خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢

از نیمه شب گذشته ساعتها به وضع قبلی بازگشت. من هم ساعت تلفن همراهم رو تغییر دادم. هر روز صبح با صدای زنگ بیدارباش این تلفن از خواب بیدار میشم. امروز هر چی منتظر بودم تلفن زنگ نمیزد. خیلی طبیعی بود ؛ برای ساعت درونی بدنم ، زمان یک ساعت کش اومده بود!! توی خواب بیداری بودم و به موضوع طولانیتر شدن زمان فکر میکردم. به نظرم میرسید این یه ساعت اضافه تر اونقدر با برکت شده که اصلا" تموم نمیشه!! بلاخره بلند شدم و با خودم گفتم بد نیست یه کمی زودتر پاشم و سحرخیزی کنم!! خوابخمیازه

همسرم بیدار شده بودند. پرسیدند امروز اداره نمیری؟ گفتم چرا ولی هنوز زوده. گفتند اما الان با تغییر ساعتها ، 15 دقیقه به ساعت 7 بیشتر نمونده!! زبان

با تعجب نگاهی به ساعت تلفنم انداختم و متوجه شدم دیشب که میخواستم زمان رو یک ساعت به عقب ببرم ، ظاهرا" دوبار کلید زدم و دو ساعت به عقب بردم!!آخ

مثل اینکه همه ی برکات ناشی از کش اومدن زمان نیست و زدن کلیدهای اضافه هم میتونه همون اثر رو داشته باشه!! چشمکنیشخند 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢

این روزها ، کلمات و جملات سیاستمداران عالی رتبه کشور در عرصه سیاست خارجی ، کاملا" فنی و حساب شده است و دیگه نشانی از حرفهای چاله میدونی ، عوام فریبانه و بی حساب و کتاب دیده نمیشه. خیلی مهمه که اصول و مبانی سیاستهای خارجی کشور ( که تقریبا" همیشه ثابت بوده و تغییر آنچانی نداشته و توسط رهبر معظم انقلاب اتخاذ میشه ) بصورت کاملا" دیپلماتیک و هنرمندانه در جامعه ی جهانی مطرح بشه تا هم از این اصول عدول نکرده باشیم و هم بی جهت برای کشور هزینه تراشی نکنیم.

متاسفانه برخی از مسئولین دولتهای نهم و دهم بی توجه به ادبیات رایج در سطوح دیپلماتیک و بدون در نظر گرفتن بار حقوقی برخی گفتارها ، عرصه ی بین المللی رو با سخنرانیهای عامیانه ی خودشون اشتباه گرفتند و حرفهایی زدند که بیان برخی از اونها باعث خجالت و شرمساری ایرانیان است ( مثل محل ریختن آب و بردن مه مه توسط لولو و از این دست جملات و کلمات قصار!!!) و برخی دیگه هم بی جهت تنشهایی رو برای کشور بوجود آوردند که هیچ سودی برای ما نداشت هیچ ، کلی خسارت هم ببار آورد.

ظاهرا" حالا و در همین مدت کوتاه که از عمر دولت یازدهم داره سپری میشه وضعیت عوض شده و ادبیات سیاستمداران ما تغییر کرده. تنها دولتی در جهان که ما هیچ ارتباطی با اونها نداریم و اصولا" اونها رو به رسمیت نمیشناسیم  دولت رژیم صهیونیستی اسرائیل است. بجز این مورد خاص ، هیچ اشکالی نداره که سیاستمداران ما برای منافع ملی و با حفظ شأن و کرامت ملت ایران و از جایگاهی برابر ، با دیگر کشورها وارد گفتگو ، مذاکره ، تعامل و همکاری شوند.

امیدوارم سفر آتی رئیس جمهور محترم به نیویورک نتایج مفیدی در همین ارتباط برای کشور داشته باشه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢

در وصل هم ز عشق تو ای گل ، در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه میکشم....

