خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥

دیروز (یکشنبه 29 فروردین) اونقدر هوای قله عالی بود که دوست داشتم همونجا بمونم و روی سنگها دراز بکشم و خیره بشم به آسمون بسیار آبی و ابرهای بسیار سفید و اونقدر نگاه کنم تا موعد غروب خورشید در این آسمون دلفریب فرا برسه اما همراهانم باید برمیگشتند و مایل به اینکار نبودند.

 

امروز اما کار نیمه تمام دیروز رو به اتمام رسوندم. برای ارزیابی نهایی بخشی از مسیر تنوره خاکی که باید ایمن سازی بشه به اتفاق تنی چند از همنوردان و دوستان رفتیم صفه ، سپس دقایقی رو همراه دو تن از همکارانم نزدیک قله بودیم و بعد هم بیش از یک ساعت و نیم تنها نشستم و به آسمون نگاه کردم و عکس گرفتم. در آخرین دقایق باد خیلی سردی وزیدن گرفت طوری که علیرغم استفاده از بادگیر لرز به تنم افتاده بود. اما موندم تا غروب خورشید رو ببینم ؛ و چه زیبا و رویایی بود این صحنه ی همیشه جذاب.....

 

 

 

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٥

بلاخره طلسم کوه نرفتنهای سال 95 شکست و تونستیم اولین کوهپیمایی امسال رو در صفه انجام بدیم. حدود یک ماه بود که تقریبا" هیچ ورزشی انجام نداده بودیم و برای همین خیلی ملایم حرکت کردیم. مثل همیشه ی ایام بهاری ، هوای قله عالی بود و بازی نور و ابر ، جذاب و دیدنی....


 

وقتی بالای کوه نشسته بودیم و جای دوستان خالی تنقلات و نوشیدنی میخوردیم ، نوشیدنی که یکی از همراهان آورده بود دست مایه ی نشاطی دوستانه شد. این نوشیدنی در اصطلاح شربت آلبالو نامیده شده بود اما نه به شربت شبیه بود و نه اثری در آلبالو در اون دیده میشد!!! بیشتر شبیه به این بود که تنه ی فلاکسی که آورده بودند خورده باشه به یه دونه آلبالو (و یا هسته ی آلبالو!!) و یکی کمی رنگ گرفته باشه و بخشی از این رنگ نفوذ کرده باشه به درون فلاکس!!

 

بلاخره پس از سالها تلاش برای استفاده از روشی در مدیریت توزیع منابع مالی شهرداری ، این روش در روزهای پایانی سال 94 توسط شورای اسلامی شهر به شهرداری ابلاغ و جزو الزامات سال 95 شد. اولین بار در سال 1381 بود که به مسئولین شهرداری پیشنهاد پیاده سازی این روش رو داده بودم اما بنا به دلایل مختلف ضرورت اینکار حس نشد. در تمام این مدت و به مناسبتهای گوناگون دوباره حرف و ایده ام رو مطرح کرده بودم. خوشبختانه این ضرورت بلاخره پذیرفته شد. در عین حال میدونم که این رویکرد جدید مثل یه جراجی میمونه که به هر حال درد و مشکلات خودش رو داره اما اگر بیمار در صدد بهبودی باشه باید این درد رو تحمل کنه و به الزاماتش تن بده تا به عافیت برسه. مهمترین کار این روزهای من اینه که برای مسئولین رده های مختلف نحوه کارکرد این روش و نقش اونها رو در این مهم توضیح بدم. همراه کردن تمامی عناصری که در اجرای یه برنامه موثر هستند ، جزو مهمترین کارهایی است که باید مجری و مدیر برنامه انجام بده تا شانس موفقیت برنامه بیشتر و بیشتر بشه.

 

