خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠

خدای بزرگ است اهورامزدا که این زمین را آفریدکه آن آسمان را آفرید که شادی برای مردمان آفرید که داریوش را شاه کرد یک شاه از بسیاری ، یک فرمانروا از بسیاری.  من داریوش شاه بزرگ شاه کشورهایی از همه گونه مردم شاه در این زمین بزرگ و گسترده پسر ویشتاسپ هخامنشی

داریوش شاه گوید : به خواست اهورامزدا این است کشورهایی که به جز پارس بر آنها فرمان راندم.مرا خراج گذاردند.آنچه از سوی من به آنها گفته شده است انجام دادند.قانون من است که آنها را نگاه داشت : ماد ایلام پارت هرات بلخ سغد خوارزم زرنگ رخج سته گوش قندهار هند سکاهای هوم نوش سکاهای تیز خود بابل آشور عربستان مصر ارمنستان کاپادوکیه سارد یونان سکاهای انسوی دریا مقدونیه یونانیهای سپر بر سر لیبی حبشه مکا و کاری

گوید داریوش شاه اهورامزدا چون این سرزمین را آشفته دید پس آنرا به من ارزانی داشت مرا شاه کرد من شاه هستم به خواست اهورامزدا من این سرزمین را بر جای خود نشاندم آنچه من گفتم آنرا انجام دادندچونانکه اراده من بود.اگر می اندیشی که چند است شمار کشورهایی که داریوش شاه زیر فرمانروایی داشت پس نگاره ها را بنگر که اورنگ مرا بر دوش دارند آنگاه خواهی دانست که نیزه مرد پارسی بسی دورتر جای رفته و بسی دور از پارس رزم جسته و نبرد آورده است

گوید داریوش شاه آنچه انجام شد همه را به خواست اهورامزدا کردم.اهورامزدا مرا یاری داد.اهورامزدا مرا و سرای شهریاری ام و این کشور را از آسیب دور بداردو این را من از اهورامزدا خواهانم.این را اهورامزدا به من بدهد.ای مرد ! فرمان اهورامزدا برایت ناگوار نباشد راه راست را ترک مکن خشونت نکن

خدای بزرگ است اهورامزدا که این جهان شگرف را آفرید که برای مردم شادی آفرید که خرد و توانایی به داریوش شاه بخشید.به خواست اهورامزدا من چنانم که راستی را دوست دارم و از دروغ بیزارم.من نمی خواهم توانا بر ناتوان ستم کند همچنین دوست ندارم که به حقوق توانا از کارهای ناتوان آسیب رسد.آنچه را که راست است من آنرا می پسندم

خواست خداوند در زمین آشوب نیست بلکه صلح نعمت و حکومت خوب است.من دوست دروغگویان نیستم و در دل خود تخم کین نمی کارم.هر آنچه مرا به خشم آورد از خود دور می دارم و با نیروی خود بر خشم خود سخت چیره ام. هرکه همکاری و همراهی پیشه کند در خور کوشش او پاداش می دهم.آنکه گزند رساند و ستم کند به اندازه گوشمالش دهم.نمی خواهم کسی زیان رساند و کیفر نبیند.آنچه کسی بر ضد کس دیگر گوید مرا قانع نتواند کرد مگر آنکه بنا به قانون نیک گواه آرد و داوری بیند.از آنچه کسی فراخور توانایی خویش انجام دهد و بجا آورد شادمان و خرسند می شوم و خشنودیم را کرانه ای نیست

چنین است هوش و اراده من. نپندار که زمزمه های پنهانی و در گوشی بهترین سخن است. بیشتر به آنی گوش فرا دار که بی پرده میشنوی.تو بهترین کار را از توانمندان ندان و بیشتر به چیزی بنگر که از ناتوان سر میزند.آنگاه که تو از آنچه بر دست من رفته چه در زادگاهم و چه در آوردگاه بینی یا شنوی بدان این است توانایی من که برتر و تیزتر از نیروی پندار است اینست کاردانی من : تا جایی که توش و توان دارم در جنگجویی هماوردی خوبم.چون در آوردگاه باشم کسی را که از دور می بینم به نیروی ادراک و خرد می دانم که بدخواه است یا که دژ اندیش نیست.به نیروی ادراک و اراده خویش همواره نخستین کسی هستم که تصمیم میگیرد کار شایسته راچون دشمنی را بینم و چون دوستداری را

