خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٤

حدود 30 سال پیش توی محله­ی ما در تهران ، فقط 2 نفر تلفن داشتند ؛ یه همسایه ی اهل شمال و یکی از بقالی­های سر کوچه. اون موقع در منطقه جنگی بودم. بعضی وقتا که میخواستم با پدر و مادرم صحبت کنم باید زنگ میزدم به یکی از این دو همسایه و از اونها خواهش میکردم که به پدر و مادرم اطلاع بدهند تا بیان پای تلفن. بعد باید 20-15 دقیقه صبر میکردم تا این خواهش اجابت بشه و دوباره تماس بگیرم تا با والدینم حرف بزنم. حالا اما توی این دوره زمونه ، تکنولوژی اونقدر پیشرفت کرده که با یه وسیله­ی خیلی جمع و جور و بی سیم (گوشی همراه) میشه ارتباط صوتی و تصویری با دوردست­ترین نقاط جهان برقرار کرد. این یه مطلب.

بعضی وقتا توی اخبار روزنامه ها میخوندم که اعضای یه خونواده پس از سالها دوری از هم تونستند همدیگه رو پیدا کنند و طی مراسمی به دیدار هم رفتند. همیشه برام سوال بود که در اون لحظه ی خاص دیداری که پس از سالها دوری و بی خبری داره اتفاق میفته ، چه حس و حالی در وجود این افراد بوجود میاد؟ میدونستم شادی و اشک جزو لاینفک این ملاقاتها است اما این فقط ظاهر ماجرا است. میخواستم اون حس رو عمیقا" درک و لمس کنم. اینم مطلب دوم.

تو زندگی ما ممکنه افردی حضور داشته باشند که نسبت فامیلی با ما ندارند اما اونقدر به ما نزدیک هستند که بسته به سن و سالشون برامون عین پدر ، مادر ، خواهر ، برادر و یا فرزند ، عزیز و مهم میشن. اینها بقدری با ما انیس و همدم میشن که غم و شادی اونها برامون در حکم غم و شادی اعضای خانواده است و هیچ جدایی در این مورد حس نمیکنیم. این هم مطلب سوم.

اما چرا این حرفها رو گفتم؟

سالها پیش وقتی از تهران به اصفهان اومدم ، توی این شهر کاملا" غریب بودم. اعضای خانواده همسرم همه در اصفهان بودند و هستند اما از خانواده من حتی یه نفر هم اینجا نبوده و نیست. با اینکه بستگان همسرم بودند و با همه اونها رابطه ای گرم و صمیمانه داشتیم و داریم ، با اینکه خیلی زود از بین همکارانم دوستانی پیدا کردم اما باز هم دوری از پدر و مادر و خواهران و برادرانم اذیتم میکرد.

چند سال گذشت تا اینکه در مرکز آموزش نجوم ادیب با یه نفر آشنا و دوست شدم. کسی که هم اسم خودم بود و دانشجویی با فهم و کمالات. با اینکه نجوم و یه ارتباط اداری ما رو با هم آشنا کرده بود اما خیلی زود اونقدر این رابطه عمیق شد که به واقع ، علیرضا رو عین برادر خودم میدونستم و خیلی راحت و صمیمی با هم گفتگو میکردیم. شاید به جرات بتونم بگم در طی سالهای حضورم در اصفهان علیرضا و دوست دیگرم سید حسین ، نزدیکترین افراد غیر فامیل به بنده بودند (و هستند) که هر دوشون برام عین برادرند.

دست تقدیر اینگونه رقم خورد که پس از چند سال از آغاز این دوستی برادرانه ، علیرضا برای ادامه تحصیل عزم سفر کنه ؛ ابتدا در داخل کشور و جایی دور از اصفهان و سپس به خارج از کشور. الان مدرک دکتراش رو گرفته و در جایی خیلی دور در دانشگاه تدریس میکنه. از زمانی که علیرضا رفته بود تا امروز ، فقط یکی دو عکس ازش دیده بودم. در طی این سالها که ازش دور و بی خبرم ، همیشه جای خالیش رو حس میکردم و هیچکسی نتونست این جای خالی رو پر کنه. همیشه با حسرت از اون سالهایی که با هم در مرکز بودیم یاد میکردم. شخصیت علیرضا اونقدر قابل احترام و دوست داشتنی بود که قابل توصیف نیست. صفا و یکدلی ، پشتکار و محبت ، جدیّت و رفاقت و بی تکلفی علیرضا برام خیلی مهم بود (و جالبه که سید حسین هم همین صفات رو داره).

به هر حال ، غروب امروز در باشگاه نجوم اصفهان ، مراسمی به مناسبت بیستمین سالگرد تاسیس مرکز آموزش نجوم ادیب برگزار شده بود و از بنده خواسته شده بود به عنوان مؤسس مرکز دقایقی صحبت کنم. دیشب وقتی هماهنگی برنامه رو پرسیدم گفتند بنا دارند در بخشی از برنامه با علیرضا از طریق تکنولوژیهای امروزی ، ارتباط صوتی و تصویری زنده برقرار کنند.....

امروز دیر از اداره به خونه اومدم و برای همین قدری با تاخیر به همایش ویژه باشگاه نجوم رسیدم. صندلیها پر شده بود. همون انتهای سالن ایستادم. دوست نداشتم بخاطر حضورم کسی رو از صندلیش بلند کنند. مدیر مرکز نجوم (جناب مزروعی) در حال صحبت بودند. وقتی بنده رو از دور دیدند ، حضورم رو اعلام کردند. جای خالی در اون جلو پیدا شد و رفتم نشستم. بلافاصله زمان ارتباط با علیرضا رسید. وقتی تصویر زنده علیرضا رو روی پرده دیدم ، چشمام نمناک شد....

