خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٤

شنبه و یکشنبه ، دو روز سنگین و پر کار رو در تهران سپری کردم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٧ شهریور ۱۳٩٤

دیشب و امروز چند ساعت وقت صرف کردم تا جداول داده­های رویت هلالم رو به روز کنم. ماحصل قریب 20 سال فعالیتم در رویت هلال ، دو تا فایل اکسل شده که حجم هر دو تاش با هم به 90 کیلو بایت هم نمیرسه!!


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٧ شهریور ۱۳٩٤

نیمه دوم هفته جاری ، روزهایی پر ماجرا و همراه با چند چالش سنگین کاری برام بوده.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٤

ساعت 00:42 بامدا چهارشنبه 24 شهریور

 

وقتی مردمی که بیننده برنامه امشب خندوانه بودند تا این ساعت به صحبتهای جدی و متین سید جواد رضویان در به اصطلاح استندآپ کمدی ایشون بیش از 195 هزار رأی دادند و در مقابل آقای خمسه حدود 75 هزار رأی جمع کرده ، یعنی خیلیها متوجه شدند عملکرد آقای خمسه در این استندآپ کمدی ، توهین به شعور مردمی بود که خنده­ی سالم و استادانه میخواستند (مثل کاری که امیر مهدی ژوله کرد). اجرای آقای خمسه حتی برای کودکان هم مناسب نبود چه برسه به میلیونها مخاطبی که در این شبها پای این برنامه نشستند......

 

آقای خمسه شانس آورد که امشب جناب خان توی برنامه نبود و الا احتمالا" چند متلک نون و آب دار از جناب خان عزیز (که با هیچکسی تعارف نداره حتی شخصیتی مثل جناب دکتر حداد عادل) دریافت میکرد.

دم آقا جواد رضویان گرم که طنازیهای زیبای خودش رو امشب خرج چنین مسابقه­ای نکرد.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤

بزرگان میگن دادن زکات باعث برکت بیشتر میشه. دیروز در مورد رویت هلال ذیحجه ، زکات دانش و دانستیهام رو با انتشار اون دادم و امروز غروب خداوند برکت این زکات رو برام نازل کرد و تونستم به لطف خدا هلال ذیحجه رو در یه افق تمام ابری رویت کنم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٤

غروب خورشید روز دوشنبه 23 شهریور 1394 در افق اصفهان حدود ساعت 19:12 (به وقت تابستانی ایران) است. در این زمان موقعیت خورشید و ماه و سیاره تیر (Mercury – عطارد) در این افق مطابق تصویر زیر خواهد بود:


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤

روز جمعه بنا داشتم سه یاداشت مختلف بنویسم اما اینترنتم قطع شد و فقط یکی از اونها نوشته شد. یکی دیگه از یادداشتهای روز جمعه رو به همراه دو یادداشت امروز با هم درج میکنم و آخرین یادداشت روز جمعه هم باقی میمونه تا انشاءالله در فرصتی دیگه بنویسم؛ مطلبی در باره نکات مثبت و منفی که "احساس" میتونه در ما بوجود بیاره.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤

چهارده سال پیش در چنین روزی و در حالیکه تازه از سفر مشهد به تهران رسیده بودم ، خبر باور نکردنی و شگفت انگیز برخورد دو هواپیما به ساختمانهای دو قلوی تجارت جهانی واقع در منهتن نیویورک رو شنیدم. تلویزیون بارها و بارها صحنه برخورد این دو هواپیما به برجها و نیز تراژدی فرو ریختن دو برج رو به نمایش گذاشت. هنوز هم علیرغم گذشت چهارده سال از این رویداد ، دیدن دوباره­ی این صحنه­ها رعب آور و غمباره.

