خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤

امسال تصمیم گرفته شد تا به مناسبت آغاز ماه رمضان ، جشنی رو در کوه صفه برگزار کنیم. برای اینکار سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری ، مرکز آموزش نجوم ادیب ، شرکت توسعه سیاحتی ورزشی سپاهان (وابسته به شهرداری ) و شهرداری منطقه 5 همکاری داشتند.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٤

در حالی به استقبال ماه مبارک رمضان میریم که کشورمون منور به نور 270 ستاره درخشان از آسمان پر  ستاره­ی ایثار و شهادت شده و عطر معنویت فضای کشور رو پر کرده.....

میخوام چشم بر تمام تفسیرهای سیاسی که میکنند ببندم و دلم رو توی آسمون این ستاره­ها پرواز بدم و بگم:

همرزمان دیروز ؛ دلاوران همیشه­ی تاریخ ایران

ممنون که وقتی ما رو در حال غرق شدن در بازیهای دنیا دیدید ، برای نجاتمون اومدین

 

بسم الله الرحمن الرحیم
صلوات و سلام خدا بر شهیدان عزیز که مشعل توحید را با ایثار خود بر فراز میهن اسلامی برافروختند. و صلوات و تحیات خدا بر شهیدان مظلوم غواص که با ظهور و حضور خود این فروغ خاموش نشدنی را مدد رساندند و پرچم یادهای عزیز و گرانبها و ذخیره های معنوی امت را با شکوهی هر چه تمام تر در کشور برافراشتند.
سلام بر دستهای بسته و پیکرهای ستم دیده شما و سلام بر ارواح طیبه و به رضوان الهی، بال گشوده ی شما. سلام بر شما که بار دیگر فضای زندگی را معطّر و جان زندگان را سیراب کردید. و سپاس بی پایان پروردگار حکیم و مهربان را که در لحظه های نیاز این ملّت خداجوی و خداباور، بشارتهای تردید ناپذیر را بر دلهای بیدار نازل می فرماید و غبارها را می زداید. و سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه و مسئولیت پذیر که خطاب لطیف الهی را به درستی می شناسید و می نیوشید و پاسخ می گویید. حضور پرمضمون امروز شما در تشییع این دردانه های به میهن بازگشته یکی از به یادماندنی ترین حوادث انقلاب است. رحمت خدا بر شما.
و سپاس بی حد از خدای مالک دلها و سلام بی پایان بر حضرت بقیه الله روحی فداه که صاحب این ثروت عظیم است.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سید علی خامنه ای
 26 خرداد 1394




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٤

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

 

ماه رمضان [همان ماه] است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است [کتابى ] که مردم را راهبر و [متضمن] دلایل آشکار هدایت و [میزان] تشخیص حق از باطل است پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بدارد و کسى که بیمار یا در سفر است [باید به شماره آن] تعدادى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد تا شماره [مقرر] را تکمیل کنید و خدا را به پاس آنکه رهنمونیتان کرده است به بزرگى بستایید و باشد که شکرگزارى کنید

 

سور مبارکه البقره – آیه 185

 


 

به استحضار هموطنان شریف و متدیّن ایران اسلامی میرساند:

 

مقارنه ماه و خورشید برای هلال رمضان­المبارک سال 1436 هجری قمری در ساعت 14:08 روز سه­شنبه 16 ژوئن 2015 میلادی به وقت بین­المللی (ساعت 18:38 روز سه­شنبه 26 خرداد 1394 هجری شمسی مصادف با 28 شعبان­المعظم 1436 هجری قمری به وقت رسمی تابستانی ایران) روی خواهد داد. در غروب این روز و بدلیل فاصله زمانی بسیار کوتاه مقارنه تا غروب خورشید و ضعیف بودن تمامی پارامترهای حدّی هلال ، هلال ماه رمضان تحت هیچ شرایطی در پهنه ایران قابل رویت نیست.

 

همین شرایط موجب میشود تا در غروب روز سه­شنبه ، هلال رمضان در هیچ منطقه­ای از خشکی­های کره زمین (حتی سرزمین­های غربی قاره امریکای شمالی و جنوبی) نیز قابل رویت نباشد. در افق مکه مکرمه و در غروب همین روز ، غروب هلال 9 دقیقه زودتر از غروب خورشید روی میدهد. بنابراین اولا" هلال قابل رویت نخواهد بود و ثانیا" حتی بر اساس تقویم محاسباتی ام القری (که مبنای محاسباتی دارد و نه رویت هلال) نیز ، چهارشنبه آخرین روز ماه شعبان در عربستان سعودی است.

