خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٥

اضلاعها مکسورة.....

امشب به یه مداحی بسیار زیبا و حزن انگیز عربی که توسط حاج باسم کربلایی و در عزای حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیه اجراء شده بود گوش میدادم. این اشعار باعث شد تا این چند کلمه رو بنویسم

عشقی که بین عاشق و معشوق وجود داره قطعا" ظهور بیرونی هم خواهد داشت. شاید بشه این ظهور و جلوه ی بیرونی رو به دو قسمت تقسیم کرد ؛ اول بیان عشق از زبان عاشق و دوم نتیجه و تاثیر عملی عشق

در بخش اول که بیان عشق از زبان عاشق و در واقع گفتگوی بین عاشق و معشوق است (که شاید خیلی وقتا به نظر برسه که این یک گفتگوی یک طرفه است و همیشه عاشق است که با معشوق حرف میزنه) باید گفت که زیباترین ، بلند معناترین و بی بدیل ترین این گفتگوها رو میتونیم در کلام معصومین سلام الله علیهم اجمعین که در قالب دعا بیان شده و سینه به سینه به دست ما رسیده مشاهده کرد. شاید اگر از باب تعلیم و آموزش و هدایت نبود ، هرگز این گفتگوهای عاشقانه بصورت علنی بیان نمیشد. عشق و عاشقی یه فضای کاملا" خصوصی است که هیچ غیری در اون راه نداره و هیچ عاشق و معشوقی نمیخوان که اغیار شنونده ی گفتگوهای اونها باشند. اما اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین این کلمات و جملات بسیار رفیع و دل نواز رو بیان کردند تا مسیر عاشقی و راه و رسم اینکار رو به تمامی بندگان الهی یاد بدهند.

اما عشق ورزیدن ، یه جلوه ی دیگه هم داره که اتفاقا" این یکی در معرض دید همگان قرار داره و اون فنا شدن عاشق در معشوق است که تمامی رفتار و کردار و اعمال عاشق رو تحت تاثیر قرار میده و همه میبینند که عاشق هر کاری که میکنه ، هر حرفی که میزنه و هر رفتار و اندیشه ای که داره فقط و فقط به خاطر و در راه معشوق است و بس.

عشق ورزیدن ، کالای بازاری نیست که بخوایم دیگران اون رو ببینند. عشق با شناخت و معرفت آغاز میشه ، با کلام تبلور پیدا میکنه و با عمل به اوج و نهایت میرسه. کلماتی که ظاهری محبت آمیز دارند اما بر پایه ی شناخت و معرفت و استوار به عمل نباشند ، حبابهای زیبای روی آب هستند که اندک زمانی جلوه دارند اما عمرشون بسیار بسیار  کوتاه است. اما زیبایی واقعی و دائمی که هیچ چیزی حتی زمان هم نمیتونه اون رو محو و نابود کنه ، عمل عاشقانه است. در اینجا هم اوج این رویکرد و عمل رو در وجود اهل بیت عصمت و طهارت و پیروان آنان مشاهده میکنم و عظیمترین این جلوه ها رو در کربلا.....

عاشقی و عشق ورزیدن کار بسیار بسیار بسیار سختی است. انتهای عاشقی وصال است اما زمانی وصال روی میده که عاشق به مرحله ی فنا رسیده باشه و رسیدن به این مرحله کار هر کسی نیست. به فرمایش حضرت حافظ:

نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

عیار عشق رو نه در زمان راحتی ، بی غمی ، رفاه و آسایش بلکه در زمان سختی ، محنت ، درد و رنج می سنجند. اونجاست که کسانی که ادعای عاشقی دارند و کلمات عاشقانه بیان میکنند ، نشون میدن که تا کجا حاضرند پای عشقشون بایستند.

اضلاعها مکسورة به معنای دنده های شکسته است..... همین.....

صل الله علیک یا فاطمة الزهراء




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٥

روز گذشته به همراه جمعی از دوستان یه گشت علمی – ورزشی یک روزه رو در اطراف اصفهان برگزار کردیم.

 

در این برنامه علاوه بر پیاده روی در طبیعت ، به جستجوی فسیل پرداختیم. منطقه ای که در اون حضور داشتیم از این بابت بسیار غنی بود و انواع فسیلهای آبزیان رو میشد در اونجا پیدا کرد. از یه گله دار محلی که منطقه رو کامل میشناخت بعنوان راهنما بهره بردیم و چند منطقه مختلف اما نزدیک هم رو جستجو کردیم.

