خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠

بعضی از افراد بدلیل اینکه روز 30 اسفند بدنیا اومدند ، هر 4 سال یه بار میتونند جشن تولد بگیرن و در سالهای دیگه اصلا" انگار وجود خارجی ندارن.

بعضی سیاسیون هم عین متولدین 30 اسفند هستند و فقط هر چند سال یه بار میشه عکس و خبری از اونها در روزنامه ها دید ، البته نه در روز 30 اسفند بلکه در ایام نزدیک به انتخابات..... فکر نکنید دارم حرف سیاسی میزنم ؛ اصلا و ابدا. فقط دارم اون چیزی رو بیان میکنم که امروز در صفحه ی دوم روزنامه ی جام جم دیدم. یه عالمه عکس از چهره های سیاسی چاپ کرده که دیگه داشت قیافه ی اونها فراموشمون میشد...... یکیشون خیلی آشنا بود ؛ میگن اون قدیم قدیما ( از سال 76 تا 84 ) رئیس جمهور ایران بوده.... الله اعلم




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠

بانک مرکزی با اجرای طرح فروش نقدی سکه طلا به قیمتی پایین تر از قیمت بازار باعث شد که در این شبهای سرد پاییزی ، گروهی از مردم برای کسب درآمدی باد آورده ( حدود 3 میلیون ریال در روز!!!) برای تنوع هم که شده ، شال و کلاه کنند و یک شب رو توی خیابون و پشت درب بانکهای ملی بخوابند تا بتونند صبح روز بعد با خرید 5 قطعه سکه طلا از بانک و فروش اون در بازار ، حدود 3 میلیون ریال مزد خیابون خوابی ( و یا کارتن خوابی ) بدست بیارن!!!

مسئولین بانک مرکزی که ظاهرا" دیر متوجه شدند که اولا" سود بادآورده ای رو از خزانه ی دولت و ملت راهی جیب عده ای خاص کرده اند و از طرف دیگه باعث شدند قدری از نیاز واقعی مادی که در جامعه ما وجود داره بطور علنی در معرض دید جهانیان قرار بگیره و همه بفهمند که جای خط فقر کجاست ، از امشب این طرح رو متوقف کردند. ظاهرا" بنا شده سکه پیش فروش بشه اما همین طرح هم اونقدر ابتکاری است که فقط در جایی مثل ایران میشه نمونه ی اون رو پیدا کرد.

در حالیکه تا امروز فروش نقدی سکه با قیمتی حدود 527000 تومن انجام میشد و خریدار بلافاصله سکه های خریداری شده رو تحویل میگرفت ، حالا در طرح جدید پول رو باید الان پرداخت کنی و سکه ها رو 4 ماه دیگه تحویل بگیری. تا اینجای مساله اتفاق خاصی رخ نداده و پیش خرید همین معنی رو میده. اما نکته ی عجیب اینه که قیمت خرید نقدی سکه 527000 تومن بوده و قیمت پیش خرید ( با تحویل 4 ماه آینده ) 546000 تومن!!!!!!!!!!! این در حالیه که همیشه قیمت تحویل آتی باید پایین تر از قیمت تحویا روز باشه!!! نکته ی بعدی اینه که در این روش ابتکاری شما نه تنها باید پول بیشتری بدی بلکه از حق دریافت سود سرمایه گذاری 4 ماهه هم محروم خواهی شد!!! یعنی هم پول بیشتر میدی و هم از دریافت سود 4 ماه راکد بودن پولت در بانک محروم هستی!!!! اگر هم از خرید سکه منصرف بشی و بخوای پولت رو پس بگیری ، فقط اصل پول بهت برگشت داده میشه. در زمان سر رسید هم فقط 2 ماه فرصت برای دریافت سکه داری و الا سکه ای در کار نیست و فقط میتونی اصل پول و سرمایه ات رو پس بگیری ( ظاهرا" جای شکرش باقی است که بابت نگهداری دو ماهه سکه ها ، حق العمل دریافت نمیکنند!! )

نمیدونم در اقتصاد هم جایزه ی نوبل داریم یا نه ؟ اگر وجود داشته باشه واقعا" مسئولین بانکی ما مستحق دریافت این جایزه هستند چرا که اونها فرمولی رو کشف کردند که با استفاده از اون میشه در پیش فروشها بجای دریافت پول کمتر ، پول بیشتری دریافت کرد و بجای پرداخت سود سپرده گذاری ، توی سر خریدار هم زد بدون اینکه کسی صداش درآد !!!!

