وقتی با فرزندم بذر گل میکاشتیم یه sms از آقای رحیمی دریافت کردم که نوشته بود " بالای قله صفه جای شما خالی ". ناخودآگاه احساس کردم باید برم کوه. هوا اونقدر دل انگیز و عالی بود که بلافاصله پس از اتمام کارم عازم کوه شدم. ساعت 17:45 پیاده روی رو شروع کردم و 45 دقیقه بعد به تخت سیاوش رسیدم ؛ جایی که مسیرهای مختلف رسیدن به قله از هم تفکیک میشوند. تصمیم گرفتم همون راهی که مستقیم به بالای قله میره رو یه بار دیگه امتحان کنم.

 

اول سعی کردم بجای مسیر سخت اولیه ، یه راه دیگه پیدا کنم اما نشد. بالا رفتن از سنگهای کناری با اینکه به نظر ساده می اومد اما وقتی نزدیکشون میشدم میدیدم بهتره از خیر بالا رفتن از اونها بگذرم. برگشتم به ابتدای همون مسیر اصلی و بالا رفتن رو شروع کردم. کفشهای مخصوص کوه و تجربه ی صعود قبل باعث شد که خیلی راحتتر و بدون دردسر اضافی به بالای قله برم. در همون شکاف اول مسیر ، چفیه ام از کوله جدا شد و افتاد وسط شکاف. مقداری بالا رفته بودم و نمیتونستم برگردم پایین. وقتی از قله برگشتم ، رفتم و اون رو برداشتم تا به سرنوشت کلاه مرحومم دچار نشه.

 

بعد از ظهر سه شنبه هم با دوستان نجومی مجددا" به کوه رفتم. اولین  بار است که در دو روز پشت سر هم به کوه و قله میرم. تصمیم گرفتم از یه مسیر کمی سختتر دوستان رو به قله ببرم. خودم یه بار این مسیر رو رفته بودم. در بین راه با دوستان صحبت میکردم که وقتی انسان در شرایط سخت قرار بگیره ، میتونه کارهایی انجام بده که در شرایط عادی حتی نمیتونه به اون فکر کنه. دقایقی بعد از یه شکاف باریک بالا رفتیم. من ابتدا رفتم و دوستان هم پشت سر من اومدند. علیرغم زحمتی که کشیدند ، به نظر می اومد راضی بودند که با قرار گرفتن در یک شرایط نسبتا" سخت ، تصمیم گرفتند به هر قیمتی شده بیاند بالا.

 

بارندگیهای چند روز اخیر ، کوه صفه رو پر از گل و سبزه کرده. بعضی گلها بزرگ و چشم نوازند اما برای دیدن بعضی از اونها و درک عظمت زیبائیشون ، باید در مقابل عظمت الهی کمر خم کنی و بنشینی روی زمین.

 

 

 

 

 

 

 

وقتی رسیدم خونه ، خواستم قالبهای کشت بذر رو آبیاری کنم. برام جالب بود که بذرهای F1 آهار در مدت زمان کمتر از سه روز جوانه زدند. امروز ( چهارشنبه ) عکس اونها رو گرفتم.

 

 

 

رگبار و رعد و برق امروز ، اونقدر لطافت به هوا داده که حیفم میاد دقایقی رو در این شرایط بهشتی نگذرونم. پس با اجازه میرم توی حیاط تا دمی رو با گلها باشم ؛ یا علی....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸

فرزندم باید برای درس حرفه و فن خود ، یک تحقیق آماده کنه. امروز تصمیم گرفتیم با کمک هم این تحقیق رو انجام بدیم. از مراحل مختلف کار ، عکاسی کردم تا تحقیق مصوری در اختیار داشته باشیم. نتیجه خوبی بدست آوردیم که هم برای ارائه به مدرسه مناسبه و هم برای درج در این وبلاگ ( به جهت قولی که به یکی از دوستان داده بودم ). البته در وبلاگ از ذکر توضیحات اضافه خودداری میکنم تا مطلب خیلی طولانی نشه.