سالن شلوغ بود و محل مناسبی برای ابراز احساسات نبود. خیلی خودم رو کنترل کردم. وقتی علیرضا صحبت میکرد ، نگاهش میکردم و خاطرات سالهای گذشته جلوی چشمم میومد. چهره اش تغییر نکرده بود الا اینکه موهای سر و صورتش کمی سفید شده بود.....سالها زندگی در خارج روی لحن و لهجه اش تاثیر مختصری گذاشته بود اما تلاش میکرد از واژگان دقیق و زیبای ایرانی استفاده کنه (که در اینکار بسیار موفق بود و استادانه عمل کرد). صحبتهای پایانی علیرضا در خصوص چند توصیه برای جوانترها ، خیلی جالب ، مفید و مختصر بود.

پس از پایان این ارتباط زنده ، من صحبتهای کوتاهی داشتم و از خاطرات اولیه تاسیس مرکز گفتم و پیرو صحبت علیرضا به این موضوع اشاره کردم که اگه کار خلاقانه رو عاشقانه پیگیری کنیم و انجام بدیم قطعا" موفق خواهیم بود. صحبتهام که به اتمام رسید ، یادمان بیستمین سالگرد تاسیس مرکز رو به رسم یادبود به بنده هدیه کردند. وقتی نشستم ، آقای منجمی (از دوستان مشترک بنده و علیرضا که ارتباط زنده رو برقرار کرده بود) اومد پیشم و یه گوشی همراه بهم داد و گفت : از خارج کشور تماس دارین.....

پشت خط علیرضا بود..... دوباره بغض کردم...... ازش خواستم قدری صبر کنه..... از سالن بیرون اومدم و با شادی گفتم سلام علی جان...... و این تنها حرفی بود که تونستم بزنم....... راهرو کاملا" تاریک بود و کسی متوجه اشک و گریه ام نمیشد..... اونقدر با بغض و بریده بریده حرف زدم که علیرضا هم شرایط مشابه من رو پیدا کرد..... هر دو گریه میکردیم و حرف میزدیم...... حالا میتونستم درک کنم دیداری که پس از سالها انجام میشه و شنیدن صدایی آشنا از پس سالهای طولانی و هزاران فرسنگ فاصله ، چه حسی رو در وجود آدم ایجاد میکنه.....

علیرضا بهم گفت که در این سالها به این کلبه درویشی سر میزده ، اما من بی خبر بودم.

علیرضا جان ؛ ممنون با وفا. امشب میخوام از راه دور صورتت رو ببوسم و این گل رو بهت تقدیم کنم. گل زیاد دارم اما این گل رو خودم پرورش دادم و خیلی اون رو دوست دارم و برای همین به کسی هدیه اش میدم که برام خیلی عزیزه.....

قربانت ، فدات ، خوابای خوب بیینی ، ستاره بچینی ، خداحافظ ، بوس بوس




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٤

سایت پرشین گیگ به همون دلیل که فیلتر شده بود رفع فیلتر شد (چون دلیل فیلتر شدن و رفع فیلتر شدنش رو نمیدونم بنابراین شرایط یکسانی داره!!!!). خوب ؛ فعلا" میتونم عکسهام رو در این سایت قرار بدم تا ببینم بعد چی پیش میاد.

امروز رو تمام وقت به استراحت پرداختم تا فردا با انرژی بیشتری در محل کار حاضر بشم. برای نهار خودم دست بکار شدم و شوید پلو با ماهی سرخ کرده درست کردم. از آخرین باری که برنج آبکش درست کردم خیلی میگذره ولی قواعد اینکار رو خوب بلدم. خورشتهای متعددی رو هم میتونم درست کنم اما معمولا" فرصت مناسب برای اینکار رو ندارم. درست کردن یه خورشت درست و حسابی که خوب جا افتاده باشه به چند ساعت زمان نیاز داره. ما آقایون عموما" و بی تعارف در آشپزی ماهرتر از خانمها هستیم. تقریبا" در تمامی رستورانهای مشهور و کوچیک و بزرگ سراسر دنیا ، سرآشپزها از آقایون هستند. غذای امروز من هم خیلی خوب شده بود ؛ مثل غذای همون سرآشپزهای مشهور دنیا !!

امشب در کتاب مهربانی ، شعرهای رو خوندم که با حال و هوا و تفکرم سازگار و یکسان بود ، اونقدر که گویا این حال دل من بوده که به زبان و قلم شاعر جاری شده:

در چشم انداز هر کجای طبیعت

تو را می بینم

در چشمه ، در رود ، در دریا

            در گل ، در درخت ، در جنگل

                        در دره ، در دشت ، در کوه

با این همه

هنوز در تو حیرانم

            که تمامی عشقی در یک وجود

و تمامی آرزویی

            در یک لباس

(شعر از: محمدرضا عبدالملکیان)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٤

کوه و قله کرکس رو خیلی دوست دارم. تا بحال صعودهای متعدد و زیادی به قله کرکس داشتم. یادش بخیر ؛ سالهای 88 و 89 بود که وقتی دوستان کوهنوردم از صعود به این قله حرف میزدند ، همش این نکته توی ذهنم می اومد که نمیتونم روی این قله بایستم. وقتی برخی دوستانم میگفتند صعود به کرکس رو یه روزه برنامه ریزی میکنند و صبح میرندو عصر میاند ، حس میکردم اینا باید خیلی قدر قدرت باشند. شاید چون هیچ شناختی از قلل ایران نداشتم جز اینکه خیلی با ابهت هستند ، این روحیه و ذهنیت در وجودم رسوخ کرده بود که ، من نمیتونم.

اما حالا موضوع خیلی فرق کرده. هنوز قلل ایران برام خیلی با ابهت و زیبا هستند ، اما اون نگرانی عدم موفقیت گذشته ، جای خودش رو به یه حس قوی از جنس انس و الفت و دوستی بین من و کوهها داده. با اینکه به دفعات زیاد قله کرکس رو دیدم اما هنوز هم وقتی به نزدیک این قله میرسم ، قلبم میلرزه و تبسم میکنم و خالصانه به این بزرگ دوست داشتنی سلام و درود میفرستم. دوست دارم یه بار ، این قله رو در فصل پاییز و یا زمستان به تنهایی صعود کنم....

