خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱

برای دومین بار در این چند روز میخوام از دکتر احمدی نژاد تشکر کنم. دیشب سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد بر اساس مصوبه هیات وزیران ، جزیره ابوموسی به منطقه ویژه گردشگری تبدیل میشه. دست رئیس محترم جمهور درد نکنه که بلاخره بدون توجه به واکنشهای گستاخانه ی برخی کشورهای منطقه ، بر ایرانی بودن جزایر ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک پافشاری میکنه و برنامه هایی برای این جزایر داره. کاری به این ندارم که این اقدامات در این برهه زمانی خاص کاربردهای سیاسی داخلی هم داره یا نه؟ دلیل اینکار هر چی که باشه ، محکم و استوار از این اقدام دولت و شخص رئیس جمهور حمایت میکنیم ؛ اساسی. با آغاز بکار تورهای گردشگری ابوموسی ، دوست دارم جزو اولین نفراتی باشم که به این جزیره سفر میکنه.

آش فوتبال پرسپولیس اونقدر شور شده که صدای آشپز رو هم درآورده!! آقای رویانیان که بحمدالله انواع و اقسام تخصص ها رو بلد هستند و چند ماهی است مدیر تیم پرطرفدار پرسپولیس شدند ، حالا که دستشون به جام قهرمانی نمیرسه و بخاطر بی برنامگی ، این تیم بزرگ رو از جایگاه اصلیش دور کردند ، تمام تقصیرها رو به گردن اصفهانیها می اندازه و در نهایت هم میگه آرزو داره استقلال قهرمان لیگ برتر ایران بشه!!! ( ظاهرا" یه عده حسودیشون میشه که این جام برای سومین سال پیاپی در اصفهان و برای سپاهان بمونه ). این گفته ی آقای رویانیان اونقدر غیر منتظره بود که صدای مربی استقلال رو هم درآورد. چه ضرب المثل زیبایی قدیمیها دارند که میگه : طرف ، روغن ریخته رو نذر مسجد میکنه!!!!

هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید.... نمیخوام یه سرود اول انقلابی بخونم. این وصف الحال روزهای بهاری اصفهان است. اونقدر هوا لطیفه که حیف ازش استفاده نکنیم و بشینیم توی خونه. زمان رفتن به فریدن رسیده و ظرف هفته های آتی ، چندین بار به این منطقه سفر خواهم کرد

راستی یادم رفت بگم...... سلام حسین آقا ، خیلی چاکریم ، روز بخیر ، وقت بخیر ، شب خوش و.......چشمکنیشخندقلب




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱

تهرون شده شهر 72 ملت. در محله های مختلف تهرون ، افرادی از اقوام و شهرهای مختلف زندگی میکنند که همراه خودشون ، برخی آداب و رسوم محلی رو آوردند. برای همین شاید دیگه خیلی سخت بشه تهرونی اصیل پیدا کرد و آداب و سنن تهرون قدیم رو دید و شنید. اما هنوز یه سری چیزها باقی مونده که خاص خاص تهرونه و جای دیگه پیدا نمیشه. یکی از اینها ، غذایی است به نام والک پلو.

والک ، گیاهی است که در کوههای شمال تهرون و در فصل بهار یافت میشه. در بازارچه های شمال تهرون و توی این فصل ، سبزی فروشها در مدت زمانی بسیار محدود اقدام به عرضه ی این گیاه کوهی میکنند. دو سال پیش بطور اتفاقی با اسم این گیاه آشنا شدیم و طی این چند سال ، هر وقت در ایام بهار به تهرون سفر کنم ، مقداری والک میخرم و میارم اصفهان. در این سفر هم همین کار رو انجام دادم. قیمت این سبزی ، هر کیلو 10 تا 15 هزار تومن ( بسته به تازگی سبزی و انصاف فروشنده ) متغییر است. دیروز والک پلو داشتیم . جاتون خالی ؛ محشر شده بود.

