خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

یکی دو هفته ی گذشته برنامه های سنگین کوهپیمایی و کوهنوردی داشتم که باعث شده قدری احساس خستگی کنم. چند صعود متوالی سنگین در صفه ، اردوی یه روزه در بویین میاندشت با 20 کیلومتر پیاده روی و کوهپیمایی ، اردوی یه روزه در حاجی آباد که وقتم رو از 4 صبح تا 1 بامداد روز بعد پر کرد ، تمرینات بولدرینگ و ...... از جمله برنامه های این دو هفته من بود. نتیجه اینکه ، بامداد امروز ترجیح دادم یه خواب راحت داشته باشم ؛ بجای اینکه در آسمان غبارآلود اصفهان به دنبال هلال ماه بگردم. دوربین عکاسی که بیشتر کارهای فنی و هنری ام رو با اون انجام میدم دچار مشکل شده و رفته برای تعمیر. نبود دوربین هم دلیل مضاعفی شد برای اینکه از خیر هلال صبحگاهی جمادی الثانیه 1433 بگذرم.

برنامه ی اردوهای یک روزه بهاری گروه کوهنوردی همکارانم به پایان رسید و خرداد و تیر ، زمان صعود به قله ها است. در دو ماه آینده چهار صعود به قلل شیرکوه ، کرکس ، توچال و سبلان خواهیم داشت ؛ انشاءالله. شاید در فاصله ی بین این چهار صعود ، خودم به چند منطقه ی دیگه هم برم تا شرایط رو برای برگزاری برنامه های گروهی ارزیابی کنم.

فعالیتهای مهمی در عرصه تدوین استانداردهای حسابداری ویژه شهرداریها در کشور در حال انجام است. سازمان شهرداریها و شهرداریهای اصفهان ، تهران و مشهد اقدامات ارزنده ای رو در این رابطه آغاز کردند. بدون تردید نتیجه ی این اقدامات باعث جهشی قابل توجه در زمینه گزارشگری مالی و اتخاذ تصمیمات صحیح مدیریتی بر مبنای این گزارشگری خواهد شد. امیدوارم شرایطی فراهم بشه تا متصدیان این اقدامات در سازمانها و دستگاههای مختلف ، با تشریک مساعی بیش از پیش ، باعث هم افزایی و ایجاد ارزش افزوده ی بالاتر در ارتباط با این فعالیتها بشن. من بشخصه علاقه ی زیادی به تحلیل سیستم و فرآیندها و نیز همبسته کردن داده های اطلاعاتی دارم. از مباحث تئوری در این زمینه بسیار بسیار لذت میبرم و وقتی نتیجه ی این بحثهای تئوری رو در عمل و واقعیت مشاهده میکنم ، شاد و مسرور میشم. به همین علت چشم امید زیادی به فعالیتهای جاری در این زمینه دارم و خودم بطور جدی در این عرصه حضور پیدا کردم.

واکنشهای جامعه ی علاقمندان به رویت هلال و تقویم ایران بعضی وقتا خیلی دوگانه میشه و باعث تعجب. یه موقع گزارش رصد یه نفر که اونطرف دنیا اقدام به رصد کرده برای این جامعه مهم میشه و براش همایش میذارن و با ادبیاتی که بعضی وقتا یه نموره از دایره ی علمی خارج شده نقد و تحلیلش میکنن ( که البته نقد و تحلیل منصفانه و دقیق در جای خودش کار بسیار مفیدی است ) اما در همین زمان و وقتی در همین گوشه کنارها ( یعنی داخل همین کشور عزیز ) افرادی ملقب به القاب خاص ، مدعی ابداعاتی در زمینه ی تقویمهای قمری و شمسی جهان شمول میشن ، نه کسی حرفی میزنه ، نه کسی تحلیل میکنه ، نه نقدی ، نه بحثی.......... این ادعاها مربوط به دیروز و پریروز نیست ، چند ساله که چنین وضعیتی وجود داره اما اینکه چرا کسی در این رابطه عکس العملی نشون نمیده ؛ الله اعلم.

نفس ادعای علمی داشتن ، بد نیست و اصولا" علوم بر اساس چنین ادعاهایی رشد کردند اما روش بیان ادعاها ، حساب و کتاب داره. کسی که مدعی ابداع ، اکتشاف و یا حرفی نو در علوم مختلف میشه ، ابتدا باید در مراجع تخصصی ذیربط و ذیصلاح ، حرفش رو برای متخصصین مطرح کنه و بعد اون رو به سطح جامعه ببره. اما در این موضوع خاص اینگونه عمل نشده و متقابلا" نه کسی اعتراض میکنه ، نه کسی احساس مسئولیت و تکلیف میکنه....... جالبه




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱

امروز با کمال تاسف باخبر شدم یکی از دوستان گرامیم ، داغدار درگذشت مادر ارجمندشون شدند. وقتی کسی پدرش رو از دست میده ، احساس میکنه پشتش خالی شده و دیگه حامی نداره ولی کسانی که مادر از دست میدن ، صمیمی ترین مونس زندگی رو از دست رفته میبینند......

درگذشت این مادر گرامی رو خدمت جناب دکتر ترابی نژاد و دیگر بستگان محترم ایشون تسلیت عرض میکنم. از درگاه الهی برای روح آن مرحومه رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و بردباری مسئلت میکنم. روحشان شاد....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱

پرواز رو دوست دارم ؛ حتی اگه با هواپیمای ایران 140 باشه!! صبح دیروز برای شرکت در یه جلسه ی اداری با هواپیما عازم تهران شدم. پرواز رفت با هواپیمای ایران 140 ساخت شرکت هواپیما سازی ایران ( هسا ) انجام شد. توی پرواز ظاهرا" چند نفر از مسئولین این شرکت هم حضور داشتند. پیچ و تابهای هواپیما موقع کم کردن ارتفاع جالب بود! نشستن هواپیما هم اونقدر استادانه بود که صدای مسافر کنارم ( که ظاهرا" از هسا بود ) رو درآورد. به شوخی گفتم ، سه چهار بار دیگه اینجوری هواپیما رو بکوبه زمین ، دیگه چیزی ازش نمیمونه! گفت این خلبان ، کارش همینجوریه ( ظاهرا" خلبان رو میشناخت ). به هر حال من که از این پرواز لذت بردم و آرامش داشتم.

جلسه کاری خوبی در سازمان شهرداریها داشتم. مطالب دقیق و فنی در مورد نظام نامه جامع مالی شهرداریها مطرح شد. امیدوارم نتیجه ی نهایی ، کار ارزنده ای باشه.

پرواز برگشتم با 1 ساعت تاخیر انجام شد. در میانه ی راه ، عبور هواپیما از فاصله ی نزدیک ابرهای زیبا و سفید ، رویای بود. خوش بحال خلبانها که خیلی از این صحنه های مهیج میبینند.