با عقل ، آب عشق ، به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال و ، باز

صبح است و سیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی ز جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت ، که بی غشم

باور مکن که طعنه ی طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی ، که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سرّ غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه ی خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست ، من همه جور تو میکشم

(شعر از : شهریار ادب پارسی استاد مرحوم محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢

این مجموعه عکس با عنوان باران رو هم در همون محدوده ی کوچک شمال گرفتم. نسبت به عکسهای قبلی که با موضوع باران بود ، کیفیت خیلی پایینتری داره و برای موضوع عکاسی از باران قابل عرضه نیست ؛ اما خوب ، بهتر از این سوژه پیدا نکردم دیگه  خجالت


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢

 

اولین سری از عکسهایی که امسال در سفر شمال گرفتم رو ملاحظه بفرمایید. تمام این عکسها در یه محوطه کوچک گرفته شده است. سری دوم عکسها با موضوع باران رو در روزهای آینده تقدیم میکنم.

 


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢

در غروب روز 11 آذر 1384 یکی از مهترین خاطرات نجومی و رصدی من به وقوع پیوست. در اون روز بی نظیر و رویایی موفق شدم هلال ذیقعده 1426 رو در منطقه هلاغره – فریدن رویت کنم. همیشه از این رصد بعنوان مهمترین دستاورد رصدی خودم یاد کردم. این رصد برام ارزشی به مراتب بیشتر از رکورد وداع تا دیداری که سال گذشته بدست آوردم داره.

بخاطر این رصد ، قید یه ماموریت خارج کشور به مالزی و امارات رو زدم و در اصفهان موندم تا ادعای خودم مبنی بر اینکه " آیا احتمال رویت هلال ذیقعده 1426 در تهران وجود دارد ؟ پاسخ : بله ! " رو محک بزنم. در روزهای قبل از این رصد ، مکاتباتی بین بنده و برخی رصدگران رد و بدل شده بود. این مکاتبات در اخبار سایت کمان آسمانی ( که در اون سالها فعال بود ) منتشر و ضبط شده است. شباهت و تفاوت برخی دیدگاههای اون موقع با عملکردهای امروز برام جالبه.

پس از گذشت 8 سال ، در 12 آذر امسال شاهد رخ نمایی یک هلال جذاب دیگه هستیم. اگر عمری برام باقی باشه و شرایط جوی مناسب بشه ، هلال صفر 1435 رو در همون رصدگاه بیاد موندنی هلاغره رصد خواهم کرد. البته تفاوتهای زیادی بین این دو رصد وجود داره که در زمان خودش به اون خواهم پرداخت.

سایت کمان آسمانی دیگه در دسترس نیست اما هر از گاهی فایلهای خبری این سایت رو مرور میکنم و خاطرات شیرین سالهای گذشته رو بیاد میارم ؛ یادش بخیر




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٥ شهریور ۱۳٩٢

بامداد چهارشنبه تهران – آخرین هلال صبحگاهی شوال 1434

 

نزدیک غروب جمعه 15 شهریور 1392مصادف با 29 شوال 1434 و 6 سپتامبر 2013 با اینکه بدلیل مصرف دارویی جدید ، خستگی و خواب آلودگی زیادی داشتم و بدنم بی حس بود ، با اینکه بررسیهای هواشناسی نشون میداد که شانس خیلی خیلی کمی برای برخورداری از آسمون صاف و بدون ابر و عاری از غبار در اصفهان وجود داره ، اما شوق رصد هلال دوباره من رو به راه انداخت. وسایلم رو جمع کردم و رفتم کوه صفه. توان حرکت نداشتم و کوله ام بخاطر همراه داشتن ابزار رصدی سنگین بود. با تله کابین تا بالا رفتم و بعد به سمت قله حرکت کردم. تا قله 20 دقیقه راه بود اما در همین مدت
کوتاه حسابی ضعف کردم و بریدم.

