خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٤

این عکسها رو صبح امروز چهارشنبه 29 مهر گرفتم.

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٤

بعد از ظهر دیروز برای شرکت در مراسم به اهتزار درآوردن پرچم عزای حسینی در مقبرةالشهدای صفه ، ساعت 15 در ورودی صفه به جمع همنوردان گرامی در گروه کوهنوردی سیدالشهداء علیه السلام ملحق شدم. در جمع حاضران جناب آقای غلافگر ریاست محترم پیشین هیات کوهنوردی استان و جناب آقای عباسی دبیر محترم سابق هیات رو دیدم و دقایقی در کنار این بزرگواران بودم. خیلی خوشحال شدم که آقای عباسی رو بعد از درمانی که بخاطر گرفتگی عروق قلبی ایشون انجام شده بود سالم و سرحال میدیدم.

از چپ به راست آقایان : صباغی ، بنده ، نکویی ، غلافگر ، عباسی ، ابراهیم زاده ، درگزنی ، ؟ و آزاد

همراه با جمع همنوردان تا کنار مزار شهدای همیشه آشنای صفه رفتیم و پرچم حسینی رو در اونجا به اهتزار درآوردند.

بخشی بعدی برنامه­ام بازدید مختصری بود که به همراه آقایان نادری ، منصوری و حسینی از ایستگاه امداد و نجات صفه داشتیم. کندن سنگ داخل این ایستگاه انجام شده بود و ظرف این یکی دو روزه ترمیم سنگفرش هم انجام میشه و انشاءالله بعد از دهه اول محرم ، استقرار مسئولین هیات کوهنوردی در این ایستگاه رو برای روزهای دوشنبه و سه شنبه (بعد از ظهر) و جمعه (صبح تا ظهر) برنامه­ریزی خواهیم کرد.

در آخرین قسمت برنامه دیروز به همراه دوستان و همکاران عازم قله شدیم تا از غروب زیبایی که در روزهای سرد میشه شاهدش بود بهره­مند بشیم.

در مسیر برگشت مداحی حاج سلیم مؤذن زاده اردبیلی رو که در مدح حضرت علی اصغر علیه السلام و به زبان ترکی بود گوش میکردم. مداحان قدیمی فرق بین سبک مداحی و سبک موسیقی و ترانه خوانی رو خوب میفهمیدند و مرز این دو رو رعایت میکردند و برای به اصطلاح قشنگ خوندن و جذب مخاطب ، از سبکهای مربوط به موسیقی و ترانه خوانی برای مداحی استفاده نمیکردند. همچنین اکثر مداحان سنتی و اصیل ، پیش از اونکه به فکر خیساندن چشم دیگران باشند ، چشمان خودشون نمناک و اشکبار بود. سوز دل واقعی (و نه تصنعی) این مداحان در کنار شعر قوی و لحن زیبا و صدای خوش ، کاری میکرد کارستان..... یعضی از اینها فقط کافی بود بگن "السلام علیک یا اباعبدالله" تا مجلس آکنده از حزن و اندوه بشه و چشم همه اشکبار..... شور گرفتن به روشهای بعضا" سبک و بی معنایی که در برخی مجالس امروزی شاهد هستیم نبود (اگر شوری بود به واقع شور و از خود بیخود شدن بود و نه بالا و پایین پریدنهایی که..... بگذریم).

برخی مداحیها ، سبکها و شعرهای قدیمی هستند که چندین دهه از ابداع و انتشار اونها گذشته اما هنوز همون عظمت و لطافت اولیه رو دارند و دل هر شنونده­ای رو میشکنند. شعرها و سبکهایی مثل:

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا ، بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ، مکن ای صبح طلوع

ای ساقی لب تشنگان ، ای جان جانانم ، سقای طفلانم

شب جانبازی مجاهدان امشب است ، شب پایان عمر عاشقان امشب است

مقام معظم رهبری مد ظله العالی که علاوه بر قرار داشتن در جایگاه رهبری و مرجعیت شیعه ، طبع بسیار لطیف و مقامی بلند در شعر و ادب پارسی دارند بارها در دیدار با مداحان به این نکات مهم اشاره فرموده­اند. امیدوارم مجالس با عظمت حسینی آنگونه برگزار بشه که تمامی کسانی که از این مجالس خارج میشن ، نسبت به قبل از حضور در این جلسات ، در جایگاه فکری و عملی و اعتقادی بالاتری قرار بگیرند ؛ بحق باب الحوائج سید الشهداء اباعبدالله الحسین علیه السلام




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٤

وقتی نوجوان بودم ، توی هیاتهای محرم عشقم این بود که پرچم دست بگیرم. یه زنجیر کوچولو هم داشتم که موقع زنجیر زدن میرفتم توی صف هیات و بخاطر قد و قواره­ام ، همیشه آخرای صف باید می­ایستادم.

 

کمی سنم که بالاتر رفت ، طبل و سنج میزدم. اون روزها مثل الان نبود که در اکثر هیاتها و در تمام شبها نذری توزیع بشه. نذری فقط روز عاشورا (و بعضی جاها روز تاسوعا و عاشورا) و فقط در وعده نهار پخش میشد. بعضی سالها در توزیع غذا (که همیشه قیمه بود و در سینی و برای 5 نفر کشیده میشد) کمک میکردم. چند سال بعد وارد عرصه مداحی شدم و از جمله مداحان ثابت هیات مسجد محل....

 

امروز وقتی به اون سالها نگاه میکنم میبینم که به واقع درک و شناخت خاصی از عزاداری نداشتم و علاقه­ام به امام حسین علیه السلام ، علاقه­ی ذاتی و فطری به یه مظلوم بود. شاید شور و هیجانهای نوجوانی و جوانی هم مزید بر علت بود که توی این برنامه­ها شرکت میکردم.

 

هر چند که شرایطم اینگونه بود اما امروز از اون گذشته و اون کارها خوشحالم. خوشحالم که به هر بهانه­ای ، توی دایره­ای حضور داشتم که دایره­ی محبین و علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است.

