خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٤

پیش از ظهر و بعد از ظهر امروز حدود 5 ساعت و 30 دقیقه وقت صرف کردم تا بتونم 4 تا پاره خط ناقابل رو روی یه عکس بکشم!!

عصر دیروز میخواستم برای اندازه­گیری مختصات سمت و ارتفاعی شاخصهای افق رصدگاه کوی دوست اقدام کنم اما ابری بودن هوا اجازه اینکار رو نداد. ساعت 10 صبح امروز همراه با همسر و فرزندم ابزار و وسایل رو بردیم به این رصدگاه و طی دو ساعت کار ، طرز استفاده از این دوربین رو بهشون آموزش دادم و با کمک هم مختصات مورد نیاز رو برداشت کردیم. برای تنظیم زاویه سمت دوربین تئودولیت ، از عکسی که از هلال صفر 1437 گرفته بودم استفاده کردم:

این عکس رو در ساعت 17:37:42 روز پنج شنبه 12 نوامبر 2015 (21 آبان 1394) و در همین رصدگاه گرفته بودم. ساعت دوربین عکاسی با دقت ثانیه تنظیم شده بود. با وارد کردن مختصات مکان و تاریخ و زمان به نرم افزارهای مختلف ، متوسط سمت جغرافیایی هلال ماه در این زمان 249 درجه و 38 دقیقه و 30 ثانیه بدست میاد. این سمت ، دقیقا" محل چسبیدن لبه سمت چپ هلال به کوه است و در اون محل ، چند برجستگی کوچک روی خط الرأس کوه وجود داره.

سمت دوربین تئودولیت رو روی 249:38:30 قفل کردیم و با نشانه­روی دوربین به طرف همون شاخصهای کوچک خط الرأس کوه ، قفل زاویه سمت دوربین رو آزاد کردیم. حالا دوربین با دقت خیلی خوبی برای اندازه­گیری زاویه سمت  تنظیم شده بود.

کار ثبت مختصات شاخصهای افق رو انجام دادیم و ساعت 12 برگشتیم خونه. این داده­ها رو روی عکسها منتقل و اونها رو با نرم افزار محاسبات ماه کنترل کردم. چند اندازه­گیری دیگه هم لازم بود که انجام بشه. ساعت 16 مجددا" و به تنهایی به این رصدگاه رفتم. اینبار با استفاده از موقعیت خورشید زاویه سمت دوربین تئودولیت رو تنظیم و مختصات بدست اومده صبح رو یه بار دیگه کنترل کردم. میزان تفاوت بسیار اندک و قابل صرف نظر کردن بود (کمتر از 1 دقیقه قوسی).

خوب ؛ بحمدالله همه چیز بخوبی پیش رفت و اطلاعات لازم رو جمع آوری کردم. این اطلاعاتی است که برای رصد هلال ربیع الثانی 1437 که در شامگاه 20 دی ماه میخوام برای رصدش اقدام کنم بهش نیاز دارم. اطلاعات مهم دیگری هم استخراج کردم و تحلیلهای متعددی رو با استفاده از منابع مختلف انجام دادم که بنا به دلایلی صلاح نیست اونها رو تا قبل از انجام رصد منتشر کنم.

پیش از ظهر که در این رصدگاه مشغول ثبت مختصات بودم یه استاد سنگ­کار هم داشت با دو سه تا کارگر محوطه رو سنگ فرش میکرد. وقتی دید دارم با تئودولیت کار میکنم اومد پیشم و گفت بی زحمت یه خط تراز هم برای ما بزنید ببینیم عمق محراب نمازی که داریم میسازیم نسبت به محوطه اطراف سنگفرشها بالاتره یا پایین­تر و اگه بالاتره چقدر باید بکنیم تا با اونجا هم سطح بشه؟

آقا ما رو داری ، اولش حسابی وا رفتیم. آخه من فقط بلد بودم تئودولیت رو تنظیم کنم و مختصات سمت و ارتفاع رو برای کارهای رصدی اندازه­گیری کنم. خط تراز رو میدونستم چیه اما از بقیه موارد سر در نمیاوردم. بنده خدا اون استادکاره فکر میکرد من مهندس ساختمان هستم که دارم با چنین دوربینی کار میکنم!

گفتم: باشه. الان میام.

موقعی که داشتم دوربین رو منتقل میکردم تا اینکار رو انجام بدم ، یه مقدار در مورد روش کار فکر کردم. خلاصه. دوربین در محل جدید مستقر شد و خط تراز رو بدست آوردم (که کار راحتی بود) به استاد سنگ کار گفتم که کجای دیوار مقابل محراب با محلی که من دوربین رو گذاشتم تراز است. ایشون هم رفت و در محلی که با دست بهش راهنمایی میکردم یه علامت زد. تا استادکار اومد حرف دیگه­ای بزنه ، من دوربین رو جمع کردم و بطرف ماشین رفتم.

وقتی به ماشین رسیدم با خودم گفتم: علامت روی دیوار که مشخصه ، اما جایی که من دوربین رو گذاشته بودم چه مشخصه ای داره که این بنده خدا بدونه چی چی با کجا ترازه؟؟؟!!! بعدشم ، اون میخواست بدونه عمق محراب کافیه یا نه ولی من چیزی در این مورد بهش نگفتم!!!!

متوجه خطای کارم شدم و فهمیدم باید چیکار کنم. دوباره برگشتم. موقعی که داشتم به طرف ماشینم میرفتم دیدم که استادکار یه جوری نیگام میکرد ، نگو کمی تا حدی فهمیده بود که کارم رو درست انجام ندادم.

دوربین رو دوباره نصب کردم و اینبار ، فاصله دوربین تا زمین رو با متر اندازه گیری کردم: 119 سانتیمتر

سپس استاد کار رفت به طرف محراب و سر مترش رو داخل محراب گذاشت. دوربین رو تراز کرده بودم و خط تراز ، عدد 105 سانتیمتر رو روی متر استادکار نشون میداد. حالا درست شد. به استاد گفتم باید حداقل 14 سانتیمتر دیگه کف محراب رو پایینتر ببرید تا با اینجا تراز بشه و اگه اونجا رو هم سنگفرش میکنید ، حدود 10 سانتیمتر دیگه هم باید برای ضخامت ملات و سنگ به این مقدار اضافه کنید. این موضوع از اون جهت براشون اهمیت داشت که محل ایستادن امام جماعت باید پایینتر از محل ایستادن مردم باشه و کسی که موقع نماز جماعت جایی پایین تر از امام جماعت بایسته ، نمازش ایراد داره.

خدا رو شکر که متوجه شدم چه جوری باید اینکار رو انجام داد.

امروز نگاه متعجبانه یه استاد سنگ کار باعث شد یه چیز جدید یاد بگیرم. البته قبلا" روش بکارگیری شلنگ تراز و استفاده از خاصیت همسطح شدن آب در ظروفه مرتبطه برای بدست آوردن خط تراز رو دیده و بلد بودم اما تابحال از تئودولیت برای اینکار استفاده نکرده بودم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٤

غروب امروز با پیشکسوت سنگنوردی و کوهنوردی استان اصفهان جناب استاد رضا رستمیان دیدار داشتیم. شنیدن خاطرات جناب ایشون در مورد تشکیل هیات کوهنوردی استان ، برنامه های سنگنوردی که انجام دادند ، وسایلی که استفاده میکردند و نیز گشایش مسیر مشهور "مرعشی" در کوه صفه توسط ایشون ، بسیار جالب بود. جناب رستمیان ارشادات و راهنمائیهایی نیز در مورد هیات استان داشتند که امیدوارم با کمک همه­ی دوستان همنورد بتونیم اونها رو اجراء کنیم.


بعد از ظهر فردا انشاءالله اگه شرایط آسمون از نظر پوشش ابر مناسب باشه و هوا نسبتا" صاف باشه (غبار نداشته باشه) میخوام در رصدگاه کوی دوست ، مختصات دقیق افق غربی رو با دوربین تئودولیت اندازه­گیری کنم. برای اینکار از موقعیت خورشید در آسمون استفاده خواهم کرد.


دوربین تئودولیت برای کارهای نقشه برداری و مهندسی استفاده میشه و دارای دقت بسیار زیادی در اندازه­گیری زوایای افقی و عمودی است. دوربینی که در اختیار دارم مکانیکی است و دارای دقت 0.5 دقیقه قوسی است (قطر ظاهری ماه و خورشید حدود 30 دقیقه قوسی است و بنابراین دقت 0.5 دقیقه قوسی برای کار رصد هلال خیلی خوب و ایده­آل است).


روش کار به این صورت خواهد بود که زاویه سمت تئودولیت رو بر اساس موقعیت خورشید (که از قبل میدونم در ساعتی خاص ، در چه سمت جغرافیایی قرار داره) تنظیم میکنم و بعد بر اساس اون ، سمت جغرافیایی تمامی شاخص ها و عوارض موجود در افق رو بدست آورده و یادداشت میکنم.


وقتی تئودولیت کاملا" تراز باشه ، میشه با دقت 0.5 دقیقه قوسی ارتفاع موانع افق غربی رو هم بدست آورد. این اندازه­گیری هم در رصدهای بحرانی و فنی خیلی به رصدگر کمک میکنه.


شاید روز جمعه ، همین کار رو در رصدگاه آیت عشق (صفه) انجام بدم. امیدوارم همه چیز خوب پیش بره.


کار دیگه­ای که با این تئودولیت انجام خواهم داد ، انداه­گیری پهنای میدان دید دوربینهای دوچشمی است که استفاده میکنم. داشتن مقدار دقیق این زاویه ، میتونه خیلی موارد کمک شایانی به یافتن هر چه سریعتر هلال بکنه.


بامداد فردا از افق رصدگاه کوی دوست عکس پانوراما میگیرم تا اون رو پرینت و بعد از ظهر نتایج اندازه گیری زوایا رو روی این عکس یادداشت و علامت گذاری کنم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٤

24 امرداد سال 1381 بود که برای پر کردن خلاء اطلاع رسانی عمومی در مورد رویت هلال ، سایت "کمان آسمانی" رو راه­اندازی کردم. این سایت که تا 16 اسفند 1384 به فعالیت ادامه داد الان دیگه در دسترس نیست و فقط گزارشهای رصدی که در اون منتشر شده بود ، در پایگاه اطلاع رسانی هلال ماه قرار گرفته و میشه ازش استفاده کرد.