نزدیک قله چند دقیقه روی زمین دراز کشیدم تا حالم بهتر بشه. افق ابرناک و غبار آلود بود و باز کردن وسایل فایده ای نداشت. تا غروب خورشید اونجا موندم و به گرفتن چند عکس بسنده کردم و برگشتم خونه.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٥ شهریور ۱۳٩٢

عکسهایی از برنامه آلاشت


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٢

از چندی قبل دوستان گرامیم در انجمن نجوم آماتوری ایران به بنده اطلاع داده بودند که بنا دارند در سالروز بزرگداشت حکیم ابوریحان بیرونی ، همایشی رو برگزار و بنده رو به عنوان رصدگر نمونه غیر حرفه ای کشور و مرکز آموزش نجوم ادیب رو به عنوان گروه نجوم نمونه کشور در سال 1392 معرفی کنند. در مورد انتخاب مرکز ادیب خیلی خوشحال بودم که چنین تصمیمی گرفته شده اما در مورد خودم بواقع مجموعه ی فعالیتهای رصدیم رو قابل نمیدونستم که بخواد چنین تقدیری ازش بعمل بیاد. ولی به احترام دوستان گرامی و مسئولین این انجمن فعال ، و برای بیان برخی تجربیاتم در زمینه رصد هدفمند و با برنامه ، دعوت دوستان رو با کمال میل اجابت کردم و برنامه ی سفر به تهران رو تدارک دیدم.

محل برگزاری این همایش در مجموعه فرهنگی برج آزادی تهران ( میدان آزادی ) بود. حضور در این مکان زیبا ، برام خاطرات قبل از انقلاب رو زنده کرد که یه بار به همراه تمامی اعضای خانواده از این برج دیدن کردیم و روی بامش مستقر شدیم. در اون دوران ، این برج یکی از بلندترین و عظیم ترین سازه های موجود در تهران بود.

در صحبتهای مختصری که داشتم برخی خاطرات دوران 18 ساله ای که به رصد آسمان شب و بویژه رویت هلال پرداختم رو تعریف کردم.سعی داشتم خاطراتی رو تعریف کنم که شاید بتونه بعنوان یه الگو و راهنما مورد استفاده قرار بگیره. استقبال از این همایش خیلی خوب بود و جلسه ی باشکوهی برگزار شد. افتخار این رو داشتم که در این همایش دیدار مجددی با جناب دکتر نصیری قیداری داشته باشم و نیز با استاد فرهیخته جناب مهندس سرفراز غزنی آشنا بشم. در کل ، حضور در این برنامه برام سرشار از خوشی بود و خاطره اش همیشه در ذهن و یادم باقی خواهد موند.

لازم که یه بار دیگه از مسئولین ، مدیران و دست اندرکاران انجمن نجوم آماتوری ایران بویژه دوست و همکار گرامیم جناب آقای مهندس عتیقی بخاطر تمامی محبتها و الطافی که نسبت به بنده داشتند صمیمانه تشکر و قدردانی کنم. این انجمن سنت بسیار خوب و پسندیده ای در جهت معرفی تلاشگران عرصه نجوم پایه گذاری کرده است ( هر چند که تاکید میکنم بنده قابل این لطف نبودم ). امیدوارم این سنت حسنه در سالهای بعد نیز پیگیری شده و تداوم داشته باشه. همچنین آرزو میکنم این کار ارزشمند ، زمینه ی نزدیک شدن بیش از پیش رصدگران آسمان و گروههای نجومی کشور به هم رو فراهم کنه. وقتی ما کنار هم و با هم باشیم ، کارهای خیلی بزرگتر و بهتری میتونیم انجام بدیم.

برای خوندن گزارش همایش بزرگداشت حکیم ابوریحان بیرونی ، میتونید به وب سایت انجمن نجوم آماتوری ایران مراجعه نمایید.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢

مسجد جامع اصفهان یکی از قدیمی ترین و زیباترین آثار تاریخی این شهر افسانه ای است. بخشهای داخلی گنبد عظیم و بی همتای این مسجد ، همون چیزی است که در گذشته ساخته شده و هیچ تغییر و مرمت و دستکاری در اون انجام نشده است.

گنبد مسجد امام در میدان نقش جهان اصفهان نیز از آثار بسیار زیبا و فاخر ایران زمین است که تحسین هر بیننده ای رو به دنبال داره. اما شاید خیلیها خبر نداشته باشند که کاشیکاریهای بیرونی این گنبد ، تاریخی نیست و هر چند سال یکبار تعویض میشه.