امسال هم برای بزرگداشت 22 بهمن و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ، همراه با تعدادی از همکارانم در گروه کوهنوردی شهرداری اصفهان ، صعود زمستانه کرکس رو در برنامه داشتیم. از چند روز مونده به روز صعود شرایط آب و هوایی قله رو رصد میکردیم. آخرین اخباری که در روز چهارشنبه دریافت کردم نشون میداد که در پیش از ظهر روز 22 بهمن درجه حرارت روی قله بین 13 تا 14 درجه زیر صفر خواهد بود که با توجه با وزش بادی با سرعت 20 کیلومتر در ساعت ، احساس سرمای 22 درجه زیر صفر رو به همراه خواهد داشت. همچنین پیش بینی شده بود که در بعد از ظهر 22 بهمن بارش برفی به ارتفاع 2 سانتی متر خواهیم داشت و دید افقی هم به همین دلیل (و احتمال وجود ابرهای کم ارتفاع) کاهش خواهد یافت.

تصمیم گرفتیم برنامه رو یه روزه اجراء کنیم. تا بحال 3 بار برای صعود زمستانه کرکس اقدام کرده بودم. سال 1389 برنامه یه روزه بود که در نیمه ی راه مسیر زمستانه بدلیل مواجه شدن با شرایط نامناسب جوی ناچار به بازگشت شدیم. در سالهای 1390 و 1392 صعودهای موفقی داشتیم اما این برنامه ها رو 1.5 روزه انجام دادیم و شب رو در پناهگاه کرکس موندیم. برنامه سال 1394 رو هم یه روزه برنامه ریزی کردیم. بنا شد صبح زود راه بیفتیم و در زمان صعود چنانچه شرایط جوی نامساعد شد ، صعود رو متوقف کنیم و برگردیم.

ساعت 03:30 بامداد پنج شنبه  22 بهمن از خواب بیدار شدم. وسایلم رو شب قبل آماده کرده بودم. ساعت 04:30 به همکارانم ملحق شدم و با مینی بوس به طرف کشه و دهکده تفریحی رایان حرکت کردیم. نماز صبح در رایان اقامه شد. از راننده خواستیم تا هر جا که مقدور است ما رو بالاتر ببره. خوشبختانه تونستیم تا نزدیکیهای درخت گردوها بالا بریم و این صرفه جویی خوبی برای زمان و انرژی ما بود.

امسال متاسفانه برف خیلی کمی در کرکس وجود داره. در سه صعود قبلی ، حجم برف بسیار بیشتر از امسال بود. تا پای درخت گردوها تقریبا" هیچ نشانی از برف در مسیر دیده نمیشد. از اینجا به بعد مقداری برف یخ زده وجود داشت و در نزدیک پناهگاه ، دیگه تمام قسمتها سفید پوش بود.

صبحانه رو در پناهگاه خوردیم و بعد از استراحتی کوتاه به راه افتادیم. بر خلاف پیش بینی های اولیه ، شرایط جوی خیلی خوب بود. با رسیدن به دوراهی مسیرهای زمستانه و تابستانه ، متوجه شدیم مقدار برف مسیر اونقدر کمه که میشه از مسیر تابستانه هم صعود کرد. شیب این مسیر زیاده و در زمستانها احتمال ریزش بهمن داره. اما الان برف کم بود و بدلیل سرمای شدید ، لایه ی برف به عمق حدود 10 سانتی متر سفت و بعضا" یخ زده بود ولی زیر این لایه ، برف پودری قرار داشت.

به آرامی از این مسیر صعود کردیم و ساعت 13:15 به قله رسیدیم. از همون راهی که صعود کرده بودیم برگشتیم و ساعت 17:30 با سوار شدن به مینی بوس عازم اصفهان شدیم. این صعود بین چهار صعود زمستانه که به کرکس داشتم آسون ترین صعود بود.

اگر عمری باقی باشه و بتونم صعود زمستانه 22 بهمن سال 1395 رو هم در کرکس اجراء کنم ، برنامه ی صعودی متفاوت رو انشاءالله در پیش خواهم گرفت. سال آینده پنج شنبه 21 بهمن 1395 مصادف با 11 جمادی الاولی 1438 است. در این روز طلوع ماه در منطقه کرکس در ساعت 16:11 بوده و در ساعت 23 ماه با فاز 98.14% (نزدیک به بدر) در ارتفاع 72.5 درجه خواهد درخشید. اگر مشکلی پیش نیاد و شرایط جوی مساعد باشه ، انشاءالله در اون شب اولین صعود زمستانه شبانه به قله کرکس در زیر نور مهتاب و شاید شب مانی زمستانه بر روی قله رو انجام خواهم داد. چه رویایی است اجتماع شب و برف و ماه و قله.....

عکسهای شخصی

 

یخ

 

عکسهای گروهی




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٤

برای رصد هلال جمادی الاولی 1437 در حالی به رصدگاه کوی دوست (مزار شهدای گمنام درچه) رفتم که همسرم همراهم نبود. در سالهای اخیر در اکثر قریب به اتفاق رصدهای هلال شامگاهی ، ما در کنار هم به رصد هلال میپرداختیم اما اینبار بخاطر اینکه در سفر هستند این امکان برام نبود و جای خالیشون خیلی حس میشد. ما اصولا" عادت نداریم دور از هم باشیم. در طول سالهای زندگی مشترک ، بجز ماموریتهای اداری ، دو سفر به کربلا و چند صعود قله ی محدود ، دیگه وقت و زمانی نبوده که ما کنار هم نباشیم.

 

حدود ساعت 17:05 در رصدگاه مستقر شدم. دوستانم آقایان مجتبی ونهری ، میر مجربیان و تقی زاده به همراه همسران محترمشون به رصدگاه اومدند. پس از استقرار ابزار ، بخاطر باد سرد و نسبتا" تندی که میوزید لباسهای گرم رو به تن کردم تا با خیال راحت رصد رو ادامه بدم.