سفر کوتاه رئیس محترم جمهور به جزیره ابوموسی باعث واکنش اعراب شده. دست آقای احمدی نژاد درد نکنه. کاش زودتر از اینها این کار رو انجام داده بود تا نشون بدیم برای رفت و آمد در پهنه ی ایران عزیز ، نه به اجازه ی دیگران نیازی داریم و نه برامون مهمه که اونها در این رابطه چه حالی پیدا میکنند. کسانی که سن و سال بیشتری دارند یادشونه که قبل از انقلاب و در دهه پنجاه ، در هر بخش خبری رادیو و تلویزیون ، وضعیت آب و هوایی جزایر ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک اعلام میشد. اینکار نمادی بود از اینکه این سه جزیره ی کوچک ، به اندازه ی کل ایران برامون اهمیت داره و حاضر نیستیم از حق حاکمیت خودمون بر این جزایر صرفه نظر کرده و یا بر سر اونها معامله کنیم. بازم از جناب احمدی نژاد بخاطر این اقدام ارزنده و بجا تشکر میکنم و امیدوارم سرکشی مقامات مختلف کشور به این بخش از خاک ایران تداوم داشته باشه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱

در آغازین ساعات پنج شنبه به قصد تهرون از خونه زدم بیرون. پس از مدتها ، از جاده ی دلیجان استفاده کردم. سد 15 خرداد دلیجان تقریبا" خالی بود. علاوه بر خشکسالی ، طراحی نامناسب این سد ( که نمیتونه آب رو حفظ کنه!!! ) باعث شده رؤیای ایجاد دریاچه ای ماندگار و زیبا در این منطقه خیلی زود بر باد بره.

قرار گذاشته بودم در تهران به دیدن یکی از دوستانم برم. برای رسیدن به مقصد و با توجه به ترافیک شدید تهرون مصمم شدم از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنم. خونه ی پدری در جنوب شرق تهرونه . با یه تاکسی سرویس خودم رو به ترمینال جنوب رسوندم. کرایه ی این تاکسی 5000 تومن شد. در ایستگاه مترو یه بلیط رفت و برگشت خریدم به 450 تومن. سوار مترو شدم و آسوده خاطر و ظرف مدت 45 دقیقه به شمالی ترین ایستگاه مترو تهرون ( تجریش ) رفتم. برای دومین بار بود که از مترو استفاده میکردم. وسیله ی بسیار کارآمدی است. کاش دعوای سیاسی دولتیها تموم بشه و با اختصاص بودجه لازم ، اجازه بدند مترو اصفهان هم راه اندازی بشه تا مردم بهتر از وقتشون استفاده کنند.

داخل واگن مترو همه اش یاد طنز خنده بازار و آتیمهای مربوط به مترو می افتادم. ازدحام مسافرین ، دست فروشی در مترو ، حرف زدن بلند بلند با گوشی موبایل ، عکس گرفتن یواشکی از مردم ، ارسال بولوتوث به موبایل دیگران و فال حافظ ( البته این فال رو توزیع نکردند تا بعد پولش رو بگیرند والا حتما" یکیش رو میگرفتم! ). در ایستگاه تجریش از 4 پله برقی بزرگ که با شیب تند به بالا میرفت برای رسیدن به کف خیابون استفاده کردم که نشون میداد عمق این ایستگاه چقدر زیاده.

سراغ دوستم رفتم و توی مغازه ی کوچکی که در بازار قدیمی تجریش داره نشستم. در باره ی همه چیز صحبت کردیم. توی تهرون چن تا از دوستان بسیار قدیمی من زندگی میکنند که با اینکه شاید سالی یه بار همدیگه رو ببینیم اما همجنان رشته ی دوستی بین ما باقی مونده و هر بار با هر دیدار ، یاد و خاطره ایام قدیم برامون زنده میشه. این دوستم اخباری رو برام تعریف کرد که هم موجب تعجبم شد و هم تاسف.....

برای صرف نهار به اتفاق رفتیم به یه دیزی پزی نقلی در خیابون دربند. سر راه از یه سوپری مقداری ترشی و شور خریدیم. نهار بسیار خوش طعمی بود. بعد سوار تله سیژ شدیم و چند قدم در کوهپایه ها راه رفتیم و دوباره برگشتیم پایین. با اون آبگوشت پرملاتی که خورده بودیم ، راه رفتن کار دشواری بود! موقع برگشت به دیدن دوست دوستم رفتیم که در زمینه خطاطی ، تخیل و دستان توانمندی داشت. تابلوهای زیبایی رو در نمایشگاهش در معرض دید قرار داده بود.