 

 

در مورد بازیگران حادثه 11 سپتامبر 2001 سخنهای ضد و نقیض زیادی گفته شده. خیلیها معتقدند عناصری از اعضای القاعده و مذهبیون تندرو که برداشت خاص خودشون رو از دین داشته و دارند ، دست به این کار زده­اند و با یه برنامه ریزی دقیق و ربودن چهار هواپیمای مسافربری پهن پیکر ، دو تا از این هواپیماها رو به برجها و یکی رو به ساختمان پنتاگون زدند. اما گروهی هم هستند که این کار رو به صحنه سازی و فریب میدونند و معتقدند برخی سیاسیون افراطی و بخصوص صهیونیستها برای ایجاد یه جو روانی و اجتماعی سنگین که اجازه بده اونها در منطقه خاور میانه حضور نظامی مستقیم داشته باشند تا بتونند نقشه های شومشون رو پیاده کنند این سناریو رو اجراء  کردند. این گروه ، ماجرای انفجار مرکز یهیودیان در بوینس آیرس آرژانتین رو هم در همین رابطه تفسیر میکنند.

 

به هر حال هر چی که بوده یا هست ، در حوادث 11 سپتامبر 2001 ، حدود 3000 نفر انسان بیگناه کشته شدند و در اندک زمانی بعد از این حادثه ، دولت وقت امریکا به بهانه انتقام جویی به افغانستان و عراق حمله نظامی کرد و هزاران هزار انسان بیگناه دیگه رو کشت و عده­ی بسیار بیشتری رو مجروح و بی خانمان کرد ؛ رویدادی تا آثارش تا مدتهای مدید در منطقه باقی خواهد موند.

 

شاید اگر ماجرا به همینجا ختم شده بود ، میشد قبول کرد که حوادث 11 سپتامبر یه دسیسه سیاسی نبوده. اما وقتی میبینیم بعد از حمله به عراق ، طرح خاور میانه جدید توسط وزیر امور خارجه امریکا مطرح میشه (تقسیم کشورهای منطقه شبیه به چیزی که برای شوروی رخ داد) و با فاصله زمانی نه چندان زیاد ، حمله اسرائیل به لبنان و غزه ، حوادث سوریه ، موضوع داعش ، سرکوب انقلابهای مصر و بحرین ، جنگ داخلی یمن و..... در این منطقه پیش اومده ، اونوقت شاید سخت بشه باور کرد که دزدیدن چهار هواپیمای بزرگ در قلب امریکا و اون حوادث عجیب ، فقط کار یه گروه 19 نفره از افراطیون باشه.

 

11 سپتامبر 2001 جزو رویدادهای مهم تاریخ بشریت ثبت شد. روزی که ریخته شدن خون عده­ای ، بهانه­ای شد برای ریختن خونهای بسیار بسیار بیشتر.

 

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ﴿۴﴾ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ ﴿۵﴾




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٠ شهریور ۱۳٩٤

 

تصویر بالا ، منظره­ای رو نشون میده که در ساعت 6 بامداد روز جمعه 20 شهریور 1394 در افق شرقی آسمون قابل مشاهده است.

 

خط افقی که در یک سوم پایین کادر دیده میشه ، خط افق است و کلمه East یعنی اینجا افق شرقی است. خط موربی که از بالا تا پایین کادر کشیده شده ، کمان دایرةالبروج است. دایرةالبروج مسیر حرکت ظاهری خورشید در آسمون است و ماه و سیارات همیشه در نزدیک این دایره عظیمه در کره آسمون قرار دارند.

 

پایین خط افق ، خورشید (Sun) قرار گرفته که هنوز 45 دقیقه تا طلوعش باقی مونده. کمی بالاتر از خط افق ، سیاره هرمز (Jupiter – مشتری) قرار داره. نزدیک بودنش به خط افق شرقی یعنی مدت زمان زیادی از طلوعش سپری نشده (حدود 12 دقیقه).

 

بالاتر از سیاره مشتری ، ستاره نسبتا" پر نور شیردل (Regulus – قلب الاسد) قرار گرفته. نام اصلی و پارسی این ستاره "نخو" به معنای نخست و نخستین است. این ستاره دارای قدر 1.36 است. قدر واحد درجه­بندی روشنایی ظاهری ستاره­ها است. هر چی عدد قدر یه ستاره بیشتر باشه ، اون ستاره کم نورتر دیده میشه. هر ستاره از قدر 1 حدود 2.5 برابر روشنتر از ستاره­ای از قدر 2 است و هر ستاره از قدر 2 ، حدود 2.5 برابر روشنتر از ستاره­ای از قدر 3. این نسبت بین هر واحد قدر تا قدر قبلی و بعدی ثابت است. پرنورترین ستاره آسمون ، ستاره شباهنگ یا سیروس با قدر منفی 1.45 است.

