خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٤

امشب ، طولانی­ترین شب سال است اما نه برای تمام ساکنین کره زمین!

محور دوران کره زمین به دور خودش ، عمود بر صفحه­ی دایرةالبروج (صفحه­ای که زمین بر روی اون به دور خورشید میچرخه) نیست و با اون ، زاویه­ای به میزان تقریبی 23.5 درجه میسازه. اگه این انحراف محور نبود ، چیزی به نام چهار فصل پدید نمیومد و آب و هوای هر نقطه از کره زمین در طول سال یکنواخت و ثابت بود.

برای ما که روی کره زمین سکونت داریم و از اینجا به آسمون نگاه میکنیم اینگونه به نظر میرسه که خورشید بر روی دایرةالبروج و در طول یکسال بین ستاره­های آسمون جابجا میشه (حرکت ظاهری خورشید در آسمون در نتیجه­ی حرکت واقعی کره زمین به دور خورشیده). دایرةالبروج و استوای سماوی (که در یادداشت مربوط به ستاره سهیل تعریفش رو نوشتم) در دو نقطه با هم تلاقی دارند ؛ اعتدال بهاری و اعتدال پاییزی. همچنین این دو صفحه ، در دو نقطه بیشترین فاصله رو از هم دارند ؛ انقلاب تابستانی و انقلاب زمستانی.

وقتی خورشید در مسیر حرکت ظاهریش به نقاط اعتدال بهاری و پاییزی میرسه ، در تمام کره زمین (بجز دو قطب) طول شب و روز کاملا" برابر و به میزان 12 ساعته. در این دو زمان و در دو قطب زمین ، خورشید دقیقا" روی افق است و طلوع و غروبی نداره.

وقتی زمان از اول بهار به سمت اول تابستون پیش میره ، در نیمکره شمالی زمین طول روز بیشتر و بیشتر میشه اما در نیمکره جنوبی این طول شبه که زیاد و زیادتر میشه. اول تابستون در نیمکره شمالی طولانیترین روز سال رو شاهد هستیم و در نیمکره جنوبی طولانیترین شب سال و حتما" میدونید که آغاز تابستون در نیمکره شمالی مصادف با اول زمستون در نیمکره جنوبی است. از اول پاییز تا اول زمستون موضوع برعکس میشه و در حالی که طول روز در نیمکره شمالی کاهش پیدا میکنه ، در نیمکره جنوبی طول شب کاهش خواهد یافت.

نتیجه اینکه امشب فقط برای ساکنین عرض­های جغرافیایی شمالی کره زمین شب یلدا و طولانترین شب سال است و در حالی که ما الان روزها و شب­های بسیار سردی رو سپری میکنیم ، در نیمکره جنوبی مردم بخاطر گرمای رو به ازدیاد ، از لباسهای تابستونی استفاده میکنند و از شدت گرما به وسایل خنک کننده پناه میبرند.

و نکته آخر اینکه شاید بعضیها تصور کنند الان که در نیمکره شمالی زمستون داره آغاز میشه حتما" فاصله زمین تا خورشید هم زیاد شده که هوا اینقدر سرده. اما این تصور درستی نیست. اتفاقا" جالبه بدونید در حوالی 21 دسامبر (مثل امروز) کره زمین به نزدیکترین فاصله خودش از خورشید (حضیض مداری) میرسه و شش ماه بعد (21 ژوئن که در نیمکره شمالی تابستون آغاز میشه) در دورترین فاصله از خورشید قرار میگیره. گرما و سرمای ناشی از خورشید به زاویه تابش مربوط میشه و هر چقدر زاویه تابش خورشید به زمین کمتر بشه ، گرما و انرژی کمتری به هر واحد سطح میرسه.

چون آغاز تابستون در نیمکره جنوبی با حضیض مداری زمین همزمان است در نتیجه تابستونای نیمکره جنوبی گرمتر از نیمکره شمالی و زمستونای این نیمکره سردتر از زمستونای نیمکره شمالی است.

بگذریم. یلداتون مبارک چشمک




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٤

نخستین سلامی ، که در جان ما شعله افروخت

نخستین کلامی ، که دل­های ما را ،

به بوی خوش آشنایی سپرد و ،

            به مهمانی عشق برد ؛

پر از مهر بودی

پر از نور بودم

همه شوق بودی

همه شور بودم

 

چه خوش لحظه­هایی که ، دزدانه ، از هم

نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم

چه خوش لحظه­هایی که "می­خواهمت" را

به شرم و خموشی – نگفتیم و گفتیم

 

دو آوای تنهای سرگشته بودیم

رها ، در گذرگاه هستی

به سوی هم از دورها پر گشودیم

 

چه خوش لحظه­هایی که هم را شنیدیم

چه خوش لحظه­هایی که در هم وزیدیم

چه خوش لحظه­هایی که در پرده­ی عشق

چو یک نغمه­ی شاد ، با هم شکفتیم

 

چه شب­ها ، چه شب­ها ، که همراه حافظ

در آن کهکشان­های رنگین

در آن بیکران­های سرشار از نرگس و نسترن ،

                                    یاس و نسرین

ز بسیاری شوق و شادی ، نخفتیم

 

تو با آن صفای خدایی

تو با آن دل و جان سرشار از روشنایی

ازین خاکیان دور بودی

 

من آن مرغ شیدا

در آن باغ بالنده در عطر و رویا ،

بر آن شاخه­های فرا رفته تا عالم بی خیالی

چه مغرور بودم.....

چه مغرور بودم.....

 

من و تو چه دنیای پهناوری آفریدیم

من و تو به سوی افق­های ناآشنا پر کشیدیم

من و تو ، ندانسته ، دانسته

                        رفتیم و رفتیم و رفتیم

چنان شاد ، خوش ، گرم ، پویا

که گفتی به سرمنزل آرزوها رسیدیم

 

دریغا ، دریغا ، ندیدیم

که دستی در این آسمان­ها

چه بر لوح پیشانی ما نوشته­ست

دریغا ، در آن قصه­ها و غزل­ها نخواندیم

که آب و گل عشق ، با غم سرشته­ست

فریب و فسون جهان را

تو کر بودی ای دوست ،

                        من کور بودم.....

 

از آن روزها – آه – عمری گذشته­ست

من و تو دگرگونه گشتیم

                        دنیا دگرگونه گشته­ست

درین روزگاران بی روشنایی

در این تیره شب­های غمگین ، که دیگر

ندانی کجایم ،

            ندانم کجایی!

چو با یاد آن روزها می­نشینم

چو یاد تو را پیش رو می­نشانم

دل جاودان عاشقم را

                        به آن لحظه­ها می­کشانم

سرشکی به همراه این بیت­ها می­فشانم ؛

نخستین نگاهی ، که ما را به هم دوخت

نخستین سلامی ، که در جان ما شعله افروخت

نخستین کلامی ، که دل­های ما را ،

به بوی خوش آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد....

پر از مهر بودی ،

پر از نور بودم

 

(شعر از : فریدون مشیری)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٤

از سهیل گفتیم ، از سها هم بگیم تا مبحث ستاره­ای رو فعلا" ببندیم.

همونطور که سهیل جای ویژه­ای در ضرب المثلهای ایرانی داره ، ستاره­ی سها هم جایگاهی خاص در شعر و ادب پارسی داشته. به این ابیات توجه کنید و ببینید متوجه میشین خصوصیت ویژه­ی سها چی بوده که اینجوری در شعر ازش یاد شده؟

انوار آفتاب چو پیدا شود ز شرق

پیدا بود که چند بود رونق سها

(سلمان ساوجی)

 

در نعت او زبان فصاحت کجا رسد

خود پیش آفتاب چه پرتو دهد سها

(سعدی)

 

میکرد سها ز همنشینان

نقادی چشم تیزبینان

(نظامی)

 

چنان به نور دو چشمم رسید نقصانی

که جز سها ننماید مه منیر مرا

(سوزنی)

 

معروف ناپدید سها بود بر فلک

من بر زمین کنون بمثال سها شدم

(ناصر خسرو)

 

خوب ؛ دیگه تقریبا" مشخص شد ویژگی سها چیه. علامه دهخدا در لغت نامه و در تعریف سها نوشته­اند: ستاره­ای است در نهایت خردی نزدیک کوکب دوم از دو کوکب ذنب دب اکبر و نور چشم را بدان امتحان کنند.

دوازده سال پیش عکسی از صورت فلکی دب اکبر (خرس بزرگ) گرفته بودم. روی این عکس ، ستاره­ها رو با خط به هم وصل کردم تا شکل بسیار آشنای صورت فلکی دب اکبر (که بعضیها به اون ملاقه­ای بزرگ هم میگن) مشخص بشه.

