خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

به کسی جما ل خود را ننموده ای و بینم

همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

به ره تو بس که نالم ، ز غم تو بس که مویم

شده ام ز ناله نایی ، شده ام ز مویه مویی

همه خوش دل این که مطرب بزند به تار چنگی

من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

چه شود که راه یابد سوی آب ، تشنه کامی؟

چه شود که کام جوید ، ز لب تو کام جویی؟

شود اینکه از ترحم دمی ای سحاب رحمت

من خشک لب هم آخر ، ز تو تر کنم گلویی؟

بشکست اگر دل من ، به فدای چشم مستت

سر خمّ می سلامت ، شکند اگر سبویی

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه ، بنشین کنار جویی

ز چه شیخ پاک دامن سوی مسجدم بخواند؟

رخ شیخ و سجده گاهی ، سر ما و خاک کویی

 

شعر از : فصیح الزمان شیرازی




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٠

پنجشنبه و جمعه  25- 24 شهریور 1390 اولین برنامه ی صعود ورزشی اعضای گروه کوهنوردی و سنگنوردی کارکنان شهرداری اصفهان با حضور بیش از 60 نفر ( کوهنوردان و گروه امداد و نجات سازمان آتش نشانی شهرداری اصفهان ) با صعود به قله 3895 متری کرکس برگزار شد.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٠

 

بعد از صعود به قله دماوند ، دوست داشتم صعود سبلان رو تجربه کنم. صعود به دماوند و سبلان همیشه جزو آرمانها و آرزوهام بود که به اولیش دست یافته بودم. پس از برگشت از سفر دماوند و در یکی از برنامه های روزانه صفه ، جناب امانی موضوع صعود به علم کوه رو مطرح و از برنامه خودشون برای این صعود صحبت کردند. با اینکه انگیزه و یا برنامه ی خاصی در این مورد نداشتم ناخودآگاه پرسیدم بنده هم میتونم در این برنامه شرکت کنم؟ پاسخ مثبت جناب امانی باعث شد تا خودم رو برای صعود به دومین قله ی بلند ایران آماده کنم ؛ به همین راحتی و بدون هیچ برنامه ریزی قبلی!


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠

میدونستم از بعد از ظهر روز سه شنبه تمام جاده های کشور پر ترافیک خواهند شد بنابراین بخش دوم سفرهای تابستونی رو به روز بعد از عید فطر موکول کردم. صبح پنج شنبه عازم نیشابور شدیم و نزدیکای غروب به روستا آبا و اجدادیم ، بوژمهران ، رسیدیم. با اینکه همیشه فقط برای گردش و تفریح به این منطقه سفر کردم اما نمیدونم چرا یه تعلق خاطر ویژه ای به روستای بوژمهران دارم. اکثر عموها و تمام عمه های من در نیشابور و بوژمهران زندگی میکنند. اجداد پدری و برخی بستگان نزدیکم نیز در خاک این روستا مدفون هستند.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

 

صبح روز دوشنبه 7 شهریور برای انجام دادن برخی هماهنگیها به ستاد استهلال رفتم. با توجه به شرایط جوی خاصی که بر کشور حاکم بود پیشنهاد داده بودم تا پرواز هوایی مد نظر باشه تا در صورت نیاز از این راه هم برای رویت هلال استفاده کنیم. مسیر پرواز رو قبلا" تعیین کرده بودم. دوشنبه دوباره کنترلهای لازم رو در این رابطه انجام دادم. با تعدادی از ستادهای استانی هم تلفنی صحبت کردم و از برنامه های اونها مطلع شدم. تا بعد از ظهر در ستاد موندم و بعد برای استراحت به منزل مادرم رفتم.

صبح روز سه شنبه مجددا" به ستاد برگشتم. دوست گرامیم جناب آقای میر عزآبادی هم به تهران اومده بود تا در صورت انجام پرواز هوایی یکی از رصدگران پروازی باشه. دو دستگاه دوربین دوچشمی هم از قبل به ستاد آورده بودند. در همون ساعات اولیه ی طلوع ماه ، حسین آقا تلاش کرد تا هلال رو در روز ببینه اما موفق نشد. شرایط جوی خیلی عالی بود اما پیش بینی میشد با نزدیک شدن به بعد از ظهر و غروب بر تراکم غبار و ابر افزوده بشه. همچنان در انتظار وضعیت پرواز هوایی بودیم و برای همین نتونستیم در آخرین نماز ماه رمضان که به امامت حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی برگزار میشد شرکت کنیم. بلاخره هماهنگی پرواز نهایی شد. قرار گذاشتیم ساعت 17 در فرودگاه مهرآباد باشیم.