 

عنوان تحقیق : پرورش گل از طریق کاشت بذر

 

 

 

برای کاشت بذر گلها ، باید فضایی رو آماده کنیم تا محیط کشت از سرما ، گرما ، باد و بارون ، نور شدید آفتاب و ....  در امان باشه. برای کاشت بذر در حیاط منزل ، ساخت یه گلخونه ی کوچیک ( در حد 1 متر مربع ) کفایت میکنه. هر چند این گلخونه ها نمیتونه در کنترل دما ، رطوبت و دی اکسید کربن کارکرد ایده آلی داشته باشه اما به هر حال از هیچی بهتره! با چند تکه چوب یا میله ی فلزی میشه اسکلت گلخونه رو ساخت

 

 

 

برای پوشوندن گلخونه بهتره از پلاستیک استفاده کنید ( هم ارزونه و هم راحت میشه جابجاش کرد )

 

 

 

بعد از ساخت گلخونه ، باید محیط کشت رو آماده کنیم. بهترین ماده برای اینکار ، پیت ماس است. پیت ماس یه نوع خاک برگ پوسیده ی جنگلیه که تمام نیازهای اولیه ی بذر گلها رو برای جوانه زدن تامین میکنه ؛ ضمن اینکه نرم بودن این ماده به ریشه های ظریف جوانه اجازه ی نفوذ و گسترش بیشتر رو میده. کیسه های پیت ماس خارجی ( که مارک کلاسمن اون معروف تره ) با وزن 25 کیلوگرم به قیمت تقریبی 20 هزار تومان در فروشگاههای لوازم باغبانی و کشاورزی در دسترس است

 

 

 

ممکنه پیت ماس بدلیل قرار گرفتن کیسه در معرض فشار ، کمی سفت و گلوله شده باشه. باید با دقت و با ماساژ ملایم دست ، اون رو به حالت اولیه دربیاریم تا نرم و لطیف بشه.

 

 

 

ماده ی بعدی که باید به پیت ماس اضافه بشه ، پرلایت است. پرلایت دونه های کوچک سفید رنگیه که فکر میکنم تنها وظیفه ای که بعهده داره اینه که مانع از چسبیدن و سفت شدن پیت ماس میشه.

 

 

 

این دو ماده رو باید بصورت یکنواخت با هم مخلوط کرد.

 

 

 

قالبهای 216 خونه ای که از جنس یونولیت ساخته شده بهترین وسیله برای کشت بذر است ( قیمت تقریبی هر قالب حدود 3 هزار تومان است )

 

 

 

مخلوط پیت ماس و پرلایت رو به آرومی روی قالب میریزیم

 

 

 

موقع ریختن مواد در قالب نباید هیچ فشاری وارد کنیم. اینکار باعث فشرده شدن بیش از حد مواد میشه و کار گسترش ریشه رو با سختی مواجه میکنه

 

 

 

وقتی تمام خونه ها بصورت یکنواخت پر شد ، با انگشت سبابه ، به آرامی فشار مختصری به وسط هر خونه ی قالب وارد میکنیم تا ضمن فشردگی اندک مواد ، حفره ای برای قرار دادن بذر بوجود بیاد. عمق این حفره به قطر بذر بستگی داره و معمولا" نباید بیشتر از دو برابر اون باشه. بنابراین اگر بذرهای ریزی مثل بذر گل ناز آفتابی میکارید ، حفره باید فقط 1 ت 2 میلیمتر عمق داشته باشه و برای بذرهایی مثل گل لاله عباسی ، این عمق میتونه 5 تا 10 میلیمتر هم باشه.

 

 

 

اگر گل خوب میخواین باید دست به جیب بشین و بذرهای با کیفیت رو از مراکز معتبر بخرین. بعضی بذرها مرغوب خیلی گرون هستند. اما برای تجربه اول ، میتونید از همین بذرهایی که در بسته بندیهای کوچیک ( به قیمت بسته ای 300 تا 500 تومان ) فروخته میشه استفاده کنید. بهتره در هر خونه ی قالب فقط یک بذر قرار بدین. البته اگه از بذرهای بسیار ریز استفاده میکنید ، میتونید اون رو مثل پاشیدن نمک با نمکدون ، روی خونه های قالب بپاشید.

 

 

 

وقتی قرار دادن بذرها تموم شد ، یک لایه ی نازک از مواد رو به آرومی روی قالب میپاشید. دقت کنید که ضخامت این لایه نه اونقدر کم باشه که بذر دیده بشه و نه اونقدر ضخیم باشه که جوانه نتونه سر بلند کنه ( توی بعضی از روستاها ، اموات رو اونقدر عمیق دفن میکنند که فکر نمیکنم حتی روز قیامت هم بتونند سر از قبر بیرون بیارن!)