در این صورت فلکی 7 ستاره­ی پر نور وجود داره که حتی در آلودگی نوری شهرهای بزرگ هم به راحتی میشه اونها رو دید و تشخیص داد. برای دیدن این صورت فلکی در هر جایی که باشید باید رو به شمال بایستید. یکی از 7 ستاره­­ی پر نور این صورت فلکی وضعیت جالبی داره

این ستاره­ی پر نور با اسم عناق دارای قدر 2.1 است. قدر واحد سنجش روشنایی ظاهری اجرام سماوی است و هر چی عددش بیشتر باشه یعنی اون جرم کم نورتر دیده میشه. افرادی که چشمانی سالم و دیدی قوی داشته باشند ، در فاصله­ی خیلی نزدیک از عناق ، یه ستاره کم نور از قدر 4 رو هم میتونند ببینند.

فاصله­ی زاویه­ای بین عنقا و سها حدود 11 دقیقه قوسی (یک سوم قطر  ظاهری ماه در آسمان) است. کم نور بودن این ستاره و نزدیک بودنش به عناق باعث شده بود در قدیم از اون برای آزمایش تیز بینی راصدان آسمان شب استفاده کنند. در شعر و ادبیات هم از کم نور بودن سها ، دو استفاده متفاوت شده. یکی معنای اصلیش که برای اشاره به گمنامی و ندیده شدن استفاده میشه اما استفاده­ی دوم (که به نظرم خیلی زیبا و دلنشین هم هست) زمانی است که میگن اگه عنایتی به سها (که در این اشعار تمثیلی از سالک الی الله است) بشه ، از درخشانترین خورشیدها هم پر نورتر خواهد شد ؛ مانند این ابیات که در مدح بی­بی دو عالم حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیه توسط مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین غروی اصفهانی سروده شده که میفرماید:

قبله­ی خلق روی او ، کعبه­ی عشق کوی او

چشم امید سوی او ، تا به که اعتنا کند

 

بهر کنیزی­اش بود زهره (سیاره ناهید) کمینه مشتری

چشمه­ی خور شود اگر ، چشم سوی سها کند

 

"مفتقرا" متاب روی از در او به هیچ سوی

زان که مس وجود را ، فضه­ی او طلا کند

التماس دعا




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٧ آذر ۱۳٩٤

پس از نوشتن یادداشت قبلی تصمیم گرفتم برم و از ستاره سهیل عکس بگیرم! وجود رطوبت و آلودگی نوری باعث شد عکسها زیبایی چندانی نداشته باشه اما مشخص کننده­ی این ستاره­ی گریزپای است.

 

 

این همون عکس فبلی است که صورتهای فلکی و ستاره سهیل رو در اون مشخص کردم

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٧ آذر ۱۳٩٤

ستاره­ی سهیل شدی!

 

حتما" میدونید این ضرب­المثل فارسی رو زمانی بکار میبریم که بخوایم بگیم یه نفر خیلی کم پیدا شده و دیر به دیر می­بینیمش. خوب چرا برای این تمثیل از ستاره­ی سهیل استفاده شده؟

 

برای ارائه پاسخ ابتدا باید در مورد کره آسمان کمی توضیح بدم. کره آسمان گرداگرد کره زمین رو فرا گرفته بصورتی که برای ما که روی کره زمین زندگی میکنیم ، این احساس بصری بوجود میاد که ما در مرکز کائنات قرار داریم و آسمان دور تا دور ما است و آسمان داره دور زمین میچرخه (این چرخش ظاهری کره آسمان بدلیل چرخش واقعی زمین به دور خودش است).

 

خط فرضی استوا ، کره زمین رو به دو نیمکره شمالی و جنوبی تقسیم میکنه. اگر مطابق شکل زیر امتداد صفحه استوایی زمین رو در آسمان امتداد بدیم ، کره آسمان هم به دو نیمکره شمالی و جنوبی تقسیم میشه. به خط فرصی که آسمان رو به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم میکنه "استوای سماوی" گفته میشه. در کره زمین قطب شمال و قطب جنوب داریم و در کره آسمان هم قطب شمال سماوی و قطب جنوب سماوی داریم.

 

 

در روی کره زمین به زاویه­ی بین هر نقطه از کره زمین تا خط استوا "عرض جغرافیایی" گفته میشه. عرض جغرافیایی یا شمالی است و یا جنوبی. حداکثر این زاویه 90 درجه است. 90 درجه شمالی یعنی دقیقا" قطب شمال و 90 درجه جنوبی یعنی دقیقا" قطب جنوب. عرض جغرافیایی صفر درجه هم یعنی دقیقا" روی خط استوا. در کره سماوی هم دقیقا" همین وضعیت وجود داره و به زاویه­ی بین هر جرم آسمانی تا استوای سماوی "زاویه میل" گفته میشه که معادل زوایه عرض جغرافیایی در روی زمین است.

 

سوال: در کجای کره زمین ، میتونیم در طول یک سال تمام اجرام آسمون رو ببینیم؟ (یعنی 100% کره آسمان قابل دیدن است)

 

به شکل زیر دقت کنید:

 

 

اگر ما دقیقا" روی قطب شمال و یا جنوب کره زمین بایستیم ، خواهیم دید که شب هنگام ، هیچ ستاره­ای نه طلوع میکنه و نه غروب و نه ارتفاعش کم و زیاد میشه. ستاره قطبی (پر نورترین ستاره صورت فلکی دب اکبر) برای ناظری که روی قطب شمال کره زمین ایستاده باشه دقیقا" بالای سرش قرار داره (ارتفاع 90 درجه). برای این ناظر ، ستاره­ای که دقیقا" روی استوای سماوی قرار گرفته باشه ، روی افق (ارتفاع صفر درجه) قرار داره و در طول یک شبانه روز (24 ساعت) این ستاره از دید این ناظر ، یک دور کامل رو روی افق میزنه بدون اینکه ارتفاعش کم یا زیاد بشه (میگم خوب شد که بخاطر سرمای زیاد کسی نمیتونه در قطبین زمین زندگی دائمی داشته باشه و الا آسمون خیلی براش یکنواخت و تکراری میشد!!!).

 

با توضیحی که دادم معلوم میشه ناظری که بر روی یکی از قطبین کره زمین قرار داشته باشه ، در طول یک شبانه روز فقط نیمی از کره آسمان رو میتونه ببینه و ستاره­ها و اجرام سماوی نیمه­ی دیگر آسمون رو هرگز نخواهد دید.

 

هر چی از قطب به طرف استوای زمین حرکت کنیم ، ناظر زمینی میتونه مقدار بیشتری از کره آسمان رو در طول شبانه روز ببینه ، ضمن اینکه به تدریج برخی از اجرام سماوی دارای طلوع و غروب میشن. اونقدر از قطب به طرف استوا میایم تا برسیم به خط استوا.

 

 

برای ناظری که بر روی خط استوای کره زمین مستقر باشه تمام اجرام سماوی دارای طلوع و غروب هستند بجز اجرامی که دقیقا" در قطب شمال و یا قطب جنوب سماوی قرار داشته باشند چرا که اجرامی که در این دو نقطه هستند چون در راستای محور دوران کره زمین قرار گرفتند ، از دید ناظری که روی خط استوا قرار داره ، روی افق قرار میگیرند (ارتفاع صفر درجه) و از جای خودشون تکون نمیخورند. بر روی خط استوا مدت حضور تمام اجرام سماوی در آسمان ناظر ، برابر است (یعنی فاصله زمانی بین طلوع تا غروب ، و غروب تا طلوع تمام اجرام سماوی 12 ساعت است). خوب حالا میتونیم بفهمیم ناظری که روی خط استوا ایستاده باشه در طول شبانه روز میتونه تمام قسمتهای کره آسمان رو ببینه.

 

حالا ببینیم عرض جغرافیایی ناظر چه تاثیری بر دید او از کره آسمان داره؟ فقط یادآوری کنم که وقتی جمع دو زاویه 90 درجه باشه این دو زاویه رو متمم مینامند. گفتیم که اگر روی خط استوا بایستیم ، قطبین شمالی و جنوبی کره آسمان بر روی افق (ارتفاع صفر درجه) قرار میگیره. حالا اگر از خط استوا به اندازه 32 درجه و 40 دقیقه به طرف شمال بیاییم (عرض جغرافیایی اصفهان) دید ما از کره آسمان چه تغییری میکنه؟

 

 

ناظری که در اصفهان سکونت داره ، ستاره قطبی رو در ارتفاع 32 درجه و 40 دقیقه از افق میبینه. متمم زاویه 32 درجه و 40 دقیقه میشه زاویه 57 درجه و 20 دقیقه. برای ناظر شهر اصفهان ، تمام اجرام سماوی که زاویه میل اونها بین 57 درجه و 20 دقیقه شمالی تا 90 درجه شمالی باشه هرگز غروب نخواهند کرد و همیشه در آسمان اصفهان حضور دارند. همچنین این ناظر هرگز نمیتونه اجرام سماوی که زاویه میل اونها بین 57 درجه جنوبی و 20 دقیقه تا 90 درجه جنوبی باشه رو ببینه چرا که این اجرام در افق اصفهان هرگز طلوعی ندارند و همیشه زیر افق هستند (برعکس اونهایی که هرگز غروب ندارند و همیشه بالای افق هستند)

 

اگه زاویه میل اجرام سماویی کمی کمتر از 57 درجه و 20 دقیقه جنوبی باشه ، برای ناظر اصفهانی ، این اجرام دیده میشن اما مدت حضور این اجرام در آسمان کوتاه است (دیر طلوع میکنند و زود غروب) و خیلی هم از افق ارتفاع نمیگیرند.