در سایت کمان آسمانی یه بخشی بود به نام رصدگران هلال. اسامی کسانی که در رصد هلال فعالیت میکردند در اون بخش اومده بود و چنانچه این رصدگران برای معرفی خودشون مطلبی میفرستادند ، در این بخش قرار داده میشد. در دی ماه سال 1384 ، ضمن تنظیم مطلبی (با نگارش و بیانی ساده) برای معرفی خودم ، دلیل پرداختنم به رویت هلال رو اینگونه بیان کرده بودم که:

در سال 1374 با حمایت مسئولین شهرداری اصفهان ، مرکز آموزش نجوم ادیب رو راه اندازی کردم. در ماه رمضان همون سال برای معرفی مرکز یه نمایشگاه نجوم و اختر شناسی در اصفهان راه انداختیم که یک ماه فعال بود. برا اختتام این نمایشگاه رفتیم رصد هلال ماه شوال 1416. تاریخ شمسی اون روز رو الان به خاطر ندارم ، ولی نرم افزارا میگن دوشنبه 19 فوریه 1996 بوده. اون روز تجربه ی رویت هلال نداشتم ؛ اصلا" و ابدا". امروز که مختصات اون هلال رو مرور میکنم ، میبینم باید به راحتی میتونستیم اون هلال رو با اون دوربین 120*20 که همراه داشتیم به دام بندازیم و یه رکورد تر و تمیز توی همون اولین رصد هلالمون برا ایران به ثبت برسونیم. ولی خوب ، نشد دیگه.

من هلال رو ندیدم ، ولی اون برنامه اینقدر روم تاثیر گذاشت که کار و زندگیمو ول کردم و افتادم دنبال هلال. چن سال جسته گریخته اینکار رو انجام میدادم. اون زمونا با کسی آشنا نبودم که به من یاد بده که چه جوری باید برنامه ریزی منظمی داشته باشم تا توی شکار هلال شانس موفقیتم رو بیشتر کنم. حالا ، یه چار پنج سالی میشه که بصورت مستمر و منظم اینکار رو انجام میدم. ولی بازم یه نقطه ضعف بزرگ توی کارم بود ، اونم اینکه گزارش کارامو جمع و جور نمیکردم.

مرداد ماه سال 1381 بود که تصمیم گرفتم برای حل این معضل در سطح ملی ، پایگاه اطلاع رسانی کمان آسمانی رو راه بندازم و با کمک تمام برو بچه های رویت هلالی ایران ، این گزارشا رو جمع آوری کنیم. برام جالب و دردناک بود که وقتی برای تنظیم گزارش کارای رصدیم در این صفحه ، به سراغ اونا رفتم ، خیلی از اونا رو توی سایت انجمن نجوم اردن پیدا کردم. ولی خوب ، میگن جلوی ضرر رو از هر جا بگیری ، استفادس.

توی این مدت ، لحظه به لحظه ، اشتیاقم برا رویت هلال افزایش پیدا کرده. همش دنبال رکورد شکنی هم نیستم آ. اصلا" یه جاذبه ای توی این هلال هستش که عین آهن ربا منو جذب خودش میکنه. هنوزم وقتی هلال باریک ماه رو میبینم ، چشام نمناک میشه ، هنوزم با هلال حرف میزنم ، هنوزم عاشق هلالم ؛ اساسیه اساسی. شاید به این خاطر که هلال نشونه ای از ظرافت یاره. ماجرای جستجوی هلال ، مثل تلاش و عطش عاشق برای دیدن معشوقه ، و هر بار دیدن معشوق ، شعله ی عشق عاشق رو افروخته­تر میکنه.

همه ی شاخه های نجوم ، یه حس و حال مخصوص به خودشون رو دارن ، اما به عنوان کسی که تعدادی از این شاخه ها رو بصورت آماتوری تجربه کرده ، میگم که رویت هلال یه چیز دیگس. میگین نه ؛ بسم الله. یه بار رصد کنین تا دسگیرتون بشه چی میگم.

(تاریخ شمسی اولین برنامه رصد هلال که انجام دادم ، دوشنبه 30 بهمن 1374 بوده)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٤

جمعه ساعتهای زیادی رو صرف کاشتن گلهای بنفشه در باغچه حیاط و کوچه کردم. الان بهترین زمان برای کاشت بنفشه است. این گل علاوه بر تنوع رنگ و زیبایی خیلی زیاد ، صرفه اقتصادی خوبی هم داره و از الان تا پایان اردیبهشت ماه سال آینده (بیش از 6 ماه) دوام میاره و باغچه ها رو پر میکنه. بنفشه ، گلی سرما دوست است. با سرد شدن هوا ظاهرش بی رنگ و رو میشه اما در دل زمین ریشه­هاش رو انبوه­تر میکنه و با آغاز بهار یه باره شکوفا میشه. برای باغچه بالا از روش مخلوط استفاده کردم و 8 وارتیه مختلفی رنگی رو بصورت پراکنده کاشتم. باغچه پایین رو با روش ست کردن رنگها کاشتم (زرد و آبی با هم ، نارنجی و قرمز با هم ، سفید خال­دار و زرد و لیمویی با هم و ...). در باغچه کوچه از پنج رنگ استفاده کردم و هر رنگ رو در یه خط کاشتم. سرد شدن هوا در غروب باعث شد قدری سر درد بگیرم و بدنم خشک بشه.

دیروز داشتم مروری به هلالهای آتی تا پایان سال جاری مینداختم. توجهم به یه هلال خیلی خاص جلب شد. هلالی که شاید در نگاه اول باید بی خیال رویتش میشدم اما نظرم عوض شد و میخوام خیلی جدی به این هلال بپردازم. در زمان غروب خورشید یکشنبه 20 دی 1394 مصادف با 29 ربیع الاول 1437 و 10 ژانویه 2015 و در افق کوه صفه اصفهان هلال ربیع الثانی در موقعیت جالبی قرار میگیره:

ارتفاع ماه از افق: 6.015 درجه

جدایی زاویه ای ماه و خورشید: 6.780

اختلاف سمت ماه و خورشید: 0.931 درجه (هلال در سمت راست خورشید است)

ضخامت بخش میانی هلال: 0.11 دقیقه قوسی

فاز ماه: 0.46 درصد

عرض دایرةالبروجی ماه: بیش از 4 درجه و 16 دقیقه شمالی

فاصله زمین تا ماه: 377400.89 کیلومتر

مدت مکث ماه: 35 دقیقه و 54 ثانیه

سن هلال: 12 ساعت و 15 دقیقه بعد از مقارنه

خوب ؛ رصد این هلال واقعا" هیجان انگیزه. البته باید متذکر بشم که این یه کار بسیار فنی ، مهم و دارای ارزش علمی بسیار زیاد است. شاید تعداد کسانی که در کشور موفق به رویت این هلال با دوربین دوچشمی بشند به 3-2 نفر هم نرسه (تازه اون هم بشرط مهیا بودن همه چیز از جمله شرایط بسیار خوب جوی)

این هلال چند ویژگی مهم داره:

1) عرض دایرةالبروجی ماه مثبت است و برای همین علیرغم سن کم هلال ، ارتفاع مناسبی از افق گرفته و مکثش هم خیلی خوبه. همچنین اختلاف سمت ماه و خورشید مثبت شده و ماه در سمت راست خورشید قرار میگیره.

2) ماه تقریبا" در میانه­ی بین اوج و حضیض مداری قرار داره (به حضیض مداری نزدیکتره)

3) مدت مکث حدود 36 دقیقه­ای این هلال ، بسیار عالی و در خور توجه است.

4) پس از غروب خورشید و هنگامی که ماه به ارتفاع حدود 2.5 درجه­ای از افق میرسه ، جدائی زاویه­ای ماه و خورشید به 6.917 درجه میرسه که به حد نظری آندره دانژان بسیار نزدیکه

همه­ی اینها یعنی اینکه تلاش برای رویت این هلال ، یه دنیا ارزش داره و باید از الان مهیای اینکار بود. مدت زمان طلایی برای رصد چنین هلالهایی در حد 4-3 دقیقه بیشتر نیست. بنابراین نباید حتی 1 ثانیه از این وقت گرانبها رو از دست داد. لازمه اینکار یه هدفگیری بسیار دقیق و حساب شده است. باید شناخت جامع و کاملی از رصدگاه و موانع افق غربی و شاخصهای اون داشته باشیم. این شناخت کامل و دقیق رو از دیروز شروع کردم و دوشنبه به اتمام میرسونم تا ببینم در کدومیک از دو رصدگاه " آیت عشق" و یا "کوی دوست" باید به دیدار این هلال مهم شتافت ؛ هر چند برآوردم اینه که بهتره در رصدگاه آیت عشق این رصد رو انجام بدم.

2 سال پیش هلال صفر 1435 رو در جدائی 07:36:26 ، ضخامت 0.15 دقیقه قوسی و فاز 0.56 درصد با دوربین 15 در 80 رویت کردم. حالا با هلالی سر و کار دارم که در بهترین زمان احتمالی برای رویت ، جدائیش 0.726 درجه  کمتر ، ضخامتش 0.04 دقیقه قوسی باریکتر و فازش 0.09 درصد کمتر از هلال صفر 1435 است. در گزارش رویت هلال صفر 1435 نوشته بودم که دیگه به نهایت توان و قدرت دوربین دوچشمی 15 در 80 با وفام رسیدم و نمیشه هلالهای باریکتر رو با این دوربین مشاهده کرد. حالا در تدارک یه دوربین دیگه هستم. یه دوربین دوچشمی 20 در 110 که امیدوارم بتونه در همین بدو ورودش ، کاری انجام بده کارستون ؛ انشاءالله

این عکسی از که یکی از همکاران رصدگر است که در هنگام غروب خورشید شنبه 23 آبان ماه در رصدگاه کوی دوست گرفتند. نکته مهمی که در این عکس به دنبالش بودم اینه که خورشید در ساعت 16:56 دقیقا" در کجای افق غروب میکنه؟

این موضوع از اون نظر اهمیت داره که سمت جغرافیایی خورشید در ساعت 16:56 روز 23 آبان و در این رصدگاه ، با سمت هلال ربیع الثانی در ساعت 17:35 روز یکشنبه 20 دی 1394 در همین رصدگاه ، برابر میشه. در این زمان بخصوص ، هلال بسیار باریک و بسیار جوان ماه حدود 2.5 درجه از افق صفر ارتفاع داره. چون ارتفاع موانع افق غربی در این رصدگاه و در این محل حدود 1 درجه است ، کافی است در این ساعت دوربین دوچشمی رو روی همین نقطه از افق نشانه روی کنیم و لبه کوه رو بذاریم پایین میدان دید و حدودا" در وسط میدان دید دوربین ، منتظر دیدار با هلال باشیم. مشکل این رصدگاه اینه که در مورد هلال ربیع الثانی ، برای این دیدار کمتر از 6 دقیقه فرصت داریم و پس از این زمان ، هلال پشت کوه قرار میگیره.