جدی جدی اقتصاد ایران ، کاری میکنه کارستون ، اونقدر کارستون که تمام اقتصاددانان بزرگ عالم چهارچنگولی بین زمین و هوا معلق میمونند که چی به چیه و کی به کیه!!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠

جمعه همراه با همکاران اداری رفته بودیم شاه کوه ؛ رشته کوهی نزدیک اصفهان. در اون بستر زمانی و مکانی ، مناظری رو دیدم که تابحال ندیده بودم ، صدای پرندگانی رو شنیدم که تا بحال نشنیده بودم ، از دره ای تنگ و بسیار زیبا عبور کردم که تابحال ازش عبور نکرده بودم ، لحظاتی شاد رو در کنار همسر و همکارانم گذروندم که منحصر بفرد بود و شاید دیگه تکرار نشه ، احساس رضایت خاطری رو در چهره و گفتار همکارانم میدیدم که انتظارش رو نداشتم و ...... و دهها و صدها رویداد کوچک و بزرگ دیگه که یا برای اولین بار بود و یا با در نظر گرفتن زمان و مکان ، دیگه امکان تکرارش نیست.....

من نمیدونم این همه خلقت و خلایق برای چی بوجود اومدن؟ نمیدونم از کجا اومدم و نمیدونم به کجا خواهم رفت؟ نمیدونم نقش من در کل این خلقت چیه؟ اما جمعه خوشحال بودم که در همین زمانی که هستم و دارم نفس میکشم ، در یه رشته کوه زیبا ، مناظری رو دیدم که تابحال ندیده بودم ، صدای پرندگانی رو شنیدم که تا بحال نشنیده بودم ، از دره ای تنگ و بسیار زیبا عبور کردم که تابحال ازش عبور نکرده بودم ، لحظاتی شاد رو در کنار همسر و همکارانم گذروندم که منحصر بفرد بود و شاید دیگه تکرار نشه ، احساس رضایت خاطری رو در چهره و گفتار همکارانم میدیدم که انتظارش رو نداشتم و ...... و دهها و صدها رویداد کوچک و بزرگ دیگه که یا برای اولین بار بود و یا با در نظر گرفتن زمان و مکان ، دیگه امکان تکرارش نیست..... جمعه خوشحال بودم که زنده ام و دارم زندگی میکنم.

دیروز هم با همکارانم به کوه صفه رفتم. باز هم لحظاتی خوش رو گذروندم. درد آزار دهنده ای در کمرم حس میکردم اما همین درد هم بخشی از زندگی است که بدون اون ، لذت تندرستی رو درک نمیکنم. موقع برگشتن به پرسشهای نجومی یکی از نوجوانان عضو گروه پاسخ میدادم و تشکر آخر بحث این نوجوان ، جریانی از سرخوشی رو توی وجودم جاری کرد. وقتی برگشتیم خونه خیلی گرسنه بودم چون نهار نخوردم و مستقیم رفته بودم کوه. همسرم یه غذای سنتی اراکی آماده کرده بود که برای اولین بار امتحان میکردیم. بسیار عالی و لذیذ بود. دیروز هم از اینکه زنده ام و دارم زندگی میکنم شاد بودم.

خیلیها ، امکانات مادی و حالات معنوی بالا و بسیار بالاتری نسبت به من دارند. خیلی کارها درست بوده که میتونستم انجام بدم اما ندادم. خیلی کارها نادرست بوده که نباید انجام میدادم اما انجام دادم. همه ی اینها توی زندگی من و خیلیهای دیگه مثل من وجود داره. اما همه ی اینها ، باز هم باعث نمیشه که الانی رو که هستم از دست بدم و بشینم و فقط یا تاسف گذشته رو بخورم و یا حسرت آینده ی نیومده......

زندگی همین الان جریان داره و میشه با قرار گرفتن در این جریان ، با اون حرکت کرد و از سکون خارج شد.این جریان روحبخش جای دوری هم نیست. همین نزدیکیهاست ؛ توی یه دره ، توی جمع دوستان ، توی لذت خوردن یه غذای جدید ، توی پاسخ دادن به پرسشهای یه نوجوان ، توی درد و رنجهایی که دارن توانایی ما رو به چالش میکشن ، توی خوبیها و کارهای درست ...... و حتی..... توی گناه و شرمگین شدن بعد از اون..... زندگی مجموعه ای است از همه ی اینها..... و بخاطر همه ی اینها زیباست




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠

پرزیدنت اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در سفر اخیرش به عراق و در پاسخ به خبرنگاران در مورد هواپیمای جاسوسی امریکایی که به دست ایران افتاده ، با پرهیز از ورود به مباحث طبقه بندی شده و اطلاعاتی فقط به ذکر این نکته بسنده کرد که ما از ایران خواسته ایم این هواپیما رو به ما پس بده!!!!