 

تفاوت فسیلها در سایتهای مختلف حیرت انگیز بود. در یه سایت فقط فسیل دو کفه ای ها (صدف) بود و مرجان ، در یه جای دیگه فقط فسیل آمونیت (شبیه حلزونهای امروزی اما خیلی بزرگتر) و در یه جای دیگه فسیل حلزونهای کشیده و کوچک دریایی و مدل دیگر از آمونیتها. این تفاوت شاید ناشی از این باشه که دهها و صدها میلیون سال پیش که این منطقه زیر آب بوده ، هر کدوم از سایتهایی که ما امروز بازدید کردیم ، در اون زمان دارای عمق های متفاوتی بود. همچنین نکته جالب این بود که این فسیلها بعضا" فقط در یه محدود کوچک وجود داشت و این نشون میداد که کلونیهایی از این جانداران در اونجا بوده که همه با هم تبدیل به فسیل شدند.

 

در یه قسمتی ، صدفها به تعداد بسیار زیاد و بصورت منفرد (بدون گیر کردن در لای رسوبات) در روی زمین ریخته بود. حس جالبیه وقتی سنگی رو در دست میگیری و میدونی این سنگ صدها میلیون سال قبل جاندار بوده و حرکت میکرده و برای خودش زندگی داشته و حالا بعد از چند صد میلیون سال ، یه نفر داره اون رو نگاه میکنه....

 

با اینکه برنامه ما برای فسیل یابی ترتیب داده شده بود اما این برنامه فرصتی شد تا یه بار دیگه در جمع دوستان قدیم و جدید حضور داشته باشیم و از مواهب سکوت و زیبایی طبیعت بکر لذت ببریم.

 

لازمه از دوست و برادر عزیز و گرانقدرم آقا مهدی رحیمی برای هماهنگی این برنامه تشکر و قدردانی کنم و همینطور پاس بدارم حضور دیگر دوستان گرامی که افتخار دادند در خدمتشون باشیم.

 

قسمتی از سنگی نسبتا" بزرگ که حاوی فسیل صدها حلزون کوچک دریایی است

 

دو نمونه فسیل آمونیت

 

تعداد زیادی پوسته صدف کل در بین گل و لای قرار گرفته اند. رنگ و جنس صدفها حفظ شده است.

 

فسیل مرجان. اینگونه فسیلها اطلاعاتی در مورد حدود عمق آب آن دوران و درجه حرارت آن در اختیار میدهد.

 

فسیل کرمهای لوله ای که در جزایر مرجانی زندگی میکنند.

 

صدفهای منفرد فسیل شده و قطعات مرجان. دیدن این فسیلها در دشت و بیابان و صدهها کیلومتر دورتر از دریا در نوع خودش جالبه

 

چند نمونه فسیل آمونیت

 

تعداد معدودی از این فسیلها رو نگهداری میکنم اما بزودی بیشتر اونها رو به آزمایشگاههای مدارس ابتدایی و راهنمایی اهداء خواهم کرد. 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٥

امشب سالروز شام غریبان اهل بیت عصمت و طهارت در کربلا است. مصیبتی که پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بر خانواده و اهل بیت آن حضرت وارد شد آنقدر عظیم و سنگین است که قابل توصیف نیست. دیدن صحنه های جنگ و شهادت اصحاب و یاران و خاندان سید الشهداء برای زنان و کودکان بسیار سخت بوده است اما در چنین شبی (و در روزها و هفته ها و ماههای پس از آن) ظلم و ستم و شقاوتی بر بازماندگان واقعه کربلا رفت که شاید بتوان گفت دیدن صحنه شهادت اصحاب و خاندان آنان قابل مقایسه با این سختی و مصیبت نبوده است..... لا یوم کیومک یا اباعبدالله

تشه لبا به آب مهر تو سرشته شد گلم

چون بکنم دل از تو و چون ز تو مهر بگسلم

گر چه بلای دوست را از سر شوق حاملم

بار فراق دوستان بس که نشسته بر دلم

میروم و نمیرود ناقه به زیر محملم

 

ملک قبول کی شود جز که نصیب مقبلی

لایق عشق و عاشقی برگ گل است و بلبلی

بار غم تو را چو من کس نکند تحملی

بار بیفکند شتر چون برسد به منزلی

بار دلست همچنان ور به هزار منزلم

 

