خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥

18 خرداد ماه بود که برای تصمیمی که گرفته بودم تفعلی به دیوان حضرت حافظ زدم. طی یکی دو روز گذشته برای اجرای اون تصمیم مصممتر شدم. دیشب به قرآن رجوع کردم و خداوند متعال فرمود:

وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ

و هیچ جنبنده‏ اى در زمین نیست مگر [اینکه] روزیش بر عهده خداست و [او] قرارگاه و محل مردنش را مى‏ داند همه [اینها] در کتابى روشن [ثبت] است (سوره مبارکه هود – آیه 6)

امروز پس از نماز صبح مجددا" به قرآن متوسل شدم و باز خداوند فرمود:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا

کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند به زودى [خداى] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار مى‏ دهد (سوره مبارکه مریم – آیه 96)

امروز کار خودم رو به خداوند واگذار و اون تصمیم رو اجراء کردم. شاید در روزهای آتی در این باره مطلبی بنویسم. وقت اذان و نماز مغرب است. از همه التماس دعا دارم. دعا کنید عاقبت همه ختم به خیر بشه ؛ انشاءالله




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥

روز گذشته به جمع اعضای گروه غارنوردی نقش جهان پیوستم و دقایقی برخی تمرینات مربوط به غارنوردی (شامل صعود ، حرکت تراورسی در کارگاهها ، فرود ، فرود همراه با عبور از کارگاه) رو با راهنمایی و هدایت جناب آقای منصوری مسئول محترم کارگروه غارنوردی هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تمرین کردم.

موقع رفتن به محل تمرین ، در کنار پل دفاع مقدس تصادف شدیدی روی داده بود و راننده ی یه موتور سیکلت که نسبتا" مسن بود ، خونین افتاده بود روی زمین. وقتی دیدمش زنده بود (و امیدوارم هنوز هم باشه). بارها گفتم که بی تعارف ما در اصفهان شاهد پایین ترین سطح از فرهنگ رانندگی و ترافیک هستیم و این برای شهری فرهنگی که پایتخت فرهنگی جهان اسلام هم بوده بسیار زشت و زننده است. نمیدونم چرا بسیاری از ما وقتی پشت فرمان ماشین میشینیم ، فقط و فقط به خودمون فکر میکنیم و خیابون رو با پیست مسابقه اشتباه میگیریم. تخلفاتی مانند عبور از چراغ قرمز ، حرکت خلاف در خیابان یک طرفه ، عدم رعایت سرعت مجاز ، تغییر ناگهانی مسیر ، سبقت از سمت راست ، حرکت در مسیر ویژه اتوبوس ، عدم رعایت حق تقدم عبور و...... در اصفهان بسیار عادی شده و همه ی ما هر روز دهها و صدها بار چنین تخلفاتی رو شاهد هستیم. بعضیها این مشکل رو به عدم قاطعیت پلیس راهنمایی و رانندگی نسبت میدهند. شاید اینگونه باشه و پلیس قاطعیت لازم رو نشون نمیده اما آیا حتما" در همه جا باید پلیس بالای سرمون باشه تا به وظایف قانونی و اجتماعی خودمون عمل کنیم؟

امروز چند عکس در کارگاه همیشگی عکاسیم (حیاط منزل) گرفتم!

کادرهای ساده و خلوت

کادرهای شلوغ!

 دوست دارم برای عکاسی بزنم بیرون. شاید در هفته ی آتی اینکار رو انجام بدم. سالها پیش در مسجد جامع اصفهان عکاسی کردم. دوست دارم دوباره در این مسجد کار کنم. به نظرم بین مساجدی که در اصفهان وجود داره مسجد جامع یه ابهت معنوی بسیار ویژه و خاصی داره ؛ بویژه اون قسمتهایی که فقط با آجر و خشت تزیین شده و رنگ و لعاب نداره.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٥

وقتی تهرون بودم و رفتیم بهشت زهرا ، بعد از اینکه با قرائت فاتحه به مرحوم پدرم عرض سلام و ادب و احترام کردم ، گشتی در اطراف زدم و سنگ قبر همسایه های پدرم رو خوندم. اشعار حکاکی شده روی قبرها زیبا بود ، خطاطی ها عالی ، قبرهای دو طبقه جالب ، قبرهای دوطبقه ای که فعلا" یک مهمان داشت و..... هر کدوم از اینها در خور توجه و تفکر بود اما چیزی که بیشتر ذهن من رو به خودش مشغول کرد ، نحوه ثبت تاریخ تولد و درگذشت میهمانان خاموش بهشت زهرا بود. برای اینکار از این کلمات متنوعی استفاده شده بود:

تولد ..... وفات

طلوع ..... غروب

اولین پگاه ..... آخرین نگاه

از حق ..... به حق

بهار ..... خزان

آفریده ..... آرمیده

سلام بر روز تولدم ..... سلام بر روز موتم

آغاز ..... پرواز

طلوع دل انگیز ..... غروب غم انگیز

تمام این عبارات بیان کننده ی یه معنای واحد هستند ؛ فاصله ی بین اومدن و رفتن. با دیدن این نوشته ها یاد شعر زیبا و پر معنای مرحوم سهراب سپهری افتادم که گفته:

شب آرامی بود
می‌روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه‌اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
با خودم می‌گفتم:
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده‌ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می‌گردد؟
هیچ!!!
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره‌ها می‌ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می‌ماند
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن‌هاست
زندگی، پنجره‌ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی‌ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی‌ها داد
زندگی شاید آن لبخندی‌ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات‌ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی‌ست
من دلم می‌خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥

امشب جدول رصدهای هلال رو که انجام دادم به روز کردم. بعضی وقتا اینکار به تاخیر می افته و ناچار میشم بعدا"  وقت زیادی رو براش صرف کنم. امشب نتایج 3 رصد هلال شامگاهی و 11 هلال صبحگاهی رو در جداول مربوطه وارد کردم. اطلاعات ذیقیمتی شده.

در دو جدول اطلاعات 180 گزارش هلال صبحگاهی و 246 گزارش هلال شامگاهی (جمعا" 426 گزارش) رو ثبت کردم. این نتیجه ی بیش از 21 سال فعالیتم در عرصه رویت هلال است. هنوز هم عطشم برای رویت هلال مثل روزهای اول باقی است و چشم انتظار فرا رسیدن زمان رویت هلال....