 

همه­ی اینها مقدمه شد تا برسیم به ستاره ی سهیل!!! زاویه میل ستاره سهیل حدود 52 درجه و 42 دقیقه جنوبی است و میبینید که این زاویه ، خیلی نزدیک به 57 درجه و 20 دقیقه جنوبی است. بنابراین این ستاره­ی نسبتا" پر نور ، فقط در بعضی از ایام سال (بخصوص در پایان پاییز) و در ارتفاع خیلی پایین (کمتر از 5 درجه) در افق شهر اصفهان قابل رویت خواهد بود و چون خیلی کم دیده میشه (در شامگاه 26 آذر این ستاره در اصفهان حدود ساعت 22:24 شب طلوع و حدود ساعت 03:06 بامداد غروب میکنه) کسی که کم پیداست رو میگن انگار ستاره سهیل شده..... آخیییییش. تموم شد!!!!

 

اگر میخواین ستاره­ی سهیل رو ببینید باید جایی باشین که در افق جنوبی شما هیچ مانعی وجود نداشته باشه و آسمونش هم کاملا" تمیز باشه. در چنین شبهایی کمی بعد از نیمه شب (حدود ساعت 45 دقیقه نیمه شب) میتونید ستاره سهیل رو در سمت جنوب آسمان و در ارتفاع کمی کمتر از 5 درجه از افق مشاهده کنید. نقشه آسمان و موقعیت این ستاره در تصویر زیر مشخص است. موفق باشید

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٤

کوهپیمایی غروب امروز وقتی با بارش برف توام شد جلوه­ی زیباتری پیدا کرد. بخاطر سرمای هوا و اینکه احتمال بارش بارون وجود داشت تصمیم گرفتم گروه رو به قله نبرم و از مسیری که بالا دست جاده تله کابین است ، بطرف ایستگاه دوم حرکت کردیم. تنها 100 متر دیگه از مسیر باقیمونده بود که بارش برف آغاز شد. خیلی خوب شد که قله نرفتیم والا ممکن بود در برگشت بخاطر لغزنده شدن سنگها یه مقدار دچار مشکل بشیم. خدا رو شکر

تا یکی دو سال پیش ، علاقه­ای به گل کاکتوس نداشتم. وقتی به کاکتوس فکر میکردم یه گل خشن و بی روح ر نظرم جلوه­گر میشه. اما بتدریج این طرز فکر تغییر پیدا کرد و در دو سال گذشته تعدادی کاکتوس خریدم.

امسال هم با یه کاکتوس جدید آشنا شدم که کاری میکنه کارستان

 

این اسمش زیگو کاکتوس است. ظاهرش خیلی خشن است و لبه های قسمتهای گوشتی گیاه شبیه به کله­ی مورچه و چنگکهای بند پایان به نظر میرسه ؛ و البته قدری ترسناک!!! اما این گیاه اسم دیگه­ای هم داره ؛ بهش میگن گل کریسمس. میدونید چرا؟

وقتی هوا سرد میشه و وارد زمستون میشیم (حوالی کریسمس مسیحیان) این کاکتوس به ظاهر خشن غنچه میکنه و گل میده. سخته که باور کنی این گیاه خشن ، میتونه گلی به این ظرافت و لطیفی و زیبایی تولید کنه ؛ الله اکبر

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٤

شنبه شب سالروز تولد فرزندم رو گرامی داشتیم. فرزندانمون بزرگ  شدند و مثل هر پدر و مادر دیگه­ای آرزوی سلامتی و بهروزی و موفقیت براشون داریم. تا یه زمانی تلاشهامون برای خودمونه و از یه زمانی به بعد ، هر کاری که انجام میدیم بیشتر برای سعادت و آینده­ی فرزندان. انشاءالله که عاقبت بخیر بشند.

موقع گرفتن عکس یادگاری صبحت شد که آیا عکس بزرگ اطاق پذیرایی برداشته بشه یا نه؟ گفتم این عکس خاص همینجا بمونه. علاقه و ترجیحم اینه که این عکس همیشه همینجا باشه تا در هر زمان زیر سایه­ی صاحب این حرم باشیم. یکشنبه شب و در  دیدار با دوستانی که از سفر کربلا برگشته بودند ، یه سوغات ویژه دریافت کردم که یه جورایی مربوط به همین عکس میشه ؛ یه مهر تربت کربلا که توسط خادمین حضرت اباالفضل علیه السلام و با دو واسطه به دستم رسید. ممنون آقا جان

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

بیار نفخه­ای ز گیسوی معنبر دوست

وگر چنانکه به آن حضرتت نباشد بار

برای دیده بیاور غباری از بر دوست

این هدیه­ی گرانبها که به اندازه­ی تمام دنیا برام ارزش داره رو روی چشمم میذارم و همیشه با عشق بهش نگاه میکنم.

شاید تابحال نشنیده باشید که تمبر فلزی هم داریم. به اینها اصطلاحا" تمبرینه گفته میشه. کسانی که تمبر جمع آوری میکنند ، اگه تمبرینه­ای با هماهنگی شرکت پست منتشر بشه ، اون رو هم تهیه میکنند تا آلبوم تمبرهاشون کامل بشه. تا بحال 2 تمبرینه رسمی توسط یه شرکت خصوصی و با مشارکت شرکت پست تهیه و توزیع شده. اولین تمبرینه مربوط به بزرگداشت رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران بود و دومین تمبرینه که به تازگی توزیع شده ، یادبود حافظ شیرازی. این تمبرینه در دو مدل طلا و نقره و به تعداد بسیار محدود ساخته شده (6000 تمبرینه طلا و 9000 تمبرینه نقره). نمونه طلایی از طلای 24 عیار به وزن 1 گرم و نمونه نقره­ای از نقره خالص بوزن 10 گرم ارائه شده. بی تردید نمیشه اینها رو روی پاکت نامه چسبوند!!! بلکه ارزش کلکسیونی داره (و البته ارزش مادی بخاطر نوع فلز بکار رفته).

نمونه ای از تمبرینه های رسمی و غیر رسمی (اندازه عکسها با اندازه واقعی تمبرینه ها یکی نیست)

تفاوت رسمی و غیر رسمی در اینه که نوع رسمی اولا" با اجازه شرکت پست منتشر میشه و ثانیا" روی اون ، قیمت تمبر کاغذی اصلی هم درج شده. البته قیمت خرید این تمبرینه اونی نیست که روش حک شده!!! تمبرینه ی طلای حافظ که روش نوشته 400 ریال ، به قیمت پایه ی 2.100.000 ریال فروخته شد و تمبرینه نقره حافظ به قیمت پایه ی 1.200.000 ریال

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٤

مهمترین بخش فعالیت رویت هلال ماه ، گزارش نویسی است. نتیجه­ی تمام فعالیتها باید بصورت مناسب و با ذکر جزئیات مورد نیاز در گزارش ثبت بشه تا وقتی در آینده به اون رجوع میکنیم و یا دیگران گزارش ما رو میخونند بتونند درک علمی مناسب و خوبی از کاری که انجام شده و دستاوردهای اون داشته باشند.

غروب امروز در رصدگاه کوی دوست ، آلودگی هوا و غبار بقدری زیاد بود که تقریبا" هیچیک از کوههای دور دست افق غربی که بنا بود شاخص پیدا کردن هلال ماه باشه قابل رویت نبودند ؛ ولی خورشید دیده میشد و تونستیم غروبش رو ببینیم. غروب خورشید ظاهری خورشید حدود 2 دقیقه زودتر از اون زمانی که پیش بینی کرده بودیم روی داد اما محل غروب تقریبا" همون جایی بود که روی عکس تعیین کرده بودم (این موضوع رو از بررسی عکسهایی که از غروب خورشید گرفته بودم متوجه شدم). بقدری غبار و آلودگی زیاد بود که میشد بدون هیچ مشکلی با دوربین دوچشمی به خورشید نگاه کرد و لکه­های متعددی رو روی خورشید دید (توجه: نگاه کردن به خورشید با دوربین دوچشمی بسیار بسیار خطرناک است و میتونه باعث از بین رفتن بینایی و کوری دائمی بشه. بهتره اگر نمیتونید تشخیص بدین که چه زمانی میشه با دوربین به خورشید نگاه کرد ، ریسک نکنید و هرگز این عمل رو انجام ندین)

با استفاده از همین شاخص در ساعت 16:55 هلال رو با دوربین 20 در 110 رویت کردم و البته شرایط هلال طوری بود که زودتر هم میتونستم ببینمش. در ساعت 17:10 دقیقه هم هلال رو با چشم غیر مسلح رویت کردم. تمامی دوستانی که در این برنامه حاضر بودند موفق به رویت هلال شدند.