این روزها به یه موضوع خیلی خیلی مهم فکر میکنم ؛ مرگ.... تقریبا" شبی نیست که به مرگ فکر نکرده باشم. به چگونه مردن فکر نمیکنم بلکه به زمان مرگ فکر میکنم و اینکه اصولا" کی بمیرم بهتره!!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱

تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید

ولی چون نیک دیدم ، خویشتن را خواست بنماید

بجز آئینه ی رویش ، نبیند روی نیکویش

که آن زیبنده صورت را جز این معنی نمی شاید

کدامین دیده را یارا ، که بیند آن دل آرا را؟

جمال یار را دیدن ، به چشم یار می باید

از آن زلف خم اندر خم بود کار جهان در هم

مگر مشاطه ی باد صبا ، زان طره بگشاید

گر آن هندوی عنبرسا مسلمان را کند ترسا

عجب نبود ، که بر اسلامش ایمانی بیفزاید

تعالی زان قد و بالا ، که زیر سایه ی سروش

بسی سرهای بی سامان ، بیاراید ، بیاساید

نیابد آبرو ، رویی ، که بر خاک رهش نبود

ندارد سروری ، آن سر ، که بر آن در نمی ساید

بیا تا جان سپارد مفتقر جانا به آسانی

که بی دیدار جانان ، جان من بر لب نمی آید

شعر از : مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی مشهور به کمپانی ( متخلص به مفتقر )




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱

هر سال در سالروز میلاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیه ، مداحان و ذاکرین اهل بیت عصمت و طهارت با مقام معظم رهبری دیدار میکنند. روز گذشته و در این دیدار سالیانه ، معظم له نکات مهمی را در باب مداحی و آنچه که مداحان میبایست بیان کنند ، فرمودند. بخشی از این فرمایشات بشرح زیر است :

خب، اگر بنا شد نیتِ خدائى باشد، پس باید شما نگاه کنید ببینید کدام بیان، ذکر کدام منقبت، بیان کدام فضیلت، مخاطب شما را هدایت میکند؛ این آن نکته‌اى است که من در طول این سالهاى متمادى - شاید بیست و چند سال است که ما مثل امروزى، این نشست را با مداحان و بلبلان غزلخوان این بوستان داریم - همیشه تکرار کردم. ببینید چه بخوانید، چه بگوئید، مستمع شما میشود متنوّر به نور فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها). یک چیزهائى هست که گفتن آنها هیچ گشایشى و هیچ فتوحى در ذهن شنونده‌ى شما به وجود نمى‌آورد، هیچ بهجتى در جان مستمع شما به وجود نمى‌آورد؛ اینها را نگوئید. آن چیزهائى را بگوئید که دلها را نرم میکند، خاشع میکند، به پیروى از فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) راغب میکند. آن چیزهائى را بگوئید که میتواند مستمع شما را به پیمودن راهى که آن بزرگوار رفت، تشجیع کند، تشویق کند. اینها فکر لازم دارد، آموزش لازم دارد؛ کار، آسان نیست.

امروز خوشبختانه جامعه‌ى مداحان جمعیت زیادى را در سراسر کشور تشکیل میدهند. کار مداح، استفاده‌ى از هنر براى بیان حقیقت است. خود این ایستادن، با صداى خوش و با آهنگ زیبا شعرى را خواندن - هم شعر هنر است، هم آهنگ هنر است، هم صدا هنر است - با چندین هنر، انسان یک حقیقتى را بیان کند، میتواند تأثیر مضاعفى در ذهن مستمع و حاضر در مجلس و مخاطب شما بگذارد؛ این خیلى نعمت بزرگى است، خیلى فرصت بزرگى است. جمعیت مداحها هم بحمدالله روزبه‌روز توسعه پیدا کرده، مردم هم قبول دارند، اشتیاق دارند، استقبال میکنند -  این هم هست دیگر - پس همه چیز فراهم است. اگر وقت این جلسه به چیز دیگرى گذشت، اگر این چند هنر - هنر شعر، هنر صدا، هنر آهنگ - در چیزى مصرف شد که هیچ فایده‌اى براى مستمع شما نداشت، این میشود خسران. لذا کار مداحى، کار سختى است. اینجور نیست که بگوئیم حالا که صدامان خوب است،چند تا شعر هم حفظ کنیم - حالا که الحمدلله آقایان مداحها از روى کاغذ میخوانند! قدیمها عیب بود که مداح از جیبش کاغذ در بیاورد، از روى کاغذ بخواند؛ قصائد طولانىِ پنجاه شصت بیتى را از بر میخواندند؛ البته حالا لازم نیست، از روى کاغذ خواندن ایرادى هم ندارد - یک شعرى از یک گوینده‌اى بگیریم، با صداى خوش بخوانیم؛ قضیه این نیست. باید نگاه کنید، ببینید، بسنجید. این یک مطلب که مربوط به مداحان عزیز ماست.

شما میدانید که ما به شما مداحها اخلاص داریم، شماها را دوست میداریم، کارتان را باارزش میدانیم؛ منتها این شرط بزرگ را من همیشه با مداحها داشته‌ام؛ شما هم اغلبتان جوانید، جاى فرزندان ما هستید؛ نصیحتِ پدرانه است، ان‌شاءالله دنبال کنید: شعر خوب، شعر پرمغز و البته شعر زیبا. خود هنر شعر اثر هم میگذارد. وقتى شعر خوب بود، وقتى استخوان‌بندى شعر، الفاظ شعر، خوب بود - شعرِ خوب، با مضمون خوب - تأثیرش بیشتر هم هست؛ بعلاوه که سطح ذهن مردم و فکر مردم را هم بالا مى‌آورد.

به جامعه نگاه کنید، ببینید جامعه به چه چیزى احتیاج دارد؟ اینها چیزهائى نیست که امروز براى امثال شما جوانها - که الحمدلله باسوادید، بافهمید، بابصیرتید - مخفى باشد. امروز مردم ما بحمدالله سطح فکرشان بالاست، ملت ما بلوغ فکرى دارد؛ شما جامعه‌ى مداح هم همین جور. شما میدانید مردم به چه چیزى احتیاج دارند. امروز مردم به دین، به اخلاق، به ایمان راسخ، به بصیرت، به شناخت دنیا، به شناخت آخرت احتیاج دارند؛ همه‌مان احتیاج داریم. اینکه میگوئید فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) در محشر وارد میشود، فضاى محشر تحت تأثیر عظمت دختر پیغمبر قرار میگیرد، باید محشر را بشناسیم، قیامت را بشناسیم، هیبت جلال الهى را در محشر بدانیم؛ اینها معرفت میخواهد، اینها آگاهى میخواهد؛ قرآن هم پر است از بیاناتى که این معانى را به ما نشان میدهد، روایات هم همین جور. اینها را با زبان شعر، با همان هنرى که در شما هست، بیان کنید. ( منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری )

این سخنان بسیار مهم بود. متاسفانه برخی از مجالس مداحی کنونی ، خاصیت و بهره ی چندانی برای کسانی که در آن شرکت میکنند ندارد. امید که جامعه ی محترم مداحان و ذاکرین به فرمایشات مقام معظم رهبری توجه ویژه ای کرده و مطالبی را در مجالس بیان کنند که مفید فایده ی امروز جامعه باشد.

برای استفاده از مشروح بیایات معظم له میتوانید به نشانی زیر مراجعه نمایید :

http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=9443




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

همونطور که پیش بینی میشد تیم فوتبال فولاد مبارکه سپاهان برای چهارمین بار جام قهرمانی لیگ برتر فوتبال ایران رو از آن خودش کرد و در ضمن با سومین دوره قهرمانی پیاپی ، رکوردی جاودانه در این زمینه خلق کرد. نگاهی به آمار امتیازهای این تیم محبوب اصفهان در هفته های مختلف در خور توجه است :

هفته اول تا ششم: مساوی ، مساوی ، برد ، برد ، باخت ، باخت

هفته هفتم تا دوازدهم : برد ، باخت ، برد ، برد ، مساوی ، برد

هفته سیزدهم تا نوزدهم : مساوی ، برد ، مساوی ، مساوی ، برد ، مساوی ، باخت

این وضعیت کاملا" نشون از وجود مشکلات فنی متعدد در تیم داره. طبیعی هم بود ؛ مربی تیم و مدیر عامل باشگا تغییر کرده بود  و چند بازیکن کلیدی تیم رفته بودند. در پایان هفته ی دوازدهم ، سپاهان 2 امتیاز از تراکتورسازی و 9 امتیاز از استقلال عقب بود و کمتر کسی احتمال میداد که سپاهان به کورس قهرمانی برگرده. اما با شروع هفته بیستم طوفان سپاهان آغاز شد

هفته بیستم تا بیست و ششم : برد ، برد ، برد ، برد ، برد ، برد ، برد

هفت برد پیاپی 21 امتیاز ارزشمند برای سپاهان به ارمغان آورد و این در حالی بود که تراکتور سازی و استقلال در همین هفت هفته به ترتیب 13 و 10 امتیاز کسب کرده بودند. سپاهان در پایان هفته بیست و پنجم به صدر جدول رسید و تا پایان لیگ این جایگاه رو حفظ کرد.