داس غم تو میکند حاصل عمر را درو

درد و بلا همی رسد از چپ و راست نو به نو

رفتم و دل بماند در سلسله ی غمت گرو

ای که مهار میکشی ؛ صبر کن و سبک برو

کز طرفی تو میکشی وز طرفی سلاسلم

 

شوق تو میزند ز سر شور و ز نای غم نوا

تن سوی شام غم روان ، دل به زمین کربلا

جز من داغدیده را درد نبوده بی دوا

بار کشیده ی جفا ، پرده دریده ی هوا

راه ز پیش و دل ز پس ، واقعه ای است مشکلم

 

تا تو بخاطر منی دیده به خواب کی شود؟

راحت و عشق و عاشقی ؟ آتش و آب کی شود

غفلت از تو در ره شام خراب کی شود

معرفت قدیم را  هجر حجاب کی شود

گر چه بشخص غایبی ، در نظری مقابلم

 

ما به هوای کوی تو در به دریم و کو به کو

وز غم هجر روی تو با اجلیم روبرو

کی شود آنکه من کنم شرح غم تو مو به مو

آخر قصد من تویی غایت جهد آرزو

تا نرسد به دامنت دست امید نگسلم

 

سوخت ز آتش غم هجر تو پر ّ و بال من

چون شب تار روز من ، هفته و ماه و سال من

نقش تو در ضمیر من مونس لایزال من

ذکر تو از زبان من ، فکر تو از خیال من

کی برود ، که رفته ای در رگ و در مفاصلم

 

گر چه اسیر حلقه ی سلسله ی اجانبم

یا که چو نقطه مرکز دایره ی مصائبم

ور چه ز حد برون بود منطقه ی نوائبم

مشتغل توام چنان کز همه چیز غائبم

مفتکر توام چنان کز همه خلق غافلم

 

ای که به عرصه ی وفا از  همه برده ای سبق

جز تو که سر نهاده از بهر نثار ، بر طبق؟

خواهر داغدیده را یک نظر ، ای جمال حق؛

گر نظری کنی کند کشته ی (keshte) صبر من ورق

ور نکنی چه بر دهد کشت امید حاصلم؟

 

مفتقرا به عاشقی گشت بساط عمر طی

کی برسی به دولت وصل نگار خویش؟ کی؟

پیری و ، بند بند دل شور و نوا کند چو نی

سنت عشق سعدیا ترک نمیدهی به می

چون ز دلم رود برون خون سرشته در گلم

 

من که به لاف عاشقی همسر صد مبارزم

گر چه فنون عشق را به همه جهل حائزم

ور چه نصاب شوق را با همه فقر فائزم

داروی درد شوق را با هم علم عاجزم

چاره ی کار عشق را با همه عقل جاهلم

 

(مخمس غزل سعدی توسط مرحوم آیت الله آقا شیح محمد حسین غروی اصفهانی)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٥

شنبه 10 مهر 95

خبر درگذشت مرحوم محمد بابازاده (پدر همسر برادرم) رو دریافت کردم. خانواده ما و خانواده بابازاده ، همسایه های قدیمی بودیم که 50 سال پیش در یک محله در گرگان زندگی میکردیم. ما خیلی زود از گرگان مهاجرت کردیم اما تعلق خاطرمون به اون محله بواسطه زندگی مادر بزرگ و پدربزرگم ادامه داشت. خانواده بابازاده از نظر اخلاق و فرهنگ در اون محله به واقع استثنائی بودند. من و برادرم با دو پسر این خانواده (احمد و محمود) دوستی بسیار صمیمانه ای داشتیم که تا همین الان ادامه داره. خدا رحمت کنه مرحوم بابازاده رو که مردی بسیار با اخلاق ، متین و زحمتکش بود و دنیا دنیا از ایشون خاطره های خوب برام باقی مونده.

 

نوروز سال 1394 رو در گرگان بودیم و وقتی برای عرض ادب و تبریک سال نو خدمت ایشون رفتیم این عکس رو ازشون به یادگار گرفتم:

 

 

کی فکرش رو میکرد که امسال ، این عکس روی اعلامیه درگذشت ایشون نقش ببنده....