امشب سالروز تولد فرزند بزرگم است. محمدجواد 21 سال پیش در ساعت 21 روز سه شنبه 20 تیر 1394 مصادف با 12 صفر 1416 و برابر با 11 ژولای 1995 به دنیا اومد. اسمش از قبل تعیین شده بود چرا که امام رضا علیه السلام اعطای هدیه ای رو در رؤیا به خانواده ما وعده فرموده بودند و برای همین نام فرزند امام رضا علیه السلام رو برای فرزندمون انتخاب کردیم.

چند روز بعد از بدنیا اومدنش به رسم سنتهای دیرین ، زمان ولادت و شجره نامه اش رو پشت قرآن نوشتیم تا براش به یادگار بمونه ؛ محمدجواد ابن علیرضا ابن ولی الله ابن علی اصغر ابن علی اکبر ابن محمد

سلامتی و بهروزی و موفقیت روزافزون محمدجواد رو آرزومندم و بعنوان یه پدر بهترین دعاهام رو برای عاقبت بخیر شدن فرزندانم به درگاه خداوند متعال عرضه میدارم ؛ آمین یا رب العالمین به حق محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین سلام الله علیهم اجمعین




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥

در ایام عید نوروز بخاطر بیماری فرزندم مسافرت نرفتیم. این اولین بار از زمان جنگ به بعد بود که در تعطیلات نوروزی نتونسته بودم به منزل پدری برم. برای جبران مافات ، از تعطیلات عید فطر استفاده کردیم و سفری کوتاه به تهرون داشتیم. یادداشتهای کوتاهی از این سفر کوتاه رو ذکر میکنم:

 

در یادداشتهای آبان 94 نوشته بودم که چطور با یه دونه کش ، خواهر زاده هام رو خندوندم. اونا شاید موضوع رو جدی نگرفتند اما من جدی گرفتم و رفتم کلی کشهای کوچک رنگی خریدم تا برای هر کدوم از اونها یه دستبند با کش درست کنم و برای عید نوروز بعنوان عیدی بهشون بدم!! عید که نشد بریم. در این سفر کشها رو بردم. جالب بود که توجهشون جلب شد و خودشون هم شروع کردند به درست کردند این دستبندها. یکی از اونها تا ساعت 2 نیمه شب در حال بافتن بوده!!!

 

بامداد روز پنج شنبه به بازار گل محلاتی رفتم. گشت و گذار در بین گلها و گلخونه ها همیشه سر ذوقم میاره. قیمت گلها نسبت به اصفهان خیلی مناسبتر بود. چند کوزه گل برای خودمون و چند تا هم برای منزل مادرم خریدم. یه گل کوکب خیی خوش رنگ و بزرگ رو به قیمت 15 هزار تومن برای مادرم خریدم که نمونه اش رو در اصفهان تا بحال ندیدم(هم از نظر اندازه و هم کیفیت و قیمت)

 

خرید نون بربری جزو برنامه های همیشگی ما در تهرونه. الان نون بربری در اصفهان هم هست اما مزه ی بربری تهرون یه چیز دیگه است. چه لذتی داره که بربری تبریزی و پنیر زیارت گرگانی و کره ی آملی و مربای ریواس طبسی که در اصفهان تهیه کردیم و چایی که با آب سد کرج درست شده و حلوا ارده ی یزدی رو در تهرون به همراه قند فریمان نوش جان کنی!!

 

بعد از صرف صبحانه برای زیارت شهداء و اهل قبور به بهشت زهرا رفتیم. مسیر حرکتمون طوری بود که ابتدا بر مزار مرحوم پدرم حاضر شدیم و عرض ادب کردیم. وقتی خواستیم به قسمت قدیمی بهشت زهرا بریم باید از کنار قطعه هنرمندان رد میشدیم. توقف کردم تا فاتحه ای بخونیم. برای اولین بار بر سر مزار مرحوم فریدون مشیری حاضر شدم ؛ شاعری که شعرهای زیباش من رو با شعر نو آشنا و همراه کرد

 

 

مزار هنرمندان عرصه موسیقی و بازیگری برام آشناتر بود ؛ جلیل شهناز ، نعمت الله گرجی ، منوچهر نوزری و..... بر سر مزار مرحوم فردین ، چند تا دست فروش کاسبی راه انداخته بودند اساسی!!! کلی تقویم و لیوان و انواع وسایل دکوری با عکس فردین!!! من بازی فردین رو در فیلمهای قدیمی دیدم. ایشون بیشتر در نقش یه نجات دهنده در فیلمهای قبل از انقلاب ظاهر شده بود و شاید بخش زیادی از محبوبیتش در اون دوران رو مدیون صدای ایرج بوده باشه. خدا رحمتش کنه. دستش از دنیا کوتاه شده و نمیخوام در موردش قضاوت کنم و چیزی بگم. اکثر هنرمندانی که در این قطعه آرمیده اند ، با هنر خودشون روح و جان مردم رو جلا دادند و شادمان کردند. خدا همشون رو مورد رحمت و مغفرت خودش قرار بده ؛ انشاءالله.

 

بر سر مزار سه نفر از دوستان شهیدم حاضر شدم و بهشون سلام دادم. همچنین به فرمانده شهیدم سردار محمد کاشیها فرمانده رشید گردان المهدی از لشکر 10 سیدالشهداء علیه السلام

 

پنج شنبه شب در منزل خواهرم یه فیلم اکشن سه بعدی رو تماشا کردم. بر خلاف خیلی از فیلمها و سریالهای هیجانی تولید داخل (که یا کسالت آور هستند و یا اینکه در همون قسمت اول میتونی بفهمی 15 قسمت دیگه چه اتفاقی روی میده!) این فیلم هیجانی تا آخر هیجانش رو حفظ کرد. سه بعدی بودن هم بر جدابیت فیلم افزوده بود.

 

پنجشنبه شب مهمان فرزندم بودیم! این اولین بار بود که شب خونه ی فرزندم که در تهرون درس میخونه موندیم. یه جورایی این اولین بارها خاطره انگیز میشه. فردا هم سالروز تولدشه و همینجا بهش تبریک میگم و امیدوارم در زندگی موفق و سربلند و عاقبت بخیر بشه و وجودش باعث خیر و برکت و افتخار برای خوش و خانواده و مردم و کشور و جمیع انسانها ؛ انشاءالله




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥

بنام خدا

همونطور که پیش بینی میشد ، ریزگردها و گرد و غبار محلی چالش اصلی رصد هلال شوال 1437 شده بود. رویت هلال با ابزار در تمام پهنه ایران مقدور بود و اگر شرایط جوی و رصدی مناسبی هم وجود داشت ، میشد هلال رو با چشم غیر مسلح رویت کرد.