 

غروب ظاهری خورشید 3 دقیقه زودتر از پیش بینی که کرده بودم روی داد و آخرین نقاط درخشان خورشید در ساعت 17:37 در پشت کوههای افق غربی مخفی شد. دقایقی بعد با دوربین 20 در 110 کار رصد رو آغاز کردم و در ساعت 17:43 هلال رو به راحتی با این دوربین دیدم. اولین رویتم با چشم غیر مسلح هم در ساعت 17:55 انجام شد. تمامی همراهان موفق به رویت این هلال با ابزار و چشم غیر مسلح شدند.

 

مشروح گزارش:

 

تاریخ رصد: سه شنبه 20 بهمن 1394 ، 29 ربیع الثانی 1437 ، 9 فوریه 2016

محل رصد: رصدگاه کوی دوست (بوستان شهدای گمنام درچه)

مختصات جغرافیایی رصدگاه: عرض 32:36:38.09 شمالی ، طول 51:34:45.32 شرقی با 1621 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد

رصدگران: خانمها و آقایان مختاری ، پودزر ، حشمت ، مجتبی ونهری ، مهدی ونهری ، حمیدرضا میرمجربیان ، حامد تقی زاده و علیرضا بوژمهرانی

 

درجه حرارت: 7 درجه سلسیوس

رطوبت: 33 درصد

فشار جو: 847 میلی بار فشار جیوه

سرعت وزش باد: 21.6 کیلومتر بر ساعت

عمق دید افقی: بیش از 15 کیلومتر

پوشش ابری افق غربی: آسمان صاف با لکه ابرهای کوچک و بسیار پراکنده

 

زمان غروب محاسباتی خورشید: در ساعت 17:43

زمان غروب ظاهری خورشید: در ساعت 17:37

مدت مکث هلال: کمی بیش از 62 دقیقه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با دوربین دوچشمی 20 در 110 (مختصات مکان مرکزی بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 17:43

ارتفاع ماه: 11.387 درجه

ارتفاع خورشید: 0.785 درجه زیر افق

جدایی زاویه ای ماه و خورشید: 12.311 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 1.854

ضخامت بخش میانی هلال: 0.38 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.34 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 365932.20 کیلومتر

سن هلال: 23 ساعت و 34 دقیقه پس از مقارنه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با چشم غیر مسلح (مختصات مکان مرکزی بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 17:55

ارتفاع ماه: 9.085 درجه

ارتفاع خورشید: 3.209 درجه زیر افق

جدایی زاویه ای ماه و خورشید: 12.413 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 1.714

ضخامت بخش میانی هلال: 0.38 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.36 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 365914.87 کیلومتر

سن هلال: 23 ساعت و 46 دقیقه پس از مقارنه

 

عکسها:

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٤

شامگاه امروز سه شنبه 20 بهمن 1394 مصادف با 29 ربیع الثانی 1437 و برابر با 9 فوریه 2016 هلال ماه جمادی الاولی 1437 در معرض دید رصدگران قرار خواهد گرفت.

در افق رصدگاه کوی دوست (بوستان شهدای گمنام درچه) غروب محاسباتی خورشید در حدود ساعت 17:43 خواهد بود اما بدلیل ارتفاع موانع افق غربی ، پیش بینی میشه غروب ظاهری حدود 3 دقیقه زودتر روی بده. در زمان غروب محاسباتی خورشید (17:43:15) مختصات هلال بشرح زیر است:

ارتفاع ماه: 11.4 درجه

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 12.3 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 1.85 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.38 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.34 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 365931.83 کیلومتر

سن هلال: 23 ساعت و 34 دقیقه پس از مقارنه

مدت مکث ماه: حدود 62 دقیقه (از زمان غروب خورشید)

این مختصات نشون میده که انشاءالله در صورت مناسب بودن شرایط جوی ، هلال به راحتی با چشم غیر مسلح رویت خواهد شد. موقعیت ماه نسبت به محل غروب خورشید فردا ، در جدول زیر درج شده است.

 

Time

Sun Alt

Sun Azi

Moon Azi

Rel Azi

Moon Alt

17:40

 

252.6

250.7

-1.9

12.0

17:45

 

 

251.4

-1.2

11.1

17:50

-1.5

 

252.1

-0.5

10.1

17:55

-2.8

 

252.8

0.2

9.2

18:00

-4.1

 

253.5

0.9

8.2

18:05

-5.2

 

254.3

1.7

7.3

18:10

 

 

255.0

2.4

6.3

18:15

 

 

255.6

3.0

5.4

18:20

 

 

256.3

3.7

4.4

18:25

 

 

257.0

4.4

3.5

18:30

 

 

257.7

5.1

2.5

18:35

 

 

258.3

5.7

1.6

18:40

 

 

259.0

6.4

0.7




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٤

برنامه ی کوهپیمایی و دره نوردی استقامتی شاه کوه روز جمعه جزو برنامه های جذابی بود که طی این چند وقته انجام دادم. نزدیک بودن محل برگزاری برنامه به اصفهان (ظرف فقط 15 دقیقه میشه با ماشین رسید به پای کار) و تنوع مسیر در کنار زیبایی دره ها این محل رو خیلی خاص کرده بود.حرکت ما از دره ورودی شروع شد و پس از صعود از دره لاتاریک و یه دره دیگه (که اسمش رو نمیدونم) از کنار دره نی فرود اومدیم تا به چشمه ی آب و درخت چنار بزرگی رسیدیم و سپس همین مسیر رو برگشتیم. حدود 11.2 کیلومتر راه رو طی بیش از 5 ساعت حرکت مفید طی کردیم.

 

 

 

روز یکشنبه باید برای شرکت در یه جلسه کاری به تهران میرفتم. موقع رفتن به فرودگاه دوربین عکاسی و سه پایه رو هم با خودم بردم و نزدیک پارکینگ فرودگاه موقعیت مناسبی پیدا کردم تا از هلال صبحگاهی ربیع الثانی 1437 که در کنار سیارات تیر و ناهید قرار داشت عکس بگیرم.