هفته بیست و هفتم تا سی و چهارم : باخت ، برد ، برد ، مساوی ، برد ، برد ، مساوی ، مساوی

نتایج هشت هفته ی آخر لیگ قدری متاثر از بازیهای آسیایی بود. در این 8 هفته ، سپاهان و تراکتور سازی و استقلال به ترتیب 15 ، 20 و 16 امتیاز کسب کردند. دو تیم سپاهان و استقلال بدلیل حضور در جام باشگاههای آسیا و انجام بازیهای بیشتر ، خستگی زیادی داشتند و امتیاز کمتری در این 8 هفته نسبت به تراکتورسازی کسب کردند اما ذخایر امتیازی سپاهان به اون اندازه بود که قهرمانی این تیم رو حتمی کنه.

قهرمانی سپاهان علاوه بر وجود مربی کارکشته و بازیکنان خوب  مدیون حمایت بی دریغ هواداران اصفهانی و کادر مدیریتی با ثبات و فهیم این تیم بزرگ است. کسب این موفقیت ارزنده رو به تمامی هم استانهای گرامی و بویژه مردم دیار نصف جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم و آرزو دارم باز هم شاهد موفقیت نماینده ی شایسته اصفهان باشیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

بنا داشتم چهارشنبه تعدادی از همکارانم رو از مسیر یاعلی ببرم قله صفه. چون برای اولین بار بود که این مسیر رو طی میکردند باید از حمایت طناب هم بهره میبردم تا مشکلی پیش نیاد. سه شنبه به همراه تنی چند از دوستان رفتیم مسیر یا علی تا محل رولها و ایستگاههای حمایت رو کنترل و یه بار حمایت با طناب رو تمرین کنیم. خیلی خوب شد که اینکار رو انجام دادم چون متوجه شدم عبور از شکاف دوم مسیر یا علی در حالیکه هارنس بستیم و طناب حمایت هم داریم بسیار سخت خواهد شد. تصمیم گرفتم در روز چهارشنبه ، اول مسیر یاعلی رو که ریزشی بوده و احتمال سقوط چند ده متری داره و نیز اولین شکاف مسیر رو با استفاده از هارنس و حمایت طناب طی کنیم اما برای شکاف دوم و اصلی ، هارنسها رو کنار بذاریم و از با استفاده از طنابچه و گره سینه ، حمایت گروه رو انجام بدیم.

چهارشنبه از جمع گروه همکاران 5 نفر رو انتخاب کردیم که توانایی سنگنوردی مناسبتری داشتند ؛ دو فرزندم به همراه 2 همکار و یکی از فرزندان همکاران. بجز فرزند کوچکم ، مابقی سابقه ی  صعود از این مسیر رو نداشتند. صعود رو بخوبی انجام دادیم و با راهنمائیهای انجام شده ، مسیر رو طی کردیم. دوست گرامیم آقا مجتبی در این کار کمکم کردند. فرزند بزرگم در عبور از بخشهای مختلف ، قدری دچار مشکل شد که ناشی از نداشتن تجربه در عبور از این مسیر و نامناسب بودن کفش بود.

انشاءالله هفته ی آینده هم  تعداد دیگری از همکاران رو از این مسیر عبور خواهیم داد. با اینکار متونم متوجه بشم کدوم نفرات در صعود از مسیرهای سنگنوردی استعداد بیشتری دارند تا انشا’الله در آینده ای نزدیک ، تیم سنگنوردی گروه رو تشکیل بدم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

چند روز قبل دنبال یه مصوبه هیات محترم وزیران میگشتم که مربوط به آخرین تغییرات در حد نصاب معاملات شهرداریها میشد. تاریخ این مصوبه 27 اسفند 1390 بود. به سایت روزنامه ی رسمی کشور ( چاپ وزارت دادگستری ) مراجعه کردم تا روزنامه های مربوط به 27 اسفند 1390 به بعد رو مرور کنم ، بلکه این مصوبه پیدا بشه. با مراجعه به روزنامه ی 27 اسفند ، دیدم چند صفحه از این شماره مربوط به نامه نگاریهای رئیس مجلس شورای اسلامی به رئیس محترم جمهور در مورد مصوبات و یا اقدامات هیات وزیران و شخص رئیس جمهور است که با قوانین مصوب کشور مغایرت دارد.

بعنوان کسی که بیش از بیست سال در شغلی خدمت میکنم که ارتباط روزمره با قوانین داره به این نکته کاملا" واقفم که برخی قوانین کنونی یا اصلا" قابلیت اجراء ندارند و یا در تضاد با سایر قوانین هستند. برخی دیگه از قوانین هم هستند که بدلیل کار کارشناسی ضعیف ، جامع و کامل نیستند و مرتب نیاز به اصلاح دارند ( کسانی که قوانین مصوب مجلس و مصوبات هیات وزیران را مرتب مطالعه میکنند نمونه های زیادی از این دست قوانین رو میبینند ). بنابراین به مجریان دولتی حق میدم که اعتقاد داشته باشند ، در پاره ای موارد چاره ای جز عمل بر خلاف قوانین نیست.

اما از طرف دیگه ، اگه حرمت قانون شکسته بشه ، دیگه سنگ روی سنگ بند نمیشه. اگر هر کسی با میل و فکر خودش بخواد قوانین مصوب رو تغییر بده و یا دور بزنه ، دیگه ملاکی برای سنجش درستی اقدامات در دست نخواهیم داشت ؛ ضمن اینکه این رویه ممکنه تبعات بسیار خطرناک و ویران کننده ای برای کشور در بر داشته باشه. بنابراین به مجلس هم حق میدم که به این رفتار مجریان دولتی اعتراض داشته باشه.

اما آیا مناسبترین راه در برخورد با این معضل اینه که سران دو قوه به هم بتازند و در جلوی چشم مردم  مرتب نامه نگاریهای تند و تیز با هم داشته باشند؟ به نظر بنده پاسخ منفی است. بارها مقام معظم رهبری بر این نکته تاکید فرموده اند اینگونه مشکلات نباید به میان مردم برده شود.

مردم غریبه نیستند ؛ صاحبان این مملکت هستند. فرمایش مقام رهبری ناظر به این است که طرح چنین مسائلی در فضای عمومی کشور ، باعث ایجاد مسائل حاشیه ای و ذهنیت منفی در جامعه میشه. در دورانی که بیش از هر زمان دیگه ، به وحدت ملی و انسجام مسئولین نیاز داریم ، شاید بهتر باشه اختلاف نظر قوای سه گانه در موضوعات مختلف به طریقی غیر از نامه نگاریهای کنونی حل و فصل بشه. به عنوان یه شهروند و یه ایرانی ، دوست ندارم ببینم مقامات عالی کشورم ، هر روز سر مسائل مختلف با هم به بحث و جدل میپردازند. وجود چنین فضایی ، بخشی از انرژی قوای سه گانه و جامعه رو هدر میده.

اینجا هم این فرمایش مقام معظم رهبری چاره ساز است که به مجلسیان فرمودند محدودیتها و برنامه های دولت رو بهتر درک کنند و به دولت کمک کنند تا به نحوه مناسبتری خدماتش رو ارائه بده و به دولتیان نیز لزوم عمل به قانون رو متذکر شدند و اینکه در مواردی که قوانین ایراد داره از ساز و کارهای قانونی برای اصلاح فرآیندها استفاده کنند ( نقل به مضمون ).