 

دوباره به تصویر برگردیم. بالای ستاره نخو ، هلال ماه قرار داره. فاز ماه در این روز و این ساعت حدود 4.5 درصد است. اگر کل قرص ماه روشن باشه ، میگیم 100 درصد سطح روشن ماه (که با نور خورشید روشن شده) دیده میشه. در شب هفتم ماه قمری ماه بصورت نیم دایره­ای روشن دیده میشه. در اینجا میگیم 50 درصد سطح روشن ماه قابل رویت است. بنابراین ، فاز یعنی مقدار سطح روشن قابل رویت ماه نسبت به کل قرص ماه. هر چی مقدار فاز کمتر باشه ، هلال باریکتر خواهد بود. هلالهایی که دارای فاز 1 درصد و کمتر از اون باشند ، باریک و بسیار باریک تلقی میشن و دیدن اونها نیازمند تجربه و تمرکز زیادی است. باریکترین هلالی که تا بحال دیدم ، هلال صفر 1435 است که فاز اون در لحظه رویت فقط 0.56 درصد بود.

 

بالاتر از هلال ماه ، سیاره بهرام (Mars- مریخ) قرار گرفته که از قدر 1.8 در آسمون میدرخشه (ملاحظه میشه که در این روز ، قدر سیاره بهرام از ستاره نخو کمتر است پس کم نورتر از نخو دیده خواهد شد). در بالای سیاره بهرام و در سمت راستش ، سیاره زیبا و درخشان ناهید (Venus – زهره) قرار داره که از قدر منفی 4.5 در آسمون صبحگاهی جلوه­گری میکنه. سیاره ناهید بعد از خوشید و ماه ، پر نورترین جرم آسمانی است که به چشم میاد. نام ونوس (الهه زیبایی) رو بخاطر همین درخشندگی بی نظیر و خیره کننده به این سیاره دادند. در قدیم مردم تصور میکردند بهشت در این سیاره قرار داره ، اما امروزه میدونیم که به خاطر پدیده اثر گلخانه­ای ، این سیاره یه جهنم به تمام معناست و سطحش اونقدر داغ و گرمه که فلز سرب بصورت مایع در اون جریان خواهد داشت!!

 

این منظره باشکوه آسمون صبحگاهی جمعه ، در ساعت 6 بامداد روز شنبه 21 شهریور یه تغییر مهم خواهد داشت:

 

 

همونطور که در تصویر بالا دیده میشه با گذشت 24 ساعت ، هلال ماه به افق نزدیک و همنشین سیاره هرمز شده و در حالیکه فاز ماه از 4.5 درصد در روز جمعه به 1.38 درصد در صبح روز شنبه رسیده ، تقریبا" همزمان با سیاره هرمز طلوع خواهد کرد.

 

در اصفهان طلوع ماه در ساعت 05:47 خواهد بود. چند دقیقه­ای طول میکشه که ماه سر از کوهها و غبار افق شرقی بلند کنه. برای کسانی که میخوان با چشم غیر مسلح ماه رو ببینند ، همون ساعت 06:00 بامداد زمان مناسبی است. عکاسی از این منظره هم خالی از لطف نیست. اگر آسمون بیش از اندازه غبار داشته باشه کار سخت میشه و عکسهای خوبی نمیشه گرفت. امیدوارم شرایط برای رویت و عکاسی مناسب باشه ؛ انشاءالله




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤

چند روز خیلی خوب رو در محیط اداری طی کردم.

 

پس از ماهها پیگیری و تلاش ، بلاخره دو سه روز قبل تونستیم منابع مالی مورد نیاز برای خرید 170 دستگاه اتوبوس جدید برای اضافه شدن به ناوگان حمل و نقل عمومی شهر رو تامین کنیم ؛ چیزی حدود 600 میلیارد ریال. با نزدیک شدن به زمان بازگشایی مدارس ، اضافه شدن تعداد زیادی از این خرید جدید میتونه در حمل و نقل عمومی موثر باشه.

