خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱

صحبتهای رئیس محترم جمهور در مجلس که روز گذشته ایراد شده حرف جدیدی نداشت الا اصرار بر اجرای مرحله ی دوم طرح هدفمند کردن یارانه ها. در فلسفه ی اینکار یه وحدت و همدلی در کشور وجود داره و کسی منکر نیست که این جراحی اقتصادی برای کشور لازم و ضروریه اما در مورد نحوه و زمان اجراء ، تا دلتون بخواد حرف و حدیت هست.

دیگه همه میدونند که بیشترین منفعت مادی از اجرای این طرح به روستائیانی میرسه که هم پر جمعیت هستند و هم مصرف بسیار پائینی دارند. وقتی به یکباره دریافتی اونها از محله یارانه ها 5 برابر بشه ( مثلا" یه خانواده ی 6 نفره ی روستایی که تابحال نزدیک به 300 هرازتومان دریافتی ماهیانه داشته بعد از اجرای مرحله ی دوم ماهی 1.5 میلیون تومان دریافت میکنه بدون اینکه مصرف انرژی این خانواده خیلی فرق کرده باشه ) کلی زیاد دعاگوی دولتمردان دولت خواهند شد ؛ اون هم شب انتخابات ریاست جمهوری!

ثروتمندان جامعه که هیچ وقت ککشون نگزیده ( چه در دوران قبل و چه در دوران حاضر ). دست اونها در جیب مردم است و هر چقدر بخواند بدون دردسر برداشت میکنند. روستائیان هم که خوششون خواهد بود ( و البته حقشون هم هست. بنا نیست هر چی مصیبت و بدبختی و عقب افتادگی و نداری است سر روستائیان پر تلاش و شریف ما بیاد )  ، میمونند این وسط طبقه ای که دریافتی ثابت دارند ( بخش اعظمی از شهروندان ) و نیز برخی تولیدگران خرده پا و متوسط. اگر دولت نتونه تورم افسار گسیخته ای که ممکنه در اثر آزاد سازی یکباره ی قیمتها بوجود میاد رو مهار کنه ، این دو طبقه ی آخری بیچاره میشن و به روز سیاه خواهند نشست.

مجلسیان معتقدند دولت کارنامه ی خوبی در اجرای مرحله ی اول این طرح نداره و نمیشه ریسک کرد و مرحله ی دوم رو آغاز کرد. این حرف تا حدی درسته اما دست روی دست گذاشتن هم چاره ی کار نیست.

یه موضوع دیگه که مطرح است اینه که از عمر دولت دهم چند ماه بیشتر باقی نمونده. اگر این طرح اجراء بشه و خدای ناکرده با شکست مواجه بشه ، مسئولیت این شکست با کی خواهد بود؟ دولت که عمرش تمام شده و رفته ، مجلس هم که مجری نبوده؟ بقیه هم که اظهار بی اطلاعی خواهند کرد.

من شخصا" نظرم اینه که در فاصله ی باقیمونده تا انتخابات ریاست جمهوری ، مجلس و دولت هماهنگیهای لازم رو انجام بدهند اما اجرای طرح بلافاصله پس از انتخابات و با هماهنگی رئیس جمهور آینده آغاز بشه که دولت بعدی هم بتونه ادامه دهنده ی سیاستی باشه که خودش رو اون نقش داشته.

فیلم سلاخی یک خرس ماده و دو توله خرس توسط دو شکارچی انسان نما در سمیرم رو دیدم. دلم ریش شد و فهمیدم چرا خداوند برخی از انسان نماها رو از حیوان پست تر معرفی کرده. حیوانات هیچ وقت برای تفریح کشتار نمیکنند اما برخی از ما انسانها که ادعای اشرف مخلوقات بودن داریم.......

دیشب یه تمرین اساسی استقامتی در بولدرینگ انجام دادم که موجب شد بعد از مدتها ، عضلات دستم به درد بیفته. بخاطر کارهای اداری فراوون قدری از تمرین و کوهنوردی دور افتادم. امیدوارم یه مقدار سرم خلوت بشه تا دوباره برگرم به طبیعت.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱

این روزها دوباره داره بیشتر یادداشتهام به رویت هلال اختصاص پیدا میکنه. چیکارکنم دیگه ؛ انس و الفتی که با این جرم آسمونی دارم توصیف ناپذیره.....

نامه ی جدید دیگر از دوست ارجمندم خطاب به آقای استم و پاسخی که آقای جیمز استم داده اند :

>  What I understand from your statement is that yours was not reported to Sky and Telescope and what they reported as the record in the late 1990's was the 35h+ observations.

This is true.  Jeff Medkeff (a contributor to S&T) explained their oversight in a letter that he sent to S&T (and a copy to me), but they never corrected it, nor asked me for clarification.

Both times were sent to S&T along with the data about the January 21, 1996 observation, but I had never claimed the opposing record, so they must have missed it.