 

وقتی بخوایم از آبی که پشت یه سد عظیم جمع شده استفاده کنیم ، میزان استفاده و برداشت ما از این آب ، بستگی که قطر کانالی داره که درست میکنیم تا آب سد در اون جریان پیدا کنه. هر چقدر این کانال و دریچه بزرگتر باشه ، آب بیشتری در دسترس ما خواهد بود. هر چقدر این دریچه در بخشهای پایین تر سد باشه ، آب با فشار و حجم بیشتری بیرون میاد و میونیم ازش بهره­مند بشیم.

 

اهل بیت عصمت و طهارت واسطه­ی فیض لایزال و بی انتهای الهی بر جمیع خلایق هستند اما میزان بهره مندی هر یک از خلایق از این منبع بی نهایت فیض ، بسته به اندازه­ی فهم و ادراکشون از وجود مبارک این بزرگان داره. هر کسی به این خاندان رجوع کنه دست خالی برنمیگرده اما اینکه چقدر بهره­مند میشه ، به ظرفیت وجودی خودش و عمق معرفتش بستگی داره (دقیقا" مثل همون دریچه­ی سد)

 

نفس شرکت در مجالس عزاداری سالار شهیدان و بزرگداشت شعائر دینی این رویداد ، بخودی خود ارزشمند است اما همه­ی ما باید بکوشیم معرفت و شناخت خودمون رو نسبت به این خاندان بیشتر و عمیق تر کنیم تا بهره­ای بسیار فراتر ببریم ؛ بهره­ای که ره توشه­ی ما برای سیر الی الله است




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٤

مناسبتهایی که عدد سالگردش دو رقمی میشه و رقم یکانش صفر باشه ، یه جورایی خاص و ویژه میشه. سال 1394 سالگرد چند رویداد مهم برای بنده است که چنین حالتی دارن ؛ و یکی از اونها دهمین سالگرد پیدایش این کلبه درویشی است.

26 مهر 1384 برای اولین بار در این وبلاگ یادداشت نوشتم و چراغش رو روشن کردم. الان 10 ساله که دارم اینکار رو ادامه میدم. در طول این مدت انواع و اقسام یادداشتها و نظرات رو به رشته تحریر درآوردم که هر کدوم برام خاطرات زیادی رو به همراه داره. اوایل فقط میخواستم خاطراتم رو بنویسم و حس و حالی رو که در طول زمان دارم ثبت کنم. اما خیلی زود این خاطره نویسی و بیان نظر ، کاربردهای متعددی نظیر آموزشی ، سیاسی ، علمی ، اجتماعی ، فرهنگی ، ورزشی و ..... پیدا کرد و مخاطبین خاص خودش رو بدست آورد. در بعضی مناسبتهای خاص مرتبط با رویت هلال تعداد بازدید روزانه وبلاگم به چند هزار در روز میرسه و در بقیه ایام بطور متوسط بین 150 تا 200 بازدید در روز.

در طول این 10 سال بیش از 1875 یادداشت نوشتم و تا زمانی که برام مقدور باشه به اینکار ادامه میدم. شاید لازم باشه بیشتر به پیشنهاد یکی از دوستان برای مکتوب کردن این خاطرات و نوشته­ها فکر کنم و نسخه­ای از مهمترین و بهترین نوشتهام رو مکتوب کنم و توی خونه نگهدارم.

لازمه یه بار دیگه از دوست گرامی که من رو با نوشتن وبلاگ آشنا کرد تشکر کنم و همچنین از دوستانی که در طول این مدت با سر زدن به این کلبه درویشی و بیان نظراتشون بنده رو از نظر فکری کمک کردند نیز صمیمانه سپاسگزاری میکنم. مقدم اونهایی که به این کلبه تشریف میارن و مطالبش رو میخونند و بدون اظهار نظر هم میرند رو هم گرامی میدارم ؛ ممنون از همه ی شما

بامداد امروز به همین مناسبت تفعلی به دیوان حضرت حافظ زدم:

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده­ای ما را

شکر فروش که عمرش دراز باد چرا

تفقدی نکند طوطی شکرخا را؟

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را؟

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را؟

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار محبان بادپیما را

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته­ی حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسیحا را




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٤

امشب در بیانات جناب استاد فاطمی نیا ، سخن از معنای واقعی عشق بود. ایشون فرمودند عشق رو به یک معنا ، شاید بشه به نوعی "گرفتاری" خوند. اما معنی واقعی عشق این است که "عشق ، منتهای عقل است ؛ آنگونه که نور و معرفتی در انسان بوجود میاد که به انوار قبلی عقلانیه غلبه و حکومت داره".

 

یادش بخیر ، قریب سی سال قبل پیر و مرشد ما همین معنا رو در بیاناتشون میفرمودند. اینکه حرکت رو به کمال انسان در ابتدا با عقل آغاز میشه و در انتهای مسیر عقلانیت ، اگر زمینه لازم از راه عبودیت تام و به تمام معنا ایجاد شده باشه ، نور و معرفتی در انسان بوجود میاد که آغاز راه عشقه. ایشون این موضوع رو به حرکت و پرواز هواپیما تشبیه کرده و میفرمودند: هواپیما ابتدا بر روی زمین و با کمک چرخها حرکت میکنه. لازمه­ی پرواز ، همین حرکت روی زمین و سرعت گرفتن اولیه است. وقتی که سرعت به اندازه مناسب رسید ، دیگه چرخ نمیتونه کمکی به پرواز بکنه و از اینجا به بعد این بالها هستند که هواپیما رو از زمین بلند و در آسمون شناور میکنند و باعث میشن مرتب اوج بگیره.

 

عقل ، ضامن حرکت صحیح اولیه و شتاب گرفتن سالک الی الله است. وقتی انسان نهایت قوه­ی عقلانیه رو بکار برد ، اوج گرفتن و عروج به مدارج بالاتر کمال و معرفت ، نیازمند بال عشق است...... چیزی رو که چنین عشاقی میبینند و میفهمند ، عاقلان نمیتونند درک کنند.