 

همچنین پیگیریهای متعدد دیگری در ارتباط با تامین مالی پروژه­های عمرانی شهر انجام دادیم که بحمدالله یکی بعد از دیگری داره به ثمر میشینه. این اقدامات بخصوص در وضعیت فعلی اقتصادی که با اون روبرو هستیم (بخصوص رکود سنگین در بخش ساختمان) تاثیر چشمگیری در پیشبرد برنامه­های نگهداشت و توسعه شهر داره.

 

در جلسه آتی هیات کوهنوردی استان ، دو موضوع مورد بحث قرار میگیره. اول برنامه های بزرگداشت پنجاهمین سالگرد تاسیس هیات استان و دوم توسعه برنامه­های مربوط به بانوان محترم کوهنورد. از دوستان و همنوردانی که در این دو موضوع نظر و یا پیشنهادی دارند درخواست داریم که نظراتشون رو با هیات در میون بگذارند.

 

هفته آینده ، دو رویت هلال خیلی جذاب در پیش روی خواهیم داشت. بامداد شنبه 21 شهریور برای آخرین بار هلال صبحگاهی ماه ذیقعده رو رویت خواهیم کرد. چیزی که این هلال رو جذابتر میکنه قرار گرفتن هلال ماه در کنار سیاره هرمز (مشتری) است. البته این همنشینی (مقارنه) ظاهری است. فاصله ماه تا زمین بین 356 تا 406 هزار کیلومتر است در حالیکه فاصله زمین تا سیاره هرمز حداقل حدود 777 میلیون کیلومتر است. در بامداد شنبه و در افق شرقی ، کمی بالاتر از هلال ماه و سیاره هرمز ، سیاره ناهید (که این روزها بسیار پر نور است) و سیاره بهرام (مریخ) قرار دارند.

 

اختلاف سمت و فاز هلال به اندازه­ای است که چیزی شبیه به تصویر زیر از هلال خواهیم دید ؛ البته ضخامت هلال اندکی بیشتر خواهد بود:

 

 

غروب روز دوشنبه 23 شهریور هلال ماه ذیحجه قابل رویت خواهد بود. در مورد این هلال بعدا" توضیحاتی رو خواهم داد اما الان همین اندازه میشه گفت که این هلال رو میشه با ابزار رویت کرد و بشرط وجود شرایط مناسب جوی و رصدی ، احتمال رویتش با چشم غیر مسلح هم وجود دارد. از نظر اختلاف سمت و ضخامت ، هلال خیلی شباهت به عکس زیر خواهد داشت:

 

 

امیدوارم در هر دو رویت ، شرایط جوی مساعد باشه ؛ انشاءالله




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٤

جهان با دیدن عکس آیلان که مظلومانه و بی هیچ گناهی از دنیا رفت و امواج دریا پیکر پاکش رو به سواحل ترکیه بردند و اون رو برای خواب ابدی بر روی شنهای ساحل گذاشتند ، در غم و اندوه و بهت فرو رفته اند ؛ بای ذنب قتلت....

چندین ساله که فلسطین و عراق و سوریه و افغانستان و پاکستان و بتازگی لیبی و یمن و سودان در آتش فتنه سیاست ورزان و استکباریان میسوزند و دامن این آتش بیش از همه دامن زنان و بچه ها و خانواده ها رو گرفته. روزی نیست که فیلم و تصویری از جنایاتی که در حق بشریت داره میره در شبکه های خبری دنیا منتشر نشده.

اما..... اما عکسی که از آیلان منتشر شده ، بار احساسی بسیار بسیار قدرتمندی داره ؛ اونقدر که هر سنگدلی رو به گریه میندازه.....

فرقی نمیکنه که آیلان و مادر و برادرش که در این حادثه کشته شده اند از طرفداران دولت سوریه بودند یا مخالفین و یا بی طرفان. مهم اینه که انسان بودند و در پی داشتن آرامش و امنیتی که سالهاست از اون بی بهره اند ، دل به دریا زدند.....

