خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٦

مدیر مسئول روزنامه کیهان که هیچگاه نمیخواهد قبول کنه که مردم بعضا" در انتخابات به افرادی رأی میدهند که مورد پسند جناب ایشون نیستند در سخنانی که بیشتر به بیان یک خواب و رویا شبیه است ، با بافتن زمین و آسمان به هم گفته:

رأی آقای رئیسی در پایین ترین حد ممکن ، میتوانست 2 برابر آراء اعلام شده باشد!!!

ایشون در بخشی از به اصطلاح استدلال خود چنین عنوان کرده که آقای رئیسی با 40 روز تبلیغ این تعداد رأی رو بدست آورده و آقای روحانی با 1440 روز (مدت دولت یازدهم).

 

ضمن ادای احترام مجدد به نظر و رأی تمام هموطنان عزیزی که به کاندیدایی جز آقای روحانی رأی دادند ، صرفا" برای پاسخ گفتن به خیالبافیهای آقای شریعتمداری میخوام داستان ضرب المثل مشهور " نه خانی اومده نه خانی رفته " رو در مورد رویای ایشون باز نویسی کنم و بگم:


یه روز مدیر مسئول روزنامه کیهان توی اتوبوس نشسته بود و رفته بود توی فکر (از اون مدل افکاری که وقتی داخلش میشی باید با طناب بیارنت بیرون). با خودش داشت فکر میکرد و خیال میبافت و میگفت: کاندیدای مورد حمایت من در 40 روز حدود 16 میلیون رأی آورده و کاندیدای رقیب در 1440 روز بیشتر از 23 میلیون رأی.

 

اگر کاندیدای من هم 1440 روز فرصت تبلیغ داشت حداقل 30 میلیون رأی میاورد ، اگه 2500 روز فرصت داشت 100 میلیون رأی میاورد ، اگه 10 هزار روز فرصت داشت 500 میلیون رأی میاورد ، اگه 200 هزار روز فرصت داشت 1 میلیارد رأی میاورد ، اگه .....

 

در این هنگام راننده اتوبوس میزنه سر شونه ی مدیر مسئول روزنامه ی کیهان و بهش میگه:

آی عمو ؛ خوابی یا بیدار ؟ اولا" جمعیت ایران 80 میلیون نفر بیشتر نیست ، ثانیا" 200 هزار روز میشه 547 سال در حالیکه کاندیدای مورد نظر شما بنده خدا فقط 56 سالشه ، ثالثا" رسیدیم ته خط. پیاده شو کار و زندگی داریم میخوایم بریم بابا!!! 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٦

متاسفانه از دیروز تا بحال پیامهایی با این مضامین در شبکه های مجازی در حال انتشار است:

 

امروز آرامترین شنبه پس از انتخابات در حالیکه کاندیدای ۱۶میلیون نفر رأی نیاورد.
این آرامش مدیون شرافت ، نجابت و قانونمداری کسانیست که روحانی به آنها میگوید تندرو.
هنوز شرافت ، نجابت و قانونمداری شما در شنبه پس از انتخابات 88 یادمان هست.

 

16 میلیون جنگ طلب و متحجر توی انتخابات رای نیاوردند ولی شهر در امن و امانه .

8 سال پیش هم 13 میلیون صلح طلب و متمدن رای نیاوردند ، 8 ماه جنگ داخلی شد

 

به کسانی که دارن این پیامهای اختلاف برانگیز رو خونده یا نخونده پخش میکنند باید عرض کنم که:

 

خواهران و برادران گرامی

هموطنان عزیز

 

فتنه همیشه به یک شکل و صورت رخ نمیده. خیلی وقتها اونقدر فتنه پیچیده و عجیب میشه که تمیز دادن حق و باطل رو از هم سخت میکنه و فردی که ممکنه فکر کنه داره به وظیفه انقلابی و اسلامی خودش عمل میکنه ، در واقع اسیر فتنه ای ناپیدا و مرموز شده باشه. در چنین مواقعی باید به ولی فقیه و رهبری معظم انقلاب رجوع کرد و حرف و اقدام ما باید مطابق با حرف و اقدام ولی فقیه باشه تا از خطر افتادن در گرداب فتنه در امان باشیم.

 

آنچه که در تبلیغات انتخابات از دو طرف باید گفته میشد و نباید گفته میشد رو همه دیدیم و شنیدیم. زمان تبلیغات گذشت و صندوقهای اخذ رأی محلی شد که تصمیم مردم برای اتخاذ شیوه ی اداره ی دولت با دادن رأی به کاندیدای مورد نظرشون جلوه و شکوه یافت. در زمان تبلیغات همه آزاد بودند به نفع کاندیدای مورد نظرشون تبلیغ کنند و در زمان انتخاب هم ، مردم آزادانه به کاندیداها رای دادند (و یا صرفا" در انتخابات شرکت کردند بدون اینکه به کسی رأی دهند). روز بعد از انتخابات مقام معظم رهبری پیام مهمی رو خطاب به ملت بزرگ ایران صادر فرمودند. کسانی که دل در گرو کشور و مردم و نظام دارند باید این پیام رو سر لوحه کار خود قرار دهند و از بیان هر گونه صحبت تفرقه افکنانه در این ارتباط خودداری نمایند.

 

مقام رهبری در این پیام و پس از ذکر مقدمه در اولین بند از تاکیدات و سفارشات خود میفرمایند:

به مردم عزیز، عرض میکنم خدای را بر موفقیت در برگزاری انتخابات شکر گزارید و پس از التهابِ روزها و هفته‌های پیش از انتخابات، اکنون به اتحاد و اتفاق عمومی بیاندیشید که بی‌شک یک عامل مهم استحکام و اقتدار ملی است. همه در زیر سایه‌ی نظام جمهوری اسلامی و فرزندان این میهنِ سرافرازید، بکوشید تا سهم خود از وظیفه‌ی پیشبرد کشور به سمت هدفهای بزرگ را بشناسید و دنبال کنید. برآمدن همه‌ی آرزوهای ملی در گرو چنین اندیشیدن و چنین عمل کردن است.

 

آیا سخن کسانی که امروز تلاش میکنند آن 16 میلیون هموطن عزیزی که به جناب آقای روحانی رای ندادند رو از بقیه ی ملت جدا فرض کنند ، با این فرمایش و توصیه ی مقام معظم رهبری سنخیت و هماهنگی داره؟ آیا این دیوار کشی در بین آحاد جامعه خود فتنه ای جدید نیست؟

 

ما مردم (چه طرفداران آقای روحانی ، چه طرفداران آقای رییسی ، چه طرفداران دو کاندیدای دیگر و چه آنانی که رأیشان جزو آراء باطله قرار گرفت و چه حتی آنانی که در انتخابات شرکت نکردند) هیچ مشکلی با هم نداشته و نداریم و بصورتی متحد تحت هدایت عالیه مقام رهبری در کنار هم زندگی و از منافع ملی خود دفاع کرده و خواهیم کرد. این برخی سیاسیون بی تدبیر و یا جاه طلب هستند که در جبران ندانم کاری خود و یا آرزوهای بر باد رفته ، بر طبل تفرقه و جدایی میکوبند و تلاش میکنند در این راه ، اینگونه وانمود کنند که این خواست فلان تعداد نفر از مردم ایران نیز هست.

 

خیر ؛ اینچنین نیست. مردم ما به خوبی و خوشی با هم هستند و اختلاف سلایق و نظرات رو پذیرفته اند. در خانواده ها و دوستان ما کم نیستند افرادی که از نظر سیاسی دارای آرایی متفاوت و بعضا" متضاد هستند اما این تفاوتها و این تضادهای سیاسی باعث نشده که محبت و دوستی بین ما کاهش پیدا کنه. ما در جای خود از فکر و نظر سیاسیمون دفاع میکنیم و در زمان لازم ، به چیزی جز وحدت و یکپارچگی ملت نمی اندیشیم.

 

آنانی که هنوز به دنبال تفرقه هستند ، فتنه گرانی در لباس دوستند که باید مراقب آنان بود و اجازه نداد امیال شخصی خودشون رو در لوای حمایت از حقوق مردم!! دنبال کنند.