خوشبختانه خیلی زود گزارشهای رویت هلال رو دریافت کردیم. از شهرهای مختلف گزارش رویت در روز بدستمون میرسید. اولین گزارش مربوط به رصدخانه ی نیاسر کاشان بود اما متاسفانه باخبر شدیم برخی افراد حاضر در این رصدخانه ، بعد از رویت هلال ، پیامکی رو منتشر کردند که اعلام میکرد بدلیل رویت شدن هلال در پیش از ظهر ، سه شنبه عید فطر است!!!! متاسفانه برخی از دوستان ما کم ظرفیت و ناآگاه هستند و جایگاه خودشون رو با مراجع اشتباه گرفتند. اونها اینقدر درک نداشتند که اولا" هیچ یک از مراجع حاضر رویت هلال با ابزار در پیش از ظهر رو برای اعلام عید در همان روز حجت نمیدونند و ثانیا" اعلام اینکه چه روزی عید فطر خواهد بود یک موضوع فقهی است و نه نجومی. بارها تاکید کردم که ما فقط رصدگر هلال هستیم و بس. اینکه چه روزی عید هست یا نیست به ما ارتباطی نداره. دخالت کردن در موضوعی که نه در موردش تخصص داریم و نه وظیفه ی ماست ، چیزی جز زیان برای ما و آشفته کردن جو جامعه در بر نخواهد داشت.

با رویت شدن هلال شوال در شهر تهران توسط مهندس میر سعید ، به ریاست محترم ستاد اعلام کردم که به نظر میرسه دیگه نیازی به پرواز هوایی نباشه و گزارشهای واصله به اندازه کافی زیاد هست. پرواز رو لغو کردیم. مهندس رستمی هم به ستاد تشریف آوردند. تلفنها یکی بعد از دیگری بصدا درمی اومد و گزارشهای متعدد از رویت دریافت میشد. بعد از ظهر یه بار دیگه تلاش کردیم هلال رو در خود ستاد رویت کنیم اما موفق نشدیم.اینکار رو به نزدیکیهای غروب محول کردیم.  من رصد در روز رو انجام ندادم. علاقه ای به این روش ندارم  ( چون برای چشمم که کمی ضعیف شده میتونه خطرات جدی در پی داشته باشه ). اون روز هم سعی کردم چشمام رو خسته نکنم تا موقع غروب بتونم بهتر کار کنم. کمی قبل از غروب به روی بام یکی از ساختمانهای بیت رفتیم. مهندس رستمی با دوربین تئودولیت سمت هلال رو مشخص میکردند و بنده و آقای میر عز آبادی هم با دوربین 20 در 80 رصد میکردیم. در ساعت 19:25 موفق شد هلال ماه رو در بین غبار تشخیص بدم. ضخامت زیاد مرکز هلال کاملا" مشخص و نمایان بود اما لبه های بالا و پایین دیده نمیشد. پس از اینکه اعلام رویت کردم جناب موحد نژاد تلاش کردند از پشت دوربین من هلال رو ببینند اما موفق نشدند. شاید این موضوع بخاطر تفاوت دید ما دو نفر بود. من چشمیها رو برای چشم خودم تنظیم کرده بودم ( چشمانم قدری ضعیفتر از چشمهای عادی شده است ). دوباره پشت دوربین رفتم و دقایقی بعد برای بار دوم هلال رو دیدم اما سختتر از دفعه ی قبل. هلال در غبار غلیظتری فرو رفته بود و لحظاتی بعد از دیدم پنهان شد.

مهندس میر سعید هم به ستاد تشریف آوردند. گزارشها کماکان میرسید و هر چهار نفر با سرعت در حال صحبت با رصدگران و یادداشت گزارشها بودیم. چندین گروه هم عکس هلال رو از طریق ایمیل برای ما فرستاده بودند. مهمترین گزارش در ساعات اولیه پس از غروب بدست ما رسید ؛ 13 گروه در استان خراسان رضوی ( از جمله جناب مهندس محمد مهدی مطیعی و همراهانشان ) موفق شده بودند در یک شرایط بسیار استثنائی جوی ، هلال شوال رو با چشم غیر مسلح رویت کنند. این مجموعه گزارشها به همراه گزارشهای دیگه ای که از رویت هلال با چشم غیر مسلح در نقاط مختلف کشور بدست اومده بود رو دسته بندی و خلاصه کردیم. گزارش نهایی توسط ریاست محترم ستاد استهلال به محضر رهبر معظم انقلاب تقدیم شد و لحظاتی بعد مژده ی اعلام عید فطر رو دریافت کردیم. تمامی حاضران در ستاد خوشحال و خندان به هم تبریک میگفتند. در اولین بخش خبری بعد از افطار ، خبر رویت هلال و اعلام عید فطر به اطلاع مردم شریف ایران رسید. بحمدالله نتیجه ی کار رصدگران گرامی و پر تلاش ، شیرینی عید رو برای مردم دوچندان کرد و مردم خیلی زود خبر عید رو دریافت کردند.