 

 

 

موقع پرواز یه پدیده جوی خاص رو برای اولین بار دیدم. البته میدونم که خلبانها خیلی از این صحنه ها رو میبینند ولی برای ما که همیشه پامون به زمین بند است ، دیدن چنین رویدادهایی خیلی خاصه.

وقتی هواپیما اوج گرفت و به ابرها رسید ، به محض قرار گرفتن در بالای ابرها ، بدلیل تابش بسیار مایل خورشید ( که تازه طلوع کرده بود) یه رنگین کمان کاملا" دایره شکل اما کوچک بر روی ابرهای سمت مغرب تشکیل شد که سایه هواپیما دقیقا" در مرکز این رنگین کمان مشخص بود. بدلیل اعوجاج شیشه پنجره جانبی هواپیما نمیشد عکس خوبی از این پدیده گرفت.

 

 

در تهران دیدن البرز پر برف ، هوای صعود زمستونی رو در دلم زنده کرد. انشاءالله پنج شنبه همین هفته و به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی یه صعود زمستونی خواهیم داشت تا یه بار دیگه در معرض باد و برف و سرمای شدید قرار بگیریم

 

پس از اتمام جلسه اداری و تا زمان برگشت به اصفهان ، فرصتی دست داد تا خدمت مادر بزرگوارم برسم و همچنین به جهت درگذشت پدر شهیدان قارداش ، به منزل این خانواده گرامی برم و خدمت مادر دوستان شهیدم عرض تسلیت داشته باشم.

 

مرحوم داراب علی قارداش پدر بزرگوار شهیدان علی اکبر (راست) و حمیدرضا (چپ) علی قارداش

 

این سفر از یکی دو جنبه ، خیلی برام خاص بود. شاید بعدا" در این باره نوشتم.

 

خوب ؛ ظاهرا" مشکل پرشین گیگ حل نشده و هنوز این سایت تامین کننده ی فضای وب قابل دسترسی نیست. بطور موقت از پرشین بلاگ برای درج عکسها استفاده میکنم تا ببینم در آینده چی پیش میاد.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٤

بامداد یکشنبه 18 بهمن زمان رویت آخرین هلال صبحگاهی ربیع الثانی 1437 است. هلال ماه در این روز حدود 1 ساعت و 17 دقیقه قبل از خورشید طلوع میکنه. رویت این هلال با چشم غیر مسلح به راحتی میسر است. پارامترهای مهم هلال در زمان طلوع به شرح زیر است:

 

زمان طلوع ماه در افق اصفهان: ساعت 05:37 بامداد

بین الطلوعین (فاصله زمانی بین طلوع ماه تا طلوع خورشید): حدود 1 ساعت و 17 دقیقه

سمت جغرافیایی محل طلوع ماه: حدود سمت 110 درجه جغرافیایی

ارتفاع خورشید از افق در زمان طلوع ماه: 16.7 درجه زیر افق

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 19.6 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: 11.7 درجه (ماه در سمت راست خورشید است)

ضخامت بخش میانی هلال: 0.92 دقیقه قوسی

فاز ماه: 3.15 درصد نسبت به قرص کامل ماه (هلال ضخیم است)

فاصله زمین تا ماه: 375039.42 کیلومتر (تقریبا" میانه ی بین اوج و حضیض)

 

نکته: در بامداد روز یکشنبه سیاره عطارد در فاصله 7 درجه ای هلال ماه (بالا راست) و سیاره ناهید نیز در فاصله 4.5 درجه ای سیاره عطارد (بالا راست) قرار دارند. میشه از این تقارن و نیز از قرار گرفتن هلال در آسمون قرمز و نارنجی عکسهای خوبی گرفت. اگر آسمون افق شرقی قدری هم ابری باشه که دیگه چه بهتر (البته نه از اون ابرهایی که بیاد صاف روی هلال رو بپوشونه تا نتونیم ببینیمش!!)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٤

ظاهرا" از روز گذشته بدلیلی که نمیدونم ، سایت پرشین گیگ فیلتر شده. من عکسهایی رو که توی وبلاگم به نمایش میذارم در فضایی که سایت پرشین گیگ در اختیار میذاره قرار میدم. بنابراین تا زمانی که مشکل فیلتر این سایت حل نشه شاید بازدید کنندگان وبلاگم نتونند نتونند با روشهای معمولی عکسها رو ببینند. امیدوارم این مشکل ، فقط یه مشکل اداری باشه و مسئولین پرشین گیگ اون رو حل کنند.

 

امروز (جمعه 16 بهمن) برنامه دره نوردی استقامتی در شاهکوه داشتیم. این برنامه ی مشترکی بود که همنوردان گروه یاوران کوهستان و گروه کوهنوردی شهرداری برگزار کردند. در مورد این برنامه در روزهای آینده مینویسم و عکسهای اون رو منتشر میکنم اما لازمه که همین حالا تشکر و قدردانی کنم از همنوردان گروه یاوران کوهستان (بویژه جناب آقای برقی کار) و همنوردان گرامیم در گروه کوهنوردی شهرداری اصفهان (بویژه جناب اقای نداف) که این برنامه ی خوب و بیاد موندنی رو به خوبی برنامه ریزی ، هدایت و اجرء کردند.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٦ بهمن ۱۳٩٤

سه شنبه 13 بهمن به دیدار یکی از کوهنوردان پیشکسوت در شاهین شهر رفتیم ؛ سرکار خانم خدابنده که در سن 66 سالگی همچنان فعال و پویا به ورزش کوهنوردی میپردازند و به همراه جمعی از بانوان محترم کوهنورد در این شهرستان ، برنامه های متعدد از جمله صعود به قله های مختلف رو برگزار میکنند.

 

طی روزهای گذشته با الحاق اطاق هیات قایقرانی به اطاق هیات کوهنوردی ، فضای دفتر هیات وسیع و عالی شد. کارهای تمعیراتی داره انجام میشه و شرایط خیلی خوبی ایجاده شده تا جلسات کاری هیات رو در محل دفتر هیات برگزار کنیم.