اولین همراهی با گروههای کوهنوردی سال 95 رو دوشنبه 23 فروردین انجام دادم و همقدم همنوردانم در گروه کوهنوردی پرواز شدم. این برنامه هم جزو منظم ترین کوهپیمایی هایی شد که طی هفته ها و ماههای اخیر با گروههای کوهنوردی اصفهان داشتم. انضباط گروهی ، توجه به مسائل ایمنی و انجام حمایت در نقاط حساس مسیر ، بازآموزی برخی نکات فنی و نیز روحیه با نشاط و در عین حال مصمم حاضران در برنامه جلب توجه میکرد. در طول مسیر با آقایان عشاقی و بهرامی در مورد برخی تصمیماتی که در هیات گرفتیم و نیز مسائلی که میخوایم برای اتخاذ تصمیمات آتی در موردشون با همنوردان و سرپرستان گروهها مشورت کنیم ، گفتگو کردیم. راهنمائیها و نظرات خوبی رو ارائه کردند. داشتن ارتباط نزدیک با جامعه کوهنوردی چیزیه که اهمیت زیادی براش قائلم. گفتگوی نزدیک و شنیدن نظرات دوستان همنورد از جمله مهمترین ابزارهایی است که در اتخاذ سیاستهای اجرایی هیات ازش استفاده میکنم. انشاءالله این مشورتها در طول سال ادامه پیدا خواهد کرد.

چون تعداد افراد گروه زیاد بود در تخت سیاوش به همراه سه نفر دیگه از دوستان و به سرقدمی جناب عشاقی از یه مسیر دست به سنگ به قله رفتیم تا پس از مدتها ، دستام گفتگویی دلچسب با سنگ و کوه داشته باشند. روز بسیار خوبی بود.

 

 

25 فروردین با جمعی از دوستان دوباره به کوه زدیم تا ضمن کوهپیمایی مسیر جدیدی رو که میخوایم ایمن سازی کنیم دوباره ببینم. تخت سیاوش محل انشعاب مسیرهای مختلف به طرف قله است. وقتی جمعیت همنوردان زیاد باشه ایمن ترین و بهترین مسیر برای صعود به قله ، تنوره خاکی خواهد بود. از اونجایی که این مسیر مورد استفاده بسیاری از افراد عادی و غیر فنی و نیز افراد خردسال و کهنسال هم قرار میگیره ، لازمه چند قسمت کوتاه از این مسیر رو ایمن سازی کنیم. این قسمتها بخشهای کوچک و کوتاهی هستند که ضمن تنگی معبر ، با شیبهای کوتاه و تندی به پرتگاه ختم میشن. در این رابطه هیات استان ، سازمان آتش نشانی و شهرداری منطقه 5 با هماهنگی و همکاری مشترک این کار رو انجام خواهند داد.

 

 

 

 

محلهایی که باید ایمن سازی بشه روی عکس نشون داده شده.

 

برنامه های نوروزی خندوانه (بجز بخشهای مربوط به جناب خان) جزو بی کیفیت ترین برنامه های صدا و سیما و به نظر من بی معنا ترین بخش این برنامه ، مسابقه ی لباهنگ بود. در مسابقه خنداننده ی برتر ، آدم میدونست داره به چی رأیی میده (هنر بازیگر) اما در لباهنگ (که به نظر بیشتر به نوشابه باز کردن هنرپیشه های صدا و سیما برای همدیگه بود) معلوم نبود چه چیزی داره به مسابقه و رأی مردم گذاشته میشه؟؟!! شعر و ترانه و آهنگ و اجراء اصلی ترانه که مال دیگران بود و فقط باقی مونده بود ادا درآوردن (و البته موهای شونه نکرده (بقول جناب خان) و تیپ زدن با لباسهای گرون قیمت و مدل درست کردن با لباسها (مثل خود آقای جوان که پیراهن زیر کتش رو تعمدا" نامرتب میذاره بمونه))...... هیییییییییییییییییی......اگه نگم این رفتارها بخشی از همون نفوذ فرهنگی است که سالهاست داره در موردش هشدار داده میشه حداقل میشه گفت این مدل برنامه سازی نشون از سقوط بعد از یه صعود داره. در فصل دوم خندوانه بارها شاهد برنامه هایی بسیار جذاب ، شاداب و هدفمند بودیم ؛ چیزی که در فصل سوم این برنامه حداقل تا الان جاش خالیه ؛ خیلی

 

