خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۳

در مسائل برنامه ریزی خطی اعداد صحیح ، بعضی وقتا وقتی در جداول سیمپلکس به شرایط بهین و شدنی میرسیم ، مقادیر بدست اومده برای متغیرها عدد صحیح در نمیاد و جوابها کسری هستند. برای اینکه بخوایم این جواب های کسری به عدد صحیح تبدیل بشه ، باید محدودیتهای جدیدی رو طراحی و وارد مساله کنیم تا به نتیجه برسیم.

زندگی هم بی شباهت به این مسائل نیست. بعضی وقتا که کارمون و برنامه­مون در زندگی گره میخوره و نافرم میشه ، ورود یه متغیر جدید در زندگی میتونه قدمهای زیادی ما رو به پیش ببره و بعضی از گره­ها رو باز کنه. اینکه این متغیرها چی هستند و نحوه ورودشون به زندگی چه جوریه ، از یه نفر تا نفر دیگه فرق میکنه و هر کسی باید این تکنیک رو برای زندگی شخصی خودش فرا بگیره.

یه شباهت دیگه زندگی با این مسائل برنامه ریزی خطی اعداد صحیح اینه که همونطور که ممکنه شرایط بهین در جداول برقرار باشه اما چون جواب متغیرها اعداد کسری هستند ، مساله هنوز حل نشده و باز هم باید اقدامات جدیدی رو انجام داد تا به پاسخ مطلوب برسیم ، در زندگی هم ممکنه بعضی وقتا دیگران فکر کنند شرایط بهین در زندگی ما برقراره اما خود ما که میدونیم چه هدفی از زندگی داریم ، میفهمیم که اعدادمون هنوز صحیح نشدند و باید معادلاتی رو به زندگی اضافه کنیم و تغییر کنیم تا به شرایط آرمانی و مورد انتظارمون برسیم. باید حرکت رو ادامه داد.... هنوز تا رسیدن به جواب فاصله داریم.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳

روزهای پایانی ماه ذیحجه رو داریم سپری میکنیم و بامداد روز پنج شنبه اول آبان مصادف با 28 ذیحجه ، زمان وداع با هلال صبحگاهی این ماه است و غروب روز شنبه ، با دلی سرشار از غم و اندوه میزبان هلال محرم خواهیم بود...

در بامداد روز پنج شنبه ، هلالی زیبا رو شاهد خواهیم بود ، چرا که ضخامت و فاز کم هلال چهره ای دلربا رو در معرض دید قرار میده. از زمان طلوع هلال تا زمان مقارنه کمتر از 20 ساعت زمان فاصله است که این با تقسیم بندی جناب استاد صیاد ، هلال رو در زمره هلالهای جذاب پیر قرار میده (معادل هلال جوان در هلالهای شامگاهی). از لحظه طلوع ماه تا زمان طلوع خورشید فقط 41 دقیقه فاصله وجود داره. هلال پنجشنبه رو فقط میتونیم با ابزار ببینیم.

این روزها موضوع اسیدپاشی به بانوان در اصفهان نقل محافل شده. این موضوع تلخ و تکان دهنده دیگه شایعه نیست و متاسفانه صورت واقعیت بخودش گرفته. دلایل متفاوتی در مورد علت بروز این رویداد داره در سطح جامعه مطرح میشه. گروهی اون رو کینه های شخصی ، گروهی در ارتباط با وضعیت حجاب خانمها و گروهی دیگه هم هدف از این اقدام رو ایجاد ناامنی اجتماعی میدونند.

چون دلیل اصلی هنوز روشن نشده ، نمیخوام بی جهت به اون بپردازم. انشاءالله مقامات و مسئولین امنیتی و انتظامی هر چه سریعتر این معما رو حل کرده و عوامل اون رو دستگیر و طبق قانون مجازات خواهند کرد. تنها چیزی که الان میشه گفت اینه که قانون ، باید خط قرمز همه ی آحاد جامعه باشه. هیچکسی نمیتونه و نباید بخودش حق بده هر جا که خواست و هر طور که پسندید ، قانون رو زیر پا بذاره و یا خودش رو مسئول اجرای مجازات دیگران قلمداد کنه. از طرف دیگه ، مجریان قانون و مسئولین امنیتی و انتظامی هم باید فضایی رو در جامعه ایجاد کنند که مردم بتونند با آرامش خیال و داشتن احساس امنیت مناسب به زندگی روزمره بپردازند.