والله یه ضرب المثلی در ایران داریم که میگه اول برادریت رو ثابت کن ، بعد ادعای ارث داشته باش. توی این مدت که آقای اوباما رئیس جمهور بوده و با شعار تغییر روی کار اومد ، تفاوتی در رویکرد امریکا نسبت به ایران دیده نشد. این درسته که مقامات ایرانی هم به دلایل مختلف رغبتی برای بهبود روابط با امریکا ندارند اما همیشه این امریکائیها بودند که با انواع و اقسام بهانه ها ، در راه پیشرفت کشور ما سنگ اندازی کردند و محدودیتهای سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و ..... برامون ایجاد کرده اند.

موضوع هواپیمای جاسوسی امریکا ، در واقع یه جنگ الکترونیکی بین ایران و امریکا بود که تا بحال به نفع ایران پیش رفته. وقتی یه طرف این قضیه ( امریکا ) درگیر این جنگ شده ، نباید انتظار داشته باشه پاسخ دوستانه ای از طرف ایران دریافت کنه. البته باید دید آیا اینبار هم مقامات رسمی کشورمان متجاوزان به حریم کشور رو با کت و شلوار و فرش و یا گرفتن وثیقه ی 500 میلیون تومانی  ( قیمت 43 متر و 48 سانتی متر مربع از اون آپارتمان 700 متری زعفرانیه!!) همراه با سلام و صلوات و اسپند دود کردن و دیدار با بالاترین مقام اجرائی کشور آزاد میکنند یا نه؟؟!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠

دیروز سالروز تولد فرزندم بود. بخاطر قرار داشتن در ماه محرم ، جشنی برگزار نکردیم و به تهیه یه کیک خانگی و گرفتن چند عکس یادگاری بسنده کردیم. از فامیل و دوستان هم کسی نبود. برای اولین بار کیک تولد رو خودمون ساختیم. همسرم کیک ساده ی اسفنجی رو پخت و بعد با کمک هم با خامه و ژله و گردو و موز و آناناس تزئینش کردیم. سطوح خامه خورده ی کیک کمی ناصاف شده بود اما در کل بعنوان کار اول ، خوب شده بود. طعمش هم با کیکهای شرینی فروشهای معروف تفاوتی نداشت ؛ بلکه خوشمزه تر هم بود.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠

برنامه امروز کوهنوردی همکارانم در شهرداری ، به مشاهده ی ماه گرفتگی اختصاص داشت. چند عکس در این رابطه تقدیم میشه.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠

در دو روزی که توی خونه بودم ، چند عکس گرفتم که اسم مجموعه اش رو گذاشتم "در خیال". اگر این عکسها رو دیدین ، خوشحال و ممنون میشم که نظرتون رو هم در موردشون بفرمایید


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠

پس از چند سال امروز برای دیدن دستجات عزاداری به میدان امام صفهان رفتم. نسبت به سالهای گذشته خلوت تر بود و همینطور بی نظم تر. تا حدود ظهر در این میدان بودم. میخواستم عکس بگیرم اما بحمدالله با ظهور دوربین های دیجیتال ارزان قیمت و موبالهای دوربین دار ، صدها نفر در حال عکاسی بودند و پیدا کردن فضای مناسب برای عکاسی تقریبا" غیر ممکن بود ، ضمن اینکه با حضور تعداد زیادی از خانمها در هر دو طرف مسیر عبور هیاتهای عزاداری ، عکس گرفتن از این مراسم پیچیده تر هم میشد. به گرفتن چند عکس محدود بسنده کردم....