 

اما باید به این پرسش هم بپردازیم که حق و جایگاه این 16 میلیون و 480 هزار نفری که به رئیس جمهور منتخب رأی نداده اند چیست و کجاست؟

 

در مثل مناقشه نیست اما اگر کشور رو یک شرکت سهامی عام فرض کنیم ، هموطنان ما همانند سهامداران این شرکت هستند که هر یک دارای یک سهم است. سهم هر ایرانی از مشارکت در اداره کشور کاملا" برابر و یکسان است و در این رابطه هیچ فرقی بین عالیترین مقام کشور (ولی فقیه و مقام رهبری) با دیگر افراد جامعه (مردم شهر و روستا ، زن و مرد ، پیر و جوان) وجود نداره. هر یک از ما صاحب یک سهم و یک رأی در این شرکت فرضی هستیم. ارکان امور اجرایی در کشور ما عبارتند از:

 

رهبری نظام

دولت و تمامی نهادهای وابسته به دولت

مجلس شورای اسلامی

شوراهای اسلامی شهر و روستا

مجلس خبرگان

 

در کشور ما بحمدالله و به برکت انقلاب تمامی این ارکان با رأی مستقیم (و یا غیر مستقیم در خصوص انتخاب رهبر) توسط مردم انتخاب میشوند و مردم از این طریق در امور جاری و اجرائی کشور دخالت نموده و سرنوشت خودشون رو تعیین میکنند. هر گروه سیاسی در کشور (چه اکثریت و چه اقلیت) که تصمیم داشته باشه در اداره ی کشور نقش آفرینی کنه ، باید صرفا" و صرفا" از طریق جلب آرای مردم و اون هم فقط در عرصه ی انتخابات ، نسبت به این مهم اقدام نماید. احزاب و تشکلهای سیاسی قانونی در همین راستا کاربرد دارند. این نهادهای مردمی میتونند بر اساس قانون تشکیل شده و با جمع نمودن افرادی که دارای علایق و تفکرات مشابه در امر اداره کشور هستند و با حضور در عرصه انتخابات و جذب آرای مردم ، در نهادهای اجرایی کشور (دولت ، مجلس و یا شوراهای اسلامی شهر و روستا) حضور یافته و اراده ی اعضای حزب و یا تشکل خودشون رو (که بر گرفته از اراده ی مردمی است که در اون حزب و تشکل حضور دارند) در اداره کشور اعمال کنند.

 

هر راه دیگری بجز این ، لشکرکشی سیاسی تلقی میشه و فاقد وجاهت قانونی است و ثمره ای جز ایجاد اختلاف در بین آحاد مردم و دمیدن در آتش فتنه ای دیگر ندارد.

آن 16 میلیون و 480 هزار نفر هموطنی که به کاندیدایی جز آقای روحانی رأی دادند و یا آن 16 میلیون و 380 هزار هموطنی که یا اصلا" در انتخابات شرکت نکردند و یا رأیشان باطل شد ، میتونند از طریق ایجاد تشکلها و احزاب قانونی و شرکت در انتخابات در اداره کشور به اندازه ی رأیی که میارند دخالت مستقیم داشته باشند.

 

البته دولتمردان هم باید توجه کنند که همیشه در اقلیت بودن به معنای نداشتن حرف و فکر و نظر صحیح ، نیست. در بین کسانی که به دولت کنونی رأی ندادند افراد فرهیخته ی بسیاری دیده میشن که استفاده از فکر و تجربیات اونها میتونه برای کشور سازنده و مفید باشه. خوشبختانه جناب آقای روحانی در اولین نطق پس از برگزاری انتخابات اعلام کردند تلاش میکنند اعتماد این گروه از هموطنان رو جلب کنند.

 

امیدوارم ایشون در عمل هم اینگونه باشند تا همه ی مردم احساس کنند دیده میشن و کسی هست که حرف و پیشنهاد و انتقادشون رو گوش کنه و اگه حرف درستی بود ، مورد توجه قرار بده.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

غروب به اتفاق همسرم چرخی در خیابونهای اصفهان زدیم. هر کدوم یه پرچم ایران دستمون بود و از پنجره خودرو اون رو تکون میدادم. آروم آروم تعداد کسانی که بصورت خودجوش از پیروزی بزرگ انتخابات ریاست جمهوری شادمان بودند و این شادمانی رو ابراز میکردند زیاد و زیادتر شد. در یکی از ماشینهایی که کنار ما بود خانواده ای حضور داشتند. رو به ما کردند و هی میگفتند روحانی ، روحانی.... ما هم پرچمها رو تکون میدادیم و لبخند میزدیم. وقتی دیدند ما داریم میخندیم گفتند مگه شما از طرفداران رئیسی نیستین؟؟!!!

 

نمیدونم چرا وقتی من رو با محاسن و همسرم رو با چادر مشکی دیدند چنین تصوری پیدا کردند. این تصور درستی نیست که فکر کنیم طبقات مذهبی جامعه به یه کاندیدا رای دادند و دیگران به کاندیدای دیگه. مشاهده ی فیلمها و عکسهای تبلیغاتی کاندیداها نشون میده که طرفداران اونها ترکیبی از اقشار مختلف جامعه بودند.

 

پیامهای تبریک برخی رقبای آقای روحانی ، تقریبا" مشابه همون حرفهایی است که در مناظره ها گفته شد. فکر میکردم بعد از انتخابات حداقل اندکی تغییر لحن میدهند اما گویا در روی یه پاشنه میچرخه. البته خدائیش کار سختی است که بعد از اون همه اتهام و سیاه نمایی حالا بیاند و حرف گل و بلبل بزنند.

 

اگه بنا به صدور چنین پیامهایی بود ، به نظرم بهتر بود اصلا" به آقای روحانی چیزی نمیگفتند. اونها میتونستند فقط با هواداران خودشون حرف بزنند و از حمایت اونها تشکر کنند و کاری به رئیس جمهور منتخب نداشته باشند. اجبار نبوده حتما" تبریک بگن و لازم نیست در این رابطه ادای غربیها رو دربیاریم و خودمون رو دمکراتیک نشون بدیم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

بسم‌الله الرحمن الرحیم

ملت عزیز ایران

جشن حماسی انتخابات دیروز،‌ بار دیگر گوهر درخشانِ عزم و اراده‌ی ملی را در برابر چشم جهانیان به جلوه آورد. مشارکت گسترده و پرشور شما، و هجوم مشتاقانه به مراکز رأی‌گیری، و تشکیل صفهای طولانی برای رسیدن به صندوق‌های رأی در همه جای کشور، و از همه‌ی قشرهای اجتماعی، نشانه‌ئی آشکار از استحکام پایه‌های مردم‌سالاری اسلامی و دلبستگی همگانی به این موهبت بزرگ پروردگار بود و ایران و ایرانی را در آزمونِ میدان‌عمل، سرافراز و روسفید کرد.

دیروز با این حضور متراکم و افکندن بیش از چهل میلیون برگه‌ی رأی در صندوقها، نصاب تازه‌ئی در انتخابات ریاست جمهوری پدید آمد و پیشرفت روزافزون ملت ایران را در عرصه‌ی حضور و بروز قدرتمندانه نشان داد. ایران اسلامی بار دیگر بدخواهان و کین‌ورزان و حسودان را عقب نشانید و دل دوستان و تحسین‌کنندگان خود را لبریز از شادی و افتخار کرد.

پیروز انتخابات دیروز، شما مردم ایرانید و نظام جمهوری اسلامی است که به رغم توطئه و تلاش دشمنان، توانسته است اعتماد این ملت بزرگ را به طور فزاینده جلب کند و در هر دوره درخشش تازه‌ئی نشان دهد. آزمون برجسته‌ی دیروز تنها مشارکت گسترده نبود، آرامش و متانت و نجابت شرکت کنندگان که امنیت انتخابات را تضمین کرد، نیز بخش مهمی از این آزمون خیره‌کننده بود. همه‌ی قشرها، همه‌ی سلیقه‌ها، همه‌ی گرایشهای سیاسی در کنار هم به صحنه آمدند و دوشادوش یکدیگر به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند.

