خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٥

اولین آثار فشارهای کاری بزرگی که طی روزهای گذشته متحمل شدم امروز خودش رو نشون داد و کارم رو به اورژانس کشوند.

 

بنا داشتم امروز بعد از ظهر برم کوه اما حدود ساعت 12:30 بود که حین صحبت با یکی از همکارانم احساس کردم قفسه سینه ام درد داره و این درد رو به افزایش است. به اورژانس بیمارستان خورشید مراجعه کردم. به نظرم میرسید نباید مشکل خاصی باشه اما وقتی نوار قلبم رو گرفتند گفتند 4-6 ساعتی رو باید مهمونشون باشم!

 

تا حدود ساعت 19 سه بار نوار قلب ازم گرفتند ، قلبم رو اکو کردند تا وضعیت ماهیچه قلب رو بررسی کنند و همینطور آزمایش خون گرفتند. ظاهرا" فقط در نوارهای قلب ، بی نظمی غیر طبیعی در یکی از گرافها دیده میشد. تصمیم داشتند من رو تا صبح فردا تحت نظر نگه دارند ، اما رضایت دادم و اومدم خونه تا انشاءالله اگه عمری باقی بود برای پیگیریهای دقیقتر به یه بیمارستان تخصصی قلب و عروق مراجعه کنم....

 

جدی جدی فاصله ی بودن و نبودن ما وابستگی تام داره به یه ولتاژ بسیار ضعیف الکتریکی که باعث انقباض ماهیچه قلب و پمپاژ خون به سراسر بدن میشه. هر عاملی که این ولتاژ رو تغییر بده یا نظم این ضربان رو بهم بریزه میتونه باعث توقف ضربان قلب بشه ؛ به همین سادگی.

 

انشاءالله به حق این روز عزیز که سالروز میلاد مسعود حضرت علی اکبر علیه السلام است تمام مریضان شفا بگیرند و صحت و سلامتی دوباره بدست بیارند.

 

سالروز میلاد این شهید والا مقام دشت کربلا ، روز جوان نامگذاری شده. این روز خجسته رو به تمام جوانان این مرز و بوم بویژه فرزندانم تبریک و تهنیت عرض میکنم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٥

دیشب برای ساعاتی مهمان منزلی بودیم و بیشترین چیزی که در اون خونه بچشم میخورد محبت بود و عشق و بود و فداکاری و از خود گذشتگی برای دیگران؛ اون هم نه توسط یک نفر ، بلکه تمامی اعضای اون خونواده چنین حس و حالتی رو داشتند.

وقتی از بیرون به گذر عمر نگاه میکنیم ، رویدادهای زندگی عین یه مسیر صاف و مستقیم به نظر میرسه که به سمت هدفی مشخص به پیش میره اما وقتی درون زندگی قرار داشته باشیم احساس میکنیم که زندگی فراز داره و نشیب ، راحتی داره و سختی ، روی خوش داره و ناخوشی.....

خیلیها تصورشون اینه که در روزهای خوشی و راحتی و فراز زندگی ، باید انرژی جمع کنیم تا بتونیم در روزهای ناخوشی و سختی و نشیب ، صبوری کنیم. این تصور واقع بینانه ای است و خیلی میتونه مفید باشه.

اما کسانی که عاشقانه زندگی میکنند و مهر ورزی ، بخش جدایی ناپذیر زندگی اونها است از یه مدل خاص و ویژه ی متفاوت استفاده میکنند و اون هم اینه که از ناخوشی و سختی و نشیب زندگی هم بهره میبرند و براشون انگیزه ای میشه تا بتونند انرژی حرکت و پیشرفت و کمال رو برای خودشون و دیگران فراهم کنند. این کاری بسیار سخت است و خیلی انسانیت و فهم و کمال و تحمل لازم داره ؛ و خانواده ای که دیشب ما همصحبت اونها بودیم چنین خصوصیتی داشتند.

من و همسرم برای یه گفتگوی حداکثر 45 دقیقه ای رفته بودیم اما اونقدر در اون خونه حرفهای خوب شنیده میشد و احساسات پاک موج میزد که اصلا" متوجه گذشت زمان 130 دقیقه ای نشدیم.

به هر حال ، دیشب برامون خیلی خاطره انگیز شد. خدا رو هزاران بار شکر بخاطر این هم لطف

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد

و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش

زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات

بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم

و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا

لأن روحی قد طاب ان یکون فداک

عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم

سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند

به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ

که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٥




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٥

تا چند سال قبل و در ایام بهار تقریبا" تمام روزهای تعطیل آخر هفته رو به منطقه فریدن میرفتیم تا از فضای بی نظیر بهاری این منطقه استفاده کنیم اما الان یکی دو سالی میشه که دیگه نتونستیم اینکار رو انجام بدیم. شرکت فرزندانم در امتحانات کنکور ، لزوم مهیا کردن ترتیبات لازم برای حضور اونها در کلاسهای درس دانشگاه و همینطور افزایش حجم فعالیتهای اداری خودم باعث این موضوع شده است.

