خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢

فرزند بزرگم ، چند روز قبل به همراه دوستانش و در قالب کاروانی فرهنگی عازم مشهد مقدس شد. اولین باری بود که بدون ما به سفر میرفت. دوری از فرزندان برامون سخته اما میدونیم که باید آروم آروم خودمون رو برای این تغییر بزرگ زندگی آماده کنیم.

پسرم وقتی از سفر برگشت ، برامون سوغاتی آورد و این اولین سوغاتی که از فرزندانم دریافت میکنم ، خیلی برام ارزشمند است. یه جا کلیدی که اسمم روش نوشته شده ، یه تسبیح و یه خودکار که جمله ای زیبا روش حک شده : در کنار حرم یار به یادت بودم ؛ محمدجواد

 

احتمالا" این آخرین یادداشتی خواهد بود که در سال 92 مینویسم. میخوام از همینجا برای تمام عزیزان و دوستانم و همینطور کسانی که بیننده و خواننده ی این سطور هستند دعا کنم. میخوام دعا کنم تونسته باشید از لحظه لحظه ی سال 92 کمال بهره و استفاده رو برده باشید. میخوام دعا کنم وجود نازنین همه ی شما از تمام بلایا و ناملایمات دور باشه و همیشه ی ایام ، سالم و تندرست باشید. میخوام دعا کنم کانون گرم خانوادگی شما ، همیشه برقرار و پابرجا باشه و زندگیتون توأم با شادی و مهر و محبت و دوستی باشه. میخوام دعا کنم سالی که حدود 24 ساعت دیگه تحویل میشه براتون سرشار از نیک بختی و موفقیت و کامیابی و سرور باشه. میخوام دعا کنم با تحویل سال ، زندگی شما هم تحول اساسی و مثبت پیدا کنه و هر چی که از خدا میخواین و خیر و صلاح شما در اون هست ، قسمت و روزی شما بشه. میخوام دعا کنم بهترین برکات خداوند متعال بر سفره ی نوروزی شما نازل بشه و این برکت در تمام سال 93 شما رو همراهی کنه.

میخوام بهترینها رو براتون آرزو کنم...... از صمیم قلب دوستتون دارم...... دوستتون دارم...... دوستتون دارم.....دوستتون دارم ؛ اساسی

نوروز و بهاران بر شما خجسته باد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢

امسال تقریبا" هیچ کاری برای خونه تکانی عید انجام ندادیم. این موضوع ربطی به تنبلی و گرفتاری و این ادا اطوارها نداره! بلکه خوشبختانه ، زحمات زیادی که همسرم در طول سال میکشند باعث شده که آخرسال کار زیادی برای انجام دادن نداشته باشیم. اندک کارهای باقیمونده رو هم شاید در تعطیلات نوروزی تموم کنیم ، البته اگه تنبلی و این ادا اطوارها نیاد سراغم.

آخر سال اداری ما ، مثل آخرالزمان میشه. اونقدر شلوغ و پر کار که دیگه وقتی به آخر وقت میرسیم ، نای و توانی برامون باقی نمیمونه که بخوایم کار دیگه ای انجام بدیم. امسال حتی نتونستم برای خرید ، اعضای خانواده رو همراهی کنم. تنها فرصتی که برای خرید اختصاص دادم ، خرید هدیه ای برای همسرم بود و بس. برای خودم تا الان هیچی نخریدم. راستش از حضور در بازارهای شلوغ اصلا"خوشم نمیاد. اینکار وقتم رو خیلی میگیره. هیچوقت اهل مد و مدگرایی نبودم. به لباسم فقط اونقدر اهمیت میدم که مناسب باشه و حافظ شأن خانوادگی و اداری ؛ همین و نه بیشتر از این. در مورد خرید لوازم منزل هم همینگونه عمل میکنم. هر چیزی رو زمانی میخرم که بهش نیاز داشته باشیم و در موقع خرید ، بهترین گزینه رو از نظر کارایی و هدفی که از خرید دارم انتخاب میکنم. شاید برای همین باشه که تقریبا" همیشه از خریدی که کردم راضی بودم و صد البته ، تعداد خریدهام زیاد نیست.

وقتی برمیگردم و نگاهی به رویدادهای سال 92 میندازم ، حس میکنم که بهره ی مناسبی از این سال بردم.

در مسائل خانوادگی ، یه سال خیلی خوب رو سپری کردم. هر چهار عضو خانواده مشغول درس و بحث هستیم و خوشحال از اینکه همه باور داریم که همیشه باید آموخت. همسرم مثل همیشه ی این سالها ، یار و مددکارم بودند و بیشترین نقش رو در برقراری آرامش و قوام خانواده ایفا کردند. فرزندانم الحق و الانصاف جوانانی پر تلاش و در عین حال با اخلاق و نجیب هستند که هر کدومشون ، به یه طریقی باعث دلگرمی ما شده اند. میبینم که دارن تمام تلاششون رو برای موفقیت انجام میدن و امیدوارم در این راه موفق باشند. ارتباطات فامیلی هم کمافی السابق برقراره و سعی کردیم در سال 92 هم در حد توانمون این روابط رو گرم نگه داریم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر.

در محیط اداری ، فعالیتهای زیادی رو انجام دادم و از عملکردم رضایت دارم. با اینکه ایجاد تحول ، انرژی زیادی میبره ، اما موفق شدم بستر مناسبی برای برخی تحولات ( در کنار کارهای روزمره که تمومی نداره و مرتب حجمش زیاد میشه ) فراهم کنم. امسال ، بیش از سال قبل تونستم در جلب رضایت ارباب رجوعانم موفق بشم. تنها مدیر ارشد شهرداری هستم که درب اطاقم رو باز میذارم تا دسترسی مردم و ارباب رجوعان به من راحت و بی دردسر باشه . هر چند این رویکرد ، دردسرهایی برای خودم ایجاد کرده اما صبر و بردباری بخرج دادم تا برآیند کلی این بشه که تقریبا" همه از این کار بسیار راضی و خوشنود باشند. تلاش زیادی کردم تا بدون اینکه لازم بشه کسی التماسی به من و یا همکارام بکنه ، کارش رو در کمترین زمان ممکن انجام بدم. شاید به همین خاطر باشه که هم مردم و هم مقامات شهرداری رضایت خیلی زیادی از مجموعه ی تحت امر بنده دارند. وقتی گره ای از کاری باز میکنم ، احساس رضایتمندی در تمام وجودم آکنده میشه. بدون اینکه بخوام جانماز آب بکشم باید بگم که مثل همیشه ، تلاش کردم به افراد ضعیفتر ، بیشتر کمک و خدمت کنم. افراد اسم و رسم دار به اندازه ی کافی رابطه برای حل مشکلاتشون دارن. امسال گره از کار تعداد زیادی از افرادی که فکر میکردند کسی پیگیر کار اونها نخواهد بود ، باز کردم  کمک کردم تا به حق و حقوقشون برسند و لبخند رضایت روی چهره شون بشینه. این جور فعالیتها ، جایی نمود نداره اما اعتقاد راسخ دارم که اگر اوستا کریم منزلت و جایگاه اجتماعی خاصی به این بنده ی کمترینش عطا کرده ، دلیل اصلیش اینه که از این جایگاه و اعتبار ، برای گره گشایی از کار دیگران استفاده کنم. خوشحالم که در سال 92 بارها و بارها اینکار رو انجام دادم.