 

گزارش رصد هلال ربیع الاول 1437

تاریخ رصد: شنبه 21 آذر 1394 ، 30 صفر 1437 ، 12 دسامبر 2015

محل رصد: رصدگاه کوی دوست ( بوستان شهدای گمنام درچه)

مختصات رصدگاه: عرض جفرافیایی 32:36:39.25 شمالی ، طول جغرافیایی 51:34:45.73 شرقی ، با 1620 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد

رصدگران: خانمها حبیبی ، پودزر ، نظرعلیان ، عباسی ، جزایری ، حشمت ، غلامی ، تقی زاده و آقایان حمید کاظمی ، مسعود کاظمی ، عامل ، میر مجربیان ، تقی زاده ، غلامی ، محمدجواد و محمدرضا بوژمهرانی ، علیرضا و عرفان عامل ، پارسا غلامی عماد خانگاه ، علی حسن شیخی ، علی رحیمی و علیرضا بوژمهرانی

 

وضعیت جوی

درجه حرارت: 4.4 درجه سانتیگراد

میزان رطوبت: 40 درصد

فشار جو: 847.3 میلی بار فشار جیوه

سرعت وزش باد: آرام

میزان دید افقی: 6 کیلومتر

وضعیت افق غربی: آکنده از آلودگی و غبار

 

غروب محاسباتی خورشید: در ساعت 16:58

غروب ظاهری خورشید: در ساعت 16:52

مدت مکث ماه: 1 ساعت و 9 دقیقه و 28 ثانیه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با دوربین دوچشمی 20 در 110 (مختصات مکان مرکزی و بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

زمان: در ساعت 16:55

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

ارتفاع ماه: 12.354 درجه

ارتفاع خورشید: 0.192 درجه زیر افق

جدائی زاویه­ای ماه و خورشید: 13.435 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 4.845

ضخامت بخش میانی هلال: 0.42 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.56 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 386720.94 کیلومتر

سن هلال: 26 ساعت و 56 دقیقه پس از مقارنه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با چشم غیر مسلح (مختصات مکان مرکزی و بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

زمان: در ساعت 17:10

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

ارتفاع ماه: 9.743 درجه

ارتفاع خورشید: 3.015 درجه زیر افق

جدائی زاویه­ای ماه و خورشید: 13.536 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 4.538 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.43 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.58 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 386685.15 کیلومتر

سن هلال: 27 ساعت و 11 دقیقه پس از مقارنه

 

خصوصیت هلال: ضخامت هلال از مرکز به سمت لبه­ها بصورت یکنواخت کم میشد و در انتها ، دو سر هلال بسیار باریک و تیز شده بود.

 

عکسها

 

غروب خورشید در ساعت 16:52

 

هلال ماه در ساعت 17:29

 

هلال در ساعت 17:42

 

تعدادی از همراهان بر سر مزار پاک شهدای گلگون کفن و همیشه آشنای مدفون در رصدگاه کوی دوست




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٤

جدول مختصات هلال ربیع الاول 1437 در افق رصدگاه کوی دوست (مزار شهدای گمنام درچه)

Time: زمان به وقت رسمی ایران

Sun Alt: ارتفاع خورشید از افق

Sun Azi: زاویه سمت جغرافیایی خورشید

Moon Azi: زاویه سمت جغرافیایی ماه

Moon Alt: ارتفاع ماه از افق (ارتفاع مرکز کره ماه)

در این جدول 3 زمان خاص با رنگ زرد مشخص شده است:

اول: ساعت 16:54 زمان غروب ظاهری خورشید در این رصدگاه

دوم: ساعت 17:09 گذشت 15 دقیقه از غروب ظاهری

سوم: ساعت 17:27 زمان صفر شدن اختلاف سمت ماه با محل غروب خورشید

توضیح: از زمان غروب خورشید تا ساعت 17:27 ماه در سمت چپ محل غروب خورشید است ، در ساعت 17:27 هلال دقیقا" در بالای محل غروب خورشید قرار میگیرد و پس از این زمان ، در سمت راست این نقطه قرار خواهد داشت.

 

Time

Sun Alt

Sun Azi

Moon Azi

Rel Azi

Moon Alt

16:54

 

242.3

237.4

-4.9

12.6

16:59

 

 

238.2

-4.1

11.7

17:04

 

 

238.9

-3.4

10.9

17:09

-2.3

 

239.7

-2.6

10.0

17:14

-3.5

 

240.4

-1.9

9.1

17:19

 

 

241.2

-1.1

8.3

17:24

 

 

241.9

-0.4

7.4

17:27

 

 

242.3

0.0

6.8

17:29

 

 

242.6

0.3

6.5

17:34

 

 

243.3

1.0

5.6

17:39

 

 

244.0

1.7

4.7

17:44

 

 

244.7

2.4

3.8

17:49

 

 

245.4

3.1

2.9

17:54

 

 

246.1

3.8

2.1

17:59

 

 

246.7

4.4

1.2




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٤

ای خراسان تو رشک روضه ی رضوان ما

سایه گلدسته هایت بر سر ایران ما

خاک کویت در تمام دردها درمان ما

جان گرفته از نسیم بارگاهت جان ما

تربت تو هم نجف هم تربت پیغمبر است

زائرت از زائر کل امامان برتر است

 

گنبد زرین تو تا حشر مصباح الهداست

پرچم سبز تو را امنیت ملک خداست

خشت خشت بارگاهت را به عالم این نداست

شهریار عالم است آن کس  که بر این در گداست

ای فتاده بر سر خلق دو عالم سایه ات

عالمی در سایه ات ، ایرانیان همسایه ات

 

دل که شد از آن تو بیت الحرامش می کنی

هر که گردد زائرت اول سلامش می کنی

روز محشر صاحب قدر و مقامش می کنی

هرکه باشد ، هشت جنت را به نامش می کنی

دست زوار شما در حشر در دست شماست

بلکه باشد نامه ی اعمال او در دست راست

 

درد جان خلق را درمان تویی ، دارو تویی

کبریا مظهر ، علی آیین ، محمدخو ، تویی

هشتمین آیینه دار حسن ذات هو تویی

هم جمال غیب هو ، هم ضامن آهو تویی

زائر قبر تو نزد تو عزیز از ابتداست

احترامش می کنی زیرا که زوار خداست

 

آسمان ها سفره ی رنگین احسان تواَند

آسمانی ها سر این سفره مهمان تواَند

قدسیان دنبال آهوی بیابان تواَند

عرشیان پیوسته زوار خراسان تواَند

هم ادب در آستانت شخص موسی می کند

هم نسیم بارگاهت کار عیسی می کند

 

نار اگر نام از خراسانت برد نورش کنند

نور اگر دور از نگاهت اوفتد کورَش کنند

گر به شیطان چشم رحمت وا کنی حورش کنند

وای بر آن کس که فردا از شما دورش کنند

زائرت را وقت جان دادن چو آیی بر سرش

این عجب نبود که از رافت بگیری در برش

 

ای همه درهای صحنت خلق را باب الجواد

وی همه عالم مرید و کوی تو باب المراد

تا قیامت از گدا آید عنایاتت زیاد

زائر تو با تو محشور است در روز معاد

خوش به حال آن که روز حشر کارش با رضاست

نقش پیشانی زوار حریمت ، یا رضاست

 

کاش قلبم بر کبوتر های صحنت دانه بود

کاش جانم گرد شمع زائرت پروانه بود

کارم از اول گدایی بر در این خانه بود

هر که شد دیوانه ی کوی شما فرزانه بود

خادم در بار تو فخریه بر شاهان کند

کفشدار آستانت ناز بر رضوان کند

 

ای سرم خاک ره جاروکشان صحن تو

صورت خورشید ، فرش آستان صحن تو

پرچم نصر الهی سایه بان صحن تو

بال جبراییل چتر آسمان صحن تو

بس که آقا و رئوفی و شفیقی یا رضا

با گدایان درِ خود هم رفیقی ، یا رضا

 

(شعر از استاد مداحی حاج غلامرضا سازگار)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٠ آذر ۱۳٩٤

20 آذر سالروز تولد دومین فرزندم است. امسال بخاطر اینکه روز تولدش مصادف شده با شب شهادت امام رئوف حضرت ثامن الحجج آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام ، تصمیم گرفتیم جشن تولدش رو یه روز دیرتر برگزار کنیم تا همزمان با شب اول ماه ربیع الاول باشه.