اینجانب با خشوع در برابر خدای بزرگ، جبهه‌ی سپاس بر خاک میسایم، و لطف و رحمت و پاداش شایسته برای ملت ایران مسئلت می‌نمایم و به پیشگاه حضرت بقیة‌الله الاعظم ارواحنا فداه عرض سلام و اخلاص میکنم و نکاتی چند را متذکر می‌شوم:

۱ـ به مردم عزیز، عرض میکنم خدای را بر موفقیت در برگزاری انتخابات شکر گزارید و پس از التهابِ روزها و هفته‌های پیش از انتخابات، اکنون به اتحاد و اتفاق عمومی بیاندیشید که بی‌شک یک عامل مهم استحکام و اقتدار ملی است. همه در زیر سایه‌ی نظام جمهوری اسلامی و فرزندان این میهنِ سرافرازید، بکوشید تا سهم خود از وظیفه‌ی پیشبرد کشور به سمت هدفهای بزرگ را بشناسید و دنبال کنید. برآمدن همه‌ی آرزوهای ملی در گرو چنین اندیشیدن و چنین عمل کردن است.

۲ـ به رئیس جمهور محترم و همه‌ی کسانی که در دولت آینده شرکت خواهند داشت سفارش و تأکید میکنم که کار و تلاش پرانگیزه و اندیشیده و جوانانه را برای برطرف کردن مشکلات کشور در پیش گیرند و لحظه‌ئی از این خط مستقیم غفلت نکنند. رعایت قشرهای ضعیف، توجه به روستاها و مناطق فقیر، در نظر گرفتن اولویتها، برخورد با فساد و با آسیبهای اجتماعی ، باید در صدر برنامه‌ها قرار گیرد.

۳ـ عزت ملّی و رعایت حکمت در ارتباطات جهانی و اهتمام به اقتدار بین‌المللی نیز از جمله‌ی اولویتهای مدیریت انقلابی و اسلامی است.

۴ـ لازم میدانم از یکایک آحاد شرکت کننده در انتخابات و نیز کسانی که در ترغیب آنان به این وظیفه نقش آفریدند تشکر کنم، بویژه مراجع معظم و علماء اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی و هنری.

۵ ـ لازم میدانم از حضرات نامزدهای ریاست جمهوری نیز که در این روشنگری و شورآفرینی برای انتخابات تأثیر جدّی بر جای نهادند تشکر کنم.

۶ـ لازم میدانم از همه‌ی دست اندرکاران اجراء و نظارت انتخابات ریاست جمهوری و نیز انتخابات شوراهای شهر و روستا که متحمل زحمات طاقت فرسا شدند تشکر کنم.

۷ـ لازم میدانم از حافظان امنیت انتخابات و نیز از رسانه‌ی ملّی که انتخابات پرشور، مرهون تلاش شبانه‌روزی و هنرمندانه‌ی آنان است سپاسگزاری کنم.

۸ ـ در پایان، خود و همگان را به تقوا و تلاش در راه وظیفه‌ی الهی و اجتماعی و پایبندی به مسیر انقلاب که میراث ارزشمند امام خمینی بزرگ و شهدای گرانمایه است دعوت میکنم و شادی روح و علو درجات آنان را از خداوند متعال مسالت می‌نمایم.

والسلام علیکم و رحمة‌الله

سیّدعلی خامنه‌ای

سی‌ام / اردیبهشت‌ماه / ۱۳۹۶

(نقل از سایت دفتر مقام معظم رهبری مد ظله العالی)




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

الله اکبر

و لله الحمد

والحمد لله علی ما هدانا

و له الشکر علی ما اولانا

پیروزی بزرگ ملت ایران در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و آری گفتن مجدد اکثریت مردم به دولت تدبیر و امید بر شما خجسته باد.

مردم ما با رای خود به گفتمان مهر و دوستی که همراه با عزت و شرافت است و برنامه های اقتصادی دولت آری گفتند. همگان باید به رای نهایی مردم احترام بگذاریم و آن را پاس داریم.

رقابتها تمام شد و اکنون باید با یکدلی دست در دست هم داده و به دولت برای ساختن کشور کمک کنیم. هموطنان ارجمندی که در این انتخابات به دیگر کاندیداها رای داده اند نیز در این پیروزی بزرگ سهیم هستند چرا که با حضور همه ی ما ایرانیان بود که چنین درصد بالایی از مشارکت عمومی در انتخابات رقم خورد. لکن اصول دموکراسی و احترام به رای اکثریت کسانی که به تداوم سیاستها و برنامه های دولت تدبیر و امید آری گفتند ایجاب میکند که از این دولت و این برنامه ها حمایت کنیم.

البته پر واضح است که حمایت و همراهی ما تا زمانی خواهد بود که دولت در راستای حفظ منافع کشور و مردم و پایبندی به آرمانهای انقلاب و رهبری و حل مشکلات اساسی آحاد جامعه حرکت نماید.

پاینده ایران ، سرفراز ایرانیان




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٦

صبح امروز و در اولین دقایق آغاز رای گیری ، با توکل به خداوند متعال و به نیت داشتن ایرانی آباد و آزاد به همراه همسر و فرزندم در یکی از حوزه های اخذ رأی اصفهان حاضر شدیم و به کاندیداهای مورد نظرمان در انتخابات ریاست جمهوری ، مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر اصفهان رأی دادیم.

 

خداوند متعال را شکرگذارم که توفیق یافتم آنچه که باید در مورد کشورم و هموطنانم انجام میدادم را در این مرحله به پایان رسانده و انجام دهم.

 

خداوندا ، به آراء ما خیر و برکت عطا فرموده و آن را در راستای آنچه که رضایت تو و سربلندی کشور و مردمم را فراهم می آورد هدایت فرما ؛ آمین یا رب العالمین




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٦

عظیم قیچى‌ساز به باشگاه هشت‌هزارمتری‌هاى جهان پیوست.

در ساعت ١٢:٢٢ امروز عظیم قیچى‌ساز پا بر قله ٨۵١۶ مترى لوتسه در هیمالیا گذاشت و با این صعود ارزشمند روز ٢٩ اردیبهشت ١٣٩۶ را به روزى تاریخى در تقویم افتخارات ورزشى و ملى ایران تبدیل کرد.

 به گزارش روابط عمومی بانک سامان، دقایقى پیش این هیمالیانورد توانمند ایرانی موفق شد پرچم ایران را بر فراز قله لوتسه به اهتزاز درآورده و نام خود را به عنوان نخستین ایرانی در باشگاه هشت‌هزارمتری‌های کوهنوردی جهان ثبت کند.

این افتخار بزرگ پس از ۴٠ روز تلاش مداوم روى این قله و در ادامه ٩ سال فعالیت پیوسته و خستگى‌ناپذیر عظیم قیچى‌ساز روى ١۴ قله بالاى هشت‌هزارمترى جهان و همزمان با حضور شورانگیز مردم ایران در انتخابات ریاست جمهورى دوازدهم حاصل شد.

براساس این گزارش اورست نخستین هشت‌هزارى بود که در سال ١٣٨۴ تسلیم اراده  عظیم قیچى‌ساز شد ولى برنامه اصلى او براى ورود به باشگاه هشت‌هزارمترى‌ها از سال ١٣٨٧ و با صعود به قله برودپیک آغاز شد. پس از آن قله‌هاى دائولاگیری، نانگاپارت، کانچن‌چونگا، گاشربروم ١، گاشروبروم٢، کی٢، ماناسلو، آناپورنا، ماکالو، چواویو، شیشاپانگما و اورست، خود را به نفس‌ها و قدم‌هاى این پهلوانِ دلاور ایرانى سپردند که تمامى صعودهایش را بدون استفاده از اکسیژن مصنوعى و شرپا به پایان رسانده است.