چند قطعه طلا برای تعمیر آورده بودم تهرون. دوستم حدود دو ساعت وقت گذاشت تا کار تعمیر اینها رو تموم کنه. البته بیشتر با هم حرف میزدیم و برای همین مدت تعمیر ، طولانی شد. ساعت 7 بعد از ظهر بود و من باید ساعت 9 خودم رو به جنوب شهر میرسوندم تا در مجلس بله برون خواهر زاده ام شرکت کنم!! اصل سفر من به تهرون برای همین موضوع بود و بعنوان دائی بزرگ خواهر زاده ام ، خیلی زشت میشد اگه سر وقت به مجلس نرسم. درسته که در ایام فاطمیه هستیم اما در کار خیر ( بخصوص ازدواج ) هیچ تاخیری روا نیست. با خانواده های طرفین هماهنگ کرده  بودیم که اگه کار نهایی شد و پاسخ خانواده ی عروس مثبت بود ، به حرمت این ایام ، مجلس سنگین باشه و شادیهای خاص بمونه برای بعد.

از دوستم خداحافظی کردم و با عجله خودم رو به مترو رسوندم. دوباره همون قضایای صبح تکرار شد. در ایستگاه شوش پیاده شدم. جلوی در ایستگاه ، خطیهای کیان شهر ایستاده بودند. پرسیدم دربستی هم میبرید؟ پاسخ رو خودم میدونستم. کیه که توی تهرون یه مسافر دربستی رو رد کنه؟!. سوار ماشین شدم ؛ نو بود و تر و تمیز. راننده ی جوان این ماشین اصالتی اردبیلی داشت اما سالها بود خانواده اش توی تهرون زندگی میکنند. بهش گفتم دارم میرم مجلس خواستگاری. قدری سرعت رو بیشتر کرد. رفتم منزل پدری و از راننده هم خواستم وایسه تا برگردم. سریع لباس عوض کردم و دوباره راه افتادیم. 10 دقیقه مونده به اومدن مهمونا و آغاز مراسم ، رسیدم... ( خدا رو شکر )

مهمونا اومدند. طی چند روز قبل ، مشورتهایی رو به خواهرم داده بودم. قبل از رسیدن مهمونا و حتی تا دقایقی پس از اون ، آخرین هماهنگیها رو با خواهرم ، دامادمون و خواهرزاده ام انجام دادم. اونقدر توی این تیپ مجالس شرکت کردم و حرف زدم که حالا صاحب تجربه شدم!! خوشبختانه همه چیز خیلی زود به نتیجه رسید و موافقت شد تا انشاءالله در آینده ای نزدیک ، مراسم عقد برگزار بشه. توی دنیا هیچ چیز به اندازه ی دیدن ازدواج دو جوان خوشحالم نمیکنه و اشکم رو درنمیاره ؛ اشکی که از سر شوق و خوشحالی بسیار فراوان جاری میشه.....

دوست داشتم شبانه به اصفهان برگردم اما خستگی زیاد مانع از این شد. صبح زود دوباره راهی شدم و اینبار در بخشهایی طولانی از مسیر ، بارون همراهیم میکرد. وقتی رسیدم خونه ، ایمیل یه دوست مقیم امریکا رو خوندم که نوشته بودند برای چند روز اومدند تهرون..... اگه دسترسی به اینترنت داشتم و این ایمیل رو زودتر میدیدم ، جمعه به دیدنشون میرفتم اما حیف که چنین نشد.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۱

در جایی خوندم که معلمی به شاگردانش میگفت اگه یه لیوان آب رو در دست بگیریم و دستمون رو به حالت کشیده نگه داریم ، تا چند دقیقه مشکل خاصی برامون پیش نمیاد اما به تدریج ، فشار وزن لیوان و نیروی که به عضلات در حال کشش وارد میشه ، احساس درد و خستگی رو به همراه میاره. تداوم این حالت باعث میشه این درد تشدید بشه و دیگه نتونیم حتی وزن یه لیوان رو تحمل کنیم. برای اینکه از این درد خلاص بشیم باید چکار کنیم؟ هر کدوم از دانش آموزان یه نظری دادند اما معلم گفت : پاسخ خیلی ساده است ؛ باید لیوان رو بذاریم زمین.