 

 

 

 

 

قالب رو به آرومی ببرید و در گلخونه ای که ساختین قرار بدین

 

 

 

با یه سمپاش ، آب رو بصورت پودری روی قالب بپاشید. شدت پاشیدن آب نباید زیاد باشه چون ممکنه باعث جابجا شدن مواد و بیرون اومدن بذر بشه. وقتی آبیاری تموم شد. روی گلخونه رو بپوشونید. از حالا تا زمان جوانه زدن بذرها ، هیچ وقت نباید روی مواد خشک بشه. البته نباید آب زیادی هم روی قالب ریخت چون ممکنه باعث پوسیدن بذر بشه.

 

 

 

خوب ؛ کار تموم شد. این قالب که در عکس میبینید همونیه که در روز 17 فروردین کاشتم. بیشتر بذرها ( با اینکه بذر مرغوب هم نبودند ) سبز شدند و دارند چند برگی میشن. حالا ببینیم مراحل بعدی کار چیه. اکثر بذرها پس از جوانه زدن ، دو برگ درمیارن. اینها معمولا برگهای اصلی نیستند. وقتی برگهای اصلی گیاه رشد کرد و تعداد اونها به 4 یا 6 برگ رسید ، میتونیم گیاه در حال رشد رو از قالب دربیاریم.

 

 

 

برای درآوردن گیاه ، اول یه آبیاری انجام میدیم و بعد به آرومی ساقه ی گیاه رو به سمت بالا میکشیم. بخاطر گسترش ریشه ها ، گیاه به همراه مواد کشت به سادگی از قالب بیرون میاد. باید مراقب باشیم که مواد کشت از گیاه و ریشه ی گیاه جدا نشه چون این کار میتونه باعث از بین رفتن اون بشه. حالا این گیاه باید در گلدونهای کوچیک و در خاک سبک کاشته بشه تا مراحل بعدی رشد رو طی کنه و آماده برای انتقال به باغچه یا گلدونهای بزرگ اصلی بشه.

 

امیدوارم این اطلاعات مفید بوده باشه

 

 




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸

سه تا عکس رو برای استفاده در Background Desktop در نشونیهای زیر قرار دادم :

 

http://www.isfahan.ir/amehrani/photos/SC/SC01.jpg

http://www.isfahan.ir/amehrani/photos/SC/SC02.jpg

http://www.isfahan.ir/amehrani/photos/SC/SC03.jpg

 

حجم فایل هر عکس بین 250 تا 350 کیلو بایت میشه. سایز عکس با قاب دورش شده 1400 در 1050 پیکسل است. اگه اون قاب رو دوست نداشتین میتونید عکس رو ( که اندازه اش 1200 در 900 پیکسل است ) با فتوشاپ جدا کرده و استفاده کنید

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸

کاروان هشتمین لیگ برتر فوتبال کشور با قهرمانی تیم استقلال به مقصد رسید. امسال هم مثل سال گذشته رقابت قهرمانی بین اصفهان و تهران بود. مثل سال گذشته کار تعیین قهرمان به روز آخر کشید و باز هم مثل سال قبل ، اتفاقات غیر قابل پیش بینی فوتبال ، جام را از اصفهان به تهران برد. اما تعیین قهرمان امسال یه تفاوت با سال گذشته داشت و اون هم اینکه امسال استقلال بدون هیچ حرف و حدیثی قهرمانی رو بدست آورد ( برعکس پرسپولیس که جام هفتم رو با عنایت ویژه ی داوران تصاحب کرد ).

 

بازی جوانمردانه ی فولاد خوزستان هم جای تحسین داره چرا که اگر این تیم با تمام قوا به میدان نمیرفت ، استقلال هیچ شانسی برای قهرمانی نداشت. پیروزی استقلال در مشهد و شکست سنگین ذوب آهن در اهواز ، حکم قهرمانی رو به نام استقلال صادر کرد. به طرفداران این تبریک میگم. ذوب آهن هم چیزی از قهرمان کم نداره. با امتیازی برابر و فقط بخاطر تفاضل گل نایب قهرمان شد و به جام باشگاههای آسیا راه یافت. باید پذیرفت که فوتبال همینه ؛ یک روز روز توست و روز دیگر ، روز حریفان.