اما در رصدگاه آیت عشق ، موانع افق غربی بسیار کم ارتفاع هستند و تقریبا" تا آخرین زمان حضور ماه در آسمون فرصت برای این دیدار هست ؛ هر چند که با کم شدن ارتفاع ماه ، اثر شکست نور در جو و نیز غباری که معمولا" در لایه های پایین جو وجود داره باعث میشه شانس رویت بسیار کاهش پیدا کنه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٤

امسال مناسبتهای خیلی خاصی برام وجود داره. سالگردهایی که حکایت گذشت چند دهه از یه موضوع هستند. امسال سالگرد بیستمین سال فعالیتم در رویت هلال ماه است و امروز ، بیست و دوم آبان ماه یه مناسبت خیلی ویژه دیگه هم برام هست.


امروز ، سالروز تولدمه اما چیزی که امسال رو برام ویژه­تر میکنه اینه که از امروز به بعد وقتی عدد سنم رو بخوام بنویسم باید رقم دهگانش رو از 4 به 5 تغییر بدم..... پنجاه سال از حضورم در این دنیا گذشت....


وقتی نگاهی به گذشته­ی زندگیم میکنم هم حزن در دلم ایجاد میشه و هم سرور. حزن بخاطر اون جایگاه معنوی که باید بهش میرسیدم و هنوز نرسیدم و سرور بخاطر لطف بی اندازه­ای که خداوند متعال در حق این بنده ناچیزش داشته و داره. نعمتهایی فراوانی از خدا دریافت کردم که داشتن پدر و مادر گرامی ، همسر و فرزندان ارجمند و با فهم و کمال ، بستگان و فامیل دوست داشتنی ، دوستان و یاران عزیز و گرامی و ...... بخش از اونهاست.کی میتونه نعمتهای خدا رو شماره کنه؟


نیم قرن از عمرم گذشته و نمیدونم چقدر دیگه ازش باقی مونده. اما آرزو دارم و تلاش میکنم این باقی عمر رو بگونه­ای سپری کنم که برام شادمانی روحی و واقعی ایجاد کنه و نه حسرت و پشیمانی.... انشاءالله که مدد الهی و عنایت ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین در این راه ، یاورم باشه.....


آرزوهام در دنیا خیلی خیلی محدوده. البته مثل هر همسری دوست دارم رشد و تعالی و سعادت و سلامتی همسرم رو ببینم. مثل هر پدری دوست دارم موفقیت و عاقبت بخیری فرزندانم رو ببینم. مثل هر فرزندی دوست دارم سلامتی و بهروزی مادرم رو ببینم (پدرم که دیگه در جوار رحمت حق تعالی است....). مثل هر برادری دوست دارم سربلندی و موفقیت و خشنودی برادران و خواهرام رو ببینم. مثل هر عضوی از فامیل دوست دارم زندگی بستگانم سرشار از شادی و رستگاری و موفقیت باشه. مثل هر دوستی دوست دارم دوستانم و اونهایی که حتی یه آشنایی خیلی خیلی مختصر باهاشون دارم هم مثل بستگان و اعضای خانواده­ام راه سعادت و کمال رو طی کنند. مثل هر عضوی از جامعه و مثل هر ایرانی دوست دارم مردمم و کشورم در آرامش باشند و حرکت رو به رشد و پیشرفت ایران سریعتر بشه. مثل هر انسانی دوست دارم تمام انسانها در کنار هم با صلح و صفا زندگی کنند و به هم احترام بذارند. همه­ی این آروزها رو برای دیگران دارم و به سهم خودم برای محقق شدن اونها تمام تلاشم رو خواهم کرد.


اما برای خودم فقط یه آرزو دارم و اون هم اینه که تا زنده­ام چشمم به جمال حضرت یار روشن بشه ؛ حتی اگه این دیدار ، بسیار بسیار کوتاه و دم رفتن از دنیا باشه. همین و بس. جز این ، هیچ آرزوی دیگه­ای برای خودم ندارم.....

 

دوستان زیادی دیروز و امروز لطف کردند و برام پیام تبریک فرستادند. راستش نمیدونم جواب این همه محبتهای خالصانه رو پی جوری باید داد؟ شرمنده­ی لطف و محبت همه­ی شما عزیزان گرامی بوده و هستم. امیدوارم در سایه عنایت حقتعالی روز و روزگار بر شما خوش و مسیرتون در جاده­ی پیشرفت و کمال ، روشن و تابنده باشه.

 

امروز و امشب ، به مناسبت سالروز تولدم رجوعی به قرآن کریم کردم و تفعلی به دیوان لسان الغیب زدم:

 

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

 

غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی

نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو

 

هلالی شد تنم زین غم که با طغرای مشکینش

که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو

 

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو

 

روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاری است

که بر طرف سمن­زارش همی گردد چمان ابرو

 

دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

که این را این چنین چشم است و آن را آنچنان ابرو

 

تو کافر دل نمی­بندی نقاب زلف و می­ترسم

که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو

 

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری

به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٢ آبان ۱۳٩٤

بحمدالله امروز یه روز بسیار خوب رو در رویت هلال گذروندیم و هلالی جذاب رو رویت کردیم.


پس از مدتها انتظار ، بعد از ظهر امروز وسایل رصد رو جمع و جور کردیم و رفتیم در کنار مزار شهدای گمنام درچه (رصدگاه کوی دوست). همونطور که پیش بینی کرده بودم ، شرایط جوی بسیار ایده­آل بود. تنها چیزی که قدری نگرانم کرد این بود که برخی کشاورزان که زمینهای اونها در امتداد دید ما به افق غربی قرار داشت اقدام به آتش زدن مزارع کرده بودند و قدری دود در آسمون داشت پخش میشد که خوشبختانه مقدارش کم بود و باد خیلی زود اون رو پراکنده کرد.

 

به تدریج دوستان و همکاران علاقمند به جمع ما اضافه شدند. توضیحات مختصری در مورد نحوه تنظیم دوربینها و نیز عکاسی بیان کردم. غروب ظاهری خورشید در ساعت 16:57 روی داد. منتظر گذشت زمان و تاریکتر شدن آسمون شدیم.

 

با اینکه بنا داشتم رصد رو از ساعت 17:20 آغاز کنم اما زودتر چشم به دوربین دوختم. موقعیت هلال رو یادداشت کرده بودم. در حال جستجو بودم که تونستم هلال رو در ساعت 17:12 رویت کنم. ابتدا هلال بسختی اما واضح دیده میشد. رویت شدن هلال رو اعلام کردم و رصد رو ادامه دادم اما به ناگهان هلال محو شد. چند دقیقه طول کشید تا دوباره بتونم هلال رو ببینم.

 

قبل از رصد یه دوربین 15 در 70 رو هم برای رصد همراهانم آماده کرده بودم اما نمیتونستند هلال رو ببینند. در ساعت 17:27 هلال رو در میدان دید این دوربین هم قرار دادم و تمامی رصدگران همراه از این ساعت به بعد تونستند هلال رو ببینند.

 

رصد رو با انواع دوربینها ادامه دادیم. چند بار برای رویت با چشم غیر مسلح تلاش کردیم اما موفقیتی در بر نداشت. هلال برای آخرین بار در ساعت 17:39 و در حالیکه بخش کوچکی از اون بالای افق مونده بود رویت گردید.

 

مشروح گزارش

 

تاریخ رصد: پنج شنبه 21 آبان 1394 ، 29 محرم الحرام 1437 ، 12 نوامبر 2015

محل رصد: رصدگاه "کوی دوست"

مختصات جغرافیایی رصدگاه: عرض جفرافیایی 32:36:39.25 شمالی ، طول جغرافیایی 51:34:45.73 شرقی ، با 1620 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد

منطقه زمانی: 3.5+

رصدگران: خانمها و آقایان حبیبی ، پودزر ، حشمت ، میرمجربیان ، درگزنی ، تقی زاده ، پودزر ، بوژمهرانی و کودک خردسال عرفان میر مجربیان

ابزار رصد: دوربینهای دوچشمی 80*15 ، 70*15 ، 50*7 ، 30*8 و 35*7

 

پارامترهای هواشناسی

دما : 16 درجه سلسیوس

سرعت وزش باد: 10.8 کیلومتر بر ساعت

فشار جو: 845 میلی بار فشار جیوه

عمق دید افقی: 12 کیلومتر

میزان رطوبت: 16درصد

 

زمان غروب محاسباتی خورشید: در ساعت 17:05

زمان غروب مشاهده شده: در ساعت 16:57

مدت مکث محاسباتی ماه: کمی بیش از 44 دقیقه

مدت مکث رصد شده ماه : حدود 42 دقیقه

نتیجه رصد: هلال توسط تمامی حاضران با ابزار رویت شد

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت هلال با دوربین 15 در 80 (مختصات مکان مرکزی و بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 17:12

ارتفاع ماه: 6.288 درجه

جدایی زاویه­ای ماه و خورشید: 9.503 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 4.198 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.21 دقیقه قوسی

فاز ماه: 0.81 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 397990.08 کیلومتر

سن هلال: 19 ساعت و 55 دقیقه پس از مقارنه

 

مختصات هلال در زمان اولین آخرین هلال با دوربین 15 در 80 (مختصات مکان مرکزی و بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 17:39

ارتفاع ماه: 1.160 درجه

جدایی زاویه­ای ماه و خورشید: 9.684 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 4.024 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.21 دقیقه قوسی

فاز ماه: 0.84 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 397937.49 کیلومتر

سن هلال: 20 ساعت و 22 دقیقه پس از مقارنه

 

عکسها

 

غروب خورشید در ساعت 16:57

 

افق غربی در ساعت 17:10

 

هلال ماه در ساعت 17:32

 

هلال ماه در ساعت 17:34

 

هلال ماه در ساعت 17:35

 

هلال ماه در ساعت 17:38

 

هلال ماه در ساعت 17:38:30




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٤

دیروز برای انتخاب اسم رصدگاه صفه از محضر حضرت حافظ مدد خواستم. امروز هم نیت کردم تا اسمی برای رصدگاه بوستان شهدای گمنام درچه انتخاب کنم. قرآنی خوندم و حضرت حافظ رو به پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم و نیز شهداء و صدیقین قسم دادم تا راهنماییم کنه. این غزل اومد:

ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی

اسباب جمع داری و کاری نمیکنی

چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی

باز ظفر به دست و ، شکاری نمیکنی

این خون که موج میزند اندر جگر تو را

در کار رنگ و بوی نگاری نمیکنی

مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا

بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی

ترسم کز این چمن نبری آستین گل

کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی

در آستین جان تو صد نافه مدرج است

وان را فدای طره­ی یاری نمیکنی

ساغر لطیف و دلکش و می افکنی به خاک

واندیشه از بلای خماری نمیکنی

حافظ برو که بندگی پادشاه وقت

گر جمله میکنند ، تو باری نمیکنی

چون در این رصدگاه پیکر مطهر دو شهید گمنام به خاک سپرده شده­اند و به همین دلیل این منطقه ، مشکین به بو و عطر شهادت است ، با اجازه حضرت لسان الغیب اسم این رصدگاه رو "کوی دوست" میذارم.