 

در غروب روز چهارشنبه 27 خرداد مصادف با 29 شعبان المعظم ، مختصات هلال در پهنه­ی ایران بگونه­ای است که قابلیت رویت آن با ابزار معمولی (دوربین­های دوچشمی) قطعی بوده و تحت شرایط ویژه رصدی (شرایط مناسب رصدگاه و برخورداری از آسمانی عاری از آلودگی و داشتن تجربه­ی رویت هلال در روشنی افق غربی و قبل از تاریک شدن آسمان) احتمال رویت آن با چشم غیر مسلح نیز وجود دارد. بنابراین میتوان با یقین اعلام داشت امسال آغاز ماه مبارک رمضان در اکثر قریب به اتفاق کشورهای اسلامی یکسان بوده و روز پنج­شنبه 28 خرداد مصادف با اول رمضان­المبارک سال 1436 هجری قمری است. در معدود کشورهایی (مانند لیبی) بدلیل استفاده از مبانی بسیار خاص و متفاوت در تنظیم تقویم قمری ، ماه رمضان یک روز زودتر از سایر کشورهای اسلامی آغاز خواهد شد

 

علیرضا بوژمهرانی

عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری مد ظله العالی 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٤

مهمترین وظیفه­ی این روزهای بنده ، ایجاد و حفظ آرامش در شهرداری است تا انشاءالله با انتخاب شهردار جدید ، موتور حرکت شهرداری دوباره شتاب بگیره. البته در کنار این کار مهم ، سر و سامان دادن به چند کار اساسی و مهم رو هم آغاز کردم که البته قطعا" در مدت کوتاهی که از خدمتم در جایگاه سرپرستی شهرداری باقیمونده ، به پایان نخواهد رسید اما تداوم بعدی این کارها رو حتما" ساده­تر خواهد کرد.

 

توی روزهای گذشته به برخی مناطق مراجعه کردم و با همکارانم در سطوح مختلف به گفتگو پرداختم. این بازدیدها و این صحبتها بازتاب و تاثیر زیادی روی نیروی انسانی داره که امیدوارم مسئولین آینده شهرداری هم این روش رو پی بگیرند. حق طبیعی و انتظار بسیار ساده و پیش پا افتاده­ی همکارانمون اینه که دیده بشن ؛ همین

 

در این بازدیدها به مواردی برخوردم که بعضی کارها بخاطر نداشتن یه انسجام داخلی ، معطل مونده و امکاناتی که میتونست با سرعت بیشتر و در زمان مناسبتری در اختیار شهر و شهروندان محترم قرار بگیره ، بلااسفتاده مونده. هماهگیهای لازم رو در این رابطه انجام دادم که این مشکل انشاءالله حل بشه.

 

وقتی از کوچه خیابونهای این شهر بزرگ عبور میکنم و اینبار نگاهی تازه به شهر دارم ، میبینم چه وسعت کاری بزرگی پیش رو داریم و چقدر میتونیم با کار و تلاش ، به مردم کمک کنیم. دیدن برخی محلات کمتر توسعه یافته و خونه­های محقر و فقیرانه به من و همکارانم یادآوری میکنه که اصفهان فقط چهارباغ و میدان امام و حاشیه­ی رودخونه زاینده­رود نیست. هستند افراد و محلاتی که نیازمند توجه بیشتر هستند و البته در این راستا باید سیاستهای کلان در مورد جمعیت و وسعت شهر رو هم مد نظر قرار داد.... بگذریم

 

همزمان شدن تعدادی از کارهای شخصی و اداریم باعث شده که حساب ثانیه­ها رو هم داشته باشم. فشار زیادی رو دارم تحمل میکنم. دیشب حدود ساعت 1 بامداد بخواب رفتم و با صدای اذان صبح بیدار شدم. نماز خوندم و چند دقیقه­ای رو دوباره دراز کشیدم. میدونستم که این سحرگاه ، زمان وداع با هلال صبحگاهی ماه شعبان است. خستگی زیاد باعث شد مردّد بشم که آیا برای رویت هلال برم یا نه؟ اما خیلی زود بر این تردید غلبه کردم:

 

رشته­ای بر گردنم افکنده دوست

می­کشد هر جا که خاطرخواه اوست

 

اونقدر عشق دیدن هلال در وجودم رسوخ کرده که حتی در این ایام خستگی مفرط هم نمیتونم دل از هلال بکنم. دوربین عکاسی رو برداشتم و رفتم ورودی کوه صفه. بخاطر آلودگی افق شرقی و غباری که در آسمون پراکنده بود ، مدتی طول کشید تا هلال قابل رویت بشه. دقایقی به هلال چشم دوختم و این شعر مرحوم حاج میرزا حبیب خراسانی رو که از خوندنش سیر نمیشم با خودم زمزمه کردم:

 

خواب مکن ، خواب به هنگام نیست

وقت سحر جز قدح و جام نیست

 

باد صبا میوزد از طرف گل

مرغ سحر را دگر آرام نیست

 

مرغ سحر ، مرغ دل عاشق است

وحشی و با هیچکس او رام نیست

.....

 

 

این عکسی است که امروز صبح از هلال صبحگاهی شعبان 1436 گرفتم. سیاره­ی تیر (عطارد) هم بصورت نقطه­ای نورانی در بالا (راست) عکس دیده میشه. وجود غبار زیاد باعث شده که جزئیات لبه­های هلال خیلی قابل مشاهده نباشه.