 

عصر چهارشنبه به همراه جمعی از همنوردان به فرودگاه اصفهان رفتیم تا از قهرمانان یخ نوردی اصفهان که از مسابقات آسیایی و جهانی کره جنوبی ، سوئیس و ایتالیا برمی گشتند استقبال کنیم. از طرف هیات کوهنوردی ترتیبی داده بودیم که این عزیزان با هواپیما به اصفهان برگردند تا مراسم رو در فرودگاه برگزار کنیم. بحمدالله همه چی خیلی خوب انجام شد و تقدیری هر چند کوچک از تلاش و کوشش آقایان مجتبی هاشمی و محمدرضا صفدریان بعمل آوردیم.

 

 

 

 

صبح امروز خوندن متن یه نامه اداری و پارافهایی که روی اون انجام شده بود ناراحتم کرد. خیلی قاطع پاسخ اون متن رو دادم و اگر لازم بشه ، در عمل هم این قاطعیت رو نشون خواهم داد. در روزهای گذشته صحبتهای در این رابطه شنیده بودم و متعجب شدم که برخی به ظاهر دوستان ، در مشورت دادن به دیگران کم از دشمن نیستند!

 

امشب دوباره به عکاسی از گلها پرداختم ؛ فارغ از غوغای اهل دنیا. چقدر زیبا و صادق هستند این گلهای خوش نقش و نگار

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٤

امروز با دوستی از انتظار میگفتم که هم سازنده است و هم کشنده. امشب اما انتظار از نوع کشنده برام پیش اومدم که نهایتش به شادی بسیار زیاد ختم شد.

 

قهرمان ارزنده شهر و استان­مون آقای محمدرضا صفدریان امشب در مسابقات سرعت یخ نوردی در ایتالیا به رقابت پرداخت. در مرحله مقدماتی رضا موفق شد با رکورد 11.16 ثانیه رتبه یازدهم رو بین 34 قهرمان دیگه بدست بیاره و به فینال راه پیدا کنه. این مهم زمانی بدست اومد که از 15 نفر اول ، 14 نفرشون از روسیه بودند!!! و فقط رضا تونست بین این همه قهرمان روس ، سری توی سرها در بیاره و عرض اندام کنه.

 

از ساعت 23 شنبه 10 بهمن ، چشم به مونیتور کامپیوتر دوختم تا نتایج فینال رو لحظه به لحظه ببینم. قهرمانان یکی یکی برنامه شون رو اجراء میکردند و من فقط میتونستم زمانهای بدست اومده رو ببینیم و جدولی که مرتب رتبه اونها در این جدول بالا و پایین میشد. سرعت پایین اینترنت در ایران اجازه نمیده پخش مستقیم مسابقات رو ببینیم.

 

هر شرکت کننده سه بار فرصت اجراء داشت و بهترین زمانی رو که در این سه اجراء بدست میاورد براش ثبت میکردند. کشیدن یه خط تیره جلوی اسم محمدرضا به این معنا بود که در اجرای اول خطا کرده و بدون کسب رتبه اومد ته جدول 18 نفری فینال. از اینجا به بعد انتظار و استرس زیادی داشتم. اجرای دومش رو با زمان 12.99 ثانیه به پایان برد. اومد توی جدول اما در رتبه 18

 

قبل از آغاز مسابقه ، با تلگرام گفتگوی نوشتاری با محمدرضا داشتم. صحبتهایی کرد که باعث شرمندگی من شد و اشک همسرم رو هم درآورده بود. براش دعا کرده بودیم تا موفق بشه. رضا قهرمانی است که سجایای اخلاقی و پهلوانی هم داره که این دو تا بخصوص باعث شده خیلی بهش علاقه داشته باشیم. در چنین حالی ، وقتی میدیدم زحماتش داره از دست میره ، نگران و ناراحت بودم....

 

توی این لحظات ، کندی خط اینترنت هم مزید بر علت شد. از روی صندلی بلند میشدم ، راه میرفتم ، مینشستم و باز دوباره به مونیتور خیره میشدم.

 

اجرای آخر محمدرضا باید انجام میشد. 8-7 نفر قبل از او آخرین اجراء رو انجام داده بودند. از جمله آقای مسعود زینالی دیگر قهرمان کشورمون که در مرحله مقدماتی رتبه 18 رو بدست آورده بود اما اینجا تونسته بود تا این زمان با رکورد 11.11 ثانیه در رتبه 13 و بالاتر از محمدرضا قرار بگیره.

 

واقعیتش اینه که جرات نگاه به مونیتور رو نداشتم. حسم این بود که استرس ناشی از خطای اجرای اول و قرار گرفتن در انتهای جدول رده بندی باعث میشه که رضا نتونه در اجرای آخر تمرکز داشته باشه.

 

همینطور که با اضطراب و نگرانی زل زده بودم به مونیتور ، صفحه رفرش شد و متوجه شدم محمدرضا اجرای آخرش رو با زمان 09.42 به اتمام رسونده و اومده رتبه چهارم..... از خوشحالی فریاد بلندی کشیدم و از جا پریدم. لحظاتی بعد یکی از روسها رکورد بهتری رو ثبت کرد و باعث شد محمدرضا به رتبه پنجم بیاد و با همین جایگاه مسابقه رو به پایان ببره.

 

 

خدا رو شکر. خدا رو صد هزار مرتبه شکر که این جوان با استعداد تونست در چنین تورنمنتی که قهرمانان متعددی از اروپا در اون شرکت داشتند به چنین مقامی برسه. از نفرات اول تا چهاردهم ، سیزده نفرشون از روسیه هستند و فقط محمدرضا وسط اونها قد علم کرده و پرچم ایران رو به نمایش گذاشته.

 

این موفقیت بزرگ رو به آقای صفدریان ، خانوداه ارجمندش ، مربیان و دوستان و همنوردانش و جامعه کوهنوردی استان اصفهان صمیمانه تبریک میگم. فردا محمدرضا باید در نیمه نهایی مسابقات سختی مسیر شرکت کنه. در دوره مقدماتی و در گروه خودش سوم شده (بهترین نتیجه در بین کاروان اعزامی از ایران). رضا در مرحله مقدماتی تونست در 4 دقیقه و 22 ثانیه مسیرش رو تاپ کنه که از نظر زمانی ، رتبه چهارم رو بین 70 شرکت کننده ی این مسابقات بدست آورده.