 

رصدگاه کوی دوست

نشانی: ابتدای اتوبان ذوب آهن – خیابان نیروگاه – سه راه درچه – بوستان شهدای گمنام درچه

مختصات جغرافیایی: عرض جفرافیایی 32:36:39.25 شمالی ، طول جغرافیایی 51:34:45.73 شرقی ، با 1620 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد

 

رصدگاه آیت عشق

نشانی: اصفهان – بوستان کوهستانی صفه – ارتفاع مشرف به ایستگاه دوم تله کابین صفه

مختصات جغرافیایی: عرض جفرافیایی 32:35:27.53 شمالی ، طول جغرافیایی 51:38:10.22 شرقی ، با 2081 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٤

مختصات ماه و خورشید برای هلال صفر 1437 در شامگاه پنج شنبه 21 آبان 1394 در افق رصدگاه شهدای گمنام درچه 

Time

Sun Alt

Sun Azi

Moon Azi

Rel Alt

Moon Alt

16:57

1.1

248.4

244.0

-4.4

9.2

17:02

0.2

 

244.7

-3.7

8.3

17:07

-0.6

 

245.5

-2.9

7.3

17:12

-1.6

 

246.2

-2.2

6.4

17:17

-2.8

 

246.9

-1.5

5.5

17:22

-4.1

 

247.5

-0.9

4.6

17:27

-5.2

 

248.2

-0.2

3.7

17:32

-6.2

 

248.9

0.5

2.7

17:37

-7.2

 

249.6

1.2

1.8

17:42

-8.3

 

250.2

1.8

1.0

 

مختصات ماه و خورشید برای هلال صفر 1437 در شامگاه پنج شنبه 21 آبان 1394 در افق رصدگاه آیت عشق (کوه صفه) 

Time

Sun Alt

Sun Azi

Moon Azi

Rel Alt

Moon Alt

17:03

0

249.2

244.9

-4.3

8.0

17:08

-0.8

 

245.6

-3.6

7.1

17:13

-1.8

 

246.3

-2.9

6.2

17:18

-3.1

 

247.0

-2.2

5.3

17:23

-4.4

 

247.7

-1.5

4.4

17:28

-5.5

 

248.4

-0.8

3.4

17:33

-6.5

 

249.1

-0.1

2.5

17:38

-7.5

 

249.7

0.5

1.6

17:43

-8.5

 

250.4

1.2

0.8

 Time: زمان به وقت رسمی ایران

Sun Alt: ارتفاع خورشید از افق (عدد منفی یعنی خورشید زیر افق است)

Sun Azi: سمت جغرافیایی محل غروب خورشید

Moon Azi: سمت جغرافیایی ماه

Rel Azi: اختلاف سمت جغرافیایی ماه با سمت جغرافیایی محل غروب خورشید (عدد منفی یعنی ماه در سمت چپ محل غروب خورشید است)

Moon Alt: ارتفاع ماه از افق (افق صفر)

 

در هر دو رصدگاه از حدود ساعت 17:20 به بعد باید منتظر رویت شدن هلال با ابزار و از حدود ساعت 17:28 به بعد منتظر رویت با چشم غیر مسلح بود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٤

هنگام غروب امروز به مزار شهدای گمنام درچه رفتم تا بررسی دقیقتری در مورد زمان و محل غروب خورشید (نسبت به شاخصهای افق غربی) انجام بدم. عکسهایی از غروب خورشید گرفتم و الان به تحلیل اونها میپردازم. 

 

اونقدر در این وبلاگ از دکلهای مخابراتی کوه پنجه (ارتفاع مشرف به کارخانه ذوب آهن اصفهان) نوشتم که احتمالا" دیگه در ردیف تخت جمشید شهرت پیدا کردند!! سمت جغرافیایی این دکلها از محل مزار شهدای گمنام درچه حدود 248.5 درجه جغرافیایی است. اگه به افقی که در این عکس دیده میشه دقت کنیم و از سمت چپ به راست بیایم میبینیم که ارتفاع ظاهری خط الرأس کوههای دور دست بشکل زیر تغییر یافته : 

 

نکته­ای که باید بدونیم اینه که وقتی ارتفاع جرمی مانند خورشید و ماه رو بیان میکنیم ، منظور ارتفاع مرکز جرم تا افق است. وقتی که میگوییم ارتفاع ماه از افق 3 درجه است در واقع ارتفاع مرکز ماه از افق 3 درجه ، ارتفاع لبه پایین ماه از افق حدود 2.75 درجه و ارتفاع لبه بالای ماه از افق حدود 3.25 درجه است. فاصله ماه تا زمین آنگونه است که بر خلاف ستاره­ها (که خیلی دوردست هستند) بصورت یک نقطه دیده نمیشه بلکه ما میتوانیم قطر ماه رو ببینیم و مقدار این قطر ظاهری (زاویه بین یک لبه ماه تا چشم ناظر و لبه مقابل ماه) حدود 0.5 درجه است. 

برگردیم به موضوع خط افق عکس فوق. دکلها در بلندترین نقطه این خط قرار دارند و در سمت چپ اونها ، خط افق ابتدا به پایین شیب داره و سپس به خطی تقریبا" صاف تبدیل میشه. از دکلها به سمت راست ، ابتدا خط افق مستقیم است و سپس شیب رو به پایین داره و بعد دوباره به صورت خط مستقیم در میاد. اختلاف ارتفاع پایین ترین قسمتهای خط افق (نقاط A و B) با بالاترین بخش اون (نقطه C) حدود 0.25 درجه است (معادل نصف قطر خورشید و یا ماه) 

امروز خورشید در این افق در ساعت 16:56:40 در پشت کوههای افق ناپدید شد (غروب ظاهری).

 

در این زمان سمت جغرافیایی خورشید 248.549 درجه بود. فردا دقیقا" در همین ساعت سمت جغرافیایی خورشید 248.308 درجه است. ملاحظه میشه که در طی 24 ساعت ، سمت جغرافیایی خورشید 0.241 درجه به سمت چپ جابجا خواهد شد. وقتی این اطلاعات رو با عکس خط افق مقایسه میکنیم به چه نتیجه­ای میرسیم؟ 

نتیجه میگیریم چون محل غروب خوشید در روز پنجشنبه نسبت به روز چهارشنبه تقریبا" به اندازه نصف قطر خورشید به سمت چپ تغییر مکان میده و خط افق در این قسمت شیب رو به پایین داره ، بنابراین غروب ظاهری خورشید روز پنجشنبه کمی دیرتر از غروب خورشید روز چهارشنبه روی خواهد داد (غروب واقعی خورشید در این روز 39 ثانیه زودتر از روز قبل روی میده اما موضوع غروب ظاهری بستگی تام به وضعیت خط افق داره). 

برآیند کلی این اطلاعات اینه که غروب ظاهری خورشید در این رصدگاه نسبت به رصدگاه کوه صفه (که بلاخره یه اسم براش انتخاب کردم) حدود 5.5 دقیقه زودتر روی میده و این یه نکته منفی محسوب میشه. اما در مورد هلال صفر 1437 و از یه بابت دیگه ، این رصدگاه نسبت به رصدگاه صفه برتری داره. 

 

این عکس رو امروز گرفتم. پاک و صاف بودن آسمون افق غربی باعث شد که حتی در گشودگی بسیار کم و سرعت یک دو هزارم ثانیه برای باز شدن دیافراگم دوربین ، باز هم نور عکس خیلی زیاد شده. اما چیزی که در این عکس دنبالش بودم این بود که مرکز خورشید در این عکس هم ارتفاع دکلهای کوه پنجه شده. وقتی مختصات خورشید در زمان گرفتن این عکس رو در نرم افزار مشاهده کردم ، دیدم ارتفاع خورشید حدود 1.5 درجه است. پس بالاترین بخش خط افق ، حدود 1.5 درجه موانع دید برامون ایجاد میکنه. 

در ساعت 17:28 پنجشنبه 21 آبان ، هلال ماه بالای این دکلها و در ارتفاع 3.5 درجه از افق (افق صفر) قرار میگیره. اگه ارتفاع موانع (1.5 درجه) رو از ارتفاع هلال کم کنیم ، هلال ماه رو حدود 2 درجه بالاتر از این دکلها خواهیم دید. در این زمان خورشید حدود 5.5 درجه زیر افق قرار داره. تا حدود 9 دقیقه بعد ، هنوز هلال بالای خط افق خواهد بود (از بالای دکلهای آروم آروم به سمت راست متمایل میشه و از حدود ساعت 17:37 وارد شیب افق سمت راست نقطه C خواهد شد). 

کوههای افق بعد از غروب خورشید بصورت بسیار تیره (نزدیک به سیاه) دیده میشه. تضاد این نور با نور زمینه آسمون و نور هلال به ما کمک میکنه تا در صورت مناسب بودن شرایط جوی ، بتونیم هلال رو با چشم غیر مسلح رویت کنیم. چیزی که در این رصدگاه و این هلال خیلی خاص میشه اینه که ارتفاع هلال در اون زمان که شاید بشه با چشم دیدش ، از لبه کوهها خیلی زیاد نیست و برای همین ، تضاد نوری خیلی زیادتر خواهد بود ؛ و این چیزی است که در رصدگاه صفه نداریم. 

نتیجه نهایی اینکه اگه انشاءالله فردا بعد از ظهر شرایط جوی مناسب باشه ، رصد هلال صفر  رو در رصدگاه شهدای گمنام درچه انجام میدم. اگر هم عوامل جوی رو در این رصدگاه مناسب نبینم ، بلافاصله عازم کوه صفه میشم تا در رصدگاه " آیت عشق" به این رصد بپردازم 

امروز نیت کردم تا برای رصدگاه صفه اسمی انتخاب کنم. تفعلی به دیوان لسان الغیب زدم و اسم "آیت عشق" که با موضوع هلال و دیدگاهی که نسبت به این کمان آسمانی دارم ، سنخیت تام و کاملی داره رو از حضرت حافظ عاریت گرفتم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٤

با اینکه رصد هلال صبحگاهی محرم 1437 در بامداد سه شنبه 19 آبان 1394 از نظر علمی و رصدی حائز موضوع و اهمیت خاصی نبود ، اما برای اینکه آمادگی خودم رو برای رویت هلال حفظ کنم و مجموعه عکسهایی که از هلال دارم کامل بمونه ، با وسواس و دقت زیاد برای این رصد آماده شدم. دیشب تصاویر ماهواره­ای از پوشش ابر و توزیع رطوبت در فلات ایران رو مرور کردم:

 

 

 

 

گزارشهای هواشناسی رو هم در سایتهای مختلف و صدا و سیما دیدم اما تا آخر شب نتونستم به جمع­بندی برسم که کجا رصد کنم. صبح که از خونه بیرون اومدم و دیدم توی آسمون صبحگاهی حتی یه لکه ابر کوچولو هم وجود نداره ، حاشیه زاینده رود و کنار سی و سه پل رو برای رصد انتخاب کردم (که البته این انتخاب هم اتفاقی نبود و شب قبل روی زاویه سمت جغرافیایی هلال کار کرده بود تا ببینم در کنار کدومیک از پلهای تاریخی اصفهان میشه کار عکاسی بهتری از این هلال انجام داد)

 

ساعت 05:05 از خونه بیرون زدم و تا حدود ساعت 06:00 به رویت هلال و عکاسی پرداختم. بالاتر از هلال ماه به ترتیب سیارات ناهید ، بهرام و هرمز خودنمایی میکردند. چند عکس از این رصد تقدیم حضورتون میشه:

 

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٤

مستندی که دیشب با نام "شوش" از شبکه مستند سیما پخش شد ، اشکم رو درآورد. 