این گزارش حاکى است که با فتح لوتسه در ساعت ١٢:٢٢ امروز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، برنامه عظیم قیچى‌ساز براى ورود به باشگاه هشت‌هزارمتری‌ها تکمیل شد و او اکنون شانزدهمین کوهنوردى است که ١۴ قله بالاى هشت‌هزارمترى جهان را بدون کپسول اکسیژن و شرپا صعود کرد و در این راه ١١۵٩۶۵ متر را در ارتفاعات رشته کوه‌هاى هیمالیا و قراقروم بالا رفته است.

گفتنى است عظیم قیچى‌ساز و همنوردان ایرانی‌اش هم‌اکنون روى قله لوتسه هستند.

ایرانیان امروز قله ای بلند در عرصه ی سیاسی را نیز فتح خواهند کرد.

الله اکبر و لله الحمد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٦

وقتی آش اونقدر شور میشه که صدای آشپز هم درمیاد باید نگران شد.

آقای شریعتمداری مدیر مسول روزنامه کیهان در مورد فیلم ملاقات آقای رییسی با امیر تتلو گفته:

حرکت آقای رییسی بسیار اشتباه بود. دلم میخواست زمین دهان باز میکرد اما فیلم ایشان با آن خواننده زیرزمینی را هرگز نمی دیدم. هیچگاه اصولگرایان را تا این حد درمانده ندیده بودم.

قضاوت دیگر با شما




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٦

حدود 24 ساعت تا پایان زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری باقی مونده و هر دو قطب این انتخابات در حال کار و فعالیت بسیار گسترده در این زمینه هستند.


ادامه مطلب ...



نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٦

در آستانه ی برگزاری انتخابات 29 اردیبهشت هستیم و در مورد انتخاب ریاست جمهوری بر سر یک دو راهی مهم قرار داریم ؛ یک دوراهی اساسی که باید فرد فرد ما در مورد اینکه برای ادامه ی مسیر پیشرفت کشور کدوم یکی از این دو راه مناسبه باید تصمیم بگیریم. شاید این یکی از سرنوشت سازترین تصمیماتی است که ما مردم باید بگیریم و تکلیف کشور و خودمون رو برای 4 سال تعیین کنیم.

با اینکه در روزهای اول ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری ، افراد بسیاری از طیفهای مختلف سیاسی اقدام به ثبت نام کردند اما الان و در روزهای پایانی تبلیغات ، فقط دو تفکر در عرصه باقی مونده و ما باید یکی از این دو تفکر و مسیر رو انتخاب کنیم:

تفکر و مسیر اول اینگونه میگه که کشور در طی دولتهای نهم و دهم از نظر شاخصهای اقتصادی ، برنامه ریزی توسعه و سیاستهای داخلی و خارجی بدلایل مختلف دچار بحرانهای جدی شد و آسیبهای متعددی به مردم وارد شده است و با آغاز کار دولت یازدهم روند اصلاح امور آغاز شد و الان در موقعیت بسیار مناسبتری نسبت به قبل هستیم و باید با حفظ دولت همین مسیر رو ادامه بدیم تا نتایج برنامه ریزیهای 4 ساله دولت یازدهم در دولت دوازدهم به بار بشینه.

تفکر و مسیر دوم میگه که کشور در دولتهای نهم و دهم مشکلاتی داشته اما سیاستهای دولت یازدهم هم کارا نبوده و به دلایل مختلف عملکرد این دولت باعث گسترش فساد در سیستم اداری و فقر در بین مردم شده و تنها راه برای برون رفت از این وضعیت تغییر دولت است.

امشب میخوام در مورد رأیم صحبت کنم اما لازمه قبلش یه مقدمه کوتاه عرض کنم. در انتخابات سال 1392 قصدم این بود که به مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی رأی بدم اما چون به اون بزرگوار فرصت حضور در عرصه انتخابات داده نشد پس از بررسیهای زیاد و دیدن مناظره های انتخاباتی اون سال ، به جناب آقای دکتر ولایتی رأی دادم. این رو به این جهت گفتم تا کسانی که این نوشته رو میخونند فکر نکنند بنده چشم بسته به دنبال یک خط سیاسی خاص بوده و یا از طرفداران پر و پا قرص آقای روحانی هستم.

انشاءالله امسال در روز 29 اردیبهشت به دلایل زیر به جناب آقای مهندس جهانگیری رأی خواهم داد و چنانچه ایشون به هر دلیلی به نفع کاندیدای دیگری کنار بروند ، رأیم رو به نام آقای روحانی به صندوق خواهم انداخت:

در دوران 8 ساله ی دولتهای نهم و دهم شاهد بی نظمی در برنامه ریزی کلان کشور بودیم. با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ، بسیاری از تصمیمات بصورت آنی و در سفرهای استانی و حتی در سخنرانیهای عمومی آقای احمدی نژاد گرفته میشد. شاید این بی نظمی مهمترین دلیلی باشه که باعث شد علیرغم فروش نفت به قیمتهای بسیار استثنائی (بیش از 100 دلار به ازای هر بشکه نفت) و بدست اومدن منابع مالی فراوان از این طریق ، از این سرمایه کلان نتونستیم برای اشتغال زایی بیشتر استفاده کنیم و بر اساس آمار ، متوسط ایجاد شغل در این دوران طلایی درآمدی صفر درصد بوده است. در دولت یازدهم این مشکل اساسی برطرف شده و با آغاز بکار مجدد سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ، هماهنگی در اجرای برنامه ها و سیاستهای اقتصادی بهتر از گذشته شده است.

در دوره ی قبلی بدلیل عدم توجه به بار سیاسی بیان برخی جملات در عرصه روابط بین الملل ، روابط ایران با کشورهای دیگه که در زمان آقای خاتمی به نقطه مناسبی رسیده بود  دچار چالش جدی شد و تنها کشورهای کوچک و معدودی در کنار ما باقی موندند (و یا کشورهای بزرگی که از فرصت انزوای بین المللی ما به نفع خودشون استفاده و همه چیز رو دولا پهنا با ما حساب کردند). در عرصه بین المللی هر کشوری به دنبال منافع خودش میگرده. این عرصه بنا به تعبیر مقام معظم رهبری صحنه ی یک جنگ به تمام معناست که سلاح این جنگ لبخند و صبح بخیر و شب بخیر است. ورود به این جنگ کلامی و حفاظت از منافع ملی یه تخصص است که در دولتهای نهم و دهم شاهدش نبودیم و در این راه اونقدر بد عمل شد که آقای احمدی نژاد تغییر وزیر امورخارجه خودش رو در زمانی انجام داد که اون وزیر بیچاره برای ملاقات با سران یه کشور خارجی در ماموریت دیپلماتیک بود!! این مشکل در دولت یازدهم با هنرنمایی ویژه ی دکتر ظریف بخوبی برطرف شد.

در دولتهای نهم و دهم تعامل بین قوا در روزهای اول خوب بود اما به تدریج کار بجایی رسید که آقای احمدی نژاد با قوه قضاییه و قوه مقننه و شورای نگهبان درگیر شد و حتی در مواردی تمردهایی نسبت به دستورات و نظرات صریح مقام معظم رهبری داشت. این درگیریها با اختلاف نظرهای معمولی که وجودش عادی است خیلی فرق داره و باعث بی ثباتی در اداره کشور میشه. در دولت یازدهم علیرغم اختلاف نظرهای موجود ، هماهنگی بین قوا بسیار بهتر از قبل دیده میشه.

تمام شاخصهای اقتصادی نشون دهنده این بوده که عملکرد اقتصادی دولت نسبت به دولتهای نهم و دهم بهتر شده. البته این به معنای این نیست که تمام مشکلات ریشه کن شده اند و مردم هیچ مشکلی در امور اقتصادی زندگیشون ندارند. بحث بر سر مقایسه در شرایط برابر است.  بنای ویران شده ی اقتصاد بی برنامه ی کشور که میراث دولتهای نهم و دهم برای دولت یازدهم بوده الان در حال ترمیم و اصلاح است و نشانه های این بهبود دیده میشه.

در بحث فرهنگ و امور اجتماعی دولت یازدهم از حقوق اساسی ملت دفاع مناسبی داشته. البته در این مورد هم نمیشه گفت همه چیز خوب بوده. حتی بعضا" رفتارهای تند دولتمردان با منتقدین رو شاهد بودیم که کار درستی نبود. اما رویکرد کلی حفاظت از آزادیهای قانونی آحاد جامعه بود.