 

عشق با یک نگاه ، شاید یه اصطلاح امروزی به نظر برسه ، اما در عالم واقع هم ممکنه روی بده و یکدفعه یه دیدن ، یه شنیدن و یا یه حس قوی ، باعث بشه که موتور پرواز در وجود آدم روشن بشه و اوج بگیره. البته این رو هم باید گفت که معمولا" انسانهایی از چنین موهبتی برخوردار میشن که اولا" خمیر مایه­ی اولیه در وجودشون هست و یه نسیم رحمت میتونه حقیقت وجودی اونها رو نمایان کنه و ثانیا" اینا وقتی به پرواز در میاند ، دیگه پایین نمیاند و اینطور نیست که یه لحظه در اوج باشند و لحظه­ای دیگه به حال سابق برگردند. نه ؛ اینها دیگه اوج میگیرن و مرتب بالا و بالاتر میرند و برگشتی در کارشون نیست.

 

بنا به فرموده پیر و مرشدمون ، در شب عاشورا بودند افرادی از سپاه کفر که با شنیدن صوت قرآن اباعبدالله الحسین علیه السلام ، نسیم رحمت الهی به دلشون وزیدن گرفت و شبانه به سپاه حق ملحق شدند و در روز عاشورا مردانه جنگیدند و به مقامی رسیدند که اولین و آخرین بر جایگاه اونها غبطه میخورند...... اکسیر عشق چنین خاصیتی داره.....

 

از امشب مشکی میپوشم ، اما نه به خاطر عزا. مشکی میپوشم چرا که به قول امروزیها ، این مشکی ، رنگ عشقه. مشکی میپوشم تا همرنگ بقیه محبین و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین بشم. مشکی میپوشم تا همراه بقیه ، زیر پرچم و خیمه­ی عشق جمع بشیم. مشکی میپوشم تا برم ته صف خریداران مهر و محبت خاندان عصمت و طهارت. مشکی میپوشم تا این رنگ بی رنگی در وجودم نفوذ کنه......

 

السلام علی الحسین (علیه السلام)

و علی علی ابن الحسین (علیه السلام)

و علی اولاد الحسین (علیه السلام)

و علی اصحاب الحسین (علیه السلام) 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٤

یکی از چالشهای مهم که علاقمندان به رویت هلال با اون دست بگریبان هستند اینه که کجا دنبال ماه بگردند و چطور میتونند بفهمند هلال در هر زمان در کجای آسمون قرار داره؟

 

میخوام یه روش خیلی ساده رو اینجا توضیح بدم که با استفاده از اون میشه با دقت بسیار بالایی ، با دوربین دوچشمی که روی سه پایه بسته شده (و یا حتی دوربینی که در دست گرفتیم) به طرف هلال نشونه روی کنیم و صاف بزنیم وسط هدف.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٤

پیش از ظهر پنج شنبه 23 مهر بعد از حدود 14 سال کار و تلاش ، قطار شهری اصفهان در فاز اول از خط 1 (از ایستگاه قدس واقع در ابتدای خیابان عاشق آباد تا ایستگاه مرکزی کاوه در نزدیکی ترمینال کاوه) به بهره­بردای رسید و من هم سوار بر یکی از قطارها ، این مسیر رو بصورت رفت و برگشت طی کردم. در بخشی از مسیر رفت ، توی کابین اپراتور و راننده قطار رفتم و از نزدیک با نحوه هدایت قطار آشنا شدم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤

لبیک یا حسین (علیه السلام)

 

بعد از ظهر امروز به همراه همسرم و تنی چند از دوستان و همکاران عازم رصدگاه کوه صفه شدیم تا به هلال محرم سلام دهیم. در ابندای حرکت از ورودی صفه ، آسمون به سمت تمام ابری شدن پیش میرفت. وقتی به رصدگاه رسیدیم ، پاره پاره شدن ابرها و باز شدن آسمون آروم آروم آغاز شد. در حالیکه گوش دل سپرده بودم به نوای حاج محمود کریمی که در مدح آقا ابوفاضل اباالفضل العباس علیه السلام میخوند (و سال گذشته در اربعین حسینی در اولین نگاهم به حرم آقا اباالفضل به این نوا گوش میدادم) هلال ماه رو در ساعت 17:25 با دوربین دوچشمی 7 در 50 در بین ابرها مشاهده کردم و 5 دقیقه بعد با چشم غیر مسلح نیز اون رو دیدم.

 

با گذشت زمان ، تمامی همراهان موفق به رویت هلال با چشم غیر مسلح شدند ؛ در حالی که دل آسمون هم از فرا رسیدن محرم خونین بود.....

 

گزارش تصویری رصد هلال محرم

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٤

جدول مختصات ماه و خورشید برای هلال محرم 1437 در افق کوه صفه اصفهان

Time

Sun Alt

Sun Azi

Moon Azi

Rel Azi

Moon Alt

17:30

 

260.5

248.1

-12.4

11.3

17:35

 

 

248.8

-11.7

10.4

17:40

-1.7

 

249.5

-11.0

9.4

17:45

-3.1

 

250.2

-10.3

8.5

17:50

 

 

250.9

-9.6

7.5

17:55

 

 

251.6

-8.9

6.5

18:00

 

 

252.3

-8.2

5.6

18:05

 

 

253.0

-7.5

4.6

18:10

 

 

253.6

-6.9

3.7

18:15

 

 

254.3

-6.2

2.7

18:20

 

 

255.0

-5.5

1.8

18:25

 

 

255.6

-4.9

0.9

Time: زمان به وقت محلی

Sun Alt: ارتفاع خورشید از افق (عدد منفی یعنی خورشید غروب کرده و زیر افق است)

Sun Azi: زاویه سمت جغرافیایی خورشید

Moon Azi: زاویه سمت جغرافیایی ماه

Rel Azi: اختلاف زاویه سمت جغرافیایی ماه با زاویه سمت جغرافیایی محل غروب خورشید (عدد منفی یعنی ماه در سمت چپ محل غروب خورشید قرار دارد)

Moon Alt: ارتفاع ماه از افق (با در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

 نکته: خط زرد رنگ ، زمان و مکان غروب خورشید رو نشون میده




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٤

ساعت 4 بامداد امروز از خواب بیدار شدم تا برای رویت آخرین هلال صبحگاهی ذیحجه 1436 اقدام کنم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٤

بعضی وقتا که تاریخ میخونیم ، ممکنه آرزو کنیم ایکاش میتونستیم برخی از شخصیتهایی که نقشهایی (چه مثبت و چه منفی) در تاریخ داشتند رو از نزدیک ببینیم. مثلا" بنده خیلی دوست داشتم شعبون بی مخ (شعبان جعفری) رو از نزدیک ببینم و بفهمم چطور رفتار میکرده ؛ کسی که نقشی اثرگذار در کودتای 28 امرداد 1332 و سقوط دولت مرحوم دکتر محمد مصدق داشت.