بعد از ظهر سه شنبه 15 تیر مصادف با 29 ماه رمضان به همراه همسرم ، فرزندم و جمعی از دوستان برای رویت هلال شوال عازم رصدگاه "آیت عشق" در کوه صفه شدیم. با در نظر گرفتن تمامی ریسکهای زمانی ، خیلی زودتر از زمان غروب خورشید به محل رصد رسیدیم و ایزار رو مستقر کردم. با اینکه  این هلال رو در شراایط معمول با دوربینهای دوچشمی کوچک هم میشد دید اما بخاطر وجود غبار فراوان ، ریسک نکردم و از دوربین دوچشمی 25 در 110 که دوربینی قوی محسوب میشه برای رصد بهره بردم.

چندین گروه رصدی از مرکز نجوم ادیب و دیگر مراکز فعال نجومی اصفهان در این محل حضور داشند. مقدار غبار روی افق غربی اونقدر زیاد بود که تصمیم گرفتم رصد رو حدود ساعت 19:40 آغاز کنم. با استفاه از موقعیت خورشید ، اختلاف سمت ماه و خورشید ، و شاخصهای روی افق ، محل حضور ماه رو بارها و بارها جستجو کردم تا اینکه بلاخره در ساعت 20:09 چشمم به جمال هلال عید فطر روشن شد. با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد صل الله علیه و آله و سلم رویت شدن هلال رو به اطلاع همراهانم رسوندم.

دوستانم یکی بعد از دیگری از پشت دوربین موفق به رویت هلال شدند ؛ البته با قدری سختی و دشواری در دقایق اولیه. غبار زیاد باعث شده بود هلال علیرغم داشتن ضخامت مناسب ، کم فروغ باشه و تشخیص تفاوت نور هلال از نور زمینه آسمون به قدری تمرکز نیاز داشت.

رصد رو اونقدر ادامه دادم تا اینکه در ساعت 20:42 هلال (که دیگه بسیار سخت دیده میشد) در زیر غبار غلیظ پنهان شد.

 

گزارش رصد

تاریخ رصد: سه شنبه 15 تیر 1395 ، 29 رمضان 1437 ، 5 ژولای 2016

محل رصد: رصدگاه آیت عشق واقع در کوه صفه اصفهان

مختصات رصدگاه: عرض جغرافیایی 32:35:26.78 شمالی ، طول 51:38:14.36 شرقی ، با 2080 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد

رصدگران: خانمها و آقایان حبیبی ، پودزر ، ونهری ، مائده ونهری ، محمدجواد بوژمهرانی ، علی شیخی ، هادی امام جمعه زاده ، مجتبی ونهری ، حامد تقی زاده ، علیرضا بوژمهرانی

ابزار رصد: دوربین دوچشمی 25 در 110

اختلاف زمان رسمی محلی با زمان بین المللی: +4.5

وضعیت جوی افق غربی: غبار فراوان تا ارتفاع 10 درجه (در لایه های نزدیک به افق غلیظ تر)

 

زمان غروب محاسباتی خورشید: در ساعت 20:14:38

مدت مکث هلال: 41 دقیقه و 21 ثانیه

زمان غروب محاسباتی ماه: 20:55:58

 

اولین رویت هلال با دوربین دوچشمی 25 در 110 (دستگاه مختصات مکان مرکزی – بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

زمان رویت : در ساعت 20:09

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

ارتفاع ماه از افق: 8.334 درجه

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 15.371 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: منفی 13.100 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.57 دقیقه قوسی

فاز ماه: 1.92 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 376862.25 کیلومتر

سن هلال: 28 ساعت و 38 دقیقه پس از مقارنه

 

آخرین رویت هلال با دوربین دوچشمی 25 در 110 (دستگاه مختصات مکان مرکزی – بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

زمان رویت : در ساعت 20:42

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

ارتفاع ماه از افق: 1.864 درجه

 

عکسها

افق در ساعت 20:04




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥

خبر فوری: هلال ماه شوال در کوه صفه اصفهان با دوربین دوچشمی رویت شد. عید فطر بر شما مبارک باد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥

بسم الله الرحمن الرحیم


همانگونه که از نظر نجومی بررسی و اعلام کرده بودم ، بحمدالله در عربستان سعودی روز سه شنبه 15 تیر 1395 مصادف با 5 ژولای 2016 بعنوان روز آخر ماه رمضان اعلام شد. از اونجایی که خیلی از کشورهای منطقه در این رابطه از عربستان تبعیت میکنند ، انشاءالله روز چهارشنبه همانند ایران ، در اکثر قریب به اتفاق کشورهای اسلامی نیز عید فطر خواهد بود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم: صومو الرویته و افطرو الرویته

با عرض سلام و ادب به محضر هموطنان ارجمند و روزه داران گرامی و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات تمامی بندگان الهی در ماه شریف رمضان ، وضعیت رویت پذیری هلال شوال 1347 در پهنه ی ایران و دیگر کشورهای اسلامی را به عرض میرساند.

مقارنه ماه و خورشید برای هلال شوال المکرم 1437 در ساعت 11:01 روز دوشنبه 4 ژولای 2016 به وقت بین المللی (ساعت 15:31 روز دوشنبه 14 تیر 1395 مصادف با 28 رمضان المبارک 1437 طبق زمان تابستانی و تقویم رسمی ایران) روی خواهد داد. در غروب همین روز بدلیل فاصله زمانی کوتاه بین مقارنه و غروب خورشید ، هلال ماه شوال تحت هیچ شرایطی قبل و بعد از غروب خورشید ، با چشم غیر مسلح و یا ابزار در پهنه ایران قابل مشاهده نخواهد بود.

همین شرایط برای افق مکه مکرمه نیز وجود دارد و هلال ماه شوال تحت هیچ شرایطی در غروب روز دوشنبه (که در عربستان سعودی روز 29 ماه رمضان است) قابل رویت نیست. همچنین بدلیل اینکه در غروب روز دوشنبه ، غروب هلال در افق مکه مکرمه قبل از غروب خورشید روی میدهد در تقویم محاسباتی ام القری سه­شنبه 5 ژولای برابر با 15 تیر ، روز آخر ماه مبارک رمضان (روز سی ام) اعلام شده است.