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٠

محرم امسال در اصفهان موندم و تهران نرفتم. دیشب به همراه یکی از دوستان گرامی رفتیم مسجد فاطمیه ( نزدیک فلکه لاله ) تا همراه کاروان هیات حضرت زهرای اطهر سلام الله علیه به مساجد مختلف بریم. در تهران معمولا" دسته های عزاداری هر محله ، به مساجد واقع در همون محله میرن و چند دقیقه ای در مسجد عزاداری میکنند اما در اصفهان این سنت بین مساجد و حسینیه ها بصورت خیلی منسجم تر و زیباتری برگزار میشه و رفتن اعضای هیات یک مسجد به مسجد دیگه ، مرز نمیشناسه و بر اساس روابط فرهنگی و دوستانه ای که بین مساجد وجود داره ، هیاتها راههای طولانی رو با اتوبوس طی میکنند تا برای عرض تسلیت شهادت حضرت سیدالشهداء علیه السلام و عزاداری ، به مساجد دیگه برن.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

السلام علیک یا اول قتیل من سلالة النبی صل الله علیه و آله و سلم

شاید در ذکر مصیبت به میدان رفتن حضرت علی اکبر علیه السلام و بیان زبان حال سید الشهداء نوشتن یک بیت شعر کفایت کند ؛ آنجا که شاعر میگوید :

در رفتن جان از بدن ، گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن ، دیدم که جانم میرود




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠

وقتی با اظهار ناراحتی از درد دندون به پزشک مراجعه کردم ، به من گفتند یه مجموعه کارهای ریز و درشت باید روی تعدادی از دندونهام انجام بشه. برای کشیدن دندونهای عقل ، اونی رو اول انتخاب کردم که دچار درد و مشکل شده بود. با کشیدن این دندون از ردیف بالا سمت چپ ، درد دندونهای پایین سمت راست آغاز شد و هر روز هم شدیدتر. هفته ی قبل دندون عقل این قسمت رو هم کشیدم. حالا درد شدیدی در آخرین دندون آسیاب پایین سمت چپ آغاز شده که البته حدود نیمی از این دندون شکسته و نیم دیگرش هم عیب ناکه!!! فکر کنم با رسیدگی به این دندون ، درد به قسمت بالا سمت راست منتقل بشه!! و این بازی اونقدر ادامه پیدا کنه که دیگه دندونی برام باقی نمونه!!!

قدیما مردم چیکار میکردند؟ این درد و مشکلات رو نداشتند یا داشتند و به روی خودشون نمی آوردند؟




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠

سائلی پرسید از چه  میزنی محکم بر روی سینه ات؟

گفتم او را  ، من بدین سینه زدن ، خانه تکانی میکنم

 

شیرخوارگان حسینی.....


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠

بعد از ظهر امروز همراه دوستان به کوه رفتم. هوا سرد بود و استقامتی کار کردیم. وقتی به نزدیک قله رسیدیم ، وزش باد ، مه و ابر رو به طرفمون آورد. دوستان پس از دقایقی استراحت قصد بازگشت کردند اما من موندم تا چند عکس بگیرم. تا بعد از غروب خورشید روی قله موندم. مرتب هوا گرفته و مه آلود میشد و بعد دوباره صاف. موقعی که قصد بازگشت داشتم دیگه کسی روی قله نبود ودر اون هوای روح انگیز تنها بودم. فرصت بسیار مناسب و ایده آلی برای خلوت کردن پیش اومد ؛ چیزی که این روزها خیلی کمیاب شده.... 

از مسیر مرعشی برگشتم و پایین تر از تخت سیاوش روی سنگی نشستم و به اطراف خیره شدم....


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠

امروز روز جهانی ایدز است و بهانه ای برای پرداختن به این بیماری مهلک. راههای انتقال بیماری ایدز عبارتند از :

1-      انتقال از مادر به جنین

2-      انتقال از طریق خون تازه و آلوده به ویروس ایدز

3-      استفاده ی مکرر از سرنگهای یکبار مصرف

4-      تماس جنسی کنترل نشده با فرد بیمار

آمار بیماری ایدز در ایران رو به افزایش است. شیوع این بیماری در ایران عمدتا" از طریق معتادان به مواد مخدر تزریقی ( که بخاطر فقر شدید فرهنگی و مادی از سرنگهای یکبار مصرف بصورت گروهی استفاده میکنند ) و نیز افزایش تماسهای جنسی کنترل نشده در سطح جامعه است. چند روز قبل آماری در مورد زنانی که به فعالیت جنسی مشغولند در روزنامه ها منتشر شد. این آمار نشون میداد که حداقل سن این گروه از جامعه به حدود 15-14 سال رسیده است. نکته ی مهم در این آمار که به زنان مربوط میشد این بود که تعداد افرادی که بدون نیاز مادی ، به فعالیت جنسی مشغول شده اند رو به افزایش است. آمار خطرناک و مهم دیگه ای که در همین زمینه منتشر شده نشون داده که بیشر مشتریان زنان فعال جنسی رو ، آقایون در محدوده ی سنی 30 تا 50 ساله تشکیل میده ( یعنی مردانی که اکثرا" متاهل هستند ).