جمعه ی گذشته از فرصت پیش اومده استفاده کردیم و برای ساعاتی به فریدن رفتیم. به لطف بارندگیهای خوب بهاری امسال ، مراتع و دشت و تپه ها تماما" سرسبز بودند و انواع گیاهان بصورت متراکم رشد کرده بودند. حدود 3 ساعت در این فضا قدم زدیم و سبزیهای کوهی مورد نظرمون که به وفور در جای جای این پهنه ی زیبا از دل خاک بیرون اومده بودند رو جمع آوری کردیم ؛ آویشن ، چای کوهی ، بابونه و پونه.

روستائیان محلی که سرسبزی طبیعت رو دیده بودند با سرعت در حال شخم زدن زمینها بودند. دیم زارهای گندم و جو رشد خیلی خوبی کرده بودند. نگران بودم که توسعه بیش از پیش زمینهای کشاورزی ، بکر بودن این سرزمین رو از بین ببره و با از بین رفتن پوشش گیاهی طبیعی ، اگه دوباره خشک سالی شدیدی روی بده ، با بیابانهای بی آب و علف گسترده ای در این منطقه روبرو بشیم.

صرف نهار در سایه انداز درختانی که کنار رودخانه رشد کردند و آماده کردن چای آتیشی به واقع خستگی کار و تلاش هفته ی گذشته رو از تنمون بیرون کرد.

حضور در طبیعت با تمام خوبیهایی که داره ، بی خطر و بی حاشیه هم نیست و اگه ضوابط  مربوطه رو رعایت نکنیم ممکنه تاوان سختی از بابت این بی دقتی بدیم. وقتی به طبیعت وارد میشیم ، در واقع به حریم زندگی گیاهان و جانوران گوناگون قدم گذاشتیم. شاید خیلیها فکر کنند در بحث جانوری ، بیشترین خطر از ناحیه خزندگان گزنده (مار و عقرب) و یا جانوران درنده (گرگ و خرس) و یا احیانا" علف خواران تند خو (گراز) متوجه ما خواهد شد. بله ؛ ممکنه اینگونه به نظر برسه اما احتمال مواجه شدن با این جانوران در مقایسه با احتمال مواجه شدن با دسته ی دیگری از جانوران ، بسیار بسیار اندک است. چیزی که در طبیعت میتونه ما رو با خطرات جدی مواجه کنه و بسیار بسیار بیشتر از خزندگان و درندگان و علخواران تند خو با اونها روبرو هستیم ، موجودات بی شمار و کوچکی هستند به نام حشرات.

خوابیدن روی چمن طبیعی ، قدم زدن در آبهای کم عمق رودخونه و جویبار ، حرکت در میان انبوه گیاهان ، بازی کردن با شنهای رودخونه ای و خاک ، دست به سنگ شدن در دل طبیعت و...... میتونه لحظاتی شاد و مفرح برامون به ارمغان بیاره اما باید یادمون باشه که در تمام این لحظات بدن ما ممکنه در معرض تماس با حشرات مختلف (در اندازه های خیلی متفاوت از بزرگ گرفته تا بسیار کوچک) قرار بگیره و این حشرات بعضا" ممکنه دردسرهایی رو برامون فراهم کنه.

توصیه میکنم در فصل بهار وقتی در طبیعت حاضر میشیم با استفاده از لباس و پوشش مناسب ، تماس احتمالی با حشرات رو به حداقل برسونیم. استفاده از دستکش نخی ، کلاه و یا دستمال گردن ، جورابهای ضخیم ، گتر ، پیراهن آستین بلند ، عینک آفتابی و..... میتونه خیلی مفید باشه. بعضی حشرات بسیار خوش رنگ و زیبا هستند اما نباید گول این زیبایی رو بخوریم و سعی کنیم با اونها رفیق بشیم!! از نگاه کردن و عکس گرفتن از حشرات لذت ببریم اما به اونها دست نزنیم و بدنمون رو در معرض تماس با اونها قرار ندیم.

طی روزهای آتی عکسهایی رو که روز جمعه گرفتم در این کلبه درویشی قرار میدم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٥

شنبه 18 اردیبهشت: بعد از ظهر استراحت داشتم ؛ همین

 

یکشنبه 19 اردیبهشت: بخاطر مراجعه به یه دکتر متخصص ، کل بعد از ظهرم پر شد. پزشکی که باید میرفتیم خدمتشون فوق تخصص دارند و استاد دانشگاه هستند. وقتی رسیدیم مطب ، منشی گفتند که برای 2 شهریور نوبت داریم. خواهش کردم اجازه بدهند ما بشینیم و اگه بیمارانی که نوبت گرفته بودند نیومدند ، بتونیم بریم خدمت آقای دکتر. قبول کردند اما گفتند قولی نمیدن و ممکنه ساعتها معطل بشیم. مطب اون روز خلوت بود و بعد از 10 دقیقه ، کسی اونجا نبود و تونستیم بریم خدمت آقای دکتر. ایشون بر خلاف بسیاری از همکارانشون ، اولا" از پشت میز بلند شدند و به استقبال بیمار اومدند ، ثانیا" در طول مدت حضورمون بسیار مؤدبانه و با دقت حرف زدند و گوش کردند و در پایان هم ما رو تا دم درب مشایعت کردند. معمولا" اینگونه رفتارها رو در کشورهای غربی شاهد هستیم اما خدا رو شکر که در ایران هم هستند کسانی که علیرغم داشتن مدارج علمی بالا ، متواضعانه و مؤدبانه رفتار میکنند. خدا حفظشون کنه.