با گذشت 24 ساعت و در شامگاه سه­شنبه 15 تیر مختصات هلال ماه شوال در 9 نقطه شاخص کشور و پیش بینی نحوه رویت پذیری آن در این نقاط به شرح پیوست است (محاسبات بر اساس مختصات مکان مرکزی و بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو و برای لحظه غروب خورشید در افق نقاط مذکور و با استفاده از نرم افزار Moon Calculator انجام شده است). بررسی این مختصات و مقایسه ی آن با رکوردهای حدی نشان میدهد که هلال ماه شوال 1437 در غروب روز سه شنبه 15 تیر 1395 مصادف با 29 رمضان 1437 و 5 ژولای 2016 در تمامی نقاط ایران با چشم مسلح قابل رویت بوده و همچنین در صورت وجود شرایط مناسب جوی و رصدگاهی ، رویت آن با چشم غیر مسلح نیز مقدور است.

همانگونه که عرض شد در تقویم رسمی و محاسباتی ام القری (که مبنای استخراج آن بررسی زمان مقارنه و تقدم غروب خورشید به غروب ماه است و قابلیت رویت پذیری هلال در استخراج این تقویم نقشی ندارد) نیز ، روز سه شنبه بعنوان آخرین روز ماه رمضان و روز چهارشنبه عید فطر اعلام شده است. چنانچه مشکلی از بابت خطای بصری شهود در عربستان سعودی رخ ندهد (که در سالیان گذشته به دفعات این اتفاق افتاده است) امید میرود در اکثر قریب به اتفاق کشورهای اسلامی ، عید فطر در یک روز واحد جشن گرفته شود ؛ انشاءالله

علیرضا بوژمهرانی

عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری مد ظله العالی

 

(مختصات هلال شوال در نقاط شاخص در ادامه مطلب)


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥

امروز با دوست گرامیم جناب آقای میثم روشنی گفتکو میکردیم. در مورد ماه و رویت هلال هم صحبت شد. عرض کردم :

زمانی بود که موضوع رویت هلال رو بعنوان یک موضوع شرعی –دینی آغاز کردم ، بعد از مدتی مسائل علمی رویت هلال هم در کنار موضوعات شرعی برام جذاب شد. اما در حال حاضر انسم به رویت هلال فقط به علم و دین خلاصه نمیشه ؛ من دارم با ماه و هلال ماه زندگی میکنم و این دو دیگه بخشی از زندگی من رو تشکیل دادند.

 

رویت هلال تفریح من شده ، رویت هلال نجوا و راز و نیازم شده ، رویت هلال زمان همقدم شدن و همراهی با همسرم در یه تفریح علمی شده ، رویت هلال زمان دیدار دوستان شده ، رویت هلال زمان شادمانی و لبخند و سرورم شده ، رویت هلال زمان اندوه و غم و گریه ام شده ، رویت هلال زمان امید و نا امیدیم شده ؛ و در یک کلام ، رویت هلال بخشی جدا نشدنی از زندگیم شده.....

 

سحرگاه امروز یکشنیه 13 تیر 1395 پس از اذان صبح میخواستم برای رویت هلال صبحگاهی رمضان به کوه صفه برم. شب گذشته مهمون بودیم و دیر وقت به خونه برگشتیم. روزش هم ، بشدت خسته بودم و کلافه از یه جدل اداری بی مورد که دوستانی میتونستند باعث ایجادش نشوند ، ولی متاسفانه این روزها ، این تنش و جدلها مرتب داره ایجاد میشه. به هر حال مجموع اینها باعث شد که یادم بره به دوستانمون برای همراهی در این رصد پیام بدم.

 

وقتی خواستم آماده رفتن بشم ، همسرم هم گفتند میاند تا به اتفاق بریم رصد. فاصله ی ورودی صفه تا مزار شهدای همیشه آشنا رو بسرعت طی کردیم و پس از ادای احترام به این دلاورمردان ، همونجا آماده ی رصد شدیم.

 

حدود 4 درجه غبار روی افق شرقی وجود داشت. اولین رویت هلال رو در ساعت 05:10 با دوربین دوچشمی 7 در 50 انجام دادم. هلال در بین غبار و در ارتفاع 1.8 درجه قرار داشت. دقایقی بعد با افزایش ارتفاع هلال و بیرون اومدن از لایه غبار ، هلال رو با چشم غیر مسلح هم رویت کردیم و ازش عکس گرفتیم.

 

روز خیلی خوبی رو بخوبی آغاز کردیم ؛ خدا رو هزاران بار شکر

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥

بامداد امروز یکشنبه 13 تیر 1395 مصادبف با 27 رمضان 1437 و 3 ژولای 2016 ، زمان وداع با هلالهای ماه رمضان بود. امروز صبح برای آخرین بار چشم به هلال ماه دوختم ؛ ماهی که تولدش رو در غروب دوشنبه 17 خرداد با دیدن هلالی باریک جشن گرفته بودیم و حالا مثل همون روز دوباره باریک شده اما باریکی امروز هلال ماه ، دیگه شادی به همراه نداره چرا که این علامتی بود از اینکه ماه رمضان به آخرین روزهای خودش نزدیک شده و عنقریب ندای پایان ضیافت خاص الهی در زمین و آسمان طنین انداز میشه....

این یه واقعیته که ما در تمام طول عمرمون و در لحظه به لحظه ی اون بخاطر لطف و عنایت و کرم حضرت باری تعالی وجود داریم. ما و تمام خلایق دیگه در دسته ی ممکنات قرار میگیریم که وجودمون به ذات خودمون قائم نیست و نیازمند به علت وجودی هستیم. این علت وجودی چیزی نیست جز حقیقت واجب الوجود.

وقتی ما بودمون وابسته به بودن یه چیز دیگه است معناش اینه که اگر لحظه ای علت وجودی ما نباشه ، ما هم نخواهیم بود ، و این یعنی ما لحظه به لحظه برخوردار از سفره ی کرم و ضیافت اون وجود مطلق هستیم. حالا که اینطوره ، پس ماه رمضان چه فرقی با روزها و ایام دیگه داره؟

یکی از بزرگان ، زمانی مطلبی رو گفتند در مورد میقات. میقات میتونه در مورد زمان معین و یا مکان معین و یا جمع این دو مطرح بشه. اگر زمان معینی برای انجام کاری تعیین شده باشه به اون زمان میقات گفته میشه و همینطور اگه مکان مشخصی برای انجام کارها معرفی شده باشه. ماه رمضان نسبت به بقیه ی ایام سال ، حکم میقات زمانی رو داره و شبهای قدر ، میقات زمانی خیلی خاص تر در ماه رمضان. خداوند متعال در مواردی به ما فرموده اگه در زمان معینی و یا در مکان معینی باشیم ، میتونیم از برکات وجودی بسیار فراوانتر و بزرگتر بهره مند بشیم. ایام ماه رمضان ، ایام حج ، شب لیلة الرغائب ، شب دحو الارض ، تاسوعا و عاشورا ، اربعین و.... جزو میقاتهای زمانی هستند و مکه مکرمه ، مسجد النبی ، بقاع متبرکه ائمه اطهار و.... جزو میقاتهای مکانی. بعضی وقتا هم میقات زمانی و مکانی با هم باید باشه مثل حضور در صحرای عرفات در روز عرفه (ایام حج).