مردی هستم ورزیده هم به دست هم به پا به هنگام سواری سواری خوبم در تیر افکنی تیر اندازی چیره دست چه بر اسب باشم چه با پای پیاده.در نیزه وری نیزه وری خوبم خواه از روی اسب و خواه از روی خاک.هنرهایی که اهورامزدا به من بخشیده است وتوانسته ام که به کار گیرم چنین بود.بیاری یزدان همه را با هنرهای خویش که ارزانی اهورامزدا بوده است به انجام رسانده ام.ای بشر نیک دریاب که من چگونه ام و هنرهایم چه و برتری ام چگونه و تا چه اندازه.مگذار آنچه در این باره شنیده ای بر تو نادرست نماید.آنچه به تو گویند باور دار کارهایم را نادرست مپندار نبشته هایم را نگه دار باش قانون را پایمال نکن و نگذار کسی در رعایت نظم و فرمان قانون نادان ماند

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠

امروز رفتم کوه صفه اما نه به قصد کوهنوردی. بارون شدیدی در حال بارش بود. لباس و کوله ی کوه همراهم بود اما اینبار سه ابزار جدید هم حمل میکردم ؛ چتر و سه پایه و دوربین عکاسی.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠

بعضی وقتا شاعران و عارفان در یه حال شور و وجدی قرار میگیرن و حرفهایی میزنن که شاید سخت بشه درکش کرد اما همه ی اینها به همون حال سماع و از خودبیخود شدن مربوط میشه. سالها قبل جمعه شبها در منزل مرحوم حاج حسن ارضی ( عموی حاج منصور ارضی ) مراسم مذهبی و سخنرانی برقرار بود. افراد خیلی کمی در این جلسه شرکت میکردندو بنده و چند تن از دوستانم ، برای بهره مندی از سخنرانی پیر و مرشدمون به این مجلس میرفتیم و از تفسیر زیارت جامعه کبیره که توسط ایشون بیان میشد فیض میبردیم.

یه شاعر خوش ذوقی هم بود ملقب به ژولیده ی نیشابوری که بعضی وقتا به این مجلس می اومد. یه بار ایشون دو قطعه شعر کوتاه در مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در این مجلس خوند که موجب وجد و سرور بسیار شد و مرحوم ارضی به خاطر همین دو شعر هدیه ای به ژولیده عطا کردند. این دو شعر که در حالت شور و سماع سرورده شده رو در روز عید غدیر به دوستداران و محبین مولی الموحدین اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام تقدیم میکنم :

نوشته است این جمله با خط زر

به دیباچه ی مدح مولا علی

پیمبر ز معراج چون بازگشت

بفرمود سرّی مگو ، با علی

که گفتیم با هم من و کردگار

به وقت خداحافظی ، یا علی

 

سرچشمه ی هستی جهان هست علی بود

پیمانه ی عشق ازلی مست علی بود

میخواست نبی دست خدا را بفشارد

دستی که خدا داد به او ، دست علی بود

 

روز گذشته یکی از سه دندان عقلم را کشیدم. گفته بودند دو سه ساعت خونریزی خواهد داشت. اونقدر کار کشیدن دندونم به راحتی انجام شد که بعید میدونستم مشکلی برام پیش بیاد اما از ساعت 16 تا 23 این خونریزی ادامه داشت و بیحال و حوصله ام کرد. امروز هم مختصری تب کردم که نمیدونم اثر همین دندون کشیدنه یا نه؟ بحمدالله حالم داره بهتر میشه و امیدوارم از فردا بتونم فعالیتهای ورزشی رو از سر بگیرم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠

دیشب ، شب افتخار آفرینی وزنه بردان ایرانی بود و دو دلاور مازندرانی و اردبیلی ، اشک شوق در چشم همه ی ایرانیها جاری کردند و پرچم پر افتخار ایران رو به اهتزاز درآوردند. سجاد انوشیروانی پهلوان اردبیلی تیم ملی کاری کرد کارستان و با بلند کردن وزنه هایی که حتی در تمرینات آزمایش نکرده بود ، یک مدال برنز و دو مدال نقره برای کشور به ارمغان آورد. وقتی نوبت به بهداد سلیمی ، یل مازندرانی ، رسید با تکنیک منحصر بفرد خودش لرزه به تن همه انداخت و بقول یکی از سایتها ، غرش ببر مازندران در جهان تنین افکند. استیل ویژه ی سلیمی در حرکت یک ضرب ، مو به تن همه راست میکرد. سلیمی قبل از شروع حرکت ، با فریادی بلند وزنه رو چند سانت بلند میکرد و محکم به زمین میزد و بعد برای حرکت نهایی اقدام میکرد. با این حرکت مثال زدنی ، سلیمی قدرتش رو هم به وزنه و هم به بینندگان دیکته میکرد و نهایتا" با فریادهای علی ، یا علی ، خدا و .... این کوه آهنی رو بالای سر میبرد. جا داره صحنه ی رکورد زنی حرکت یک ضربش رو صدها بار ببینیم و از دیدن این همه قدرت و غیرت و همت و اعتقاد لذت ببریم و افتخار کنیم که یک دلاور مرد ایرانی چنین نمایش خیره کننده ای از خودش به اجراء گذاشته.

