خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠

13 دی ماه پیازهای گل لاله رو کاشتم و حالا غنچه های این گلها داره یکی بعد از دیگری باز میشه

شعر زیر رو در اینترنت خوندم. زیبا و پر معنا است. اسم شاعر این شعر رو پیدا نکردم. در آستانه بهار ، این شعر تقدیم همه ی شما باد :

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ماهی ، در تنگ
زندگی ، ترجمه روشن خاک است ، در آیینه عشق
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست
زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست
زندگی ، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر ، که مرا گرم نمود
نان خواهر ، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

شاید این آخرین یادداشت سال 1390 بنده باشه. پیشاپیش فرا رسیدن بهار طبیعت و نوروز باستانی رو به تمامی عزیزانی که قدم به چشم بنده میذارن و به این کلبه ی درویشی تشریف میارن تبریک و تهنیت عرض میکنم. بهترین آرزوها رو تقدیم شما میکنم و امیدوارم در کنار اعضای محترم خانواده و دوستانتون ، لحظاتی شاد داشته باشین. سلامتی ، بهروزی ، موفقیت ، شادابی و توفیق روزافزون شما ، آرزوی همیشگی بنده بوده و هست.... دست بوس همه ی شما هستم




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٩ اسفند ۱۳٩٠

چهار سال قبل در چنین روزی ، خبر درگذشت مرحوم پدرم رو به من دادند. امروز هم در همین روز خبر درگذشت مسن ترین عمویم که در قید حیات بودند رو شنیدم. وقتی در ایام کودکی برای گذران تابستون به نیشابور و روستای بوژمهران می رفتیم ، مورد عنایت و لطف تمامی اعضای فامیل قرار داشتیم. مرتب از این خونه به اون خونه دعوت میشدیم. عمو علی اکبر ، منزلش در حاشیه ی روستا بود. با سواد و تحصیل کرده بود. یه بار تعدادی از کتابهای جک لندن رو به من هدیه کرد و یه بار دیگه یه آلبوم کوچک برای نگهداری عکس ( این آلبوم رو هنوز دارم )

مرد بسیار مهربانی بود و من هم ارادت زیادی به ایشون داشتم. شهریور امسال و در مشهد مقدس به دیدارشون رفتم. بیمار بودند اما با همون حال بیماری ، از گذشته خاطراتی بیان کردند و فیلمی از صحبتهاشون گرفتم. در پایان هم اشاره کردند که این آخرین باری است که ما همدیگه رو می بینیم...... روحش شاد

 هم پدرم و هم عمویم در روز 19 اسفند به سوی رحمت الهی رهسپار شدند...... 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠

دیشب که رفته بودم استخر ، موقع خروج و برای خشک کردن موهای سرم جلوی آینه رفتم . لامپ مهتابی این قسمت درست در بالای سرم بود و تابش مستقیم این نور به فرق سر بنده ، باعث شد که روشن سر بشم!!! تازه داره مشخص میشه که کلی موهای سرم ریخته و دارم به جمع پیشانی بلندهای متفکر اضافه میشم!!!

بعضی دوستانم به همین دلیل و بخاطر سفید شدن موی سر و صورت ، به بنده میگن خیلی پیر شدی. اما باور کنید تا بحال حتی برای یک لحظه نه احساس پیری دارم و نه حتی به این موضوع فکر کردم. بحمدالله با تنوع زیادی که در امور زندگی برای خودم ایجاد کردم ، هر روز شور و نشاط رو لمس میکنم و خیلی مواقع مثل بچه های کم سن و سال که برای رسیدن یه مناسبت خاص لحظه شماری میکنند و چشم انتظارند ، همین حس چشم انتظاری توام با شور و هیجان رو دارم ؛ برای کوهنوردی ، برای عکاسی ، برای رویت هلال ، برای پروژه های جدید کاری ، برای پرورش گل و گیاه ، برای بودن در کنار کسانی که اهل مهر و دوستی هستند ، برای فرا رسیدن دوباره ی ماه رمضان و برای محرم.....