امیدوارم اینچنین شود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

برنامه ی خبری 20:30 شبکه 2 دیشب خبری رو در مورد انتخابات اخیر فرانسه پخش کرد و مطلبی گفت که نشون از کم اطلاعی مسئول این بخش خبری و همچنین یک سو نگری ایشون داره. مجری خبر با اشاره به شکست آقای ساکوزی در انتخابات گفت : سارکوزی علیرغم شکست ، مدعی تقلب در انتخابات نشد و طرفدارانش رو به خیابونها نکشوند!!!!!

محض اطلاع ایشون باید بگیم که :

اولا" دولت سارکوزی خودش برگزار کننده ی انتخابات بوده. کدوم برگزار کننده ی انتخاباتی رو دیدید که خودش مدعی تقلب شده باشه؟؟؟!!!! ( اگر چنین کسی وجود خارجی داشته باشه دیگه خیلی رو داره چشمک)

ثانیا" مسئول خبر 20:30 سخنان سارکوزی در تبریک به اولاند رو با گوش جان شنید و اون رو غیر مستقیم به انتخابات سال 88 ایران ربط داد اما گوشش رو بر روی حرفهای اولاند بست که در سخنانی بجای اینک جناح رقیب و طرفدارانش رو با چیزای پستی مثل خس و خاشاک همطراز کنه ، با احترام تمام از سارکوزی بخاطر 5 سال اداره کشور فرانسه تشکر کرد ( و هی تکرار نکرد که تمام دولتهای قبلی به کشور خیانت کردند ) و نیز از طرفداران سارکوزی صحبت کرد و گفت به نظر اونها احترام میذاره و برای پیشرفت فرانسه به حمایت تک تکشون نیاز داره.

راستش نمیدونم چرا در صدا و سیما از کسانی استفاده میکنند که فقط یک چشمشون میبینه و یک گوششون میشنوه؟ نمیدونم چرا حالا که بیش از دو سال از وقایع سال 88 میگذره و کشور حداقل از اون رویدادها خلاص شده و به آرامش رسیده ، صدا و سیما علاقه داره که اون خاطرات رو دوباره زنده کنه ؟ نمیدونم چرا حالا که جناح به اصطلاح اصلاح طلب سکوت کرده و در حاشیه قرار داره و همه ی دعواهای سیاسی کنونی کشور ، در درون جناح به اصطلاح اصول گرا داره روی میده ، یه عده دوست دارن محض رضای خدا هم شده یه بار دیگه به اصلاح طلبها بتازند؟ نمیدونم چرا یه عده فکر میکنند کسانی که پای تی وی نشستند و خبر گوش میکنند ، یه مشت ...... هستند ، و به خودشون اجازه میدن هر جوری که دوست دارن خبر رو بپیچونند و تحلیل کنند؟

دنیا خیلی عوض شده و دسترسی به منابع اخبار ، خیلی وسیع و گسترده. توی این دوره و زمونه ، خیلی ساده انگاری است که کسی فکر کنه با چنین تحلیلهای کودکانه ای میتونه تفکرات خودش رو به همه القاء کنه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

خوب ؛ با بازیهای روز گدشته التهاب در پائین جدول لیگ برتر پایان یافت و دو تیم شاهین بوشهر و شهرداری تبریز با تساوی در بازیهای دیروز ، همراه با تیم مس سرچشمه به لیگ دسته یک سقوط و خیال بقیه ی تیم های در معرض خطر رو راحت کردند. پرسپولیس هم با باخت مجددی که داد به رده 15 جدول رسید ؛ یعنی درست بالای سر سه تیم سقوط کرده به لیگ دسته یک !!!

جدال برای کسب سهمیه آسیایی هم محدود به دو تیم نفت تهران و صبای قم شد. نقت باید روز جمعه با استقلال بازی کنه و صبا مهمان فجر سپاسی شیراز است. حداقل بر اساس آمار باید شانس صبای قم برای راه یافتن به جام باشگاههای آسیا رو بیشتر بدونیم.

اما جدال قهرمانی در صدر جدول ، با تساوی دو تیم سپاهان و تراکتور سازی و برد استقلال داغتر شد. استقلال با گل مشکوک به آفساید دقیقه 76 تونست خودش رو به تراکتورسازی برسونه. جالبه که هر وقت استقلال نتیجه نمیگیره ، مسئولین این تیم به همه چیز و همه کس مشکوک میشن و میگن دستهایی در کاره تا استقلال قهرمان نشه!!! ولی وقتی با کمک اشتباه داوران برنده میشن ، همه چیز طبیعی بوده و همه کس وظایف خودشون رو انجام دادند!!! پیشنهاد میکنم برای اینکه در سال آینده مسئولین استقلال به کسی یا چیزی مشکوک نباشن و با خیال راحت مدیریت کنند و پولشون رو بگیرند ، قبل از آغاز بازیها ، جام قهرمانی رو به استقلال بدن تا دیگه حرف و حدیثی باقی نمونه!!!.

اما در هفته ی آخر ، سپاهان با مس سرچشمه ، تراکتور سازی با ملوان و استقلال با نفت تهران بازی داره. اگه سپاهان ببره و یا مساوی کنه و یا اینکه تیمهای تراکتور سازی و استقلال امتیاز از دست بدهند ، قهرمانی سپاهان مسلم خواهد بود. اما در صورت باخت سپاهان و برد تیمهای تراکتورسازی و استقلال ، قهرمان جام بر اساس تفاضل گل تعیین میشه.

شغل وکالت ، از مشاغلی است که هم جذاب و پرفایده است و در عین حال میتونه کثیف و خطرناک باشه. یه روز از یکی از دوستان سابقم که وکیل است پرسیدم اگر وکالت کسی رو قبول کردی و در دادگاه نتونی از موکلت دفاع بحق انجام بدی و طرف محکوم بشه ، حق الوکاله رو پس میدی؟ گفت : نه. گفتم به نظر من این پول رو باید پس بدی والا حتی میتونه شبهه حرام بودن داشته باشه.

من اگه وکیل بودم وکالت دو گروه رو قبول میکردم. اول کسانی که بر اساس استنباط و برداشتم از محتویات پرونده جرمی مرتکب نشده اند اما در معرض اتهام هستند و ممکنه به ناحق محکوم بشن ، و دوم کسانی که مجرم هستند اما طرف مقابل در نظر داره مجازاتی بیش از اونچه که باید و شاید برای این مجرم درخواست کنه ( مثلا" قتل غیر عمدی که میخوان تبدیلش کنند به قتل عمد – حکم قتل غیر عمد دیه است و حکم قتل عمد اعدام  ). وکالت کسانی رو که مجرمیتشون برام محرز میشد و متوجه میشدم طرف مقابلشون داره مظلوم واقع میشه به هیچ عنوان قبول نمیکردم. اگر وکالت کسی رو با شرایطی که گفتم قبول میکردم اما نمیتونستم کاری براش انجام بدم ، استرداد حق الوکاله ، کمترین کاری است که انجام میدادم...... اینها رو گفتم تا بگم در جریان محاکمه مجرمین اختلاس ناقابل 3000 میلیارد تومانی دیگه آش اونقدر شور شده که صدای آشپز رو هم درآورده. قاضی محترم پرونده بدلیل دفاع غیر موجه وکلا از متهمین ، عصبانی شده و گفته درسته حق الوکاله گرفتین تا دفاع کنید اما وجدان داشته باشید و اینگونه از کسانی که اقتصادی کشور رو با بحران مواجه کردند و میلیاردها تومن پول رو از کشور خارج کردند دفاع نابجا نکنید!!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱

امروز هفته ی سی و سوم لیگ برتر فوتبال با برگزاری همزمان 9 بازی از ساعت 17 آغاز میشه. با توجه به جدول نتایج تا پایان هفته ی سی و دوم ، تیمها رو میشه به 5 گروه تقسیم کرد :