در حرکت دو ضرب هم دو وزنه بردار ما خوش درخشیدند. اما میخوام نگاهم رو به آخرین حرکت دو ضرب سلیمی معطوف کنم. چرا سلیمی وزنه ی 260 کیلویی رو فقط کمی بلند کرد و بعد وزنه رو رها کرد؟ آیا وزنه سنگین بود؟ آیا انرژی سلیمی تموم شده بود؟

کسی حقیقت ماجرا رو نمیدونه اما حدس میزنم موضوع به منش پهلوانی سلیمی مربوط بشه. حدس میزنم داستان پوریای ولی دوباره تکرار شده. سلیمی در حرکت یک ضرب رکورد پهلوان اسطوره ای ایران ، حسین رضا زاده رو شکست. اگر وزنه ی 260 کیلویی رو بلند میکرد رکورد مجموع رضا زاده رو هم میشکست. شاید سلیمی حرمت نگه داشت تا بیش از این ، اسم رضا زاده از جدول رکورداران جهان پاک نشه. وزنه ی 260 رو بلند کرد تا نشون بده توان اینکار رو داره ولی اون رو رها کرد تا بگه همه چیز در زور بازو خلاصه نمیشه. اگر حدسم درست باشه ، سه طلای ارزشمند سلیمی که جای خودش رو داره اما رها کردن وزنه ی 260 کیلویی ، آنچنان ارزشی داره که هزاران هزار مدال طلا هم براش کم است. ماشاءالله به جوانمردی و مرام پهلوانی جوانان ایران زمین........

در سالروز تولدم ، اعضای خانواده ، همکاران اداری ، دوستان همنورد ، دوستان نجومی ، اعضای فامیل و دوستان دیگری از دور و نزدیک ( داخل و خارج از کشور ) نسبت به این بنده ی کمترین ابراز لطف و محبت داشتند. شرمنده ی بزرگواری همه ی اونها هستم و دست بوس همشون. برای همه ی این عزیزان توفیق روزافزون و طول عمر توام با عزت و سلامتی رو از درگاه خداوند متعال مسئلت میکنم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠

بیست و دوم آبان ماه دوباره فرا رسید و برگی دیگری از کتاب زندگیم ورق خورد. چند وقتی میشه که با گذشت ایام ، نه تنها حس کسالت و کهن سالی!! ندارم بلکه احساس میکنم خونی تازه و روحی جوان در کالبدم دمیده شده و فعالتر از پیش شدم. شاید این حس شور و نشاط ، ناشی از تاثیر بسیار مثبت کوهنوردی در جمع خانواده و دوستان باشه که هر روزش برام خاطره ای شاد به همراه داره.

برای فردا و فردا ها برنامه دارم ، اما آرزوی رسیدن فردایی رو در سر ندارم. اگر عمری برام باقی بود و موندم ، کارهایی رو که در نظر دارم انجام میدم و اگر نه ، دیگه غم غصه ای ندارم. امروزم رو قدر میدونم و سعی میکنم از لحظه لحظه اش استفاده کنم. از انجام کارهای جدید و متنوع بسیار استقبال میکنم و لذت میبرم.

همیشه به گذشته نگاه میندازم و از خوب و ناخوبش ، درس و تجربه کسب میکنم. در بحث مادیات ، تلاش میکنم تا زندگی آبرومندی داشته باشم ولی به هر آنچه که بدست میارم راضی و قانع هستم و هیچگاه برای بیشتر داشتن مادیات ، خودم رو به آب و آتیش نمیزنم و هیچ وقت ناراحت از دست دادن چیزی یا بدست نیاوردن چیز دیگری نیستم. اما در بحث معنویات ( که الان خیلی وقته ازش دور افتادم ) همیشه حسرت ایام از دست رفته و غبطه کسانی که در این ورطه هستند رو میخورم. میدونم هر چقدر هم در این زمینه حرکت کنیم و پیش بریم ، باز هم تا سر منزل مقصود راه زیادی داریم.....