پل مارنان نیز یکی از جاذبه های دیدنی صفهان است. وقتی آب در زاینده رود جاری باشه ، زیباترین منظره ی رودخانه رو در داخل اصفهان ، در یکی از پلهای خواجو و یا مارنان میشه دید. اما شاید خیلیها خبر نداشتنه باشند که از پل تاریخی مارنان ، فقط پی اون باقی مونده. پل اصلی در جریان یک سیل بکلی از بین رفت و اونچه که امروز مردم میبیینند ، ساخته ی معماران بعد از انقلاب است که البته مشابه نمونه اصلی ساخته شده.

برای افرادی که در زمینه تاریخ و آثار تاریخی و اصالت این آثار اطلاعی ندارند ، شاید فرقی نکنه که این آثار اصل هستند یا مرمت شدند و یا کپی برابر اصلند. شاید برای اینها نقش و نگارهای کاشیهای مسجد امام و یا نورپردازیهای جذاب پل مارنان خیلی زیباتر از در و دیوار خاک گرفته ی مسجد جامع به نظر برسه. شاید این افراد از دستکاری  و مرمت آثار تاریخی حمایت جانانه هم بکنند. اما از منظر یه متخصص در زمنیه باستان شناسی و تاریخ ، یه خشت خام مسجد جامع ارزشی به مراتب بیشتر و بالاتر داره نسبت به کاشیهای جدید و خوش رنگ مسجد امام و یا کپی برابر اصل پل مارنان.

این مثال رو برای این زدم تا بگم شاید برای ما که تخصصی در مبانی فقه و استنباط احکام شرعی از آیات و روایات نداریم ، رویت هلال با چشم و ابزار و شامگاهی و روزگاهی و با فیلتر و بدون فیلتر و پردازش تصویر و محاسبه و ..... همه یه معنا رو داشته باشند و به نظر برسه از یه موضوع حرف میزنند و بنابراین باید حکم واحدی هم براشون صادر بشه.

شاید اینطور باشه. شاید واقعیت همین چیزی باشه که ما فکر میکنیم. اما کی میتونه و قادره این شایدها و احتمالات رو به بایدها و واقعیتها تبدیل کنه ؟ پاسخ خیلی ساده و روشن است : کسی که در زمینه فقه و استنباط احکام شرعی از آیات و روایات تخصص داره.

کی میتونه بایدها و واقعیتهای فوق الذکر رو نقد کنه و بهش اشکال وارد کنه؟ پاسخ به این سوال هم خیلی روشن است : کسی که خودش هم در زمینه فقه و استنباط احکام شرعی از آیات و روایات سر رشته داشته باشه.

البته فرق است بین سوال کردن با نقد و اشکال وارد کردن. هر کسی ( در هر سطح علمی و هر رشته ی تخصصی و یا حتی افراد فاقد تخصص ) میتونه و آزاد است در مورد این بایدها و واقعیتها سوال بپرسه. اما لازمه ی ورود به نقد فتوای و یا مقایسه آراء فقها با برداشتهای شخصی ما ، دارا بودن همون تخصص مرتبط (در زمینه فقه و استنباط احکام شرعی از آیات و روایات ) است. اگر غیر از این عمل کنیم ، نمیتونیم مطمئن باشیم برداشتهای ما با اصول و مبانی فقهی و شرعی همخوانی و انطباق داره یا نه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢

از جمعه ی گذشته تا دوشنبه ی این هفته ، برنامه ی طبیعت گردی در استان مازندران ( منطقه سواد کوه و شهر آلاشت ) داشتم. برای اولین بار بود که این مناطق بکر و زیبا رو از نزدیک میدیدم. گروه ما ، جمعی 45 نفره از همکاران اداری و اعضای خانواده ی اونها بود و طی سه روز ، صعود به یه قله 3750 متری ، جنگلنوردی ، بازدید از آبشار زیبای گزو و نیز بازدید از جاذبه های شهر آلاشت رو انجام دادیم.