 

برای تداوم موفقیتهاش دعاکنید 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٤

یکی از شبکه های اجتماعی تلگرامی با درج عکسی از سفر رئیس جمهور به ایتالیا نوشته: در سایه ی مجسمه و زیر سم اسب مارکوس آئورلیوس آنتونیوس فاتح ایران در نبرد با پارتیان و سلسله ی اشکانی!! بقول زهتاب (سریال در حاشیه 2) اشکانی چی چی هه؟؟!! موریس لوبوس آنیوتوتوس کی کی هه؟؟!! اینا که میگی مال ایرانه خودمونه؟؟ ایران قبل از اسلام مگه زیر آب نبوده؟؟!!

در یکی دیگه از شبکه ها هم اومده که: ایرباس 380 (مدرنترین و بزرگترین هواپیمای مسافربری جهان) در چند سال گذشته اصلا" مشتری نداشته و ایران با خرید 19 فروند از این هواپیما خط تولید اون رو نجات داده!! والله چی بگیم.... اگر نخرند میگن تحویلشون نگرفتند ، اگه دست دوم بخرند میگن جنس به درد نخور بهشون انداختند ، اگه نو و بهترین رو بخرند ، میگن کلاه سرشون رفته و جنس بدون مشتری رو خریدند. یعنی اصولا" اینا بخرند و نخرند ،..... تشریف دارند!!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٩ بهمن ۱۳٩٤

موقعی که آسمون ابرهای پراکنده و رطوبت داشته باشه ، خورشید به رنگ قرمز و نارنجی طلوع و غروب میکنه و بازتابش نور خوشید در لایه های مختلف ابر ، جلوه ی خاصی به افق میده. در فصول زمستون و بهار شرایط برای چنین رویدادی مهیا است و میشه مناظر دلفریبی رو در بامدادان و شامگاهان دید.

 

صبحها قبل از طلوع خورشید از خونه میرم بیرون. در این روزا دوربین رو توی ماشین میذارم که اگه چنین مناظری به پستم خورد ، فرصت عکاسی از اونها رو از دست ندم. صبح دیروز (پنج شنبه 8 دی 94) این فرصت بوجود اومد و از طلوع زیبای خورشید عکس گرفتم:

 

 

با اینکه روز پنج شنبه تراکم کاری زیادی داشتم اما بین کارها و جلساتم ، 20-15 دقیقه وقت آزاد پیدا شد تا سر راه رفتن به یه جلسه کاری ، دقایقی کوتاهی رو در سالن قزلباش حاضر بشم و رقابت سنگنوردان نوجوان (مقطع ابتدایی) رو از نزدیک ببینم. شور و هیجان این بچه ها ستودنی بود. کسی که تونست مسیر تعیین شده رو تاپ کنه در پوست خودش نمیگنجید. دیدن سه برادر سه قلوی 10 ساله که هم شکل بودند و اتفاقا" هر سه تا نزدیک انتهای مسیر رو رفتند جالب بود. از مسئولین برگزاری این مسابقات و مربیان این بچه ها باید تشکر کنم. انشاءالله اینها آینده سازان سنگنوردی و صعودهای ورزشی استان و شهر اصفهان خواهند شد.

 

صبح جمعه دوباره به صفه رفتم تا از نزدیک شاهد برگزاری آموزشهای عمومی در صفه باشم. از هفته آینده کوهپیمایی عمومی رو در صفه از طریق هیات استان برگزار خواهیم کرد و به مرور اینکار رو گسترش داده و در هر هفته بین 2 تا 3 روز چنین برنامه ای رو اجراء خواهیم کرد.

 

امروز هم چند عکس گرفتم. دیدن منظره ماه نقره فام در کنار کوه صفه که با اولین شعاعهای نور خورشید به رنگ قرمز و نارنجی دیده میشد خیلی تماشایی بود. ترکیب رنگ آبی آسمون ، نقره ای ماه و قرمز کوه ، عکس خوبی رو بوجود آورد:

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٤

امروز برای سومین بار در سه روز پیاپی به صفه رفتم. یاد سالهای 88 و 89 بخیر که هر هفته 6 بار میرفتم کوه و فقط جمعه نمیرفتم. امروز باد سردی میوزید که اجازه نمیداد خیلی توقف داشته باشیم. آروم و بی وقفه رفتیم تا قله و در بین راه چند عکس گرفتم:

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳٩٤

جستجویی که امروز در مورد رویت هلال ماه در اینترنت داشتم ، باعث شد که صفحه گزارش فعالیتهای انجام شده برای رویت هلال شوال 1431 (که در روز 18 شهریور سال 1389 انجام شده بود) رو در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری مد ظله العالی مشاهده کنم:


http://farsi.khamenei.ir/others-special?id=10081

 

عکسی که در بالای اون صفحه قرار داره ، از مجموعه عکسهای هنری است که از هلال ماه گرفتم. همچنین یکی از دوستانی که در رصد هوایی همراه بنده بودند ، گزارشی رو از رصد هوایی هلال شوال تنظیم کردند که در همون صفحه قابل دسترسی است:


http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=10110

 

اون پرواز و اون رصد غیر از موضوع رویت هلال از یه منظر دیگه هم برام جذاب و به یاد موندنی شد. مسیر پرواز ما از تهران به طرف دشت ناز ساری ، از کنار قله دماوند بود و من که آزادانه در هواپیما حرکت میکردم تونستم از پنجره کابین خلبان ، چند عکس خوب از کوه و قله دماوند بگیرم:

 

 

 

 

 

 

اون روزها ، رفتن به قله دماوند برام یه آرزوی دست نیافتنی بود اما خدا رو شکر که کمتر از یک سال بعد (31 تیر 1390) به همراه جمعی از دوستان (جناب امانی ، سرکار خانم امانی ، حسین آقا قاسم زاده ، آقا مجتبی ونهری و آقا رضا طیب طاهر ) موفق شدم این قله ی افسانه ای رو صعود کنم. یادش بخیر




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٤

هفته گذشته وقتی از برنامه دیدار با پیشکسوت ارجمند جناب استاد خلیفه سلطانی برمیگشتم ، در مغازه های همون محله ، توجهم به چند سمساری که لوازم قدیمی میفروختند جلب شد. همینطوری و برای دیدن این وسایل داخل یکی از این مغازه ها شدم. وقتی چشم گردوندم و بخشهای مختلف اون مغازه کوچیک رو دیدم ، نگاهم روی یه وسیله موند.... یه ساعت مکانیکی قدیمی که نمونه اش توی خونه پدری ما بوده.....