 

بعضی وقتا میشه که تاریخ لطف میکنه و آرزوهای ما رو برای دیدن برخی شخصیتهای تاریخی برآورده میکنه و نمونه­هایی رو در دوران امروز نشون میده و به ما میگه اونی که میخواستی ببینی ، یکی بوده مثل این آقا یا این خانم.

 

دیشب وقتی داشتم اخبار این چند روز رو مرور میکردم و در خبرها میخوندم که یکی از نمایندگان به رئیس محترم سازمان انرژی اتمی کشور گفته که اگه برجام تصویب بشه تو رو میکشیم و روی تو سیمان میریزیم و در قلب راکتور اراک دفنت میکنیم و تصاویر تلویزیونی هم نشون میداد که این شخص چه جوری قلدر بازی درمیاورد و در مجلس هوار میکشید ، از تاریخ تشکر کردم که به من نشون داد شعبون بی مخ تقریبا" چه مدلی بوده!!!!

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٤

در شهریور ماه 23 سال پیش و پس از اینکه یک ماه از حضورم در اصفهان گذشته بود و تصمیم گرفته بودیم زندگیمون رو برای همیشه از تهران به اصفهان منتقل کنیم ، یه شب اثاث خونه رو بار ماشین پدرم کردیم و به همراه همسرم ، برادرم و پدرم آماده حرکت از تهران به اصفهان شدیم. مادرم که از چند روز قبل مطلع شده بود که داریم خونه پدری رو ترک میکنیم ، دم رفتن گریه کرد ؛ گریه­ای که تلخی اون هنوز یادم هست..... پدرم هم مثل همه­ی پدرای دیگه ، هر چی داشت توی خودش میریخت. از چهره­اش نمیشد فهمید در درونش چی میگذره اما غم دوری فرزندان حتی روی چهره پدر هم تاثیر گذاشته بود..... اون شب من از یه طرف ناراحت بودم که از خونه­ای که سالها در اون زندگی کردم و محله­ای که گوشه گوشه­اش یاد دوستانم رو برام زنده میکرد دارم دور میشم و از یه طرف خوشحال بودم که دارم یه دوران جدید رو در زندگی آغاز و تجربه میکنم.

 

حالا بعد از گذشت 23 سال دوباره این تجربه برام تکرار شد اما اینبار نقش من و همسرم ، برعکس دفعه قبل شده بود ؛ اینبار ما پدر و مادری هستیم که فرزندمون داره ازمون جدا میشه و زندگی مستقلی رو در یه شهر دیگه (هر چند که ممکنه ظاهرش موقتی باشه) آغاز میکنه..... و عجیب اینکه همه چی داره برعکس دفعه قبل میشه ؛ اینبار مسافر ما از اصفهان به تهران میره.....

 

از پنج­شنبه کارمون شروع شد و تا شنبه شب بطول انجامید و بعد از مرتب کردن خونه جدید و چیدن وسایل آماده حرکت به طرف اصفهان شدیم.... یاد 23 سال پیش افتادم..... دوباره سفری از تهران به اصفهان......توی راه من و همسرم سعی کردیم با قدری صحبت همه چی رو عادی نشون بدیم اما این وضعیت خیلی دوام نداشت.....

 

علیرغم این احساسات که برای ما تلخه ، از یه بابت خوشحالم چرا که میدونم این سرآغازی است برای اینکه فرزندان ما بتونند روی پای خودشون بایستند و زندگی رو اونطور که دوست دارند برای خودشون پایه­گذاری کنند. نمیدونم آینده فرزندم بعد از اتمام تحصیل چه خواهد بود و آیا تهران میمونه یا به اصفهان برمیگرده ولی امیدوارم هم ایشون و هم فرزند دیگرم بتونند هر جا که هستند موفق باشند و باعث سربلندی خودشون ، خانواده و مردم کشورشون ؛ انشاءالله

 

20 سال قبل در چنین ایامی ، مرکز آموزش نجوم ادیب رو در اصفهان پایه­گذاری کردم. در این راه استاد گرامی جناب آقای دکتر کیاست پور و دوستان ارجمند زیادی از جمله جمشید ارشدی ، علیرضا رفیعی ، سید رضا منجمی ، احمدرضا کریمی ، مریم کی ، لاله عزیزی و..... به بنده کمک کردند و هر کدوم سهم بسزایی در پیشبرد اهداف مرکز داشتند. صبح امروز در جلسه هیات امنای مرکز شرکت کردم و گزارش مدیر مرکز رو در مورد فعالیتهای شش ماهه اول سال 94 شنیدم.

 

امروز به واقع ازشنیدن این گزارش احساس افتخار کردم. نهالی رو که 20 سال قبل کاشته بودیم ، امروز درخت تناوری شده که مرتب در حال ثمر دادن و نمایان کردن استعدادهای درخشان جوانان دیار نصف جهان است. در این باره در روزهای آتی باز هم خواهم نوشت.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٤

از نظر تئوری و با توجه به اختلاف سمت ماه و خورشید ، هلال صبحگاهی ذیحجه 1436 در بامداد دوشنبه 20 مهر باید 180 درجه و این شکلی باشه:


 

اما بر اساس داده­های نرم افزار محاسبات ماه طول کمانی که قابل رویت خواهد بود حدود 88 درجه و بشکل زیر است:


 

پستی و بلندیهای سطح ماه هم روی شکل هلال تاثیر میذاره و باعث بریده شدن هلال میشه:


 

و بخش روشن ماه که در معرض دید قرار میگیره:


 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٤

تا پایان سال جاری امکان رویت شش هلال صبحگاهی (هلال آخر ماه قمری) رو خواهیم داشت. اگر بر اساس رویت متعارف هلال صبحگاهی (پیش از طلوع خورشید و با استفاده از دوربینهای دوچشمی) این هلالها رو با هم مقایسه کنیم درمی­یابیم  که در بین این شش هلال ، هلال صبحگاهی ذیحجه 1436 که در بامداد روز دوشنبه 20 مهر 1394 مصادف با 28 ذیحجه 1436 و 12 اکتبر 2015 میلادی قابل رویت است باریکترین هلال در جمع این شش هلال خواهد بود.