 

دوشنبه 20 اردیبهشت: بازدیدی از کارخانه تولید قند و شکر داشتم که تا سر شب طول کشید. در این کارخانه چغندر قند رو پس از تحویل گیری و شستشو و عیارگیری ، خلال میکنند و طی فرآیندی 2 ساعته از طریق مخلوط کردن این خلال با آب گرم با دمای 72 درجه ، مواد قندی رو از چغندر به آب منتقل میکنند. سپس با استفاده از مواد آهکی رنگ این آب رو تغییر میدهند تا شربت پایه برای مراحل بعدی بدست بیاد.

 

شیشه سمت چپ رنگ طبیعی شربت چغندر است و شیشه سمت راست رنگ این شربت پس از استفاده از مواد آهکی

 

شربت پایه طی چند مرحله در دمای 140 درجه و فشار 4-3 اتمسفر غلیط میشه تا به مرحله فوق اشباع برسه و کریستالهای شکر شکل بگیره. این محصول در دستگاههای سانتریفیوژ به شکر زرد تبدیل میشه و شکر زرد هم با استفاده از دستگاههای سانتریفیوژ با سرعت 1200 دور در دقیقه ضمن از دست دادن باقیمانده ی ملاس ، به شکر سفید مبدل میشه. این شکر دوباره بعنوان پایه است و میشه طی چند فرآیند دیگه ، برخی اندک ناخالصیهای اون رو گرفت و شکر ارکانیک و شکر دارویی تولید کرد. بازدید جذابی بود.

 

سه شنبه 21 اردیبهشت: جهت حضور در جلسه ستاد استهلال به تهران رفتم. هلال ماههای رمضان و شوال امسال مشکل خاصی نداره اما لازمه هماهنگیهایی رو برای رصد این دو هلال انجام میدادیم. جلسه ی خیلی خوبی بود و تصمیمات مناسبی هم اتخاذ شد.

 

 

پرواز صبحم از اصفهان به تهران سر وقت انجام شد اما در برگشت حسابی اذیت شدم. بلیطم برای ساعت 18 بود اما موقع دریافت کارت ، روی صفحه نوشته بودند 18:30. وقتی کارت رو گرفتم متصدی کانتر گفت 3 ساعت تاخیر خواهید داشت!! اما کار به اینجا ختم نشد. ساعت 21:20 وارد هواپیما شدیم اما ظاهرا" بدلیل ترافیک هوایی فرودگاه ، تا ساعت 22:40 هواپیما نتونست پرواز کنه. موقع پرواز همون اول کار بخاطر تلاطم جوی هواپیما یکی دو تکون مختصر خورد و مهمانداران همین رو بهانه کردند تا از پذیرایی خودداری کنند و این در حالی بود که دیگه در طول مسیر هیچ تکانی وجود نداشت و هواپیما در شرایط کاملا" عادی طی مسیر میکرد. مهمانداران بجای عمل به وظیفه ، کلی با هم خوش بش کردند. ساعت از نیمه شب رد شده بود که خسته و کوفته به خونه رسیدم.

 

چهارشنبه 22 اردیبهشت: صبح زود رفتم اداره و بعد از ظهر برای افتتاح خانه کوهنوردی کاشان ، با ماشین رفتم به این شهر دوست داشتنی و در جمع همنوردان حاضر شدم. جلسه ی گرم و صمیمانه ای بود. ساعت 10 شب رسیدم خونه. اجرای سرود توسط روشندلان و کم بینایان بسیار جذاب بود. ساختمان خانه کوهنوردی کاشان هم به نظر بسیار زیبا و کارآمد ساخته شده است. دست متولیان اینکار درد نکنه.