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱

برنامه ی کوهپیمایی که برنامه ریزی کرده بودیم آخر هفته ی گذشته انجام بشه ، بخاطر همزمانی با دور دوم انتخابات لغو و به این آخر این هفته موکول شد. برای همین پنج شنبه رفتم صفه.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱

روز گذشته آب و هوای اصفهان بسیار استثنائی بود. به همراه همکارانم رفتیم کوه صفه. بنا داشتم پوشش گیاهی بی نظیر امسال صفه رو که به برکت بارندگیهای مکرر ایجاد شده به همکارانم نشون بدم. پس از صعود از دیواره ی شمالی و رفتن به داخل یکی از دره ها ، رعد و برق شروع شد. برای استراحت توقف کردیم. نم نم بارون باریدن گرفت. این بارش کم بود و فقط باعث شد زمین قدری خیس بشه. شدت رعد و برقها و تعدادشون مرتب بیشتر میشد. مسیر پاکوب به سمت تله کابین رو در پیش گرفتیم. از همکارانم خواستم سریع این بخش رو طی کنند تا خدای نکرده مورد اصابت رعد و برق قرار نگیریم. وقتی شیب مسیر تله کابین رو تموم کردیم بارش رگبار بارون آغاز شد. دونه های بارون اونقدر درشت بود که به نظر میرسید داره تگرگ میباره! در عرض چند ثانیه لباسمون خیس خالی شد. شدت رگبار به یکباره اونقدر زیاد شد که ترجیح دادیم چند دقیقه زیر یه آلاچیق توقف کنیم.

با فروکش کردن رگبار ، دوباره به راه افتادیم. باد نسبتا" سردی میوزید. اما میدونستم این هوا و این بارون ، مریضی بدنبال نداره. خدا رو شکر. صفه شده گلستان ؛ سبز و خرّم. درخشش رنگین کمانی زیبا ، زیبایی و نشاط برنامه دیروز رو صدچندان کرد.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

صبح امروز خواب عجیبی دیدم..... دیدم بهترین عزیزم در کنارم نیست. اما متوجه عدم حضورش نشدم. دقایقی بعد عکسش رو دیدم که روی طاقچه ی اطاق قرار گرفته و با دیدن اون عکس متوجه فهمیدم که از دنیا رفته. نمیخواستم باور کنم چنین چیزی روی داده. یکباره خالی شدم و بی تاب. اشک میریختم و ناله میکردم. احساس تنها شدن ، برام ویران کننده بود. با همون حال گریه میگفتم کاش اینها همه اش خواب و خیال باشه ، کاش از خواب بیدار شم و ببینیم باز با هم هستیم. ولی وقتی دوباره سر بلند میکردم و اون عکس رو میدیدم ، میگفتم چرا خودت رو گول میزنی ؟ کدم خواب و خیال؟ تنها شدی...... به یکباره از خواب پریدم....... خدا رو شکر کردم که همه اش یک خواب و خیال بیشتر نبود. مثل همیشه ، دعا کردم که طول عمر عزیزانم از من بیشتر باشه.... آمین ، یا رب العالمین

بعضی وقتا ، ورزش رنگ و بوی سیاسی بخودش میگیره  اساسی. شب گذشته طلائی پوشان سپاهان با برد قاطع در شهر دوبی و کشور 40 ساله ی امارات ، همچین شش ما رو حال آوردند که نگو و نپرس. دستشون درد نکه. جدای از نتیجه ، سپاهان دیشب یکی از زیباترین بازیهاش رو به نمایش گذاشت و نشون داد اگه بازیکنانش دچار غرور نشن ، در کار هماهنگ تیمی یه سر و گردن از بقیه ی تیمهای لیگ برتر ایران بالاتره. انشاءالله روز یکشنبه 17 اردیبهشت ، سپاهان بتونه با برنده شدن در بازی مقابل دیگر تیم اصفهانی ، خودش رو برای برپایی جشن قهرمانی در 22 اردیبهشت آماده کنه ؛ انشاءالله




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱

بین دوستان کوهنوردم ضرب المثلی رایج شده که میگن اگه بخوایم مشکل کمبود آب در کشور حل بشه ، بهتره چند تا برنامه ی ویژه برای کوهپیمایی بذاریم ، چون هر وقت برنامه گذاشتیم از آسمون سیل اومده!!! امروز هم بارون شدیدی در اصفهان بارید. ظاهرا" آسمون هم متوجه شده که آخر هفته برنامه ی کوهنوردی داریم.

یادداشت دوست گرامی و ارجمندم جناب آقای ابراهیمی رو مطالعه کردم. همانند یادداشت جناب نیک طلب ، استفاده کردم و بهره بردم. مطالبی هم به ذهنم رسید که بنا به عرض آن ندارم و جداگونه با جناب ابراهیمی مطرح خواهم کرد.

یادم میاد در اولین گردهمایی دوسالانه رویت هلال که در پارک نیاوران تهران برگزار شده بود پروفسور محمد الیاس بعنوان مدعو حضور داشتند. ایشون بنا نداشت سخنرانی کنه اما وقتی در غرفه مرکز آموزش نجوم ادیب مشاهده کرد که دوستان ما دارن مقاله ی دکتر برنارد یالوپ رو تکثیر و توزیع میکنند ، با کمی عصبانیت به اونها گفت که این مقاله اعتبار علمی نداره ( نقل به مضمون ) و بعد هم بلافاصله تصمیم به ایراد سخنرانی و دفاع از معیار خودش گرفت. ایشون در بخشی از سخنان خود ، به توزیع مقاله یالوپ هم اعتراض نصفه و نیمه ای داشت. جناب آقای دکتر ریاضی ، ترجمه همزمان سخنرانی پروفسور الیاس رو انجام میدادند و در زمان ترجمه ی این بخش از سخنان الیاس بیان داشتند : البته این نظر آقای الیاس است و من فقط ترجمه میکنم.

آقای الیاس این حق رو داشت که معترض باشه چرا که برای معیار خودش زحمت کشیده بود و به نظرش میرسید معیارش و نظراتش کامل و جامع است ( اگر غیر از این بود که اصلا" مقاله و معیار ارائه نمیداد ). اما برای بنده ای که در اون جلسه حضور داشتم ، معیار الیاس هم معیاری بود مثل بقیه ی معیارها و نظرات ایشون هم نظراتی بود در کنار سایر نظریات. در مقام یک رصدگر ، برام فرقی نمیکنه که این معیارها رو چه کسانی ، از چه ملیتهایی و چه ادیانی ارائه کرده اند بلکه مهم این بوده و هست که در میدان عمل و رصد ، کدوم معیار دقت بالاتری خواهد داشت.

نکته ی دیگه اینکه در مورد نظرات و مبانی مختلفی که در زمینه ی رویت هلال مطرح بوده و هست ، هیچگاه خط قرمزی رو برای کنکاش در این نظرات قائل نبوده و نیستم. اصولا" در موضوعات اینچنینی ، تعصبات دینی و ملی و منطقه ای و ..... راه نداره. برام اهمیتی هم نداشته که با کنکاش در این نظرات و عبور از این خط قرمزها ، چه برداشتهایی ممکنه انجام بشه و چه نسبتهایی ممکنه به بنده و یا امثال بنده بدهند. همچنین سعی کردم بدون تاثیرپذیری از عادتهای دیرینه ( که هیچ وقت دلیل موجهی برای ایجاد اون عادتها ارائه نشده است ) نظرات موجود رو مورد بررسی قرار بدم. گذشته ی رویت هلال ایران همیشه برام مایه ی فخر و مباهات بوده و هست اما اونقدر در این گذشته غرق نشدم که نسبت به رویدادهای جدید بی تفاوت باشم.