امید زیادی به آینده دارم و برنامه هایی...... تا زمانی که امید داشته باشیم ، پیر نیستیم. تا زمانی که باور داشته باشیم انسان در هر دوره از زندگی قادر به انجام کارهای مهم و رسیدن به خواسته هاش است ، جوانیم..... و من خودم رو اینگونه می پندارم ؛ امید دارم و اراده ای برای رسیدن به خواسته ها و آرزوها.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠

با یکی از دوستان در مورد مسائل روز صحبت میکردم. گفتم : تا زمانی که فرهنگ احترام عملی به قانون بین مردم رواج پیدا نکنه ، تا وقتی احترام عملی به حق دیگران نزد همه ی ما به رسمیت شناخته نشه و تا وقتی شناخت دقیقی از درست و نادرست نداشته باشیم ، وضعمون همینی خواهد بود که هست و انتظار معجزه نباید داشته باشیم.

نبود فرهنگ ترافیکی در شهر اصفهان داره کلافه ام میکنه. شاید در بعد فرهنگ ترافیکی ، این صفت برازنده ی این شهر زیبا باشه که " اصفهان بی فرهنگ ترین پایتخت فرهنگی جهان اسلام از منظر رفتارهای ترافیکی است". وقتی هر کسی به فکر منافع خودش باشه و پلیس راهنمایی و رانندگی هم در بیشتر موارد بود و نبودش یکسان باشه ، نتیجه همون چیزی میشه که در اصفهان شاهدش هستیم. امروز صبح از خیابون طالقانی عبور میکردم. بدلیل وقوع یه حادثه ، بار ترافیکی قدری زیادتر از حد معمول شده بود. این خیابون یک طرفه دارای خط ویژه اتوبوس هم هست. بهترین چاره در این  زمانها ، حفظ صبر و آرامش و باز گذاشتن مسیرهای خاص برای عبور خودروهای امدادی است اما متاسفانه تعداد زیادی از رانندگان بدون توجه به این موضوع ، راحت و بی خیال وارد خط ویژه میشدند. حالا تصور کنید صف طویلی از ماشینهای این خط که قبل از چهار راه با دو تا اتوبوس مواجه شده اند! یه سردرگمی اعصاب خورد کن برای همه. نمیدونم اگر رفتار این رانندگان از خود راضی و خودپرست موجب بشه ماشینهای امدادی دیر به صحنه ی حادثه برسند و در نتیجه ی این تاخیر ، صدمه ی جانی و مالی به کسی یا کسانی وارد بشه ، اینها چه پاسخی پیش وجدان خودشون خواهند داشت؟ چندی پیش یکی از ارگانها فراخوان مسابقه ی عکاسی در زمینه رفتارهای ناهنجار در فرهنگ شهر نشینی گذاشته بود و جالب اینکه در این فراخوان تاکید شده بود که این ناهنجاری نباید در زمینه ی ترافیک و رانندگی باشه ( چرا که این مشکلات جزو مسائل عادی و روزمره ی اصفهان شده که بعید به این زودیها بشه فرهنگش رو اصلاح کرد )