 

باید آماده بشیم

 

رمضان نزدیک است




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤

زمستان 93 بود که مدیریت شهرداری در تصمیمی خردمندانه و بسیار حیاتی تصمیم گرفت برای تسریع در روند راه­اندازی فاز 1 قطار شهری اصفهان ، مستقیما" برای خرید سه رام قطار (هر رام شامل 5 واگن و مجموعا" 15 واگن) اقدام کنه. تا قبل از این یه شرکت دولتی در تهران مامور خرید قطارهای مورد نیاز شهرداریهای اصفهان ، تبریز و شیراز بود و بدلیل مشکلاتی که در اجرای قرارداد مربوطه با طرف خارجی پیش اومده بود ، تحویل قطارها دچار تاخیر زمانی شد و این ، یکی از دلایل تاخیر در آغاز بهره­برداری از قطار شهری اصفهان بود.

 

تا زمستان سال 93 فقط یک رام قطار به اصفهان رسیده بود اما برای آغاز بکار فاز اول پروژه ، حداقل به 5 رام قطار نیاز داشتیم. قرارداد خرید مستقیم شهرداری اصفهان در حالی بسته شد که معمولا" در ماههای پایانی سال حجم پرداختهای شهرداری بشدت افزایش پیدا میکنه و عده­ای نگران بودند که شاید نتونیم منابع مالی مورد نیاز برای این خرید رو (که با هزینه های جانبی مثل ترخیص و حمل به اصفهان چیزی نزدیک به 60 میلیارد تومان میشد) فراهم کنیم. اما اون تصمیم بسیار بجا و مناسب ، وقتی با برنامه ریزی دقیق حوزه مالی و تامین بموقع منابع توسط حوزه درآمد شهرداری همراه شد ، بحمدالله باعث فعال شدن قرارداد گردید.

 

صبح امروز اولین رام از این قطارها بر روی پنج دستگاه تریلر مخصوص و پس از سفری 20 روزه از بندرعباس به اصفهان رسید:

 

 

 

موقع ورود این واگنها به محوطه دپو سازمان قطار شهری ، در اونجا حاضر شدم. خوشحال بودم که تلاشهای گروهی مدیران و کارکنان شهرداری و سازمان قطار شهری نتیجه داده. یک رام قطار دیگه ، الان در بندرعباس آماده­ی حمل به اصفهان است و انشاءالله در تیر ماه ، دو رام دیگه از قطارهایی که خودمون خریدم رو هم تحویل میگیریم.

 

این هفته دو جلسه با مسئولین بخشهای مختلف شهرداری داشتم و در هر دو جلسه تاکید کردم که راه­اندازی فاز 1 قطار شهری ، مهمترین پروژه نیم سال اول سال 94 شهرداری است و باید تمام امکاناتمون رو در این رابطه بکار بگیریم تا این امر مهم در زمان مقرر روی بده ؛ انشاءالله که اینگونه خواهد شد.

 

غروب امروز برای بازدید از سالن سنگنوردی قزلباش به این محل رفتم و با دست اندرکاران سالن (از جمله آقایان علی­اکبری و مسیح گل­بخش) گفتگو کردم. در این بازدید ، چند دقیقه­ای برای ورزشکاران صحبت کردم و با اونا از سنگ و کوه و تاثیرات جسمی و روحی کوهنوردی و سنگنوردی گفتم. این بازدید بیش از یک ساعت طول کشید و دیدن تعداد نسبتا" زیاد ورزشکاران باعث رضایت خاطرم شد. در همین دیدار موضوع نصب دستگاه خنک کننده سالن سنگنوردی چمران رو هم پیگیری کردم که انشاءالله ظرف روزهای آتی به سرانجام خواهد رسید.

 

امروز ، روز خیلی خوبی بود الا اینکه بخاطر تراکم کاری بسیار زیاد این روزها و نداشتن فرصت مطالعه ، یه آزمون رو به شکل بدی به اتمام رسوندم که باعث تاسفم شد. قسمتم این شده که درست در شرایطی که نیاز به تمرکز و آرامش دارم ، این مسئولیت سنگین رو بپذیرم و به همین دلیل بعضی کارهای شخصیم که براشون زحمت زیادی کشیدم روی زمین بمونه..... الخیر فی ما وقع




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٤

چند روز قبل یکی از دوستانم گفت در عالم خواب دیده که من از مرز شلمچه دارم میرم برای زیارت قمر بنی هاشم علیه السلام و آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام.....

چه لذتی داره وقتی یه خواب ، اینقدر زود تعبیر میشه..... ساعت 14 امروز توی دفتر کارم نشسته بودم که در اطاقم رو باز کردند و دو نفر از همکاران بی مقدمه اومدند داخل ؛ در حالیکه یه پرچم بزرگ قرمز رنگ رو با خودشون حمل میکردند.... بوی عطر خوشایندی فضا رو پر کرد..... گفتند این پرچم بارگاه مقدس امام حسین علیه السلام است و آوردیم تا شما هم زیارت کنید..... یاد خواب اون دوست افتادم و چشمام اشک آلود شد..... با نهایت تمنا بوسه به این پرچم زدم و چشم و صورتم رو معطر و نورانی کردم....