صبح امروز (جمعه 27 فروردین) بنا بود برنامه کوهپیمایی در منطقه چشمه لادور به میزبانی هیات کوهنوردی شهرستان خمینی شهر برگزار بشه اما بارش باران شدید و غافلگیر کننده که از شب گذشته آغاز و تا صبح امروز در استان ادامه داشت باعث تغییر برنامه شد. سحرگاه امروز بیدار بودم و متوجه این موضوع شدم. همون موقع تلفنی با جناب آقای حاجیان صحبت کردم و پیشنهاد دادم برای حفظ سلامتی همنوردان و جلوگیری از بروز خطر برنامه لغو بشه. اینکار انجام شد اما چون میدونستم دوستان توی چشمه لادور مستقر هستند برای اینکه سلامی به اونها داده باشم و خدا قوتی بگم ، ساعت 05:30 صبح رفتم چشمه لادور. بخاطر بارش شدید باران آبشارهای متعدد و پر آبی جریان پیدا کرده بود. به مرور همنوردان دیگری از شهرهای مختلف هم به جمع اضافه شدند. ساعتی رو در کنار دوستان به گفت و شنود در مورد برنامه های شهرستانها و هیات استان سپری و سپس مراجعت کردم. بحمدالله فضای همدلی بسیار خوبی در بین کوهنوردان ایجاد شده و همه تلاش خواهیم کرد این وحدت و انسجام رو حفظ کنیم.

 

امشب موقعی که داشتم کفشها رو واکس میزدم یاد سید کفاش خدابیامرز افتادم. قبلا" در موردش نوشتم. بدست منافقین و بوسیله نارنجک بشهادت رسید. اون موقعها شغل کفاشی رواج بیشتری نسبت به امروز داشت. سید روش کاملی برای واکس زدن کفشا داشت. ابتدا اونها رو با آب و صابون میشست و خشکشون میکرد. دو بار واکس میزد. آخر کار موقع پولیش بود. سید خیلی خوب برق به کفشا مینداخت. یه بار نشستم و کارش رو دقیق دیدم تا متوجه بشم راز این براقی زیاد چیه. متوجه شدم سید قبل از پولیش نهایی ، با اسپری کمی آب روی کفش می پاشه. حالا هر وقت که کفش واکس میزنم همینکار رو انجام میدم که باعث جلای بیشتر کفشا میشه. خدا رحمتت کنه سید جان. دعامون کنه که عاقبت بخیر بشیم و بیایم پیش شماها......




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٥

جنت ارباب دل رخسار جانان دیدن است

در چنین جنت که گفتم ، زنجبیل و حور نیست

گر تو را دیدار او باید ، برآ بر طور دل

حاجت رفتن چو موسی سوی کوه طور نیست

(شعر از: مولانا شمس مغربی)

شاید خیلیها شمس مغربی رو با شمس تبریزی اشتباه بگیرند. بعضی از اشعار این عارف وارسته رو پیر و مرشدمون در دهه 60 برامون خونده بودند. اون زمان برای آشنایی بیشتر با اشعار این عارف ، به کتابفروشیهای مختلف در تهران مراجعه کردم. جالب بود که بسیاری از اونها میگفتند شما شمس تبریزی منظورتونه؟

بلاخره دیوان شمس مغربی رو در کتابی که 6 دیوان دیگه رو هم در خودش جای داده بود پیدا کردم. در جای جای اشعار شمس مغربی به معرفت النفس اشاره میشه. شعر انتخاب شده ی این هفته نیز دربردارنده ی همین معناست.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٥

بنام خدا

در حالیکه تا 2 ساعت قبل از غروب ، بارش اندک باران و آسمون تمام ابری رو در اصفهان شاهد بودیم اما با مشاهده تصاویر ماهواره ای پوشش ابر آسمان ایران ، احتمال میدادم که شرایط افق غربی بهتر بشه و ابرها از هم باز بشن تا بتونیم هلال زیبا رجب رو ببینیم. بحمدالله این پیش بینی محقق شد.

وقتی به طرف رصدگاه به راه افتادیم ، میدونستم افق غربی ممکنه تا 6-5 درجه از ابر پوشیده باشه. برای همین به محض رسیدن به رصدگاه و بر اساس مختصات سمت جغرافیایی هلال و با استفاده از شاخص افقی این رصدگاه (دکلهای مخابراتی کوه پنجه که در سمت جغرافیایی 248.5 درجه قرار داره) به جستجوی هلال پرداختم. من و همسرم تقریبا" بطور همزمان در ساعت 19:29 و به محض خارج شدن هلال از زیر ابر تونستیم اون رو با دوربین دوچشمی ببینیم. در ساعت 19:30 هلال رو با چشم غیر مسلح هم رویت کردم. بتدریج تمامی همراهان و افراد حاضر در کنار مزار شهدای گمنام درچه موفق با رویت هلال با ابزار و چشم غیر مسلح شدند. حلول ماه رجب و سالروز میلاد با سعادت باقر علم النبیین حضرت امام محمد ابن علی ابن الحسین علیه السلام بر تمامی مسلمانان و بویژه شیعیان حضرتش خجسته و مبارک باد