من توی زندگی به تعهدات مالی که دارم ، بسیار بسیار حساس هستم و در مقابل انتظار دارم وقتی در خریدهام این تعهدات رو به موقع انجام میدم ، سرویس مناسبی هم دریافت کنم. معمولا" هم نقدی خرید میکنم و از خرید قسطی پرهیز دارم. برای یکی از خریدها بیعانه ای پرداخت کردم و قرار شد موعد تحویل کالا 12 اسفند باشه. توی این چند روز که با فروشنده تماس میگیرم از مشکلات و شلوغی شب عید میگه و با افتخار اعلام میکنه سفارش شما که هنوز خیلی دیر نشده ، ما مشتری داریم که 15 روزه کارش رو تحویل ندادیم!!!!! وقتی این رفتار رو با رفتار شرکتهای تجاری و فروشندگان بی ایمان غربی و شرقی مقایسه میکنیم که برای اجرای بموقع تعهداتشون نسبت به خریداران چه کارها که نمیکنند ، تازه دستگیرمون میشه که اعتقاد به خدا چه به روز بعضی از ما آورده!!!!! حالا شاید بهتر متوجه بشیم چرا توی قرآن آیه ای هست که خداوند متعال میفرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید ، ایمان بیاورید. جای سوال برام بود که چرا دوباره از مومنین خواسته شده ایمان بیارند. اگر این فروشندگان هم کیش و هم وطن ( که متاسفانه تعدادشون کم نیست ) بی ایمان بودند که دیگه معلوم نبود حال و روزمون چگونه میشد. بدون تعارف باید بگم که در سالهای قبل از انقلاب در خیلی از موارد سرویسهای ارائه شده توسط فروشندگان و عمل اونها به تعهداتی که نسبت به خریداران داشتند ، به مراتب بهتر از وضعیت کنونی بود. نمیدونم چرا در اخلاق اجتماعی روند نزولی رو شاهد هستیم.......




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠

بلاخره در ساعت 22:30 امشب پنج شنبه 11 اسفند 1390 کار پر حجم جمع آوری داده های رصد هلالهای شامگاهی خودم رو به تمام رسوندم و جدولی با 176 ردیف آماده کردم. برای تکمیل این جدول از گزارشهای مندرج در پایگاه اطلاع رسانی کمان آسمانی ، پایگاه اطلاع رسانی هلال ماه ، وب سایت آیکوپ ، آلبوم عکسهای دیجیتالی که از هلال ماه گرفتم و خاطراتی که در وبلاگ یادداشت میکنم بهره بردم. موقع خوندن مجدد گزارشها ، خاطرات شیرین و تلخ بسیاری دوباره برام تداعی شد. عکسهای زیادی از دوستان حال و سابق دیدم و یه بار دیگه متوجه کار بزرگی شدم که در کشور ما در زمینه رویت هلال جریان داشته و داره. جدولی که تهیه شده برای دو مقطع زمانی است.

مقطع اول از هلال رمضان 1420 شروع میشه و تا هلال صفر 1423 ادامه داره ( 30 هلال ). از این 30 هلال ، در 14 مورد موفق به رویت هلال شده ام ، در 3 مورد بدلیل شرایط نامناسب جوی برنامه ی رصد رو اجرا نکردم ، در 3 مورد رصد انجام شده ولی بدلیل شرایط نامناسب جوی موفق به رویت نشدم ، در 2 مورد رصد انجام شده و بدلیل ضعیف بودن پارامترهای هلال موفق به رویت نشدم و از سرنوشت 8 هلال و علت عدم برگزاری برنامه ی رصد اطلاع و گزارشی بدست نیاوردم. نکته قابل ذکر در مورد 14 هلال این مقطع  اینه که زمان اولین رویت این هلالها ثبت نشده و ناچار شدم برای اینها ، مختصات هلال در زمان غروب خورشید رو در جدول درج کنم.

مقطع دوم از هلال ربیع الاول 1423 شروع میشه و تا هلال ربیع الثانی 1433 ادامه داره ( 122 هلال ). در این دوره نظم بسیار بیشتری در یادداشت کردن نتایج رصد داشتم و ساعت دقیق تمام رصدهای موفق رو دارم. آنالیز نتایج این 122 هلال به این ترتیب است :

73 مورد موفقیت در رصد هلال شب اول ماه ( 60% )

19 مورد عدم برگزاری برنامه رصد بدلیل شرایط نامناسب جوی ( 13% ) و یا حضور در ستاد استهلال ( 2% )

16 مورد برگزاری برنامه رصد و عدم رویت هلال بدلیل شرایط نامناسب جوی ( 13% )

6 مورد انجام رصد هوایی در پرواز اختصاصی ( 5% ) ( شامل 2 رصد موفق و 4 رصد ناموفق )

1 مورد رویت هلال در پرواز مسافربری عادی ( 1% )

7 مورد عدم ثبت گزارش از نتایج رصد ( 6% ). اطمینان دارم در تمام این 7 مورد بدلیل شرایط نامناسب جوی ، برای رصد اقدام نکرده ام.