بحمدالله همه چیز خوب و عالی بود. بکر بودن این منطقه و دور بودنش از دسترس خیل عظیم مسافرانی که ممکنه حرمت طبیعت رو حفظ نکنند و باعث آلودگی محیط زیست بشن ، باعث شده که جنگلها ، کوهها و مراتع این منطقه اصالت و زیبایی و تمیزی خودشون رو حفظ کنند. برای من بشخصه مشاهده ی قله دماوند از فراز قله 3750 متری مشرف به روستای اسب خانی ، جنگلنوردی در بین درختان متراکم و بی نظیر گزو و نیز بازدید از آبشار گزو جزو بهترین صحنه هایی بود که مقابل چشمانم قرار گرفت. آبشار گزو آب چندان زیادی نداشت اما ارتفاع بلند آبشار و قرار گرفتنش در یه تنگه ی بسیار بسیار زیبا ، منظره ای خیال انگیز و رویایی رو در معرض دید قرار میداد. گستره ی ایران عزیز پر است از این زیبائیها که خیلی از ما شناختی نسبت به اونها نداریم.

امروز چهارشنبه 13 شهریور بنا است در همایش انجمن نجوم آماتوری ایران ، از برخی فعالان نجومی کشور تقدیر بشه. بنده هم به این همایش دعوت شدم و الان در تهران هستم و دارم این سطور رو مینویسم. تقریبا" نیمه شب دیشب به تهران رسیدم و تا ساعت 03:30 بامداد ، علیرغم خستگی زیاد خوابم نبرد. بنا داشتم هلال صبحگاهی شوال 1434 رو در تهران رصد کنم. ساعت طلوع ماه رو در نرم افزار دیدم و ساعتم رو تنظیم کردم تا در ساعت 04:15 بیدارم کنه ( یعنی فقط 45 دقیقه خواب!) اونقدر خسته بودم که حواسم نبود افزایش 1 ساعت ( ساعت تابستانی ایران ) رو لحاظ کنم. خلاصه ؛ سر ساعت بیدار شدم و دوربین عکاسی رو برداشتم رفتم روی پشت بوم دفترمون. هر چی انتظار کشیدم دیدم نه هلال پیداش میشه و نه آسمون روشن!! حدود ساعت 04:45 بود که متوجه اشتباهم شدم!! دوباره برگشتم پایین و ساعتم رو برای 05:15 تنظیم کردم!! 45 دقیقه دیگه خوابیدم و دوباره اومدم برای رصد.

متاسفانه ساخت و سازهای بی رویه باعث شده منظره افق شرقی دفترمون کاملا" تغییر کنه و بهم بریزه. کلی ساختمون و نورافکن و میله های چند ده متری پرچم و .... آشفتگی بدی بوجود آورده. قدری ابر و مقدار بیشتری آلودگی هوا باعث شد تا هلال رو با تاخیر ببینم اما بحمدالله عکسهای خوبی ازش گرفتم. وقتی هلال رو دیدم ، خاطره ی رویدادهای این یک ماهه اخیر دوباره برام زنده شد ؛ خاطراتی که یه تعدادیش شیرین  بود و یه تعدادیش تلخ و ناامید کننده ..... بگذریم

رازی که نگفتیم و نگوییم به هر کس

با دوست بگوییم که او محرم راز است




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٢

چند وقتی میشه که حس میکنم ضعیف شدم. شاید این بخاطر وضعیت هوا باشه و شاید هم سیستم تنفس و گوارشم عملکرد خوبی نداره. هر چی که هست ، در شیبهای تند نمیتونم خیلی با سرعت ( مثل دو سال پیش ) حرکت کنم. این هفته دو بار رفتم کوه و هر دو بار با چنین مشکلی مواجه شدم. امیدوارم با بهبود شرایط جوی و خنک شدن هوا ، این مساله رفع بشه. سالهای گذشته که بدون صرف وعده ی نهار به کوه میرفتم ، شرایطم خیلی خیلی بهتر بود. شاید لازم باشه دوباره همون رویه رو در پیش بگیرم.

بنا بود در چنین روزی روی قله علم کوه باشیم اما یه مجموعه رویدادهای ناخواسته و پشت سر هم باعث که برنامه لغو بشه. بجاش احتمالا" در روزهای آینده عازم استان مازندران خواهیم شد تا یه برنامه ی ویژه که شامل کوهنوردی ، جنگلنوردی و گشت و گذار خواهد بود برگزار کنیم. امیدوارم همه چی بخوبی انجام بشه.