در موضوع رویت هلال ، تجربه ی گرانسنگی در ارتباط با وقایع پس از هلال شوال 1434 بدست آوردم و رویکردی جدید در این فعالیت علمی اتخاذ کردم. در این سال از 12 هلال شامگاهی ، 3 تا رو بدلیل شرایط نامناسب جوی و یکی رو بدلیل حضور در ستاد استهلال از دست دادم اما 8 هلال دیگه رو رویت کردم که در بین این هشت تا ، رویت هلال صفر 1435 باعث شد تا خیلی از رکوردهای شخصی خودم رو بهبود ببخشم. نتایج بدست اومده از این رصد ، جزو بهترین نتایجی بوده که در طی 18 سال فعالیت در زمینه رویت هلال بدست آوردم. همچنین از 12 هلال صبحگاهی سال 92 ، برای 8 هلال اقدام به رصد کردم که نتیجه ی خوبی داشت و برای 4 هلال دیگه یا اقدام نکردم و یا شرایط جوی مناسب نبوده. امسال تونستم با اطلاع رسانی و عکاسی و تبلیغ علمی ، چند نفر دیگه رو به جمع علاقمندان به رویت هلال اضافه کنم که مثل همیشه باعث خوشحالیم شده. در یک کلام میتونم بگم از فعالیت رویت هلالم در سال 92 کمال رضایت رو دارم.

آشنایی با افرادی جدید و بنا نهادن پایه های دوستیهای نوین ، از جمله دستاوردهای سال 92 من است. هر دوست جدید ، یک دنیا دید و نگاه تازه و تفکرات ناب با خودش داره. هر دوست حقیقی و هر دوستی جدید میتونه عین یه موتور محرکه پر قدرت ، آدم رو به حرکت دربیاره تا سیر تعالی و کمال رو با سرعت بیشتری طی کنیم. برای همینه که همیشه از برقراری ارتباطها و گفتگوهای تازه و دوستیهای جدید استقبال کردم. خدا رو شاکرم که در سال 92 برخی دوستیهام تداوم دوباره پیدا کرد و همچنین ، دوستان جدیدی نیز پیدا کردم.

در بحث طبیعت گردی و کوهنوردی هم سال خیلی خیلی خوبی رو سپری کردم. جاهای دیدنی زیادی رو دیدم و همراه با اعضای خانواده و دوستانم ، حرکت کردیم و گفتیم و شاد بودیم و دنیا دنیا انرژی مثبت گرفتیم. موفقیتهای ورزشی من در سال 1390 بهتر از سال 91 و 92 بود اما من سال 91 و 92 رو بیشتر دوست داشتم چرا که تقریبا" در تمام برنامه های این دو سال ، اولا" همسر و فرزندانم در کنارم بودند و ثانیا" برنامه ها ی طبیعت گردی ما فقط صعودهای سنگین نبود ، بلکه دنیا دنیا آرامش و زیبایی رو نظاره گر بودیم. سال 92 که دیگه واقعا" محشر بود. کویر ، جنگل ، آبشار ، قله های بلند ، صعود زمستانه ، صعود شبانه ، کوه گشت های بهاره ، قایقرانی در آبهای خروشان و چندین برنامه ی جذاب دیگه رو در این سال انجام دادیم. خدایا ؛ دمت گرم ( راستش هر چی فکر کردم چه جوری از خدا تشکر کنم عقلم به جایی نرسید!!)

در فعالیت عکاسی ؛ ااااااای ؛ چند باری دکمه ی شاتر رو فشار دادیم. با اینکه فرصتهای نادری برای عکاسی دارم اما سعی میکنم از اونها بخوبی استفاده کنم. امسال دوباره عکاسی مفهومی رو آغاز و چند کار جالب ارائه کردم. این هم البته ثمره ی همین دوستیهای نوین است که باعث شد در حرکتی گروهی ، نگاهمون رو در عکاسی عمیق کنیم.

تا اینجا همه چی رو میتونم بگم عالی بوده ، اما در معرفت النفس......

کارها و برنامه هام رو اونقدر با خوش بینی و امید زیاد به آینده انجام میدم که بعضی وقتا خیلیها تعجب میکنند. اما خودم خوب میدونم که مثل صف شیشه نوشابه هایی که در کارخانه روی نوار خط تولید پشت سر هم قرار دارند و با سرعتی زیاد به سمت سرنوشت نهایی خودشون پیش میرن ، من هم به اندازه ی 1 سال دیگه ، به پایان سرنوشت دنیاییم نزدیکتر شدم. نمیدونم از این کتاب ، چند کلمه یا چند سطر و یا چند صفحه ی دیگه باقی مونده؟

اون امید و نگاه بلند مدت به من میگه اصلا" به آخر داستان فکر نکن بلکه حواست به محتوای قصه باشه. اما این واقعیت میگه ، وقت داره به پایان میرسه و باید این قصه رو به سرانجامی مناسب برسونی.

به مسیر تعالی که نگاه میکنم میبینم که تلاش کردم در این راه قدم بزنم و پیش برم اما هر چی بیشتر حرکت میکنم ، مقصد رو دورتر و دورتر میبینم..... نمیدونم آیا سرانجام قصه ی من به یه آرامش درونی میرسه یا نه؟ جایی که رضا" به رضائک باشه؟.... امیدوارم که اینگونه باشه ؛ امیدوارم ، امیدوارم...... خدایا میشنوی؟ ...... امیدوارم ، امیدوارم...... یاد قدیما بخیر که در دعاها میگفتیم خدایا هیچ امیدی رو ناامید نکن..... امشب همین دعا رو میکنم و خودم هم آمین میگم...... خدایا ، هیچ امیدی رو ناامید نکن ......آمین یا رب العالمین بحرمت محمد و آله الطیبین الطاهرین




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢

یکی از رصدگران محترم هلال ماه در پیامی به یادداشت بنده در مورد هلال ماه و مقارنه مکان مرکزی ، پیامی برام فرستاده اند که با این مقدمه آغاز میشه:

سلام جناب مهرانی امیدارم خوب و سلامت باشید. بحثی که در مورد سن هلال فرمودید تا زمانی که اسناد علمی مناسبی در دنیای علمی بر پذیرش آن توسط مراجع معتبر به عنوان یک اصل علمی در مبنا  و پایه محاسبات ارائه نفرمایید به نظرم یک عقیده شخصی است.