-Jim




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱

یکی از دوستان ارجمندم که مقیم امریکا هستند و گزارشهای مربوط به رکورد واداع تا دیدار رو در وبلاگ بنده دیده اند مکاتبه ای با آقای استم داشته اند و پاسخی گرفته اند که عینا" به اطلاع دوستان میرسه :

Mr. Jim Stamm wrote: "Sky and Telescope reported teams at two different locations (Florida and Arizona) sighting opposing crescents 33h 17m or 33h 27m apart in the April 1979 issue.  My two observations from the same place (Tucson, AZ) of the January 20, 1996 new moon were 33h 49m apart.  Oddly, I saw both the old and new moon in March of 2012, when I saw a 12h 17m old moon, but the time between crescents was 36h 34m.  I think in the late 1990's, Sky & Telescope gave the record for opposing crescents to some guy who reported a 35h+ time span, so your observations may be records as far as S&T is concerned.  In any event, it isn't easy to observe any pair of events less than 35 hours.  Congratulations."




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱

مختصات دو رصدگاه جناب مهندس رستمی بشرح زیر بوده است :

رصدگاه هلال صبحگاهی صفر : عرض 31:44 شمالی و طول 54:14 شرقی

رصدگاه هلال شامگاهی ربیع الاول : عرض 32:22 شمالی و طول 53:59 شرقی ( با گرد کردن ثانیه های قوسی )

محاسبات نرم افزار MoonCal نشون میده که طلوع خورشید 22 دی 1391 در رصدگاه صبحگاهی ایشون در ساعت 06:53:51 بوده و این طلوع در رصدگاه شامگاهی با 2 دقیقه و 24 ثانیه تاخیر در ساعت 06:56:16 انجام شده است. همچنین غروب خورشید روز 23 دی در رصدگاه صبحگاهی ایشون در ساعت 17:09:17 روی داده و این غروب در رصدگاه شامگاهی 24 ثانیه زودتر و در ساعت 17:08:53 بوقوع پیوسته است.

با فرض ثابت بودن شرایط جوی و دارا بودن افقهای یکسان ، اگر جناب مهندس رستمی هلال ربیع الاول رو در همون محل رصد هلال صبحگاهی صفر رویت میکردند ، هنگام غروب آسمون برای ایشون فقط به اندازه ی 24 ثانیه دیرتر تاریک میشد و این بدین معنا است که رکورد 34 ساعت و 38 دقیقه ای ایشون فقط به همین اندازه ببشتر میشد.

موضوع وقتی جالبتر میشه که فرض کنیم ایشون هلال صبحگاهی صفر رو در رصدگاه هلال ربیع الاول رویت میکردند. در این صورت چون آسمون صبحگاهی ایشون 2 دقیقه و 24 ثانیه دیرتر روشن میشد ، میتونستند رکوردشون رو به کمتر از 34 ساعت و 36 دقیقه هم برسونند.

به هر حال حداقل در مورد رصدهای جناب مهندس رستمی میتونم عرض کنم که فاصله ی بین دو رصدگاه و موقعیت اونها بگونه ای است که باعث افزایش رکورد بدست اومده شده و نه کاهش اون. به همین علت است که بنده این رکورد رو برتز از 4 رکورد دیگه میدونم.

اما نکته ای هم هست که نمیشه بهش نپرداخت و اون اینکه ، با جابجا شدن رصدگاه و یا تغییر ابزار ، محاسباتی شبیه به اونچه که بنده عرض کردم لازم میاد تا اثبات بشه کدوم رصد مقدم و برتر شده. در این رابطه همچنین باید تعداد زیادی فرض و احتمال رو هم در نظر گرفت. اما وقتی ابزار و محل رصد تغییر نکنه ( و یا تغییراتش بسیار جزئی باشه ) دیگه نیازی به این محاسبات نیست.

شاید بشه این سوال رو مطرح کرد که آیا این درسته که دو مدل رکوردگیری برای وداع تا دیدار داشته باشیم؟ ( مثلا" یکی با فرض ثابت بودن ابزار و مکان رصد و دومی بدون هیچگونه محدودیت در تغییر ابزار و یا مکان رصد ) امیدوارم دوستان در این بحث شرکت کنند و نظراتشون رو ارائه بدهند.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱

صبح امروز گزارشهای رویت هلال رو در پایگاه اطلاع رسانی هلال ماه خوندم. خوشبختانه حداقل 5 گزارش مستند و دقیق از ثبت رکورد وداع تا دیدار  در اختیار داریم. راستش باز هم تاسف میخورم که فقدان اطلاع رسانی دقیق قبل از رصد ، در مورد اهمیت چنین رکوردی که خیلی دیر بدست میاد باعث شده که تعداد گزارشها خیلی محدود بشه. شاید اگر فرمایشات جناب مهندس میر سعید در اطلاعیه ای که چند روز قبل از زمان رویت هلال صبحگاهی صفر منتشر کردند نبود ، همین تعداد گزارش رو هم نداشتیم. امیدوارم بلاخره روزی فرا برسه که این مشکل حل بشه.