 

امروز همچنین در دفترم گفتگویی دو ساعته با مهمانی داشتم (نوشتم تا در خاطرم بمونه)

 

یکشنبه 11 مهر 95

بعد از ظهر برای رصد هلال محرم 1438 عازم رصدگاه "آیت عشق" (رصدگاه دائمی بنده برای رصد هلالهای شامگاهی در کوه صفه اصفهان) شدیم. متاسفانه بدلیل شرایط نامناسب جوی (آسمان کاملا" بسته با ابرهای ضخیم) هلال محرم رخ به ما نشون نداد.

 

دوشنبه تا چهارشنبه 12 لغایت 14 مهر

محرم چند روزی است که آغاز شده اما هنوز در مجلسی شرکت نکردم. این روزها پیامهای متعددی داره در فضای مجازی رد و بدل میشه با این مضمونها:

 

خوش بحال کسانی که
زنجیر نمی زنند،
اما زنجیری از پای گرفتاری،
باز میکنند!
سینه نمی زنند،
اما سینه درد مندی را
از غم و آه نجات میدهند،
اشک نمی ریزند،
اما اشک یتیمی را
از روی گونه اش پاک میکنند..

 

من با این متون و پیامها تا اونجا که میگه خیلی از ما ، فلسفه قیام حضرت سیدالشهداء علیه السلام و راه و روش زندگی اون حضرت و دیگر ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین رو فراموش و رها کردیم و چسبیدیم به یه سری خرافات شرک آمیز که بعضا" دون شأن خاندان عصمت و طهارت است موافقم. اما در مقابل عرض میکنم که حواسمون باشه که مبادا این زنجیرزنی و سینه زنی و گریه رو کنار بگذاریم و سراغی هم از باز کردن زنجیر پای گرفتاری ، نجات سینه ی دردمندی و پاک کردن اشک یتیمی نگیریم.

 

نمیخوام بگم پخش مطالب فوق کار دشمنان و مخالفین شیعه است. اما روشی که معمولا" اونها اتخاذ میکنند اینه که ابتدا با استدلالهای به ظاهر منطقی و زیبا ما رو از انجام برخی رسوم و آیینها دور میکنند و سپس وقتی موقع عمل جایگزین میرسه به ما القاء میکنند که : ای بابا ؛ این همه آدم خیّر و بنگاه و نهاد هست ؛ تو چرا فکر میکنی وظیفه داری به دردمندان و گرفتاران و ایتام برسی؟

 

اینجوری از هر دو طرف بازنده میشیم. بله ؛ بنده هم معتقدم بجای برخی ریخت و پاشهایی که این روزها به اسم نذری دادن انجام میشه ، میتونیم زندگی خیلی محتاجان رو سر رو سامان بدیم. مجالس بزرگداشت سالار شهیدان رو میشه ساده تر اما پر محتواتر برگزار کرد و صرفه جوییهای مادی رو صرف امور خیریه (ازدواج ، بهداشت ، سواد آموزی ، درمان ، ساخت مدرسه و دانشگاه ، تولید کار و دانش و.....) کرد. اما اولا" هرگز و هرگز و هرگز و تحت هیچ شرایطی علم و پرچم حسینی رو نباید پایین بیاریم و ثانیا" تمام فعالیتهای جایگزین رو باید با همت عالی و با بهره گرفتن از آموزه های ائمه اطهار سلام الله علیهم در باب مسئولیتهای شخصی و اجتماعی ما نسبت به دیگران انجام بدیم و تحت همون اسم و پرچم.

 

یه کاکتوس توی خونه داریم که شاخه شاخه رشد میکنه. هر کدوم از شاخه ها حدود 1 تا 1.5 سانتیمتر قطر و بین 10 تا 15 سانتیمتر طول داره. چند وقت پیش یکی از شاخه های این کاکتوس غنچه کرد. غنچه شروع کرد به رشد اما نکته عجیب این بود که ابعاد این غنچه از خود کاکتوس بزرگتر شده بود ولی باز نمیشد! بلاخره پس از چند روز این غنچه تبدیل به گلی غول آسا شد! از شاخه کاکتوسی که فقط 13 سانتیمتر طول داشت ، گلی بدست اومد با قطر 35 سانتیمتر!!