به هر حال به منظور اطلاع رسانی بیشتر در مورد جلوگیری از گسترش ایدز ، باید یادمون باشه و به دیگران هم بگیم که :

-          برای معالجه دندانها به مراکزی مراجعه بشه که وسایل و ابزار کار رو کاملا" استریل و ضد عفونی میکنند.

-          پیش از اعمال جراحی از متصدیان بیمارستانها و پزشکان خواسته بشه که نهایت دقت رو در انتخاب خون تزریقی بعمل بیارن ( اگر این خونها آلوده باشه ، بیمار بیگناه به بیماری ایدز دچار خواهد شد )

-          چنانچه کسانی گرفتار بیماری اعتیاد هستند و اراده ی ترک اعتیاد رو ندارند ، از سرنگهای یکبار مصرف ، فقط برای یکبار استفاده کنند و بعد از مصرف بلافاصله این سرنگ رو از بین ببرند و دور بیاندازند.

-          قبل از ازدواج با انجام آزمایشهای مربوط به ویروس ایدز ، از سلامت خودشون و شریک آینده ی زندگیشون مطمئن بشن.

-          به کانون خانواده و همسر وفادار باشند  و نیازهای جنسی رو از درون خانواده تامین کنند ؛ نه جای دیگه

-          چنانچه به هر دلیل ناچار به داشتن تماسهای جنسی بیشتر هستند افراد بسیار معدود و محدودی رو برای اینکار انتخاب کنند و اینطور نباشه که هر دفعه با یکی باشند. ضمن اینکه در مورد عدم آلودگی این افراد به ویروس ایدز اطمینان پیدا کنند.

-          در هر تماس جنسی ، از کاندوم استفاده بشه.

در آخر باید به این نکته هم اشاره کرد که بیمارن ایدز رو نباید از جامعه طرد کرد. معاشرت ، رفت و آمد ، دست و روبوسی و هم غذا شدن با این افراد باعث انتقال ویروس ایدز نمیشه. و یه نکته ی دیگه اینکه ، نباید به بیماران ایدز به چشم افراد منحرف جنسی نگاه کرد. بعضی از این افراد بیگناه ، بخاطر بیماری والدینشون و یا تزریق خون آلوده در بیمارستانها و یا درمان دندان در مراکزی که اصول بهداشتی رو رعایت نکرده اند و یا استفاده ی ناآگاهانه از سرنگی که قبلا" توسط یک بیمار ایدز استفاده شده ، دچار این بیماری شده اند.

با رعایت همین دستورالعملهای ساده میتونیم جلوی پیشرفت روزافزون این بیماری رو بگیریم




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠

روز گذشته جمعی از دانشجویان با حمله به سفارت انگلستان در تهران ، به ساختمان سفارت و لوازم و مدارک موجود در آن آسیب زدند. این ماجرا ممکن است از یک سو نشانگر شور انقلابی جوانان ایران باشد اما از سوی دیگر بروز چنین رویدادی در زمانی که دشمنان ایران به دنبال بدست آوردن بهانه های بیشتر برای تشدید تحریم و انتخاب گزینه ی حمله نظامی به کشورمان هستند ، قابل تامل و بررسی بیشتر است.

همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده اند ، انگلیس در طول تاریخ خبیث ترین دشمن ایران و بوده و هست. در این شکی نیست اما آیا برای نشان دادن عمق نفرتی که از انگلیس داریم راه مناسبتر دیگری بجز حمله به سفارتخانه ی این کشور ( که در قوانین بین المللی جزو خاک کشورها محسوب میشود ) نداریم؟ اقدام چند روز قبل مجلس شورای اسلامی در کاهش سطح روابط با انگلستان ، یک اقدام معقول سیاسی بود که با رعایت تمامی جنبه های قانونی صورت گرفت. میتوانستیم از نمایندگان خود بخواهیم در صورت لزوم ، به قطع کامل روابط رای دهند. اما حمله به سفارتخانه ، ورود افراد به داخل ساختمان ، آتش زدن خودروهای سیاسی ، شکستن شیشه ها ، به هم ریختن لوازم و مدارک موجود در اطاقها ، شعار نویسی در داخل ساختمان و........ جز اینکه بهانه ی لازم برای تشدید برخورد با ایران را بدهد ، هیچ سود دیگری برای ایران و ایرانیان نداشته و ندارد.