حکایت غریبی است حکایت مردم سوریه. اگر نجنگند کشورشون از دست رفته است و اگر بجنگند هم کشورشون رو با دست خودشون نابود میکنند. حکایت غریبی است حکایت انسانیت به اصطلاح مدرن امروزی که بعضی وقتا روی وحشیهای عصر حجر و قرون وسطی رو سفید میکنه.

آیلان مظلومانه رفت اما دعا میکنم موجی که آیلان رو آرام آرام به ساحل آورد ، دوباره برگرده و اینبار خروشان و توفنده بشه و در سرتاسر جهان ، انسانها رو از خواب غفلت بیدار کنه.....

آیلان ؛ تو آرام بخواب کودک دلبندم.... و در خوابت دعا کن انسانها بیدار شوند....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤

پس از مدتها ، تصمیم گرفتم یه بار دیگه در سحرگاه برم کوه صفه و طلوع خورشید رو از روی قله تماشا کنم.

 

موقع اذان صبح رسیدم ورودی صفه و نمازم رو در مقبرة الشهدای خوندم. هوای مطبوع و مناسبی بود. از همونجا مستقیما" دو تا شیب رو طی کردم تا به آبشار برسم. شاید بخاطر دوری حدود سه هفته­ای از کوه و کوهنوردی بود که بدنم خوب جواب نمیداد و علاوه بر گرفتگی عضلات پا ، تعریق خیلی زیادی هم داشتم. شایدم سرعت اولیه­ام یه مقدار زیاد بود. توقفم در تخت سیاوش اندک بود و از مسیر مرعشی ساعت 06:30 خودم رو رسوندم قله. با کمی استراحت حالم بهتر شد اما مثل همیشه نبودم. امروز تنها کسی بودم که با کلاه ایمنی اومده بود قله.....

 

طلوع خورشید همیشه مایه امید و دلگرمی است. تا چند سال پیش ، هر صبح جمعه حدود نیم ساعت قبل از طلوع خورشید خودم رو به قله میرسوندم. اینکار رو حتی در زمستان هم انجام میدادم و برای همین ، بعضی وقتا روی قله تک و تنها بودم. تا طلوع خورشید روی سنگها دراز میکشیدم ، پاهام رو روی هم مینداختم و چشم به آسمون....

 

بخاطر فعالیتی که در رویت هلال دارم ، از طلوع و غروب خورشید خیلی عکس گرفتم اما به نظرم میرسه یکی از بهترین این عکسها ، عکسی بود که در یه صبح جمعه پاییزی سال 1388 و توی یکی از همین کوهپیماییهای سحرگاهی از فراز کوه صفه گرفتم

 

 

بامداد امروز اما آسمون به اون زیبایی نبود ؛ ترکیبی از غبار و آلوگی هوا در آسمونی بدون ابر. نمتونستم انتظار داشته باشم عکسهای خاصی بشه گرفت

 

 

 

 

در مراجعت از قله ، سری به جانپناه چشمه خاجیک زدم. انشاءالله از هفته آینده کار تجهیز این جانپناه رو آغاز خواهیم کرد. عکسی به یادگار از آقای حسینی گرفتم که این روزها هر از گاهی میان اداره و گپ و گفتی با هم داریم. مردی پخته ، با تجربه و خوش بیانی است. اونقدر نسبت به کوه و هیات کوهنوردی تعصب داره که وقتی خواستم ازشون عکس بگیرم ، پیراهنشون رو عوض کردند و لباسی رو بتن کردند که نشان هیات کوهنوردی استان روش نقش بسته بود.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤

من طربم طرب منم زهره زند نوای من

عشق میان عاشقان شیوه کند برای من

 

عشق چو مست و خوش شود بیخود و کش مکش شود

فاش کند چو بی‌دلان بر همگان هوای من

 

ناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشد

چرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من

 

من سر خود گرفته‌ام من ز وجود رفته‌ام

ذره به ذره می زند دبدبه فنای من

 

آه که روز دیر شد آهوی لطف شیر شد

دلبر و یار سیر شد از سخن و دعای من

 

یار برفت و ماند دل شب همه شب در آب و گل

تلخ و خمار می طپم تا به صبوح وای من

 

تا که صبوح دم زند شمس فلک علم زند

باز چو سرو تر شود پشت خم دوتای من

 