بنده بعد از ماجراهای مرتبط با هلال شوال 1434 ، تصمیم گرفتم که دیگه در هیچ بحث دو یا چند طرفه داخل کشور در مورد رویت هلال و مسائل مربوط به اون شرکت نکنم تا این اندک حرمتهای باقیمونده هم پامال نشه.

اگر در این وبلاگ حرفی در مورد رویت هلال ماه میزنم ، بقصد آغاز بحث و گفتگوی علمی نیست. نظرات خودم رو در وبلاگ شخصی خودم مطرح میکنم. نه اصراری دارم کسی اونها رو بپذیره و نه اصرار دارم کسی اون رو بخونه و یا نقد و تایید کنه. برای همین ، چنانچه کسی مطلبی در تایید و یا رد مطالبم برام بفرسته ، فقط خودم میخونمش و اون رو در معرض دید دیگران قرار نمیدم. هر فردی که نظری داره میتونه در فضای مجازی اختصاصی خودش مطرح کنه ( مثل همون کاری که در مورد هلال شوال 1434 انجام شد). در شرایط حاضر تمام تمرکزم رو روی فعالیتهای منظم و دقیق رصدی و مطالعات شخصی گذاشتم و بسیار بسیار خرسندم که چنین رویکردی رو اتخاذ کردم.

اما برای آخرین بار ، مطلبی مختصر در مورد این پیام که دریافت کردم مینویسم.

اولا" متقابلا" به این رصدگر محترم و پرتلاش سلام عرض میکنم و سلامتی و بهروزی ایشون رو از درگاه خداوند متعال مسئلت میکنم. ثانیا" همونطور که ایشون بیان کرده اند ، نظرات بنده یه اظهار نظر شخصی است. اما باید یادمون باشه ، همه ی کسانی که در عرصه ی رویت هلال ایران و دنیا فعالیت دارن و اظهار نظر میکنند هم ، دارن نظرات شخصی خودشون رو بیان میکنند ( چه آقای شفر باشه ، چه آقای سینات ، چه اساتید محترم و بزرگوار ، چه کارشناسان داخلی و چه کارشناسان خارجی). تاکنون هیچ مرجع رسمی برای تعیین استانداردها و یا پایه گذاری اصول بنیادین دانش رویت هلال تشکیل و یا معرفی نشده است. البته تردیدی نیست که هستند افرادی که نظرات دقیق و مقالات ارزنده ای در مورد هلال ماه ارائه کرده اند اما اینکه تصور کنیم حرف و نظر این افراد ، وحی منزلی است که غیر قابل تغییر است ، تصور درستی نیست و هرگز چنین نبوده و از پس هم چنین نخواهد بود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢

سایه ­ی خود را ببین پایه ­ی خود را نگر

دید ه­ی دیگر بجوی عالم دیگر نگر

تن عرض آمد بهل ، جوهر جوهر نگر

خود را جرم صغیر منگر و برتر نگر

منطوی اندر وجود عالم اکبر نگر

یکدم از این چاه تن سر به تفکر برآر

این شعر مرحوم فوأد کرمانی رو همین چند روز قبل در یادداشت معرفت ­النفس نوشته بودم. امروز تمثیلی از این نگاه دیگر رو در قاب تصویر ثبت کردم.

این عکسی ساده ، از یه موزائیک کف حیاط منزل ما است که ظاهرا" هیچ چیز خاصی نداره. کادر عکس روی موزائیک بسته شده و فوکوس هم بر روی همین موزائیک است. اما از اونجایی که بخاطر بارش برکت الهی ، این موزائیک خیس شده ، در همین کادر عکس دیگه ای گرفتم

این همون موزائیک و همون کادر بالایی است اما اینبار فوکوس برای نقطه ای دورتر تنظیم شده است.

دیدمون که عمیق باشه و برکت الهی پشتیبان ما ، اون موقع توی سنگ و خاک هم چیزهایی خواهیم دید سبز و آسمونی.....

 

وقتی با تغییر دید میشه توی سنگ و خاک چنین مناظری رو دید ، فکر میکنید اگر این نگاه عمیق و این برکت و فیض الهی متوجه روح و دل ما بشه ، نتیجه چه خواهد شد؟........




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢

ای تربت گمگشته ات دارالسلام انبیا
صحن بقیع خلوتت بیت الحرام انبیا
تنها نه مام احمدی مام تمام انبیا
از کوثر احسان تو لبریز جام انبیا

عشق یعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی مست مست
عشق یعنی ذکر ناموس خدا
یا علی گفتن به زیر دست و پا

عشق یعنی جلوه صبر خدا
شرم ایوب نبی از مرتضی
عشق یعنی صبر در هنگام خشم
عشق یعنی جای سیلی روی چشم

عشق بر دل ها شهامت میدهد
عشق بر غم ها حلاوت میدهد
عشق بر دلداده فرمان میدهد
عاشق جان داده را جان میدهد
عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت

عشق یعنی انقلاب فاطمه
عشق یعنی عشق ناب فاطمه
بیت الاحزان خراب فاطمه
عشق یعنی صحبت بی واهمه
حیدر در بند پیش فاطمه

آن که خود مرد دلیر جنگ بود
دستگیر فرقه ای صد رنگ بود
عشق یعنی عاشقی در تار و پود
گردش دستاس با دست کبود
عشق یعنی گریه های حیدری
دختری دنبال نعش مادری

عشق یعنی قلب چون آیینه ای
جای میخ در به روی سینه ای
عشق یعنی انتظار منتظر
سینه ای مجروح از مسمار در
عشق یعنی طاعت جان آفرین
رد خون سینه بر روی زمین




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢

 

دیروز با توجه به شرایط مناسب جوی و پاک بودن آسمون ، برای عکاسی رفتم کوه صفه. تنها بودم و از مسیر چنگوله و ظل السلطان رفتم بالا. در طول مسیر عکسهای مختلفی گرفتم اما از نتیجه ی کارم راضی نیستم. نتونستم عکس مناسب و درخوری بگیرم. وقتی تمرین کم باشه ، نتیجه اش همینه دیگه......