از بیان نظراتم ابائی نداشته و ندارم. هنوز هم به برخی باورهای قبلی خود ( مثل ارزش علمی بالاتر رکورد جدائی زاویه ای نسبت به رکورد سن هلال و بلا اشکال بودن رکورد گیری سن هلال در دو دستگاه مختصات زمین مرکزی و مکان مرکزی ) متعقدم ؛ حتی اگر دوستانی بر این باشند که معتقدان به سن مکان مرکزی ، علاوه بر علم ، از فلسفه و سایر مطالب معرفت شناسانه و .... چیزی نمیدانند. البته دیگر تمایلی به بحث و تبادل نظر در این رابطه ندارم. اعتقاد داشتن بنده به این باورها و اعتقاد نداشتن دیگران به آن ، باعث هیچ تغییری در گردش ماه و خورشید و زمین نخواهد شد. وقتی در دنیایی زندگی میکنیم که مردمانش دهها و صدها دین و آئین آسمانی و غیر آسمانی دارن و علیرغم وجود این همه اعتقادات متضاد ، آب از آب تکان نمیخوره ، چه اشکالی داره که دو اعتقاد ( و نه بیشتر ) در مورد دو موضوع رویت هلالی وجود داشته باشه؟

امروز 12 اردیبهشت و روز معلم است. فرا رسیدن این روز رو به تمامی معلمان عزیزم ( بخصوص بخصوص و بخصوص سرکار خانم سلیمانی معلم کلاس سوم ابتدایی خودم که امیدوارم سالم و سلامت باشند ) تبریک و تهنیت عرض میکنم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

اگر یه لیوان آب رو به دست بگیریم و به مدت طولانی دستمون رو بحالت کشیده نگه داریم ، درد شدیدی در عضلات دستمون حس خواهیم کرد. بهترین و ساده ترین راه برای خلاص شدن از این درد اینه که لیوان رو بزاریم زمین ؛ به همین راحتی! من هم مدتها بود چنین وضعیتی رو در مورد رویت هلال داشتم. اما در همین چند روز که این لیوان رو گذاشتم زمین ، احساس آرامش خاصی دارم. بدون اینکه دغدغه ی خاطری داشته باشم خبرهای رویت هلالی رو میخونم و در جریان کارهای جدید قرار میگیرم. همین اندازه برام کافیه. پیگیری گفتگوهای علمی در زمینه رویت هلال همیشه شیرینی خاص خودش رو داره ، اما شیرین تر از این شیرینی ، زندگی کردن با خود هلال است ؛ و این عرصه ، دیگه جای بحث و گفتگو نیست. یه دل میخواد که چشمی برای دیدن داشته باشه و زبانی برای گفتگو........

کوه صفه داره تبدیل به یه گلستان پر برکت میشه. خدا رو شکر به لطف بارندگیهای اخیر ( که انشاءالله این هفته هم ادامه خواهد داشت ) همه جا سبز و خرّم شده ؛ اساسی. دیروز به همراه جمعی از همکاران اداری در دو مسیر دست به سنگ حرکت کردیم. علفها و گلها حسابی قد کشیده و به زیبایی محیط افزوده بودند. باید از لحظه به لحظه ی این ایام استفاده کرد. فقط یادمون باشه که فرصت حیات رو از این گیاهان نگیریم. گیاهان و گلهای وحشی رو نچینیم و لگد نکنیم و گیاهان دارویی و خوراکی رو هم بصورتی بچینیم که ریشه و یا شاخه های اصلی آسیب نبینه تا انشاءالله سال بعد هم شاهد رویش و رشد مجدد این گیاهان باشیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

بخش دیگری از کارهای گلخونه رو عصر پنجشنبه انجام دادم. یواش یواش داره قشنگ میشه. حصیرهای پوشش سقف رو انداختیم. شد عین کافه شبهای برره!!! دوست داشتنی شده. باید یه روکش پلاستیکی روی سقف اضافه کنم. برای دیواره ها هم احتمالا" از پلی کربنات بهره خواهم برد. یه مقدار قیمتش بالاست اما کارائی فوق العاده ای داره و البته ، ظاهری شکیلتر.

در جمع دانش آموزان تیزهوش کشوری در مورد رویت هلال صحبت کردم. از هلال گفتم و خاطراتی که برام باقی مونده. جلسه ی جالبی بود. امیدوارم از این جمع ، چند نفر پیدا بشن تا عاشقانه ، رویت هلال رو دنبال کنند ؛ انشاءالله

روز جمعه رو در فریدن سپری کردم. هوا و طبیعت ، عالی ، بیست ( بلکه بیشتر! ). کمی آویشن و تره کوهی جمع کردم و برای برنامه ی هفته ی بعد ، مسیرها رو از نزدیک دیدم. احتمالا" آخر هفته در اینجا کوهپیمایی خواهیم داشت. همه چیز به شرایط جوی بستگی داره.

از خوندن دو تا کتاب خسته نمیشم و دوست دارم هر از گاهی دوباره اونها رو بخونم ؛ کتاب کیمیاگر و کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ با هر بار خوندن این دو کتاب ، دنبال راهکارهای جدید در زندگی میگردم. دنیا در حال تحول و دگرگونی است. این تغییرات فرصتها و تهدیدات جدیدی رو سر راه ما قرار میده. فقط کسانی میتونند تهدیدات رو به فرصت تبدیل کنند و از فرصتها به بهترین نحوه بهره ببرند ، که تغییرات رو درک کنند. زندگی کردن با باورهای گذشته ( البته منظورم باورهای بنیادین زندگی نیست ) و عادت کردن به رویه های قدیمی ، آفت بزرگی برای مواجه شدن با تغییرات جدید است. با خودباوری ( کیمیاگر ) و درک تغییرات ( چه کسی پنیر مرا جابجا کرد ) میتونیم به استقبال تغییرات بریم ؛ قبل از اینکه سیل تغییرات ما رو با خودش ببره

یادداشت دوست گرامی جناب آقای سیامک نیک طلب رو مطالعه کردم. در این رابطه حرفهایی برای گفتن هست اما همونطور که عرض کرده بودم ، کار گروهی در مورد رویت هلال و اطلاع رسانی ملی در این زمینه رو برای همیشه کنار گذاشتم. برای دوستانی که در این زمینه فعالیت میکنند آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱

صبح امروز کار ساخت اسکلت فلزی گلخونه ی حیاط رو انجام دادیم و 17.5 متر مربع فضا برای اینکار ایجاد شد. وجود 4 تیر افقی ضمن اینکه به استقامت سازه کمک کرده باعث میشه اولا" بتونیم خیلی راحت فضای درونی رو در صورت نیاز به سه قسمت با کاربریهای مختلف تقسیم کنیم و ثانیا" از این تیرها برای آویزون کردن گلهای آویز استفاده بشه. با چند تکه آهن اضافه که از قبل توی حیاط داشتیم و برای گلهای پیچک استفاده میشد ، چهار پنجره هم برای گلخونه ساختیم. اوایل هفته ی آینده چوبهایی که برای نگهداری بهتر پوشش سقف استفاده میشه و نمای بهتری هم به سازه میده رو تهیه میکنم. امیدوارم تا پایان هفته ی آینده بتونم بقیه ی کارها رو هم تموم کنم.

بازی شب گذشته ی بارسلونا ناامید کننده بود. روش خاص بازی این تیم که پاسهای بسیار زیاد و سریع است تا چندی پیش برگ برنده ی بارسونا بود اما در چند بازی اخیر ، تیمها روش مقابله با این نوع بازی رو یاد گرفتند و با دفاع چند لایه و مطلق ، باعث میشن بازیکنان بارسا عملا" دچار خستگی و افت بدنی بشن تا در ضد حمله ها بشه تیر خلاص رو به بارسا زد ؛ کاری که چلسی 10 نفره دیشب با بارسا کرد و باعث حذف این تیم بزرگ شد. در بازی دیشب بیش از 72% مالکیت توپ برای بارسا بود اما بنده کسی نیست که توپ و میدان رو در اختیار داشته باشه! برنده ی کسیه که گل بزنه. احتمالا" دوران گواردیولا در بارسا و افسانه ی پاسهای سریع و متعدد بازیکنان بارسا داره به پایان خودش میرسه.