مشروح گزارش رویت هلال رجب 1437

تاریخ رصد: جمعه 20 فروردین 1395 ، 29 جمادی الثانیه 1437 ، 8 آوریل 2016

محل رصد: رصدگاه کوی دوست (بوستان شهدای گمنام درچه)

مختصات رصدگاه: عرض 32:36:38.09 شمالی ، طول 51:34:45.32 شرقی با 1621 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد

رصدگران: خانمها حبیبی ، پودزر ، کاظمی (به همراه  عروسشان) ، حیدری (به اتفاق مادرشان و مادر همسرشان) و آقایان بوژمهرانی ، تقی زاده ، حمید کاظمی ، محسن کاظمی ، همسر و پدر خانم حیدری

ابزار: دوربینهای دوچشمی 7 در 50 و 7 در 35 ، دوربین عکاسی

اختلاف ساعت محلی با زمان بین لمللی: 4.5+

 

دما: 13 درجه سلسیوس

فشار: 845.6 میلی بار فشار جیوه

رطوبت: 56 درصد

سرعت وزش باد: 7.2 کیلومتر بر ثانیه

عمق دید افقی: 10 کیلومتر

وضعیت جوی افق غربی: افق تا ارتفاع حدود 5 درجه پوشیده از ابر ، بالاتر از آن تا ارتفاع حدود 14 درجه آسمان باز با ابرهای پراکنده و بالاتر از آن ابرهای متراکم

زمان غروب محاسباتی خورشید: 19:28:45

زمان غروب محاسباتی ماه: 20:40:41

مدت مکث ماه: 1 ساعت و 11 دقیقه و 56 ثانیه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با چشم مسلح (مختصات مکان مرکزی ، بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگران: خانم حبیبی و علیرضا بوژمهرانی

زمان: 19:29 به وقت محلی

ارتفاع ماه: 13.457 درجه

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 15.860 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 6.823 درجه

ضخامت بخشی مانی هلال:0.64 دقیقه قوسی

فاز ماه: 2.13 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 357951.49 کیلومتر

سن هلال: 27 ساعت و 35 دقیقه بعد از مقارنه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با چشم غیر مسلح (مختصات مکان مرکزی ، بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: 19:30 به وقت محلی

ارتفاع ماه: 13.256 درجه

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 15.869 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 6.829 درجه

ضخامت بخشی مانی هلال:0.64 دقیقه قوسی

فاز ماه: 2.14 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 357952.69 کیلومتر

سن هلال: 27 ساعت و 36 دقیقه بعد از مقارنه

 

مختصات هلال در زمان آخرین رویت با چشم غیر مسلح (مختصات مکان مرکزی ، بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگران: خانم حبیبی و علیرضا بوژمهرانی

زمان: 20:13 به وقت محلی (هلال در این زمان در پشت ابرها پنهان شد.

ارتفاع ماه: 4.635 درجه

عکسها

هلال در ساعت 19:43

 

هلال در ساعت 19:44

 

افق در ساعت 19:46

 

هلال در ساعت 19:51

 

هلال در ساعت 20:04

 

حفره های ماه در هلال رجب 1437




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥

پیش از ظهر سه شنبه 17 فروردین خبر دادند که پدر دامادمون پس از تحمل دوره­ای بیماری به رحمت خدا رفتند. در ایام عید بخاطر بیماری فرزندم نتونستیم بریم تهران اما اینبار لازم بود که هر طوری شده ولو برای چند ساعت خودمون رو به مراسم تشییع برسونیم. دامادمون حق بزرگی به گردن اعضای خونواده ما داره. پدر بزرگوارشون هم مرد شریف و با عزتی بود. مراسم صبح روز چهارشنبه در تهران برگزار میشد.

 

روز چهارشنبه رو مرخصی گرفتم و بعد از ظهر کمی استراحت کردم. ساعت 17:30 از خواب بیدار شدم و کمی بعد برای بازدیدهای باقی مونده از نوروز به منزل دو تن از دوستان رفتیم و حدود ساعت 10 شب برگشتیم خونه. تا ساعت 1 بامداد چهارشنبه کارهای باقیمونده رو انجام دادم و ساعت 01:08 همراه با همسرم به طرف تهران به راه افتادیم و ساعت 05:05 ماشینم رو جلوی خونه مادرم پارک کردم.