اگه بخوام در مورد میقات ماه رمضان یه مثال خیلی خیلی خیلی دم دستی بگم شاید بشه اینطور گفت که میقات زمانی ماه رمضان مثل اینه که یه آدم خیلی ثروتمند هر روز برای مستمندان سفره ی خیر و برکت پهن میکنه و از اونها با یه مدل غذا پذیرایی میکنه اما مثلا" هر دو هفته یکبار ، این پذیرایی با غذاهای بسیار متنوع و خاص انجام بشه.

حکایت ما هم همینه. ضیافت الهی ، عام و همیشگی است اما ضیافت ماه رمضان خیلی خاص و ویژه ، و ضیافت شبهای قدر از اون هم ویژه تر. پس عجیب نیست که دیدن هر علامتی که نشون از پایان این ضیافت خاص و ویژه داشته باشه ، حزن و غم به همراه میاره.....

امروز آخرین هلال ماه رمضان رو دیدیم ، فردا شب ، آخرین شب از شبهای ماه رمضان رو درک میکنیم ، سحرگاه سه شنبه برای آخرین بار دعای سحر میخونیم و روز سه شنبه آخرین روز ماه رمضان رو روزه میگیریم و تمام.... همین الان که دارم این کلمات رو تایپ میکنم بغض سنگینی گلوم رو گرفته....

خداحافظی همیشه تلخه.....




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥

در سحرگاه چهارشنبه 9 تیر 1395 مصادف با 23 رمضان 1437 عکس زیر رو از ماه گرفتم:

به نظرم زیباترین قسمت این عکس به حفره کوپرنیک مربوط میشه که در وسط عکس است و نیمی از اون در بخش تاریک و نیم دیگرش در بخش روشن ماه قرار گرفته. خیلیها تصور میکنند عوارض سطحی (کوهها ، دره ها و دیگر پستی و بلندیها) ماه رو زمانی میتونیم خوب ببینیم که قرص ماه کامل باشه. این تصور درستی نیست. بدلیل فاصله ی میانگین حدود 375 هزار کیلومتری که با کره ماه داریم چشم ما قادر نیست حتی با استفاده از تلسکوپ در زمانی که قرص ماه کامل است ، سطح ماه رو سه بعدی ببینه و پستی و بلندیها رو تشخیص بده.

در واقع چیزی که باعث میشه ما بتونیم عوارض سطح ما رو ببینیم ، سایه ای است که در اثر تابش مایل خورشید به این عوارض سطحی ایجاد میشه. هر چی عوارض مورد نظر به لبه تاریک و روشن ماه نزدیکتر باشه ، بدلیل اینکه خورشید خیلی مایلتر به این عوارض میتابه ، وسعت سایه ای که ایجاد میشه بیشتره و ما میتونیم جزئیات خیلی بیشتر از این عوارض رو حتی با دوربینهای دو چشمی نه چندان پر قدرت مشاهده کنیم. برای مثال به عکس زیر دقت کنید:

این عکس از حفره ی تیکو (یا تیخو) گرفته شده. وسط این حفره یه برآمدگی وجود دارد که نشون دهنده ی اینه که حفره ی تیکو بر اثر برخورد یه جرم آسمانی به سطح ماه ایجاد شده. این برآمدگی در واقع خودش یه مجموعه کوه است. وقتی به خود این کوه نگاه کنیم چیزی از شکل و شمایل قله ها و یالهای اون دستگیرمون نمیشه اما اگه به سایه ی این کوه که در سمت چپش قرار داره دقت کنیم متوجه وجود دو قله ی تیز و بلند و یک قله ی کوچکتر میشیم که دارای شیبهای بسیار تندی هستند.

همچنین وقتی به سایه ی نیمه ی سمت راست حفره تیکو نگاه میکنیم میتونیم وجود دو قله ی گنبدی شکل بزرگ رو در این بخش از دیواره حفره تیکو لمس کنیم و اونها رو بصورت غیر مستقیم (از طریق سایه) ببنیم.

در نیمه شب چهارشنبه 9 تیر هم در کوه صفه عکسی از قله صفه با منظره آسمان گرفتم. شرایط جوی بخاطر وجود غبار در آسمون خیلی مناسب نبود. اما برای خالی نبودن عریضه ، این عکس رو با 30 ثانیه نوردهی گرفتم:

نوار نورانی سبز رنگ رو با انداختن نور لیزر سبز بر روی سنگهای لبه ی کوه ایجاد کردم. این عکس رو دقایقی پیش به همنوردان تقدیم کردم و امیدوارم مورد قبول و پسندشون واقع بشه. در شامگاه 19 شهریور سال 1388 (که مصادف با 20 ماه رمضان بود) عکسی از قله ی صفه گرفتم ؛ در حالی که صورت فلکی عقرب به تمامی دقیقا" بالای قله بود:

 

اگر شرایط جوی خوب باشه ، از ترکیب عناصر زمینی و آسمانی میشه کارهای خوبی انجام داد. در غروب  11 اسفند  سال 1392 خورشید در موقعیت خاصی از کوه صفه غروب میکرد. از همنوردانم خواستم تا به بالای کوه مشرف به میدان تیر ارتش بروند. فاصله ی زیادی که از همنوردانم پیدا کردم باعث شد تا عکسهای خوبی از اونها در کنار قرص خورشید بگیرم:

اگه عمری برام باقی باشه امسال میخواهم دوباره از همین منظره (البته با مدلهایی متفاوت) عکس بگیرم. دو فرصت زمانی برای اینکار دارم ؛ یکی 19 مهر و دیگری 11 اسفند. تا ببینیم قسمت چیه و شرایط جوی در این دو روز چگونه خواهد بود.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥

تا دقایقی دیگه و با نوای اذان مغرب ، هفته ی آخرینهای ماه رمضان آغاز میشه. دقیقا" یه هفته ی دیگه در چنین روزی (سه شنبه 15 تیر) با رویت شدن هلال ماه شوال و بلند شدن نوای اذان مغرب ، ماه مبارک رمضان به اتمام میرسه و سفره ی خاص ضیافت اللهی برچیده میشه.