بامداد امروز خوابی عجیبی دیدم. خواب میدیدم به وجود یه فساد مالی بزرگ پی بردم و فردی داره تلاش میکنه تا من رو قانع کنه وارد این پرونده نشم. اما قاطعانه گفتم من ورود پیدا میکنم و این پرونده رو علنی خواهم کرد. وقتی اون فرد این حرف رو از من شنید ، چهره اش تغییر کرد و حتی میدیدم از شدت اضطراب و پریشانی ، خون از لبهاش جاری شد. دیدمش که رفت با چند نفر (که اونها رو میشناسم) مشورتی کرد و برگشت پیش من. دوباره از من خواست چیزی در مورد پرونده فساد مالی نگم. یه گوشی موبایل عجیب به من داد و گفت با من از این طریق در تماس خواهند بود. کمی که از من دور شد ، با خودم گفتم من تصمیمم رو گرفتم و تحت هر شرایطی اینکار رو پی میگیرم.

گوشی موبایلی که به من داده بود رو پرت کردم توی یه سطل زباله. هنوز چند قدمی از اون سطل دور نشده بودم که اون گوشی منفجر شد. متوجه شدم اون گوشی برای سر به نیست کردنم به من داده شده و من از این حادثه جان به در بردم.... در همین لحظه با صدای الله اکبر اذان صبح که از گوشی موبایلم پخش شد از خواب بیدار شدم. مرور کردن رویدادهای این خواب و همزمان شدن نجاتم با شنیدن صوت دلنشین الله اکبر مرحوم مؤذن زاده اردبیلی ، تا دقایقی فکرم رو مشغول کرده بود....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٥ مهر ۱۳٩۳

امروز تقریبا" تمام صبح تا ظهر رو استراحت کردم تا شرایط جسمیم بهتر بشه. دم دمای ظهر رفتم توی گلخونه و قدری به گلها رسیدگی کردم و بذر یه گل از خانواده شقایق رو توی 9 تا گلدون کاشتم تا انشاءالله برای بهار ، گلهاش شکوفا بشه.

 

غروب و سر شب با مقداری چوب و هیزم آتیش مناسبی درست کردم و وقتی به ذغال رسید ، منقل ذغال رو بردم توی گلخونه ، یه چای آتیشی درست کردم و دقایقی کنار این گرمای مطبوع و ملایم به نواهای مازندرانی گوش دل سپردم. فکر میکنم گلها هم از این موسیقی آسمانی لذت برده باشند. مقالات متعددی در این مورد دیدم و خوندم که گلها و گیاهان هم موسیقی رو درک میکنند و پخش موسیقی ملایم در فضای گلخونه باعث رشد مناسبتر گلها و گیاهان میشه.

 

میخوام شما رو هم در این حس خوب شریک کنم. چهار موسیقی که امشب گوش کردم رو براتون میذارم تا بشنوید. امیدوارم خوشتون بیاد.

 

موسیقی اول از استاد محمدرضا اسحاقی با عنوان صنم جان

 

موسیقی دوم موزیک آقای آریا عظیمی نژاد و صدای استاد محمدرضا اسحاقی

 

موسیقی سوم باز هم از استاد محمدرضا اسحاقی با عنوان زمستان

 

موسیقی چهارم از یه گروه مازندرانی که در استان سمنان برنامه اجراء کردند با عنوان ته محله سنگتراشان (این موسیقی ریتم شادی داره)

 

شاد و آسمانی باشید ؛ انشاءالله




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۳

عمر این وبلاگ به 9 سال رسید. چه توصیه خوبی و ماندگاری به من شد وقتی دوستی گرامی نوشتن رو توصیه کرد. 9 ساله دارم مینویسم ؛ از همه چی و همه جا. خاطره ، شعر ، دیدگاههای اعتقادی و مذهبی و علمی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و ورزشی و اقتصادی در حد بضاعت و درکم از رویدادها ، نتایج رصد ، عکس و عکاسی و خلاصه همه چی.