بعد از ظهر امروز با حدود 36 نفر از همکاران به کوه رفتیم. هوا بسیار عالی بود. بدلیل احتمال بارش باران و رعد و برق ، مسیر سبکی رو طی کردیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱

امروز ، سالروز شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیه و آخرین روز از ایام فاطمیه است. امسال در این ایام در هیچ مجلس فاطمیه شرکت نکردم. نه تعمدی برای شرکت نکردن داشتم و نه علاقه ای برای شرکت کردن. متاسفانه بسیاری از این مجالس هر چند که با نیت خیر و از روی مهر و محبت به خاندان عصمت و طهارت برپا شده است ، نه تنها نمیتوانند درک بهتری نسبت به این بزرگواران در ذهن مخاطبین ایجاد کنند ، بلکه با طرح مسائلی پیش پا افتاده و ذکر مصیبتهایی که بعضا" بیش از آنکه در بزرگداشت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه باشد ، در مذمت و تکفیر ستم کنندگان بر بی بی دو عالم است ، تصورات نادرستی در ذهن مخاطبین ایجاد میکند. تمام داستانی که در این مجالس بیان میشود را میتوان در ماجرای یک مزرعه ( فدک ) ، و ضرب و شتم حضرت در قضیه ی گرفتن بیت اجباری از امیر المومنین علی علیه السلام خلاصه کرد. آیا این است حقیقت حضرت؟ آیا فدک باعث عزت و آبروی حضرت بوده است؟ آیا یک ضربه در ، یک در سوخته ، یک سیلی و یا یک ضربه ی غلاف شمشیر ، بیان کننده تمام مصیبت شهادت حضرت است؟

ماجرای فدک ( هر چه که باشد ) در مقایسه با غارت خیمه های سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اصلا" به حساب نمی آید. ضرب و شتمی که بر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه روا داشته شد ، با آنچه که در کربلا بر امام علیه السلام و خانواده آن حضرت و یارانش گذشت ، قابل مقایسه نیست ( لا یوم کیومک یا اباعبدالله ). اگر این دو فاکتور را در نظر نگیریم ، پس دیگر چه چیزی باقی می ماند که باعث شده حضرت امام صادق علیه السلام بفرمایند ما ( ائمه طاهرین ) حجت خدا بر خلائق هستیم و مادرمان فاطمه سلام الله علیه حجت خدا بر ما است؟

 

شب گذشته که مشغول تماشای تی وی بودم سخنرانی حضرت آیت الله جوادی آملی از شبکه 1 در حال پخش بود و ایشان به زیبایی علت سنگین و غیر قابل تحمل بودن مصیبت حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیه را بیان فرمودند. آیت الله جوادی آملی فرمودند پس از رحلت نبی مکرم اسلام صل الله علیه و آله و سلم ، جبرئیل بر حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیه نازل میشد و با آن بانو گفتگو کرده و علوم هستی و اسرار خلقت را برای آن حضرت بیان میکرد. حضرت این نکات را به خاطر سپرده و به امیر المومنین علی علیه السلام میگفت و آن حضرت این مطالب را مکتوب میفرمودند. این کتاب که از آن با عنوان " مصحف حضرت فاطمه " یاد میشود جزو میراث امامت است و دست بدست از علی ابن ابیطالب به حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده  ، حاوی علوم اولین و آخرین است.

آنچه که مصیبت شهادت حضرت را سنگین میکند این  است که متاسفانه بروز برخی خودخواهیها و توجه نکردن به وصایای نبی مکرم اسلام ، حوادثی را بوجود آورد که منجر به شهادت حضرت در سن 18 سالگی شد. مصیبت بزرگ در شهادت حضرت آن است که جمیع خلائق از کسب فیض بیشتر از این منبع خاص و ویژه ی علوم و حقایق محروم شدند. تمامی رویدادهای مربوط به پای گذاردن حضرت صدیقه ی طاهره به عالم خاک ، نشان از ویژه بودن شخصیت ایشان دارد. از جنس بشر بودند اما آئینه تمام نمای الهی ....... عالم خاک و جمله ی خاکیان فقط 18 سال توانست از فیض وجودی آن حضرت بهره ی مستقیم ببرند...... حیف و صد حیف که مجال ندادند این گل یگانه ی خلقت ، عطر و بوی شناخت و معرفت را به تمامی در سرتاسر عالم هستی پراکنده کند...... صل الله علیک یا فاطمة الزهرا




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱

توی یه جلسه اداری برای انتخاب پیمانکاران شرکت داشتم. تورم و گرونی باعث شده بود که قیمتهای عجیب و غریبی از پاکتهای مناقصه بیرون بیاد. حتی تصورش هم دشوار بود. هیچ پیمانکاری انتخاب نشد اما آخرش چی؟ بلاخره ناچار خواهیم شد برای نگهداشت ، توسعه و عمران شهر ، این گرونی و تورم رو که همه متوجه اش شدند الا مسئولین محترم دولتی و بانک مرکزی ، بپذیریم. با این روند ، بایدانتظار داشت که سطح خدمات عمرانی در کشور بشدت افت کنه. بودجه های محدود ، کفاف تورم افسار گسیخته ی کنونی رو نمیده. یا باید گرونی رو مهار کرد و یا اینکه تعداد مغازه هایی که سر بعضی از کوچه های تهرون هست ، زیاد بشه تا همه ی مردم بتونند از مغازه های سر کوچه شون ، جنسهای خیلی خیلی ارزون بخرند!!!!

دیروز یه برنامه ویژه ی کوهنوردی برای رویت هلال گذاشتیم. در برنامه ی قبلی بیش از 65 نفر حضور داشتند اما اینبار فقط 6 نفر بودیم ؛ دو خانم و چهار آقا. از خانمها خواستم همراه با فرزند یکی از دوستان ، از مسیر جاده برن تا ایستگاه دوم  تله کابین. خودم به همراه سه نفر دیگه از آقایون یه مسیر استقامتی و دست بسنگ زیبا رو طی دو ساعت و با سرعت نسبتا" بالا طی کردیم و خودمون رو به محل رصد هلال رسوندیم. لباسامون خیس عرق شده بود. راضی از اینکه یه تمرین درست و حسابی انجام دادیم. آقا مجتبی و یکی از بستگانشون به جمع ما اضافه شدند.

هواشناسی اعلام کرده بود بعد از ظهر یکشنبه ، از تراکم گرد و غبار کاسته میشه. همینطور هم شد اما نه اونقدر که انتظار داشتیم. وقتی رسیدیم به رصدگاه ، حدود  10 درجه از افق با ابر و غبار بسیار غلیظ پوشیده شده بود. بالای این غبار غلیظ ، باز هم غبار بود ؛ اونقدر که خودم و دوستان امیدی به رویت هلال نداشتیم. محل غروب خورشید رو ندیده بودیم. افق هم اصلا" دیده نمیشد. دو تا دوربین همراه گروه بود. گفتم ، فقط روی غبار غلیظ رو بصورت جاروب کردن بگردین. چند دقیقه تلاش میکنیم ، اما موفق نشدیم برمیگردیم پایین. ارتفاع غبار غلیظ آروم آروم در حال کم شدن بود.