 

پنج شنبه 23 اردیبهشت: صبح خیلی زود رفتم سر کار. امروز گره کار یه ارباب رجوع مسن رو باز کردم و وقتی دیدم خیلی ناراحته ، صورتش رو بوسیدم. راضی از اداره رفت بیرون و بخاطر این احساس رضایت ، آرامش زیادی داشتم. بعد از ظهر رو به استراحت اختصاص دادم تا خستگی این چند روزه رو رفع کنم ؛ اما دلم برا کوه خیلی تنگ شده (هر چند خبردار شدم متاسفانه یه نفر دیگه از کوه سقوط کرده و به رحمت خدا رفته..... چی بگم والله)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٥

صل الله علیک یا مولانا یا ابوفاضل یا اباالفضل العباس علیه السلام

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

که هر چه بر سر ما می­رود ارادت اوست

نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر

نهادم آینه ها در مقابل رخ دوست

صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد

که چون شکنج ورق­های غنچه ، تو بر توست

نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس

بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست

مگر تو شانه زدی زلف عنبر افشان را

که باد غالیه­سا گشت و خاک عنبر بوست

نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است

فدای قد تو هر سرو بن که بر لب جوست

زبان ناطقه در وصف شوق نالان است

چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست

رخ تو در دلم آمد ، مراد خواهم یافت

چرا که حال نکو در قفای فال نکوست

نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است

که داغدار ازل ، همچو لاله­ی خودروست

جانم اباالفضل.....

سالروز میلاد سرور عاشقان و فانی شدگان در ولایت حسینی آقا قمر بنی هاشم علیه السلام بر شیفتگان و محبین و دوستداران حضرتش مبارک باد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٥

شنیدین میگن بعضی وقتا آدپم خودش رو چشم میکنه ؟

من اگه تابحال فقط شنیده بودم ، امروز دیگه به این حرف ایمان آوردم !!

صبح امروز وقتی پروازم به تهران سر وقت انجام شد ، گفتم عجب خوش شانسم!!

الان که دارم مینویسم منتظر پرواز برگشتم هستم که حداقل ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه تاخیر داره!!!!!!!!!!ناراحتگریه




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٥

بامداد پنج شنبه 16 اردیبهشت مصادف با 27 رجب همراه فرزندم به کنار زاینده رود رفتیم تا هم هلال صبحگاهی رجب رو ببینیم و هم قدری عکاسی کنیم. اون روز این عکسها رو گرفتم:

 

 

 

 

 

امشب عکسی از هلال شب دوم شعبان گرفتم. دیدن عوارض سطحی ماه چیزیه که هیچ وقت تکراری نمیشه و هر بار جذاب و دیدنی است بخصوص اگه با تلسکوپ به این پستی و بلندیها نگاه کنیم.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٥

غروب جمعه : میهمان یکی از دوستان گرامی بودیم. از وضعیت هوا در غروب شنبه پرسیدم. گفتند وضعیت نامناسبه. تصاویر ماهواره ای هم حکایت از پوشش گسترده ابر در آسمان استان اصفهان داشت.

 

صبح شنبه : دوست ارجمندی از بنده در مورد وضعیت هوا برای رویت هلال پرسید. چیزهایی رو که شنیده بودم به ایشون عرض کردم اما در عین حال تاکید کردم در آسمونی که برای همه تمام ابری تلقی میشه ، فقط کافیه جایی که هلال هست برای ما اندکی باز بشه تا به این آسمون بگیم خوب و در مقابل ، اگر تمام آسمون عین اشک چشم صاف و پاکیزه باشه و فقط یه ابر کوچولو روی هلال باشه و نذاره هلال رو ببینیم ، به این آسمون میگیم نامناسب برای رویت هلال

 

ظهر شنبه : مختصات هلال رو یادداشت میکنم اما امید چندانی به وضعیت جوی ندارم

 

غروب شنبه : آسمون تقریبا" تمام ابریه. وسایل رصد رو توی ماشین گذاشتیم و همراه همسرم به مزار شهدای گمنام درچه (رصدگاه کوی دوست) رفتیم. شرایط افق اونقدر نامناسب بود که فقط برای زیارت شهدا از ماشین پیاده شدیم. گفتیم دقایقی قدم بزنیم و برگردیم. فاتحه ای قرائت و به آقا امام حسین علیه السلام عرض سلام کردم.

جناب آقای تقی زاده و همسر محترمشون به جمع ما اضافه شدند. خورشید هم در پس ابرها دیده نمیشد ؛ هلال که جای خود داشت. دوربین عکاسی رو آوردم تا از وضعیت افق عکسی بگیرم و در بایگانی رصدها نگهداری کنم.

 

در ارتفاع 9-8 درجه ای از افق از غلظت ابرها کمی کاسته شده بود و اندکی آبی آسمون پدیدار. دوباره رفتم سراغ ماشین و دوربین 15 در 80 رو آوردم. نگاهی به اون بخشها کردم. بی فایده بود.

 

اما با گذشت زمان ، توجهم به لایه ای باریک در زیر یه ابر بزرگی که روی افق قرار داشت جلب شد. به نظر میرسید در این لایه که حدود 2 تا 2.5 درجه بود تراکم ابرها داره کمتر و کمتر میشه. یه بار دیگه رفتم سمت ماشین و اینبار دوربین 20 در 110 رو آوردم و روی سه پایه نصب کردم.