 

میخواستم از فرصت حضور در تهران (هر چند بسیار کوتاه بود) نهایت استفاده رو ببرم. چهارشنبه موعد رویت هلال صبحگاهی جمادی الثانیه 1437 بود. دوربین و سه پایه رو با خودم برداشته بودم. نماز صبح رو خوندم و دقایقی بعد همراه با همسرم به محلی در نزدیکی اتوبان محلاتی رفتیم ؛ جایی که احتمال میدادم افق شرقیش از درخت و ساختمان خالی باشه و بشه هلال رو دید.

 

وقتی رسیدیم بدلیل اینکه آشنایی با افق نداشتم چاره ای جز انتظار نبود. افق شرقی ساختمون و درخت نداشت اما در عوض تپه ی بلندی داشت به ارتفاع 4.5 درجه!! طلوع هلال حدود ساعت 6 صبح بود اما 25 دقیقه طول کشید تا هلال از پشت این تپه بیاد بیرون. هوا دیگه روشن شده بود. هلال رو دیدیم اما عکاسی جالبی نمیشد انجام بدی ؛ دو عکس گرفتم که فقط یادگاری داشته باشه!! در عکس دوم سیاره ناهید (زهره) در پایین و سمت چپ کادر دیده میشه.

 

 

 

محل رصد در نزدیکی بازار گل محلاتی بود. هر سال که به تهران میرم برای خونه ی مادرم گل میبرم و از تهران هم براشون گل میخرم. برای جبران مافات نوروزی امسال ، رفتیم بازار گل و چندین کوزه گل شمعدانی ، رز ، به لیمو ، حسن یوسف و رز مینیاتوری برای ایشون تهیه کردم.

 

برگشتیم خونه و سریع صبحونه خوردیم و رفتیم برای مراسم تشییع. دیدن صحنه های وداع با کسی که تا چند ساعت و روز قبل در بین ما بوده همیشه سخته..... در بهشت زهرا با دیدن مراسم تلقین حالم خیلی دگرگون شد..... بگذریم. ما کمی زودتر به بهشت زهرا رسیده بودیم و فرصت شد تا به زیارت مزار مرحوم پدرم بریم و با برادرانم عکسی در کنار پدر بگیریم.

 

هنوز بیماری فرزندم درمان نشده. میخواستیم بلافاصله پس از مراسم برگردیم اصفهان. برای نهار نموندیم. اومدیم خونه و وسایل رو جمع کردیم و دوباره زدیم به جاده. ساعت 12:40 از خونه مادرم به راه افتادیم.

 

خستگی و تلاش پیوسته و بدون وقفه فشار زیادی رو به چشمام وارد میکرد. در سالهای گذشته بوده مواردی که در طی 5 شبانه روز فقط 5 ساعت خوابیده باشم اما حالا دیگه بدنم جواب نمیده. توی جاده و قبل از رسیدن به کاشان این خستگی اونقدر شد که ادامه رانندگی برام سخت شده بود. وقتی رسیدیم کاشان ، توقف کردم ، از ماشین پیاده شدم ، دو دقیقه نرمش کردم و دوباره به راه افتادم!!! دیگه تا خود اصفهان راحت رانندگی کردم.

 

وقتی رسیدیم اصفهان دقیقا" 24 ساعت بود که در حال فعالیت سنگین بودم که نزدیک به 11 ساعتش رو رانندگی کردم. تقریبا" یک ساعت پس از رسیدن به منزل ، به خواب رفتم ؛ خواب عمیقی که 11 ساعت به درازا کشید!!!!




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥

بهارانه

مجموعه سوم – کادر افقی

سیزده فروردین 1395

 

 

 

 

 

 

 

به نظر خودم عکسهای دوم و ششم بهتر از بقیه شدند. ضمن اینکه عکس ششم این مجموعه به نظرم بهترین عکسی است که تا الان در بهار امسال گرفتم.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥

بهارانه

مجموعه دوم – کادر عمودی

سیزده فروردین 1395

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نظر خودم عکسهای پنجم و هشتم بهتر از بقیه شدند

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٥

طبق مصوبه 11 فروردین 1304 مجس شورای ملی ، تقویم رسمی هجری شمسی از نوروز سال 1304 در کشور مورد استفاده قرار گرفت و امروز نود ویکمین سالروز این رویداد است.