بعضی وقتا رها شدن از سختیها چاره ی بسیار راحتی داره. دیشب یکی از این لیوانها رو زمین گذاشتم تا بی جهت انرژی تلف نکنم و هی از خودم نپرسم چرا دستم درد گرفته......

خیابون طالقانی اصفهان یه طرفه است و خط ویژه ی اتوبوس هم داره. صبحها که از این مسیر عبور میکنم میبینم که خیلی از راننده ها بدون توجه به اینکه مسیر خط ویژه مختص اتوبوس است ، توی این مسیر حرکت میکنند. پلیس راهنمایی هم معمولا" توجهی به این بی قانونی نداره و همین امر ، رانندگان متخلف رو تحریک میکنه تا بیشتر تخلف کنند. صبح امروز اما یه افسر قاطع پلیس سر تقاطع خیابون طالقانی با طیب ایستاده بود و تمام ماشینهایی رو که از خط ویژه اومده بودند جریمه میکرد ؛ اساسی...... آخییییییییییییش. بقول اصفهانیها ؛ ششم حال اومد ( shosham haaaaal oumed) !! تا کی باید توی این شهر شاهد رفتار غیر اصولی راننده ها و بی تفاوتی پلیس راهنمایی باشیم. دوست داشتم از ماشین پیاده شم و برم لپای این پلیس وظیفه شناس رو ماچ کنم!!

با آغاز برنامه های ورزشی سال 91 ، تاثیر نامطلوب تعطیلات عید و کنار گذاشتن سه هفته ای ورزش ( دور کاری ورزشی!!!!!) برام آشکار شده. وقتی یه مقدار فشار حرکت رو بیشتر میکنم ، احساس ضعف و بعد از اون کمی سرگیجه بهم دست میده. اگر این شرایط برام تداوم داشته باشه باید یه سری آزمایشهای پزشکی انجام بدم تا مطمئن بشم مشکل خاصی پیش نیومده باشه.

با نزدیک شدن به آخر فروردین و گرم شدن تدریجی هوا ، طبیعت غرب اصفهان بی نظیر شده و برای استفاده از این موقعیت کم نظیر ، طی هفته های آتی سفرهای مکرری به این منطقه خواهم داشت.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱

امشب با خوندن نامه ی آقای محمد اوده در مورد ثبت رکوردهای جدید آقای استم ، ذهنم سفری به گذشته ی نه چندان دور کرد...... یادم اومد که یه بار در یه نامه ، مطالبی رو مطرح کرده بودم که حالا بعد از گذشت چند سال ، میبینم که پیش بینی اون روزم شکل واقعیت بخودش گرفته ...... امشب تاسف فرصتهایی رو میخورم که میتونستیم بهتر ازش استفاده کنیم......

توی بخشهایی از اون نامه ( که در تاریخ 17 اسفند 1384 نوشته شده و نسخه ای از اون رو در بایگانی ایمیل Yahoo دوباره دیدم ) نوشته بودم ممکنه ICOP امروز اعتبار علمی کمی داشته باشه اما افراد معتبر و علمی زیادی با این گروه در ارتباط هستند ، و ارائه نتایج کارهای رصدگران ایرانی برای این گروه باعث میشه نخبگان رویت هلال دنیا از نتایج این فعالیتها آگاه بشن...... نوشته بودم منحصر کردن ارائه گزارش رصدها به مجله Sky & Telescope درست نیست. میدونستم اگر اینجور بشه ، با تغییر سیاستها و یا رفتن آدمها ، ممکنه این کانال ارتباطی انحصاری بسته بشه و ......

امروز دو تغییر رخ داده ؛ ICOP تبدیل به یه مرجع علمی معتبر در زمینه رویت هلال شده و از سوی دیگه ، کانال ارتباطی ما با مجله Sky & Telescope تقریبا" قطع شده...... حیف که اون روز کسی حرفام رو درک نکرد.....البته خودم هم مقصرم ؛ چرا که در مواردی نحوه بیان من اشکال داشت و باعث ایجاد حساسیتهایی شد. نتونستم با زبان و بیانی مناسبتر به دیگران بگم که چی ممکنه پیش بیاد. نتونستم یه اجماع در این رابطه بوجود بیارم...... ولی برام عین روز روشن بود که همه چیز در آینده ای نه چندان دور تغییر میکنه......