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست

به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست

و گر چنانکه در آن حضرتت نباشد بار
برای دیده بیاور غباری از در دوست

من گدا و تمنّای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست

دل صنوبریم، همچو بید لرزانست
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست

اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست 

چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
چو هست حافظ خوش خوان غلام و چاکر دوست

 

غروب در حالی به سمت وخونه روانه شدم که شیطنت برخی افراد در دامن زدن به حواشی ناراحتم کرده بود ؛ کسانی که خودشون مسبب بوجود اومدن حواشی بودند و امروز علیرغم تلاشی که ما برای ایجاد آرامش میکنیم ، اونها در آتش میدمند تا شاید با بلند شدن دودی ، چشمها نتونه برخی واقعیتها رو ببینه. وقتی رسیدم خونه ، خسته بودم. تیتر خبرهای سایت تابناک رو میخوندم که دو مطلب در مورد شهدای غواص و شهدای عملیات کربلای 4 داشت. این دو خبر و عکس و فیلم شهداء رو دیدم. حالا دیگه خسته­تر و افسرده­تر شدم. خوش بحال شهداء که رفتند در جوار رحمت حق و این روزها رو ندیدند......

توی این روزها چیزهایی رو دیدم و فهمیدم که روحم رو بشدت آزار میده. خیلی حرفها رو نمیشه گفت. فقط باید با صبر و بردباری ، کار و تلاش کرد تا بلکه با دیدن لبخند رضایتی از سوی صاحبان اصلی شهر (که شهروندان گرامی باشند) امیدوار باشیم تا بلکه لبخند رضایت الهی هم نصیبمون بشه ؛ که اگه اینطور شد ، هر چی ناراحتی و سختی باشه ، به جان و دل خریداریم..... دیگه نمیشه بیشتر از این حرف زد......




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٥ خرداد ۱۳٩٤

ای شمع جهان افروز بیا
وی شاهد عالم سوز بیا
ای مهر سپهر قلمرو غیب
شد روز ظهور و بروز بیا
ای طائر سعد فرخ رخ
امروز  توئی  فیروز  بیا
روزم از شب تیره تر است
ای خود شب ما را روز بیا
ما دیده به راه تو دوخته ایم
از ما همه چشم مدوز بیا
عمریست گذشته به نادانی
ای علم و ادب آموز بیا
شد گلشن عمر خزان از غم
ای باد خوش نوروز بیا
من مفتقر  رنجور  توام
تا جان به لبست هنوز بیا

 

شاید خیلی بی معنا به نظر برسه که از کسی که حاضر و ناظر است بخواهیم که "بیاد". این خود ما هستیم که چشمامون رو بستیم و هی میگیم " آقا کجایی؟"

اما کسی که غزل بالا رو سروده ، یه چشم بسته نیست بلکه شخصیتی است که در مراتب بسیار بالای معرفت و سلوک قرار داشته ؛ مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی مشهور به کمپانی

"بیا" گفتن آیت الله کمپانی ، با "بیا" گفتن امثال بنده تفاوتی از زمین تا آسمون داره. ما چشم بستیم و از روی کوری دل  نمیتونیم حضور رو درک کنیم اما یه عارف واصل با چشم باز و قلب روشن ، عظمت و بزرگی قطب عالم امکان و کوچکی خودش رو میبینه و درک میکنه و یه عمری برای وصال مجاهدت و تلاش میکنه و آخر سر ، دست تمنا به سوی معشوق دراز میکنه و میگه من تمام تلاشم رو برای رسیدن به تو انجام دادم و حالا انتظارم دارم تو هم نظر لطفی به من داشته باشی. با این حال و ادراک است که آشیخ میفرماید "ای شمع جهان افروز ، بیا". این تمنای عاشقانه کجا و ورد بی معنای زبان ما کجا........

 

وقتی عمر آدمی با اینکه ممکنه به نظر طولانی به نظر برسه ، اما به واقع چشم بر هم زدنی نیست ، دوران چند روزه­ی سمت جدیدم دیگه قابل حساب نخواهد بود و تا بخواهم بهش فکر کنم به آخر رسیده. اما مصمم هستم در همین فرصت اندک و گذرا ، چند کار مهم و اساسی رو در شهرداری پی ریزی کنم ؛ شاید شهردار آینده­ی شهرمون این فعالیتها رو موثر تشخیص داد و ادامه­شون بده. در برخی موضوعات ، نیازمند تغییر اساسی در فرآیندهای اجرایی و مدیریتی شهرداری هستیم ؛ چیزی که در برخی موارد میشه به عنوان جراحی ازش یاد کرد. اگر بخوایم شرایط رو عوض کنیم ، چاره­ای جز اینکار نیست. البته اگر یه مدیر حاذق سکان اداره شهرداری رو به دست بگیره ، میشه امیدوار بود این جراحی ، با کمترین تبعات ، بیشترین بهره و نتیجه رو برای شهر و شهرداری در پی داشته باشه ؛ انشاءالله که با تدبیر و درایت و روشن بینی اعضای محترم شورای شهر اصفهان در انتخاب شهردار جدید ، چنین خواهد شد.