تلاشها ثمری نداشت. چند قدم از گروه فاصله گرفتم و نشستم روی سنگ. دوباره همون توسل خاص به حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیه ؛ توسلی که برای اولین در رویت هلال شوال 1425 و در رصد هوایی انجام دادم و از اون به بعد ، هر موقع در رویت هلال گره به کارم میخوره ، ازش مدد میگیرم و تقریبا" در همه ی موارد جوابم رو میدهند.

تا ذکرم تموم شد ، سیاره ی مشتری رو در دوربین دوچشمی تشخیص دادم. اگر هوا تمیز بود ، رویت این هلال کار بسیار ساده ای بود اما با اون افق و اون غبار ، وضعیت خیلی فرق میکرد. وقتی سیاره مشتری پیدا شد به یاد خبر سایت هلال ماه افتادم و نوشته های دوست ارجمند و گرامیم جناب آقای مهدی رحیمی که در مورد مقارنه ی هلال ماه و مشتری نوشته بودند و تصویری که از این مقارنه در پایگاه اطلاع رسانی هلال ماه درج شده بود. مرکز میدان دید دوربین 7 در 50 رو کمی پایین آوردم و به سمت راست حرکت دادم. هلال ماه در ساعت 19:50به شکلی بسیار کم فروغ در بین غبار هویدا شد.....

با گذشت زمان مقداری از غلظت غبار در محلی که هلال قرار داشت کاسته شد و ارتفاع غبار غلیظ کاهش یافت. بیشتر دوستان موفق به رویت هلال شدند. هلال در ساعت 20:05 بسختی با چشم رویت شد و در ساعت 20:14 در پشت لایه ی ابر و غبار ناپدید گردید.

عکس مقارنه هلال جمادی الثانیه 1433 با سیاره مشتری




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱

طبیعت زیبا ، مسحور کننده و مینیاتوری صفه...... بهشت همین نزدیکی است...... درست زیر پای ما.....


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱

تعداد اعضای گروه کوهنوردی شهرداری داره زیاد میشه. بعضی همکارانم از این ازدیاد جمعیت نگرانند و میگن احتمال داره کیفیت برنامه ها افت کنه اما با تدابیری که اتخاذ کردم ، تلاش میکنم تا تمامی کسانی که توی برنامه های گروه شرکت میکنند ، از این حضور احساس رضایت کنند. خوشبختانه تعدادی از این دوستان دیگه خودشون معتاد کوه شدند و برنامه های اختصاصی دارند. اعتیاد به کوه ، از جمله اعتیادهایی است که اگر به اندازه باشه ، مفید و قابل تقدیر است.

چهارشنبه شب گذشته آخرین بازدید نوروزی رو انجام دادیم! میگن این دید و بازدیدها تا آخر فروردین محل داره و تازه بعد از اون هم تا آخر اسفند وقت داریم که قضاش رو بجا بیاریم!

پنج شنبه گوش دل به پایان نامه ی دانشجویی در مورد اقتصاد شهری دادم اما تا آخر کار نفهمیدم که اون دانشجوی محترم داره بر اساس یه نظریه ی علمی ، به کاسب کاران بازار توصیه میکنه که چه جوری محل کسب و تجارت خودشون رو انتخاب کنند یا اینکه داره تلاش میکنه برای اون چیزی که کاسب کاران بازار قرنها است بدون رفتن به دانشگاه دارن انجام میدن ، یه معادله ی ریاضی اکتشاف کنه؟؟!! وقتی میتونم با حضور در سخنرانی دانشگاهیان ایده های تازه برای بهبود فرآیندهای کاریم پیدا کنم ، توی پوست خودم نمی گنجم و احساس میکنم از لحظه لحظه ی عمری که در اون سخنرانی صرف کردم کمال استفاده رو بردم اما وقتی غیر از این باشه.... چه میدونم .... شاید در اون پایان نامه هم چیزی باشه که هنوز درک نکردم.....

صبح جمعه ، موعد خداحافظی با هلال ماه جمادی الاولی بود. مشارکت در کارهای گروهی و ملی رویت هلال ایران رو برای همیشه گذاشتم کنار ، اما از خود هلال که نمیشه دل کند. پس از اذان صبح عازم کوه صفه شدم و همون دم ورودی وسایلم رو برپا کردم. وجود غبار غلیظ در افق شرقی مانع از این شد که هلال رو زود ببینم. مردم گروه گروه برای استفاده از هوای دلپذیر صبحگاهی این ایام به کوه صفه می اومدند و پارکینگها بسرعت پر میشد. ارتفاع غبار قدری بیشتر شد. مثل همیشه ی ایامی که کارم در رویت هلال گره میخوره ، متوسل شدم و مثل بسیاری از اوقات ، این توسل هلالی ، خیلی زود جواب داد. دوربین کوچکی در دست داشتم ، برای همین به گرفتن چند عکس از هلال بسنده کردم و برگشتم خونه.

تلویزیون رو روشن کردم. تمامی شبکه های استانی در حال پخش دعا و سخنرانی بودند الا شبکه تهران که داشت دوربین مخفی و صحنه های خنده دار پخش میکرد. مثل اینکه راست میگفتند که هر چی امکاناته ، مال مردم تهرونه!!!

طرح آلاچیق و گلخونه ی حیاط رو دوباره مرور کردم و میزان آهن آلات مورد نیاز رو محاسبه کردم. انشاءالله اگر عمری باشه توی همین هفته اینکار رو به اتمام میرسونم. البته هنوز مردد هستم که برای سقفش از سقف ساده ی شیب دار استفاده کنم یا از سقفی به شکل عدد 8. احتمالا" همین دومی رو اجراء خواهم کرد. این گلخونه در نهایت کمی بیش از 17 متر مربع وسعت خواهد داشت. اسکلتی فلزی داره و در سقف و بدنه اش از چوب استفاده میکنم تا هم پوشش گلخونه راحتتر نصب بشه و هم شکلی زیباتر و سنتی تر پیدا کنه. پوشش سقف از پلاستیک ضخیم خواهد بود که روی اون پرده های حصیری ( از جنس نی که قدیما زیاد استفاده میشد ) کشیده میشه. امیدوارم نتیجه ی کار جالب بشه. اگه توی اینکار موفق باشم و نتیجه راضی کننده ، در فصل پاییز یه گلخونه ی پیش ساخته روی پشت بوم نصب میکنم تا گلهای بهاری رو در اونجا پرورش بدم. یه مدل از این گلخونه های پیش ساخته هست که حدود 14 متر مربع وسعت داره و میشه با حدود 350 هزار تومن راه اندازیش کرد. اگر در این کار هم موفق باشم یه موقع دیدی کل پشت بوم رو که الان عملا" بلا استفاده است ، زیر کشت بردم!!!

موقع صرف صبحونه ، شبکه تهران رو نگاه میکردیم. کماکان داشت صحنه های خنده دار پخش میکرد اما از قسمتهایی از این برنامه خوشم نیومد. بعضی وقتا حوادثی برای مردم و دیگران پیش میاد ( مثل زمین خوردنهای خطرناک ، افتادن از درخت ، افتادن در آب رودخونه ، تصادف با خودرو و..... ). اینکه ضمن پخش این صحنه ها ، روش صدای خنده بذارند اصلا" درست نیست. نباید مشکلات و مصائب دیگران اسباب شادی و خنده و تفریح ما باشه. همین کارهاست که باعث شده وقتی یه جا حادثه ای روی میده ، عوض اینکه برن کمک کنند ، می ایستند و فقط با موبایل فیلم میگیرند تا دفترچه ی خاطراتشون از صحنه های مهیج خالی نمونه. برعکس این قسمتها ، بخشهای دیگر این برنامه ( از جمله بازیها و لحظات شاد کودکانه اش ) زیبا و خوشایند بود.

دمدمای غروب ، توی حیاط آتشی به پا کردیم و چای آتیشی خوردیم و سیب زمینی پخته در ذغال. کلی بوی دود گرفتیم اما لحظات خوبی بود.......




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