در این مقطع همچنین 7 بار به رصد هلال شب دوم ماه قمری و 6 بار به رصد در روز بیست و نهم ماههای قمری سی روزه پرداخته ام. در 9 مورد نیز رصد برخی هلالها را هم با ابزار و هم با چشم انجام داده ام. دو گزارش ناپیوسته هم وجود دارد ؛ یکی گزارش هلال محرم 1417 و دیگری گزارش هلال شوال 1416.  نتیجه آنکه جدول نهایی حاوی 176 گزارش و داده ی رصدی است.

در روزهای آتی کار جمع آوری گزارشهای هلالهای صبحگاهی رو آغاز خواهم کرد و در پایان ، رکوردهای شخصی خودم رو بررسی و ثبت میکنم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠

معمولا" به ندرت اخبار ساعت 20 شبکه 4 رو نگاه میکنم اما دیشب استثنا" اینکار رو انجام میدادم. گوینده خبر ضمن اشاره به دریافت جایزه اسکار توسط آقای فرهادی برای فیلم جدائی نادر از سیمین اعلام کرد که آقای فرهادی هنگام دریافت جایزه بیان داشت.... و فیلمی پخش شد که آقای فرهادی میگه " سلام به مردم سرزمینم "...... ظاهرا" تنها بخش صحبتهای آقای فرهادی که قابل پخش بوده همین 4 کلمه بوده و بس!!!!!!

خبر بعدی به امضای حکم رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی مربوط میشد. ذهنیت همه ی ما از کلمه ی تصادف ، برخورد دو تا ماشین به هم است. اما تصادف همیشه برای همه ناخوشایند نیست که هیچ ، خیلی هم خیر و برکت داره ؛ مثل همین که تصادفا" ( باور کنید فقط یه تصادف ناخواسته بوده نه تعمدی ) رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی ، برادر وزیر علوم است. قیافه ی آقای جاسبی در این خبر دیدنی بود. فاصله ی صندلیها کم بود و آقای جاسبی بین دو برادر پرس شده بود و هیچ حرفی ازش پخش نشد. در ادامه ی همین خبر فقط به علت امضای این حکم ریاست توسط وزیر علوم اشاره شد. نکته ی جالب خبر این بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی با رأی قاطع ( به نقل از سخنگوی شورا ) یعنی 24 رأی از 28 رأی به پیشنهاد هیات امنای دانشگاه آزاد مبنی بر اینکه تمامی کاندیداهای ریاست دانشگاه آزاد باید در هیات امنا حاضر بشن و برنامه های خودشون رو ارائه کنند و بعد رأی گیری بشه ، رأی منفی دادند!!!! البته فکر نمیکنم دیگه کسی مونده باشه که ندونه در این شورا و شوراهای دیگه ای نظیر این ، فقط 1 رأی تاثیر گذار است و بقیه هم اگر نظر مخالفی داشته باشند به جمع اخراجیهای دولت اضافه خواهند شد.

دیشب بعد از مدتها رفتم استخر. یه سانس دیر وقت که برای مدیران اختصاص داده شده. معمولا" در این برنامه بیش از اینکه به ورزش بپردازیم ، در یه جمع دوستانه به حل و فصل مشکلات اداری و یا مشورت با همکاران مشغولیم ؛ البته با لباس غیر رسمی!!!!!!!!!!!!