 

 

 

پنج شنبه 15 مهر 95

برای شرکت در مراسم هفتم مرحوم بابازاده همراه همسرم عازم گرگان شدیم. ساعت 12:20 ظهر از اصفهان راه افتادم و کمی بعد از غروب خورشید در پلور یه بار دیگه قله دماوند رو دیدم:


 

بعد از 10 ساعت رانندگی مستمر در ساعت 22:20 رسیدیم. به منزل مرحوم بابازاده رفتیم. فضای حزن و غم سنگینی حکم فرما بود....

 

جمعه 16 مهر 95

فرصت زیادی نداشتیم که بخوایم جایی بریم. دائی و دایی زاده هام رو دیدم ، چند دقیقه ای رو در خیاباها رانندگی کردم و آماده شدیم برای رفتن به مجلس ختم.

 

 

بعد از پایان مراسم ، دیگه خونه برنگشتیم و راهی مسیر برگشت شدیم. ساعت 17 از گرگان خارج شدیم و تنها در تهران توفقی کوتاه (کمتر از 1 ساعت) داشتیم. ساعت 04:10 بامداد شنبه به اصفهان رسیدیم.





نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٥

بنام خدا

 

سحرگاه امروز جمعه 9 مهر 1395 جهت رویت هلال صبحگاهی ذیحجه 1437 عازم کوه صفه شدیم. پس از استقرار در کنار مزار شهدای همیشه آشنای صفه ، نگاهی به افق شرقی انداختم. سیاره عطارد در بالای افق میدرخشید اما در سطح افق غبار نسبتا" غلیظ و لایه لایه ، نشون میداد که هلال به زودی خودش رو نمایان نخواهد کرد. زمان طلوع محاسباتی ماه 05:11:08 بود اما بخاطر وجود غبار ، رصد رو از حدود ساعت 05:15 آغاز کردم.

 

در ساعت 05:25 بلاخره هلال رو که هنوز در لای غبار قرار داشت مشاهده کردم. با اینکه از دوربین 15 در 80 استفاده میکردم اما وجود غبار باعث میشد دیدن هلال آسون نباشه. با ارتفاع گرفتن هلال ، رفته رفته شرایط رویت بهتر شد اما باز هم اونقدر نبود تا همراهانی که پشت دوربین من قرار میگرفتند بتونند هلال رو ببینند. تقریبا" هیچیک از همراهان نتونست با قاطعیت بگه که هلال رو دیده. آخرین رویت در ساعت 05:40 انجام شد و بعد از اون بخاطر روش شدن هوا و ارتفاع گرفتن غبار ، دیگه نتونستم هلال رو ببینم.

 

گزارش

تاریخ رصد: جمعه 9 مهر 1395 ، 28 ذیحجه 1437 ، 30 سپتامبر 2016

رصدگاه: مزار شهدای گمنام صفه ، اصفهان (عرض 32:35:41.42 شمالی و طول 51:38:55.53 شرقی با 1849 متر ارتفاع از سطح آبهای آزاد)

ابزار رصد: دوربین دوچشمی 15 در 80 مستقر بر روی سه پایه

اختلاف ساعت رسمی ایران با ساعت جهانی: 3.5+

 

زمان طلوع محاسباتی ماه: در ساعت 05:11:08

زمان طلوع محاسباتی خورشید: در ساعت 05:56:52

بین الطلوعین: 45 دقیقه و 43 ثانیه

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با دوربین 15 در 80 (مکان مرکزی – بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 05:25

ارتفاع ماه: 1.998 درجه

ارتفاع خورشید: 7.541 درجه زیر افق

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 9.546 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: 0.378 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.21 دقیقه قوسی

فاز ماه: 0.84 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 399224.74 کیلومتر

سن هلال: 22 ساعت و 16 دقیقه مانده به مقارنه

 

مختصات هلال در زمان آخرین رویت با دوربین 15 در 80 (مکان مرکزی – بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: در ساعت 05:40

ارتفاع ماه: 5.044 درجه

ارتفاع خورشید: 4.383 درجه زیر افق

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 9.434 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: 0.346 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.20 دقیقه قوسی

فاز ماه: 0.82 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 399253.14 کیلومتر

سن هلال: 22 ساعت و 01 دقیقه مانده به مقارنه

 

 





نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥

یه بار دیگه نعمت وجود ولایت در کشور ما اهمیت خودش رو نشون داد و نصیحت مقام معظم رهبری مد ظله العالی مانع از این شد که خدای نکرده زمینه ی بروز رویدادهایی نظیر آنچه در سال 1388 روی داد بوجود بیاد. یکی از نکاتی که در اینجا بسیار مهم و ارزشمند است اینه که مقام رهبری در موضوع مصالح کشور و نظام با هیچکسی تعارف ندارند ؛ حتی با اون کسانی که حداقل در ظاهر خودشون رو جزو جناح اصولگرا میدونستند. درایت و شجاعت حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی در این سالها ، بارها و بارها بحرانهای جدی رو از کشور ما دور کرده. خداوند متعال رو بخاطر نعمت وجود ایشون شکرگذار هستیم و طول عمر توأم با عزت و سلامتی مقام رهبری رو آرزومندیم.