مثل هر سال ، به مناسبت سالروز تولدم ، به قرآن رجوع کردم و تفعلی هم به دیوان حافظ زدم :


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠

دیروز 11/11/11 میلادی بود. وقتی عددهای به این صورت سری میشن ، قشنگ به نظر میرسن. چند سال قبل هم تاریخ 8/8/88 رو در ایران داشتیم که بر حسب تصادف با سالروز تولد امام هشتم مقارن شده بود. ممکنه برای بعضیها این شکل و شمایل تقویمی خوش یمن به نظر بیاد. از زیبایی ظاهری این اعداد که بگذریم ، خوش یمن بودن و یا بد یمن بودن لحظات و روزها و ایام تا حد بسیار زیادی به خود ما و عملکردمون بستگی داره.

امروز ، سالروز میلادی امام دهم شیعیان حضرت هادی امام علی النقی علیه السلام است. بدون تعارف باید بگم که ما شیعیان در مورد سه تن از امامانمون خیلی کم میدونیم ؛ امام جواد ، امام هادی و امام عسگری علیهما سلام. دوران زندگی این سه امام بسیار سخت بوده و فضای پیچیده و سختگیرانه امنیتی برای این سه بزرگوار وجود داشته است. شاید به همین دلیل شناخت اکثر ما در رابطه با این سه امام بسیار اندک است. یکی از مهمترین آثار بجا مانده از امام هادی علیه السلام ، زیارت جامعه کبیره است. در فرازهای این دعا ، ویژگیها و صفات ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین بیان شده است که هر کلمه و جمله ی آن نیازمند ساعتها شرح و بسط و تفسیر است.

مراسم مدال گرفتن کیانوش رستمی ( قهرمان وزنه برداری ایران از خطه دلاور پرور کرمانشاه ) و دراهتزاز آمدن پرچم ایران ، توسط رسانه ی ملی سانسور شد چرا که خانمهایی که سینی مدالها را حمل میکردند لباس بدون حلقه آستین به تن داشتند. قصدی برای دفاع از فرهنگ پوشش غربی نداریم ولی عملکردهای دوگانه ی رسانه ی ملی تعجب بسیاری را فراهم کرده است. پخش مستقیم مسابقات آقایان در رشته های شنا ، واترپلو ، کشتی ، وزنه برداری ، دومیدانی و ..... که لباسهای ورزشی رکابی و چسبان دارند بلااشکال است ولی پخش تصویر لباس بدون حلقه آستین خانمها اشکال داره. معلوم نیست این همه سختگیری که در این زمینه میشه برای چیه؟ آیا اقایون ایرانی ( با عرض پوزش ) خیلی چشم چرون هستند و از یه سر شانه هم نمیگذرند؟ آیا خانمها خیلی حجب و حیا دارن و خود سانسوری میکنند؟ آیا بهشت فقط مال آقایون است و باید مواظب بود تا مبادا سیلی نقد امروز رو به حلوای نسیه فردا ترجیح دهند؟ آیا خانمها راهی به بهشت ندارند و فرقی نمیکنه که پخش مسابقات آقایون رو ببینند یا نبینند؟ نمیدونم والله..... این سوالهای بی پاسخ هم رفت کنار دست بقیه ی سوالها ( مثل اون مورد موسیقی که شنیدن صدای موسیقی از رسانه ی ملی اشکال نداره اما دیدن تصویر سازی که با استفاده از اون ، همین موسیقی در حال نواخته شدن است ، اشکال داره )




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠

نوع رفتار نمایندگان مجلس در موضوع طرح سوال از ریاست محترم جمهور نشون میده که مجلس ما به اون حد از بلوغ نرسیده که بتونیم نظام اجرائی کشور رو از حالت فعلی به نظام پارلمانی تغییر بدیم. در نظام پارلمانی ، مردم نمایندگان پارلمان یا همون مجلس رو انتخاب میکنند و تعیین رئیس قوه ی مجریه ( دولت ) بر عهده ی پارلمان است. توی این چند روز که بحث سوال از رئیس جمهور در مجلس مطرح شده اولا" شاهد هستیم هیات رئیسه ی مجلس خودش راسا" بر اساس صلاح دید عمل میکنه و نه بر اساس قانون و برخی نمایندگان مجلس هم امروز این طرح رو امضاء میکنند و فردا امضاءشون رو پس میگیرن و این گردش بیهوده مرتب در جریان است. با چنین مجلسی ، آیا میشه به نظام پارلمانی ، حتی فکر کرد؟ بحث بر سر این نیست که آیا باید از رئیس جمهور سوال پرسیده بشه یا نه. آیا میشه به نماینده ای که درک سیاسی و تفکر عقلانی نداره و هر روز و هر ساعت یه جور تصمیم میگیره و دولت و مردم رو سر کار میزاره ، اعتماد کرد و اجازه داد چنین فرد یا افرادی سکانداران امور کشور رو انتخاب کنند؟