در کشور ما متاسفانه اینطور عمل میشه که علیرغم وجود برنامه های بلند مدت (برنامه های توسعه 5 ساله و چشم انداز 20 ساله) با تغییر دولتها تمام اهداف و شاخصها و فرآیندها و آدمها هم عوض میشوند. در کشورهای دیگه هدف و مسیر مشخص است و تغییر دولت فقط به معنای تغییر راننده ای است که میخواد با دست فرمانی بهتر ماشین کشورش رو در این مسیر مشخص به سمت هدف مشخص به بهترین شکل هدایت کنه. اما در کشور ما اینگونه نیست و وقتی راننده عوض میشه ماشین ، سرنشینان ، مبداء ،  مسیر و مقصد هم تغییر میکنه. در چنین شرایطی به نظرم میرسه تغییر دولت بعد از 4 سال به هیچ عنوان به صلاح کشور نیست. بسیاری از برنامه ها و تغییرات تازه در حال نتیجه دادن است و تغییر دوباره میتونه همه چیز رو به هم بریزه و ما رو برگردونه به 1/1/1

اعتقاد دارم که مهمترین چالش امروز کشور ، اقتصاد و امور معیشتی مردم است و همچنین باور دارم همانند دوران مرحوم آیت الله هاشمی که مرحوم دکتر نوربخش اقتصاد کشور رو هدایت میکرد ، امروز این امر مهم توسط آقای مهندس جهانگیری داره هدایت و کنترل میشه. قرار داشتن ایشون در جایگاه معاونت اول رئیس جمهور و همچنین فرماندهی قرارگاه اقتصاد مقاومتی حکایت از این داره که برداشت درستی در این رابطه دارم.

جناب آقای رئیسی مورد احترام بنده هستند اما ایشون هنوز در مورد برنامه ها و وعده هاشون بجای ارائه دادن راهکارها ، به بیان اعتقاداتشون میپردازند و مرتب میفرمایند که معتقدم فلان و معتقدم بهمان. تجربه اصلی ایشون در مورد امور قضایی است و شاید پس از خاتمه دوران مسئولیت آیت الله آملی لاریجانی ، آقای رئیسی بدلیل تجربه طولانی مدت در امور قضایی کاندید مناسبی برای ریاست قوه قضائیه باشند اما متاسفانه آقای رئیسی هیچ تجربه مدیریتی در امور اجرایی و تصمیم سازی کشور ندارند.

بنا به دلایل فوق و برای عدم تغییر زود هنگام در برنامه های اساسی کشور ، بنده مسیر اول رو انتخاب کرده و به ثبات دولت رأی خواهم داد و با توجه به خصوصیات ویژه فنی ، اخلاقی و ارزشی آقای مهندس اسحاق جهانگیری رأی اولم به ایشون خواهد بود اما اگر ایشون صلاح رو در این بدونند تا برای جلوگیری از شکسته شدن آراء به نفع آقای روحانی کنار بروند به این تصمیم احترام میذارم و صرفا" برای اینکه دولتی که آقای جهانگیری در اون حضور داره بتونه راه نیمه رفته رو به پایان برسونه به آقای روحانی رأی خواهم داد ؛ انشاءالله

و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٦

خبرگزاری تابناک در خبری اعلام کرد که آقای قالیباف در سخنرانی خود در ورزشگاه پیروزی اصفهان گفته اند: باید بگویم که امروز شرایط و بحران‌های سخت اقتصادی، صنعتی و کشاورزی و به خصوص خشکی زاینده رود نشانه ناکارامدی این دولت است.

جناب آقای قالیباف ؛ جنابعالی اصالتا" مشهدی هستید و بدلیل داشتن مسئولیتهایی در سپاه ، نیروی انتظامی و شهرداری تهران سالهاست در تهران زندگی میکنید و خیلی از اوضاع اصفهان مطلع نیستید و خبر ندارید موضوع خشکی زاینده رود دست گل چه کسی است. شاید شما حق داشته باشید بگویید اطلاع نداشته اید نسخه ی اصلی شما (آقای احمدی نژاد) بودند که در سفر استانی به استان چهارمحال و بختیاری مجوز برداشت بی رویه از آب زاینده رود و بردن این آب گرانبها به کوهپایه ها برای تولید گردو و بادام رو دادند تا کشاورزانی که در شرق اصفهان گندم و جو میکاشتند بدلیل کمبود آب به خاک سیاه بنشینند. شاید شما حق داشته باشید بگویید اطلاع نداشته اید از سالهای خیلی دور (قبل و بعد از انقلاب) به غلط صنایعی که نیازمند آب فراوان در فرآیند تولید خود هستند را به استان اصفهانی آوردند که چالش آب دارد و کویری است. شاید شما حق داشته باشید بگویید اطلاع نداشته اید علاوه بر سیاست غلط رئیس دولت نهم و دهم در تقسیم آب زاینده رود (که حتی منجر به تنشهای امنیتی و قومی شد) میزان بارشها نیز در طی سالهای گذشته کاهش بسیار چشمگیری داشته است.

بله ؛ شاید شما در این زمینه ها بدلیل عدم اطلاع حق داشته باشید اما آقای قالیباف شما حق ندارید تقصیر بی اطلاعی خودتون ، اقدامات غلط رئیس دولتهای نهم و دهم و نیز کاهش نزولات آسمانی رو به گردن دولت یازدهم بندازید تا در این وانفسای قحطی مردانگی و راستگویی ، برای خودتون رأی جمع کنید. اتفاقا" در دولت یازدهم بود که با تصمیمات قاطع و نیز اصلاح روشهای آبیاری اولا" چاههای غیر مجاز بسته شد ، میزان برداشت آب صنایع محدود شد و کشاورزان شرق اصفهان تونستند در چند مرحله کشت بهاره و پاییزه داشته باشند.

برای دو روز دنیا اینقدر دروغ سر هم نکنید ؛ همین




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٦

در مورد دومین مستند تبلیغاتی آقای جهانگیری که امشب پخش شد فقط میتونم این رو بگم که:

این مرد بزرگ با اینکه حرفی از خودش نزد اما در این سکوت یه دنیا حرف و معنا رو به مخاطب منتقل کرد ؛ اساسی. برای اولین بار بود که دیدن مستند تبلیغاتی یه کاندیدا باعث شد که اشک بریزم.....

 

ای کاش یه ذره از ادب و شعور و معرفت آقای جهانگیری و وفاداری ایشون به نظام و دستاوردهای انقلاب رو کسانی داشتند که برای رسیدن به صندلی قدرت با سیاه نمایی ریاکارانه جوری حرف زدند که تلویزیون بی بی سی با پخش سخنان همین آقایون اعلام کرد این حرفها که توسط خود ارکان نظام داره مطرح میشه نشون میده نتیجه ی انقلاب ایران در طول 38 سال گذشته چی بوده.....

 

این مستند ارزش صدها بار دیدن رو داره. اگر تونستید حتما و حتما تکرار این مستند رو ببینید.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٦

افرادی که روز تولدشون 30 اسفند باشه ، هر 4 سال یکبار (و بعضا" هر 5 سال یکبار) فرصت دارند که جشن تولدشون رو در همون 30 اسفند برگزار کنند! در عالم سیاست داخلی هم مردی وجود داره که گویا فقط هر 4 سال یکبار اجازه پیدا میکنه دیده بشه و اون هم کسی نیست جز رئیس جمهور سابق و محبوب جناب آقای سید محمد خاتمی ؛ مردی که بسیاری از مردم ایران دوستش دارند و صمیمانه بهش احترام میذارند و سران و مردم کشورها دنیا هنوز هم ازش به نیکی یاد میکنند. این روزها دوباره میشه تصویر این مرد دوست داشتنی رو در برخی مستندهای تلویزیونی دید و عکسش رو در ستادهای انتخاباتی مشاهده کرد.