درگیری پلیس و ماموران امنیتی ایران با حمله کنندگان به سفارت انگلستان ، نشان میدهد که نظام سیاسی کشور ، از چنین حرکتهایی حمایت نمیکند. وزارت امورخارجه کشورمان نیز با صدور بیانیه از این اقدام اظهار تاسف کرده و خواستار برخورد نیروهای امنیتی با این موضوع شده است.

تاریخ را مرور کنیم تا ببینیم جنگ جهانی دوم با ترور ولیعهد اطریش آغاز شد و آلمانها به بهانه ی این ترور ، آتش جنگی را برافروختند که میلیونها انسان بیگناه را بکام مرگ کشید. سالها بعد از جنگ ، شواهدی بدست آمد که این ترور کار خود آلمانها بوده است......

نکند برخی از ما ، از روی سادگی بیش از اندازه ، آلت دست همین انگلستان خبیث شویم. ما را کوک کنند تا به سفارتشان حمله کنیم و بعد با مظلوم نمایی در عرصه ی بین المللی ، دست به اقداماتی بزنند که به نفع و مصلحت ایران نباشد.

از انگلستان و دیگر قدرتهای استکباری ترسی در دلمان نیست. اما این نترسیدن نباید باعث شود نسنجیده و ناپخته عمل کنیم




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠

سالها قبل پیر و مرشدم داستانی رو برامون نقل فرمودند از خواب یک عالم دینی. اون عالم در خواب دیده بود که در صحرای محشر ، دو خیمه ی بزرگ بر پا شده و مردم برای شفاعت گرفتن در کنار این دو خیمه اجتماع کردند ؛ یک خیمه متعلق به حضرت سید الشهداء علیه السلام و خیمه ی دوم متعلق به امام جعفر صادق علیه السلام.

عالم میگه : در خواب دیدم که پشت خیمه ی حسینی غوغایی از جمعیت است اما در کنار خیمه ی صادقی ، چند نفر بیشتر نیستند. از کسی پرسیدم باید به کدوم خیمه مراجعه کنم ؟ به من گفتند خیمه ی صادقی مال علماء است و خیمه ی حسینی مال عموم مردم. من که خودم رو از علماء میدونستم و میدیدم که تعداد نفراتی که منتظر ورود به خیمهی صادقی هستند خیلی کم است ، پشت در همین خیمه ایستادم. مدت طولانی در انتظار بودم اما دیدم همون نفر اول که رفته توی خیمه هنوز بیرون نیومده و داره حساب پس میده. اما در خیمه ی حسینی ، مردم گروه گروه وارد خیمه میشن و شفاعت میگیرن و راهی بهشت میشن. رفتم پشت خیمه ی حسینی. وقتی خواستم وارد بشم ، کسانی که اونجا بودند به من گفتند شما جزو علماء بودی و باید در خیمه ی صادقی حساب پس بدی. من دوباره به خیمه ی صادقی برگشتم و دیدم هنوز اون نفر اول بیرون نیومده. چند بار این رفت و برگشت من بین خیمه ی حسینی و صادقی تکرار شد تا یه بار که خواستند دوباره از خیمه ی حسینی ردم کنند ، فریاد زدم من در دنیا دوستدار امام حسین علیه السلام بودم ؛ و خودم رو انداختم توی خیمه ی حسینی......

بارگاه حضرت سید اشهداء علیه السلام ، دستگاه عجیبیه. اینجا مقام و منزلت و جایگاه اجتماعی و ..... بکار نمیاد. اینجا فقط مهر و محبت و عشق خریدار داره. رنگ و ظاهرت هر چی که باشه فرقی نمیکنه. مهر و محبت امام حسین که در دلت باشه ، گره از کارات وا میکنند ؛ اساسی. اونقدر که حیرون و متعجب بشی

این مهر و محبت رو نباید دست کم گرفت. فکر نکنیم که اینچنین مهر و محبتی ، ظاهری و لحظه ای است و با تموم شدن محرّم ، تموم میشه و دیگه اثری ازش باقی نمیمونه. این یکی فرق داره. اولا" یه ذره اش هم دنیا دنیا ارزش داره و ثانیا" یادمون باشه که خیلی از عشقهای پایدار و جاودانه ، از یه مهر و محبت به ظاهر گذرا ، شروع شده. توی این دستگاه خاص ، اونهایی رو که حالشون خرابتر باشه ، زودتر تحویل میگیرن و بهشون توجه میکنند......