باز شود دکان گل ناز کنند جزو و کل

نای عراق با دهل شرح دهد ثنای من

 

ساقی جان خوبرو باده دهد سبو سبو

تا سر و پای گم کند زاهد مرتضای من

 

بهر خدای ساقیا آن قدح شگرف را

بر کف پیر من بنه از جهت رضای من

 

گفت که باده دادمش در دل و جهان نهادمش

بال و پری گشادمش از صفت صفای من

 

پیر کنون ز دست شد سخت خراب و مست شد

نیست در آن صفت که او گوید نکته‌های من

 

ساقی آدمی کشم گر بکشد مرا خوشم

راح بود عطای او روح بود سخای من

 

باده تویی سبو منم آب تویی و جو منم

مست میان کو منم ساقی من سقای من

 

از کف خویش جسته‌ام در تک خم نشسته‌ام

تا همگی خدا بود حاکم و کدخدای من

 

شمس حقی که نور او از تبریز تیغ زد

غرقه نور او شد این شعشعه ضیای من

 

صحبت کردن در مورد شعر مولانا کار هر کسی نیست. وقتی شعری رو میخونی که شاعرش یه فیلسوف و در عین حال عارفی کامل بوده ، چطور باید حرف بزنیم که حق مطلب ادا بشه؟ برای همین ترجیح میدم فقط این اشعار رو بخونم و سعی کنم حداقل برای اندکی ، درک کنم که حال و هوای شعر و شاعر چی بوده....

 

اشعار مولانا در دیوان شمس همچنین من رو به دهه 60 میبره ؛ جایی که پیر و مرشدمون بعضی از این اشعار طربناک رو میخوندند و ما هم سرشار از شور و اشتیاق ، با تمام وجود گوش میکردیم.

 

چند روز قبل توی ماشین و از شبکه رادیویی آوا (شبکه­ای بسیار مفید و کارآمد که از ابتکارات و اقدامات ارزنده صدا و سیما است) ترانه­ و شعری رو شنیدم که با این کلمات آغاز میشد: من طربم طرب منم

 

همین چهار کلمه کافی بود تا بشه حدس زد شعر باید از مولانا باشه. با جستجو در اینترنت متوجه شدم این ترانه از اجراهای زیبا و دلنشین خواننده جوان و پر آوازه جناب آقای همایون شجریان فرزند استاد یگانه موسیقی ایران زمین جناب استاد محمدرضا شجریان (که در همینجا لازمه برای بهبود جسمی و سلامتی این بزرگوار دعا کنم) است. برای رعایت قانون کپی رایت فقط بخش کوچکی از این اجراء رو در لینک زیر براتون گذاشتم.

 

دریافت فایل صوت 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٤

نهم شهریور ماه ، به نام روز یوزپلنگ ایرانی نامگذاری شده تا توجه همگان به لزوم حفاظت از محیط زیست و حیات وحش کشور جلب بشه. تاریخچه این مناسبت به سال 1373 برمیگرده.

 

در نهم شهریور ماه سال ۱۳۷۳ در شهرستان بافق ، یک یوزپلنگ ماده به همراه سه توله‌اش برای نوشیدن آب به سوی نخلستان‌های اطراف بافق اومده ، اما در میان تعدادی از مردم محلی ناآگاه محاصره میشه و یوز مادر پس از مدتی مقاومت در برابر حملات و ضربات مردم که توسط سنگ و چوب بهش وارد میشه فرار میکنه اما سه توله‌اش گرفتار میشن. یکی از شاهدان، خودش رو به اداره محیط زیست بافق میرسونه و ماموران محیط زیست رو مطلع میکنه. زمانیکه ماموران به محل می‌رسن با لاشه بیجان یکی از توله‌ها مواجه میشن اما دو توله دیگه با وجود جراحات شدید همچنان زنده بودند و به یزد منتقل میشن. شدت ضربات وارده بر سر و روی یکی از توله‌ها باعث مرگش در میانه راه میشه. توله سوم در یزد توسط دامپزشک مداوا میشه اما برای نجات از مرگ بلافاصله به تهران منتقل میشه. طبق گزارش‌های محیط‌بانان بافق، ماده یوز هر روز به نزدیکی شهر و نخلستان می‌آید تا توله‌های رو جستجو کنه اما بعد از یک هفته جستجوی ناکام، دیگه در محیط دیده نشد.