اگه مختصات هلالهای صبحگاهی دور دست آینده رو هم بررسی کنیم باز هم میبینیم هلال صبحگاهی ذیحجه 1436 باریکترین هلال صبحگاهی است که در طی مدت زمانی حدود 23 ماه آینده (تا 21 آگوست سال 2017 میلادی و هلال صبحگاهی ذیقعده 1438) در معرض دید ما قرار میگیره. پس نتیجه میگیریم خیلی ارزش داره برای دیدن این هلال وقت بذاریم و تلاش کنیم. انشاءالله که شرایط جوی هم ما رو یاری کنه و اجازه بده با آخرین هلال از مجموعه هلالهای سال 1436 قمری وداعی شایسته و زیبا داشته باشیم.

وقتی فاز هلال (نسبت بخش درخشان سطح ماه به کل قرص ماه) به حدود 1 درصد میرسه شاهد هلالهای دلفریب و بسیار زیبایی خواهیم بود که مصداق کمان ابروی یار هستند. شاید برای کسانی که تا بحال هلال باریک ماه رو با دوربین ندیده باشند این تلقی بوجود بیاد که دارم خیلی احساسی صحبت میکنم ، اما واقعیت همینه که گفتم. به قول شاعر:

گفتم که ز عاشقی سخن گوی

گفتا که چو ما شوی ، بدانی

بله. باید خودتون ببینید تا درک کنید چی میگم و کمان باریک چنین هلالهایی چقدر زیبا و دوست داشتنی هستند. حالا تصور کنید وقتی فاز هلال کمتر از 1 درصد باشه چه غوغایی به پا میشه..... چنین هلالهایی ممکنه چند تکه (غیر پیوسته) دیده بشن و در برخی قسمتها و نقاط پر نورتر از دیگر قسمتها..... دیدن چنین هلالهایی راحت و ساده نیست و به همین دلیل در زمان رصد شور و اشتیاق و هیجان بسیار بیشتری در رصدگر ایجاد میشه. با این مقدمه میرم سراغ مختصات هلال صبحگاهی ذیحجه 1436

تاریخ رصد: دوشنبه 20 مهر 1394 ، 28 ذیحجه 1436 ، 12 اکتبر 2015

زمان طلوع محاسباتی ماه در افق کوه صفه اصفهان: در حدود ساعت 05:21 بامداد

مختصات ماه برای ساعت 05:21 بامداد (مختصات مکان مرکزی – با در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

سمت جغرافیایی طلوع ماه: حدود سمت جغرافیایی 93 درجه

ارتفاع خورشیده: حدود 10 درجه زیر افق

جدائی زاویه­ای بین ماه و خورشید: 9.17 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: حدود 1 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.19 دقیقه قوسی

فاز ماه: 0.77 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 406305.65 کیلومتر

در افق شرقی رصدگاه کوه صفه یه کم موانع طبیعی وجود داره. همچنین وجود آلودگی هوا و غبار محلی معمولا" باعث میشه هلال چند دقیقه بعد از طلوع محاسباتی ، سر از افق و غبار بیرون بیاره. فکر میکنم در بامداد دوشنبه اگه همه چی خوب پیش بره در حدود ساعت 05:30 بشه اولین نگاه رو به هلال ماه انداخت. در این زمان ارتفاع هلال از افق حدود 1.29 درجه است و خورشید هم حدود 8.11 درجه زیر افق قرار داره.

قرار داشتن ماه در اوج مداری (دورترین فاصله بین زمین تا ماه) باعث میشه هلال کمی کوچکتر از حد معمول دیده بشه. اگر انشاءالله هوا خوب باشه و بتونیم این هلال رو ببینیم و ازش عکس بگیریم ، قطعا" یکی از عکسهای زیبایی خواهد شد که از هلال گرفتیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٤

چون شوم خاک رهش ، دامن بیفشاند ز من

ور بگویم دل بگردان ، رو بگرداند ز من

روی رنگین را به هر کس می­نماید همچو گل

ور بگویم بازپوشان ، باز پوشاند ز من

چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین

گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟

او به خونم تشنه و من بر لبش ، تا چون شود

کام بستانم از او یا داد بستاند ز من

گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست

بس حکایتهای شیرین باز می­ماند ز من

گر چو شمعش پیش میرم ، بر غمم خندان شود

ور برنجم ، خاطر نازک برنجاند ز من

دوستان ؛ جان داده­ام بهر دهانش ، بنگرید

کو به چیزی مختصر چون باز می­ماند ز من

صبر کن حافظ ، که گر زین دست باشد درس غم

عشق در هر گوشه­ای افسانه­ای خواند ز من




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٤

وب سایتی رو دیدم که بهم میگفت تا بحال : 599 ماه یعنی 2603 هفته ، یعنی 18222 روز ، یعنی 437328 ساعت و یعنی 26239680 دقیقه از عمرم تا بحال سپری شده. شاید این ارقام زیاد به نظر برسه اما در بخش پایین صفحه­ای که این اطلاعات رو نشون میداد اومده بود که:

اگه فرض کنیم شما هفتاد و پنج سال عمر کنید (فرضی دور از دسترس!!) فقط 301 ماه دیگه از عمرتون باقی مونده ، یعنی 1310 هفته ، یعنی 9172 روز...... چقدر کم ، کوتاه و زودرس.....