شاید به همین خاطر باشه که یکی از علماء در حرم سید الشهداء به ضریح میچسبید و میگفت آقا جان شما رو به مادر گرامیتان قسم میدم روز قیامت شمر رو شفاعت نکنید...... و عالمی دیگه در پاسخ به این دعا به شوخی میگفت احتمالا" آقا امام حسین علیه السلام در جواب این عالم خواهند گفت این موضوعات کاری به شما نداره چون نمیدونید کرم و لطف ما اهل البیت تا چه اندازه است......




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠

در طول قرنها پس از واقعه کربلا ، شاعران ایرانی اشعار فراوانی در وصف این رویداد بزرگ سروده اند که هر یک در جای خود ارزش و احترام زیادی داره اما بعضی از این شعرها اونقدر زیبا سروده شدند که در چند کلمه ی کوتاه ، عمق دلبستگی و دلدادگی شیعیان به حضرت سید الهشداء علیه السلام رو بیان میکنند و به همین دلیل این ابیات جاودانه شدند که از جمله ی اونها ، این دو بیت مشهور است که :


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠

بامداد امروز برای رویت هلال صبحگاهی ذیحجه به روی پشت بام منزل رفتم. دوربین و سه پایه رو که مستقر میکردم دیدم هلال ماه بتازگی از پشت کوه مجاور با لا اومده. چند عکس از هلال گرفتم و برگشتم.

با رویت این هلال ، رصد هلالهای سال 1432 قمری به پایان رسید و از روز شنبه ، برنامه ی رویت هلالهای سال جدید قمری آغاز خواهد شد. عکسی رو که از هلال گرفتم برای سایت " ماه نو " ارسال کردم و احتمالا" طی چند روز آینده در صفحه مربوط به عکسهای اینجانب قرار خواهد گرفت.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

یک خبر جالب

سایت تابناک به نقل از مهر: یک دامپزشک گفت: در یک پدیده نادر صبح چهارشنبه یک بره دو سر در گتوند در خوزستان به دنیا آمد. دکتر محمد کجبافی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: بعد از معاینات انجام شده روی مادر این بره، تشخیص به عمل سزارین داده شد که بعد از انجام عمل سزارین، این بره عجیب الخلقه به صورت مرده به دنیا آمد. وی در رابطه با علت این پدیده عنوان کرد: علت این پدیده جدا شدن ناقص دو جنین در هنگام تقسیم سلولی یا مصرف گیاهان سمی و یا خوردن داروهای خاص به صورت خود درمانی است که به صورت نادر رخ می دهد. وی همچنین حال عمومی مادر این بره دوسر را مساعد اعلام کرد.

ضمن آرزوی سلامتی کامل برای این مادر بره ی گرامی! احتمالا" دامپزشکان محترم بعد از مداوای کامل ، به ایشون توصیه خواهند کرد که دیگه داروهای خاص رو بصورت خود درمانی!!! استفاده نکنه.

راستی ؛ خود درمانی در گوسفندان چه مدلیه؟؟؟!!!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

کوهپیمایی دیروز در هوای مه آلود کوه صفه ، عالی بود ؛ اساسی.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠

برای مشاهده ی عظمت آفرینش  همیشه لازم نیست سر بلند کنیم و به آسمان چشم بدوزیم. عظمت الهی همین نزدیکی است.......


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠

یکی از بزرگان دینی در سخنرانی اخیر خود در مورد سخنرانی لباس شخصیها در محافل مذهبی هشدار دادند! تا بحال اصطلاح لباس شخصی به افرادی اطلاق میشد که بدون داشتن ماموریت از سوی نهادهای ذیربط ، اقداماتی خودسرانه در خصوص موضوعات سیاسی – امنیتی انجام میدادند اما اشاره ی این بزرگ دینی به اینگونه افراد نبود بلکه آنچنانکه در ادامه ی فرمایشات خود بیان داشتند مشخص میشود که این لباس شخصیها ، افرادی عالم اما غیر روحانی هستند که در مجالس و محافل مذهبی به سخنرانی میپردازند.