عکس ماهواره­ای از محوطه باستانی کاخ آپادانا در شهر شوش دانیال (خوزستان) 

موضوع مربوط میشه به کاوشهای به اصطلاح باستان شناسی فرانسویها در محوطه باستانی شوش (استان خوزستان) که از دوره ناصرالدین شاه قاجار آغاز میشه. خلاصه ماجرا از این قراره که برای به اصطلاح باستان شناسی ولی در واقع بمنظور غارت گنجینه­های باستانی ایران زمین ، بمدت حدود 90 سال حفاریهایی در این منطقه انجام شده که منجر به از بین رفتن بسیاری از بخشهای شهر باستانی شوش و کاخ داریوش کبیر (کاخ آپادانا) در این شهر باستانی گردیده است. در جریان این حفاریها ، اشیایی بی نظیر و بسیار بسیار زیبا و شگفت انگیز کشف و بلافاصله (بعضا" بطور غیر قانونی و دزدانه) از کشور خارج و روانه موزه لوور پاریس شد.

آجرهای لعاب دار و نقش برجسته نفیس با قدمت حدود 2500 سال ، زیورآلات طلا و نقره بسیار زیبا متعلق به دوره هخامنشی ، سر ستونهای کاخ داریوش ، کتیبه مشهور حمورابی که ایرانیان پس از فتح بابل اون رو به شوش منتقل کردند ، ظروف و مجسمه های بسیار و..... از جمله اشیائی بود که در این دوران از ایران خارج شد. تصویر نمونه­هایی از این آثار که هم اکنون در موزه لوور است رو ببینید و حسرت بخورید.... 

 

شاید تنها نکته مثبت این موضوع این باشه که الان در موزه لوور دارن از این اشیاء به خوبی نگهداری میکنند ؛ بر خلاف اشیاء دیگری که در موزه ایران باستان تهران اوضاع و احوال نامناسبی دارند!! نمونه­ها رو ببینید و تاسف بخورید.... 

 

در این مستند ، چند رویداد بسیار تلخ هم بیان شد:

اینکه بعضی از مجسمه های بزرگ رو بخاطر اینکه در اون زمان ابزار مناسب برای حمل اونها رو نداشتند ، با پتک میشکستند تا بدست دیگران نیفته......

اینکه برای ساخت یه قلعه جهت محافظت از خودشون ، از سنگهایی استفاده کردند که روش کتیبه هایی با خط میخی وجود داشت.....

اینکه برای پیدا کردن اشیاء تاریخی بیشتر و قدیمیتر ، کل محوطه کاخ داریوش رو نابود کردند....

اینکه برای تامین سنگ مورد نیاز پلهای تردد (در زمان جنگ اول جهانی) ستونهای سنگی بجا مونده از کاخ داریوش رو شکستند و سنگها رو برای ساخت پل بردند.....

اینکه از اشیاء طلا و نقره پیدا میکردند فقط هم وزن اون ، ارزش طلا و نقره ی روز رو به وجه رایج ایران به دولت میدادند!!...

و.......

در بین تمام فرانسویهایی که در این منطقه کاوش کردند ، فقط دو نفر آخرین اونها بودند که در آخرین سالهای حکومت محمدرضا پهلوی در شوش به کار و فعالیت پرداختند و هر چی رو که پیدا کردند (از جمله مجسمه بزرگ داریوش کبیر که در ورودی کاخ پیدا شد) به موزه ایران باستان تهران تحویل دادند و با آغاز انقلاب از ایران خارج شدند.

کاش تا زمانی که نمیتونیم از این اشیاء بخوبی نگهداری کنیم ، بذاریم اونها زیر خاک بمونند!!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٤

در ادبیات ما ، تک بیت­های بسیار زیبایی توسط شاعران ارائه شده که شیرینی و لطف ویژه­ای دارند. یکی از این تک بیت­های مشهور اثر "ذوقی اردستانی" است. این بیت خیلی خیلی رندانه سروده شده و الان چند روزی است مرتب اون رو زمزمه میکنم. امشب سه مصرع به این بیت اضافه کردم و گفتم:

هر شب گدایی مهرت ، چند باره می­کنم

لطفت ندیدم و دل صاف ، خاره می­کنم

بیهوده درد عشق تو را چاره می­کنم

من رشته­ی محبت تو پاره می­کنم

شاید گره خورد ، به تو نزدیکتر شوم

(نخی که پاره شده رو وقتی دوباره به هم گره میزنیم ، طولش کمتر میشه. این تعبیری بسیار رندانه ، ظریف ، لطیف و دوست داشتنی است که ذوقی اردستانی استفاده کرده تا بگه رفتنم به امید نزدیکتر شدنه و الا کی میتونه از این درگاه بره....)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤

هفته آینده زمان وداع با ماه محرم و دیدار با هلال ماه صفر است.


برای کسانی که با چشم و یا ابزار معمولی به رصد هلال میپردازند ، بامداد سه شنبه 19 آبان 1394 زمان وداع با آخرین هلال صبحگاهی محرم 1437 است. طلوع محاسباتی هلال دقایقی قبل از اذان صبح است اما اگر شرایط جوی اجازه بده ، تقریبا" مقارن اذان صبح میشه این هلال ضخیم رو در افق شرقی رویت کرد. عکس زیر مربوط به هلال صفر 1429 است که در تاریخ 19 بهمن 1386 اون رو رویت کردم و ازش عکس گرفتم:

 

 

اگر این عکس رو 180 درجه حول محور افقی بچرخونیم ، تصویر حاصله از نظر ضخامت و شکل ، بسیار شبیه به هلال صبحگاهی محرم 1437 میشه که انشاءالله در سحرگاه سه شنبه 19 آبان 1394 رویت میکنیم:

 

 

 

 

اما هلال صفر 1437


هلالهای با فاز کمتر از 1 درصد بدلیل باریکی و نازکی که لبه روشن و قابل رویت ماه پیدا میکنه جذابیت خیلی خاصی دارند. سطح کره ماه ، صاف نیست. پستی و بلندیهای فراوانی تمام سطح ماه رو پر کرده­اند که بر اثر فورانهای آتشفشانی (در دوران اولیه پیدایش ماه) و نیز برخوردهای شدید شهابسنگی بوجود اومدند. در هلالهای خیلی باریک ، وجود این پستی و بلندیها در لبه روشن ماه ، باعث میشه که هلال شکلی صاف و پیوسته نداشته باشه. ممکنه برخی قسمتهای هلال بدلیل وجود کوههای مرتفع (که مانع عبور نور خورشید میشن) تاریک بمونه و برخی قسمتهای هموار روشنتر دیده بشه. این هلالها به همین دلیل شکلی بریده بریده (چند تکه) پیدا میکنند. در غروب روز پنج شنبه 21 آبان 1394 با چنین هلالی روبرو خواهیم شد.


نرم افزار "محاسبات ماه" اینگونه نشون میده که در زمان غروب ظاهری خورشید در افق کوه صفه اصفهان مختصات ماه و خورشید بشرح زیر خواهد بود:


زمان غروب ظاهری خورشید: در ساعت 17:03

ارتفاع ماه از افق: 8.1 درجه

جدایی زاویه­ای ماه و خورشید: 9.5 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 4.3 درجه (هلال در سمت چپ خورشید است)

ضخامت بخش میانی هلال: 0.20 دقیقه قوسی

فاز ماه: 0.80 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 398008 کیلومتر

سن هلال: 19 ساعت و 46 دقیقه از مقارنه گذشته است

فاصله زمانی بین غروب خورشید تا غروب ماه: کمی بیش از 44 دقیقه


وقتی این مختصات رو با معیار پروفسور برنارد یالوپ مورد بررسی قرار بدیم نتیجه­ای که بدست میاد حاکی از این است که رویت این هلال با ابزار قطعی بوده و تحت شرایط ویژه جوی و رصدی ، احتمال رویت شدنش با چشم غیر مسلح هم وجود داره (که صدالبته کاری بسیار سخت است و نیاز به هوایی بسیار تمیز و عاری از گرد و غبار و بخار آب ، چشمانی قوی و رصدگری کارآزموده داره).


هر چی فاصله زمانی بین غروب خورشید تا غروب ماه (مکث هلال) بیشتر باشه ، رصدگر این فرصت رو پیدا میکنه که هلال رو در آسمونی که بتدریج تاریک و تاریکتر میشه ، ببینه. قطعا" دیدن یه هلال باریک و کم نور در آسمونی که هنوز کاملا" تاریک نشده به مراتب سخت از زمانی خواهد بود که همین هلال در آسمونی تاریکتر قرار داشته باشه. یعنی هر چی تضاد و کنتراست نور هلال نسبت به نور زمینه آسمون بیشتر باشه ، هلال رو بهتر و راحتتر میشه دید.


خوب ؛ چه چیزی باعث میشه مدت مکث هلال بیشتر بشه؟ درسته ؛ ارتفاع هلال از افق در زمان غروب خورشید.


و چه چیزی میزان باریکی و یا ضخامت هلال رو تعیین میکنه؟ آفرین ؛ جدائی زاویه­ای ماه و خورشید (که هر چی بیشتر باشه ، هلال ضخیمتر خواهد بود و بالعکس)


نگاهی دوباره به نتایج رصدهایی که داشتم به بنده چنین نشون میده که در رصد هلال صفر 1437 با یه دوربین دوچشمی 15 در 70 و یا 15 در 80 ، بشرط مناسب بودن شرایط جوی احتمالا" زمانی قادر به اولین رویت هلال هستیم که خورشید حدود 4 درجه زیر افق رفته باشه.