بطور متوسط هر روز بیش از 150 نفر به این کلبه ی درویشی تشریف میارن و قدم به چشم بنده میذارند. در برخی مناسبتها ی ویژه این رقم افزایش پیدا میکنه و در بالاترین رقمی که تابحال بوده به حدود 2500 بازدید رسیده. میدونم برخی دوستان گرامی و بستگان عزیز هر روز مهمون این کلبه هستند. خیلی از اونها مطالبم رو میخونند و در دیدارهای حضوری در مورد اونها با من صحبت میکنند اما کم هستند افرادی که برام پیام میذارند و نظراتشون رو بیان میکنند.

این وبلاگ الان برام حکم یه دفتر خاطرات پیدا کرده. وقتی در خرداد ماه سال 1392 بخاطر درج یه مطلب سیاسی ، وبلاگم برای مدت چند روز فیلتر شد و از دسترس خارج ، احساس کردم بخشی از زندگیم رو گم کردم. وقتی بعضی وقتا به مطالبی که قبلا" نوشتم مراجعه میکنم هم خاطراتم برام تداعی میشه و هم سیر تحول فکریم رو میتونم ببینم. همینطور وقتی نظراتی که دوستان و خوانندگان وبلاگ برام نوشتند رو میخونم ، هم میتونم تاثیر نوشته ها و نظراتم رو ببینم و هم از این نظرات بهره میبرم و راهنمایی میگیرم.

از تمامی دوستان و همراهانی که در این 9 سال قدم به قدم بنده رو در این کلبه درویشی همراهی کردند صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. اگر حرفی و یا نوشته ای داشتم که موجب رنجش خاطر دوستی و یا بیننده ای شده ، خاضعانه پوزش میخوام. هرگز نخواستم در مقام وعظ و نصحیت بنویسم چرا که دانش اینکار رو ندارم و خودم بیش از دیگران محتاج نصیحتم. هر چی گفتم و نوشتم ، فقط بیان نظرات شخصی بوده و بس.

در پایان تفعلی به دیوان حضرت حافظ میزنم و از انفاس قدسیش مدد میگیرم  جایی که میفرماید:

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

ز جام وصل می نوشم ، ز باغ عیش گل چینم

شراب تلخ صوفی­سوز بنیادم بخواهد برد

لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جام شیرینم

مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز

سخن با ماه میگویم ، پری در خواب می­بینم

لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران

منم کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم

چو هر خاکی که باد آورد فیضی برد از انعامت

ز حال بنده یاد آور که خدمتکار دیرینم




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩۳

بخشی از ترکیب­بند غدیریه اثر عارف واصل حاج میرزا حبیب خراسانی


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳

تصمیم گرفتم روز آخر جشنواره میراث فرهنگی ناملموس رو به موسیقی اختصاص بدم. دو انتخاب داشتم که زمان اجرای مشترکی داشت و باید یکی رو انتخاب میکردم ؛ یکی موسیقی کهن کره جنوبی در فرهنگسرای خورشید و دیگری موسیقی مقامی نواحی ایران در تالار هنر. صد البته دومی رو انتخاب کردم ؛ نه اینکه از موسیقی ملل خوشم نیاد اما برای من موسیقی اصیلی مقامی ایران یه جایگاه بسیار بسیار ویژه داره.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱۸ مهر ۱۳٩۳

اجلاس بین المللی میراث فرهنگی ناملموس از روز پنج شنبه در اصفهان آغاز شده. یکی از مهمترین برنامه های این اجلاس ، جشنواره میراث فرهنگی ناملموس اقوام ایرانی است که در باغ غدیر اصفهان اجراء میشه. امروز از ساعت 09:15 تا ساعت 12:30 به همراه همسرم در باغ غدیر شاهد بخشهایی از این جشنواره بودیم که برامون بسیار بسیار جذاب بود.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۳