 

از امشب به بعد تمام دقایق و لحظات و روزهای باقیمونده از ماه رمضان ، آخرین اونها در این ماه شریف است ؛ آخرین شب چهارشنبه ، آخرین روز چهارشنبه و الی آخر.....

 

باید قدر این لحظات باقیمونده رو بدونیم. ماه رمضان داره تموم میشه و حسرت دیدار دوباره اش برای 11 ماه باقی میمونه ؛ البته اگه عمرمون کفاف درک ماه رمضان دیگری رو بده.....

 

در این شب قدر که مهمترین شب از لیالی سه گانه ی قدر است به همدیگه دعا کنیم. انشاءالله که این دعاها مستجاب بشه ؛ آمین یا رب العالمین

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥

دو عکس از ماه شب بیست و یکم رمضان 1437 که در سحرگاه دوشنبه 7 تیر 1395 گرفتم:

 

عکس اصلی

 

نمای برش خورده و چرخیده شده ی حفره های لبه ی تاریک و روشن ماه. وجود کوههای مرتفع در بخش تاریک ماه که نوک قله ی آنها با نور خورشید روشن شده است از زیبائیهای خاص این حفره ها است. سه قله ی مرتفع و با فاصله در بخش بالای عکس و چندین نقطه ی نورانی کنار هم در بخشهای پایین عکس بیشتر جلب توجه میکند (این بخش از ارتفاعات ماه خوراک همنوردانی است که علاقمند به پیمایشهای خط الرأسی هستند!!)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥

 

نه مراست قدرت آنکه دم زنم از جلال تو یا علی

نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی

چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

 

هله ای مجلی عارفان تو چه مطلعی و چه منظری؟

هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی و چه دلبری؟

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری

چه در انبیاء چه در اولیاء نه تراست عدلی و همسری

به کدام کس مثلت زنم که بود مثال تو یا علی؟

 

تویی آنکه غیر وجود خود بشهود غیب ندیده ای

همه دیده ای نه چنین بود ، شه من ؛ تو دیده ی دیده ای

فقرات نفس شکسته ای ، سبحات وهم دریده ای

ز حدود فصل گذشته ای ، به صعود وصل رسیده ای

ز فنای ذات ، بذات حق بود اتصال تو یا علی

 

چو عقول و افئده را نشد ملکوت سرّ تو منکشف

ز بیان وصف تو هر کسی رقم گمان زده مختلف

همه گفته اند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف

فصحای دهر به عجز خود ز بیان وصف تو معترف

بلغای عصر به نطق خود شده اند لال تو یا علی

 

تو که خلق هیئت متصل کنی از عناصر منفصل

تو که از طبیعت آب و گل به در آوری صنم چگل

تو که می نهی دل معتدل به میان توده ی آب و گل

زنم اعتدال ترا مثل به کدام خلقت معتدل؟

که بر اعتدال تو مستدل بود اعتدال تو یا علی

تو ز وصف خلق منزهی که رسیده ای به کمال رب

ملکوتیان ، جبروتیان ، همه از کمال تو در عجب

که کند چو عقل تو نفس را ، بسیاط علم و عمل ادب؟

احدی ز خلق ندیده ام که بجای خصم کشد غضب

متحریم ، متفکرم ، همه در خصال تو یا علی

 

تویی آنکه در همه آیتی نگری به چشم خدای بین

تویی آنکه از کشف الغطا نشود تو را زیاده یقین

شده از وجود مقدست همه سرّ کنز و خفا مبین

ز چه رو دم از انا ربکم نزنی؟ بزن ؛ به دلیل این

که به نور حق شده منتهی ، شرف کمال تو یا علی

 

تو همان درخت حقیقتی که در این حدیقه ی دنیوی

ز بروق نور تو مشتعل شده نار نخله ی موسوی

انا ربکم تو زنی و بس به لسان تازی و پهلوی

ز تو در لسان موحدین بود این ترانه ی معنوی

که انا الحق است بحق حق ، ثمر نهال تو یا علی

 

تویی آن تجلی ذوالمنن که فروغ عالم و آدمی

ز بروز جلو ی ماخلق به مقام و رتبه ، مقدمی

هله ای مشیّت ذات حق ، که بذات خویش مسلمی

بجلال خویش مجللی ، ز نوال خویش منعمی

هم گنج ذات مقدست شده ملک و مال تو یا علی

 

چو بآب زندگی از قدم ، گل ممکنات سرشته شد

همه را ز کلک منیع حق ، رقم ممات نوشته شد

احدی ز موت نشد رها به حیات ، گر چه فرشته شد

ز بشر مقام تو شد اجل ، که اجل به دست تو کشته شد

تویی آنکه مرگ نبره جان ز صف قتال تو یا علی

 

تو چه بنده ای که خدائیت ز خداست منصب و مرتبت

رسدت ز مایه ی بندگی که رسی به پایه ی سلطنت

احدی نیافت ز اولیاء چو تو این شرافت و منزلت

همه خاندان تو در صفت چو تواند مشرق معرفت

شده ختم دوره ی علم و دین به کمال آل تو یا علی

 

تو همان ملیک مهیمنی که بهشت جنت و نه فلک

شده ذکر نام مقدست همه ورد السنه ی ملک

پی جستجوی تو سالکان بطریقت آمده یک به یک

به خدا که احمد مصطفی به فلک قدم نزد از سمک

مگر آنکه داشت در این سفر طلب وصال تو یا علی

 

تویی آنکه تکیه ی سلطنت زده ای بتخت مؤبدی

به فراز فرق مبارکت شده نصب تاج مخلدی

ز شکوه شأن تو بر ملا ، جلوات عز و ممجدی

متصرف آمده در یدت ملکوت دولت سرمدی

تو نه آن شهی که ز سلطنت بود اعتزال تو یا علی

 

تویی آنکه هستی ماخلق شده بر عطای تو مستدل

ز محیط جود تو منتشر ، قطرات جان ، رشحات دل

به دل تو چون دل عالمی ، دل عالمی شده متصل

نه همین منم ز نو مشتعل ، نه همین منم به تو مشتغل

دل هر که  مینگرم در او بود اشتغال تو یا علی

 

به می خم تو سرشته شد ، گل کاس جان سبوکشان

ز رحیق جام تو سر گران ، سر سرخوشان ، دل بی هوشان

به پیاله ی دل عارفان شده ترک چشم تو خون فشان

نه منم ز باده عشق تو ، هله مست و بی دل و بی نشان

همه کس چشیده به قدر خود ز می زلال تو یا علی

 