 

در بخشی از برنامه ، گروه دوستان رو به سرقدمی جناب عباسی دیدم. آقا پیمان عزیز هم در این جمع حضور داشت. با همدیگه رفتیم کنار یه آبشار فوق العاده استثنایی. بارندگی اخیر اصفهان باعث ایجاد این پدیده شده بود.

 

از امروز ، هفته ی آخرینهای سال 92 آغار شد و امروز ، آخرین جمعه ی سال است. چه زود همه ی تموم شد.....

 

 

 

چند تا از عکسهایی که گرفتم رو میتونید در ادامه مطلب مشاهده کنید:

 

 

 


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

نکته ی اول:

برای مشخص کردن موقعیت اجرام سماوی در آسمان ، از دستگاههای مختصات مختلفی استفاده میشه که مشهورترین اونها عبارتند ازدستگاه مختصات افقی ، دستگاه مختصات استوایی ، دستگاه مختصات دایرة البروجی


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢

بطور معمول تلاش میکنم خونگرم و صمیمی باشم. وقتی در جمعی باشم ، زود سر صبحت رو باز میکنم. خیلی وقتا بگونه ای با افراد مختلف گرم صبحت و گفتگو میشم که گویا سالیان بسیار طولانی است که همدیگر رو میشناسیم. از اینکه در یک جمع گرم و صمیمی حضور داشته باشم لذت میبرم. تا جایی که برام مقدور باشه سعی میکنم در چنین جمعی ، به تمامی افراد حاضر در جمع توجه داشته باشم تا این گرمای صمیمیت و احترام  در کل جمع منتشر بشه. اینها همه در جای خودش خوبه ، اما این کل ماجرا و حقیقت دوستی نیست.

دیروز بعد از برگشتن از کوه ، با همسرم در همین ارتباط صحبت میکردیم. هر دو یک نظر واحد در این رابطه داشتیم. هر دوی ما در هر جمعی که حاضر میشیم ، حرف میزنیم و گوش میدیم و به دیگران توجه میکنیم تا حرمت حضور در جمع رو حفظ کرده باشیم اما حواسمون به برخی ظرایف دیگه هم هست بخصوص اینکه ، پایه های دوستی واقعی و عمیق رو کجا میشه بنا نهاد و بنیان گذاشت و در همراه شدن با دیگران باید به دنبال چه چیزی باشیم؟ و نیز اینکه ، دیگران در همراهی با ما چه قصد و منظوری دارند؟

سالها قبل در کتاب هفت دریا ، سه بیت شعر خونده بودم که همیشه جلوی چشمم قرار دارند (البته مفهوم این شعر بصورت 100% و در همه ی موارد مورد قبولم نیست):

دلا یاران سه قسمند ار بدانی

زبانی اند و نانی اند و جانی

به نانی نان بده ، از در برانش

محبت کن به یاران زبانی

ولیکن یار جانی را نگهدار

به پایش جان بده ار میتوانی

برای ما خیلی خیلی اهمیت داره و مهمه که برای چی داریم با دیگران همراه میشیم و دیگران چرا با ما همراه هستند؟ خیلی وقتا از نتایج برداشتامون چیزی به زبون نمیاریم اما خیلی خوب میفهمیم که کجا چه خبره و کدوم دوستیها نانی است ، کجا زبانی و کجا جانی ( و یا معنوی ). کدوما ظاهریه و کدوما عمیق و باطنی.

خود من بشخصه از دیدن برخی رفتارها بشدت ناراحت میشم. این ناراحتی هرگز در چهره ام هویدا نیست اما در درونم هم ناراحتم و هم متاسف. اینکه بعضا" میبینم هستند افرادی که هدفشون از همراهی و گفتگو ، سر درآوردن از کار دیگران است (و با کمال شرمندگی باید بگم که در اصفهان این موضوع زیاد دیده میشه) ، اینکه بعضا" میبینم افرادی همراه و همصحبت میشن تا بلکه این همراهی یه جایی بدردشون بخوره و بهره ای مادی کسب کنند، اینکه میبینم بعضا" حرمت دوستیها حفظ نمیشه و این گرانبها رو به قیمتی نازل میفروشند. اینکه میبینم شخصیت و جایگاه اجتماعی آدما در دید بعضی افراد با ارزشتر از شخصیت انسانی و روحی اونها میشه و......

اینها ناراحتم میکنه. اینها حس تنهایی رو برام تشدید میکنه......

اما در مقابل ، هستند معدود افرادی که مصاحبت با اونها برای من و همسرم آرامش رو در پی داره. هستند معدود افرادی که دوستی با اونها موجب رشد معنوی ما میشه. هستند معدود افرادی که در گفتار و کردارشون صداقت دارن و توی دلشون همون چیزی میگذره که سر زبانشون هست. هستند معدود افرادی که به انسانیت ما اهمیت میدن و نه مال و منال و جایگاه اجتماعی ما. و در یک کلام ، هستند معدود افرادی که دوستند ، به معنای واقعی کلمه ی دوست. بگذریم.....

با چند نفر از دوستان ، تصمیم گرفتیم از الان تا پایان نیمه اول فروردین در چهار موضوع دوست و آینه ، خورشید و آسفالت ، شکوفایی طبیعت و صدای آرامش ، کار عکاسی انجام بدیم. صبح که میخواستم از خونه بیام بیرون ، بارش بارون ، ایده هایی از این عکاسی رو در ذهنم شکوفا کرد. در اون لحظه فرصتی برای اینکار نداشتم اما فکر میکنم طی این یکی دو روز آینده بتونم چند عکس در این چهار موضوع بگیرم. اگر افراد و دوستان دیگری هم هستند که علاقه دارن در این برنامه ی عکاسی هدفمند شرکت کنند ، بسم الله. دست به دوربین بشین ببینیم چیکار میتونیم بکنیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢

عصر امروز آخرین برنامه کوهپیمایی سال 92 رو با صعود به قله صفه به سرانجام رسوندیم. برنامه ی جالبی بود که تعداد نسبتا" زیادی از همکاران و دوستان در اون شرکت داشتند. بحمدالله در سال 92 بهره ی زیادی از طبیعت بردیم. امیدوارم سال آینده هم اینچنین باشه.