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٥

از ابتدای سال نو تا بحال بخاطر بیماری فرزندم نتونستیم از خونه خارج بشیم و بجز دید و بازدیدهای مختصر نوروزی ، بقیه ی ایام رو توی خونه بودیم. در این مدت حتی در اصفهان هم گشتی نزدیم. برای همین ، نگاهم به بهار و طبیعت از منظر دریچه ی دوربین ، به گلها و درختان حیاط منزلمون محدود شد. چند عکسی رو که طی این روزها گرفتم به مناسبت سالروز میلاد حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیه و روز بزرگداشت مقام مادر و زن تقدیم حضورتون میکنم.

 

 

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢ فروردین ۱۳٩٥

چیدن هفت سین از کارهایی است که خیلی دوست دارم. اگه تعریف از خود نباشه ، ذوقی در طراحی هدفمند (Desighn) دارم. از ترکیب عناصر مختلف و چیدن اونها در کنار هم که یه تصویر با معنا و خوش نقش رو به همراه داشته باشه لذت میبرم. شاید این دیدگاه و این علاقه ناشی از پرداختنم به عکاسی باشه. سالها پیش سفره عقد یک از بستگان رو من چیدم و بقدری اینکار رو تر و تمیز و زیبا (با مواد و وسایلی ساده) انجام دادم که یکی از بستگان طرف عروس که من رو نمیشناخت ، فکر میکرد شغل من همینه و آدرس مغازه ام رو ازم میخواست تا برم براشون سفره عقد بچینم!! توی طراحی هدفمند ، سادگی رو خیلی دوست دارم و البته میدونم که بین سادگی و شادابی (نقطه مقابل سردی و بیروحی) تفاوت از زمبن تا آسمون است.

 

چیدن هفت سین در خونه ی ما کار مشترک بنده و همسرم است. کلیات رو مشترکا" تعیین میکنیم ، چیدمان با بنده است و ویرایش نهایی هم با ایشون. امسال از گلهای طبیعی بیشترین استفاده رو برای تزئین این چیدمان بردیم. شب بو ، سنبل ، لاله ، نازنین و ژرورا در این ترکیب بندی استفاده شدند. سه میز شیشه ای پذیرایی با ارتفاعهای مختلف و میزی که سابقا" روش آکواریوم قرار داده بودم ، محل مناسب برای این طراحی و چیدمان رو فراهم کردند. از نتیجه راضی بودیم.

 

 

از دیشب دید و بازدیدها رو آغاز کردیم. یکی از بستگانمون اواخر سال گذشته به رحمت خدا رفتند و امسال عید اولشون بود. دیشب که به منزل این مرحومه رفتیم اتفاق جالبی روی داد که باعث انبساط خاطرمون شد. توی اون منزل ، عزیزان و بزرگواران متعدی حضور داشتند و بعضی از خانمها بدون استفاده از حجاب بودند. من و خانواده ام در مجالس جشن مختلط شرکت نمیکنیم و اهل فامیل هم که این رو میدونند اگه مجلسشون مختلط باشه ، ضمن دعوت ، موضوع رو بهمون میگن. بنده هم ضمن تشکر از بابت دعوت ، عذرخواهی میکنم که نمیتونم توی جشن شرکت کنیم. بعدا" و در یه فرصت مناسب و بصورت خصوصی تر به همراه همسرم به دیدار میزبانان میریم که رسم ادب رو هم بجا آورده باشیم.

 

اما جلسه دیشب مجلس جشن نبود. وقتی وارد اطاق شدم و حضار رو دیدم ، خیلی مختصر و سریع با خانمها سلام و علیک کردم و چینش خانمها و آقایون رو از نظر گذروندم. آقایون در بخشی از اطاق بیشتر بودند. بعد از احوال پرسی با خانمها سراغ آقایون رفتم و با اونها دست دادم. توی همون نظر اول ، یکی از آقایون جوان رو دیدم که جدا و کنار خانمها نشسته. بعد از اینکه با چند نفر از حضار دست دادم و احوالپرسی کردم به طرف این جوان هم اومدم و با ایشون هم دست دادم و در حالی که دستشون رو گرفته بودم و احوالپرسی میکردم تازه متوجه شدم که ایشون خانم جوانی هستند با مدل آرایش و لباس مردانه!!! تعجبابله (فکر کنم کل حضار از من متعجب بودم که چرا با این خانم دست دادم اما با دیگر خانمها فقط احوالپرسی مختصری داشتم!! چشمکنیشخند)