ز بقای ملک و زوال او نرسد به جاه تو منقصت

که بس است همت بنده را چو رسد به دولت معرفت

بلی آنچه بنده طلب کند ، دهدش خدای ز مکرمت

نشد از خدای تو موهبت به تو گر خلافت و سلطنت

ز خدا نبوده بجز خدا ، طلب و سؤال تو یا علی

 

تویی آنکه سدره ی منتهی بودت بلندی آشیان

رسد استغاثه ی قدسیان به درت ز لانه ی بی نشان

به مکان نیایی و جلوه ات به مکان ز مشرق لا مکان

چو به اوج خویش رسیده ای ز علو قدر و سمو شأن

همه هفت کرسی و نه طبق شده پایمال تو یا علی

 

به همین بس است که گویمت بوجود ، جود مکرمی

نه همین بس است که خوانمت به ظهور ، فیض مقدمی

تو منزهی ز ثنای من ، که در اوج قدس قدم ، همی

به کمال خویش معرفی ، بجلال خویش مسلمی

نه مراست قدرت آنکه دم زنم از جلال تو یا علی

 

تویی آنکه میم مشیّتت زده نقش صورت کاف و نون

فلک و زمین به اراده ات ، شده بی سکون ، شده با سکون

بکتاب علم تو مندرج بود آنچه کان و مایکون

تویی آن مصور ما خلق که من الظواهر و البطون

بود این عوالم کن فکان اثر فعال تو یا علی

 

تویی آنکه ذات کسی قرین نشده است با احدیتت

تویی آنکه بر احدیتت شده مستدام صمدیتت

نرسیده فردی و جوهری به مقام منفردیتت

نشناخت غیر تو هیچکس ، ازلیتت ، ابدیتت

تو چه مبدءای که خبر نشد کسی از مآل تو یا علی؟

 

ز بروق طلعت انورت شده خلق آتش موقده

که بود طلوع و بروز او همه از مشارق افئده

نه همین شراره ی عشق تو زده بر قلوب مجرده

ز جبل علم زده بر شجر ، ز محل دیر به بتکده

تو چه مشعلی که ز نور حق بود اشتعال تو یا علی؟

 

ز کمند کید بلیس دون دل هر کسی نشود رها

مگر آنکه بسته فؤاد خود به خدا و ، رسته ز ماسوا

چو کشیده خصم کمند خود همه جا نهفته و برملا

ز جهات سته مرا بود به محال کوی تو التجا

که محال دشمن دین بود ، گذر از محال تو یا علی

 

نه فرشته یافته در بشر ، چو تو ذوالکرم ، چو تو ذوالعفا

نه بشر شنیده فرشته را ، به چنین صفت ، به چنین صفا

به خدا ظهور عجایبی چو تو نیست در بشر از خدا

که تعجب است بحق حق ز تو آن قناعت و این سخا

به طراز سوره ی هل اتی چه نکوست فال تو یا علی

 

تو که از علایق جان و تن به کمال قدس مجردی

تو که بر سرائر معرفت ، به جمال انس مخلدی

تو که فانی از خود و متصف به صفات ذات محمدی

به شؤون فانی این جهان ، نه معطلی ، نه مقیدی

بود این ریاست دنیوی غم و ابتهال تو یا علی

 

تو همان تجلی ایزدی که فراز عرشی و لا مکان

دهد آن فؤاد و لسان تو ، ز فروغ لوح و قلم نشان

خبری ز گردش چشم تو ، حرکات گردش آسمان

تو که رّد شمس کنی عیان ، به یکی اشاره ی ابروان

دو مسخر آمده مهر و مه هله بر هلال تو یا علی

 

هله ای موله ذات حق که بذات ، معنی وحدتی

هله ای ظهور صفات حق ، که جهان فیضی و رحمتی

به تو گشت خلقت کن فکان که ظهور نور مشیّتی

چو تو در مداین علم حق ز شرف مدینه ی حکمتی

سیلان رحمت حق بود همه از جبال تو یا علی

 

نه عجب خیل کروبیان همه خادم آمده بر درت

عظموتیان ، ولهوتیان ، شده مات منظر و محضرت

تو چو دیو نفس بکشته ای ، ملک آمده است مسخّرت

ز مقام و رتبه چو از ملک متعال آمده جوهرت

گذرد ز پرّ فرشتگان ، طیران بال تو یا علی

 

نه عجب که ذوق تکلمت به کلیم نطق و بیان دهد

نه عجب که شوق تبسمت به مسیح روح و روان دهد

به روان پیر دم جوان ، به علیل تاب و توان دهد

به لحد عظام رمیم را هیجان زداید و جان دهد

گذرد نسیم شمال اگر شبی از شمال تو یا علی

 

منم آن مجرد زنده دل که دم از ولای تو میزنم

ره کوه و دشت گرفته ام قدم از برای تو میزنم

به همین نفس که دادیم نفس از برای تو میزنم

شب و روز حلقه ی التجا به در سرای تو میزنم

نروم اگر بکشی مرا ، ز صف نعال تو یا علی

 

چه اگر مقدر عاصیان شده از مشیّت کبریا

درکات دوزخ جانگزا که رقم شد از قلم قضا

چو مراست مهر (mehr) تو مهر (mohr) دل ، ز گنه نترسم و از جزا

تو اگر به دوزخ عاصیان نشوی به روز جزا ، رضا

ندهد خدای ملال ما ، که دهد ملال تو یا علی

 

نرسید کشتی همتم ز یم غمت به کناره ای

بشکست فلک (Folk) مرا فلک (Falak) به حجاره ای ز اشاره ای

به همین خوشم که نشسته ام به شکسته ای و به پاره ای

چه کنم ز غرق شدن مرا نه علاج هست و نه چاره ای

مگرم ز غیب کند مدد یکی از رجال تو یا علی

 

تو که آگه از نفحات حق به سرایری و ضمایری

نظر خدائی و مطلع به بواطنی و ظواهری

تو که بر تمامت انس و جان ، ز کرم معینی و ناصری

تو که در عوالم کن فکان ، به احاطه حاضر و ناظری

ز چه رو به پرسش حال ما نشود مجال تو یا علی؟

 

بنگر "فؤاد" شکسته را به درت نشسته به التجا

به سخا و بذل تواش طمع ، به عطا و فضل تواش رجا

اگرش پرانی از آستان ، کند آشیان به کدام جا؟

ز پناه وسع تو هم اگر قدمی رود ، برود کجا؟

که محیط کون و مکان بود فلک ظلال تو یا علی 

(شعر از: فؤاد کرمانی)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥

معمولا" شبهای قدر توی منزل به دعا و نیایش میپردازم. امسال اما نیت کرده بودم شب احیای نوزدهم رو در یکی از مساجد حضور پیدا کنم.