در باره ی نصیحتی که معظم له داشتند واکنشهای متفاوتی در جامعه و رسانه ها دیده شد که نمیخوام به اونها بپردازم. اما یکی دو موردش جالب بود. یکی از یقه چاکان آقای احمدی نژاد (که اتفاقا" در یقه پاره کردن و سیلی زدن و داد و بیداد راه انداختن سابقه ی درخشانی داره) در نوشتاری با تشبیه مقام رهبری به حضرت خضر علیه السلام، خودش رو در جایگاه حضرت موسی علیه السلام فرض کرده و به خودش و همفکرانش حق داده که عین حضرت موسی که متعرض حضرت خضر شد ، متعرض موضعگیری مقام رهبری باشند اما در پیروی از ولایت سکوت میکنند. نکته ی ظریف این نوشتار ، سکوت بجای تبعیت است و کسانی که اهل معنا باشند فرق این دو رو خیلی خوب میفهمند.

اما جالبترین و شاید با مزه ترین خبری که دیروز خودم در مورد برادر گرامی سردار محسن رضایی بود که ظاهرا" خیلی زود از روی سایت خبری مربوطه برداشته شد. دفتر ایشون اعلام کرده بود (نقل به مضمون):

دکتر رضایی برای انتخابات سال آینده کاندید نخواهد شد.

من دیگه حرفی برای گفتن ندارم!! چشمک




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥

امشب بیست و پنجمین سالروز ازدواجم رو در محیط خلوت و ساده ی خونه جشن گرفتیم.

 

 

ربع قرن از آغاز زندگی مشترک ما سپری شده ، بچه هامون بزرگ شدند و تا چند صباحی دیگه خودشون زندگی مستقلی رو پایه گذاری خواهند کرد. خداوند متعال رو به جهت نعمتهای بیکرانی که در این مدت به خانواده ما عطا فرموده شکرگذارم و امیدوارم همه ی ما عاقبت بخیر بشیم و باشیم.

 

 

ربع قرن ، یه عدد و سالروز خاصه و به همین جهت سعی کردم هدیه ای خاص به همسرم اهداء کنم ؛ امید که از من به یادگار بمونه

 

راستی ؛ از دوستانی گرامی که با دیدن عکسهای این کیک فقط میتونند تصور کنند چقدر این کیک خوش طعم است پوزش میخوام که نمیتونند در استفاده از اون با ما شریک باشند!! :-)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳ مهر ۱۳٩٥

در ایام بزرگداشت هفته دفاع مقدس قرار داریم و در چند نقطه از شهر ، نمایشهای نظامی که خاطره ی برخی عملیات رزمندگان جبهه ها رو بازسازی میکنه در معرض دید مردم قرار گرفته. این شبها مرتب صدای گلوله و انفجار بگوش میرسه.

در دیگر کشورهای دنیا هم معمولا" برای پاسداشت پیروزیهایی که در جنگها بدست آوردند مراسم مشابهی برگزار میشه ؛ مثل رژه نیروهای مسلح و نیز شبیه سازی برخی نبردها.

 

اینها در جای خودش خوبه و از منظر بصری باعث میشه یاد حماسه آفرینی ها جاوید بمونه. اما همه ی دستاوردها و عوامل پیرزی ما در جنگ ، به سلاح و مهمات و عملیاتها مربوط نمیشد. جنگ تحمیلی 8 ساله علیرغم تمام تلخ کامیهایی که داشت ، علیرغم تمام خرابیهایی که به بار آورد ، علیرغم تمام دسته گلهایی که از این آب و خاک پرپر کرد فرهنگی غنی ، آسمانی و بی بدیل رو برامون به ارمغان آورد که به واسطه ی همون فرهنگ بود که ملت ما تونست مقاومت کنه ، دشمن رو به عقب برونه و در نهایت پیروز بشه.