5 گزارش موجود کنونی خیلی میلی متری با هم تفاوت دارند. بهترین رکورد ثبت شده متعلق به جناب آقای مهندس رستمی است که موفق شدند رکورد وداع تا دیدار 34 ساعت و 38 دقیقه رو به ثبت برسونند. پس از ایشون جناب آقای سلطان الکتابی و بنده رکورد 34 ساعت و 40 دقیقه رو ثبت کردیم. جناب آقای همایونی رکورد 34 ساعت و 43 دقیقه و جناب آقای ابراهیمی هم رکورد 34 ساعت و 48 دقیقه رو ثبت کردند.  دو رصدگاه جناب آقای رستمی حدود 74 کیلومتر با هم فاصله داره اما به اعتقاد بنده این فاصله ( و حتی مقادیر بیشتر از اون تا جایی که هر دو رصدگاه در داخل خاک سرزمینی ایران عزیز باشه ) تاثیری در نتایج نداره و ایشون موفق شده اند بهترین زمان وداع تا دیدار رو در این دو رصد بنام خودشون و بنام ایران ثبت کنند.

اگر این رکورد ، یک رکورد جهانی است ( که ظاهرا" اینگونه است ) تمایل دارم اولین کسی باشم که صمیمانه ترین تبریکات خودم رو به جناب مهندس رستمی تقدیم میکنم. دقت نظر و پشتکار ستودنی جناب مهندس رستمی باعث شده که ایشون یکی از ستونهای اصلی خیمه ی رویت هلال ایران باشند. بدست آوردن چنین موفقیتهایی نتیجه ی حادثه یا اتفاق نیست. مطالعه ، پژوهش و کار رصدی پیگیر و مستدام ، پیش نیاز رسیدن به قله های افتخار است که بحمدالله تمامی اینها در وجود جناب رستمی جمع است.

امیدوارم تنور رویت هلال ایران ، با رصدهای ارزنده ای که طی چند روز گذشته انجام شده یه بار دیگر داغ و پر حرارت بشه و روز بروز شاهد افتخار آفرینی های بیش از پیش توسط رصدگران پر تلاش کشورمون باشیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱

همونطور که در یادداشت 22 دی ماه 1391 نوشته بودم ، با تشویق و ترغیب دوست و استاد گرامیم جناب آقای مهندس میر سعید ، رویت هلالهای صبحگاهی رو هم در برنامه ی کاریم قرار دادم و در همون اولین رصدم ، رکورد سن منفی 17 ساعت و 55 دقیقه رو برای خودم ثبت کردم. اون روز دوشنبه 13 آبان سال 1381 بود و هلالی که دیدم هلال صبحگاهی شعبان 1423


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱

باسمه تعالی

السلام علیک یا امام الرؤف یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

اخبار هواشناسی حکایت از آن داشت که بعد از ظهر امروز احتمال ابری بودن هوا میرفت. به همراه جمعی از اعضای گروه کوهنوردی و سنگنوردی کارکنان شهرداری اصفهان در ساعت 14:30 از ورودی صفه حرکت خودمون رو آغاز کردیم. ابتدا تصمیم داشتم گروه رو از مسیر جاده تا محل رصد ببرم اما چون وقت به اندازه ی کافی داشتیم ، قدری به برنامه ی کوهپیمایی اضافه کردم. از مسیر چنگوله بالا رفتیم و از پای مسیر گل زرد ، قسمت شمالی کوه صفه رو دور زدیم. وقتی نگاهمون به سمت مغرب افتاد ، دیدن ابرهایی که رفته رفته بر وسعتشون اضافه میشد ، کمی ناامیدم کرد اما هنوز فرصت زیادی داشتیم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱

باسمه تعالی

در آغازین سالهای فعالیت در عرصه رویت هلال ، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای مهندس قاضی میرسعید به بنده توصیه کردند در زمینه رویت هلالهای صبحگاهی هم فعالیت کنم. اولین هلال صبحگاهی که برای رویتش اقدام کردم ، هلال صبحگاهی شعبان 1423 بود. دوشنبه 13 آبان 1381 برای رصد این هلال در محل رصدخانه کوثر وابسته به گروه هدایتگران اندیشه مستقر و با دوربین دوچشمی 12 در 70 موفق به رویت هلالی شدم که سن منفی اون 17 ساعت و 55 دقیقه بود. در این اولین رویت هلال صبحگاهی ، بهترین رکورد شخصی سن هلالهای صبحگاهی خودم رو بدست آوردم و بعدش در طول بیش از 10 سال نتونستم این رکورد شخصی رو بهبود بدم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱

بامداد جمعه ی این هفته و شامگاه شنبه ی هفته ی آینده دو هلال جذاب در آسمون خودنمایی میکنند و بعد از چند ماه ، علاقمندان به رویت هلال رو از دیدن دو هلال باریک شادمان خواهند کرد.

آخرین هلال صبحگاهی صفر 1434 در بامداد جمعه 22 دی قابل رویت خواهد بود. این هلال در آسمان اصفهان حدود 46 دقیقه قبل از خورشید طلوع میکنه ، 0.23 دقیقه قوسی ضخامت داره و فازش 0.84 درصد نسبت به قرص کامل ماه است. وقتی این هلال در ساعت 06:48 صبح به ارتفاع 4.4 درجه میرسه ، فازش 0.80 درصد میشه با سن منفی 16 ساعت و 25 دقیقه. رویت چنین هلال جذابی رو نباید از دست داد. آلوده بودن شهرهای صنعتی باعث میشه که انشاءالله در اون روز ، برای رویت هلال به بالای کوه صفه برم تا قدری از هوای آلوده ی شهر فاصله بگیرم. امیدوارم شرایط جوی برای این رصد مناسب باشه. گزارشهای اولیه حاکیت از وجود لکه های ابر در آسمان روز جمعه ی اصفهان دارند ضمن اینکه ، سرمای 9 درجه زیر صفر ( که در قله ی صفه سردتر هم خواهد بود ) کار رو قدری مشکل خواهد کرد.