برخی از ما مردم خیلی خیلی زود جوگیر میشیم. افرادی رو که از جنس خود ما هستند و با رأی ما در سمتهای مختلف قرار گرفتند ابتدا بدون دلیل به عرش اعلا میبریم و بعد فکر میکنیم این خدا بوده که اینها رو در عرش قرار داده و کارهایی در موردشون انجام میدیم که هر کی ندونه فکر میکنه اینها نعوذ بالله یا از پیامبران هستند و یا امامان. برای مثال در مورد رئیس جمهور پیشین ، عده ای ایشون رو معجزه هزاره سوم نامیدند. همین جمله اونقدر تاثیرگذار شد که اشخاصی دور ایشون هاله ی نور دیدند و خودش هم این ماجرای هاله ی نور رو در محضر حضرت آیت الله جوادی آملی تعریف کرد (فیلمش به وفور در اینترنت هست). مدتی بعد وقتی توی مجلس لیوان آب رو برداشت و کمی آب خورد ، نماینده ای زود رفت و بقیه ی آب اون لیوان رو خورد (به نیت تبرک یا شفا!!). در برخی سفرها مردم رد چرخ ماشینش رو میبوسیدند..... اما امروز چی؟ این تصورات الان کجاست؟ شاید برخی بگن ملاک حال فعلی افراد است. قبول دارم ؛ این درست. اما از این واقعیت هم نمیشه گذشت که خطای خود ما در بزرگ پنداریهای غیر عقلایی و دادن نسبتهای ماوراء الطبیعه به اشخاص عادی هم در این رویدادها بی تاثیر نبوده.

الان هم برخیها دارن در حمایت از کاندیدای مورد علاقه خودشون از لقب ابراهیم بت شکن (لقب اختصاصی حضرت ابراهیم خلیل الله سلام الله علیه و علی نبینا و آله) استفاده میکنند. شأن این کاندیدای محترم بالاتر از اینه که جوگیر این شعارها بشن اما باید ترسید از اینکه امروز هنوز هیچی نشده و هیچ کاری نکرده کسی رو با ابراهیم خلیل الله مقایسه میکنند. در پس امروز فردایی هم هست و معلوم نیست اینان فردا همین فرد رو همچنان ابراهیمی میخوانند یا آذری و نمرودی.

معجزه ی هزاره خواندن کسی که حتی کاندیداهای اصولگرا هم در شعارهای انتخاباتی خودشون بازگشت به دوران وی رو نفی میکنند ، هنوز یادمون نرفته.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٦

شوراهای اسلامی شهر و روستا نماد واقعی مدیریت کشور بدست مردم هستند که در اصول 101 الی 106 قانون اساسی به اون اشاره شده. مردم هر شهر و روستا با رأی مستقیم عده ای از افراد شهر و روستای خودشون رو انتخاب میکنند تا با استفاده از ابزارهای قانونی متعدد و قدرتمندی که در اختیار دارند بر فعالیت شهرداریها و دهداریها نظارت کرده ، امور مختلف شهر و روستا رو به پیش ببرند.

با اینکه تشکیل شوراها جزو اصولی از قانون اساسی بود که در همون سال 1358 به تصویب رسید اما بدلایل مختلف این تشکلهای مردم نهاد راه اندازی نشد تا اینکه با روی کار اومدن اولین دولت جناب آقای خاتمی ایشون به وعده ی انتخاباتی خودشون عمل کردند و با چشم پوشی از قدرت اقتصادی بزرگی که شهرداریها در اختیار داشتند و دولت از طریق وزارت کشور بر اونها احاطه داشت ، فرآیند تشکیل شوراهای اسلامی شهر و روستا رو آغاز کردند و در سال 1378 اولین دوره شوراها تشکیل شد.

تا الان چهار دوره شورا تشکیل شده و روز 29 اردیبهشت همزمان با انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات پنجمین دوره شوراهای اسلامی هم برگزار میشه. در این چهار دوره شوراها فراز و نشیبهای زیادی داشتند. بر خلاف دولتهای آقای خاتمی ، دولت نهم و دهم با اینکه رئیسش بخاطر کار در شهرداری تهران تونست فرصت کاندید شدن رو پیدا کنه اما تلاش زیادی کرد تا اختیارات شوراها رو محدود کنه. این موضوع دو دلیل داشت. اول اینکه بعضی دولتیها دیگه نمیتونستند شهرداریها رو در ید اختیار داشته باشند و از این موضوع خرسند نبودند و دوم اینکه بعضی از شوراها هم کارهایی کردند که باعث شد شأن شورا رعایت نشه و برخی امور اونقدر به هم بریزه که دولت ناچار به دخالت بشه.

به هر حال شوراها هنوز باقی هستند اما مهمترین وجه فعالیت شوراها که همون مدیریت واحد شهری است هنوز تحقق پیدا نکرده که انشاءالله در این زمینه هم گامها اساسی و مهم برداشته بشه. در طول چهار دوره فعالیت شوراهای اسلامی ، برخی شوراها نقاط درخشان و طلایی بسیار قابل دفاعی از خودشون بجا گذاشتند که بی تردید شورای اسلامی شهر اصفهان یکی از اونهاست. در تمام چهار دوره ی شورای اسلامی شهر اصفهان شاهد اقدامات ارزنده توسط شهرداری و شورا و هماهنگی مثال زدنی در این رابطه بودیم. شاید در طول این 18 سال فقط در رویدادهای زمستان سال 1393 و بهار سال 1394 شاهد تنشهایی بودیم که میتونست اتفاق نیفته.

برای انتخابات امسال جمع کثیری از شهروندان از اقشار و تخصصهای مختلف کاندید عضویت در شورای اسلامی شهر شدند. شاید کثرت این جمعیت یه نوع سر در گمی ایجاد کنه که بلاخره بر اساس چه ملاکی 13 نفر رو از این جمع چند صد نفره انتخاب کنیم؟ قطعا" هیچیک از ما شناخت کامل و کافی از تمام کاندیداهای محترم نداریم. اینجا نقش احزاب و تشکلها مشخص میشه. در کشورهای دیگه احزاب حضوری پر رنگ در عرصه سیاست داخلی ، منطقه ای و ملی کشور خودشون دارند. هر حزبی برنامه و سیاستهای خودش رو اعلام میکنه و مردم با توجه به علائق و تفکرات خودشون به کاندیداهای یکی از احزاب رأی میدن.

در ایران و در فقدان احزاب (به معنای واقعی کلمه) ما بیشتر شاهد تشکلهایی هستیم که افراد حاضر در اون خط فکری تقریبا" یکسانی دارند اما این تشکلها معمولا" عضو گیری رسمی نمیکنند. از این بحث بگذریم. برای انتخابات آتی شوراها ، در شهر اصفهان چندین تشکل اقدام به معرفی لیست کردند. تا الان مشهورترین این تشکها عبارتند از اصولگرایان ، اصلاح طلبان و قرارگاه انتخاباتی نجبا و البته همگرائیهای دیگری رو هم در این زمینه شاهد هستیم که در جای خودش قابل توجه و بررسی است.

روش بنده در مورد انتخاب کاندیدا اینطوریه که اصلا" و ابدا" خودم رو مقید به یه لیست جناحی و یا سیاسی نمیکنم.  اون چیزی که مد نظر قرار میدم اینه که این افراد دارای توانمندی برای اداره کلان شهری همچون اصفهان که نگین درخشانی در مرکز ایران است باشند و در کارنامه ی اجرائی خودشون ، مدیریت کلان در یکی از بخشهای مرتبط با امور مدیریت شهری داشته باشند. دوره ی چهار ساله ی شورا فرصتی برای کسب تجربه نیست بلکه در این دوران کوتاه باید از تجربیات قبلی برای پیشرفت شهر استفاده کرد.

در این دوره تعداد اعضای شورای شهر اصفهان از 21 نفر به 13 نفر کاهش پیدا خواهد کرد و این موضوع کار انتخاب رو سخت میکنه چرا که باید از میان خیلی از آدمهای خوب و متخصص ، خوب ترینها و متخصص ترینها رو انتخاب کنیم. تا الان نظرم رو در مورد 7 کاندیدا قطعی کردم. جالبه که در بین این 7 نفر هم اصلاح طلب هست ، هم اصولگرا ، هم از قرارگاه نجبا و هم از مدیران دولتهای نهم و دهم. در مورد 6 کاندید دیگه دارم بررسی میکنم. اصرار هم ندارم که حتما" 13 نفر انتخاب کنم.