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢

امروز در جمع دوستان صحبتهایی در مورد معرفت النفس مطرح شد و هر کسی نظراتی در این خصوص بیان کرد. اشعاری از مرحوم فوأد کرمانی در ذهنم مرور شد که در همین ارتباط است:

 

سرو قد من بیا در چمن و گل نگر

شیفته بر روی گل دیده­ی بلبل نگر

سرخ لب غنچه را چون قدح مل نگر

رسته بر اطراف باغ سوسن و سنبل نگر

چشم تأمل گشا جلوه­گر از گل نگر

چون نظر پاک من قدرت پروردگار

 

مؤثر غیب را جلوه در آثار بین

زنده ز ماء وجود هم گل و هم خار بین

ز نخله­ی موسوی نغمه در اشجار بین

جلوه­ی پروردگار در عنب و نار بین

آبی و تفاح را بر زبر دار بین

کین دو انالحق زنند بشاخه منصوروار

 

چند به غفلت کنی دیده به صحرا و باغ

ننگری آثار حق در چمن و باغ و راغ

برده مگر بیهشیت جوهر فکر از دماغ

گر نبود نور حق کون و مکان را چراغ

باغ ندارد فروغ ، راغ نبخشد فراغ

جلوه­ی عالم خداست در نظر هوشیار

 

با نظر باز بین از همه سو یار را

محو کن از لوح دل صورت اغیار را

در همه اشیاء نگر جلوه­ی دادار را

گوش کن از هر شجر نغمه­ی اسرار را

در چمن معرفت خوار مبین خار را

نیک نظر کن که گل سر بدرآرد ز خار

 

در پس دیوار حسن جان تو را گلشنی­ست

جانب آن گلشنت از ره دل روزنی­ست

رو در دل زن ، که دل ، جان تو را مأمنی­ست

سوی گلستان عشق جز ره دل ، راه نیست

آنکه دلش را ز غیب روزنه­ی روشنی­ست

گلشن دنیا بر او هست چو زندان تار

 

رب تو در غیب توست ، دیده­ی دل باز کن

با دل خود نفس را همدم و همراز کن

زاده­ی عیسی تویی ، معجزه آغاز کن

مرده­ی خود را نخست زنده به اعجاز کن

پس به سر مردگان بگذر و آواز کن

تا به ندایت ز خاک مرده برآید هزار

 

سایه­ی خود را ببین پایه­ی خود را نگر

دیده­ی دیگر بجوی عالم دیگر نگر

تن عرض آمد بهل ، جوهر جوهر نگر

خود را جرم صغیر منگر و برتر نگر

منطوی اندر وجود عالم اکبر نگر

یکدم از این چاه تن سر به تفکر برآر

 

گر تو نداری به دل نور حقیقت شناس

دم به دم از شمس کن نور فؤاد اقتباس

گر چه مقامات اوست فوق ظنون و قیاس

لیک تو آماده باش با همه عقل و حواس

تا دهدت پرتویی آن مه گردون اساس

کوکب هشتم بروج ، نیر کیهان مدار

 

السلام علیک یا امام الانس و الجان یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢

دیروز در ارائه مقاله دوستی شرکت کرده بودم. در بین حرفا و در انتقاد از یکی از مسئولین سابقشون ، جمله ای رو بیان کردند که اول دلم رو سوزوند ولی وقتی خوب فکر کردم دیدم راست میگه.....

ایشون گفت : اونهایی که در زمان جنگ توی جبهه ها حضور داشتند اما سالم برگشتند حتما" ریگی به کفششون بوده والا برنمیگشتند و شهید میشدند (نقل به مضمون)

راست میگه این بنده ی خدا...... کاش من هم ریگی به کفشم نبود و به دوستان شهیدم ملحق میشدم....

چه آرزوی دست نیافتنی و بلندی.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٢

6 سال پیش در بعد از ظهر 18 اسفند 1386 در تهران همراه همسر و فرزندانم به بیمارستان رفته بودیم تا از پشت پنجره ، با پدرم که چند روز در بیهوشی بسر میبرد ملاقات کنیم. در این ملاقات ، پدرم برای لحظاتی چشمانش رو باز کرد. نمیدونم اینکار ارادی بود یا غیر ارادی. اما هر چی که بود ، بچه هام رو خوشحال و امیدوار کرد. شبانه به اصفهان برگشتیم ، اما اون خوشحالی و امیدواری ، ساعاتی بیشتر دوام نداشت و در اولین ساعات بامداد یکشنبه 19 اسفند 1386 ، خبر درگذشت پدرم رو دریافت کردم.

ششمین سالگرد درگذشت پدرم فرا رسیده. خیلی روزها ایشون به یادم میاند و براشون فاتحه قرائت میکنم. جاشون بین ما خالی است اما یادشون همیشه هست. مرد بسیار نازنینی بود و پدری بسیار مهربون ؛ یک مرد و یک پدر ، به معنای واقعی کلمه

اردیبهشت 1386 – سفر حج عمره

 

تهران – 29 بهمن 1386

 

تهران – 18 اسفند 1386 – آخرین ملاقات و آخرین عکس




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢

برخی وقتا چشمان انسان دچار خطای دید میشه و نمیتونه بدرستی واقعیتها رو تشخیص بده. نمونه های زیادی از آزمایشهای خطای دید رو حتما" دیدید که یکی از معروفترین اونها ، شکل زیر است:


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢

28 سال پیش در چنین روزی ، تازه رفته بودیم اهواز. محل استقرار ما اردوگاهی بود در کیلومتر 5 جاده ی اهواز – سوسنگرد (امروز که با Google Earth اون منطقه رو دیدم ، متوجه شدم دیگه نشانی از اردوگاه وجود نداره). با 20-10 نفر از برو بچه های تهرون و کرج اعزام شده بودیم که بیشتر اونها تشکیل دهنده ی اولین واحد زرهی در لشکر 10 سید الشهداء علیه السلام شدند.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٢

دغدغه در مورد مسائل فرهنگی کشور ، یکی از مهمترین بخشهای فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای مجلس خبرگان بود. راستش وجود برخی کج فهمیها و سخت گیریهای بی مورد باعث شده که تمایل به فرهنگ بیگانه ، رشد بیش از پیشی در کشور پیدا کنه. اما هر چقدر هم که از این کج فهمیها و سخت گیریها دل آزرده باشیم ، وقتی بینی و بین الله نگاه و بررسی میکنیم ، میبینیم بیگانه ها چیزی ندارند که بخواهند به عنوان جایگزین فرهنگی به ما بدهند. غلطیدن به سوی فرهنگ بیگانه ( و بخصوص فرهنگ غربی ) چیزی جز ویرانی هویت ملی و فرهنگی ایران و ایرانی به دنبال نخواهد داشت. هرگز و هرگز ، غربیها دوست ما نبوده اند و نخواهند بود. چیزی که اونها دنبال میکنند اینه که ما رو از درون تهی کنند و اصالت ما رو از بین ببرند و ....