در طول این چند ساله ، چندین دستاورد مهم در زمینه رویت هلال ( بخصوص رویت در روز ) بدست آوردیم اما کو اثر و نمودی از این دستاوردها؟ بجز سه مقاله آقایان حسن زاده ، رستمی و نیری ، کدام حرکت بین المللی رو از رصدگران ایرانی هلال ماه شاهد بودیم؟ نکته ی جالب این موضوع هم اینه که اندک تلاشهای بین المللی ما هم ، در سایت ICOP و گردهمائیهای بین المللی این گروه انجام شده ؛ همون گروهی که روزی ، بسیاری از ما در مورد صلاحیتهای علمی اون تردید داشتیم......

در سال قبل تلاشهایی شد که حداقل در زمینه ی اطلاع رسانی بین المللی به یه اجماع برسیم اما با گذشت مدت زمانی طولانی ، هنوز نتیجه ی خاصی نگرفتیم چرا که مثل همیشه اونقدر باید حواسمون به حواشی باشه که نتیجه اش ، دور شدن از اصل و متن قضیه است...... نمیدونم والله..... نمیخوام شخص و یا اشخاص خاصی رو متهم کنم و بگم اونها مقصرند. من هم به اندازه ی خودم تقصیر دارم. شمایی که رویت هلالی هستین و این نوشته رو میخونید هم در حد خودتون مقصرید. همه مقصر هستیم. نتونستیم از نام ایران و ایرانی در این عرصه ی علمی و در صحنه ی بین المللی دفاع کنیم. اونقدر با هم دعوا و جر و بحث کردیم که یادمون رفته هدفی مشترک داریم و یه روزی با هم ندار بودیم و با جان و دل برای اعتلای نام ایران و پیشبرد دانش رویت هلال ، در کنار هم کار و فعالیت میکردیم. همیشه چشمامون و نگاهمون به تک ستاره ها بوده. زحمت کشیدیم ، اما کسی در دنیا متوجه نشده چیکار کردیم ؛ بس که به حاشیه ها بها دادیم ، بس که کار هم رو نفی کردیم  بس که ایرادهای بنی اسرائیلی گرفتیم ( هم خودم و هم بقیه ) .......

امشب دلم دوباره به درد اومد...... جای رکوردهای مهندس میر سعید ، محسن شریفی ، عباس احمدیان ، رصدهای مهم نیاسر کاشان ، کارهای مهم برو بچه های فعال خراسانی ، تهرانی ، اراکی ، سمنانی ، خوزستانی ، کرمانی ، اصفهانی و دیگر رصدگران گرامی جای جای ایران عزیز در عرصه ی اطلاع رسانی بین المللی خالی است......

ما زمانی میتونیم حقانیت خودمون رو اثبات کنیم که حضوری فعال در عرصه ی بین المللی داشته باشیم. در عرصه داخلی چند ساله که به این مهم دست پیدا کردیم و در اکثر قریب به اتفاق موارد ، کارشناسان و رصدگران هلال و تقویم ، تعیین کننده وضعیت آغاز ماههای قمری در ایران هستند در حالی که تا قبل از اون ، دو شاهد عادل ، میتونستند تمام رشته های علمی کارشناسان و رصدگران رو به پنبه تبدیل کنند. این موفقیت چگونه بدست اومده؟ با سکوت کردن؟ با عدم انتشار نتایج رصدها؟

خیر. این موفقیت مرهون تداوم رصد و کار مستدام و فراوان در عرصه ی اطلاع رسانی داخلی ( علیرغم برخی بی مهریها ) بود. چرا همین روش رو در عرصه ی بین المللی در پیش نمیگیریم؟........