پاییز اومده و دوباره میخوام دست به دوربین بشم. سال گذشته فعالیتی رو به همراه چند نفر از دوستان در این زمینه انجام دادم. عکاسی موضوعی کمک زیادی میکنه تا دید ما در عکاسی بهتر و بهتر بشه. اگر اینکار همراه با مطالعه و پژوهش هم باشه که دیگه چه بهتر. سال گذشته این عکسها رو با نمایی پاییزی گرفتم اما اعتراف میکنم که اینها خیلی دم دستی و عادی هستند. پاییز فراتر از این حرفهاست و معنای خاص و مهم دیگری از پاییز رو میشه در قالب عکس بیان کرد.

http://amehrani.persianblog.ir/post/1729/

http://amehrani.persianblog.ir/post/1730/

دنبال پست عکسهای پاییزی که میگشتم به یادداشتی که در 16 آذر سال گذشته نوشته بودم رسیدم.... محرم نزدیکه.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٤

وب سایت جدید هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان اصفهان از دیروز و همزمان با عید سعید غدیر خم راه­اندازی شد. امکانات و قابلیتهای این وب سایت راهکارهای نوین و بیشتری رو در اختیار هیات میذاره تا در امر اطلاع رسانی و ارتباط با مخاطبین بهتر از گذشته کار کنه. اونچه که باید بهش توجه داشته باشیم اینه که کاری که تا الان برای این وب سایت جدید انجام شده ، آماده سازی قالب فنی اون است و از این پس وارد کردن محتوا و مطالب مفید و درخور  ، وظیفه­ی خطیر و مهمی است که همه­ی ما باید به اون اهتمام داشته باشیم. کارگروه روابط عمومی و امور بین الملل هیات در این رابطه داره اقداماتی رو انجام میده که از طریق سایت اطلاع رسانی خواهد شد. نشانی وب سایت جدید:

http://isfclimbing.ir/

دیروز خبر رسید دو نفر از خانمهای سنگنورد استان (خانمها افسانه میراحمدی و ساحل مایلی) در انتخابی تیم ملی مقام آوردند و احتمالا" برای مسابقات آسیایی مالزی اعزام خواهند شد. این خبر خوشحال کننده­ای بود که در روز عید دریافت کردیم.

با جمعی از دوستان و همنوردان داریم در خصوص راه­اندازی مدرسه کوهنوردی و سنگنوردی در غرب استان رایزنی و مشورت میکنیم. انشاءالله اگر این موضوع به نتیجه برسه ، فصل جدیدی در انجام کارهای فنی کوهنوردی در استان ما آغاز خواهد شد. ایده اینکار از جناب آقای نادری دبیر محترم هیات است و امیدوارم خیلی زود بتونیم اقدامات لازم رو انجام بدیم.

چهارشنبه گذشته جلسه بررسی موضوع آموزش در هیات کوهنوردی استان با حضور اعضای هیات رئیسه هیات استان و جمعی از مربیان و مدرسین محترم رشته­های مختلف در محل جانپناه چشمه خاجیک برگزار شد و نقاط ضعف و قوت امر آموزش و انتظارات و دیدگاههای مربیان و مدرسین محترم در این رابطه مورد بحث قرار گرفت. با اینکه از سه­شنبه کمردرد بسیار شدیدی سراغم اومده که انجام کارهای عادی رو هم برام سخت کرده اما با علاقه در این جلسه حضور پیدا کردم تا از نظرات کسانی که سالیان سال است که بصورت تخصصی به کوهنوردی و آموزش کوهنوردی میپردازند آگاه بشم. نتایج حاصل از این جلسه ما رو در برنامه آموزش عمومی کوه صفه و نیز برنامه ریزی آموزش فنی سطوح مختلف ، بسیار کمک خواهد کرد.

با آغاز سال تحصیلی جدید ، فرزندم دوباره از ما جدا شد و رفت برای ادامه تحصیل. اعضای خانواده سه ماهه تابستون رو دور هم بودیم. فرزند کوچکترم خوشبختانه همین اطراف اصفهان قبول شده و پیش ما هست والا خونه­مون بدون حضور فرزندان خیلی خیلی سوت و کور میشد. انشاءالله هر دوشون و تمام دانشجویان و جوانان دیگه در زندگی موفق باشند و عاقبت بخیر.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤

احوال پرسی و دست دادن آقایان اوباما و ظریف برای عده­ای اونقدر سنگین اومده که ممکنه دوباره بخاطر این رویداد از خدا طلب مرگ کنند!! (چند نماینده محترم مجلس در یه موضوع دیگه اینکار رو کرده بودند) خدا وکیلی اگه اینا چنین دعایی کردند ، کاری بکارشون نداشته باشید و بذارین راحت باشند تا شاید به این وسیله دیگه شاهد چنین رویدادهای دهشتناکی نباشند. خودمونیم ، اصلا" چه معنی میده با رئیس جمهوری که پشت تریبون سازمان ملل میاد و به اشتباه بودن سیاستهای امریکا اعتراف میکنه و میگه در کشورش بعضیها هنوز قدرت رو مطابق زمان جنگ سرد معنا میکنند و اعتراف میکنه که این رویکرد اشتباهه ، احوالی پرسی کرد و باهاش دست داد؟؟!! همین کارا رو میکنید که فردا مردم ما هم توقع پیدا میکنند رئیس جمهور ما هم اقدام مشابهی انجام بده دیگه!!! والله بخدا....

روزنامه­ی همیشه مخالف کیهان ، به نطق ریاست محترم جمهوری در سازمان ملل انتقاد کرده و گفته چرا مثلا" در مورد تشکیل حکومت حق توسط ما ، جنایتهای امریکا از عصر حجر تاکنون ، لزوم سپردن مدیریت جهانی به همفکران ما ، اینکه همه ناحق هستند بجز ما ، همه اشتباه میکنند بجز ما و...... در سخنرانی خودشون چیزی نگفتند!! به جناب آقای شریعتمداری مدیر مسئول محترم و همیشه مخالف روزنامه کیهان پیشنهاد میکنیم خودشون تشریف بیارن در انتخابات ریاست جمهوری کاندید بشن و اگه تونستند رأی مردم رو بدست بیارند تشریف ببرند سازمان ملل و هر چی دوست داشتند در سخنرانی خودشون بفرمایند و اصلا" از دم و پس یکی یه سیلی محکم به نمایندگان تمام کشورها (بجز چین و روسیه) بزنند و نمایندگان چین و روسیه (و دیگر امپریالیستهای سابق!! بلوک شرق) رو هم محکم ماچ کنند  ؛ خوب شد؟؟!!