پیش از ظهر جمعه برای خرید گل و گیاه رفتم بیرون. نمیدونم چی شد که درد مختصری در کمرم حس کردم. این درد ظرف چند دقیقه اونقدر زیاد شد که آخرین گلدونهایی رو که خریدم (و گلدونهای خیلی کوچکی هم بودند) نتونستم بلند کنم. به خونه که برگشتم به زحمت از ماشین پیاده شدم و دقایقی بعد بقدری کمر درد داشتم که نمیتونستم از زمین بلند بشم.

وقتی خواستم برای نماز ظهر وضو بگیرم ، کشیدن مس پا برام شد یه پروژه ی دردناک. نمازم رو نشسته خوندم. استراحت تقریبا" جواب نمیداد. بعد از افطار قرصهای دیازپام و بروفن رو با هم خوردم که باعث شل شدن عضلات میشه. کمی بهتر شدم اما بخاطر خواب آور بودنش ، بیداری شب قدر رو از دست دادم و فقط برای سحر بیدار شدم.....

این قسمت اولین شب قدرم شد. نمیدونم چه حکمتی در کار بود. امشب میرم کمی پیاده روی کنم بلکه شرایطم بهتر بشه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥

به نظرم سحر بهترین زمان در ماه رمضان است. حال و هوای ثانیه ها و دقایق سحر ، با تمام ثانیه ها و دقایق و ساعات دیگر روزها و شبهای ماه رمضان فرق میکنه. این حس و حال زمانی بیشتر نمود پیدا میکنه که بتونیم در جایی که سقفش آسمون باشه حضور داشته باشیم. آسمون سحر ، ستاره ی سحر و نسیم سحر روح و جان رو زنده میکنه. زیر آسمون سحر ، گویا که خدا دست نوازش به سرمون میکشه و با ما سخن میگه.

 

سالهاست که سحر رو با آرامش میگذرونم. قدیما که نوجوان و جوان بودم ، معمولا" دقایقی قبل از اذان صبح از خواب بیدار میشدیم و تا دم اذان مشغول سحری خوردن بودیم. بعضی وقتا اونقدر زمان اذان و سحری خوردن ما به هم نزدیک بود که بقول یکی از دوستان ، فرشتگان برای اینکه بفهمند ما پیش از اذان دست از خوردن برداشتیم یا نه ، درخواست ویدئو چک میکردند!!!

 

از نیمه دهه 60 به بعد مساله فرق کرد. بعضی سالها بود که تمام خواب و استراحتم بعد از ظهرها بود و شبها رو تا بعد از اذان صبح بیدار میموندم ؛ چه شبهای بیاد موندنی و تکرار نشدنی.....

 

اون موقع تهران بودم. حدود ساعت 11 شب از خونه مون که در بخشهای جنوبی تهران بود به همراه 3-2 نفر از دوستام با موتور به شمالیترین بخشهای تهران میرفتیم تا از ساعت 24 الی 3 بامداد پای منبر پیر و مرشدمون بشینیم. وقتی برمیگشتیم خونه ، زمان زیادی تا اذان صبح باقی نمیموند.


در زمان حاضر ، سالهاست که حدود یک ساعت قبل از اذان صبح از خواب بیدار میشم. ظرف 30-20 دقیقه سحری میخورم و تا حدود 30-20 دقیقه پس از اذان مشغول تلاوت قرآن و خوندن دعا میشم.


روزهای اول ماه رمضان امسال موقع سحر حدود 10 صفحه از قرآن رو میخوندم. اما الان یک جزء قرآن رو موقع سحر و یک جزء دیگه رو مقارن و یا پس از اذان مغرب تلاوت میکنم. اگه عمری باشه و تا پایان روز 21 رمضان ختم قرآن کنم ، در 8 روز باقیمونده یکبار دیگه و اینبار فقط ترجمه قرآن رو میخونم.

 

به لیالی قدر نزدیک شدیم ؛ شبهایی پر نور و آسمانی. یادش بخیر سالها پیش در راستای دریافت نظرات فقهی مراجع عظام تقلید به همراه تنی چند از مسئولین ستاد استهلال به محضر حضرات مراجع در قم مشرف شدیم. در یکی از این دیدارها پای بوس مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت رضوان الله تعالی علیه بودیم. از حضرت ایشون سوال شد شب اول ماه برای حضرتعالی چگونه اثبات میشه؟ در پاسخ فرمودند بنده از شب قدر متوجه میشوم که اول ماه درست بوده یا نه ، زیرا در شب قدر نزول فرشتگان و رحمت الهی از آسمان به زمین رو میشه حس کرد.....

 

از همه ی عزیزان ، دوستان ، همنوردان و دیگر بزرگوارانی که به این کلبه ی درویشی تشریف فرما میشن و قدم به چشمم میذارند التماس دعا دارم. شاید ، عاقبت بخیر شدن بهترین دعایی باشه که در این شبها میتونیم در حق همدیگه داشته باشیم.....

 

ما را ز دعا کاش نسازند فراموش

رندان سحر خیر که صاحب نفسانند




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳٩٥

دیشب و امشب دو عکس از ماه گرفتم که نشون میده ماه از مرز بیشترین فاز عبور کرده و از این به بعد ، هر روز مقدار فاز کمتر و کمتر میشه. این یعنی ماه رمضان از نیمه ی اول عبور کرد و وارد نیمه دوم شد ؛ چشم به هم بزنیم این نیمه هم به  آخر میرسه و حسرت ماه رمضان و درک ضیافت الله به دلمون میمونه.

ماه در شامگاه شنبه 30 خرداد (شب چهادهم ماه مبارک رمضان)

ماه در شامگاه یکشنبه 31 خرداد (شب پانزدهم ماه مبارک رمضان)

این هم یه عکس ذوقی!

امشب به مناسبتی توی خونه دور هم جمع شدیم و گفتگو کردیم. خیلی وقته که چنین دور همی نداشتیم. بالا رفتن سن و سال بچه ها و درگیر شدن اونها در موضوعات تحصیلی و کاری فرصتهای اینچنینی رو کمتر برامون پیش میاره. امشب از این فرصت استفاده کردیم. یاد سال 1391 افتادم ؛ تیر ماه سال 1391 برای اولین بار صعودی خانوادگی (به همراه همکاران اداری) به قله سبلان داشتیم و این عکس یادگاری رو روی دریاچه یخ زده قله سبلان گرفتیم:




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