 

یوزپلنگ تبدیل به نمادی شده از محدود شدن هر روزه محیط زیست جانوری ایران که ناشی از دست اندازی مردم و ارگانها به محل زندگی جانوران است. گسترش شهرها و روستاها ، تخریب مراتع ، جاده های ارتباطی و .... محدوده­ی زندگی جانوران رو داره کوچک و کوچکتر میکنه. در این تنگنا ، شکار و قاچاق برخی جانوران به خارج از کشور (بخصوص پرندگان شکاری ایران) هم مزید بر علت شده.

 

اگر همینطور پیش بره ، شاید نسل حاضر ایرانیان ، آخرین نسلی باشند که در این کشور جنگل و جانوران وحشی بی نظیری همچون یوزپلنگ ، پلنگ ، گورخر ایرانی ، پرندگان شکاری ، قوچ ، بزکوهی ، گوزن زرد و .... رو در زمین و آسمون ایران مشاهده خواهند کرد.

 

به عنوان یه کوهنورد و علاقمنده به طبیعت ، در هر حضور در طبیعت بکر ، تمام تلاشم رو میکنم تا حضورم در طبیعت کمترین آسیب و مزاحمتی برای جانوران (حتی حشرات) نداشته باشه. امیدوارم همه­ی مردم ما دغدغه حفاظت از محیط زیست و حیات وحش کشورمون رو داشته باشند و کمک کنند تا جانوران هم در این پهنه­ی باستانی و ملی ، روز و روزگاری بهتر از قبل داشته باشند ؛ انشاءالله

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤

مسافرتی رو که از روز سه­شنبه هفته گذشته آغاز کرده بودم ، غروب دیروز به اتمام رسوندم. چند روز اقامت در شمال کشور و یک روز حضور در تهران و شرکت در جلسه ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری مد ظله العالی برنامه­ی این چند روزم بود.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳٩٤

بسم الله الرحمن الرحیم

 با نهایت تاسف خبر درگذشت مرحوم مغفور سید رضا سبحانی یکی از همنوردان هیات کوهنوردی شهرستان آران و بیدگل را که پس از صعود به قله سبلان و در مسیر برگشت دچار حمله قلبی شده و جان به جان آفرین تسلیم نموده است دریافت نمودم. از طرف خود و هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان اصفهان درگذشت آن مرحوم را به خانواده گرامیش و همنوردان شهرستان آران و بیدگل تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان ارجمند صبر و بردباری مسئلت می­نمایم.

علیرضا بوژمهرانی

رئیس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان اصفهان




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳٩٤

تبلیغ یه آدامس که از تلویزیون پخش شد این فکر رو در ذهنم آورد که اگه این امکان برامون فراهم بشه که از حال ، به گذشته و یا آینده نقل مکان کنیم ، چه انتخابی خواهیم داشت؟ میریم آینده ؟ یا گذشته؟ و یا هیچکدوم؟

فیزیکدانان از زمان به عنوان بعد چهارم یاد میکنند. هر جسم مادی که دارای سه بعد فیزیکی طول و عرض و ارتفاع است ، متعلق به زمانی تکرار نشدنی و بی همتا است. شاید از نگاهی فلسفی ، اینکه زمان داره در هر لحظه خلق میشه ، و ربط دادن این موضوع به اینکه جسم مادی سه بعدی در بستر زمان قابل تعریف است ، دلیلی باشه بر صفت "خالق" برای خداوند متعال به این معنا که او همیشه در حال خلق بوده و خواهد بود ؛ ازلی و ابدی

از این که بگذریم و برگردم به پرسشی که مطرح کردم ، شخصا" حسم اینه که درسته که هر یک از ما تعلقاتی در گذشته و ایده­آل هایی برای آینده داریم اما ما متعلق به زمان حال هستیم و زندگی کردن در گذشته و یا آینده ، شاید برامون معنایی نداشته باشه و نتونیم اون رو تحمل کنیم. گذشته و آینده در حد یه خواب و یه رویا شاید کفایت کنه. باید امروز رو درک کرد و در امروز زندگی کرد و قدرش رو دونست.... چی دارم میگم امشب.... خدا میدونه.....