در یک ساعتی که دیشب توی استخر بودم ضمن رایزنی با دیگر مدیران شهرداری ، هماهنگی لازم برای آغاز طراحی رصدخانه کوه صفه توسط سازمان طراحی رو انجام دادم ، با شهردار محترم یکی از مناطق که عضو هیات مدیره گروه کوهنوردی است در مورد برنامه های 4 ماهه اول سال 91 گروه رایزنی کردم ، با شهردار محترم یکی از مناطق در مورد چالشهای روش حسابداری شهرداری گفتگوی مفصلی داشتم ، با رئیس محترم بازرسی شهرداری در مورد یک پرونده ی خاص که احتمال تضییع حقوق شهروندان در اون میره مذاکره کردم ، با شهردار محترم یکی از مناطق در مورد برنامه های کوهپیمایی ویژه در سال 91 با حضور تمامی مسئولین شهرداری تبادل نظر کردم و ...... فرزندانم مرتب به من میگفتند بابا چرا نمییای توی آب؟ من هم میگفتم جلسه دارم. بعدا" میام!!!!

یه ابتکار در رانندگی اصفهانیها هست که در نوع خودش بی نظیره. تعداد زیادی از رانندگان این شهر وقتی به چهارراهی میرسند که چراغ چشمک زن داره ( بجای چراغ سبز و قرمز ) بدون اینکه شناختی از هم داشته باشند ، بطور کاملا" هماهنگ اونقدر فاصله ی بین ماشینهاشون رو کم میکنند و سپر به سپر میشن ، که از ماشینها یه قطار طویل درست میکنند. کافیه ماشین اول که نقش لکوموتیو قطار رو داره وارد چهارراه بشه و از اون عبور کنه. دیگه ماشینهای سمت های مجاور باید توقف کنند تا این قطار رد بشه. محال هم هست به کسی راه بدن مگر اینکه.......

مگر اینکه یه آدم نترس پیدا بشه و بی خیال ترمز و تصادف ، بزنه وسط این قطار تا راننده ی یکی از واگنها!! ناچار به توقف بشه. میدونید در این صورت چه اتفاقی می افته؟ دعوا؟ بد و بیراه؟ کشمکش؟ ترافیک سنگین؟

نه. هیچکدوم. تنها اتفاقی که می افته اینه که اینبار قطار اینطرفیها شروع به حرکت میکنه!!!!!!!!!!!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠

هفته ی گذشته به همکارانم اطلاع داده بودم که کوهپیمایی شنبه 6 اسفند توام با بارندگی و احتمالا" بارش برف خفیف خواهد بود ولی مشکلی پیش نخواهد اومد و باید از این فرصتهای کمیاب طلایی کمال استفاده رو برد.

این پیش بینی به درستی محقق شد. دیروز زیر نم نم بارون تا آبشار مصنوعی رفتیم و از اونجا به بعد با بارش برف مواجه شدیم. ظرف چند دقیقه کوه سفید پوش شد. مسیر رو تا غار کفتار ادامه دادیم و فرصتی دست داد تا کمی برف بازی کنیم ( یکی دو سانت برف نشسته بود ).

هوای مرطوب ، سرد و مه آلود دیروز ، یه کوهپیمایی رویایی رو فراهم کرد. توی اصفهان این موقعیتها خیلی کم پیش میاد. از خرداد به بعد دیگه گرما داریم و خشکی هوا و غبار فراوان. باید این لحظات رو قدر دونست ؛ اساسی. یکی از دوستانم میگفت از خدا خواستم که مرگم در ماه اسفند و فروردین نباشه چون که دوست دارم نسیم بهاری به بدنم بخوره.