 

در سالی که سپاهان و پرسپولیس دچار بحران مربی شده بودند و نتونستند جایگاه مناسبی در جدول بدست بیارند ، کرمانیها هم سنگ تموم گذاشتند و با کسب مقام سوم به جام باشگاههای آسیا راه یافتند. به مردم و دوستان کرمانی هم تبریک میگم. حالا حرارت جام حذفی ، جذابیت خاصی به فوتبال ایران خواهد داد ؛ فقط حیف که از بین سپاهان و پرسپولیس ، یکیشون میتونه در کورس قهرمانی جام حذفی باقی بمونه و دیگری در همین هفته باید با این جام و راه یافتن به بازیهای آسیایی وداع کنه.

 

بعد از این روزهای تلخ که بخاطر شکست تیم ملی ، شکست تیمهای باشگاهی در لیگ آسیا و دعوای لفظی بزرگان فوتبال ایران شاهد اون بودیم ، امروز رو باید به فال نیک گرفت تا انشاءالله روحی تازه به کالبد فوتبال کشور دمیده بشه.

 

 

 

این عکس روز در اتوبان اصفهان – کاشان گرفتم. شاید برای تصویر مونیتور بد نباشه. چند تا از این نمونه عکسها رو در روزهای آتی در اختیار قرار میدم.




 
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸

سال گذشته کاشتن بذر گل به روش علمی و فنی رو شروع کردم. روز 17 فروردین امسال هم یه بار دیگه اینکار رو انجام دادم. دیروز هم برای بار سوم بذر کاشتم با این تفاوت که یه قدم دیگه در این راه به جلو برداشتم. بذرهایی که دیروز استفاده کردم F1 بودند. بذر F1 بذری هستند خالص ، که پس از سبز شدن دقیقا" همون خصوصیاتی رو داره که تولید کننده اعلام کرده. به عنوان مثال اگر بذر F1 گل آهار پا کوتاه با رنگ صورتی رو بکارید ، تمامی گلها صورتی و پا کوتاه خواهند بود اما اگر از این گلها مجددا" بذر بگیرید ( که F2 نامیده میشه ) و بخواهید از بذرهای نسل دوم برای گلکاری استفاده کنید ، ضمن اینکه کیفیت گل تا حدی پایین میاد ، دیگه تضمینی نیست که گلهای نسل دوم هم صورتی و پا کوتاه بشند ( علت این رویداد به گرده افشانی مربوط میشه که در فضای غیر کنترل شده معلوم نیست گرده ی گلهای رنگارنگ و با خصوصیان مختلف ، چه مدلی با هم ترکیب میشند ) . بذر F1 خارجی به همین علت قیمت بالایی داره چون تکثیر اونها در شرایط کنترل شده انجام میشه و در نتیجه ، ویژگیهای هر گل ( رنگ ، اندازه ، تعداد گلبرگها ، شکل ، مقاومت در مقابل آفات و .... ) عینا" از یه نسل به نسلهای بعد منتقل خواهد شد

 

برای کاشت بذر از جعبه های مخصوص 216 خونه ای استفاده میکنم. در فروردین ماه بذرهای شمعدانی ، اشرفی ، لاله عباسی رنگی ، گل حنا ، تاج خروس و جعفری رو کاشتم که البته هیچیک از این بذرها خالص نبودند. ولی دیروز 216 بذر گل آهار ( رنگارنگ ) و 216 بذر جعفری مینیاتوری ( در 6 رنگ ) کاشتم که همه F1 بودند. امروز هم اگه شرایط جوی مناسب باشه دو سه تا جعبه 216 تایی دیگه رو باید آماده کنم که شامل ناز آفتابی ، تاج الملوک ، لاله عباسی زرد رنگ ، گوجه فرنگی مینیاتوری خوشه ای ، یک مدل فلفل دلمه ای مثلثی شکل و چند گل دیگه میشن. بذر گوجه فرنگی مینیاتوری رو خریدم اما بقیه ی بذرها رو سال قبل جمع آوری کردم. بذر های ناز آفتابی رو سال پیش از شمال آوردم. چند ساعت وقت گذاشتم تا بتونم فقط بذر خوشرنگترین گلهای ناز رو جمع آوری کنم.