در مباحث مربوط به هیات کوهنوردی بحمدالله برنامه هایی که در ذهن دارم ، داره به خوبی پیش میره. راستش بعضی وقتا امواج منفی اندکی ایجاد میشه که انگیزه ها رو تحت تاثیر قرار میده و ممکنه آدم به خودش بگه بابا ول کن این موضوع رو و بذار همه چی روی همون پاشنه­ای بچرخه تا بحال چرخیده بود و آب از آب هم تکون نخورد. اما مثل همیشه ، وقتی مصمم میشم کاری انجام بدم ، به همون فرمایش حضرت امیر علیه السلام  توجه میکنم که خطاب به فرزند خود محمد حنفیه فرموده­اند:

تزول الجبال و لاتزل، عض على ناجذک، اعر الله جمجمتک.تد فی الارض قدمک، ارم ببصرک اقصى القوم وغض بصرک واعلم ان النصر من عند الله سبحانه‏

اگر کوهها از جاى خود کنده شوند تو بر جاى خود استوار باش، دندانها را بر هم بفشار. کاسه سرت را به خدا عاریت ده. گامهاى خود را بر زمین میخکوب کن.پیوسته به آخر لشکر بنگر (تا آنجا پیشروى کن) و چشم خود را بپوش و بدان که پیروزى از جانب خداى سبحان است.

البته فرمایش حضرت مربوط به جنگ جمل بوده است و صحنه مدیریت کوهنوردی ، عرصه­ی جنگ و پیکار نیست. استفاده من از این فرمایش حضرت ، معطوف به ثابت قدم بودن ، جدیت و پشتکار ، هراس نداشتن از مشکلات ، توکل به خداوند متعال و امید داشتن به موفقیت است.

خوشبختانه در طول این مدت همراهی دوستان همنورد با برنامه ها و نظراتم داره بیشتر و بیشتر میشه و از این بابت خیلی خوشحالم. انشاءالله تلاش میکنم این همراهی و همکاری دوجانبه افزایش پیدا کنه تا ضامنی باشه برای موفقیتهای آتی. ولی خوب میدونم که خیلی سخته همه چی خیلی آرمانی پیش بره. ممکنه اختلاف نظرهایی هم وجود داشته باشه که هم طبیعیه و هم کاریش نمیشه کرد.

در عرصه اداری ، روزهای پر کاری رو داریم سپری میکنیم. پروژه­های بزرگی رو در دستور کار داریم که تاثیر چشمگیری بر آمد و شد روزانه مردم گذاشته و باید هر چه زودتر به نتیجه برسه. سه ایستگاه مهم قطار شهری (دروازه دولت ، میدان انقلاب و دروازه شیراز ) و دو تقاطع غیر همسطح (25 آبان و استقلال) و افزایش ناوگان حمل و  نقل عمومی با هزینه­های بسیار سنگین (صدها میلیارد تومان) داره اجراء میشه و تامین مالی این هزینه­ها و مدیریت منابع مورد نیاز بر عهده واحد تحت مدیریت بنده است و مدیریت این هزینه های سنگین در کنار هزینه های روزمره شهر و شهرداری ، فعالیتی سخت و دقیق رو طلب میکنه که باید انجام بدیم. امیدوارم بتونیم در این زمینه سربلند باشیم و با همکاری سایر واحدهای شهردای این بار سنگین رو به سر منزل مقصود برسونیم.

فرصت کوتاهی پیش اومده تا همراه اعضای خانواده و فامیل باشیم و دیداری تازه کنیم. این دیدارها یه جور تجدید قوا برام محسوب میشه تا بتونم با نیروی بیشتر به کار و فعالیت بپردازم. خانواده و فامیل و دوستان به واقع از نعمتهای بزرگ خداوند هستند.

یه موضوع دیگه رو هم در این روزها مورد توجه و تحلیل قرار میدم که انشاءالله بعدا" در موردش صحبت خواهم کرد.




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