عمر هم بهاری داره ، تابستونی ، پاییزی و زمستونی. البته تفاوت چهار فصل عمر با چهار فصل طبیعت در اینه که در طبیعت ، این چهار فصل بصورت منظم پشت سر هم هستند و مدت زمان هر کدوم هم مشخص و ثابته اما در مورد انسانها چهار فصل عمر مدت ثابتی ندارند و همینطور ترتیب فرا رسیدنشون مثل طبیعت ، منظم نیست. انسانها این قابلیت رو دارند که بگونه ای زندگی و رفتار کنند که تمام عمرشون بهاری باشه ، یا اینکه از بهار عمر به یکباره پاییزی بشن ولی دوباره برگردن به بهار ، یا اینکه تابستون عمر رو ندیده وارد زمستون بشن و یا......

خلاصه اینکه پیچش دست خودمونه ، نه کس دیگه.....

بهاری باشید انشاءالله ؛ همیشه و همه جا




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠

دیشب موقع تماشای اخبار ساعت 21 شبکه 1 ، یه لحظه فکر کردم صدا و سیما داره به اشتباه تصاویر شبکه های خارجی رو به جای گزارش خبری پخش میکنه؟؟!!!! اما اشتباه نبود ، خود خود تهرون بود!!! مصاحبه با خانومهای که تا دیروز بهشون میگفتن بد حجاب ، مانکن ، عروسک دست دیگران ، غرب زده و ..... تا دیروز عکسها و فیلمهای متعددی از برخورد گشتهای ارشاد اسلامی با این افراد در سایتهای مختلف اینترنتی به نمایش دراومده بود. اما حالا که داریم به انتخابات نزدیک میشیم ، برای چند روز این افراد نه تنها اون صفتهای قبلی رو ندارند و لزومی به برخی با اونها دیده نمیشه ، بلکه عزیز شده اند و لازمه چهره ی اونها ( با همون تیپی که تا دیروز بهش گیر میدادند ) از تلویزیون نمایش داده بشه و صحبتهای اونها رو در دفاع از کشور و لزوم حضور در انتخابات رو همه بشوند.

اگه عقاید و اعتقادات این افراد اهمیت داره پس چرا در تمام طول سال بخاطر پوشش ظاهری بهشون گیر میدن؟ اگر ظاهر مهمه پس چرا توی ایام انتخابات بعضیها پا روی اعتقاداتشون میذارن و از نمایش چهره ی این افراد استفاده ی ابزار ی میکنند؟

باعث تاسف است که رویدادهای سیاسی هستند که ارزش داشتن و یا ارزش نداشتن آدما ، لزوم پایبندی و یا عدم پایبندی به اصول و اعتقادات ، لزوم اخلاق مداری و یا ضد اخلاق بودن ، لزوم راستگویی و یا دروغگویی ، لزوم حق طلبی و یا مصلحت اندیشی ، و.............رو تعیین میکنند.

عملکرد تبلیغاتی بعضی کاندیداها رو که میبینی یا میخونی ، دود از کله ات بلند میشه که این افراد اگه به مجلس راه پیدا کنند ، چه شود توی این مملکت؟؟!!! مگه در نمایندگی مجلس چه چیزی نهفته است که بعضیها اینقدر به آب آتش میزنند و پول خرج میکنند و شام و نهار و هدیه میدن که به مجلس راه پیدا کنند؟؟؟!!!!

حکایت بعضی از اینها وقتی به مجلس راه پیدا میکنند تاسف بارتر میشه. یه عده اصلا" یادشون میره نماینده ملت هستند. رأی رو از ملت میگیرن اما میشن وکیل الدوله. یه عده ی دیگه انگار کور مادرزاد هستند ، هر چی قوه ی مجریه کار کنه و زحمت بکشه ، اینها به چشمشون نمییاد و مرتب به هر بهانه ی حق و ناحقی ، سنگ جلوی پای دولت میندازند. یه عده فقط به فکر منطقه ی خودشون هستند و یادشون میره که طبق قانون هر نماینده ی مجلس در مقابل تمام ملت مسئول است و نه فقط در مقابل مردم منطقه ی خودش. یه عده فکر میکنند نماینده ی مجلس یعنی همه کاره مملکت. توی هر کار نفوذ و دخالت میکنند در حالیکه وظیفه ی اصلی اونها قانون گذاری و مراقبت در اجرای صحیح قوانین است.