 

اونقدر چهره ی ایشون پسرانه و مردانه بود که همسرم (که با تمام خانمها دست و روبوسی کردند) به ایشون فقط سلام کردند و پسرم هم که نزدیک ایشون نشسته بود تا وقتی اسم این خانم رو صدا نکردند متوجه نشده بود ایشون خانم محترمی هستند که در خارج از کشور زندگی میکنند!! لبخند

 

وقتی توی راه برگشت به خونه بودیم همه از بابت این رویداد میخندیدیم و البته حدس میزدم خود این خانم هم بایت این اشتباه برداشت ما در حال خندیدن باشه. اینم از رویدادهای جالب نوروزیه دیگه لبخند




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢ فروردین ۱۳٩٥

خوب ؛ نوروز قراردادی و تقویمی که اونقدر چشم انتظارش بودیم و برای فرا رسیدنش لحظه شماری میکردیم عین برق و باد اومد و رفت و امروز دومین روز بهار 95 است.... به همین سادگی

در یه بازه ی زمانی بلند مدت ، فاصله ی ماه تا زمین و زمین تا خورشید زیادتر میشه و این دو رویداد روی سرعت چرخش ماه بدور زمین و زمین بدور خورشید تاثیر میذاره. همچنین سرعت چرخش زمین بدور خودش هم میتونه بر اثر عوامل متعدد کم یا زیاد بشه. حرکت تقدیمی کره زمین که تقریبا" هر 26000 سال یک چرخش داره باعث تغییر در زاویه تابش خورشید میشه که این خودش تغییر شرایط فصول رو به همراه داره. و در نهایت معنای همه ی اینها اینه که ساعت و روز و هفته و ماه و سالی که ما از اونها بعنوان مبنایی برای سنجش گذر زمان استفاده میکنیم ، قراردادهایی هستند که در یه دوره ی زمانی بلند مدت ، تغییر میکنند و ثابت نیستند.

رسیدن خورشید به نقطه اعتدال بهاری هم چیز خیلی خاصی نیست و تازه ، رسیدن بهار در تمام کره زمین در یه زمان واحد روی نمیده. آغاز بهار برای مردم نیمکره جنوبی زمین همزمان با آغاز پاییز در نیمکره شمالی است. همچنین مناطق استوایی کره زمین تقریبا" همیشه شرایط بهاری و آغاز و خاتمه برای بهار اونها معنای خاصی نداره.

حالا که میدونیم ساعت و روز و هفته و سال و آغاز بهار همشون قراردادهای ناپایداری بیشتر نیستند ، پس چیه که نوروز و فرا رسیدن بهار رو اینقدر برامون با ارزش و آیینی کرده؟

شاید هر کسی به فرا خور تفکر و بینش و درک خودش ، پاسخی متفاوت برای این پرسش داشته باشه. یکی از زنده شدن طبیعت بعد از مرگ ظاهری بگه ، دیگری از زدودن غبار و تیرگی ، یکی دیگه از طراوت و شادابی بهاری ، دیگری از غلبه رنگ سبز و آبی (بعنوان رنگهای زیبای زندگی) در چشم اندازها ، و باز دیگری و دیگری و دیگری......

به نظر من ، نوروز یه تمثیل زیبا است ، یه یادآوری و یه حس قدرتمند امید. نوروز در بر دارنده ی هم اون چیزهای زیبایی است که در موردش میگن. یه جامعیت ویژه.

نوروز بهمون یادآور میشه اگه نور مهر خورشیدی همراه با نسیم روحبش بهاری به تن بیجان کوه و دشت و صحرا برسه و این سه استعداد رویش رو در وجودشون حفظ کرده باشند ، شکوفا میشن و نمایی از بهشت رو بوجود میارن. وجود ما انسانها هم همانند کوه و دشت و صحرا است که مهر و عشق اگر در روح بیجانمون جاری بشه ، اگه اندک استعداد رویش روحی رو در خودمون بوجود آورده و حفظش کرده باشیم ، شکوفا میشیم و شایسته ی فتبارک الله احسن الخالقین