 

 

ایثار و از خود گذشتیگی ، وحدت ، پیروی از رهبری ، ساده زیستی ، تلاش خستگی ناپذیر ، گذشت ، همدلی ، مقاومت ، غلبه ی معنویت بر امورر دنیایی و ..... آثار این فرهنگ بودند که در دوران فاع مقدس در این کشور نمایان شد و گروه کثیری از مردم با این فرهنگ خو کردند ، اون رو پذیرفتند و در زندگی خودشون به اون پایبند بودند.

اگر همه ی ما بتونیم یه بار دیگه به اون فرهنگ برگردیم ، هرگز و هرگز هیچ دشمنی نمیتونه شکستمون بده.

 

سردار قادسیه (صدام) امروز کجاست و به چه سرنوشتی دچار شد؟ آیا پیش بینی های امام راحل در مورد صدام محقق نشد؟ آیا امروز به گفته ی تمام کارشناسان غربی ، ایران قدرت بزرگ منطقه ای نیست؟ آیا در این کوران ناامنی منطقه ، ایران با ثبات ترین و امن ترین کشور منطقه نیست؟ آیا پیروزی معنایی غیر از این داره؟

 

ما میتونیم از این هم بالاتر و والاتر باشیم ولی باید یادمون باشه که پیروزی و شکست دو روی یک سکه هستند و بسیار بسیار به هم نزدیک. اگر سکه بصورت اتفاقی یک طرفش روی زمین می افته ، شکست و پیروزی اما برای ما اتفاقی نیست بلکه یک انتخابه. مدل رفتاری ما میتونه ما رو به پیروزی برسونه و یا به شکست و نابودی

 

امید که آینده ای سرشار از موفقیت ها و پیروزیهای بیشتر در انتظار این کشور و ملت باشه ؛ انشاءالله به همت یکایک آحاد جامعه اینگونه خواهد شد.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۳ مهر ۱۳٩٥

اسکناس فقط وسیله ای برای مبادلات مالی نیست. خیلی وقتها کشورها از این برگه های کاغذی برای معرفی فرهنگ ، تاریخ ، هویت ، محیط زیست ، صنایع دستی ، دستاورهای بزرگ علمی و اقتصادی خودشون به جهانیان بهره میبرند. تنوع کشورها ، تنوع اسکناسها و تنوع طرحها رو به دنبال داره. دیدن این طرحها از جنبه های مختلف جالبه.

 

برخی طرحها (البته خیلی محدود) به موضوعات علمی اختصاص داره. این مدل اسکناسها بیشتر در اروپا و کمی هم در قاره امریکا منتشر شده اند. در ایران هم موضوع انرژی هسته ای و نیز ماهواره امید موضوع 2 تا از اسکناسها شده. برای نمونه میشه به اسکناس چاپ رومانی اشاره کرد که برای یادبود خورشید گرفتگی سال 1999 منتشر شد. در روی این اسکناس نقشه عبور سایه ماه در پهنه ی رومانی نقش بسته و در پشت اون ، نمایی از منظومه شمسی:

 

 

کشورهایی بوده و هستند که توسط دیکتاتورها اداره میشن. تا زمانی که این دیکتاتورها در رأس قدرتند معمولا" تصویر خودشون رو روی اسکناسهای کشورشون چاپ میکنند. اما اگر چرخ زمانه بگونه ای دیگر چرخید اون موقع همه چیز تغییر پیدا میکنه. مثل اسکناسهای کشور لیبی که تا چند سال قبل تصویر معمر قذافی روی اونها بود و الان تصویر عمر مختار رهبر آزادیخواه لیبی که با اشغالگران فرانسوی جنگید:

 

 

بعضی اسکناسها علیرغم طراحی زیبایی که دارند ، هنوز داغ استعمار بر پیشونی اونها هست. مثل این اسکناس جزایر کایمن که جزو کشورهای مشترک المنافع است و ملکه انگلستان هنوز برای اونها تعیین تکلیف میکنه:

 

 

برخی کشورهای افریقایی درد و رنج قدیم و امروز خودشون رو در اسکناس به تصویر کشیدند. دیدن این تصاویر دردناک و اندوهبار است. مثل این اسکناس گینه بیسائو که برده داری و ظلم اروپائیها به مردم افریقا رو به تصویر کشیده (توضیح: بخشی از تصویر رو ناچار شدم حذف کنم):

 

 

امریکائیها و اروپائیها هنوز هم برده داری و ظلم میکنند اما مدلش عوض شده و به ظاهر ، شیک دیده میشه.