امشب دل پر دردی دارم....... از خودم بدم اومده که چرا ساکتم....... میدونم خیلیها هم مثل من از وضعیت کنونی راضی نیستند...... چاره ی این درد چیه و برای درمانش باید چیکار کرد؟




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱

بلاخره امروز ICOP رسما" رصد و گزارش جدید جیمز استم رو پذیرفت و سه پارامتر حاصل از این رصد رو به عنوان رکوردهای جدید به ثبت رسوند. برای کسب اطلاعات بیشتر به نشونی زیر مراجعه کنید :

http://www.icoproject.org/record.html

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱۸ فروردین ۱۳٩۱

بلاخره امشب کار تنظیم جدول رصدهای هلال رو با تکمیل اطلاعات رصد هلالهای صبحگاهی به اتمام رسوندم. اطلاعات هلالهای صبحگاهی شامل 126 هلال میشه که 72 هلال رو رویت کردم ، در 25 مورد بدلیل شرایط نامناسب جوی هلال رو ندیدم ، در 10 مورد بدلیل شرایط نامناسب جوی برای رصد اقدام نکردم و در 19 مورد هم فعلا" گزارش و یا عکسی در اختیار ندارم و نمیدونم چرا برای رصد اقدام نکردم. با پایان کار تکمیل جداول ، تونستم رکوردهای شخصی خودم رو استخراج کنم. در مورد هلالهای صبحگاهی خیلی جالبه که 3 تا از این رکوردها مربوط به اولین برنامه رویت هلال صبحگاهی میشه که در بامداد 13 آبان سال 1381 انجام دادم. تا پیش از این فقط هلالهای شامگاهی رو رصد میکردم اما به توصیه دوست و استاد گرانقدرم جناب آقای مهندس میر سعید ، رصد هلالهای صبحگاهی رو از آبان سال 81 شروع کردم که تاکنون ادامه داره. جمع بندی رکوردهای شخصی بنده به شرح زیر تقدیم میشه:

 

رکوردهای شخصی در خصوص رویت هلالهای شامگاهی

جوانترین هلال 29 روزه : هلال ربیع الثانی 1433 با سن 16 ساعت و 8 دقیقه

پیرترین هلال 29 روزه : هلال ذیقعده 1427 با سن 39 ساعت و 26 دقیقه

کمترین جدائی زاویه ای : هلال شوال 1420 با 8.425 درجه

نازکترین هلال : هلال شوال 1420 با ضخامت 0.15 دقیقه قوسی

کمترین فاز هلال : هلال شوال 1420 با فاز 0.63 درصد

کمترین فاصله زمانی بین غروب خورشید تا غروب ماه : هلال رمضان 1428 با 19 دقیقه و 12 ثانیه

بیشترین اختلاف سمت منفی در هلالهای شامگاهی 29 روزه : هلال شوال 1432 با اختلاف سمت منفی 20.483 درجه

بیشترین اختلاف سمت مثبت در هلالهای شامگاهی 29 روزه : هلال ربیع الثانی 1433 با اختلاف سمت مثبت 3.410

نزدیکترین فاصله حضیض مداری : هلال محرم 1427 با فاصله 357857.59 کیلومتر

دورترین فاصله اوج مداری : هلال ربیع الاول 1424 با فاصله 405938.58 کیلومتر

 

رکوردهای شخصی در خصوص رویت هلالهای صبحگاهی

کمترین فاصله زمانی تا مقارنه : هلال صبحگاهی شعبان 1423 با 17 ساعت و 55 دقیقه

کمترین جدائی زاویه ای : هلال صبحگاهی شعبان 1423 با 10.038 درجه

نازکترین هلال: هلالهای صبحگاهی رجب 1428 و صفر 1432 با ضخامت 0.25 دقیقه قوسی

کمترین فاز هلال : هلال صبحگاهی شعبان 1423 با فاز 0.93 درصد

کمترین فاصله زمانی بین طلوع ماه تا طلوع خورشید : هلال صبحگاهی محرم 1426 با 27 دقیقه و 1 ثانیه

بیشترین اختلاف سمت منفی در هلالهای صبحگاهی 28 روزه : هلال رجب 1424 با اختلاف سمت منفی 2.462 درجه

بیشترین اختلاف سمت مثبت در هلالهای صبحگاهی 28 روزه : هلال ذیحجه 1427 با اختلاف سمت مثبت 12.597 درجه

نزدیکترین فاصله حضیض مداری : هلال صبحگاهی رمضان 1424 با فاصله 357522.41 کیلومتر

دورترین فاصله اوج مداری : هلال صبحگاهی ذیحجه 1427 با فاصله 406627.28 کیلومتر

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱

ایام تعطیلات به سر رسید و امور زندگی دوباره جریان عادی خودش رو پیدا کرد. در کار و حرفه ی بنده ( حسابداری ) ، آخر سال معنای آخرالزمان پیدا میکنه! ازدحام و شلوغی بیش از اندازه ی اسفند ماه همیشه باعث دردسر ما بوده و احتمالا" خواهد بود. حتی تا اون دقایق آخر اداری روز 28 اسفند داشتیم چک صادر میکردیم. اون شلوغی بی اندازه ، در اول سال جای خودش رو به یه خلوتی کسل کننده داد و چند روز اول اداری به دید و بازدید و انجام چند کاری ساده و مختصر گذشت.