 

محل دقیق هلال رو نمیدونستم چون غروب خورشید رو ندیده بودیم اما آسمون اونقدر بسته بود که فقط باید همون نوار کشیده و باریک رو جاروب میکردم و بس. چشم به دوربین دوختم و متوسل شدم به آقایی که در همه ی مشکلات از وجود مقدسش مدد میطلبم..... یک باره اونقدر امید در دلم پیدا شد که به همسرم گفتم دوربین عکاسی رو روی سه پایه نصب کنند و بیارن کنارم تا وقتی هلال رو دیدم ازش عکس بگیرم.

 

ثانیه ها و دقایق بسرعت در حال طی شدن بود. نوای ربنا از گوشی موبایلم پخش میشد. به زمان اذان نزدیک میشدیم. باز هم توسل و توسل و توسل..... احساس میکردم از شفافیت اون لایحه ی باریک داره اندک اندک کاسته میشه..... یا باب الحوائج یا ابوفاضل یا اباالفضل.....

 

صدای مرحوم موذن زاده اردبیلی از بلندگوها مساجد اطراف بلند شد ؛ توکل علی الحی الذی لا یموت... آقا ؛ زمانم داره تموم میشه و هنوز چشمم به جمال هلالی که نشون از ماه شما داره روشن نشده..... نوای گرم و سوزناک موذن ادامه داشت ؛ و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا.... الله اکبر..... طنین الله اکبر موذن همزمان شد با نوای الله اکبر و یا حسین گفتنم ؛ هلال ماه شعبان از زیر ابر بیرون اومد.... اون نشان یار بود و من دوستدار یار.....

 

یا اباالفضل ؛ ممنونم آقا جان. شما از خانواده ی جود و کرم هستید و فرموده اید در هیچ حالی از ما روی برنگردانید و ناامید نباشید. این فرمایش شما بود که به من جرأت داد باز هم از شما بخواهم کمکم کنید. ممنون آقا جان ؛ ممنونم ؛ دنیا دنیا ممنونم....

 

از ساعت 20:09 تا حدود ساعت 20:19 هلال ماه رو در حالیکه مرتب در بین ابرها مخفی میشد و باز دوباره خودنمایی میکرد با استفاده از دوربین 20 در 110 و دوربین 15 در 80 مشاهده کردم تا اینکه هلال در ساعت 20:19 در پس ابرهای افق پنهان شد.. در طول این فاصله همسرم و سرکار خانم تقی زاده موفق شدند از پشت دوربین 20 در 110 هلال رو مشاهده کنند.

 

به واقع برای عکاسی هیچ آمادگی ذهنی نداشتم و خیلی سریع اینکار رو انجام دادم. نامناسب بودن شرایط جوی و تنظیم نبودن دوربین باعث شد عکس مناسبی گرفته نشه اما اونقدر هست که برام یادگاری باشه از اونچه که در پشت دوربین برام پیش اومد....

 

گزارش رصد

تاریخ رصد: شنبه 18 اردیبهشت 1395 ، 29 رجب 1437 ، 7 می 2016

محل رصد: رصدگاه کوی دوست (بوستان شهدای گمنام درچه)

مختصات رصدگاه: عرض 32:36:38.09 شمالی ، طول 51:34:45.32 شرقی با 1621 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد

رصدگران: خانمها حبیبی ، پودزر و آقایان بوژمهرانی ، تقی زاده

ابزار: دوربینهای دوچشمی 20در 110 و 15 در 80 ، دوربین عکاسی

اختلاف ساعت محلی با زمان بین لمللی: 4.5+

 

وضعیت جوی افق غربی: آکنده از ابر

نتیجه رصد: هلال به مدت 10 دقیقه با ابزار رویت شد

 

زمان غروب محاسباتی خورشید: حدود 19:50

زمان غروب محاسباتی ماه: حدود ساعت 20:34

مدت مکث ماه: حدود 44 دقیقه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با دوربین 20 در 110 (مختصات مکان مرکزی – بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 20:09 به وقت رسمی ایران

ارتفاع ماه: 3.950 درجه

جدایی زاویه ای ماه و خورشید: 12.074 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 8.532 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.37 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.25 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 359901.00 کیلومتر

سن هلال: 20 ساعت و 10 دقیقه پس از مقارنه

 

مختصات هلال در زمان آخرین رویت با دوربین 20 در 110 (مختصات مکان مرکزی – بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 20:19 به وقت رسمی ایران

ارتفاع ماه: 2.012 درجه

جدایی زاویه ای ماه و خورشید: 12.170 درجه

سن هلال: 20 ساعت و 20 دقیقه پس از مقارنه

 

عکسها

 

عکس افق در ساعت 19:36

 

منطقه ای از افق در دقایق پیش از غروب خورشید که هلال بعدا" در آن دیده شد

 

هلال در ساعت 20:13 (عکس پردازش شده)

 

هلال در ساعت 20:13 (عکس پردازش شده)