رویت هلال ربیع الاول در شامگاه روز شنبه راحتتر خواهد بود و احتمال رویتش با چشم غیر مسلح هم وجود داره. اما شاید آسمون شامگاه شنبه ، قدری ابری باشه و این ابرها مانع جدی رصد بشن. باید منتظر موند.

برای آخر این هفته میخواستم برنامه ی صعود زمستانه به قله شیرکوه یزد رو بذارم اما در پیش بینی های هواشناسی دیدم که سرعت وزش باد در روز جمعه بر فراز قله بیش از 110 کیلومتر بر ساعت خواهد بود!! شاید اگه بریم قله بتونیم ضمن کوهنوردی ، درک بهتری از پرواز پرنده ها هم داشته باشیم و همراه با باد از یک طرف این کوه به طرف دیگه اش پرواز کنیم!!!! درجه حرارت هم کمتر از 25 درجه زیر صفر

گفتیم اگر شیرکوه نشد ، بریم کرکس. اما دیدم اونجا هم در روز جمعه باید با سرمای 31 درجه زیر صفر ( توام با وزش شدید باد و بارش احتمالی برف ) دست و پنجه نرم کنیم!!!! در نهایت به قله ی صفه و سرمای 9 درجه زیر صفرش قناعت کردم تا ببینم بلاخره میتونم این زمستونیه یه قله ی بلند برم یا نه؟

کارهای اداری بخوبی پیش میره. تلاشم بر اینه که آمادگی لازم برای برخی تغییرات رو در این فرصت باقیمونده از سال 91 ایجاد کنم. در حرفه ی ما ، تغییرات اساسی رو نمیشه وسط سال مالی انجام داد. بهترین زمان برای هر تغییری ، آغاز سال مالی است. سال آینده ، سال پرکاری برای ما خواهد بود. همزمانی این تغییرات با پایان دوره شورای اسلامی شهر کنونی و انتخابات شوراها ، میتونه قدری کار رو پیچیده تر کنه.

یه گزارش در مورد برگزاری دوره آموزشی رویت هلال خوندم. در نظراتی که برای این گزارش درج شده بود دوباره شاهد بودم که در مورد استفاده از برخی القاب حساسیت ایجاد شده. این درسته که در کشور ما بعضا" القاب رو مثل حلوا خیرات میکند و بعضیها هم بدشون نمیاد که اونها رو با القابی مثل دکتر و مهندس و استاد و فرهیخته و دانشمند و پیشکسوت و ...... معرفی کنند. کاملا" موافقم که از هر لقب و عنوانی در جای خودش استفاده بشه اما اولا" استادی و یا کارشناسی فقط به داشتن یک گواهی که دلالت بر خوندن چند کتاب و قبولی در چند امتحان است خلاصه نمیشه ( هر چند چنین گواهی معتبری دارای ارزش و احترام خاص خودش بوده و هست ) ، ثانیا" در مورد دوست عزیزی که در این دوره سخنرانی کرده باید عرض کنم که خودش هیچ موقع دنبال این القاب نبوده و جزو زحمتکش ترین و پرکارترین رصدگران هلال در کشور ما است و بی ادعا داره کارش رو به نحو احسن انجام میده و ثالثا" چرا ما در مورد استفاده از لقب استاد اینقدر حساسیم؟ هر کسی رو که در کاری که انجام میده تخصص پیدا کرده باشه و صاحب سبک و نظر باشه میشه با عنوان استاد اون کار ازش یاد کرد. چرا به یه متخصص بنایی میشه گفت استاد ، به یه گچبر حرفه ای میشه گفت استاد ، به یه مکانیک زبردست میشه گفت استاد ، به یه کاشیکار سنتی میشه گفت استاد ، به یه هنرمند رشته صنایع دستی میشه گفت استاد ( حتی اگه همه ی این افراد سواد خوندن و نوشتن نداشته باشند ) اما به یه نفر که سالیان طولانی در موضوع رویت هلال استخوان خورد کرده نمیشه گفت استاد؟!

تو رو خدا اینقدر سخت نگیرین. همه ی ما افراد زیادی رو میتونیم نام ببریم که داشتن یک مدرک دکتری یا کارشناسی به اونها شخصیت نداده بلکه خود اونها بوده اند که با کار علمی و تحقیقاتی خودشون باعث ارزشمند شدن و شخصیت پیدا کردن رشته ی علمی خاصی گشته اند. الان چند نفر با مدارک تحصیلی عالیه در کشور داریم؟ آیا تمام اونها به یک اندازه در افزایش دانش بشری سهم داشته و یا دارند؟ آیا میشه برای همه ی اونها ارزشی یکسان در نظر گرفت به صرف اینکه مدرک یکسانی دارند؟ پاسخ منفی است. اونچیزی که باعث تفاوت جایگاه این افراد و ارزشمند شدن اونها میشه ، هوش و خلاقیت و پشتکار و تلاشی است که برای افزایش دانش بشر و پیدا کردن پاسخ معماهای علمی انجام میدن ، نه مدارک دانشگاهی اونها.