چند روز بعد از رویدادهای بازی پرسپولیس و داماش گیلان ، بدهکاران دیروز ، امروز با لباس طلبکاران در صحنه اومدند و مدعی رسانه ها شدند و میگن برا چی یه موضوع ساده و بی اهمیت رو اینقدر آب و تاب دادین؟؟!!! میگن دو نفر توی یه مسجد در حال معصیت بودند. یکی میرسه و اونها رو میبینه و میگه اف بر شما ؛ حرمت خونه ی خدا رو هم نگه نمیدارین؟ اون دو نفر به این نفر سوم معترض میشه و میگن : آدم کافر!! حالا توی خونه ی خدا آب دهن میریزی!! از قدیم گفتن به بدهکار که رو بدی میشه طلبکار. آقای کفاشیان هم مثل همیشه با لبخندی که معلوم نیست چه مفهومی داره میگه اینها فقط یه شوخی زشت کردند و کمیته ی انضباطی ما هم در مورد برخورد با این دو نفر عجله کرده!!!! اگه آخر امسال دیدین این دو نفر ملقب به لقب چهره های ماندگار شدند و از فدراسیون فوتبال بهشون جایزه دادند تعجب نکنید ، همینه دیگه. حرمت کلام اجازه نمیده تا پاسخی در شأن به آقای کفاشیان بدم....

سه تا دندون عقل برام باقی مونده که با نظر دندانپزشک ، باید هر سه تا رو بکشم. دندان عقل جزو دندانهایی است که کارایی چندانی برای ما نداره و احتمالا" وجودش به سیر تکاملی انسان برمیگرده و شاید یه زمانی در اون دوران اولیه ، کارائی بیشتری نسبت به امروز داشته. این دندون ، دیرتر از تمام دندونها ظاهر میشه و بهتره در همون دوره ی جوانی اون رو کشید. الان که اکثر ما دندون عقل داریم ، وضعمون اینه ، وای بحال زمانی که اونها رو از دست بدیم!!!

چهارشنبه بر روی دیواره ی مقبرةالشهداء صفه ، تمرین حرکت تراورسی انجام دادیم. یکی از دوستان و همکاران میگفت ، خیلی وقتها برای تفریح کردن ، وسیله و ابزار خاص و گرون قیمتی لازم نیست وجود داشته باشه و یه دیوار ساده هم میتونه ساعتی از روز ما رو با نشاط کنه. توی زندگی اگر این دید رو داشته باشیم خیلی راحت میتونیم با ساده ترین ابزار و روشها ، تنوعی شگرف به اوضاع واحوال زندگی بدیم.

چهارشنبه موقعی که در حال عزیمت به کوه بودم دو تا ماشین که جلوتر از من حرکت میکردند با هم تصادف کردند. تصادف ، یه امر عادی شده و هر روز نمونه های زیادی از این رویداد رو میشه در اصفهان دید اما این تصادف خاص احتمالا" از اون جهت برای رانندگان هر دو خودرو ناگوار بود که اونها هنوز فرصت نکرده بودند چسبهایی رو که روی درب ماشینهای صفر کیلومترشون وجود داشت ، بکنند!! خیلی ضد حال میشه وقتی که امروز ماشین صفر بخری یا بگیری و ظرف چند روز تصادف کنی و ماشینت درب و داغون بشه. خدا بهشون صبر بده.

از پول بدم اومده اساسی. پول ظاهرا" بنا بوده وسیله ای باشه برای آسون کردن فرایند معاملات اما الان معیاری شده برای سنجش ارزش آدما ، وسیله ای شده برای چشم و هم چشمی و ابزاری شده برای راه رفتن روی اعصاب دیگران. داشتنش یه جور مشکلات به همراه داره و نداشتنش یه مشکلات دیگه. خوش بحال انسانهای عصر حجر ، خوش بحال مردم قبیله های دور افتاده ی افریقا و امریکای لاتین ، خوش بحال اونایی که داشتن یا نداشتن پول ، زندگی و معیارهای زندگیشون رو عوض نمیکنه.......