در این رابطه آمادگی دارم از مشورت دوستان استفاده کنم و اگر فردی رو لایق میدونند به بنده معرفی کنند تا در موردش بررسی کنم. همچنین اگه کسی مایل باشه میتونم نظراتم رو در مورد کاندیداهای مورد نظرم براش بگم.

امیدوارم نتیجه ی این انتخابات خیر و صلاح مردم شریف اصفهان رو به همراه داشته باشه ؛ انشاءالله




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٦

خوب ؛ مناظره سوم هم تموم شد و همونطور که میشد پیش بینی کرد مناظره ای بس چالش برانگیز بود.

 

آقای قالیباف برای اینکه شباهتش با رئیس دولتهای نهم و دهم رو کامل بکنه امروز مثل آقای احمدی نژاد (در مناظره های سال 88) هم نمودار نشون داد و هم تصویر سند خونه مردم رو که احتمالا" از پرونده های شهرداری درآورده جلوی دوربین گرفت. نمیدونم چه کسی این حق رو به ایشون داده که اطلاعات شخصی مردم رو بیاره جلوی دوربین رسانه ی ملی. آقای قالیباف ؛ بخدا ما از همون روز اول میدونستیم شما فتوکپی برابر اصل آقای احمدی نژاد هستین. نیازی نبود برای اثبات این موضوع کار دیگه ای انجام بدین.

 

در مورد جناب رئیسی هم باید بگم که کسی که باد میکاره طوفان درو میکنه. در مناظره اول آقای رئیسی بیشتر از برنامه های خودشون گفتند و وارد مناقشات و جدلها نشدند (که انصافا" کار پسندیده ای بود) اما در مناظره دوم و سوم رویکردشون رو تغییر دادند و بجای اعلام برنامه ها ، فقط به دولت حمله کردند. ثمره ی اینکار هم این شد که امروز نه تنها آقایان روحانی و جهانگیری ، بلکه آقای هاشمی طبا هم این رویکرد آقای رئیسی رو به باد انتقاد گرفتند و محکم به ایشون تاختند. شاید با مزه ترین نقد به عدم اعلام چگونگی اجرای برنامه ها و وعده ها توسط آقای رئیسی رو آقای هاشمی طبا انجام داد ؛ اونجایی که گفت: اگه شما در یه سال یک میلیون شغل ایجاد میکنید من در همون ماه اول اینکار رو میکنم. یه تعداد قالب خشت زنی درست میکنم و میدم دست یک میلیون نفر بیکار و به اونها میگم خشت تولید کنید!!!! با اینکار شغل ایجاد شده اما شغلی که ارتباط با صادرات نداشته باشه بی فایده است و دوام نداره.

 

جهانگیری بدون شک برنده ی قطعی این دور از مناظره ها بود. هم ادب رو رعایت کرد و حتی در حمله به آقای قالیباف حریم رو حفظ کرد (کاری که قالیباف نکرد) و هم برنامه های قبلی و بعدی دولت در زمینه اقتصاد رو بطور مشروح بیان کرد. تقسیم کار بین آقایان روحانی و جهانگیری و اینکه در حوزه اقتصاد این دو دستشون پر از آمار و اطلاعات از اقدامات انجام شده بود باعث شد که آقایان رئیسی ، قالیباف و میرسلیم امروز با عصبانیت و قدری خشن حرف بزنند در حالیکه اون دو نفر خیلی آروم بودند و لبخند به لب داشتند.

 

کلام آخر آقای رئیسی برام عجیب بود. ایشون گفتند که دولت باید از آزادیهای مدنی مردم دفاع کنه (نقل به مضمون). خوب این حرف قشنگی بود اما آیا ایشون اطلاع ندارند که بخاطر مخالفت یکی از بستگان ایشون ، اجرای یه کنسرت موسیقی در مشهد که تمام مجوزهای قانونی رو گرفته بود لغو شد؟ شاید من هم به شخصه اعتقاد داشته باشم حرمت حرم قدس رضوی باید رعایت بشه ، اما آیا آقای رئیسی خبر دارند که به استناد همین حرکت که در مشهد انجام شد ، برخیها در شهرهای دیگه بر خلاف قانون جلوی برگزاری برنامه های مشابه رو گرفتند؟ کسی مدافع مجالس لهو و لغو و بی بند و باری نیست اما وقتی جلوی موسیقی اصیل ایرانی رو که آمیزه ای از شعر عرفا و موسیقی دل نواز و متین است میگیرید آیا نتیجه اش پرداختن عده ای فرصت طلب به مجالس زیرزمینی و خارج از عرف نمیشه؟


اما مناظره امروز نکات منفی هم داشت:

 

اولا" برخی از کاندیداها در نقد دولت تمام واقعیتها رو نمیگفتند. به مشکلات اشاره داشتند اما مقدمه و موخره رو حذف میکردند. مثلا" هی میگفتند که چرا در این سال آخر و چند ماه آخر دارین بعضی کارها رو انجام میدین در حالیکه با اینکه میدونستند اما نمیگفتند فقط کمی بیش از یک ساله که پولهای بلوکه شده داره به ایران برمیگرده و برخی اقدامات به این خاطر الان داره انجام میشه که تازه در مجلس به تصویب رسیده.

 

ثانیا" باز هم برخی کاندیداها نگفتند چطور میخوان وعده هاشون رو عملی کنند و برخی نقدها بدون پاسخ موند (نمیشه خیلی بهش اشاره کرد چون فیلتر میشم)

 

ثالثا" استفاده از روش مناظره امریکایی توسط آقای قالیباف و حملات مکرر آقای رئیسی به دولت بجای دفاع از برنامه ی خودشون ، واکنش تند و مقابله به مثل آقای روحانی و آقای جهانگیری رو به همراه داشت. آقای جهانگیری حسابی آقای قالیباف رو کوبید اما در مورد آقای رئیسی فقط به بدون برنامه بودن ایشون اشاره کرد اما آقای روحانی دیگه تعارف و رودربایستی رو کنار گذاشت و گفت اون چیزهایی رو که تابحال نگفته بود ؛ از همه چیز و همه جا گفت.

 

این تقابلهای به اصطلاح افشاگرانه (که آقای قالیباف به دروغ بیان اونها رو برای روشن شدن افکار مردم اعلام کرد و خودش سنگ بنای اولیه ی اون رو در تمام این سه مناظره و برنامه های دیگرش گذاشته بود) نقطه ی سیاه این مناظره ها بود. شاید بعضیها تصور کنند افشای برخی رویدادها و اطلاع ملت از پشت پرده ی بعضی کارها حق ملت است. این در جای خودش میتونه حرف درستی باشه اما مگه فقط ملت دارن این مناظره ها رو تماشا میکنند؟

 

سال 88 پس از مناظره آقایان موسوی و احمدی نژاد گفتم و نوشتم که نظام جمهوری اسلامی از اون مناظره ضرر کرد. امشب هم میگم و مینویسم فارغ از اینکه امشب در حرفهایی که رد و بدل شد کی راست گفت و کی خلاف واقع حرف زد و فقط دنبال جمع کردن رأی به هر طریق بود ، این نظام جمهوری اسلامی بود که ضرر کرد و آسیب دید. امشب به اندازه ی چند سال برای رسانه های بیگانه خوراک پختند و در سینی طلا به اونها تقدیم کردند. بگذریم.