چند وقت پیش ، همکارانی از شهرداری یکی از شهرهای کرد نشین کشور برای بازدید از حوزه امورمالی شهرداری اصفهان ، به اصفهان تشریف آورده بودند و چند ساعتی میزبان این میهمانان گرامی بودم. یکی از آقایان این جمع  ، لباس سنتی و محلی کردی بر تن و کفش گیوه ای به پا داشتند. از دیدن ایشون در این تیپ و لباس خیلی لذت بردم  و به ایشون گفتم به شما تبریک میگم که پابند رسوم خودتون هستین. این بنده ی خدا گله هایی داشت که بخاطر پوشید لباس محلی کردی در محل کارش ، بعضا" مورد بی مهری قرار گرفته. شنیدن این حرف باعث تاسف عمیقم شد. به ایشون گفتم شاید بزودی بیام تا بازدید شما رو پس بدم. قول میدم وقتی اومدم به شهر شما ، اول میرم یک دست لباس کردی و کفش گیوه ای میخرم و بعد با این لباس برای دیدن شما به شهرداری خواهم اومد. گفتم که جزو آرزوها و افتخاراتم این بوده و هست که لباس کردی بپوشم....

امروز شدیدا" علاقمند بودم که لباس کردی بپوشم ؛ نه بخاطر قولی که به یه هموطن دادم ، بلکه بخاطر ابراز حمایت از پیشمرگان زن و مرد کردی که این روزها در شهر کوبانی با کمترین امکانات اما با عزمی راسخ و رشادتی کم نظیر مقابل ددمنشان نژادپرست داعشی ایستادگی میکنند. کاش میتونستیم و میشد به کمک این مردم بریم....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳

 

زمان : ساعت 19:37 روز دوشنبه 14 مهر 1393

 

دوربین: سونی مدل DSH-HX200V

 

میزان نوردهی: 2 ثانیه

 

فاصله کانونی: 23 میلی متر

 

نسبت کانونی: f/4.5

 

حساسیت: ISO 100

 

دوربین رو طوری قرار دادم که قرص ماه کاملا" پشت این برگ قرار بگیره و ساختار لبه ی برگ رو نمایان کنه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۳

شنبه 12 مهر ماه جاری ، یکی از اساتید موسیقی مقامی ایران به دیار باقی شتافت....

 

 

استاد غلامعلی پور عطایی نوازنده چیره دست و استاد برجسته دوتار از دیار خورشید و جام و خاک (تربت جام - خراسان رضوی) در سن 73 سالگی دعوت حق رو لبیک گفت و علاقمندان به صدای پر سوز و گدازش و نوای دلنشین و روح افزای دوتار آسمانیش رو در غم و اندوه فرو برد. تصنیف مشهور " نوایی نوایی " از برجسته ترین کارهای این استاد بود که فکر نمی­کنم ، ایرانی رو بتونید پیدا کنید که این ترانه و تصنیف زیبا رو نشنیده باشه.

 

حدود 10 تا 15 سال پیش مرحوم پورعطایی در اصفهان برنامه داشتند و این فرصت رو پیدا کردم که از نزدیک شاهد هنرنمایی ایشون و فرزندشون باشم. طنین ساز استاد به واقع روح رو زنده میکرد..... یادش گرامی و روحش شاد

 

تصنیف "ساز شکسته " رو با صدای استاد و فرزندشون جمشید پور عطایی بشنوید

 

http://amehrani.persiangig.com/audio/pourataaii.MP3




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۳

عید قربان ، عید فانی شدن در بی نهایت ، بر شما خجسته باد

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱۱ مهر ۱۳٩۳

فروردین ماه سال جاری وقتی برای بازدید به کارخانه کود کمپوست شهرداری رفته بودم ، بطور اتفاقی چند پرنده شکاری رو روی یکی از تیر برقهای اونجا مشاهده کردم. من که برای دیدن و عکاسی از این پرندگان با ابهت یه روز جمعه وقت گذاشته بودم و تا اردستان و زواره رفته بودم و آخرش هم دست خالی برگشتم ، برام خیلی جالب و هیجان انگیز بود که حالا در یکی از گوشه های همین شهر میتونستم اونها رو ببینم. همکارانم به من توضیح دادند که معمولا" در اواخر تابستان و اوایل پاییز تعداد زیادی عقاب به این محل میان. همون زمان تصمیم گرفتم تا در اوایل پاییز دوباره بیام و اینبار فقط به قصد عکاسی از پرندگان شکاری. پنج شنبه هماهنگیهای لازم رو انجام دادم و صبح امروز (جمعه 11 مهر) دقایقی بعد از طلوع خورشید خودم رو به این منطقه رسوندم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳

سفر رئیس جمهور به نیویورک طی روزهای گذشته در کانون توجهات سیاسی ایران و جهان قرار داشت. بعضیها نگران بودند نکنه توی این سفر بلاخره چشمان رئیس جمهوران ایران و امریکا به جمال همدیگه روشن بشه و قرآن خدا غلط بیفته! نمیدونم چرا چنین دیداری تبدیل به سدی شده که نباید برداشته بشه. به نظرم میرسه اونچه که مهمه ، ایستادگی و پافشاری بر مواضع و دیدگاههای منطقی نظام باید باشه. دیدارها صرفا" یه ابزار سیاسی هستند و بس.

به هر حال ، هیات بلند پایه ایرانی مذاکرات فشرده و سنگینی با طرفهای غربی و بخصوص امریکائیها داشتند. برعکس دوره 8 ساله دولتهای نهم و دهم که با هر سفر رئیس دولت به سازمان ملل ، کلی هزینه برای کشور ایجاد میشد ، اینبار اما سخنرانیها و مواضع اصولی و منطقی آقای روحانی نه تنها هزینه ای برای کشور نداشته بلکه دست طرف مقابل رو هم خالی کرد. یادمون باشه قلدر بازیهای کشورهای غربی همیشه وجود داشته. باید بلد باشیم چگونه در کارزار سخت و دقیق سیاست خارجی و در چنین میدان جنگ نابرابری ، از حق و منافع ملی خودمون دفاع کنیم.

دستاوردهای این سفر ، حتی با بازگشت هیات ایرانی از نیویورک کماکان ادامه داره ؛ جایی که رئیس جمهور آرژانتین ، جوسازیهای سالیان اخیر صهیونیستها رو نقش بر آب کرد و با اعلام عدم دخالت ایران در انفجار بوینس آیرس ، از سوریه و حزب الله لبنان هم دفاع و حمایت کرد.

به یکیایک اعضای هیات ایرانی بخصوص رئیس جمهور محترم ، جناب آقای دکتر ظریف و جناب آقای عراقچی خسته نباشید عرض میکنم اما دوست داشتم رئیس جمهور ما ، در سخنرانی که در مجمع عمومی ایراد کردند ، یه پاسخی در خور به دیوید کامرون نخست وزیر دولت استعمارگر انگلیس میدادند. کشوری که در تاریخش دنیا دنیا ظلم و ستم به مردم وجود داره و در وقایع جنگ جهانی دوم و ماجرای ملی شدن صنعت نفت ، دستش به جون مردم ما آلوده است و با کودتای 28 مرداد ، دیکتاتوری رو جایگزین نظام دموکراتیک دولت مرحوم دکتر مصدق کرد ، حق و اجازه نداره در مورد نحوه تعامل نظام و مردم ایران حرف بزنه. ما اگر مشکلی در داخل کشور داشته باشیم به خودمون مربوطه و نه هیچکس دیگه. این آقا و دیگر هم پیاله­ایهاش غلط میکنند در مورد کشور و مردم و نظام ایران حرف های بی ربط و یامفت بزنند. کاش آقای روحاین که در سخنرانیها و مصاحبه های متعددی که در نیویورک داشتند بارها از ضرب المثلهای ناب ایرانی استفاده کردند ، به آقای کامرون هم میگفتند : یکی رو توی ده راه نمیدادند ، سراغ خونه ی کدخدا رو میگرفت....