یکی از دوستانی که مرتب به این کلبه ی درویشی تشریف میارن در ذیل یادداشت 10 آبان 1390 ، شعر زیبایی رو بصورت پیام برام  نوشتند. بسیار بسیار زیبا بود. ممنون از لطف و توجه همیشگی شما دوست گرامی




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠

دیشب فیلم مستندی در مورد نجات هفت غارنورد فرانسوی که به مدت بیش از نه روز در یه غار گیر افتاده بودند تماشا کردم. راستش این چند باری که به غار خاصه تراش رفتم ، هر بار نگران بودم که مبادا شرایط بگونه ای پیش بره که با ریزش احتمالی بخشی از سقف غار ، مسیر برگشت مسدود بشه و گیر بیفتیم. هر بار که به خاصه تراش میرم ، چند تا شماره تلفن از دوستانی که این غار رو میشناسن ، روی کاغذی مینویسم و میذارم خونه و به همسرم میگم اگه تا فلان ساعت تماس نگرفتم و خبر بیرون اومدم از غار رو ندادم ، با این شماره ها تماس بگیرین چون ممکنه گیر افتاده باشیم. رعایت اصول ایمنی و تامین امنیت و سلامتی حرف اول و آخر رو در کوه و غار میزنه اما از اون طرف هم باید اعتراف کنم که خیلی وقتها ، شیرینی و لطف این دو رشته ی ورزشی ، در هیجان ناشی از روبرو شدن با شرایط سخت و پیش بینی نشده است.

پس از بازی تیمهای داماش گیلان و پرسپولیس ، رفتار زشت دو بازیکن پرسپولیس توجه خیلیها رو بخودش جلب کرده. مدتها است که برخی رشته های ورزشی ما ( بخصوص فوتبال و کشتی ) دچار بیماری فرهنگی بسیار حادی شدند. ورزشکاران معروفی در این دو رشته که روم به دیوار باید الگو و سرمشقی برای جوانان باشند دچار انواع و اقسام بیماریهای اخلاقی و رفتاری هستند ، از اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی بگیرین تا حضور در پارتیهای شبانه ی آنچنانی و زیر ابرو برداشتن و بد دهنی علنی ( در مقابل چشم دوربینهای تلویزیونی ) و تبدیل شدن به مانکنهای مدل لباس و مو و دهها و صدها رفتار غیر اخلاقی دیگه. جای تاسف داره که افراد با اخلاق ( نظیر کریم باقری و غلام پیروانی ) در این فوتبال ناپاک ، بسیار بسیار انگشت شمارند. هر چی بیشتر از این خبرها میشنوم ، بیشتر متوجه میشم که رشته ی ورزشی خوبی رو انتخاب کردم. کوهنوردی ، علاوه بر جسم ، روح آدم رو هم جلاء میده.

از این نکته هم نمیشه غافل شد که در جامعه ای که بزرگان سیاسی ، برای از میدان به در کردن رقیب سیاسی ، از انجام هر کار اخلاقی و غیر اخلاقی ابائی ندارند ، نمیشه توقع داشت دیگر افراد جامعه ، اخلاق مدار باشند. در مورد همین اختلاس 3000 میلیارد تومانی ناقابل اخیر ( که اگه توی چین و کره و ژاپن بود چندین مسئول دولتی یا اعدام میشدند و یا خودکشی میکردند ) از یه طرف برخی نمایندگان مخالف دولت ، تخلف چند نفر دیگه رو بهانه ای برای ضربه زدن به دولت و استیضاح وزیر اقتصاد قرار دادند و از طرف دیگه برخی نمایندگان وکیل الدوله بجای اینکه در واکنش به این اقدام نماینگان مجلس ( که حداقل از نظر شکلی کاملا" قانونی بوده و از اختیارات مجلس است ) با دلیل و منطق پاسخگو باشند، پیگیری استیضاح وزیر اقتصاد رو شهوت پرستی نام نهاده اند!!! وقتی نماینده و منتخب مردم در نهادی که عصاره ی ملت نامیده شده این چنین ادبیاتی داشته باشه ، برخی بازیکنان فوتبال هم بخودشون حق میدن که...... بگذریم