 

بلاخره دوربین دوچشمی 20 در 110 جدید به دستم رسید.

 

دوربین دوچشمی قدرتمند جدید با بزرگنمایی 20 برابر و قطر عدسی شیئی 110 میلیمتر

 

این دوربین سنگین 6 کیلویی رو حتما" باید روی یه سه پایه­ی محکم و استواری مستقر کرد تا بشه ازش برای رویت هلال استفاده کرد. انشاءالله فردا از این دوربین برای رویت هلال ربیع الاول استفاده میکنم. البته هلال ربیع الاول رو با چشم غیر مسلح هم میتونیم ببینیم ولی برای اینکه دستم برای کار با این دوربین راه بیفته و چشمم به میدان دید 2.5 درجه­ای اون عادت کنه ، رصد رو با این دوربین انجام میدم. امروز توی خونه یه بار این دوربین رو روی سه پایه بستم و تعادل وزنش رو میزان کردم تا فردا کارم راحتتر باشه. اصولا" حتما" باید قبل از استفاده هر ابزار اپتیکی و عکاسی جدید در محیط عملیاتی ، اون رو در محیط غیر عملیاتی آزمایش کرد تا از درست بودن همه چیز اطمینان خاطر بدست بیاریم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٠ آذر ۱۳٩٤

سحرگاه پنج شنبه 19 آذر برای رویت هلال صبحگاهی صفر 1437 و تمرین عکاسی به همراه همسرم و جمعی از دوستان و همکاران به کنار زاینده رود رفتیم. عکسهای زیر نتیجه­ی فعالیت این روز است.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٤

امروز یکی از دوستان کوهنورد تشریف آوردند دفترم و در مورد کارهای هیات با هم گفتگو کردیم و برخی انتظارات ، نقدها و گله­های همنوردان و گروههای کوهنوردی رو مطرح کردند. برنامه­ها و کارهایی رو که تاکنون انجام دادم و همینطور برنامه­ها و کارهای متعدد دیگری رو دارم پیگیری میکنم و انشاءالله به نتیجه میرسونم رو براشون توضیح دادم.

 

با تعجب پرسیدند پس چرا این فعالیتها رو نمیگین؟! خیلیها خبر ندارند و احساس میکنند هیات رها شده و یا کار مهمی در حال انجام نیست.

 

گفتم در آینده­ی نزدیک اینکار رو انجام میدم اما هر کاری باید در زمان خودش انجام بشه.. اون کاری که به مصلحت همنوردان و جامعه کوهنوردی استان باشه رو بی سر و صدا اما قاطعانه پیگیری و اجرا میکنم و در زمان مناسب ، اقدامات انجام شده و نتایج حاصله رو به جامعه کوهنوردی استان گزارش خواهم کرد.

 

به ایشون گفتم که فارغ از برخی جوسازیهایی که بعضی دوستان دارن انجام میدن و یا حرفهایی که اینطرف و اونطرف میزنند ، کارهای اساسی و مهمی رو دارم انجام میدم تا انشاءالله آینده­یی کوهنوردی استان رو تضمین کنه.

 

گفتم با اینکه توجهم به انتقادات فقط تا اون اندازه­ای است که بتونم با کمک این نظرات انتقادی ، مسیر بهتری رو برای هدایت هیات انتخاب کنم و هرگز از حجم انتقادات ، جوسازیها و یا ناملایمات نه ناراحت میشم و نه این موانع تاثیر منفی در عزم و اراده­ام برای پیشبرد کارها بوجود میاره ، اما اینگونه رویکردها به نفع کوهنوردی استان و شهر اصفهان نیست.

 

گفتم که مشکل کوهنوردی استان و شهر صفهان نه کمبود منابع است و نه مشکل مدیریت. اون چیزی که الان به عنوان یه مشکل بزرگ داره خودش رو نشون میده ، عدم همدلی و رفاقت بین همنوردان و گروهها است و اینکه در این فقدان همدلی و رفاقت ، بعضا" هر کسی و هر گروهی پیگیر منافع خودشه و نه منافع جامعه کوهنوردی.

 

گفتم بنده تعهدی به جامعه­ی ارزشمند کوهنوردی دارم که به یاری خدا و کمک دوستان اون رو انجام میدم و میرم کنار اما اگر مشکل همدلی و رفاقت در بین کوهنوردان اصفهان حل نشه ، اگه 10 نفر دیگه هم بعد از بنده بیان و هر یکی بهتر از دیگری باشه ، باز هم همون جایی خواهیم بود که دیروز بودیم

 

گفتم بنده باید بیشتر وقت و انرژی خودم رو صرف هماهنگی بین جامعه کوهنوردی با عناصر و نهادهای بیرون این جامعه بکنم تا انشاءالله بتونیم شرایط مناسبتر و بهتری رو برای فعالیت همنوردانمون فراهم کنیم اما وقتی از داخل جامعه­ی خودمون (اشخاص ، گروهها و حتی بعضا" خود هیات) خودخواهی­ها ، غرض ورزیها و مشکلاتی که بدلیل نداشتن دید بلند مدت برای تشخیص منافع آتی ، مسائل حاشیه­ای و بعضا" حتی پیش پا افتاده رو بوجود میاره ، ناچار میشیم بخشی از وقتمون رو صرف رسیدگی به این امور و حاشیه­ها کنیم که این وقت ، به واقع فرصت از دست رفته است که میتونست بهره­ی بهتری برای این جامعه داشته باشه.

 

گفتم که بنده هم در گذشته و هم بویژه در زمان حاضر سمتها و جایگاههای مهم اداری و اجتماعی داشته و دارم و نشستن بر کرسی هیات کوهنوردی چیزی به جایگاهم نخواهد افزود و رزومه­ای برام تلقی نمیشه. منتی سر کسی ندارم. اومدم تا با تجربه­ی مدیریتی که دارم برخی مشکلات اصلی هیات رو با کمک خود همنوردان حل کنم. در این راه نه انتظار مادی داشتم و نه امتیازی. یه دین و تعهد تنها انگیزه­ام برای ورود به این عرصه بوده. با به ثمر نشستن برنامه­هایی که دارم ، خیلی راحتتر از اونچه که دوستان تصور میکنند از هیات خواهم رفت و از اون پس ، مثل سابق و در قالب یه کوهنورد ، حمایت کننده­ی هر کسی خواهم بود که مورد اعتماد جامعه کوهنوردی اصفهان باشه و سکان هدایت هیات رو بر عهده بگیره. مهم نیست هر یک از ما در چه جایگاهی قرار داشته باشیم ، بلکه مهم اینه که همدلی و رفاقت سرلوحه کارامون باشه و منافع جامعه کوهنوردی رو بر منافع شخصی خودمون ترجیح بدیم.

 

به هر حال امروز تنها انتظارم از جامعه کوهنوردی و همنوردانم رو که همدلی و رفاقت است بیان کردم.  




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٤

غروب دیروز توی اداره جلسه داشتم. آخرای جلسه که هوا تاریک شده بود یکی از حضار گفت به بیرون نگاه کنید ؛ عجب برفی!

 

واقعا" عجیب بود. برف با حجم زیاد در حال بارش بود و بخاطر سرای هوا خیلی زود همه جا سفیدپوش شد. در ترافیک شدید شب هنگام مرکز شهر (که بارش برف هم اون رو تشدید میکرد) به خونه برگشتم و توی حیاط چند عکس گرفتم. دوست داشتم همون موقع برای عکاسی از این رویداد کم نظیر اصفهان برم کوه صفه ، اما خیلی خسته بودم و شرایط آسفالت خیابونهای پرشیب منتهی به کوه هم برای رانندگی مناسب نبود. به همون عکسهای توی حیاط بسنده کردم.

 

 

کاکتوسها علیرغم ظاهر خشنی که دارند ، گلهاشون بسیار خوشرنگ و زیبا میشن. الله اکبر

 

امروز از ساعت 06:30 تا 14:30 سه جلسه­ی پیوسته داشتم که 8 ساعت بطول انجامید. در یکی از این جلسات بحمدالله دستاوردی بزرگ برای کوهنوردی اصفهان هم بدست اومد که خبر اون رو برای درج در سایت هیات کوهنوردی استان ، برای مسئول محترم روابط عمومی هیات فرستادم.

 

بعد از ظهر برای رفع خستگی همراه با همکاران و دوستان به کوه رفتیم. اکیدا" به همنوردانی که این روزهای به کوه میرن توصیه میکنم حواسشون به یخ زدگی معابر و سنگها باشه و حتما" از لباس و ابزار مناسب این فصل و این شرایط یخ و برف استفاده کنند.