در ساعت 17:22 پنج شنبه 21 آبان (19 دقیقه پس از غروب ظاهری خورشید در افق کوه صفه) خورشید حدود 4.2 درجه زیر افق قرار داره و در این زمان ، هلال ماه در ارتفاع 4.6 درجه از افق و سمت جغرافیایی 247.6 درجه قرار خواهد داشت.


7 دقیقه بعد (در ساعت 17:29) هلال ماه در ارتفاع 3.3 درجه از افق و در سمت جغرافیایی 248.5 درجه قرار میگیره. اگر در محل مزار شهدای گمنام درچه (کوه سفید) به رصد هلال بپردازیم ، هلال در این ساعت دقیقا" در بالای دکلهای کوه پنجه (ارتفاع مشرف به کارخانه ذوب آهن اصفهان) قرار خواهد گرفت که شاخص خیلی خوبی برای پیدا کردن هلال است.


شکلی که از این هلال قابل رویت خواهد بود ، بصورت زیر است:

 

 

به نظر میرسه شرایط جوی برای روز پنج شنبه مساعد باشه (انشاءالله). رصد هلال صفر 1437 ، فرصت خوبی برای عکاسی از هلالهای باریک است. در اینجا میتونید چهار نمونه از این هلالها رو که در سالهای اخیر موفق به رویت و عکاسی اونها شدم رو ببینید:

 

هلال صفر 1433 با فاز 0.91 درصد در زمان غروب خورشید

 

هلال جمادی الاولی 1434 با فاز 0.81 درصد در زمان غروب خورشید

 

هلال ربیع الثانی 1435 با فاز 0.89 درصد در زمان غروب خورشید

 

هلال جمادی الثانیه 1435 با فاز 0.91 درصد در زمان غروب خورشید

 

مقایسه فاز هلال صفر 1437 در زمان غروب خورشید پنج شنبه 21 آبان 1394 با چهار فوق نشون میده که این هلال دارای فاز کمتر نسبت به این چهار است و عکسی که انشاءالله ازش میگیرم جزو باریکترین هلالهایی خواهد بود که موفق به عکاسی از اونها شدم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤

اصفهان - باغ گلها - جمعه 15 آبان 1394


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤

اصفهان - باغ گلها - جمعه 15 آبان 1394


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٤

متاسفانه الان خبردار شدم که یکبار دیگه در کوه صفه و بدلیل عدم استفاده از کلاه ایمنی ، همنوردی جان به جان آفرین تسلیم کرده. ظاهرا" بدلیل پیچ و یا لیز خوردن پا ، خانمی در مسیری بازگشت به ایستگاه دوم تله کابین (که به واقع هیچ جایی برای سقوط نداره) در شیب مسیر می­افتند و حدود 40-30 متر در این شیب به پایین میاند و در حین غلطت خوردن متاسفانه سرشون به سنگ برخورد میکنه و .....

خدا رحمتشون کنه. بخدا دیگه نمیدونم به چه زبانی باید بگم کلاه ایمنی جزو ضروری ترین وسایلی است که هر کوهنوردی که پا در مسیرهای پرشیب صفه میذاره باید ازش استفاده کنه. خطر افتادن در شیبهای سنگلاخی صفه کمتر از خطر سقوط سنگ بر سر کوهنوردان نیست. متاسفانه همه این مهم رو دست کم میگیرند.

برخی روزها ، برخی از کوهنوردان هستند که انواع و اقسام مسیرهای بسیار خطرناک رو بدون استفاده از کمترین ابزار و وسایل فنی و ایمنی طی میکنند. بدون تعارف باید بگم که این همنوردان ارجمند اگر دنیا دنیا تجربه هم داشته باشند ، بخاطر این روش اشتباه که در این مدل سنگنوردی  در کوه صفه و جلوی چشم مردمی که با خطرات کوه آشنا نیستند به نمایش درمیارند ، در ریخته شدن خون کسانی که سهل پنداشتن کوهنوردی در صفه رو از حرکات و رفتار این دوستان آموختند ، سهیم و مقصر هستند.

به این عکسها نگاه کنید:

یک نفر تنها و بدون استفاده از ابزار ، کفش و لباس مناسب در مسیر شمشیر (زیر پای ایشون پرتگاهی به ارتفاع چند ده متر است)

چهار نفر در مسیر زیر یا علی ، بدون استفاده از هر گونه ابزار فنی ، ایمنی و حمایتی (این مسیر به ظاهر کوتاه جزو خطرناکترین مسیرهایی است که برخی کوهنوردان که خوشبختانه انگشت شمارند از آن عبور میکنند. سقوط از این مسیر که احتمال آن زیاد نیز هست ، قطعا" با مرگ همراه خواهد بود)

دو نفر از همان جمع چهار نفره در زیر مسیر یا علی. به نفر آخر نگاه کنید. در حالیکه خودش تحت حمایت نیست و پای راستش در حالت حرکت قرار دارد ، دست چپش رو گذاشته پشت کوله نفر جلویی. اگر خدای نکرده نفر جلویی بدلیل بهم خوردن تعادل و یا شکسته شدن گیره دست در معرض سقوط قرار بگیره ، از این یه دست چه کاری برمیاد؟ موقعیت و طرز قرار گرفتن بدن اون خانم رو هم ببینید. با مقایسه این عکس با عکس بالا میتونید متوجه بشین ایشون در چه موقعیت خطرناکی قرار دارند و یه بی احتیاطی و یا لغزش کوچک هم میتونه خدای نکرده برای ایشون حادثه آفرین باشه.

شش نفر در مسیر بسیار خطرناک و ریزشی ماری 1. از عکسهای قبل اینطور استنباط میشه فردی که لباس سفید بر تن داره سر قدم این گروه است اما در مسیر ماری 1 برای احتیاط پشت سر خانمی که عضو این گروه هستند قرار گرفته تا حمایت کنند. سوال اینه که اگر خدای نکرده اون خانم در معرض سقوط قرار بگیرند ، آیا شتاب سقوط و برخورد احتمالی ایشون با هر سه نفر دیگری که بصورت پشت سر هم و بدون فاصله و حمایت و استفاده از ابزار ، پشت سر ایشون هستند ، باعث نمیشه که همه با هم سقوط کنند؟ (این بخش از مسیر ماری 1 که این گروه در اون قرار دارند ، مستعدترین قسمت این مسیر برای شکسته شدن گیره های دست و پا است چرا که سنگها در این قسمت به کوه متصل نیستند بلکه داخل خاکی قرار دارند که معلوم نیست چقدر محکم و گیراست. مسیر ماری 1 تاکنون بیشتر آمار کشته های صفه رو به خودش اختصاص داده)

بخدا اینکارا هنر نیست و ارزش نداره که جون عزیز این همنوردان گرامی بی جهت در معرض خطر قرار بگیره.

امشب هم ناراحتم که یه بار دیگه خون یه همنورد بر زمین جاری شد و جامعه کوهنوردان رو عزادار کرد و هم عصبانی هستم که برخی از قدیمیها که باید سمبل و نماد کوهنوردی ایمن و صحیح و فنی باشند ، دارند کارهایی میکنند که نباید.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٤

امروز بهتر و بیشتر درک کردم که قدرت تکلم هم جزو نعمتهای بزرگ و بسیار مهمیه که مثل خیلی نعمتهای دیگه ، چون امری عادی برامون شده نسبت به اون بی توجه هستیم.

 

دو سه سال پیش یکی از دندونهای انتهای دهانم بطور ناگهانی بگونه­ای بدون درد شکست که دکترها گفتند قابل ترمیم نیست و باید کشیده بشه. چون درد نداشت و اذیتم نمیکرد تعجیلی برای کشیدنش نداشتم. راستش تا بحال در طول عمرم دو تا دندون بیشتر نکشیده بودم ؛ یکی در دوران نوجوانی و دیگری رو سال گذشته. درآوردن دندونم در سال قبل ، تجربه­ای بود که دوست نداشتم دوباره برام تکرار بشه!! ترسی نداشتم اما بد جور چندشم میشد!!

 

مراحل شکستن دندونم اونقدر ادامه پیدا کرد که فقط یه طرفش باقی موند و سه طرف دیگه کلا" ناپدید شد. از دو سه روز قبل آروم آروم درد رو در این دندون حس کردم و صبح دیروز ، با نزدیک شدن محل درد به عصب ، شدت درد دیگه زیاد و طاقت فرسا شد. میخواستم تا هفته دیگه برای کشیدن دندون صبر کنم اما نمیشد.

 

بعد از ظهر امروز رفتم دکتر و بلاخره این دندون سه ریشه و محکم رو به هر زحمتی بود درآوردم (البته زحمتش مال دکتر بود که از چند ابزار مختلف استفاده کرد و حدود 20 دقیقه تلاش کرد تا با سه تکه شدن دندون ، کارش رو تر و تمیز و عالی به اتمام برسونه).

 

حالا یه پنج ساعتی از اینکار سپری شده و شرایط داره خوب پیش میره اما فعلا" نمیتونم حرف بزنم و کارهایی رو که توی خونه دارم با نوشتن در Word میگم!! فکر کنم وقتی خوب شدم و تونستم دوباره حرف بزنم ، تلافی این ساعات بی حرفی رو دربیارم و از داشتن قدرت تکلم خشنود باشم و خدا رو هزاران هزار بار شکر کنم.

 

رصد هلال صفر که در شامگاه 21 آبان ماه باید انجام بشه برام اهمیت داره. هلال ناز و زیبایی رو انشاءالله شاهد خواهیم بود. فاز ماه کمتر از 1 درصد است و برای همین بسیار جذاب. از دیروز و از طریق سایتهای هواشناسی ، بررسی وضعیت آب و هوایی اون روز و پیش بینیهای انجام شده رو دارم کنترل میکنم. فعلا" پیش بینی اینه که احتمال داره پوشش ابر 66 درصد از آسمون رو پر کنه. البته برای رویت هلال حتی اگه 99 دصد آسمون ابری و یا صاف باشه اهمیتی نداره. مهم اینه جایی که هلال هست ابر داریم یا نه؟

 

یه موقع ممکنه کل آسمون ابری باشه اما هلال درست در بخش بسیار کوچکی از آسمون که ابر نداره قرار گرفته باشه و بعضی وقتا هم ممکنه یه تکه ابر کوچولو و زیبا در یه آسمون کاملا" صاف و تمیز ، درست بیاد روی هلال ماه قرار بگیره و حسرت دیدار هلال روبه دل رصدگر بذاره.

 

به هر حال باید منتظر موند و این گزارشها رو دنبال کرد. هر چی به روز رصد نزدیکتر میشیم ، دقت این گزارشها هم بیشتر و بیشتر میشه. تا ببینیم قسمتمون چیه.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٤

نگاه کن به درخت

هزار شاخه ، چو آغوش – باز کرده به شوق –

که آسمان را ، مانند جان به بر گیرد.