بعضیها مدارک دانشگاهی رو به کاغذ پاره تشبیه کردند. اینکار توهینی بزرگ به استوانه های علم و دانش و ستونهای خیمه ی علم این سرزمین بود. اما اعتقاد دارم اونچه که اصالت داره ، دانش است نه مدرک.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱

بامداد جمعه ی این هفته و شامگاه شنبه ی هفته ی آینده دو هلال جذاب در آسمون خودنمایی میکنند و بعد از چند ماه ، علاقمندان به رویت هلال رو از دیدن دو هلال باریک شادمان خواهند کرد.

آخرین هلال صبحگاهی صفر 1434 در بامداد جمعه 22 دی قابل رویت خواهد بود. این هلال در آسمان اصفهان حدود 46 دقیقه قبل از خورشید طلوع میکنه ، 0.23 دقیقه قوسی ضخامت داره و فازش 0.84 درصد نسبت به قرص کامل ماه است. وقتی این هلال در ساعت 06:48 صبح به ارتفاع 4.4 درجه میرسه ، فازش 0.80 درصد میشه با سن منفی 16 ساعت و 25 دقیقه. رویت چنین هلال جذابی رو نباید از دست داد. آلوده بودن شهرهای صنعتی باعث میشه که انشاءالله در اون روز ، برای رویت هلال به بالای کوه صفه برم تا قدری از هوای آلوده ی شهر فاصله بگیرم. امیدوارم شرایط جوی برای این رصد مناسب باشه. گزارشهای اولیه حاکیت از وجود لکه های ابر در آسمان روز جمعه ی اصفهان دارند ضمن اینکه ، سرمای 9 درجه زیر صفر ( که در قله ی صفه سردتر هم خواهد بود ) کار رو قدری مشکل خواهد کرد.

رویت هلال ربیع الاول در شامگاه روز شنبه راحتتر خواهد بود و احتمال رویتش با چشم غیر مسلح هم وجود داره. اما شاید آسمون شامگاه شنبه ، قدری ابری باشه و این ابرها مانع جدی رصد بشن. باید منتظر موند.

برای آخر این هفته میخواستم برنامه ی صعود زمستانه به قله شیرکوه یزد رو بذارم اما در پیش بینی های هواشناسی دیدم که سرعت وزش باد در روز جمعه بر فراز قله بیش از 110 کیلومتر بر ساعت خواهد بود!! شاید اگه بریم قله بتونیم ضمن کوهنوردی ، درک بهتری از پرواز پرنده ها هم داشته باشیم و همراه با باد از یک طرف این کوه به طرف دیگه اش پرواز کنیم!!!! درجه حرارت هم کمتر از 25 درجه زیر صفر

گفتیم اگر شیرکوه نشد ، بریم کرکس. اما دیدم اونجا هم در روز جمعه باید با سرمای 31 درجه زیر صفر ( توام با وزش شدید باد و بارش احتمالی برف ) دست و پنجه نرم کنیم!!!! در نهایت به قله ی صفه و سرمای 9 درجه زیر صفرش قناعت کردم تا ببینم بلاخره میتونم این زمستونیه یه قله ی بلند برم یا نه؟

کارهای اداری بخوبی پیش میره. تلاشم بر اینه که آمادگی لازم برای برخی تغییرات رو در این فرصت باقیمونده از سال 91 ایجاد کنم. در حرفه ی ما ، تغییرات اساسی رو نمیشه وسط سال مالی انجام داد. بهترین زمان برای هر تغییری ، آغاز سال مالی است. سال آینده ، سال پرکاری برای ما خواهد بود. همزمانی این تغییرات با پایان دوره شورای اسلامی شهر کنونی و انتخابات شوراها ، میتونه قدری کار رو پیچیده تر کنه.

یه گزارش در مورد برگزاری دوره آموزشی رویت هلال خوندم. در نظراتی که برای این گزارش درج شده بود دوباره شاهد بودم که در مورد استفاده از برخی القاب حساسیت ایجاد شده. این درسته که در کشور ما بعضا" القاب رو مثل حلوا خیرات میکند و بعضیها هم بدشون نمیاد که اونها رو با القابی مثل دکتر و مهندس و استاد و فرهیخته و دانشمند و پیشکسوت و ...... معرفی کنند. کاملا" موافقم که از هر لقب و عنوانی در جای خودش استفاده بشه اما اولا" استادی و یا کارشناسی فقط به داشتن یک گواهی که دلالت بر خوندن چند کتاب و قبولی در چند امتحان است خلاصه نمیشه ( هر چند چنین گواهی معتبری دارای ارزش و احترام خاص خودش بوده و هست ) ، ثانیا" در مورد دوست عزیزی که در این دوره سخنرانی کرده باید عرض کنم که خودش هیچ موقع دنبال این القاب نبوده و جزو زحمتکش ترین و پرکارترین رصدگران هلال در کشور ما است و بی ادعا داره کارش رو به نحو احسن انجام میده و ثالثا" چرا ما در مورد استفاده از لقب استاد اینقدر حساسیم؟ هر کسی رو که در کاری که انجام میده تخصص پیدا کرده باشه و صاحب سبک و نظر باشه میشه با عنوان استاد اون کار ازش یاد کرد. چرا به یه متخصص بنایی میشه گفت استاد ، به یه گچبر حرفه ای میشه گفت استاد ، به یه مکانیک زبردست میشه گفت استاد ، به یه کاشیکار سنتی میشه گفت استاد ، به یه هنرمند رشته صنایع دستی میشه گفت استاد ( حتی اگه همه ی این افراد سواد خوندن و نوشتن نداشته باشند ) اما به یه نفر که سالیان طولانی در موضوع رویت هلال استخوان خورد کرده نمیشه گفت استاد؟!