اینها واقعیتهایی است که هر انسان آزاده ای به خوبی متونه ببینه و درک کنه. اما منطور که گفتم ، ما نیاز به پالاش درونی هم داریم. نیاز داریم که نیاز نسل امروز رو پاسخگو باشیم. لازم نیست اصول رو زیر پا بگذاریم. قدری انعطاف در فروع ، قدری درک بیشتر جوانان و نیز توجه بیش از پیش به فرهنگ غنی و مایه دار ایرانی میتونه حل کننده ی مشکل باشه.

 

برای بستگان یکی از دوستان مشکل بیماری پیش اومده. آرزو دارم مشکل پیش اومده خیلی زود برطرف بشه. برای شفای عاجل ایشون و تمام بیماران دعا میکنم..... امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

 

من خیلی خوب حس و حال بیمارداران رو درک میکنم. شش سال قبل دقیقا" در همین روزها ، خودم وضعیت مشابهی داشتم. وقتی ما بزرگ میشیم ، والدین ما به سن پیری میرسن. در این زمان و سن و سال ، بیشتر از گذشته نیاز به توجه و مراقبت دارند. عمری رو برای ما زحمت کشیدند و حالا موقع استراحت اونهاست ؛ هر چند که پدر و مادر ، همیشه پدر و مادر هستند و احساس تکلیفشون در مورد فرزندان تا آخر عمر ، مثل روز اول باقی میمونه.... بودن در کنار والدین و حرف زدن با اونها ، یکی از بهترین و موثرترین کارهایی است که یه فرزند میتونه در دوران پا به سن گذاشتن والدین انجام بده. امیدوارم همه ی ما ، از این حداقل دریغ نکنیم و دل والدینن خودمون رو به سلامی و کلامی شاد کنیم. خدا سایه ی والدین رو روی سر همه ما حفظ کنه و طول عمر توام با عزت و سلامتی به اونها عطا کنه. برای اون دسته از والدینی هم که دیگه در جمع ما نیستند ، رحمت و مغفرت الهی رو مسئلت میکنم.

 

فردا سالروز ولادت شیر زن دشت بلا حضرت زینب کبری سلام الله علیه است. سه سال پیش شعری رو در مدح این بانوی بزرگوار در وبلاگم نوشته بودم که دوباره توجه شما رو به این شعر بسیار زیبا جلب میکنم:

 

http://amehrani.persianblog.ir/post/906/

 

صل الله علیک یا عقیلة العرب یا سیدتنا و مولاتنا یا زینب کبری یا بنت فاطمة الزهرا وعلی المرتضی علیهما السلام




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢

بحمدالله برنامه رویت هلال جمادی الاولی 1435 از جنبه های مختلف بسیار پربار و خوب از آب دراومد. در این برنامه ضمن اینکه کوهپیمایی کردیم ( برخی از اعضای گروه خیلی زیاد و سنگین و برخی مثل بنده کم و سبکتر) ، بعد از مدتها توفیق دیدار دوباره دوستان همنورد و گرامی رو پیدا کردم ، هلال ماه رو رویت کردیم و همچنین ، عکسهای نسبتا" خوبی هم گرفتم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر

 

گزارش تصویری از برنامه کوهپیمایی 11 اسفند 1392 ( 30 ربیع الثانی 1435 ، 2 مارس 2014) و رویت هلال ماه جمادی الاولی

 

 

دوستان گرامی آقایان امانی ، قاسم زاده ، صانعی ، رفیعی ، نکوخواه ، واقف و ویگن به همراه اعضای محترم خانواده و سایر همراهان. خیلی وقت بود که این جمع رو با هم ندیده بودم و عکسی نگرفته بودیم. برای همشون آرزوی سلامتی و بهروزی دارم

 

 

 

 

برخی از اعضای گروه که برنامه ی کوهپیمائی اونها سنگینتر بود

 

 

 

 

 

 

امکانات سخت افزاری و نرم افزاری دوربینم محدود بود والا میشد عکسهای خیلی زیبایی از این مقارنه گرفت

 

 

 

 

 

 

سه عکس از هلال که این آخری رو خیلی خیلی پسندیدم. جابجا شدنم برای گرفتن عکس بهتر بخاطر شیب کوه خیلی سخت بود ضمن اینکه ممکنه بود ترکیب بندی فعلی رو از دست بدم. فکر کنم که در اون موقعیت و با دوربینی که داشتم بهتر از این نمیتونستم بگیرم. این کادر اصلی و بدون برش است.

 

 

 

جمع دوستان همنورد و رصدگر

 

 

 

 

چای آتیشی امروز ، به همه چسبید و بقول امروزیها ، فاز داد اساسی!!

  




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢

صبح جمعه برای حضور در مراسم ولیمه سفر حج عمره بستگانمون ، به فریدن رفتیم. بچه ها دیگه بزرگ شدن و برنامه های خاص خودشون رو دنبال میکنند ؛ برای همین این سفر کوتاه رو به اتفاق همسرم رفتم.

حضور در جمع فامیل و خدمت کردن در این مراسم ولیمه ، ارزش و جایگاه خاص خودش رو داشت و باعث خوشحالی ما بود که بتونیم گوشه ای از کار رو به عهده بگیرم و خدمت کنیم چرا که عزیزانی که بخاطر اونها به این سفر رفته بودیم هر کدومشون حق بزرگی به گردن ما داشته و دارند. همچنین جمع شدن دوباره فامیلی که هر کدومشون در یه شهر و دیار زندگی میکنند هم لذت ویژه ای داره و باعث میشه چهره به چهره از حال هم با خبر باشیم ؛ هر چند این ملاقات خیلی مختصر و کوتاه باشه. اینها همه بجای خودش خوب بود اما در این سفر چیزی که برای من لذتبخش تر شد این بود که فرصتی دست داد تا ضمن گفتگو در طی مسیر ، همراه با همسرم یاد خاطرات گذشته رو زنده کنیم..... یادآوری این خاطره ها باعث شد که دیروز چشمان هر دوی ما از شوق و خوشحالی دوباره بارونی بشه.....