اخباری که این روزها از آخرین تصمیمات و اقدامات دولت دهم منتشر میشه ( که بعضا" حتی در آخرین ساعات باقی مونده تا پایان عمر دولت دهم انجام شده ) حیرت آور است. برداشت 16 میلیارد تومان پول در آخرین روز کاری دولت دهم از حساب نهاد ریاست جمهوری برای مصارف خاص و خارج کردن 2283 قلم هدایای ریاست جمهور از موزه هدایا ی ریاست جمهوری ( واقع در مجموعه سعد آباد ) و صدور دستور حذف و نابود کردن اسناد مربوط به این هدایا از جمله ی این اخبار است. در مورد هدایا اونطوری که در خبر اومده ، این اقدام از ساعت 23 روز 11 مرداد تا ساعت 02:30 بامداد 12 مرداد ( چند ساعت مانده به پایان کار دولت دهم ) اتفاق افتاده. این در حالی است که دولت نهم هدایای مربوط به 8 سال ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی رو به نفع ملت مصادره کرده بود!!! البته مقام معظم رهبری ، آیت الله هاشمی رفسنجانی و جناب خاتمی بزرگوارانه تمامی هدایای دوران ریاست جمهوری خودشون رو به این موزه اهداء کرده بودند تا در معرض دید عموم قرار بگیره. این ابتکار مقام معظم رهبری بود و روسای جمهور بعدی هم از این سنت حسنه تبعیت کردند. تمام این هدایا جزو اموال دولت ثبت شده بود و مصادره هدایای آقای خاتمی چیزی جز نفرت و لجاجت رو نمیرسونه چرا که دولت نهم چیزی رو مصادره کرده بود که قبلا" جزو اموال دولت ثبت و ضبط شده!!!!. اما حالا رئیس و مسئولین عدالت محور ، انقلابی و ساده زیست دولت دهم اقدامی دیگر انجام میدن ...... باز هم باید بگذریم. این آقایون فکر میکنند اگر در این سمتها نبودند ، کسی این هدایا رو بهشون میداد؟ فکر میکنند اینها مال شخصی خودشونه؟ بعضی مواقع تغییر و تحولات لازمه ، تا بشه فاصله ی شعار تا عمل رو مشاهده کرد. مشروح این دو خبر رو میتونید در سایت تابناک ببینید.

روز نهم شهریور ، روز حفاظت از یوزپلنگ ایرانی است.

طبیعت میراث گرانبهایی است که متاسفانه انسانها با روی آوردن به زندگی ماشینی ، با دست خودشون دارن این میراث و این عظمت بی همتا رو از بین میبرند. منقرض شدن و یا در معرض انقراض قرار گرفتن نسل تعداد زیادی از حیوانات وحشی ، از بین رفتن جنگلها و مراتع ، آلودگی هوا ، سوراخ شدن لایه ازن ، آلوده کردن آب و خاک ، افزایش درجه حرارت کره زمین بر اثر وارد شدن بی رویه گازهای گلخانه ای به اتمسفر ، آلوده کردن دریاها و از بین بردن جزایر مرجانی و ......... از جمله بلایایی است که بدست انسان بر طبیعت وارد میشود. قصه یوز ایرانی هم از همین جمله است. تصرف محیط زندگی این جانور زیبا توسط انسانها ، کشته شدن اونها بدست انسانهای ناآگاه که یا بر اثر ترس و یا عدم اطلاع از نقش این جانور در چرخه طبیعت خون اونها رو بر زمین میریزند ، از جمله چالشهای یوزپلنگ ایرانی برای تداوم حیات است. مشکل خشک سالی و کم شدن غذای این حیوان هم مزید بر علت شده است. به هر حال امیدواریم قبل از اینکه نشان یوز ایرانی فقط در عکسها باقی بمونه ، مسئولین امر با تدبیر و اتخاذ راهکارهای مناسب ( از جمله آموزش دادن به مردمی که در حریم محیط زیست این جانور زندگی میکنند ) ، از این عنصر مهم و ارزشمند حیات وحش ایران پاسداری و نگهبانی کنند تا نسلهای آینده ما نیز شاهد دویدن و جولان دادن این جانور تیزپا در ایران زمین باشند ؛ انشاءالله




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