آی از این پرروهای عربستان سعودی داریم حرص میخوریم که نگو و نپرس. پیگیری اخبار مربوط به حادثه منا و رفتار متکبرانه و احمقانه مقامات سیاسی و مذهبی عربستان دیگه کلافه­مون کرده. حیف که گوشتمون فعلا" زیر دندون اینهاست و هزاران نفر از شهروندانمون رو به سرزمین مقدسی فرستادیم که فعلا" گرگها در اون حکومت میکنند. آخ چی میشه اگه انشاءالله زمینه­ای فراهم بشه تا ستونهای این حکومت (که فقط بر اساس پول بنا شده) یه تکون اساسی بخوره. انشاءالله این روز بزودی فرا برسه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤

دوستی به بنده پیشنهاد کرد تا در فکر چاپ برخی از مطالبی که در وبلاگم منتشر میکنم و میتونه مورد استفاده عموم واقع بشه باشم. راستش تمایلی برای اینکار ندارم هر چند که میدونم ممکنه انتقال برخی تجربیات ، برای عده­ای مفید باشه. ترجیح میدم همین روال رو که 10 ساله دارم انجام میدم پی بگیرم. امروز یکی از خاطراتم رو میگم که مربوط به حدود 40 سال پیش میشه. فکر میکنم اولین بار باشه که این خاطره رو برای کسی تعریف میکنم.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳٩٤

دیروز و دیشب در جلسات مختلفی شرکت کردم:

اقدام برای مشاهده ماه گرفتگی

گفتگو با نماینده دیوان محاسبات

کمیسیون معاملات قطار شهری برای خرید تعداد زیادی پله برقی و آسانسور

بررسی اهداف راهبردی حوزه اداری مالی در افق اصفهان 1400

کمیته اطاق فکر و مرکز مطالعات راهبردی سازمان فرهنگی ورزشی

تامین مالی پروژه های شهرداری

با پایان جلسه آخر ، حدود ساعت 17 از اداره زدم بیرون و سر راه یه کیک برای همنشینی خانوادگی خریدم و اومدم خونه. کیکی که خریدم ، از کیکهای آماده­ بود و دو طبقه (البته جمع و جور). امسال این مدلی برداشتم تا بتونم از تندیس "دو قو" که همسرم به جهت پاسداشت و یادبود این روز خریده برای تزئینش استفاده کنم. فروشنده که فکر میکرد مهمونای زیادی داریم بهم گفت: این کیک وزنش 2.5 کیلوگرم است. از همین مدل یکی دیگه هم داریم که وزنش بیشتره. شما چند تا مهمون دارین؟.. قدری فکر کردم و سقف رو نگاه کردم و با انگشتام شمردم و بعد از کلی محاسبه گفتم: کلا" 4 نفریم!!! به نظرتون این کیک کافیه؟؟!!

به خونه که رسیدم فرصت زیادی نداشتم. همراه با همسر و فرزندانم یه همنشینی کوچک و کوتاه داشتیم. چند عکس یادگاری و جاتون خالی خوردن کیک (البته نه 2.5 کیلوگرم!!!)

لباسم رو عوض کردم و برای شرکت در آخرین جلسه رفتم بیرون. دیشب جلسه گروه کوهنوردی اژکهن برگزار میشد و دوست داشتم در این جلسه شرکت و از نزدیک با همنوردانم در این گروه صحبت کنم. قبل از ساعت 20 به جلسه رسیدم و تا ساعت 21:15 اونجا بودم. در این مدت از برنامه­های متنوعی که این گروه برای پاییز پیش­بینی کرده آگاه شدم و بعد از توضیحات مختصری که در مورد سیاستهای کلان هیات استان داشتم ، پاسخگوی سوالات و شنونده نظرات همنودان گروه اژکهن شدم. مثل جلسه­ای که در گروه اسپادانا و سالن سنگنوردی چمران داشتم ، از جلسه گروه اژکهن هم انرژی مثبت زیادی دریافت کردم و خستگی کار سنگین این روز از تنم خارج شد. خدا رو شکر




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳٩٤

 

این یک عدد نیست ؛ عمری است....

عمری تلاش و زحمت ، ایثار و از خود گذشتگی ، امید و آرزو ، عشق و محبت....

و چنین گذر عمری ، ارزش بزرگداشت و پاسداشت همیشگی داره

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٦ مهر ۱۳٩٤

شنبه در محل دفتر هیات و در جلسه­ای با حضور آقایان عاطفت ، نادری و نداف برنامه­های بزرگداشت پنجاهمین سال فعالیت هیات استان رو مورد بررسی قرار دادیم. دیروز هم در ادامه همون جلسه  ، گفتگویی حضوری با آقایان نادری و عاطفت داشتم. نتایج این گفتگوها تا چند روز آینده در سایت رسمی هیات منتشر خواهد شد.

دیروز وقتی از کوه برگشتم و نهار و شامم رو همزمان صرف کردم ، خیلی سریع خوابم برد. ساعت 20:30 بخواب رفتم و دقایقی بعد از نیمه شب از خواب پریدم و ساعتی بیدار خوابی داشتم. موقع اذان صبح دوباره بیدار شدم و رفتم روی پشت بام تا ماه گرفتگی رو ببینم. ورود ماه به سایه زمین تازه آغاز شده بود اما متاسفانه بدلیل بلند مرتبه سازیهایی که دور تا دور منزل ما اتفاق افتاده ، دیگه هیچ بخشی از افق رو نمیتونم ببینم.

بعد از خوندن نماز صبح و نماز آیات با ماشین رفتم جایی که افق غربی باز داشته باشه. ماه گرفتگی داشت کامل میشد اما به دلیل گرد و غبار فراوانی که در افق بود ، دیگه نمیشد براحتی ماه رو دید. عکسی گرفتم و برگشتم خونه.

امروز ، روزی پر کاری برام خواهد بود و از همین اول صبح تا حدود ساعت 20 باید در چندین جلسه با موضوعات مختلف شرکت کنم. دوست داشتم امروز برم کوه صفه و همراه یکی از گروهها باشم اما متاسفانه بخاطر همین جلسات قادر به انجام اینکار نیستم. انشاءالله هفته های بعد.