والله نمیدونم چی بگم.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠

خدا رحمت کنه این آقای محمد عوده عزیز رو که گزارشهای رویت هلال رصدگران رو توی وب سایتش نگه داشته. خدا طول عمر بده به کسی که وبلاگ نویسی رو به من یاد داد و تشویقم کرد خاطراتم رو بنویسم ( البته همین الان هم ایشون سن و سال زیادی به اندازه ی چهار قرن داره!! نیشخند ). خدا نور به..... نه بابا ؛ همشون زنده اند چشمک. خدا زندگیشون رو سرتاسر نور و برکت کنه ( حالا بهتر شد مژه )


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠

خدا رحمت کنه این آقای محمد عوده عزیز رو که گزارشهای رویت هلال رصدگران رو توی وب سایتش نگه داشته. خدا طول عمر بده به کسی که وبلاگ نویسی رو به من یاد داد و تشویقم کرد خاطراتم رو بنویسم ( البته همین الان هم ایشون سن و سال زیادی به اندازه ی چهار قرن داره!! نیشخند ). خدا نور به..... نه بابا ؛ همشون زنده اند. خدا زندگیشون رو سرتاسر نور و برکت کنه ( حالا بهتر شد چشمک)


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠

وقتش شده تا یه سر و سامانی به جدول رصدهای هلال ماه که انجام دادم ، بدم. با رصدی که دیروز انجام شد رکورد شخصی خودم در مورد سن هلال شامگاهی رو از 16 ساعت و 39 دقیقه ( ذیحجه 1424 ) به 16 ساعت و 9 دقیقه کاهش دادم. هلال ربیع الثانی 1433 پس از هلال شوال 1420 همچنین در رتبه دوم نازکترین هلالهایی است که تا بحال با دوربین دو چشمی دیدم. بعضی وقتا اینطوری میشه دیگه ؛ برای شکستن یه رکورد شخصی باید سالها انتظار کشید و کار کرد. رکوردهای جهانی که دیگه گفتن نداره. برخی از این رکوردها شاید دست نیافتنی هم شده باشند ( البته برای افرادی در سن و سال بنده ).

بهبود رکوردهای شخصی ، بهانه ی بسیار خوب و مناسبی است که میتونه بازار رویت هلال رو کماکان گرم نگه داره. شاید بد نباشه حتی موضوع انجام بهترین رصدها و یا بدست آوردن بهترین نتایج در یک سال رو هم مد نظر قرار داد. ارگانها ، سازمانها و گروههای رویت هلال کشور میتونند با در نظر گرفتن جوایزی در این رابطه ، علاقمندان به رویت هلال رو به انجام کار و رصد بیشتر تشویق کنند.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠

پس از عدم موفقیت در رویت هلال صبحگاهی ربیع الاول 1433 ، بعد از ظهر چهارشنبه 3 اسفند برای رویت هلال جوان ربیع الثانی آماده شده بودم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠

کار خریدهای عید رو به تدریج آغاز کردیم. پس از سالها ، الان نوبت به خرید برخی لوازم منزل رسیده.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠

مثل هر یک شنبه آماده ی رفتن به کوه میشم.....

با چند دقیقه تاخیر به دوستان رسیدم و حرک کردیم......

با رسیدن به چشمه خاجیک ، تصمیم گرفته میشه مسیر سنگنوردی بریم.....

بسم الله گفتم و شروع به حرکت کردم. چند وقتی است که برای گروه صدقه ندادم. نذر صدقه کردم و کار خودم رو به خدا واگذار کردم.....


ادامه مطلب ...



آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