دیر وقت به خونه برگشتم ؛ خسته و کوفته. نماز عید رو مثل سال قبل در محله ی خودمون خوندم. فرازهای قنوت این نماز اشکم رو سرازیر کرده بود....

ادامه دارد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠

 

پس از سپری شدن یکی از طولانیترین سفرهای خانوادگی که 17 روز به طول انجامید بلاخره به خونه برگشته و بار سفر رو زمین گذاشتیم. در این سفر از استانهای اصفهان ، مرکزی ، قم ، تهران ، البرز ، قزوین ، گیلان ، اردبیل ، آذربایجان شرقی ، زنجان ، سمنان و خراسان رضوی عبور کردیم و جلوه هایی خیره کننده از طبیعت ایران زمین رو دیدیم. مختصری در مورد این سفر طولانی عرض میکنم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠

با توکل به خداوند متعال و مدد گرفتن از ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین پیش از ظهر جمعه 4 شهریور 1390 همراه با همسر و فرزند کوچکم ( محمدرضا ) بر بلندای قله ی 4811 متری و بسیار زیبای سبلان قدم گذاشتیم. شاید بتوان سبلان رو زیباترین قله ی ایران نام نهاد. گزارش این صعود رو پس از مراجعت به اصفهان عرض خواهم کرد.

پس از استراحتی دو روزه در سرعین ، برای پیگیری رصد هلال شوال 1432 در تهران بسر میبرم. پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به تمامی بندگان الهی ، مسلمان ، هموطنان گرامی و دوستان ارجمندم تبریک و تهنیت عرض میکنم. 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠

انشاءالله با رویت شدن هلال ماه در روز سه شنبه 8 شهریور 1390 ، روز چهارشنبه مصادف با اول شوال و عید سعید فطر خواهد بود. مقارنه ی ماه و خورشید برای هلال شوال در صبح روز دوشنبه 7 شهریور ( به وقت رسمی تابستانی ایران ) روی خواهد داد و در غروب همین روز در پهنه ی ایران عزیز هیچ شانس و احتمالی برای رویت شدن هلال شوال ( چه با چشم عادی و چه با ابزار اپتیکی ) وجود نداره. بدلیل عرض دایرة البروجی جنوبی ماه ، در شامگاه سه شنبه 8 شهریور هم علیرغم گذشت مدت زمان زیاد از مقارنه ماه نو ، هلال ماه ارتفاع زیادی از افق نداره. این هلال در شامگاه سه شنبه در تمام کشور قطعا" با چشم مسلح قابل رویت بوده و احتمال رویت شدنش با چشم عادی هم وجود داره که البته در استانهای جنوبی کشور این احتمال به یقین تبدیل میشه و در صورت وجود شرایط مناسب جوی ، رصدگران این استانها قادر خواهند بود هلال شوال رو با چشم غیر مسلح رویت کنند.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠

پرده اول

میهمان : یا الله ، کسی خونه هست؟

میزبان ( که از قبل در انتظار رسیدن مهمونش بوده و تمام کاراش رو به موقع انجام داده ) : بفرمایید ، قدمتون به روی چشم ، صفا آوردین ، خیلی وقته منتظر شما هستیم

 

پرده دوم

میهمان : یا الله ، کسی خونه هست؟

میزبان : وای خدا مرگم بده ، چه زود رسیدند.... یه لحظه لطفا"......

و میزبان خیلی سریع بهم ریختگیهای جزئی خونه رو بر طرف میکنه

میزبان : بفرمایید تو ، ببخشید که یه خورده اینجا به هم ریخته است ، صفا آوردین. منتظرتون بودم اما فکر نمیکردم اینقدر زود برسین

 

پرده سوم

میهمان : یا الله ، کسی خونه هست؟

میزبان به یکی از اهل منزل : برو ببین کیه پشت در.....

یکی از اهل منزل : یه آقایی اومده میگه بنا بوده بیاد خونه ما.....

میزبان ( با قدری فکر و تامل ): اِ اِ اِ اِ..... پاک یادم رفته بود مهمون داریم..... حالا چیکار کنیم ؟

یکی از اهل منزل : من میرم بهشون میگم الان کسی خونه ی ما نیست اگه میشه فردا تشریف بیارین تا در خدمت شما باشیم

 

پرده چهارم

میهمان : یا الله ، کسی خونه هست؟

میزبان به یکی از اهل منزل : برو ببین کیه پشت در.....