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٥

تمام روزها روز خداست ، و روز خدا جز خوبی نداره. اما بعضی روزهای خوب هستند که سرشار از فشار روحی میشن ؛ شاید برای آزمایش و شاید هم برای دلیل دیگری که علتش رو نمیدونم. روزهایی که دارم طی میکنم از همین مدل روزها هستند و میدونم احتمالا" این شرایط از الان تا یک سال بعد هر از گاهی برام تکرار خواهد شد. ناراحت

چند روز قبل در برنامه خندوانه ، یه کارشناس متخصص در زمینه پروانه ها مهمان برنامه بود. ایشون کلکسیونی از تمام پروانه هایی که در ایران زندگی میکنند جمع آوری کرده بودند که به احتمال زیاد ارزش علمی هم داره. در این برنامه وقتی داشتند از کشف دو گونه جدید از پروانه های ایران توسط خودشون صحبت میکردند و بعد تصویر این پروانه رو نشون دادند (که طولش بیشتر از 3-2 سانتی متر نبود) با خودم میگفتم آخه این مگه چقدر اهمیت داره که اینطوری دارند با هیجان و اشتیاق در موردش صحبت میکنندمتفکر؟؟!! اما دیشب موضوع مشابهی برای خودم پیش اومد و وقتی داشتم ظرافتهای امنیتی بکار گرفته شده در اسکناسهای 100 هزار ریالی رو با ذره بین نگاه میکردم ، متوجه شدم در اسکناس 100 هزار ریالی با امضاء آقایان حسینی و بهمنی (وزیر امور اقتصاد و رئیس بانک مرکزی در دوران دکتر احمدی نژاد) از سه مدل نوار امنیتی استفاده کردند ولی در کتاب راهنمای اسکناسهای ایران فقط به دو مدل اون اشاره شده ؛ و این یعنی کشف جدیداز خود راضی!!!! اسکناسهای دوره جمهوری اسلامی نکات جالب و زیبایی در خودش داره. اگه یه موقع فرصت و حال و حوصله داشتم ، این نکات ظریف رو بصورت مصور بیان میکنم.

تلاش برای رویت هلال صبحگاهی رجب 1437 در بامداد روز جمعه 17 اردیبهشت باید جذاب باشه اما از اونجایی که اختلاف ارتفاع ماه و خورشید در سحرگاه اون روز در منطقه اصفهان فقط حدود 2.4 درجه است و این بدین معناست که اگه آسمون تمیز و پاک باشه و اگه افق رصدگاهمون عالی باشه و اگه ابزارمون خوب و قدرتمند باشه و اگه خودمون هم خوب باشیم (لبخند ) ، اون موقع شاید شاید شاید شاید بشه هلال رو دید. پس عقل حکم میکنه که بجای این همه اگه و شاید ، صبح پنج شنبه بریم برا رویت هلال. در بامداد پنج شنبه با اینکه اختلاف ارتفاع ماه و خورشید حدود 11.9 درجه است (و این مقدار خیلی زیادی نیست و فصله زمانی بین طلوع ماه تا طلوع خورشید کمتر از 1 ساعت است) اما بدلیل جدائی زاویه ای نزدیک به 24.8 درجه ای بین ماه و خورشید ، هلالی با ضخامت زیاد رو شاهد خواهیم بود. اما در عوض ، در غروب روز شنبه 18 اردیبهشت انشاءالله هلال شامگاهی شعبان رو با شکل و شمایلی زیبا خواهیم دید که در موردش جداگانه مطالبی رو عرض خواهم کرد.

اردیبهشت تقریبا" به نیمه رسید و بهترین زمان برای حضور در طبیعت بهشتی این ایام. اگر این امکان براتون فراهم شد ، نهایت دقت و مراقبت رو برای حفظ و پاکیزه نگهداشتن طبیعت بعمل بیارین.قلب




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٥

با نور و گرمای محبت

نیروی هستی بخش خدمت

در بین مردم میتوان آسان درخشید

بر دیگران تابید و جان تازه بخشید

مانند خورشید.

(شعر از: فریدون مشیری)

هفته ی محمدی برایتان سرشار از مهر و رحمت و نور و لبخند باد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٥

هر چه زیبایی و خوبی که دلم تشنه­ی اوست

مثل گل ، صحبت دوست

مثل پرواز ، کبوتر

            می و موسیقی و مهتاب و کتاب

کوه ، دریا ، جنگل ، یاس ، سحر

 

این همه یک سو ، یک سوی دگر ،

چهره­ی همچو گل تازه­ی تو!

 

دوست دارم همه عالم را ، لیک

هیچکس را نه به اندازه­ی تو




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٥

این هفته برام سرشار از خبرهای خوب و همینطور انجام کارهایی بود که بهش علاقه دارم.

اولین خبر خوبی که دریافت کردم این بود که ظاهرا" انشاءالله بنا است بعد از سالهای طولانی چشممون به جمال علیرضای عزیز روشن و منور بشه. برای فرا رسیدن این دیدار دارم لحظه شماری میکنم.