در اینکه برخی روحانیون همانند برخی غیر روحانیون ، در طول تاریخ ایران اقدامات ارزنده و جاودانه ای انجام داده اند بحثی نیست اما آنچیزی که به یک روحانی شخصیت میدهد لباس او نیست بلکه پندار ، کردار و گفتار اوست. البته این موضوع مختص روحانیون نیست و شخصیت هر یک از افرد جامعه به همین سه اصل مهم وابسته است.

اینکه چرا در سخنرانی این بزرگ محترم ، ملبس بودن به لباس روحانیت اینقدر اهمیت پیدا میکند که نسبت به سخنرانی افرد لباس شخصی در مجالس مذهبی هشدار میدهند ، باعث ابهام فراوان برایم شده است. جالب است که ایشان در همین سخنرانی میفرمایند : ما به آنهایی که لباس شخصی هستند، احترام می‌گذاریم ولی چنان نباشد که چهره مجالس و مساجد چهره غیر روحانی شود که این کار بسیار خطرناک است.

مردم ما عموما" برای روحانیون بدلیل علائق دینی و مذهبی احترام قائل هستند اما در کنار روحانیون آگاه که حافظان و مروجان واقعی دین هستند ، کم نبوده اند افرادی که در همین لباس با رفتار ناصواب خود باعث دین گریزی جوانان و مردم شده اند. باید بار دیگر تاکید کنیم که لباس به تنهایی عاملی برای هدایت و یا دلیلی برای عقلانیت و فهم بیشتر و بهتر نیست. بسیاری همچون بنده اگر بخواهند بین شنیدن سخنان یک عالم و یا یک غیر عالم ، یکی را انتخاب کنند ، بطور قطع و یقین شنیدن سخنان عالم را انتخاب میکنند ؛ خواه این فرد لباس روحانیت به تن داشته باشد و خواه نداشته باشد.

 

توضیح دوباره : از ابتدای انقلاب تاکنون افراد و شخصیهای زیادی بوده و هستند که همه ملبس به لباس روحانیت ، اما با عقاید و رفتارهای بسیار گوناگون و متضاد. آرای این افراد آنقدر با هم در تضاد بود که باعث زندانی شدن برخی گردید و برخی دیگر نیز تا پای اعدام پیش رفتند. از آنجا که نام بردن از این افراد ممکن است برداشتهای نادرستی در پی داشته باشد ، از ذکر مثال خودداری میکنم و قدری به عقب تر برمیگردم.

قاضی دادگاهی که حکم اعدام شیخ فضل لله نوری را صادر کرد چه کسی بود؟

هم شیخ فضل الله نوری لباس روحانیت بر تن داشت و هم قاضی دادگاه او. لباس به تنهایی مظهر و ملاک هیچ چیزی نیست. البته بسیار بوده و هستند افرادی که به این لباس شخصیت و ابهت داده اند. صورت ظاهر اهمیت دارد ، اما بشرط اینکه ، باطنی هم در پس آن باشد. اگر باطن درست بود ، صورت ظاهر هم بخاطر آن باطن درست ، زیبا و مقدس میشود.

تن آدمی شریف است به جان آدمیت ، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

 مسئولین فدراسیون فوتبال در بازگشت از سفر مالزی از تثبیت 4 سهمیه ایران در جام باشگاههای آسیا سخن گفتند ولی وقتی جزئیات این طرح بیان شد معلوم میشه که این مسئولین محترم ظاهرا" کتاب حساب و ریاضیات دوره ی ابتدایی رو هم پاس نکرده اند!! پیشنهاد گروه اعزامی ایران این بوده که ما 2 سهمیه مستقیم داشته باشیم و 2 سهمیه پلی آف!!!!!! مصوبه کنفدراسیون آسیا این بوده که به ایران 3 سهمیه مستقیم و 1 سهمیه پلی آف بدهند ( ظاهرا" اعضای هیئت رئیسه این کنفدراسیون بیش از رئیس فدراسیون فوتبال ایران ، به ایران علاقه دارند!!! ). در عرف فوتبال ، به این مقدار سهمیه میگن 5/0 + 3 یا همون 5/3 که باعث میشه سهمیه ی ما یا 3 تیم باشه یا 4 تیم.

حال چطور مسئولین فوتبال ما محکم میگن ما چهار سهمیه رو تثبیت کردیم ، فقط خدا میدونه و رئیس فدراسیونی که همیشه داره میخنده ( حالا به چی میخنده ؟ معلوم نیست )




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