یکی از اهل منزل : یه آقایی اومده میگه فلانی هستم و بنا بوده بیاد خونه ما.....

میزبان : مثل اینکه آدرس رو اشتباهی اومده. چنین کسی رو نمیشناسم. برو در رو ببند تا یه موقع این غریبه نیاد توی خونه.......

 

سحرگاه امروز وقتی داشتم برنامه ی ماه خدا رو میدیدم مجری توانای برنامه به این موضوع اشاره کرد که در بعضی روایات شیعه اومده که حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در سحرگاه بیست و سومین روز از ماه رمضان در حالی ظهور میکنند که صیحه ای آسمانی در تمام جهان پخش میشه و هر کسی با زبان و گویش خودش اون صدا رو میشنود که مژده ی ظهور ولی امر رو میده. با خودم فکر کردم اگه همین الان ، اون سروش آسمونی به صدا دربیاد و امام غایب ظاهر بشوند و ظهور خودشون رو اعلام کنند ، داستان زندگی من و نحوه ی استقبالم از اون حضرت مثل کدوم یکی از پرده های نمایش بالا خواهد بود؟.........




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

 

پیش از سحر امروز خوابی دیدم که نشون میداد هنوز به بعضی ارزشهایی که شاید امروزه کم رنگ شدند وفادارم و از تبعات چنین اعتقادی نگران نیستم. در جمعی حضور داشتم که بهترین روزهای آغاز جوانیم رو بین اونها سپری کردم. وقتی از خواب بیدار شدم ، از دیدن چنین خوابی خرسند بودم.

مجری برنامه ی سحرگاهی ماه خدا امروز انتقادی بسیار بجا و صریح رو در مورد مجالس احیاء شبهای قدر بیان کرد که لازم بود زودتر از این گفته بشه. چند سال میشه که بنده بدلیل طولانی و خسته کننده شدن مراسمی که در این شبهای مبارک در محافل مذهبی و مساجد برگزار میشه ، ترجیح میدم توی خونه بمونم و احیاء انفرادی خودم رو تا اون زمانی ادامه بدم که حال دعا دارم و از خوندن دعا و قرآن و یا شنیدن مداحیها و سخنرانیها خسته و کسل نمیشم. هر وقت هم که خسته شدم  خیلی راحت میرم میخوابم. مجری برنامه به مراسمی اشاره کرد که ساعت 9 شب آغاز و 4.5 صبح به اتمام رسیده بود!! و میگفت مردم شانس آوردن که به زمان اذان صبح رسیده بودند والا شاید مراسم باز هم ادامه پیدا میکرد. دعا و نیایش اگر همراه با خستگی و بیحالی باشه ، به احتمال زیاد تاثیر منفی در بر خواهد داشت. به قول شاعر :

از یک خروش یا رب شب زنده دارها

حاجت روا شوند هزاران هزارها

یا رب گفتن اگه از دل باشه ، یه دونش هم کاری میکنه کارستون و اگه لقلقه ی زبان باشه و با بیحالی و بی حوصله گی......والله اعلم 

ظاهرا" کار دیکتاتور لیبی هم به پایان رسید تا او هم به جمع رهبران غیر مردمی و پوشالی تونس و مصر و یمن ملحق بشه. سرهنگ اما در رویکردی متفاوت ، دست به اسلحه برد و حاضر شد برای بقای در قدرت  مردم کشورش رو به خاک و خون بکشه اما این دست و پا زدنها باعث شد طومارش خیلی زودتر بسته بشه. اگر ملتی تصمیم بگیرند که از زیر ستم دیکتاتورها رها بشن ، هیچ چیزی نمیتونه جلوی حرکت توفنده ی اونها رو بگیره. باید منتظر موند و دید پنجمین دیکتاتور کشورهای اسلامی که به سرنوشت این چهار نفر دچار میشه کیه؟

ممکنه ظرف روزهای آتی در سفر باشم. چند برنامه ی مختلف رو بنا است انجام بدم ؛ از جمله صعود به قله ی سبلان ، حضور در ستاد استهلال ، بازدید از شهرداری تهران و چند برنامه ی دیگه. وقتی با یه سفر چندین و چند کار رو انجام میدم ، خیلی خوشحال میشم که تونستم بهترین بهره رو از زمان ببرم. عمرهای کوتاه ما اونقدر نیست که بخوایم وقت تلف کنیم. هر ثانیه و دقیقه و ساعت عمرمون رو باید با حساب و کتاب به مصرف برسونیم.




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