در طی سالهای زندگی مشترک ، آرامشی کم نظیر در زندگی ما جاری بوده و اشتیاق و علاقه ی ما به هم هنوز به شدت همون روزهای اولیه ی آشنایی است. زندگی بالا و پایین زیاد داره. انواع و اقسام فشارهای مختلف ممکنه بعضی وقتا باعث بشه نتونیم بر خودمون و رفتارمون تسلط کامل داشته باشیم. اما هر دوی ما هرگز اجازه ندادیم چیزی از استحکام پیوند عاطفی بینمون کاسته بشه. پایبندی به صبر و بردباری و وفا و صداقت ، در کنار عمق اعتقاد و ایمان قلبی به هم ، رمز موفقیتهای روزافزون ما در زندگی بوده و انشاءالله از این پس هم همچنین خواهد بود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٩ اسفند ۱۳٩٢

سحرگاه جمعه پس از اقامه نماز صبح به کنار خشکه رود (زاینده رود سابق !!) و پل خواجو رفتم تا از آخرین هلال صبحگاهی ربیع الثانی 1435 عکس بگیرم. وجود ابری بزرگ و تیره باعث شد تا هلال با تاخیر رویت بشه. تا پدیدار شدن هلال ، از منظره ی زیبای زیر پل خواجو عکس گرفتم. دقایقی بعد هلال از پشت ابر نمایان شد. روشن شدن آسمون مانع از این شد که بتونم عکسهای مورد نظرم رو بگیرم ؛ انشاءالله در فرصتی دیگر اینکار رو انجام میدم.

گزارش رصد هلال صبحگاهی ربیع الثانی 1435

تاریخ رصد: جمعه 9 اسفند 1392 ، 28 ربیع الثانی 1435 ، 28 فوریه 2014

رصدگاه : اصفهان – پل خواجو ( عرض 32:38:14.1 شمالی ، طول 51:40:59.80 شرقی ، 1572 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد)

ابزار رصد: چشم غیر مسلح و دوربین عکاسی

رصدگران: علیرضا بوژمهرانی عضو گروه غیر حرفه ای رویت هلال ایران ، جناب آقای تقی زاده و اعضای خانواده محترم ایشان

اختلاف زمان رسمی با زمان بین المللی: +3.5

(مختصات مکان مرکزی بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو ، نرم افزار محاسبات ماه MoonCal)

عکسبرداری از هلال

زمان : در ساعت 06:00

ارتفاع ماه از افق: 5 درجه و 18 دقیقه و 56 ثانیه قوسی

ارتفاع خورشید: 7 درجه و 38 دقیقه و 59 ثانیه قوسی زیر افق

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 17 درجه و 0 دقیقه و 32 ثانیه قوسی

اختلاف سمت ماه و خورشید: 11 درجه و 2 دقیقه و 7 ثانیه قوسی

ضخامت بخش میانی هلال : 0.73 دقیقه قوسی

فاز ماه: 2.40 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 360502.29 کیلومتر

سن ماه: 29 ساعت و 30 دقیقه مانده  تا مقارنه

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٢

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٢

بارها گفته ام که به نظر بنده ، رویت هلال و تحلیل گزارشهای رصدی بعضی وقتا شرایطی پیدا میکنه و ما رو به اونجا میرسونه که برای اظهار نظر در مورد این گزارشها هیچ راهی بجز اعتماد به رصدگران ( با در نظر گرفتن صلاحیتهای فنی ، تجربه ، تکنیک ، دقت و راستگویی رصدگر) نداریم. ممکنه که از رصدگران بخواهیم تا مستنداتی در رابطه با رصد خودشون ارائه کنند اما باز هم در مورد برخی رصدهای حدی و هلالهای بحرانی ناگزیر از اعتماد کردن به گفته ی رصدگران خواهیم بود. در همین چند ماه گذشته ، گزارشهایی از رویت هلال منتشر شده که بجز عکس افق ، هیچ مستند دیگری ( به معنای واقعی مستند ) به همراه گزارش نبوده اما گزارش مورد پذیرش قرار گرفته و شبهه ای در موردش مطرح نشده است (البته گزارش مستند ، کامل و دقیق دوستان گروه فسا که به واقع شاهکار کرده اند از این قاعده مستثنی است چرا که به نظر میرسه کاملترین گزارش سالهای اخیر توسط این دوستان ارائه شده است).

 

 

علت مهم بودن اعتماد به رصدگر هم اینه که دانش رویت هلال مثل فرمولهای ریاضی نیست که همیشه یه نتیجه ی واحد رو ازش انتظار داشته باشیم. اندک تغییری در شرایط جوی ، مختصر تغییری در شرایط رصدگاه ، جزئی تفاوتی در تجربه رصدگر و ناچیز تغییری در پارامترهای هلال میتونه شرایط رو بگونه ای رقم بزنه که کسی انتظارش رو نداشته.

 

 

کم نیستند مثالهایی که میشه از رصدهای حدی مطرح کرد که تا قبل از رصد ، کسی شانس چندانی برای رویت شدن هلال قائل نبوده اما به یکباره همه چیز تغییر کرده است.

 

 

دانش رویت هلال به مرزهای نهایی خودش نرسیده و هنوز کارهای بسیار زیادی در این رابطه مونده که باید انجام بشه. نتیجه اونکه ، هنوزخط کش قابل اعتماد و استانداردی در اختیار نیست که تمام کارشناسان با استناد به این خط کش در مورد نتایج رصدها اظهار نظر قاطع و یکسانی داشته باشند. هنوز حتی در برخی مبانی و تعاریف هم اتفاق نظر وجود نداره چه برسه به اتفاق نظر روی مبنایی یگانه برای تحلیل گزارشها.

 

 

به نظر بنده اظهار نظرهایی که در مورد پذیرش ، رد ، تشکیک و ...... در تحلیل رصدهای حدی مطرح میشه و نتایجی که از این تحلیلها گرفته میشه ، اظهار نظرها و برداشتهای شخصی است چرا که اولا" در مواردی اتفاق نظر بین همه ی کارشناسان در مورد نتایج و تحلیل یک رصد وجود نداره و ثانیا" مرجعی هم بطور رسمی بعنوان متولی این امر تعیین نشده که بخواهیم بگوییم رأی و نظر این مرجع برای همه لازم الاجراء و لازم الاتباع است. رصدی که از نظر یک کارشناس مورد قبول واقع شده ، میتونه به نظر کارشناسی دیگه مشکوک و یا مردود اعلام بشه و بالعکس.

 

بنده ایرادی نمیبینم که نظرات متفاوتی در این رابطه ابراز بشه. پر واضح است که نیاز و ضرورتی وجود نداره که همه بخوان و یا ملزم باشند این اظهار نظرها و برداشتهای شخصی رو بپذیرند و از اون تبعیت کنند.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٢

در روزهای آتی ، دو رصد هلال در پیش رو داریم. بامداد جمعه 9 اسفند آخرین هلال صبحگاهی ربیع الثانی خودنمایی میکنه و شامگاه یکشنبه 11 اسفند چشممون به جمال هلال جمادی الاولی روشن میشه.