تو رو خدا اینقدر سخت نگیرین. همه ی ما افراد زیادی رو میتونیم نام ببریم که داشتن یک مدرک دکتری یا کارشناسی به اونها شخصیت نداده بلکه خود اونها بوده اند که با کار علمی و تحقیقاتی خودشون باعث ارزشمند شدن و شخصیت پیدا کردن رشته ی علمی خاصی گشته اند. الان چند نفر با مدارک تحصیلی عالیه در کشور داریم؟ آیا تمام اونها به یک اندازه در افزایش دانش بشری سهم داشته و یا دارند؟ آیا میشه برای همه ی اونها ارزشی یکسان در نظر گرفت به صرف اینکه درک یکسانی دارند؟ پاسخ منفی است. اونچیزی که باعث تفاوت جایگاه این افراد و ارزشمند شدن اونها میشه ، هوش و خلاقیت و پشتکار و تلاشی است که برای افزایش دانش بشر و پیدا کردن پاسخ معماهای علمی انجام میدن ، نه مدارک دانشگاهی اونها.

بعضیها مدارک دانشگاهی رو به کاغذ پاره تشبیه کردند. اینکار توهینی بزرگ به استوانه های علم و دانش و ستونهای خیمه ی علم این سرزمین بود. اما در مقابل ، اعتقاد دارم اونچه که اصالت داره ، دانش است نه مدرک.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱

آب شرب اصفهان اونقدر املاح مختلف داره که هر از گاهی لوله های آبگرم منزل ما دچار مشکل میشه. بعضی وقتا آبگرمکن جرم میگیره ، بعضی وقتا یه جرم خارجی ( مثل ریگ یا دونه ی شن ) که بدلیل تعمیرات شبکه آب ، وارد لوله های ی اصلی شده و به خونه ها راه پیدا میکنه پشت شیر اصلی آبگرمکن قرار میگیره و فشار آب رو کم میکنه ، بعضی وقتا هم رسوب املاح در لوله های خروجی آبگرم ، باعث کاهش حجم آب خروجی میشه. خلاصه هر چند وقت یکبار باید برای حل یکی از این مشکلات وقت بذارم. کسی راه حل اساسی برای این مشکل سراغ نداره؟

بخشی از وقت روز جمعه رو به هرس درخت مو و گلهای رز اختصاص دادم. فکر میکنم بهار آینده اگر زنده باشم ، باغچه ی قشنگی رو خواهم دید. پیازهای گل نرگس هم دارن یکی بعد از دیگری سر از زیر خاک بیرون میارن.

سال گذشته به فرزندانم قول داده بودم چنانچه سال تحصیلی رو با موفقیت و کارنامه ی درخشان سپری کنند ، هر جایزه ای بخوان براشون تهیه کنم. خوب ؛ همین طور هم شد. برای فرزند بزرگم یه لب تاپ خریدم و خوشبختانه قبل از گرونی سرسام آور این مدل کامپیوترها. حدود 2 میلیون تومان خرجش شد و الان چیزی نزدیک به 4 میلیون تومان قیمت پیدا کرده! اما جایزه ی فرزند کوچک رو دو هفته ی پیش خریدم. در کنار سنگنوردی ، علاقه ی زیادی به نواختن موسیقی داره و برای همین یه کیبورد خواسته بود. تاخیر در خرید این جایزه باعث افزایش قیمتها شده بود اما چاره ای هم نبود ؛ مرد است و قولش!!

یه کیبرد مدل یاماها A300 براش گرفتم. این مدلی است مناسب برای آموزش افراد مبتدی و نیز دارای توانایی نواختن موسیقی شرقی. چند روز بعد که برای پروگرامینگ مجددا" به فروشنده مراجعه کردم فرزندم رو هم بردم تا یه تست بده و ببینم کار آموزشش رو از کجا باید شروع کنیم. فروشنده که خودش کیبوردنواز قهاری بود ، همونطور که مشغول کار بود و به ما نگاه نمیکرد پرسید چند وقته کار میکنه؟ گفتم حدود 4 روز. گفت : آقا پسر بزن ببینم بلدی با این دستگاه کار کنی؟ فرزندم نواختن قطعه ای از بتهون رو شروع کرد!!!!!!!!!!!!! و بعد هم چند موزیک با ریتمهای مختلف زد!!!