 

ولی دریغ – که ابراز عشق را ، با او

به صد هزار زبانش که هست ، نتواند.

خموش می­ماند.

 

نگاه کن به پرنده ، که با هزار سرود

به روی شاخه ، لب بام ،

با هزار سرود

برای دوست

برای آنکه نگاهش به اوست ، می­خواند.

 

به رود مست نگه کن که عاشق دریاست

به شوق آن که کند راز خود به او ابراز

به عشق آن که به آن بیکران بپیوندد

چگونه نعره­زنان ، مست ، می­راند.

 

به من نگاه کن ای جان ، چگونه ، در همه حال

صبورتر ز درخت

گشوده دست به سویت ، ز عشق سرشارم

 

پرنده­وار به هر جا ، به صد هزار سرود

ترانه­خوان توام ، با تو گرم گفتارم

 

به سوی کوی تو ، دریای من ! روان چون رود

نفس­زنان همه در آرزوی دیدارم

 

دگر چگونه بگویم که دوستت دارم؟

اگر تو نیز ندانی ، خدای می­داند!

 

(فریدون مشیری – دفتر "نوایی هم آهنگ باران")




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۸ آبان ۱۳٩٤

شما را گوشه­ی چشمم نظر کن

برو در کوی دلدارم گذر کن

بگو یارت سلامت میرساند

که ماه در عقرب و ترک سفر کن (اصطلاح قمر در عقرب)

 

سحر صوت خوش لالای جونم

به جسم مردگان باز آورد جون

که چون بایست کند بی صبر و آروم

که چون مجنون نهد سر در بیابون

 

مرا تن زورق است و ناخدا دل

در این زورق بود فرمانروا دل

رسد قایق به ساحل یا شود غرق

ندانم می­برد ما را کجا دل......

 

شب تاریک و ساحل چه دوره

چراغ برج بندر سوت و کوره

چه خوبه بعده مرگم بگویند

نهنگی مرده و دریاش گوره

 

دلم برا جناب خان تنگ شده.....

جناب خان فقط یه عروسک و یا یه کمدین نبوده و نیست. شخصیتی است که در عین بامزه بودن و سادگی ، حرفای بسیار عمیق و پر معنایی میزنه و نیز در زمینه موسیقی سنتی و آیینی ، نواهایی رو استفاده میکنه که ریشه در تاریخ و سنت این مرز و بوم دارند و متاسفانه برخی از اونها در حال فراموشی و از بین رفتن است.

 

دیشب با شنیدن نغمه­ای که در یکی از برنامه­های خندوانه جناب خان خونده بود و شعرش رو بسیار بسیار دوست دارم (همین شعری که بالا نوشتم) جستجویی در مورد این شعر کردم. حاصل این جستجو ، آشنایی با موسیقی خاصی در خطه بوشهر شد به نام نی­مه خوانی (Neyme khaani معادل نغمه خوانی). مطلب زیر رو از اینترنت در همین رابطه دریافت کردم:

 

روزگاری مردم بوشهر ماهیگیری می‌کردند و لنج می‌ساختند و با هر ضربه چکش بر تن چوب، با یکدیگر سخن می‌گفتند. آن هنگام که تور می‌انداختند و پارو می‌زدند و ماهی می گرفتند، آواز می‌خواندند تا سرگرم شوند و کمتر احساس خستگی کنند؛ آوازهایی که «نی‌مه» نامیده می‌شد؛ نی مه ها تنها سرگرم کننده نبود بلکه ماهیگیران و دریانوردان را به هیجان می آورد و نیرو و توان کارشان را افزون تر می کرد. اما امروز «نی مه خوانی» در بوشهر کمرنگ و ابزار و ادوات مکانیکی جایگزین نیروی انسانی شده‌اند و کمتر کسی است که با این گونه از موسیقی و نغمه های آن آشنا باشد.

 

آواز نی‌مه،  یک تکخوان دارد. بقیه افراد در جواب او با «هله مالی» یا «هله» همراهی اش می کنند. آواز نی‌مه در واقع، آواز همگانی جاشوان قدیم است در آن زمان‌ها که هنوز موتورهای پر قدرت جای بازوان مردان پاروزن دریا نگرفته بود؛ آن زمان که هنوز جاشوان و ماهیگران بازو در بازو و نفس در نفس داشتند و بدون همیاری و همکاری نمی‌توانستند بر امواج خشمناک دریا غالب شوند، آن زمان که لنج‌ها و کشتی های بادبانی مسیر طولانی زنگبار و ملیوار (تانزانیا) را در می نوردیدند . البته این بدان معنا نیست که نی‌مه دیگر در دل امواج به گوش نرسد چون انسان همیشه نیازمند تلقین وتایید و نی‌مه بالاترین درجه تلقین در روحیه بخشی به افراد است.

 

نی‌مه، آواز تاریخی مردان دریاست؛ آوازی که انسان را در برابر خشونت دریا پاسداری می کند. نی‌مه، نگهبان خاطره‌ها و ماجراهای دریادلان جنوب است . نی‌مه یادگار روحیه مذهبی و نشانه یکتاپرستی نیاکان ماست. تا زمانی که موج ها بر کناره ساحل دف می زنند و صدای خوش آهنگ شالوها (مرغان دریایی) به گوش می رسد، نیمه نیز هوای شرجی دریاهای جنوب را خواهد شکافت و سلام و تسلی و آرامش و ایمان را برای اهالی دریا به ارمغان خواهد آورد.

 

نِی­مه‌خوانی گونه‌ای از آوازخوانی کار است که معمولاً در میان جاشوان و باربران تخلیه لنج و قایق‌ها رواج دارد. این کارگران از نی­مه‌خوانی برای کاستن از خسته‌کننده بودن کارهای یک‌نواختی که به‌طور جمعی انجام می‌دهند استفاده می‌کنند. در نی­مه‌خوانی یک نفر به نام سرخوان بیتی یا واژه‌هایی را ادا می‌کند و جمع دیگر کارگران با ترجیع‌بندی که معمولاً معنای خاصی ندارد (مانند هله‌مالی) پاسخ او را می‌دهند.

 

واژه نی­مه‌خوانی دیگرگون‌شده واژه نغمه‌خوانی در گویش فارسی استان بوشهر است. از انواع نی­مه‌خوانی می‌شود به نی­مه‌خوانی پاروزنی (نی­مه‌خوانی نِیداف)، نی­مه‌خوانی بادبان‌کشی (نی­مه‌خوانی شراع)، نی­مه‌خوانی لنگرکشی یا گرگورکشی، نی­مه‌خوانی راهی کردن لنج به دریا (نی­مه‌خوانی اوشار)، و نی­مه‌خوانی فلک‌ناز اشاره کرد. نی­مه‌خوانی فلک‌ناز مرتبط است با داستان فلک‌ناز و خورشیدآفرین که از داستان‌های عامیانه عشقی فارسی است و در آن شخصیت اصلی داستان یعنی فلک‌ناز سفر دریایی هم دارد. هر نی­مه‌خوانی بنا به نوعی از انواعی که ذکر شد ضرباهنگ ویژه و جدایی دارد که به سبک یا سنگین بودن نوع کار یا مراسم مرتبط است.

 

فایل صوتی نی­مه خوانی ویژه و بسیار زیبای جناب خان رو که در آخرین قسمت فصل دوم خندوانه اجراء شد ، میتونید از اینجا دانلود کنید. 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۸ آبان ۱۳٩٤

هفتم آبان ماه روز جهانی کورش است ؛ روزی که در تقویم ما هیچ نشانی از اون نیست!!!

 

در مورد کورش هم مثل برخی موارد دیگه متاسفانه دچار افراط و تفریط شدیم. برخی بطور کل به دنبال نفی تاریخ کهن این مملکت هستند و احساسشون اینه که از وقتی عربها به ایران حمله کردند ، این ملت و مملکت دارای تاریخ شده و قبل از اون دوره ، بربریت بر سرزمین پارس حاکم بوده. اینها حاضر نیستند بپذیرند در زمانی که اروپا و شبه جزیره عربستان در جهل و بربریت غرق بودند ، ایرانیان یکتاپرست بودند و پایه­گذار تمدنی که هنوز هم بعد از گذشت هزاران سال باعث بهت و حیرت جهانیان است.

 

برخی دیگه در نقطه مقابل ، مرتب خواب گذشته رو میبینند و در گذشته زندگی میکنند و فکر میکنند ایران یعنی ایران 2500 سال قبل. این افراد چشمشون رو به افتخار آفرینیهای امروز جوانان ایرانی میبندند. اینان با اینکه از کورش کبیر فقط چند مکتوب بسیار محدود (اما بسیار با ارزش) بجا مونده ، هر روز یه حرف یا جمله جدید رو به اسم کورش منتشر میکنند که خدا وکیلی روح کورش هم از اون بی خبره. اگه مجموع این جملات رو جمع کنی ، شاید یه اندازه مثنوی مولانا و یا شاهنامه فردوسی بشه!!

 

اونچه که مسلم است اینه که اطلاعات ما در مورد کورش بسیار محدود است. در این حد ، میتونیم از این فرد تقدیر کنیم که در زمان خود اقداماتی تاثیرگذار و افتخار آفرین در ایران زمین داشته. منشور حقوق بشر کورش به تنهایی باعث میشه که ما بوجود چنین شخصیتی افتخار کنیم. اما در این فخر و مباهات ، زیاده­روی نمیکنیم و هرگز و هرگز شکوه گذشته باعث نمیشه که از افتخار آفرینیهای امروز جوانان و مردم ایران رو که رویدادهاش داره جلوی چشم ما اتفاق می­افته غافل بشیم و اونها رو کوچک فرض کنیم.

 

فرا رسیدن روز جهانی کورش رو به تمامی علاقمندان به ایران تبریک و تهنیت عرض میکنم و به تمامی کسانی که در طول تاریخ این آب و خاک (از بدو تاریخ تا امروز) به ایران و ایرانیان خدمت کردند و برای سربلندی مردم و ملت ما جانفشانی و تلاش کردند درود میفرستم.

 

 

 

 





نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٦ آبان ۱۳٩٤

بعد از ظهر روز سه­شنبه 5 آبان خبر دادند که دو جوان 20 و 23 ساله که از روز تاسوعا خبری از آنان نبوده احتمال داره در کوه صفه گم شده باشند چرا که مامورین انتظامی ، موتور سیکلت اونها رو در اطراف کوه صفه پیدا کرده است.