هلال صبحگاهی جمعه با ضخامت 0.74 دقیقه قوسی و فاز 2.45 درصدی ، حدود 1 ساعت و 4 دقیقه قبل از خورشید طلوع میکنه و هلال شاگاهی یکشنبه با ضخامت 0.68 دقیقه قوسی و فاز 2.34 درصدی ، تا حدود 1 ساعت و 22 دقیقه پس از غروب خورشید در آسمان باقی خواهد موند.

این اطلاعات نشون میده که از نظر ضخامت و مدت حضور ماه در آسمون ، این دو هلال تقریبا" شبیه به هم هستند اما تفاوت اصلی بین این دو ، در اختلاف سمت دو هلال با خورشید است که تاثیر زیادی در شکل هلال خواهد داشت.

هلال صبحگاهی بامداد جمعه در ساعت 06:12 و در اصفهان حدود 7.8 درجه ارتفاع و 11 درجه اختلاف سمت با خورشید داره و تقریبا" به شکل زیر رویت خواهد شد:

اما هلال شامگاهی عصر یکشنبه در ساعت 18:21 و در اصفهان حدود 11.8 درجه ارتفاع و 0.5- درجه اختلاف سمت با خورشید داره و بنابراین به شکل زیر دیده میشه:

از اونجایی که هر دو هلال دارای ضخامت مناسبی هستند و زمین تاب اونها هم قابل مشاهده خواهد بود ، فرصتی بوجود میاد تا علاقمندان به عکاسی هنری کارهای درخوری انجام بدهند.

پس بسم الله ؛ برنامه ریزی کنید و با انتخاب سوژه های مناسب ، عکس بگیرین




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٢

انتظار ، علیرغم سختی که داره ، خیلی شیرین و دلچسبه و من بسیار بسیار به این حس علاقه دارم.

دیروز و دیشب منتظر رسیدن دو مسافر مکه و مدینه بودیم. دقایقی که در فرودگاه حضور داشتم ، یه بار دیگه حس انتظار رو در خودم و گروه کثیری از مردمی که اونجا بودند مشاهده کردم. یک درب و هزاران نگاه......

با عبور هر مسافر از این درب ، سیل نگاهها به سمتش روانه میشد ؛ اشتیاق برای دیدن.....

میله های بلند ، مانع و حائلی بود بین محل استقرار منتظران با اون درب که صدها دل بهش متصل شده بود. اما بعضیها اونچنان خودشون رو به این میله ها چسبونده بودند که گویا میخواستند حتی اگر به اندازه ی یک میلیمتر هم که شده ، به درب نزدیکتر باشند....

وقتی آشنایی وارد میشد ، صدای هله هله و شادی به آسمون میرفت. هر کسی سعی میکرد با دست تکون دادن ، نگاه مسافر رو به سمت خودش جلب کنه ؛ اما اونطرف فقط یک نفر بود و دو چشم ، و اینطرف خیل مشتاقان و تمنای چشمها و التماس دستها.....

بخاطر فعالیتی که در زمینه ی رویت هلال دارم ، این موقعیت برام فراهم شده که در هر ماه حداقل 2 بار ، سراسر وجودم رو حس انتظار پر کنه...... بعضی وقتا که توفیق پیدا میشه و برای نماز جماعت عمومی به حسینیه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه میرم ، اونجا هم حس انتظار رو در چهره ی تک تک حاضران مشاهده میکنم که با چه شور و اشتیاقی منتظر ورود مقام معظم رهبری هستند.....

عرفا میفرمایند که از مجاز راهی بسوی حقیقت وجود داره. وقتی انتظار مجازی تا این اندازه شیرین و پرشور است ، چگونه خواهد بود حال و هوای انتظار حقیقی و احوال منتظران راستین؟

گفته بودم چو بیایی ، غم دل با تو بگویم

چه بگویم؟ که غم از دل برود چون تو بیایی




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢

مقاله­ی کوچک و جمع و جوری در مورد مدیریت مالی نوشته بودم. وقتی به استاد ارائه کردم گفتند شما که عکاس هم هستی چرا یه عکس برای روی جلد تهیه نکردی؟!

خیلی فکر کردم که چه عکسی میتونم بگیرم که مفهوم مدیریت مالی رو بتونه بیان کنه؟

خوشم نمیاد عکسی مشابه عکسهای کلیشه ای مثل ماشین حساب و چرتکه و نمودار و این حرفا بگیرم. دیشب به ذهنم خطور کرد با استفاده از کلکسیونی که دارم ، یه عکس در این ارتباط بگیرم. طرح اولیه ای که در نظرم بود ، میتونست خیلی سیاسی بشه!! کمی تعدیلش کردم تا به عکس زیر رسید:

توضیح اینکه این دو اسکناس 500 و 5000 ریالی ، اولین سری از این اسکناسها هستند که در دوران جمهوری اسلامی به چاپ رسیده اند و سکه ها ، هم اینک جایگزین اون اسکناسها شده اند.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢

بعضی وقتا احساسی شبیه به همین بوته ی سبز دارم ؛ هم سرسبزم و هم تنها در دل کویری خشک و سوزان....

یه شاعری کار خودش رو راحت کرده و گفته:

دلا خو کن به تنهایی ، که از تن­ها بلا خیزد

سعادت آن کسی یابد که از تن­ها بپرهیزد

اما وقتی که بدونیم و بپذیریم که انسان خدا نیست که بخواد فرد و تک باشه ، موضوع متفاوت میشه و اینجاست که وارد یه دور تسلسل عذاب آور میشیم. بعضیها ممکنه بخاطر رنجی که از این تسلسل میکشند ، راهی رو در پیش بگیرند که سرآغاز خروج از سیر الی الله و صراط مستقیم باشه. وقتی از اینها بپرسی: چرا؟ میگن: فشار روحی ناشی از تسلسل.... این جواب خیلی شبیه جواب کسانی است که معتاد شدند و وقتی میپرسی چرا به سمت اعتیاد رفتین میگن بخاطر فشار زندگی!! کدوم آدم عاقلی بخاطر رهایی از یه مشکل خودش رو دچار مشکلی بزرگتر میکنه؟

در فشار عذاب آور دور تسلسلی که گفته شد ، باید صبر و استقامت کرد. اصرار بر باقی موندن در مسیر الی الله و صراط مستقیم و رعایت تمامی اصول و مبانی این سیر و این صراط ، روحیه ای به آدم میده که تحمل سختیها رو آسونتر میکنه. عمل صالح ، چیزی است که هرگز نباید ازش غفلت کنیم. عمل صالح معناش این نیست که یه صدقه به کسی بدیم. عمل صالح یعنی کل اعمالمون صالح باشه.....

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ﴿۱﴾

إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ﴿۲﴾

إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴿۳﴾




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