 

در طی مدت حضورم در سمت سرپرستی شهرداری ، هیچ تغییر رفتاری نخواهم داشت و همون مهرانی که بودم ، خواهم ماند. دوستی و سلام و علیکم رو با تمامی همکاران اداری (خدمه و نگهبانان و کارگران و کارمندان و مسئولین و مدیران و مقامات ارشد) همونطور که بوده حفظ کردم و در طول روز چند دقیقه­ای رو با اونها میگذرونم. رخت و لباس و میز و وسایل اداریم همونی هست که بود ؛ اخلاقم هم همینطور. اینها رو حفظ کردم تا هر لحظه بهم بگن شهردار جدید توسط شورای اسلامی شهر انتخاب شد ، بتونم ظرف چند ثانیه کارم رو به روال قبل ادامه بدم. این به تعبیری همون فرمایش مولا امیر المومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام است که در مورد دل نبستن به دنیا میفرمایند در زندگی آنچنان آماده رفتن (به سرای دیگر) باشید که گویا در همین لحظه عمر شما به آخر خواهد رسید.

 

و در نقطه مقابل ، فرض کردم که ممکنه برای انتخاب شهردار جدید ، از تمام ظرفیت زمانی قانونی (سه ماه) استفاده بشه. بنابراین برنامه­ریزی سه ماهه رو در دستور کار خودم ، معاونین محترم ، مدیران مناطق و مدیران عامل سازمانها قرار دادم و خواهم داد تا یه موقع امور پیش پا افتاده­ی روزمره ما رو به خودش مشغول نکنه و فرصت رو برای انجام کارهای اساسی که در بودجه سال 1394 پیش بینی شده از دست ندیم. این برنامه­ریزی سه ماهه رو انجام خواهیم داد و هر زمان شهردار جدید تعیین شد ، اگر این روش و این برنامه رو پسندیدند ، خودشون سکان هدایت برنامه رو در دست خواهند گرفت و ما هم در معیت ایشون برای اجرای برنامه­های شهرداری تلاش خواهیم کرد. این هم در واقع تعبیری دیگر از فرمایش امیرالمومنین سلام الله علیه است که آنچنان در دنیا با برنامه و امید زندگی کنید که گویا تا مدتهای طولانی در این دنیا باقی خواهید ماند.

 

در سه روز اول این هفته ، هر شب ساعت 22 اومدم خونه و از خستگی زیاد نای حرف زدن نداشتم و بلافاصله به خواب میرفتم. این خستگی باعث میشد خواب راحتی نداشته نباشم. تا نیمه سال 1391 هر هفته 6 بار میرفتم کوه. وقتی مدیرمالی شدم فقط تونستم هفته­ای 2 بار برم کوه. الان دیگه کوه که هیچی ، به خونه هم نمیرسم!! دیروز برای رفع خستگی به همراه همسرم و دوستان به کوه رفتیم و بحمدالله دوباره انرژی مضاعف گرفتم.

 

امروز 14 خرداد و سالروز رحلت امام راحل رضوان الله تعالی علیه است. 26 سال از اون روز تلخ و اندوه­بار گذشته اما این داغ هنوز برای ما که عاشقانه امام رو دوست داشتیم تازه است. دنیا ، محل اقامت دائمی نیست و همه دیر یا زود بار سفر رو خواهند بست اما افکار و منش و اقدامات آدماها باقی میمونه و معیاری میشه برای قضاوت.

امام صادقانه با ملتش حرف زد و از هیچ کوششی برای تعالی ملت فروگذار نکرد و یه تنه مقابل یه حکومت که دنیای استکبار ازش حمایت میکرد ایستاد و بخاطر همون خلوصش ، بخاطر توکلی که به خدا داشت و بخاطر اینکه خواست مردم رو فصل الخطاب قرار داده بود ، سربلند و پیروز شد.

در اون روز تلخ سوگواری ، شنیدن خبر انتصاب یکی از شاگردان راستین امام به جانشینی ایشون مرهمی بود بر دلهای پاره پاره. امروز بیست و ششمین سالگرد آغاز رهبری رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه­ای مد ظله العالی هم هست. مقام رهبری در طی 26 سال گذشته مجاهدت­های بی­شماری برای حفظ کیان کشور و عزت ملت انجام داده­اند که شاید خیلی­ها بخاطر اینکه با عینک دیدگاه­های سیاسی خاص به عملکرد مقام رهبری نگاه میکنند نتونند عمق مجاهدت و تلاش این بزرگوار رو درک کنند. مثل همیشه برای طول عمر توأم با عزت و سلامتی حضرت آیت الله خامنه­ای دعا میکنم و آروز دارم تحت رهبری ایشون فرداهایی روشنتر و تابناکتر در پیش روی مردم و کشور ما باشه ؛ انشاءالله




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٤

"تبریک عرض میکنم"

 

این پیامکی بود که در ساعت 12:35 امروز دریافت کردم. فکر میکردم به مناسبت اعیاد شعبانیه این پیامک رو برام فرستادند اما وقتی با این دوست تماس گرفتم با تعجب متوجه شدم در جلسه امروز شورای اسلامی شهر اصفهان و با رأی اعضای محترم این شورا ، خدمت 12 ساله جناب آقای دکتر سقائیان نژاد در سمت شهردار محترم اصفهان خاتمه یافته و متعاقب این اقدام ، بنده رو با 19 رأی مثبت و 1 رأی ممتنع به عنوان سرپرست و مسئول امور اجرایی شهرداری (تا تعیین شهردار جدید اصفهان) تعیین نموده­اند.