فروشنده دست از کار کشید و اومد پیش پسرم و پرسید قبلا" کار کرده؟ گفتم نه اما با کیبورد کامپیوتر توی خونه موزیک میزنه!!!! گفت این خیلی با استعداده و با کمی آموزش میتونه در کیبوردنوازی غوغا کنه.

خودم بشخصه نمیخوام فرزندم در کیبورد متوقف بشه و ترجیح میدم یه ساز فنی و یا سنتی ( سنتور ، کمانچه ، ویلون و یا پیانو ) رو یاد بگیره. اما شاید بد نباشه که آغاز کارش با کیبرد باشه. الان توی خونه و در اوقات فراغت ، تمرین میکنه و البته ، من هم که از سالهای دور علاقه ی وافری به موسیقی و نواختن داشته و دارم ، هر از گاهی دستی به این ساز الکترونیکی میبرم و ریتمهای کوتاهی میزنم. شاید اگر نجوم و رویت هلال و عکاسی و کوهنوردی و سنگنوردی و طراحی سیستم و گلکاری نبود ، فرصت بیشتری برای نواختن موسیقی داشتم!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱

هر نغمه ای که می شنوم ، شرح روی توست

تفسیر ناله های نی و تار گشته ای

هر شب میان شعر و غزل روی صورتم

در قطره های اشکی و  نمدار گشته ای

شعر از: جناب آقای آرش زرین




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱

به ماها میگن شیعه. شیعه یعنی پیرو

شاید خیلیامون در پیروی کم بیاریم. نتونیم حق مطلب رو ادا کنیم. شیعه بودن سخته سخته سخته..... اونقدر که وقتی ماجرای کربلا پیش میاد ، از جمعیت شیعیان فقط 72 نفر در اون سرزمین باقی میمونند و چند نفر انگشت شمار هم در جاهای دیگه.

میگیم پیرو رسول خدا هستیم و دل بسته ی آل امام علی ابن ابی طالب علیه السلام. چه انتخاب سختی..... میگن روز قیامت ، میزان سنجش اعمال ، علی ابن ابیطالب علیه السلام است...... عمل چه کسی میتونه با چنین شخصیتی برابری کنه؟؟؟؟!!!!

ما شیعه ها ، اگر نتونستیم شیعه ی واقعی باشیم ، اما محبت خاندان عصمت و طهارت رو در دلامون حفظ کردیم. در طول سال ممکنه پراکنده بشیم و مشغول امر دنیا. هر کدوم از ما به یه طرف ، دنبال یه رنگ و بو ، مشغول یه دل مشغولی دنیایی یا آخرتی. پراکنده و دور از هم میشیم ، اونقدر که یادمون میره  کی هستیم و باید چیکار کنیم..... اما

اما یه دفعه ، همون محبتی که در دلامون حفظ کردیم ما رو به خود میاره......

آهن ربای قدرتمند جذبه ی حسینی ، شیعیان و محبین اهل بیت رو که مثل براده های آهن به هر گوشه پخش و پراکنده شدند ، دور هم جمع میکنه. دوباره به هم نزدیک میشیم. با یک شکل و یک رنگ و یک حال و هوا و یک ندای واحد..... یا حسین ، یا حسین ، یا حسین....

اربعین حسینی رو شاید بشه بزرگترین تجمع دینی انسانها در روی کره زمین نامید. تجمعی که حتی از حج واجب هم بزرگتر است......

آقامون رسول الله است ، مولامون امام علی است ، صاحبمون امام زمان است ، اما عشقمون حسین است و مدال این عاشقی روی سینه ی ما و مهر بندگی این عشق روی پیشونیهای ماست......

یا حسین....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۱

دیروز اعلام شد طبق مصوبه دولتمردان محترم ، برای کاهش قیمت سکه و طلا و رونق بخشیدن به معاملات این فلز گرانبها ، زین پس ارزش سکه و طلا در ایران بجای محاسبه با نرخ دلار بازار آزاد ، اجبارا" میبایست با نرخ دلار مبادلاتی محاسبه شود.

ما که بخیل نیستم و از این اقدام حمایت میکنیم. کی بدش میاد که نرخ طلا بیاد پایین؟ هر چی پایینتر بهتر. بجان خودم قسم اگه ارزش طلا رو بجای دلار مبادلاتی با نرخ کود حیوانی پوسیده هم اندازه میگرفتند بیشتر از الان دعاگو میشدیم. شاید اگر اینطوری قیمت طلا با قیمت کود حیوانی برابر بشه و بشه کیلو کیلو طلا خرید ، برخی از مستضعفین با درد هم بفهمند استفاده از سرویس دستشوئی مطّلا ( که مرفهین بی درد ازش استفاده میکنند ) چه حال و هوایی داره..... قدیما با علم کیمیاگری سعی میکردند مس رو به طلا تبدیل کنند و این روزها تلاش میشه با فرمولهای خاص اقتصادی و با استفاده از روش مهندسی معکوس ، طلا رو به مس تبدیل کنند.