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٤

در حالیکه بارش برف امروز زیبایی صد چندانی به نصف جهان داده بود و با کوهپیمایی در هوای سرد اما بسیار دلپذیر صفه میرفتیم تا روزی آرمانی رو سپری کنیم ، پخش دو خبر تلخ و اندوهناک ، شیرینی امروز رو به تلخکامی تبدیل کرد ؛ یک خبر غم انگیز و تاسف بار بود و خبر دوم وحشتناک و غیر قابل درک......


خبر اول این بود که صبح امروز اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد ، در مسیر خمینی شهر به نجف آباد بدلیلی نامعلوم چپ شده و متاسفانه 2 جوان دانشجو بدلیل شدت جراحات وارده در دم کشته شده و 25 نفر هم زخمی شده­اند. والله نمیدونیم باید چه کسی رو مقصر بدونیم؟ راننده رو که نتونسته ماشین رو هدایت کنه؟ پلیس رو که اجازه میده اتوبوسهای فرسوده کماکان به جابجایی مسافر بپردازند؟ مسئولین راه و شهرسازی و یا شهرداری خمینی شهر رو که در این جاده­ی پر تردد حداقل 4 پیچ تند 90 درجه ساختند؟..... امشب دو خانواده عزادار شدند. کاش قبل از وقوع چنین رویدادهای غمباری ، کاری میکردند تا احتمال وقوع این رویدادها کاهش پیدا کنه..... به هر دو خانواده صمیمانه تسلیت عرض میکنم. خوب میتونم درک کنم چه داغ سنگینی به این دو خانواده وارد شده.....


اما حادثه­ی دوم بسیار وحشتناک و غیرقابل درک است و بر حسب اتفاق ، اینبار هم نام خمینی شهر در این حادثه خودنمایی میکنه ؛ هر چند که در هر شهر و دیاری آدمهای خوب و ناخوب وجود دارند....


چند روز قبل یه خانم فرزند 4 ساله­اش که دچار پارگی چانه شده بوده رو به اورژانس یکی از بیمارستانهای دولتی خمینی شهر میبره و پزشک چانه این بچه رو بخیه میزنه و پس از انجام کار ، اورژانس حق الزحمه رو 150 هزار تومان اعلام میکنه. اون خانم ظاهرا" توان مالی برای چنین هزینه­ای رو نداشته. اون به اصطلاح پزشک هم در عین ناباوری دستور میده چون اینها نمیتونند هزینه رو بپردازند، بخیه­های چانه اون بچه رو باز و اون رو با چانه خونین و شکافته شده به همراه مادرش از بیمارستان بیرون کنند!!!!!!!!!!!!! بخدا نمیدونم چی باید بگم یا بنویسم......

 

این فرد و افرادی که همراهیش کردند نه ایرانی هستند ، نه مسلمان و نه حتی آدمیزاد و البته اونها رو حیوان هم خطاب نمیکنم چرا که حیوانات به اینها شرف دارند..... فقط 4 روز از اربعین و پخش صحنه­های زیبا و تمام نشدنی ایثار و از خود گذشتگی بیشتر نگذشته که شاهد چنین حادثه­ای هستیم.....

 

صحنه­ی گفتگوی یکی از شیعیان عراق دوباره در نظرم میاد که خطاب به خبرنگار ایرانی که میگفت ما در هر بار آب خوردن میگوییم یا حسین پاسخ داد: یا حسین رو باید با دلت و با عملت بگی. گفتن زبانی کافی نیست.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٤

شکر خدا برادرم تونست علیرغم تمامی موانع و مشکلاتی که سر راهش بود به همراه چند تن از دوستان و بچه محله­هامون در تهران ، به زیارت اربعین و پیاده­روی حماسی این ایام مشرف بشه و به سلامت به کشور برگرده (البته اونطور که تعریف میکرد قبل از رفتن و در شهر مهران بدلیل ازدحام و شلوغ کردن ناگهانی جمعیتی که مشتاق رفتن بودند اما مدارک لازم رو به همراه نداشتند ، یه ضربه­ی محکم باتوم نصیبش شده بود....ولی خوب ؛ برای کسی که میخواد بدونه در اون پیاده­روی مشهور از کربلا به کوفه و از کوفه به شام حال اهل بیت چگونه بوده ، این آسیبها هم بخشی از روایت ماجراست).

برای خوش­آمد گویی به برادرم پیش از ظهر پنج شنبه همراه همسرم به تهران رفتیم. مادرم ، خواهرام و فرزندم که در تهرانه خونه رو آماده کرده بودند. ساعت 19 برادرم رسید و همراه با جمع خانواده و همسایه­ها ازش استقبال کردیم. دود اسپند و قربانی و گل و شرینی حکایت از خوشحالی همه­ی اهل خونواده از رفتن و برگشتن این سفر معنوی داشت. توی خونه خیلی زود صحبت حاشیه­های سفر پیش اومد و برادرم هم گفت اونچه رو که این روزها خیلیها میگن و تصاویرش رو داریم میبینیم ؛ عملکرد غیر قابل توصیف و بسیار آرمانی شیعیان عراق در پذیرایی و مهمان نوازی از زائران اربعین

کارهایی رو از شیعیان عراق داریم میبینیم و حرفهایی رو از اونها میشنویم که نشون از عمق عشق و محبت و ولایت پذیری اونها داره و بی تعارف باید بگم که بسیاری از ما ، خیلی خیلی خیلی از اونها عقبتر هستیم..... مستندساز تلویزیون از یه خادم یکی از موکبهای شیعیان عراق که در حال تلاش بسیار بود و روزهای زیادی به خدمت به زوار مشغول بود پرسید در قبال این خدمت از امام حسین علیه السلام چی میخوای؟ با گریه پاسخ داد: از حضرت زهرا سلام الله علیه خواستم کمکم کنه تا هیچ چیزی از امام حسین علیه السلام نخوام. من برای عشقم دارم خدمت میکنم و این خدمت خیلی خیلی ناچیزه و به حساب نمیاد.... به راستی اگه ما بودیم در پاسخ چی میگفتیم؟

برادرم میگفت و خودمون هم در برنامه های رسانه دیدیم و شنیدیم که شیعیان عراق با اینکه خیلی وضع مادی مناسبی ندارند اما از زندگیشون میزنند تا به زائران خدمت کنند.... الله اکبر..... بسیاری از ما ، از اضافات زندگیمون برای دیگران خرج میکنیم و نه از اصل سرمایه و زندگی. اصلا" ما ضرب المثل داریم که میگه چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است.... ولی اونا یه مدل دیگه فکر و عمل میکنند....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٤

حسین جان ؛ آقا جان

حکایت دلهای ما حکایت همین برگهای پاییزی است که بعضا" خشک و پوسیده و آفت زده شده اما وقتی نور خورشید به این برگها میتابه میتونند علیرغم تمام اون معایب ، زیبا و خوش رنگ بشند.....

 

آقا جان ؛ دلهای ما فرسوده و افسرده است و تنها زمانی از این کسالت و بد رنگی درمیاد که خورشید عشق و محبت و لطف و عنایت شما به این دل بتابه.....

 

 

حسین جان ؛ نور ولایت و کرامت بی اندازه­ی شما همیشه و همه جا بوده و هست. کمکمون کن تا از دلامون زنگار بزدائیم و اون رو در معرض تابش نور خورشید بی همتای شما قرار بدیم.....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آقا جان ؛ این قلیل رو از این دوستدار ناچیزت قبول بفرما




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٤

بامداد امروز برای دیدن طلوع خورشید و عکاسی از برگ ریزان پاییزی به کنار زاینده رود رفتم.

 

عکسهایی رو که گرفتم در قالب دو آلبوم در این کلبه درویشی قرار میدم. آلبوم اول با کادر عمودی و آلبوم دوم با کادر افقی گرفته شده. به سان برگ سبزی تحفه­ی درویشی ، تمام این مجموعه رو تقدیم میکنم به محضر آقام سید الشهداء اباعبدالله الحسین علیه السلام و مولا قمر بنی هاشم ابوفاضل اباالفضل العباس علیه السلام.

 

اگر این عکسها مورد توجه شما قرار گرفته ، صلواتی به محضر این دو مولا تقدیم کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٤

دیروز نتونستیم بریم کوه. امروز برای جبران مافات تنهایی رفتم و با رسیدن به تخت سیاوش ، یکی از مسیرهای دست به سنگ رو طی کردم و خودم رو قبل از غروب خورشید رسوندم قله.


اعضای محترم گروه کوهنوردی رادمان دقایقی بعد به قله رسیدند. خیلی خوشحال بودم که میدیدم اکثر قریب به اتفاق این همنوردان از کلاه ایمنی استفاده میکنند. در بین راه هم شاهد این بودم که استفاده از کلاه ایمنی بین کوهنوردان صفه داره به یه فرهنگ تبدیل میشه و این خیلی خیلی اهمیت داره. خدا رو شکر


روی قله منتظر غروب خورشید شدم تا عکس بگیرم. بعضی وقتا بازی نور و ابر در موقع طلوع و یا غروب خورشید به گونه­ای است که نمیدونی داری منظره رو ثبت میکنی یا یه نقاشی رو..... هر چی که هست ، زیباست




 

این روزها دلم کربلاست و مرتب با خودم میگم کاش امسال رفته بودم.....