 

راستش به عنوان یکی از کارمندانی که 12 سال از خدمتم رو در دوران مدیریت جناب دکتر سقائیان نژاد گذروندم بسیار ناراحتم که پایان این خدمت ارزنده و ماندگار 12 ساله اینگونه رقم خورد. قصدی برای قضاوت ندارم. اتفاقی است که افتاده و هر یک از طرفین این ماجرا صحبتهایی در این زمینه دارند. اما به هر حال خیلی بهتر بود که اینگونه نمیشد و پایان خدمت جناب شهردار از طریق استیضاح نبود.

 

وجود برخی حرف و نقل­ها و شایعات (که خیلی از اونها منبع موثقی نداره و فقط بر اساس شنیده­ها داره منتشر میشه) باعث شده فضا قدری سنگین بشه و قبول مسئولیت در چنین شرایطی کار ساده­ای نباشه. اما تمام امید و تلاشم اینه که در این مدت بر این فضای منفی غلبه کنیم و با همکاری تمامی کارگران و کارمندان و مدیران و مسئولین بخشهای مختلف شهرداری و در راستای خدمت رسانی به مردم شریف شهر شهیدان ، امور جاری شهر رو بخوبی انجام بدیم و شرایط رو برای آغاز بکار شهردار جدید و منتخب شورای اسلامی شهر آماده کنیم.

 

با اینکه مدت زمان این سرپرستی خیلی محدود خواهد بود (حداکثر سه ماه) اما وقتی که بدونیم شهرداری اصفهان در سال 1394 و بر اساس بودجه مصوب باید بطور متوسط روزانه 6.8 میلیارد تومان درآمد کسب و هزینه کنه ، متوجه خواهیم شد که کار ساده­ای پیش روی نداریم اما بحمدالله خیل خدمتگزاران صدیق و پر تلاش در بخشهای مختلف اجرایی و ستادی شهرداری از یک طرف و حمایت اعضای محترم شورای اسلامی شهر از طرف دیگه باعث میشه به آینده کاملا" امیداوار باشیم و کارها رو با سرعت و قدرت طبق برنامه­ی مصوب به پیش ببریم ؛ انشاءالله

 

در اینجا لازمه هم به جناب آقای دکتر سقائیان نژاد خسته نباشید و خدا قوت عرض کنم و به عنوان یه شهروند و عضوی کوچک از خدمتگزاران در شهرداری از زحمات ارزشمند و در خور احترام این بزرگوار در طول مدت 12 سال حضور در شهرداری تشکر و قدردانی کنم و هم از یکایک اعضای محترم شورای اسلامی شهر اصفهان به جهت حسن ظن و اعتمادی که به اینجانب داشته و دارند صمیمانه تشکر و سپاسگزاری نمایم. امید که بتونم منشاء خدمت باشم.

 

و افوض امری الی الله ، ان الله بصیر بالعباد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۸ خرداد ۱۳٩٤

در دوران کودکی که توی گرگان زندگی میکردیم و سالهای نوجوانی که رفت و آمد زیادی به این شهر زیبا داشتیم ، در راهرو خونه­ی ما یه جفت پرستو زندگی میکردند و لانه داشتند. راهرو و تراس بزرگ خونه در سمت حیاط هیچ دیوار و درب و پنجره­ای نداشت و مستقیما" به حیاط متصل بود و برای همین ، پرستوها خیلی راحت و بی دردسر توی این لانه زندگی می­کردند. ایام بهار و تابستون زمان زاد و ولد پرستوها بود و بعضی وقتا توی راهرو می­نشستم وبه غذا دادن پرستوها به بچه­هاشون نگاه میکردم.

 

الان هر وقت پرستو میبینم یاد همون دوران می­افتم و خیلی دعا میکنم تا بلکه خدا قسمت کنه و یه چفت پرستو بیان توی خونه­ی ما لانه بسازند. چند روزی میشه که پرواز پرستوها رو توی محله­مون میبینم.

 

دیروز وقتی از اداره به خونه برگشتم ، تعدادی پرستو رو دیدم که روی سیم برق کوچه و مقابل منزلمون نشستند. خیلی زود متوجه شدم اینها 4 جوجه پرستو هستند که بزرگ شدند و از لانه بیرون اومدند اما هنوز والدینشون براشون غذا میارن.

 

نهار رو بسرعت خوردم و از پشت پنجره­ی اطاق و هم از توی حیاط ، نظاره­گر غذا خوردن این پرندگان زیبا شدم. حاصل این مشاهده­ی 2 ساعته ، این چند عکس شده.

 

یه سری 7 تایی و مرتبط به هم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه نمای مختلف

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤

جمعه اول خرداد قرار بود برم فریدن. صبح زود به کوه صفه رفتم تا در مراسم ورزشی بزرگداشت حماسه آزادی خرمشهر شرکت کنم. بعد از هماهنگ شدن با کوهنوردان برای صعود به قله ، همون پایین موندم تا کارها رو نظارت کنم. وقتی صعود همنوردانم به قله صفه به اتمام رسید ، منتظر شدم تا اونها  برگردند و ازشون تشکر کنم.