چند روز قبل در جلسه ای حضور داشتم که نتایج نظرسنجیهای مختلفی که از مردم شهر بعمل اومده بود مطرح میشد. یکی از این نظرسنجیها مربوط به سطح رضایت مردم از زندگی در محله ی بود که منزل مسکونی اونها در اونجا واقع شده بود. تفاوت سطح رضایتمندی با رنگهای مختلف نشون داده میشد. در یکی از این محله ها که نسبتا" سطح رضایتمندی متوسط و ضعیف بود ، یکی از دوستان بشوخی گفت اگه بخوایم سطح رضایتمندی رو بالا ببریم ، کافیه رنگ این نمودار رو تغییر بدیم و از رنگ مخصوص رضایتمندان استفاده کنیم!!! این شوخی امروز ، یه روزایی در عالم واقع هم اتفاق افتاده بود و با تغییر تعریف یکی از آمارهای اجتماعی ، میزان اون معضل اجتماعی کمتر از قبل شد بدون اینکه کسی کار خاصی انجام داده باشه.

امروز هم با تغییر پایه ی قیمت گذاری طلا ، انتظار دارند که بازار طلا رونق بگیره. شاید این طرح عملی باشه اما شرطش اینه که خود دولت و بانک مرکزی ( که بیشترین حجم خرید و فروش سکه و طلا رو در کشور انجام میدن ) پا پیش بذارن و طلای خودشون رو با نرخ دلار مبادلاتی بفروشن. بی پرده باید گفت که اگه دولت اینکار رو انجام بده ، یه جورایی چوب حراج زده به بیت المال مردم. اگر هم انجام نده که نمیتونه از دیگران توقع داشته باشه آتش به مالشون بزنند. باید منتظر موند و دید آیا این مصوبه هم به جمع مصوباتی که ظرف چند روز لغو شدند میپیونده یا نه؟

نباید قانون رو بگونه ای نوشت که قابل اجراء نباشه. اینجوری ، عمل نکردن به قانون عادت میشه و این یعنی فاجعه ی اجتماعی....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۸ دی ۱۳٩۱

خانم دکتر دستجردی نیز به جمع اخراجیهای دولت پیوست. گروهی معتقدند اعتراض ایشون در مورد عدم تخصیص ارز کافی برای ورود داروی مورد نیاز کشور موجب این اخراج شده و گروهی دیگه اعتقاد دارند مخالفت خانم وزیر با برکناری دکتر باقر لاریجانی موجبات برکناری خود ایشون رو فراهم کرده است.

به هر حال ، هر دلیلی که داشته باشه این اقدام نشون میده که رئیس جمهور محترم نظر نداره که این چند ماه باقی مونده از دولت دهم بی سر و صدا به پایان برسه و تا آخرین لحظه با قدرت تصمیماتش رو اعمال میکنه. یکی دو هفته ی پیش ساکنین بهارستان برای جلوگیری از التهاب سیاسی در این ماههای پایانی کار دولت ، از خیر استیضاح وزراء کابینه گذشتند اما ظاهرا" رئیس کابینه رویکردی متفاوت داره.

ظنز این ماجرا ، سخنان معاون اول رئیس جمهور است که ظاهرا" بعد از این همه سال  هنوز رئیس جمهور محترم رو بخوبی نشناختند و دو هفته ی پیش با دفاع جانانه از خانم دکتر دستجردی اعلام کردند تا آقای احمدی نژاد رئیس جمهور هستند ، ایشون هم وزیر باقی خواهد ماند!!!

نمیدونم درست بیاد دارم یا نه اما در دولتهای مقام معظم رهبری و آقایان هاشمی و خاتمی ، وزارء کابینه فقط با استیضاح از کار برکنار شدند و اکثر وزراء دوره ی چهارساله ی خدمت رو به پایان رسوندند. ثبات در کار دولت اون هم در زمان بی ثباتی عرصه ی اقتصاد و سیاست جزو واجبات امور مملکتی است و امیدوارم دولت محترم این ضرورت رو درک کنه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۸ دی ۱۳٩۱

شهریور سال 1390 به همراه جمعی از دوستان ، از مسیرهای شمشیر ، ماکیان ، ایوب و ماری 3 به قله ی صفه صعود کردیم. کسی چه میدونست که چند ماه پس از این صعود بیاد موندنی ، یکی از این جمع برای همیشه از بین ما خواهد رفت.....


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱

بخاطر بارندگی امروز ، یه برنامه ی فوق العاده کوهپیمایی در صفه گذاشتیم. فقط 6 نفر بودیم و زیر نم نم بارون کوه صفه رو دور زدیم. شدت بارش در ساعتی که ما در کوه بودیم کم بود و نشد آبشارهای طبیعی و زیبای صفه رو ببینیم اما در عوض تا دلتون بخواد از نم نم بارون لذت بردیم و در هوای مه آلود ، تنفسی پاک و مفرح داشتیم. منظره ی ابر و مه که روی اصفهان رو گرفته بود و به کوه میرسید ، یادآور  موج و ساحل و دریا بود.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱ دی ۱۳٩۱

هنوز زنده ایم!!!!!!

دنیا به آخر که نرسید هیچ ، از امروز صبح باران رحمت الهی در اصفهان باریدن گرفته ؛ اساسی.

خدا رو شکر




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