 

دیدن رقم بعضی اسکناسها حیرت آور است. تورم چه کارها که نمیتونه بکنه! تعداد صفرهای این اسکناس چاپ زیمباوه رو ببینید:

 

 

50 هزار میلیارد دلار زیمباوه!!!! با اینکه ریال ایران الان ارزش پایینی داره اما به واقع 50 هزار میلیارد ریال ایران خیلی پوله (کل بودجه سال 95 شهرداری اصفهان 26 هزار میلیارد ریال است) و میشه با این پول خیلی کارها انجام داد. اما تورم در کشور زیمباوه اونقدر بالا بود که با این اسکناس 50 هزار میلیارد دلاری به زحمت میشد یه وعده غذا خرید!!

 

و دست آخر اینکه بعضی اسکناسها عین تابلوی نقاشی ظریف و زیبا هستند و وسیله ای میشن تا نام کشور نشر دهنده ی اونها سر زبونها بیفته. مثل این اسکناس 2 دلاری جزایر برمودا که در اولین سال انتشار به عنوان زیباترین اسکناس جهان انتخاب شد:

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥

45 سال پیش در چنین روزی رفتم کلاس اول ابتدایی!

 

مدرسه ای در نزدیک محله ما بود به نام مدرسه اردیبهشت. اون موقع خیلی کوچیک بودم و به نظرم مدرسه خیلی بزرگ می اومد. مادرم فقط روز اول من رو به مدرسه رسوند و دیگه خودم میرفتم و می اومدم. فاصله ی خونه ی ما تا مدرسه حدود 400 متر بود.

 

از کلاس اول ابتدایی چند خاطره بیشتر یادم نیست: کله ی کچل ، پارچه و یا پلاستیک سفیدی که باید روی کت میدوختیم ، معلم میان سالی که لهجه آذری داشت ، کلاسی که در طبقه دوم بود و در تراس کوچکش پرچم ایران نصب بود و هر روز با شنیدن سرود شاهنشاهی این پرچم به اهتزار درمی اومد ، کتابهایی که عکس شاه ، فرح و ولیعهد در ابتدای اون بود ، همکلاسی بغل دستیم که با ذوق و سلیقه ی خاصی از مداد گلی استفاده میکرد و خیلی خوش خط بود و دیگه همین....

 

بهترین دوره ی تحصیل ابتداییم کلاس سوم و بدترینش کلاس چهارم بود و این بهترین و بدترین بخاطر معلمهایی بود که در این دو سال داشتم ؛ سرکار خانم مریم سلیمانی بهترین معلم تاریخ تحصیلیم و آقای ص...... بدترین و پلیدترین معلمی که دیدم (هنوز هم از یادآوری تنبیهاتی که در حق یکی از دوستانم -که بعد از انقلاب در جریان جنگ شهید شد- روا داشت اعصابم به هم میریزه و نفرت وجودم رو فرا میگیره).

 

اما خدا خیرش بده خانم سلیمانی رو ؛ بینظیر ، بسیار مهربان بود و در عین حال جدی و دلسوز. هنوز هم با گذشت 42 سال ، محبتش در دلم هست و آرزو دارم یه بار دیگه ایشون رو ببینم.

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥

پاییز ، فصل پادشاهی رنگها از راه رسید. با تغییر ساعت رسمی کشور ، حالا فرصت مناسبتری برام بوجود میاد که به دفعات بیشتری طلوع و غروب خورشید رو ببینم.

طلوع ، حس رویش و امید فراوانی رو در وجودم ایجاد میکنه

و غروب ، برام پیام رسان آغاز شب است.

به شب علاقه ی زیادی دارم

روز زمان خودنمایی رنگهاست

و شب ، محل یک رنگی و بی رنگی

روز ، زمین مشغولت میکنه

اما شب ، دل به آسمون میدی

در روز ، فقط یه نور تابناک رو میبینی

اما توی دل شب ، در هر گوشه ی آسمون ، جلوه ای از نور در دل تاریکی چشم رو جلا و صفا میده

 

طلوع خورشید جمعه 26 شهریور 1395


 

 

غروب خورشید چهارشنبه 31 شهریور


 

 

 




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