نوروز امید میده که اگه سرما و تاریکی پاییز و زمستون رو تحمل کنیم و داشته های زندگی بخشمون رو حفظ کنیم ، بهار دلنشین برامون فرا میرسه. مسیر زندگی و جاده ی سیر و کمال ، راه پر فراز و نشیبی است که حرکت تا انتهای این جاده صبر و استقامت زیادی رو میطلبه ؛ چیزی شبیه به حرکت در شیب تند و صخره ای یک کوه بسیار بلند. اگر بلد نباشیم و اراده نکنیم که در این مسیر ثابت قدم بمونیم و حرکت کنیم ، یا در جا خواهیم ایستاد و یا سقوط میکنیم. هر چه در این مسیر تند و پر شیب بالاتر و بالاتر میربم افق دید وسیعتری پیدا میکنیم. هر بار که در این مسیر سر به جانب قله بلند میکنیم ، میل و آرزوی وصال در ما بیشتر و بیشتر میشه و این آرزوی امید بخش ، مایه ی دلگرمی برای تحمل سختیها و حرکت بیشتر و بیشتر بطرف اوج.

اما نوروز یه یادآوری هم هست ؛ یه تلنگر جدی و اون اینکه نوروز میتونه فقط یک روز باشه و بعدش همه چی برگرده به شکل و حال قبلی..... و این خیلی سخت و دردناکه

راه غلبه بر این سختی و درد اینه که نوروز رو برای خودمون جاودانه کنیم. توی تعارفات و شادباشهای نوروزی به همدیگه خیلی میگیم "هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز" راه جاودانگی نوروز درونی ما همینه. اینکه هر روزمون رو به نوروز تبدیل کنیم. اما چطور و چگونه؟

شاید راحتترین راه این باشه که همین حس و حالی رو که دیروز برای رسیدن امروز نوروزی داشتیم ، امروز برای فردایی نوروزی حفظ کنیم. حفظ همون میل به پاک کردن دل و جان  از غبارها و زنگارها ، همون امید به فردایی روشن و تقویت اراده برای تحقق بخشیدن به این امید و باور ، همون مراقبه از پاک باقی موندن چیزی که یه بار پاکش کردیم ، همون حفظ استعداد رویش ذاتی و درونی ، همون مهر ،  همون امید ، همون خواستن ، همون حرکت رو به کمال ، همون عشق......

هر روزتون نوروز و نوروزتون پیروز باشه انشاءالله بحق علیه توکلت و علیه فلیتوکل المتوکلون




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٥

تقویم ایرانی کهه بر مبنای دوره گردش زمین به دور خورشید محاسبه میشه ، ویژگیهای خاصی داره. شاید یکی از جالبترین و در عین حال پر معناترین این ویژگیها رو در این ساعات خاص و استثنائی داریم تجربه میکنیم.

 

در تقویم میلادی ، آغاز سال جدید از ساعت صفر نیمه شب است ، یعنی همزمان با آغاز شبانه روز رسمی (شبانه روز رسمی از ساعت صفر بامداد آغاز و تا ساعت 24 ادامه داره). اما در تقویم ایرانی ، زمان آغاز سال ( یا همون تحویل سال ) متغیر است و تقریا" هر سال 6 ساعت و خورده ای به جلو میره. اینکار یکی از رموز دقت محاسباتی این تقویم است که خطای اون نسبت به دیگر تقویمهای خورشیدی ، بسیار بسیار اندک است.

 

بپردازیم به ویژگی خاص امشب. 29 اسفند تا ساعت 12 نیمه شب شنبه ادامه داشت و وقتی ثانیه شمار ساعت از 12 رد شد ، از نظر قراردادی وارد سال 1395 شدیم اما هنوز تا تحویل سال حدود 8 ساعت دیگه باقی مونده. این یعنی بطور قراردادی در سال 95 هستیم اما در واقع هنوز به آغاز سال 95 نرسیدیم. تقریبا" تمام مردم کاری به آغاز سال قراردادی ندارند و لحظه تحویل سال براشون مهمه ( و بنده هم همین رو میپسندم). این انتظار 8 ساعته خیلی شیرینه.... امید که انتظار طولانی همه ی ما روزی بسر بیاد و.....

 

امشب به ذهنم رسید سه عکس بگیرم. به ماه علاقه زیادی دارم و در این ساعات از شبانه روز ، ماه توی آسمون خودنمایی میکنه. عکس اول رو در آخرین ثانیه های 29 اسفند 1394 گرفتم ، عکس دوم رو در ساعت صفر بین سال 1394 و 1395 گرفته شده و عکس سوم هم ماه رو در اولین ثانیه های سال 1395 هجری خورشیدی نشون میده.


 

 




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