 

 

 

یاد گذشته افتادم. عجیبه که یه وسیله قدیمی چقدر میتونه برامون یادآور خاطرات خوب باشه..... این ساعت زنگ بسیار بلندی داشت و وقتی کوکش میکردی و صدای زنگش بلند میشد ، حتما" تا دو سه تا خونه اونورتر هم باعث بیدار شدن مردم میشد!

عادت به خرید وسایل دکوری ندارم. یعنی اصلا" از اینکار خوشم نمیاد. ولی این ساعت قدیمی که فعلا" کار نمیکنه رو خریدم و اون رو جلوی چشم گذاشتم تا بیشتر ببینمش.

داداشم میگه کارای ما عجیبه. وقتی تکنولوژی جدید میاد وسایلمون رو فوری دور میریزیم یا عوض میکنیم اما بعد از مدتی در به در دنبال همون وسایل قدیمی میگردیم تا بعنوان عتیقه و دکور در بهترین جای اطاق پذیرایی ازش استفاده کنیم!

 

کلا" عالمی داریم ما انسانها....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳ بهمن ۱۳٩٤

امشب دیوان شهریار شعر و ادب ایران زمین مرحوم استاد محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار) رو میخوندم:

 

باز با ما سری از نازگران دارد یار

نکند باز دلی با دگران دارد یار

 

خنده ارزانی هر خار و خسش هست ، ولی

گوش با بلبل خواننده ، گران دارد یار

 

آن وفایی که ز من دیده ، اگر هم برود

چشم دل در عقب سر نگران دارد یار

 

لاله رو هست ولی داغ غمش نیست به دل

کی سر پرسش خونین جگران دارد یار

 

گو دلی باشدش آن یار و نباشد با ما

اینش آسان بود ای دل ، اگر آن دارد یار

 

میرود خوانده و ناخوانده به هر جا که رسید

تا مرا در به در و دل نگران دارد یار

 

داور دادگری هم به عوض دارم من

گر همه شیوه­ی بیدارگران دارد یار

 

خواجه شاهد نه پسندد مگر آنش باشد

شهریارا ره دل زد مگر آن دارد یار

 

میخوام در ادامه این غزل عاشقانه و زیبا ، شما رو مهمون کنم به بخش دیگری از فرهنگ غنی و سراسر افتخار آذری­های خونگرم و عزیز و دوست داشتنی ؛ یه موسیقی و ترانه قدیمی آذری به نام "سنن آیریلا بیلمیرم" (از تو نمیتونم جدا بشم)

 

برای دریافت فایل ، اینجا رو کلیک کنید




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳ بهمن ۱۳٩٤

دیروز و امروز دو بار رفتم صفه. دیروز برای کوهپیمایی و ورزش و امروز برای بازدید از برنامه آموزش کوهپیمایی عمومی صفه و مشارکت در این برنامه.

 

دیروز آسمون زیبایی و نسبتا" تر و تمیزی داشتیم. حضور ماه شب دهم ربیع الثانی در سمت مشرق و خورشید در حال غروب در سمت مغرب و آسمون تمام آبی فرصت مغتنمی برای عکاسی از ماه و همنوردان فراهم کرد که از نتیجه کار نسبتا" راضی هستم. اگه عمری باقی باشه و شرایط جوی مناسب ، این عکاسی رو در 29 و یا 30 بهمن تکرار خواهم کرد. سوژه های دیگری هست که انشاءالله در اون روزها بهش خواهم پرداخت. دیروز یکی از دوستان با گوشی موبایل عکسی از بنده گرفت که به نظرم منظره خوبی بود.

 

عکس گرفته شده در کادر افقی بود اما اون رو برش دادم تا از نظر کادربندی مناسبتر بشه.

 

برای شرکت در برنامه آموزش عمومی کوهپیمایی صفه ، تصاویری رو از مسیرهای کوهپیمایی عمومی در صفه ، قله های بلند استان و سه قله بلند کشور به همراه چند فیلم از رشته های مختلف کوهنوردی آماده کرده بودم. از حدود ساعت 8 تا 11 در صفه بودم و ناظر کار همکارانم در هیات. خیلی خوب میشد پیشرفت و افزایش کیفیت این برنامه نسبت به برنامه های هفته قبل رو دید. استقبال عمومی هم خیلی بهتر شده بود. این کار داره یواش یواش جا میفته و مخاطب خاص خودش رو پیدا میکنه.

 

به زودی در ادامه این راه ، کوهپیمایی عمومی در صفه رو تحت هدایت و نظارت مدرسان و مربیان هیات استان آغاز خواهیم کرد. در نظر دارم هدف بلند مدت و مشخصی رو برای اینکار معرفی کنیم (مثلا" بگیم افرادی که بطور مستمر در این برنامه شرکت کنند رو در بهار سال آینده برای صعود به قله کرکس خواهیم برد). با روشهایی از این دست ، میخوایم فعالیت کسانی که تازه وارد کوهنوردی میشن رو هدفمند و مداوم کنیم. در این مرحله است که نیاز به مشارکت فعال گروههای کوهنوردی استان داریم. در این باره هم بعدا" توضیحاتی خواهم داد.

 




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