شعری از فخرالدین عراقی هست که در دوران جوانی خیلی اون رو زمزمه میکردم. سحر امروز دوباره یاد این شعر افتادم:

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

چه کنم که هست این ها گل باغ آشنایی

همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت

که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی

مژه ها و چشم شوخش به نظر چنان نماید

که میان سنبلستان چرد آهوی خطایی

ز فراق چون ننالم من دلشکسته چون نی

که بسوخت بند بندم ز حرارت جدایی

سر برگ گل ندارم ، ز چه رو روم به گلشن؟

که شنیده ام زگل ها همه بوی بی وفایی

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟

که کشند عاشقی را ، که تو عاشقم چرایی

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟

به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

در دیر می زدم من ز درون ندا درآمد

که درآ، درآ عراقی، که تو آشنای مایی




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٥ مهر ۱۳٩٤

تمبر آیینه­ی فرهنگی و اجتماعی یک جامعه است. به مناسبت هفته دفاع مقدس ، نگاهی خواهم داشت به انتشار تمبرهایی با موضوع دفاع مقدس از زمان آغاز دفاع مقدس تاکنون (عکسها از سایتهای فروشگاه تمبر مانا و فروشگاه تمبر ایران):


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٥ مهر ۱۳٩٤

در لحظه­ای ، عید به عزا مبدل شد. خبر کشته شدن صدها زائر بیت­الله الحرام در حادثه منا قلب همه رو جریحه­دار کرد. ازدحام جمعیت و بی تدبیری متولیان امر باعث شد در عین ناباوری شاهد صحنه­هایی دلخراش از اجسادی باشیم که گویا به هم گره خورده­اند و سیل اونها رو روی هم انباشته کرده.... لا اله الا الله.... بیش از 130 هموطن گرامی ما هم در این حادثه به شهادت رسیدند و لباس احرام اونها مبدل به کفنشون شد..... دیروز در غم این حادثه کلماتی به ذهنم رسید که در قالب یه دو بیتی بیان کردم:

 

بگو ای بلبل خونین چه­ها شد

که شور و شین در دشت منی شد؟

بگفتا با غم و درد فراوان

عزا از مکه تا کرب و بلا شد

 

امشب مصادف است با سالگرد ازدواجم. 24 سال پیش در چنین روزی که در اون سال مصادف با شب میلاد پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم و امام جعفر صادق علیه السلام بود مراسم ازدواج بنده و همسرم در جشنی بیاد موندنی اما بسیار ساده برگزار شد. 24 سال از اون زمان گذشته و ما در طول این سالها ، هر سال این سالروز مهم زندگیمون رو جشن گرفتیم. برای امسال هم چنین برنامه­ای داشتیم اما بدلیل مقارن شدن این سالروز با عزای عمومی حادثه منا ، تصمیم گرفتیم برگزاری این جشن کوچک خانوادگی رو به زمان دیگه­ای موکول کنیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۳ مهر ۱۳٩٤

در حالی که تبریک عید سعید قربان رو به هم میگفتیم ، خبر حادثه منی همه­ی ما رو بهت زده کرد. کشته شدن بیش از 1300 انسان که در عبادتی مشابه برخاستن مردگان در روز قیامت شرکت کرده بودند و در بین این کشته­ها بیش از 130 زائر هموطن هم وجود داره ؛ یعنی 10% تلفات

 

در بی کفایتی عیاشان آل سعود کسی تردید نداره. حیوان صفتانی که به برکت پول نفت هر گونه عیاشی که بشه به تصور درآورد رو انجام میدن و رسیدگی به امور حج و ساخت و سازهای حرمین شرفین فقط و فقط سرپوشی است بر تمام جنایتها و خباثتهایی که این خاندان فساد انجام داده اند و میدهند. عروسکهای بد ترکیبی که تنها با اراده امریکا و اسرائیل قادر به حرکت هستند و برای جلب رضایت اربابان غربی خود ، هر کاری رو حاضرند انجام بدهند تا بلکه چند روزی بیشتر در کاخهای پر زرق و برقشون به فسق و فجور مشغول باشند. در این تردیدی نیست.

 

اما سهم خود ما از این حادثه چیه؟ مگه هر سال تعداد زیادی به عنوان متولی امور حج همراه زائران به سرزمین وحی نمیرن؟ آیا اینها وظیفه نداشتند رویدادهای این برنامه رو مرتب رصد کنند و تلاش کنند با راهنمایی و هشدارهای به موقع از بروز چنین حوادثی برای حجاج کشورمون جلوگیری کنند؟ با کمال تاسف باید بپذیریم برای عده­ای ، حج و اشتیاق هموطنانمون به شرکت در این ضیافت الهی ، وسیله­ای برای کاسبی شده و بجای اینکه تمام وقت و همتشون رو برای رسیدگی به امور زائرین اختصاص بدهند سرگرم کارهای دیگه و بخصوص موضوعات مادی و ..... بخدا دلمون پر از درد شده.....

 

البته از حق نباید گذشت که کم نیستند خادمانی که در مکه و مدینه ، با اخلاص و بدون چشم داشت مادی و صرفا" به قصد قرب الی الله به حجاج محترم کشورمون خدمت میکنند. در سفر عمره سال 86 از نزدیک شاهد این صحنه­ها بودم و همینطور در تهران ، شاهد کاسب کاری برخی متولیان امور حج.

 

به تمام خانواده­های جان باختگان این حادثه تلخ از هر قوم و ملیتی که هستند تسلیت عرض میکنم. انشاءالله تمام کسانی که روحشون در آخرین روزهای اعمال حج به آسمان پر کشید مشمول رحمت و مغفرت حضرت حق قرار بگیرند. تسلیت ویژه­­ای هم به هموطنان گرامی عرض میکنم.

 

از امروز و در پیروی از فرمایش مقام معظم رهبری مد ظله العالی ، سه روز عزا خواهیم گرفت. 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢ مهر ۱۳٩٤

روز اول مهر است و خاطرات روزهای خوب مدرسه رو توی ذهنم مرور میکنم:


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱ مهر ۱۳٩٤

برنامه دیشب خندوانه یه حال و هوای بسیار خاص و ویژه داشت. یادگاریهایی از دوران دفاع مقدس میهمان این برنامه بودند ؛ جانبازان اعصاب و روان


ادامه مطلب ...



آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