 

من با یه مشکل اساسی مواجه هستم و اون اینکه اگه همه ی این بذرها سبز بشند ( که به احتمال زیاد این اتفاق روی میده ) این همه گل رو چیکار کنم؟ با نیمی از این گلها میتونم حیاط خونه رو گل بارون کنم. فکر کنم امسال همسایه ها خیلی از این علاقه ی وافر من به پرورش گل و گیاه بهره مند بشند. باید یه رایزنی با همسایه داشته باشم تا اونها رو تشویق کنم به باغچه های داخل کوچه یه سر و سامونی بدهند. بیل زدنش با اونها و گلش از من !

 

راستی ؛ شما گل نمیخواین؟ جدی میگم ؛ تعارف نکنید




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

یه موسیقی بهاری و عاشقانه ی بختیاری

 

اگه کمی با دقت گوش کنید به راحتی میتونید معنی اشعار رو بفهمید




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

دیشب صحنه های مربوط به ایجاد اغتشاش در سخنرانی آقای احمدی نژاد را از تلویزیون دیدم. رئیس جمهور هر کشوری ، نماینده ی مردم آن کشور تلقی میشود و توهین به آقای احمدی نژاد ، توهین به ملت ایران است. از این بابت خیلی ناراحت بودم اما نکته ای که باعث شد این ناراحتی تشدید گردد ، عملکرد غیر قابل توجیه شخص آقای رئیس جمهور برای شرکت در این کنفرانس بود.

 

با اینکه حتی برخی طرفداران دو آتشه ی آقای احمدی نژاد هم ایشان را از رفتن به این کنفرانس ( که هم از نظر تعداد کشورهای شرکت کننده و هم رده ی مقامات ، کنفرانسی معمولی و رده پایین بود ) برحذر داشتند اما رئیس جمهور با همان لجاجت و یک دندگی خاصی که دارند ( که بعضیهای به غلط آن را قدرت ، شهامت ، اقتدار و .... تعبیر میکنند ) به این نصایح و نظرات کارشناسی توجه نکردند و بجای اعزام هیاتی در سطح هیاتهای دیگر کشورها ، شخصا" به کنفرانسی رفتند که خودشان ، بالاترین مقام شرکت کننده در کنفرانس بودند. پرتاب شیئی به سمت آقای احمدی نژاد در ابتدای سخنرانی رئیس جمهور ، واقعه ی کوچکی بود که در خور توجه نیست و از این دست اتفاقات در برخی محافل دیپلماتیک روی داده و میدهد اما خروج دسته جمعی تعداد زیادی از شرکت کنندگان و هیاهوی حضار در سالن ، مساله ی ساده و کوچکی نیست.

 

مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانیهای خود ( در بدو آغاز بکار دولت آقای خاتمی در سال 76 ) ، سیاست خارجی و رفتارهای دیپلماتیک را به یک جنگ تمام عیار تشبیه کردند که البته سلاح آن صبح بخیر و شب بخیر گفتن است ( نقل به مضمون ). در عرصه ی سیاست و روابط بین الملل ، سیاستمداران تلاش میکنند با ظریفترین ، دقیقترین ، هوشمندانه ترین و کم هزینه ترین سخنان و رفتارها ، بیشتر منافع را برای خود و کشورشان بدست آورند. این حرف صحیحی است که کشورهای استعمارگر سابق ، نمیخواهند شاهد رشد کشورهای دیگر ( بخصوص جهان سومی ) باشند و در این راستا از تمام حربه ها و راهها برای جلوگیری از قدرتمند شدن دیگر کشورها و کوچک کردن آنها استفاده میکنند ؛ اما این رویکرد نباید مانع از این شود که سیاستمداران ما ، عنان اختیار از کف داده و بدون توجه به جایگاه خود در نمایندگی یک ملت بزرگ ، خود را در معرض انواع توهین ها و بدرفتاریها قرار دهند.

 

جای تاسف است که کشور و ملت ما ، در حالی پرداخت کننده ی هزینه ی این بی تدبیریها هستند که منافع ملی این سخنان و این عملکردهای غیر مسئولانه و دستاورد آن برای ایران و ایرانیان ، برای هیچ کس روشن نیست.




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