 

معلوم نیست تا سال دیگه زنده بمونم. همه­ی ایام متعلق به آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در این تردیدی نیست اما حال و هوای اربعین یه چیز دیگه است. شاید به این خاطر که فقط توی این ایام خاص و ویژه است که میتونی صحنه­های ناب عشق بازی عاشقان اقا امام حسین علیه السلام رو به وفور و در همه جا ببینی...... صحنه­هایی که وقتی اونها رو با محبت و خلوص خودت مقایسه کنی ، میتونی بفهمی که عیار محبتت به آل الله چقدره......

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۸ آذر ۱۳٩٤

بعضی وقتا یه چیزی به دل آدم میفته و به زبون میاره که یه جور گله از یار محسوب میشه ، و عجبا که یار چقدر زود این گله رو بگونه­ای پاسخ میده که دل عاشقش رو بدست بیاره و بهش بفهمونه که : این هم بخشی از راه پر کشش عشقه اما بدونید که هواتون رو دارم.....

دیشب به مناسبتی و با دیدن عکس ضریح مقدس حضرت اباالفضل العباس علیه السلام درخواستی توأم با گله از ذهنم عبور کرد.... امروز خبردار شدم همون دیشب جواب این گله رو بهم دادند..... چی بگم از لطف و بزرگواری این آقا که هر چی بگم حتی بیان کننده­ی ذره­ای از آقایی و مرحمت ایشون نیست.....

جانم اباالفضل....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۸ آذر ۱۳٩٤

سال گذشته در چنین شبی از ماه قمری ، در تب و تاب رفتن به سرزمین عشق و دیار عاشقان بودم. از عصر عاشورا حال و هوای زیارت داشتم و بحمدالله کرم و مرحمت حضرت یار شامل حالم شد تا در اونجا ببینیم اون چیزی رو که برام مقدر شده بود.


امسال اما تا امشب ، حال سال قبل رو نداشتم ولی جرقه­اش امشب برام زده شد.... از فردا تا پایان بعد از ظهر شنبه 30 صفر ، رنگ لباسم رو همرنگ رنگ عشق میکنم.....

 

امشب داشتم به مداحی حاج علی انسانی گوش میکردم که روضه پر درد به میدان رفتن حضرت علی اکبر علیه السلام رو میخوند ؛ و این روضه و بیان حال حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در به میدان رفتن جناب علی اکبر علیه السلام چقدر جانسوز است.....

 

حالم دگرگون شده بود و در همون حال برای اجابت خواسته­ی برادرم که به مرز مهران رفته دعا کردم..... قدری که از روضه گذشته بود به حضرت لسان الغیب حافظ عرض کردم که میخوام امشب از زبان شما در مورد کربلا بنویسم. سراغ دیوان حضرتش رفتم و به نیت همین روضه­ی حضرت علی اکبر علیه السلام که گوش میکردم ، دیوان رو باز کردم که این غزل اومد:

 

از من جدا مشو که توام نور دیده­ای

آرام جان و مونس قلب رمیده­ای

 

از دامن تو دست ندارند عاشقان

پیراهن صبوری ایشان دریده­ای

 

از چشم زخم خویش مبادت گزند از آنک

در دلبری به غایت خوبی رسیده­ای

 

منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان

معذور دارمت ، که تو او را ندیده­ای

 

صل الله علیک یا باب الحوائج یا مولانا یا علی اکبر ابن الحسین الشهید علیه السلام.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٦ آذر ۱۳٩٤

امروز بنا بود برای پیاده روی در حاشیه زایده رود به همراه همکارانم به پل کله و باغ بهادران بریم اما دیشب بدلیل پا درد نسبتا" شدید همسرم ناچار شدیم برنامه رو کنسل کنیم.


اول صبح کار کاشت تتمه­ی گلهای بنفشه رو در گلدونها به اتمام رسوندم. چند روز قبل وقتی از نجف آباد به اصفهان برمیگشتم ، سه صندوق گل بنفشه دیگه خریدم. اینها رنگهایی بودند که در خرید قبلی نبود. این بنفشه­ها از بذر F1 هلندی بعمل اومدند و برای همین کیفیت بسیار بالا و گلهای بسیار خوشرنگ و درشتی داره.


اوضاع و احوال گلخونه­مون امسال بدلیل وجود یکی دو مدل آفت و کرمهای برگ خوار قدری نامناسب شده بود اما باز هم چیزهایی توی خودش داره!!


این گلهای تاج خروس از ریخته شدن بذر گلهایی که خریده بودم دوباره بعمل اومدند و گلهای زرد و نارنجی و سرخ قشنگ و کوچولویی دادند.

 



شمعدونیها امسال مورد هجوم کرم برگ خوار قرار گرفتند. سمی تهیه کردم که باید ازش استفاده کنم. اما هنوز هم دارن مرتب گل میدن

 

این گلهای حسن یوسف هم در اثر ریخته شدن بذر گلهای حسن یوسف توی یه گلدون دیگه ، بصورت اتفاقی رشد کردند و یه گلدون متراکم و قشنگ رو برامون آفریدند.

 

این گلدونهای کوچک Calandrinia Grandiflora(خرفه صخره­ای) است که بذرشون رو شهریور ماه کاشتم و انشاءالله برای ایام نوروز به گل خواهند نشست

 

گلهای کراسولا که در گرما سبز رنگ بودند ، با سرد شدن هوا به رنگ قرمز سیر دراومدند!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٥ آذر ۱۳٩٤

امروز حدود 3 ساعت از کارخانه پیشرو دیزل آسیا که تولید کننده انواع خودروهای حمل و نقل درون شهری (ون ، مینی بوس ، اتوبوس ، اتوبوس BRT و اتوبوس فرودگاهی) است و در نجف آباد قرار داره بازدید کردم. شهرداری اصفهان تاکنون سفارشهای مختلفی رو به این شرکت داده.

طی این بازدید با توانمندیهای فنی و مهندسی این شرکت و همت اونها برای کارآفرینی در استان آشنا شدم. از یه جهت باعث خوشحالیم بود که در این عرصه تا حد زیادی از تولید داخلی داریم استفاده میکنیم. بجز موتور و گیربکس ، تمام قطعات و مواد مورد نیاز در خطوط تولید این کارخانه در داخل کشور و بعضا" توسط خود شرکت تولید میشه.

شاسی ، موتور و گریبکس این مینی بوس خارجی است و اطاق و تمام تزئینات داخلی ایرانی. خیلی از این ماشین خوشم اومد. زیبا و جادار بود با سقفی بلند. یه مدل دیگه از این مینی بوس رو با طولی بیشتر تولید میکنند که دارای دو درب است و 38 نفر ظرفیت مسافر (نشسته و ایستاده) داره.

اتوبوس با موتور پایه گازسوز یورو 6 بنز آلمان. شاسی و بدنه و تزئینات داخلی تماما" ساخت ایران (شاسی دارای تاییدیه موسسات و کارخانه های مهم آلمان است).

اتوبوس فرودگاهی. جای این اتوبوس در فرودگاه اصفهان خالیه....

اما از یه جهت دیگه وقتی مشکلاتی که اونها در بحث بازاریابی و برخوردهای بعضا" نامهربانانه­ی برخی نهادها و دستگاههای اجرایی (که باید بجای خرید کالای چینی ، با خرید تولیدات کارخانه­هایی از این دست ، از تولید داخلی حمایت کنند) دارند رو شنیدم که حتی باعث شد اشک یکی از مدیران ارشد کارخانه در حین توضیح مشکلشون سرازیر بشه ، متاسف شدم.

تلاش میکنم در حوزه کاری خودم در شهرداری و با استفاده از اختیارات و وظایفی که به عنوان ذیحساب شهرداری دارم و با کمک همکارانم در بخشهای دیگه شرایطی رو بوجود بیاریم که این شرکت و شرکتهای مشابه ، بیش از پیش دیده بشن و شرایط بهتری برای حضور در مناقصه­های بزرگ خرید اتوبوسهای شهری براشون فراهم بشه.

به مدیران این کارخانه گفتم که در قبال این حمایتها ، این شرکتها هم باید تلاش کنند تا کیفیت محصولاتشون رو افزایش بدهند و سعی کنند قیمت تمام شده تولید رو به حداقل ممکن برسونند تا در آینده از نظر قیمت هم بتونند با تولید کنندگان خارجی رقابت کنند.