سومین جلسه هیات مدیره گروه کوهنوردی و سنگنوردی کارکنان شهرداری اصفهان رو دیروز برگزار کردیم. بنا به پیشنهادی که همون اول کار داده بودم ، هر یک از مدیران و مقامات شهرداری که در برنامه های گروه حضور پیدا کنند ، خودبخود به عضویت هیات مدیره درخواهند اومد. دیروز ، درستی این تصمیم رو به چشم دیدم. حضور 6 مدیر از بخشهای مختلف شهرداری و 3 کارشناس مرتبط ، به ما کمک کرد تا ضمن تحلیل دقیق روند فعالیت گروه ، تصمیمات بسیار مناسبی برای اقدامات آتی اتخاذ کنیم. به لطف خدا ، این گروه داره خودش رو بخوبی تثبیت میکنه و امیدوارم در آینده ای نه چندان دور ، شاهد باشیم که به هدفی که دیروز در جلسه مطرح شد ( شرکت 2 تا 3 هزار نفر از کارکنان شهرداری و خانواده ارجمند آنان در برنامه های متنوع و مختلف گروه ) برسیم. در این راستا ، بنا شد بخش عمومی و غیر فنی فعالیت های گروه رو توسعه بدیم و برنامه های تفریحی بیشتری ( نظیر کویر نوردی ) در دستور کار بذاریم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠

بعضیها عجب دل بزرگی دارن. دیروز که برای کوهپیمایی به همراه همکارانم به کوه صفه رفته بودیم ، همون اول راه یه خانمی به من گفت آقا شما بصورت گروهی دارین میرن؟ گفتم بله. گفت پس این دو تا بچه رو همراه خودتون ببرین!! گفتم خانم ما نمیتونیم مسئولیت اینها رو قبول کنیم ، راهمون هم طولانیه و ممکنه اذیت بشن.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠

امروز ، سالروز شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام بود. تمام معصمومین علیهما سلام مظهر انسان کامل و سر منشاء جریان یافتن فیض الهی در عالم خلقت هستند. آدم میتونه به هر یک از این معصومین متوسل بشه و این بزگواران رو واسطه قرار بده . نمیدونم درست هست یا نه اما حداقل برای من اینطوریه که با برخی از این ذوات مقدس ، راحتتر میتونم حرف بزنم و درد دل کنم. در مورد امام جواد علیه السلام ، همین حس رو دارم....... یاد روزها و شبهایی می افتم که در سال 1380 ، به عتبات مشرف شدم و در کاظمین به زیارت این امام همام و جد بزرگوار ایشون رفتم....... در اون زیارت خاص ، بیش از اون که گریه کنم ، از طواف به دور ضریح این دو امام ، به وجد می اومدم و وجودم آکنده از سرور میشد...... و با خودم میخوندم :

باد صبا نکهت جان میدهد

مژده ز اسرار نهان میدهد

از دم پیر است مگر این نسیم

کو نفس بخت جوان میدهد....

 

فردا هفتم آبان و روز جهانی کورش کبیر است. فرا رسیدن این روز و این نامگذاری فرخنده رو به تمام ایرانیان و آریائیان گرانقدر تبریک و تهنیت عرض میکنم. در مورد کورش کبیر افراط و تفریطهای زیادی در جامعه ی امروز ما وجود داره. بعضیها اونقدر به نقل از کورش جملات نغز و فراوانی رو میگن که هر کی ندونه فکر میکنه کورش کبیر هم مثل مولوی ، یه چیزی توی مایه های دیوان شمس و دیوان کبیر از خودش بجای گذاشته. البته این جملات اکثرا" زیبا و پر معنا هستند مثل این یکی که میگه :

هرگز زانو نخواهم زد حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قامتم شود.

ولی تا جایی که اطلاع دارم مهمترین و طولانیترین کتیبه ای که از کورش کبیر بجا مونده ، همون کتیبه ی مهم روایت کننده ی فتح بابل است که به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده. و نوشته ها و یا پیامهای بلند دیگری از کورش بجا نمونده. در اندک آثار باقی مونده در پاسارگاد هم ، کورش عمدتا" به معرفی خودش و خاندانش پرداخته.