بعد از این برنامه بلافاصله اومدم خونه و عازم فریدن شدیم. بنا داشتیم ضمن کوهپیمایی ، سبزی کوهی جمع کنیم. معمولا" سالی یه بار به این منطقه میرم. سکوت بی نظیر و بکر بودن این منطقه ، آرامش خاصی در وجودم ایجاد میکنه. اینجا هوای بسیار مطبوع و تنوع گیاهی و جانوری کم نظیری داره ؛ اونقدر که خیلی خیلی دوست دارم حضور بیشتری در منطقه داشته باشم و برای یه بار هم که شده ، شب مانی در اینجا رو تجربه کنم.

با رسیدن به محل مورد نظر ، حدود ساعت 12 حرکتمون رو در قالب یه گروه چهار نفره آغاز کردیم و بعد از حدود 5 ساعت حرکت در شیب کوه ، برگشتیم پایین. سبزی مورد نظرمون رو هم به اندازه مناسب جمع کردیم. تلاش کردیم در این سبزی چینی به ریشه گیاه آسیب نرسه تا از بین نره و دوباره سبز بشه (بحمدالله در طی سه سال گذشته بخاطر بارندگی مناسب ، رویش این گیاه بسیار بیشتر از قبل شده و به وفور یافت میشد در حالیکه 6-5 سال قبل ، فقط میونستیم اون روی در ارتفاعات خیلی بلند پیدا کنیم).

 

عکسهایی از گلهای زیبای منطقه

کارمون که تموم شد اومدیم برای صرف نهار. خوش ذوقی همسرم باعث شد تا یه نهار بی نظیر رو پیش رو داشته باشیم. یه غذای سنتی و سالم که بخصوص بعد از کوهپیمایی بسیار بسیار چسبید ؛ آب دوغ خیار تهیه شده با ماست محلی گوسفندی که علاوه بر ماست و خیار دارای مغز گردو ، نعنا ، شوید کوهی ، گلپر ، پونه کوهی ، آویشن فریدن ، فلفل و کرفس کوهی بود. ظرف این غذا رو توی جای یخی ماشین گذاشته بودیم و موقع نهار ، حسابی خنک شده بود. شاید اغراق آمیز به نظر برسه اما این غذا جزو لذیذترین غذاهایی بوده که در طبیعت گردی استفاده کردم.

موقع نهار خوردن رد شدن گله­های گوسفند (با تعداد رمه خیلی زیاد) رو مشاهده میکردیم. تازه غذامون تموم شده بود و هنوز سفره پهن بود که متوجه شدم دو تا سگ گله بسرعت از گله جدا شدند و بطرف ما اومدند.

از همراهانم خواستم نترسند و همونطور که نشستند از جاشون تکون نخورند. دو سگ نسبتا" بزرگ در فاصله 2 متری ما توقف کردند و به ما خیره شدند. لحظاتی بعد یه سگ دیگه هم به اونها پیوست و بعد سگ چهارمی اومد. هر چهار سگ بدون تکون خوردن ، در نزدیکترین فاصله­ی ممکن ، خیره خیره به ما نگاه میکردند و ما هم کماکان با سکوت و بدون حرکت ناگهانی به اونها خیره شده بودیم!! خانمها دعا میخوندند تا مبادا مورد حمله سگها قرار بگیریم.

با اضافه شدن سگ پنجم ، توازن تعدادی بهم خورد! دوستم گفت نکنه اینها گرسنه باشند! و تکه­ای نون براشون انداخت. سگها به طرف نون رفتند و با ولع اون رو خوردند! آقا هر چی نون همراهمون بود برای این گرسنگان انداختیم تا دیگه نونها تموم شد و دوباره سگها خیره شدند به ما!!

آب دوغ خیاری که آورده بودیم اونقدر برای همه لذیذ بود که باعث شد بخش زیادی از غذای دوستان همراهمون (که کوکو سبزی بود) باقی بمونه. با تموم شدن نون­ها ، مقداری کوکو سبزی برای سگها انداختیم و متوجه شدیم کوکو رو بیشتر از نون دوست دارند!! هر چی کوکو موجود بود رو براشون انداختیم و با تموم شدن غذا ، دوباره خیره شدند به ما!!

بلاخره چوپانی که ته گله حرکت میکرد اومد سراغ سگها و اونها رو از ما دور کرد..... آخیش.....

شانس آوردیم که کوک سبزی داشتیم چون احتمال داشت سگهای گله از آب دوغ خیار استقبال نکنند ؛ هر چقد هم که سبزی کوهی داشته باشه!!!

خیلی حیف شد که از این رو در رویی چهره به چهره عکس و فیلم نگرفتیم. راستش اونقدر مراقب بودم که حرکتی نکنم که باعث تحریک سگها به حمله بشه ، که متوجه نبودم دوربین عکاسیم دقیقا"جاوی پام و توی کیف بوده!