همکاران همنوردم در کارگروه امدادو نجات کوهستان و نیز کارگروه کوهنوردی خیلی سریع هماهنگی لازم رو برای همکاری با نیروهای امداد و نجات هلال احمر و آتش نشانی انجام دادند تا گروههای کوهنوردی ، در کوه صفه حضور یافته و با پخش شدن در مسیرهای مختلف ، جستجو در این منطقه رو انجام بدهند. اینکار از حدود ساعت 14 آغاز شد. گروه ما هم از ساعت 16 حرکتش رو آغاز کرد. استقبال گروهها از این جستجو بسیار زیاد و قابل تحسین بود. هماهنگی برای پخش شدن گروهها توسط پرسنل آتش نشانی در حال انجام بود. هنوز دقایقی از آغاز حرکتمون نگذشته بود که دوستان تماس گرفتند و گفتند اجساد این دو نفر رو پیدا کردند.

به همراه یکی از همکاران از جمع جدا شدیم و خیلی سریع خودمون رو به محل رسوندیم. ابتدا فکر میکردم حادثه سقوط از کوه رخ داده اما با دیدن اجساد سالم و بدون آسیب این دو جوان و شرایط محیطی محل ، مطمئن شدم که سقوط نکردند و فوت اونها به دلیل دیگری بوده که کارشناسان باید در موردش نظر بدهند. همچنین به نظر نمی­اومد که مدت زمان زیادی از درگذشت اونها گذشته باشه. علیرغم وجود حیوانات وحشی متعدد در کوه صفه ، اجساد سالم بوده و هنوز متورم نشده بودند.

صحنه غم انگیزی بود. برای این درگذشتگان رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان اونها صبر و بردباری مسئلت میکنم.

لازمه که از تمامی همنوردان گرامی که تلاش کردند تا خانواده­ این دو جوان رو از چشم انتظاری خارج کنند تشکر و قدردانی کنم. خیلی از ما آرزو میکردیم این دو در کوه صفه نباشند و انشاءالله خبر سلامتی و حضورشون در جای دیگه به خانواده اونها برسه ، اما تقدیر چیز دیگری بود.

همچنین از همکارانم در کارگروههای امداد و نجات و کوهنوردی و نیز دیگر مسئولین محترم هیات استان که در فراخوان و ایجاد هماهنگی فعالیت کردند صمیمانه سپاسگزاری میکنم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳٩٤

وقتی در جمع خواهرزاده­ها و برادرزاده­هام قرار داشته باشم ، تلاش میکنم ارتباطم رو با اونها مستحکم کنم. از وضعیت درس و کارشون جویا میشم و قدری هم با اونها شوخی میکنم.

نوروز امسال ، آیس پک خوردن با نون بربری بهانه­ی این شوخیها بود و چند روز قبل در تهران از یه کش (از اونهایی که دور دسته اسکناس میندازند) برای اینکار استفاده کردم. خیلی مویرگی و ظریف ، روی این کش باریک یادگاری نوشتم و اون رو تقدیم به خواهرزاده ام کردم!! و بهش گفتم این کش رو دست کم نگیر!! میتونی از اون به عنوان دستبند استفاده کنی و یا اینکه یه مدال طلای خوشگل بخری و اون مدال رو با این کش بندازی به گردنت!!

همین موضوع ساده باعث انبساط خاطر جمع فامیل شده بود. وقتی هم که از ما جدا شدند و رفتند ، یه دوبیتی براش نوشتم و فرستادم که در اون 8 بار از کلمه کش (البته با معنای مختلف) استفاده کردم!!

برکش ز کشاکش زمانه

یک کش کش نو ، نه عامیانه

ای کش ؛ تو بکش ز روی دلدار

نقشی دلکش تو عاشقانه




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٤ آبان ۱۳٩٤

بعد از ظهر امروز همراه با همسرم و کمی زودتر از همکارانم عازم قله صفه شدم. میخواستم از غروب خورشید عکس بگیرم چرا که امروز ، خورشید دقیقا" در پشت دکلهای دوردست کوه پنجه (ارتفاع مشرف به کارخانه ذوب آهن اصفهان) غروب میکرد. حاصل این کوهنوردی و عکاسی رو در زیر میتونید ببینید:

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٤ آبان ۱۳٩٤

ساعتی بعد از اذان ظهر به تهران رسیدیم. قبل از رفتن به منزل مادر ، به بهشت زهرا رفتیم و فاتحه­ای بر مزار پدرم و خواهر همسرم خوندیم.

 

برای خوندن نماز مغرب و عشاء به مسجد محل رفتم. آخر مسجد سه تا پیرمرد روی صندلی نشسته بودند. با یکی از اونها که پدر دوست شهیدم بود روبوسی کردم. یکی دیگه از پیرمردها گفت: منم میخوام! خندیدم و پیشونیش رو بوسیدم. کنار پدر دوستم (شهید حمیدرضا علی قارداش) نشستم تا نماز بخونم. خادم جوان مسجد ازم خواست جایم رو عوض کنم.

گفتم میخوام همینجا بشینم.

در گوشم گفت: این پیرمردا حواسشون نیست و نماز رو غلط غلوط میخونند و نماز شما هم دچار مشکل میشه.

در گوشش گفتم: من به عشق همینا صدها کیلومتر راه رو طی کردم و اومدم اینجا. همینجا میشینم....

اون شب کنار اون پیرمردها که نمازشون رو نمیتونستند با تمرکز بخونند ، نمازی دلچسب خوندم.


 

توی زیرزمین مسجد جمعی از بچه محلهای قدیمی مشغول پخت شام و نهار نذری بودند. برادرم هم اونجا خدمت میکرد. هوای داخل زیرزمین بشدت گرم و داغ بود و نمیشد خیلی اونجا دوام آورد اما این طفلیها ساعتها مشغول کار و خدمت بودند.

 

شب به اتفاق یکی از دوستان رفتیم مسجدی که پیر و مرشدمون در اونجا منبر میرفتند. خدا رو شکر که یه بار دیگه چشممون به جمال ایشون روشن شد. مبحث بسیار زیبا و دقیقی در مورد رابطه بین عقل و عاطفه بیان فرمودند که فایل صوتی این سخنرانی رو میشه از اینجا دانلود کنید (16.2 مگا بایت). این فایل (که با گوشی تلفن همراه ضبط شده) رو میتونید با نرم افزار KMPLAYER بشنوید.


 

نیمه شب رفتیم هیات محبان. مجلسشون تموم شده بود. همراه با دو تن از دوستان قدیمی رفتیم مرقد امام راحل. چند سالی میشه که این محل رو ندیدم. وقتی وارد شدم ، مثل خیلی از علاقمندان به امام ، دلتنگ سادگی جماران شدم. شاید ساخت یه محل بزرگ و نمادین و سرپوشیده برای گردهماییهای بزرگ ملی (بخصوص در مرکز کشور) و برخورداری این محل از هنرهای اصیل معماری ایرانی امری طبیعی و لازم باشه اما ای کاش این محل ، در جای دیگری غیر از مرقد امام راحل ساخته میشد..... بگذریم. ساعت 4 بامداد به خونه برگشتیم


 

روز تاسوعا رفتم هیات محبان تا از برنامه هیات عکس بگیرم. خواهرم تعدادی سربند و مچ بند بچگانه خریده بود تا بعنوان هدیه بین بچه کوچولوها توزیع کنه. مقداری از این وسایل رو من توزیع کردم. وای که چه ذوقی داره وقتی میبینی محبت سیدالشهداء علیه السلام چه جوری از بچگی در وجود مردم ما جا میگیره و نهادینه میشه. این محبت و عاطفه فطری ، در بزرگسالی و وقتی با عقل عجین میشه ، تاثیری صد چندان از خودش بجا میذاره


 

تا نماز ظهر توی هیات بودم. برگشتم خونه و استراحت کردم.


 

شب عاشورا برای دومین بار رفتم برای شنیدن بیانات مرشدم. به هیات محبان که برگشتم ، به همراه چندین تن از دوستان رفتیم بهشت زهرا. درهای ورودی رو بسته بودند. ماشینها رو همونجا گذاشتیم و پیاده رفتیم سر مزار دوستان شهیدمون. ساعت حدود 01:30 بامداد بود. کنار مزار شهید صیاد شیرازی و در تاریکی اون محل ، چند نفر نشسته بودند و یکی از اونها با صوتی دلنشین مداحی میکرد. توقف کردم و گوش دادم..... جای همگی خالی...... در بین قبور شهدا قدم میزدم. توی اون دل شب و تاریکی ، حال عجیبی داره وقتی در شب عاشورا بین شهدا باشی..... یه خیابون بود که دو قطعه بزرگ رو از هم جدا میکرد ؛ یکی قطعه شهدا بود و دیگری مردگان معمولی..... فقط 15-10 متر فاصله......

ساعت 3:15 بامداد برگشتم خونه.


 

مراسم عاشورا رو هم در هیات محبان بودم و همراه با دوستم محمد فعلی..... و باز هم دوربین به دست برای ارائه خدمت به دوستان گرامیم در هیات محبان..... نزدیک غروب از تهران خارج شدیم و ساعتی از شب گذشته به اصفهان رسیدیم....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۳ آبان ۱۳٩٤

محله­ی قدیمی ما توی تهرون ، دنیا دنیا برام خاطره داره. جمعی از بهترین دوستان دوران عمرم رو اونجا پیدا کردم و بعضی از این دوستیها کماکان ادامه داره.

 

سال 1360 بود که با محمد فعلی ، آشنا و دوست شدم. هر دو عضو بسیج مسجد محل بودیم. محمد رزمی کار بود و کونگ فو تمرین میکرد. یه بار توی یه مبارزه دوستانه با یکی دیگه از دوستان بسیجیمون (عباس فنایی که از نظر جثه و قدرت بدنی از محمد بزرگتر و قویتر بود) در یه حرکت تکنیکی و فریبنده ، آنچنان لگدش رو روی گردن عباس فرود آورد که بنده خدا عباس هاج و واج مونده بود که این لگد از کجا اومد و نقش زمینش کرد؟؟!! دوران خوش حضور مشترکمون در واحد فرهنگی و بسیج خیلی زود گذشت و سن­مون که بالاتر رفت ، مدتی از همدیگه دور شدیم و از هم بی خبر.

 

تا اینکه چند سال قبل دوباره محمد رو دیدم ؛ اما در وضعیتی که بهت و حیرت و اندوه برام به همراه داشت. یه تصادف در سال 76 متاسفانه باعث شده بود که محمد توانایی راه رفتن رو از دست بده و ویلچر نشین بشه. وقتی توی اون حالت دیدمش گریه­ام گرفت. اما ماشاءالله به روحیه محمد. مثل گذشته اراده­ای آهنین و عزمی راسخ داره.

 

امسال که برای شرکت در مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا به تهران رفته بودم ، دوباره محمد رو دیدم و عکسی به یادگار گرفتیم. بنا شد حتی المقدور در اولین حضور دوباره­ام در تهران ، دوستان قدیمی یه بار دیگه همه دور هم جمع بشیم و یاد گذشته رو زنده کنیم ؛ انشاءالله

 

 




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