خبر خوب بعدی باز هم مربوط به دوستان نجومی است. یکی از کسانی که در همون روزهای اولیه تاسیس مرکز نجوم ادیب در سال 74 عضو مرکز شدند و چند سالی رو همراه با سایر دوستان به کارهای نجومی پرداختند سرکار خانم آرزو متولی زاده بود. ایشون در اون ایام دانش آموز سال سوم و یا چهارم دبیرستان بود. مدتی بعد در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف قبول شدند و رفتند تهران. فکر میکنم آخرین باری که در کنار هم فعالیت نجومی داشتیم به سال 1378 و رصد خورشید گرفتگی برمیگرده. بعد از اون دیگه ایشون رو ندیدیم اما خبر داشتم که برای ادامه تحصیلات به امریکا رفتند. چند روز قبل خبری رو دریافت کردم که ایشون پس از اخذ مدارک کارشناسی ارشد و دکتری ، در مقطع فوق دکتری در حال ادامه کار و تحقیق هستند و برای دریافت یه جایزه علمی ایالات متحده کاندید شدند. از خوندن این خبر بی اندازه خوشحال شدم. خدا رو هزاران بار شکر میکنم که در مرکز نجوم ادیب روز و روزگاری رو گذروندم که همنفس و همکار گروهی از نخبه های اصفهان و کشور بودم ؛ کسانی که الان بیشترشون در کشورهای مختلف و چند نفرشون هم در ایران زندگی میکنند و کار و فعالیت و تحقیقاتشون مایه ی افتخارمون است.

در طی این هفته دو سبزی کوهی خاص رو که استفاده ی زیادی ازش داریم جمع آوری کردم. مثل همیشه ی این سالها و در جهت حفظ این گونه های گیاهی ارزشمند و مفید ، سبزی چینی رو بصورتی انجام دادم و دادیم که اولا" آسیبی به شاخه ها وارد نشه و ثانیا" از هر بوته فقط مقدار کمی رو برداشت کردیم که امکان گلدهی و بذرافشانی برای گیاه باقی بمونه. طی هفته ها و ماههای آتی 6-5 سبزی کوهی دیگه رو از مناطق مختلف جمع آوری میکنم (و البته بعضی از  اونها مانند کنگر و ریواس رو از سبزی فروشیهای خاصی خریداری خواهم کرد)

تقریبا" از 15-10 سال پیش در کنار جمع آوری تمبر کار جمع آوری اسکناس های دوره جمهوری اسلامی رو هم آغاز کردم. در پایان هر سال معمولا" برای کارهای اداری مقداری وجه نقد از بانکها دریافت میکنیم که عمدتا" پول نو هستند. از این فرصت استفاده و از اسکناسهای مختلف دو برگ رو جمع کردم. به مرور این مجموعه تکمیل تر شد. البته کامل شدن مجموعه اسکناسهای دوره ی جمهوری اسلامی نیازمند سرمایه گذاری زیادی است که نه بنا دارم و نه میتونم اینکار رو انجام بدم ؛ اسکناسهای قدیمی تر که جای خود داره و اصلا" نمیشه سراغ بعضی از اونها رفت.

در رژیم سابق عمده ی تفاوتی که در بین یک مدل از اسکناسها وجود داشت به رنگ جوهری مربوط میشد که از اون برای زدن شماره روی اسکناس استفاده میکردند. این تنوع رنگ جوهر بیشتر در اسکناسهای چاپ شده در دهه 1330 دیده میشه و در سالهای بعد دیگه این تفاوت وجود نداره و تمام نمونه هایی که از هر مدل اسکناس (طرح+مبلغ+امضایهای روی اسکناس) چاپ شدند یکسان هستند و تفاوتی بین اونها وجود نداره. اما در دوران پس از انقلاب این قصه فرق کرد و بدلایل زیر از یه نوع اسکناس که طرح و امضاء کنندگان یکسانی داره مدلهای مختلفی چاپ شده که همین موضوع باعث بازار گردانی و بازار گرمی دلالان و کلکسیون داران شده. این تفاوتها به این شرح است:

  1. دستگاههای شماره زنی روی اسکناس ، شماره های متفاوتی (از نظر سایز) چاپ کردند که شامل ریز ، متوسط و بزرگ میشه

  2. روی نخ های داخل اسکناس (در اسکناسهای اوایل انقلاب و اسکناسهای کمتر از 10000 ریالی فعلی) با دو خط مختلف (نستعلیق و کامپیوتری) نوشته هایی وجود دارد

  3. نوارهای امنیتی روی اسکناسهای 50000 و 100000 ریالی دو مدل داره (روی یکی عدد نوشته شده و روی دیگری عبارت I.R.IRAN)

  4. امضای روی اسکناس بعضا" دارای اندازه ها و شکلهای متفاوتی است (برای مثل امضای آقایان نمازی ، عادلی و طیب نیا بر روی اسکناسهای موجود به شکلها و یا اندازه های مختلفی چاپ شده)

  5. فیلیگران (تصویر امنیتی داخل اسکناس) استفاده شده یکسان نیست و برای مثل در اسکناسهای 5000 و 10000 ریالی از دو مدل مختلف فیلیگران تصویر حضرت امام استفاده شده

  6. فیلیگران عددی که در اسکناسهای 50000 ریالی استفاده شده دارای دو مدل کوچک و بزرگ است

  7. تصویر مسجد الاقصی در اسکناسهای 20000 ریالی دارای دو مدل است که تفاوتی بسیار جزئی (اما کاملا" مشخص) با هم دارند.