مواضع کشورهای غربی در مجمع عمومی در موضوع داعش و نقش ایران در این رابطه ، اثبات کننده هوشیاری فراوان و ابتکار ارزنده ی مقام معظم رهبری مد ظله العالی در افشای درخواستهای مکرر طرفهای غربی از ایران برای ورود به باصطلاح ائتلاف علیه داعش بود. این اقدام زیرکانه و بسیار بسیار بموقع اونقدر حنای غربیها رو بی رنگ کرد که وقتی دیوید کامرون داشت میگفت اگه ایران تمام خواسته های ما رو برآورده کنه اجازه میدیم برای مبارزه با داعش به ما بپیونده ، مرده بودم از خنده قهقهه ظاهرا" اینا هنوز اونقدر گیج تشریف دارند که نفهمیدند چه رودستی خوردند ابله

یه نکته جالب در سخنان آقای روحانی ، تکرار دوباره موضوع گفتگوی تمدنها بود. موضوعی که جناب دکتر سید محمد خاتمی رئیس جمهور محبوب پیشین اون رو در سازمان ملل مطرح کرده بود و همه از این طرح استقبال کردند الا تندروهای داخلی و دولتهای نهم و دهم!!! این سنت خوبی است که اگه کسی حرف درستی زده و کار خوبی انجام داده ، از اون حمایت و پشتیبانی کنیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٤ مهر ۱۳٩۳

صبح امروز برای تمرین سنگنوردی رفتیم کوه صفه تا فرود با ابزار رو تمرین کنیم. محل تمرین ما در دیواره های مشرف به ایستگاه دوم تله کابین بود. کارگاه اول فرود ، همون جایی بود که غروب سه شنبه ازش فرود اومده بودیم. این یه فرود کمی بیشتر از 20 متر بود و شیب زیادی هم نداشت. بیشتر برای دست گرمی از این قسمت فرود اومدیم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٤ مهر ۱۳٩۳

امروز چهارم مهر 1393 مصادف با اول ذیحجه است ؛ سالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه و همینطور بیست و سومین سالروز ازدواج بنده و همسرم که اسامی ما هم همانند همین زوج آسمانی است.

 

 

تمام برنامه های ازدواجم در سال 1370 ظرف مدت 6 ماه انجام شد. مراسم بله برون در روز عید فطر ، خرید مراسم عقد در سالروز میلاد امام رضا علیه السلام ، جشن عقد در روز عید غدیر و جشن ازدواج در روز 4 مهر 1370 و مصادف با سالروز میلاد رسول مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت صل الله علیه و آله و سلم و امام حسن مجتبی علیه السلام. تمام مراحل این ازدواج از ابتدا تا انتها خیلی ساده برگزار شد و تلاش کردیم درگیر تجملات نشیم ؛ چیزی که تا به امروز هم رعایت کردیم.

 

جشن امسالمون یه تفاوت خیلی چشمگیر و مهم داشت و اون هم خالی بودن جای فرزند بزرگمون محمدجواد بود.... یه هفته ای است که برای ادامه تحصیل ساکن تهران شده و دور از ما..... تنها چیزی که تسکین روحی ما رو به دنبال داره اینه که میدونیم در مسیر پیشرفت قرار داره و باید این مراحل رو بگذرونه و بگذرونیم..... همین

 

در این شب از خداوند متعال میخوام که خونواده ی ما و همه خونواده های دیگه ای رو که با یه دنیا آرزوهای خوب شکل گرفتند ، در طریق صلاح و کمال قرار بده و برکتهای معنوی و مادی رو اگر خیرمون در اون نهفته است به زندگی همه ما جاری بفرماید ؛ انشاءالله

 

ما در طول این بیست و سه سال از زندگیمون راضی بودیم و خداوند رو به خاطر تمامی الطاف و مراحمی که نسبت به ما داشته شکر گذاریم.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۳ مهر ۱۳٩۳

گزارش رویت هلال ذیحجه 1435


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳

سحرگاه امروز برای رویت هلال صبحگاهی ذیقعده و عکاسی از خورشید اول مهر به کوه صفه رفتم. دوربین و سه پایه و دوربین دوچشمی همراهم بود. وقتی سه پایه رو آماده میکردم متوجه شدم رابط اتصال دوربین به سه پایه سر جاش نیست و توی خونه جا مونده.


ادامه مطلب ...



آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