خوشبختانه تعطیلات تموم شد و از همین اول صبح 14 فروردین برنامه ریزی برای انجام کارهای جدید رو آغاز کردم. یه واحد جدید رو تحویل گرفتیم که قصد داریم تحولات مهمی در اون بوجود بیاریم. امروز با کارکنان این واحد جلسه داشتم و ذهنیات خودم رو براشون تشریح کردم تا بدونند در روزها و ماههای آینده چه هدفی رو دنبال خواهیم کرد.

در عرصه رویت هلال ماه ، آقای استم دوباره خبر ساز شد و با اعلام رویت هلالی که تنها 6 درجه جدائی زاویه ای داره ، چالش دوباره ای در باره ی موضوعات مرتبط با هلال ماه رو پیش کشید. راستش اظهار نظر در مورد این گزارش کار ساده ای نیست. در این رابطه دو موضوع رو باید مد نظر داشت. اول اینکه رویت هلال یه امر خیلی خیلی شخصی است ؛ به این معنا که یه جاهایی ناچار خواهیم شد بجای بررسی علمی یک گزارش ، به بررسی شخص رصدگر بپردازیم و صرفا" با اعتمادی که نسبت به او پیدا میکنیم در مورد گزارشش نظر بدیم. دوم اینکه استفاده از تلسکوپ در رویت هلال داره نتایج شگرفی ببار میاره ؛ از رویتهای آقای استم در جدائی 6.5 و 6 درجه گرفته تا گزارشی که چند وقت پیش از نیاسر کاشان داشتیم مبنی بر رویت هلالی با سن کمتر از 11 ساعت. جا داره یه بار دیگه در این رابطه بررسی بیشتری انجام بشه. این موضوع از اون نظر اهمیت بیشتری پیدا میکنه که فعالیتهای آقای مارتین و عکاسی با سی سی دی نشون داد که شکل گیری هلال در جدائی زاویه ای نزدیک به 5 درجه روی میده ( البته با در نظر داشتن ملاحظات مربوط به فیلترهای مورد استفاده آقای مارتین و طول موجی که در اون عکسها استفاده شده است ).

و نکته ی آخر در مورد سایت کمان آسمانی. فعالیت این سایت خاتمه یافته و دسترسی به اون دیگه مقدور نخواهد بود. اگر احیانا" دوستی نیاز به اطلاعات این سایت داشت با بنده تماس بگیره تا از طریق پست ، نسخه ای از اطلاعات 4 ساله رویت هلال که در کمان آسمانی منتشر شده بود رو در اختیارش قرار بدم. همچنین سعی خواهم کرد یک فایل فشرده از این اطلاعات رو از طریق همین وبلاگ منتشر کنم ( با حجمی بیش از 60 مگا بایت )




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۱

تمرین عکاسی نوروزی با موضوع " باران "


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۱

کویر ..... تپه های شن روان در نزدیک شهر ورزنه ( جنوب شرق اصفهان )......زیبا ، دلنشین و آرامش بخش


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۱

بازار قدیمی نایین...... بازاری که فقط پوسته ای از شکوه گذشته ی آن باقی مانده است..... بازاری که پوسته ی ظاهری آن را برای بازدید گردشگران مرتب کرده اند اما فقط چند متر آنسوتر ، خرابی است و خرابه هایی برای معتادان و......


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۱

دیگربار فرا رسیدن بهار دلنشین و نوروز باستانی را به شما گرامیان تبریک و تهنیت می گویم. این روزهای نیکو بر شما خجسته باد. سفرنامه ی تصویری نوروزی در چند بخش به پیشگاه شما ارائه می گردد.


ادامه مطلب ...



آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