خدا رو شکر که همه چیز در روز جمعه عالی و بیادموندنی بود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٤

امسال تصمیم گرفته شده بود که از فرصت تعطیلی روز جمعه استفاده و مراسم ورزشی بزرگداشت حماسه آزادی خرمشهر در عملیات غرورآفرین بیت المقدس (1361) در صبح روز اول خرداد و در کوه صفه برگزار بشه. برای شرکت در جلسه هماهنگی ، از هیات کوهنوردی استان هم دعوت شده بود. در اون جلسه بنده دو برنامه رو پیشنهاد دادم:

اول: صعود کوهنوردان گروه­های مختلف کوهنوردی به قله صفه

دوم: صعود سنگنوردان از دیواره کلاهک آبی و نصب بنر بزرگ  "خرمشهر را خدا آزاد کرد " بر روی دیواره­ شرقی کوه صفه

هر دو پیشنهاد مورد موافقت قرار گرفت و هماهنگیهای اولیه انجام شد اما در روزهای بعد ، برنامه صعود از دیواره بنا به دلایلی حذف شد.

هیات از گروه­های کوهنوردی دعوت کرد تا بامداد جمعه در برنامه صعود به قله صفه شرکت کنند. تمایل داشتم سرپرستی و مدیریت اجرای این برنامه رو به یکی از گروه­ها واگذار کنیم و همه تحت مدیریت یک گروه اینکار رو انجام بدیم. این میتونست سرآغازی برای اجرای روش جدید هیات باشه که کارهای اجرایی رو به گروه­های پرتوان استان بسپاریم و در هیات ، ضمن حمایت از گروه­ها به امور برنامه­ریزی و نظارت بپردازیم.

میدونستم خیلی از گروه­ها ، برنامه­های بلند مدت سه و یا شش ماهه خودشون رو از مدتها قبل بستند و نمیشه انتظار داشت با یه تصمیم عاجل ، نظم برنامه­های خودشون رو به هم بزنند. شاید به همین علت توقع نداشتم تعداد نفرات زیادی در برنامه جمعه حاضر بشن. اما بحمدالله در بامداد جمعه تعداد زیادی از کوهنوردان و گروه­ها به این دعوت پاسخ مثبت دادند و با حضور بانشاط و سراسر مهر و محبتشون ، قدم بر چشم بنده و قله صفه گذاشتند تا در این اولین درخواست اداره کل ورزش و جوانان استان از هیات کوهنوردی ،  تصویری مثبت و سازنده از اتحاد و توان جامعه کوهنوردی استان رو برای متولیان محترم ورزش استان به نمایش بذارند.

در این رابطه باید عرض کنم که:

میدونم کم و کاستی­هایی در اجرای این برنامه بود

میدونم ممکنه برخی از همنوردان راضی به حضور در برنامه­های تبلیغاتی نباشند

میدونم برخی از همنوردان  صعودهای گروهی و با تعداد خیلی زیاد رو مناسب نمیدونند

اینها رو میدونم اما در عین حال ، باید توجه کنیم که رشد و تعالی ورزش کوهنوردی در استان بدون حمایت متولیان ورزش و ارگانها و سازمانهای مختلف مقدور نیست ، و این حمایت در سایه­ی تعامل­های دو طرفه بدست میاد. ما برنامه­ها و درخواست­های این ارگانها و سازمانها و نهادها ( که مرتبط با فعالیت کوهنوردی و صعودهای ورزشی باشه و منافاتی با روح و مبانی اصلی این رشته ورزشی نداشته باشه ) رو انجام میدیم و در مقابل ، کمک و حمایت لازم رو برای پیشبرد اهداف و برنامه­های خودمون رو از اونها دریافت خواهیم کرد.

دیروز همنوردان گرامی ما ، کمک بزرگی به خودشون (به عنوان عضوی از جامعه کوهنوردی استان) و هیات کردند و از این بابت صمیمانه از یکایک اونها تقدیر و تشکر میکنم و امیدوارم کاستیهای این برنامه رو بر بنده ببخشند.

همچنین لازمه از سرپرستان محترم گروه­ها ، جناب آقای عباسی ، جناب آقای عاطفت ، سرکار خانم حسنی و جناب آقای نداف­پور که برای اجرای مناسبتر این برنامه زحمت کشیدند تشکر و قدردانی کنم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱ خرداد ۱۳٩٤

از نظر روحی و معرفتی ، در هر حال و وضعی بودم (بالا یا پایین) یه چیز همیشه همراهم بوده و اون اینکه وقتی اسم اباعبدالله حسین علیه­السلام و آقام اباالفضل العباس سلام الله علیه رو میشنوم ، بند بند دلم میلرزه و به وجد میام و بشاش میشم.....

امشب وقتی داشتم نواحی حاج محمود کریمی رو میشنیدم که میخوند : ماه دل­آرا حسین..... همون احساس وجد و سرور و لب لرزان و چشم نمناک رو داشتم. دوست داشتم از زیان لسان­الغیب با آقا حرف بزنم. دیوان حافظ رو برداشتم و سلام بر حسین علیه­السلام و اباالفضل العباس علیه­السلام دادم و چشمم رو بستم و دیوان رو گشودم:

 

دلم رمیده­ی لولی­وشی است شورانگیز

دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز

فدای پیرهن چاک ماهرویان باد

هزار جامه­ی تقوی و خرقه­ی پرهیز

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی

بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر

به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

فقیر و خسته به درگاهت آمدم ، رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت

که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

 

 

 

السلام علی الحسین ، و علی علی ابن الحسین ، و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

السلام علیک یا مولانا یا اباالفضل العباس علیه­السلام

 

اعیاد شعبانیه بر عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت خجسته باد




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