در نقطه ی مقابل ، گروهی که خوششون نمیاد کسی بگه ایران قبل از اسلام ، یکی از بزرگترین و مهمترین تمدنهای بشری رو داشته و براشون رد شدن یک نفر از سپاهیان اسلام از تنگه جبل الطارق اهمیت بسیار بیشتری داره تا اعلامیه ی حقوق بشر کورش ، میگن که اولا" اینکه کورش مردم هر منطقه رو در انجام اعمال عبادی خودشون آزاد میگذاشته نشون میده که آدم لامذهب و بی قیدی بوده والا عین ما تلاش میکرد تا مردم رو زورکی هم که شده به بهشت رهنمون کنه و ثانیا" آزاد کردن هزاران یهودی از چنگ پاشاده بابل توسط کورش نشون میده که کورش از عوامل صهیونیستها بوده.

برخی بزرگان دینی ما ( نظیر علامه ی فقید آیت الله طباطبایی و علامه ی شهید مطهری ) اعتقاد دارند که کورش همون پیامبری است که با نام ذوالقرنین از او در قرآن نام برده شده. به هر حال آنچه که امروز مسلم است اینه که منشور حقوق بشر کورش ، مایه ی افتخار ما ایرانیان است. بیش از 2500 سال قبل ، کورش کبیر در جایگاه پادشاهی سرزمینهای بسیار وسیع ، رفتاری سرشار از مهر و محبت و رویکردی انسانی و دینی از خودش نشون داده که تا امروز ، نمونه های بسیار کمی از اینگونه رفتار در چنین جایگاه هایی دیده شده. روش عمل کورش ، حتی امروز هم میتونه سرمشق حکمرانان جهان باشه.

شادمان هستیم که در کشوری زندگی میکنیم و در سرزمینی قدم میزنیم که کورش کبیر در اونجا زیسته و حکمرانی کرده.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠

پیام یکی از دوستان گرامی ، یادم انداخت که 6 ساله دارم وبلاگ مینویسم..... همه چی عین برق و باد میگذره..... اما احساس فوق العاده ای دارم وقتیکه بعضی اوقات به گذشته برمیگردم و نوشته های خودم رو مرور میکنم. دنیا دنیا خاطرات مختلف جلوی چشمم میاد و با یادشون ، یا لبخند به لبم میشینه و یا اشک در چشمم حلقه میزنه. خدا خیر بده به دوستی که وبلاگ نویسی رو یادم داد و برای اینکار تشویقم کرد. حسن بزرگ نوشتن احساسات و علائق و نظرات و خاطرات اینه که بعد از یه مدتی ، خود درونیمون رو میتونیم  بهتر ببینیم و بشناسیم ( البته بشرطی که در نوشتن صادق باشیم – هر چند که خیلی وقتها خیلی چیزا رو نمیشه گفت و نوشت )

طومار زندگی معمر قذافی هم بسته شد. کسی که خودش رو پاشاه عرب و افریقا میدونست اما حرکاتی میکرد و حرفهایی میزد که نشون از دیوانگی و جنون داشت. قذافی رهبری بود که شاید با انگیزه های ملی و مردمی به قدرت رسیده بود اما به مرور از مردمش فاصله گرفت و خودش رو تافته ای جدا بافته تلقی میکرد. فرزندان قذافی هم در سایه ی تفکرات پدرشون ، تبدیل به هیولاهایی شدند که بر جان و مال و ثروت مردم و کشور لیبی چنگ انداختند. در این ماههای اخیر ، قذافی صدای انقلاب مردمش رو نشنید و همه چیز رو به توطئه ی خارجی نسبت داد و از انقلابیون لیبی بعنوان موش یاد کرد اما خودش در حالی که مثل یه موش برای در امان موندن از حمله ی هواپیماهای ناتو و انقلابیون لیبی در لوله ی سیمانی مخفی شده بود دستگیر و به ضرب گلوله ی یه نوجوان 18 ساله کشته شد ؛ اون هم در حالی که التماس میکرد بهش تیراندازی نکنند. مردم تا زمانی از رهبرانشون پیروی و حمایت میکنند که اونها رو از جنس خودشون بدونند و در صراط مستقیم و صحیح ببینند. در ایران اگه واقع بین باشیم و تحت تاثیر جوسازیها و دروغ پراکنی های شبکه های خارجی قرار نگیریم متوجه میشیم که انس و الفت بین رهبری و مردم بخاطر وجود همین دو خصیصه ی مهم ، تا چه اندازه بالا است. استقبال گسترده ی مردمی در سفر اخیر مقام معظم رهبری به استان کرمانشاه ، شاهد این مدعا است.

ماه آبان شروع شد. این ماه ، برام ویژگیهای زیادی داره......




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