  8. تصویر پشت اسکناسهای 2000 ریالی جدید ، علیرغم اینکه بظاهر یکسان به نظر میرسه اما دارای دو مدل است.

  9. در برخی نمونه ها با اینکه طرح و امضاها یکسان است اما از فیلیگرانهای متفاوت در اسکناس استفاده شده. برای مثال اسکناس 100 ریالی با امضای آقایان صفدر حسینی و شیبانی دارای دو فیلیگران حضرت امام و الله است. با اینکه این اسکناس در دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد منتشر شده و عمر چندانی نداره اما نمونه اولی جفتی 15000 ریال و نمونه دومی جفتی 650000 ریال قیمت داره!!

  10. برخی اسکناسهای این دوره به علت کم بودن تعداد اسکناس چاپ شده از این مدل قیمتهای باور نکردنی دارند. به عنوان مثال اسکناس 2000 ریالی با امضای آقایان محمدخان و نوربخش با فیلیگران شهید فهمیده جفتی 45000 ریال قیمت داره اما همین اسکناس با فیلیگران الله نایاب است و قیمتش توافقی است!! (وقتی در کتابهای راهنمای اسکناس قیمت یه جفت اسکناس 1000 ریالی رو مینویسند 100 میلیون ریال ، قیمت توافقی یعنی خیلی خیلی بالاتر از این حرفا)

  11. در مواردی بطور عمدی و یا سهوی ، اسکناس دارای خطای چاپی است (مثلا" فیلیگران رو وارونه چاپ کردند یا شماره ها معکوس شده و یا حتی شماره های روی یه اسکناس متفاوته!!!). این اسکناسها مورد علاقه ی دیوانگان کلکسیونر است و حاضرند دهها و صدها میلیون تومن پول بایت خرید چنین اسکناسی بدهند. درست در اولین روزها و ماههای اول پیروزی انقلاب ، گروهی که در بانک مرکزی و کار چاپ اسکناس بودند اسکناسهایی رو بطور عمدی با خطای چاپ تولید کردند و پیش خودشون نگه داشتند و در سالهای بعد اونها رو با قیمتهای افسانه ای به مجموعه داران فروختند.

    خلاصه عالمی درست کردند برای خودشون و دیگران. با اینکه کار جمع آوری اسکناس رو انجام میدم اما نمیخوام و نمیذارم آلوده ی اینکار بشم و خیلی براش وقت و هزینه صرف کنم ؛ در حد یه تنوع کوچک برای خودم و یادمانی فرهنگی-اقتصادی برای فرزندانم کفایت میکنه.

     




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٥

برای دیدار با بستگان سفری کوتاه و چند ساعته به فریدن داشتیم. ایام نوروز بخاطر بیماری فرزندم فرصت این دیدار برامون فراهم نشده بود. در این ایام از سال که استان اصفهان حال و هوای بهشتی داره ، منطقه فریدن با دارا بودن آسمانی همیشه پاک و هوایی بسیار مطبوع ، سر زندگی خاصی ایجاد میکنه. انشاءالله طی یکی دو ماه آتی سفرهای کوتاه مدت متعددی رو به این منطقه خواهیم داشت تا از مواهب طبیعیش بهره مند بشیم.

 

از امشب برنامه های هفته نکو داشت اصفهان آغاز شده. دوست دارم به مناسبت این ایام خجسته که در سال جاری مابین عید میلاد شاه ولایت و جشن تاجگذاری شاه رسالت واقع شده ، عکسی که در روز 29 فروردین امسال گرفتم رو تقدیم کنم به تمام همشهریان و دوستان گرامیم در شهر شهیدان و شهر گنبدهای فیروزه ای. تلاش کردم در این عکس ابنیه مهم تاریخی اصفهان رو در یک کادر عکس به نمایش بذارم ؛ از شاه دژ و سی و سه پل گرفته تا میدان امام (نقش جهان) و میدان امام علی علیه السلام (میدان عتیق). از مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله و مسجد جامع و منار مسجد علی گرفته تا عالی قاپو و چهلستون و سر در قیصریه

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٥

گوش دل باز کن ای عاشق مشتاق که باز

دارم از جانب جانان به تو پیغامی چند

همتی کن ، که به جانان رسی ای جان عزیز

گر برون زین تن خاکی بنهی گامی چند

اردیبهشت شما مزین به بهشت وصل حضرت یار باد.




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