خوشبختانه این شرکت به برنامه جامع برای توسعه و ایجاد خطوط تولید جدید و بازاریابی در سطح منطقه رو در دستور کار داره. شرکت پیشرو دیزل آسیا به همراه شرکت زرین خودرو (وابسته به وزارت دفاع و مستقر در زرین شهر) 2 کارخانه بزرگ تولید اتوبوس شهری در استان اصفهان هستند که شهرداری اصفهان در جهت حمایت از این 2 شرکت قراردادهای مختلف و مهمی رو با اونها منقعد کرده و اتوبوسهای تولیدی این دو شرکت الان در ناوگان سازمان اتوبوسرانی اصفهان در حال سرویس دهی به شهروندان محترم هستند.  




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٤ آذر ۱۳٩٤




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢ آذر ۱۳٩٤

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱ آذر ۱۳٩٤

شاه بیت اقداماتی که منجر به رویدادهای تلخ سال 1388 شد چی بود؟ عبور از مرز قانون توسط هر دو طرف ماجرا ؛ یکی قبل از انتخابات و دیگری بعد از انتخابات.

مثل اینکه قانون گریزی در خون ما ملت جریان پیدا کرده و هر یک از ما به خودمون حق میدیم هر جا که مصالح شخصی و یا گروهیمون ایجاب میکنه ، قانون رو زیر پا بذاریم و بگیم: قانون خوبه اما برای همسایه!!

دیشب مسابقه فوتبال بارسلون و رئال مادرید برگزار شد. در این مسابقه کم نبود صحنه­های مشکوک داوری اما قانون مداری تمام بازیکنان باعث شد که حتی یه اعتراض ساده رو هم شاهد نباشیم چه برسه به مسائل حادتر.

اینها رو گفتم تا به این نکته بپردازم که یکی دو روز قبل ، یه اجتماع سیاسی با گرفتن مجوز رسمی از وزرات کشور در ورامین برگزار شده. فارغ از اینکه چه کسانی در این جمع حضور داشتند و یا سخنرانی کردند ، موضوع مهم اینه که این اجتماع دارای مجوز رسمی و قانونی بوده و بنابراین کسی نمیتونسته مانع برگزاری اون بشه ، مگر خود مرجع قانونی ذیربط و یا قوه قضائیه.

اما ظاهرا" عده­ی دیگری که تفکرات سیاسی اونها با اجتماع کنندگان سازگاری نداره ، بدون اینکه مجوزی برای تجمع داشته باشند ، به قول خودشون خودجوش و آرام (که این دو واژه جایی در قوانین کشور نداره و مجوز قانونی محسوب نمیشه) در محل اجتماع فوق­الذکر حضور پیدا میکنند ، تا اینکه با بالا گرفتن تنشها کار به درگیری فیزیکی میرسه. چندی قبل هم مورد مشابهی در شیراز پیش اومده بود.

در اینکه عده­ای از کسانی که در رویدادهای سال 88 علم حمایت از رأی مردم رو بلند کردند اما در واقع سر سپرده دشمنان این کشور بودند (اگر نگیم اینکار رو عمدا" انجام دادند حداقلش اینه که بسیار کوته بین بودند و بصیرت لازم رو نداشتند) تردیدی نیست. اما حتی این موضوع هم نمیتونه باعث بشه ما به صلاح دید شخصی و گروهی خودمون ، یه زمان زیر علم قانون­مداری سینه بزنیم و یه زمان دیگه خودمون رو فراتر از قانون بدونیم و هر کاری که دوست داریم انجام بدیم.

مقام معظم رهبری مد ظله العالی بارها و بارها لزوم و وجوب رعایت قانون رو متذکر شدند. ایشون در بیانات اخیر این چند ماهه هرگز کسی و یا کسانی رو به رفتارهای فرا قانونی دعوت نکردند و دستوری در این زمینه نداده­اند. آنچه حضرت ایشون ما رو بهش فراخوندند داشتن بصیرت است و نه اقدامات احساسی. البته هر زمان که مقام معظم رهبری تکلیف دیگری رو مشخص کنند ، طبق همون تکلیف عمل خواهیم کرد.

به هر حال هیچیک از ما نباید رفتار و عملکردی داشته باشیم تا دیگران اینگونه برداشت کنند که ما تا زمانی تابع قانون هستیم که منافعمون رو تامین کنه و اگر منفعت شخصی و گروهی ما چیز دیگری باشه ، اونوقت متون قانون برامون همانند همون مدارک دانشگاهی خواهد بود که یه زمانی یه نفر اونها رو به کاغذ پاره تشبیه کرده بود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱ آذر ۱۳٩٤

به جرات میشه گفت هیچ خانواده ایرانی نیست که از زرشک بعنوان یه ماده غذایی خوشمزه و خوش­خوراک استفاده نکنه. زرشک پلو جزو غذاهای اصیل ایرانی است که وقتی با آب زعفران هم مخوط بشه ، رنگ و رویی بسیار زیبا و طعمی بسیار بسیار لذیذ پیدا میکنه.

اما یکی دیگه از روشهای مصرف زرشک که از تفت دادن و سرخ کردنش خیلی بهتره و علاوه بر طعم طبیعی ،خواص دارویی و درمانی هم داره ، استفاده از آب زرشک است. تقریبا" در تمامی آب زرشکهایی که در مغازه­ها فروخته میشه انواع و اقسام اسیدها (بویژه جوهر لیمو) رو به آب زرشک اضافه میکنند تا مثلا" ترش­تر و خوشمزه تر بشه. بعضی وقتا این معجونی که ارائه میشه اونقدر ترشه که باید داخلش نمک بریزید تا اولا" قابل تحمل بشه و ثانیا" موجب افت ناگهانی فشار خون نشه. چنین معجونی (بخصوص همراه با نمک) نه تنها هیچ خاصیتی نداره بلکه میتونه برای خیلیها حکم سم رو داشته باشه. بهتره آب زرشک رو خودتون توی منزل درست کنید ؛ کاری که ما در این یکی دو روزه انجام دادیم.

برای اینکار زرشک تازه (که الان در خیلی از میوه فروشیها عرضه میشه) رو تهیه کرده و پاک میکنید. بوته زرشک دارای تیغهای بلند و بسیار تیزی است و باید مراقب بود که به بدن فرو نره چون درد بدی داره. پیشنهاد میکنم قبل از آغاز تمیز کردن زرشک ، با قیچی باغبونی و یا قیچی آشپزخونه ، تیزی تمام تیغها رو بچینید و بعد کار پاک کردن رو آغاز کنید.

دونه­های زرشک با یه زائده چوبی باریک به شاخه متصل است. این زائده ها باید گرفته بشه و به همین دلیل کار تمیز کردن زرشک یه مقدار زمان میبره. در هنگام تمیز کردن ، تمام دونه­هایی رو که خراب و یا فاسد شده­اند رو دور بریزید. اینکار برای بالا بردن کیفیت نتیجه نهایی خیلی خیلی اهمیت داره و در واقع فوت کوزه­گری تهیه آب زرشک خوشرنگ و خوش طعم است.

پس از تمیز کردن دونه­های زرشک ، اونها رو با آب سرد بشورید و توی یه ظرف غیر فلزی بریزید و به ازای هر نیم کیلو زرشک پاک شده ، حدود 2 لیتر آب سرد هم بهش اضافه کنید و توی یخچال بذارین تا 48 ساعت بمونه.

بعد از این مدت دونه­ها رو از آب (که حالا رنگ قرمز بسیار خوشرنگی گرفته و ترشی مختصر و مطبوعی داره) جدا کنید و توی یه ظرف دیگه با دست له کنید و بچلونید و مایع حاصل (که کمی غلیظ است) رو با اون آب قرمز رنگ مخلوط کنید تا طعم ترشی اون رو بیشتر کنه. آب زرشک طبیعی شما آماده شد.

برای نگهداری آب زرشک ، حتما" و حتما" باید از ظروف شیشه­ای استفاده کنید و اون رو در یخچال نگه دارید. اگه آب زرشک رو در دمای اطاق قرار بدین و یا از بطری پلاستیکی استفاده کنید ظرف مدت کوتاهی آب زرشک تبدیل به مایع اسیدی بسیار ترش مزه و گازدار میشه که مصرفش برای دستگاه گوارش مناسب نیست.

برخی از خواصی که برای آب زرشک طبیعی در کتابهای طب سنتی ذکر شده عبارتند از:

تقویت سیستم ایمنی بدن
حاوی مقادیر قابل توجهی ویتامین ث
تصفیه کننده خون
تنظیم فشارخون
تنظیم قند خون
پایین آورنده چربی خون
پایین آورنده اوره
شستشوی کبد و کلیه
بهترین دوست کبد و پوست
روشن کننده پوست صورت
بهترین در درمان آفت دهان
مفید در درمان جوش صورت و بدن
بهبود گوارش و کوچک کننده شکم
مفید در درمان سنگ کیسه صفرا
رفع عطش (بهترین برای افرادی که بیش از اندازه به آب احساس نیاز می کنند )

نوش جان و گوارای وجود




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