 

جمع بندی که از مناظره ی امشب داشتم عزمم رو برای رأی که در نظر داشتم بدم جزم تر کرد و به این نتیجه رسیدم که تصمیمی که در مورد رأیم دارم صحیح است و پیش وجدانم و خدای خودم خیالم راحته (البته در مورد هر چیزی باید در بستر زمان و مکان قضاوت کرد). هفته آینده خواهم گفت که به چه کسی و به چه دلیلی رأی خواهم داد.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

تبلیغات انتخاباتی به حدی از تخریب دو طرف رسیده که ترجیح میدم دیگه هیچ چی رو نبینم و گوش ندم. به هر حال تصمیمم رو گرفتم و میدونم در انتخابات باید چگونه رأی بدم. انشاءالله در این رابطه سه شنبه و یا چهارشنبه ی هفته ی آینده و قبل از اتمام مهلت تبلیغات انتخاباتی مطالبی خواهم نوشت (جرا که ممکنه نوشته ام نوعی تبلیغات محسوب بشه و برای همین نمیخوام خلاف قانون عمل کرده باشم). با دوستانم و کسانی که با بنده مشورت میکنند دلایلم برای نحوه رأی دادنم رو بیان میکنم. بگذریم

 

از مدتها پیش صحبت نگهداری دوباره ی پرنده توی خونه ی ما مطرح شده بود. قبلا" مرغ عشق داشتیم اما از بین رفته بودند. دیروز 2 عروس هلندی و 4 مرغ عشق آوردم خونه. شناختی از عروس هلندی نداشتم و در همون بدو ورود دلم گرفت که این پرنده ی زیبا که در حد و اندازه قمری است توی قفس نمیتونه حرکت داشته باشه. بنابراین مصمم شدم این دو پرنده رو بازپس بدم. برای 4 مرغ عشق میخواستم لانه ی بزرگی بسازم اما امروز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم یکی از مرغ عشقها به خواب ابدی فرو رفته و جان به جان آفرین تسلیم کرده! اونقدر ناراحت شدیم که تصمیم گرفتیم کلا" از خیر نگهداری پرنده بگذریم. هم رو بردم پس دادم و خلاص.

 

زیباترین ساکولنتی که توی خونه نگهداری میکنیم گیاهی است به نام "اشوریا الگانس" که فکر میکنم حدود 3 ساله که در منزل ما حضور داره و ازش نگهداری میکنیم:

 

این فقط یه بوته است که قطر گل بزرگ مرکزی اون حدود 20 سانتی متر شده و دور تا دورش هم پر شده.

 

این هم گل یکی از کاکتوسها که به تازگی باز شده

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟

معشوق همینجاست ، بیایید بیایید

 

چند روز است که تبلیغات و اطلاع رسانی برای ثبت نام حج واجب آغاز شده و تعجب میکنم بی اندازه که چرا در حالی که دولت عربستان بی هیچ پرده پوشی ایران رو تهدید به حمله نظامی میکنه و مسئولین عالی رتبه و مقامات مذهبی این کشور به اعتقادات شیعه حمله میکنند ، 80-70 هزار نفر رو میخوایم بفرستیم گروگان که چی بشه؟

 

ظاهرا" منافع مادی این اعزامها برای عده ای به اندازه ای است که سخت میتونند از این نون و روغن صرف نظر کنند ؛ حتی اگه سود حاصل از اعزام این همه به اصطلاح زایر توسط دولت عربستان تبدیل به بمب و موشک و سلاح بشه که در قتل عام مردم یمن و سوریه و عراق از این سلاحها استفاده میکنند.

 

آی زوار محترم ؛ اگر بدونید با پول شما عده ای به خاک و خون کشیده میشن ، باز هم به خودتون میگین حاجی؟؟!! 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٦

عصر دیروز سومین برنامه جمع آوری گیاهان معطر کوهی و صحرایی رو انجام دادم. هفته ی گذشته به همراه دو نفر از همکارانم برای جمع آوری مخلصه رفتیم (هر چند برای خودم جمع نکردم. هنوز از سال قبل دارم). جمعه در فریدن زمان کوتاهی رو به جمع آوری آویشن اختصاص دادیم و دیروز زمان چیدن عطر چای بود ؛ که بعضی از دوستان معتقدند این هم یه مدل آویشن است.

هماهنگی کردم تا برنامه ی کوهپیمایی هفتگی همکاران یک ساعت زودتر آغاز بشه. میخواستم تا قبل از تاریک شدن هوا برنامه رو به پایان برسونیم و از بخشهای سنگی به پایین بیاییم. در هوای نیمه ابری حرکت رو آغاز کردیم که شامل پیاده روی ، کوهپیمایی و دست بسنگ شدنهای مختصر بود. به لطف بارندگیهای کم سابقه ی اردیبهشت ماه امسال ، شرایط پوشش گیاهی کوه صفه هم عالی است و انواع و اقسام گلها و گیاهان رشد خیلی خوبی داشتند.

با رسیدن به محل مورد نظرمون ، کار جمع آوری رو آغاز کردیم و مثل همیشه از هر بوته فقط مقدار کمی چیدیم تا رشد و تکثیر این گیاه معطر تضمین بشه. خودم بیشتر دنبال بوته هایی میگشتم که بخاطر قرار گرفتن در شکافها و سایه ، برگهای درشت تری داشته باشه و کم و بیش از این بوته ها میشد پیدا کرد. الان مناسبترین زمان برای جمع آوری عطر چای است و ظرف دو سه هفته آینده ، گلهای گیاه شکوفا میشه که در عین حال باعث سفت شدن تدریجی شاخه ها و خشک شدن برگها میشه. البته گل و بذر این گیاه هم اسانس معطری داره. از عطر چای برای معطر کردن چای مصرفی روزانه استفاده میکنیم که میتونه عطر و بوی دلپذیری به چای بده.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٦

هر چهار سال یکبار مردم حرفهایی رو بصورت علنی و زنده از مسئولین کشور میشنوند که وقتی اونها رو کنار هم بذاری نتیجه ی تلخ و شرمنده کننده ای بدست میده....

یه نفر فریاد میزنه چرا وقتی بعضی به نون شب محتاجند شما به عده ای حقوق نجومی دادید؟ دیگری هم در جواب فریاد میزنه تو که ادعای مقابله با حقوق نجومی داری چرا خودت املاک نجومی به اطرافیانت دادی؟

یکی فریاد میزنه چرا به مردم اجازه نمیدین از شما انتقاد کنند و صداها رو در گلو خفه میکنید؟ دیگری در جواب میگه شما که طرفدار آزادی هستی چرا کسی رو که تخلف شما رو علنی کرد به زندان انداختی؟

یکی میگه چرا در طول این 4 سال با فساد مبارزه نکردید؟ دیگری در جواب میگه شما که خودت دهها سال در منصبی بودی که میتونستی اینکار رو بکنی چرا نکردی؟

یکی میگه در این 4 سال یه اقلیت بر ثروت کشور دست انداخته بودند؟ دیگری در جواب میگه شماها در طی سالهای 84 تا 92 توی کشور نبودین تا نگران ثروت کشور باشین؟

یکی میگه در پرونده ی دختر وزیر آموزش و پرورش که قوه قضاییه رسیدگی کرده تخلف روی داده. دیگری میگه چطور این پرونده در قوه قضاییه چند روزه کارش تموم شد اما برخی پرونده های سالهای 84 و 88 هنوز در مرحله ی رسیدگی باقی مونده؟

یکی میگه همه ی کاندیداها لیست اموال خودشون رو اعلام کنند. دیگری میگه خوبه اما چرا فقط کاندیداها ، تمام مسئولین سه قوه و نیروهای مسلح اینکار رو انجام بدهند.

خدا وکیلی وقتی کسی این حرفها رو بشنود چه برداشتی میکنه؟

به قول خبرگزاری تابناک گفتار کاندیدها نشون میده که کشور و اوضاع کشور "بد بوده ، بد هست و بد خواهد بود".

اینه همه ی عشق و علاقه ی ما به ایران و ایرانی؟؟؟؟




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٦

بنا داشتیم به سر بریم فریدن. هماهنگی شده بود تا کار تعمیر و بازسازی محل سکونت بستگان انجام بشه. میخواستیم هم دیداری نوروزی !! داشته باشیم و هم نگاهی به کارهای انجام شده بندازیم. صیح زود از اصفهان به راه افتادیم. در میانه ی راه بودیم که بارش یارون آغاز شد و این بارش تا رسیدن به مقصد ادامه یافت. چند بار با تابش نور خورشید از بین ابرها ، رنگین کمانهای زیبایی در منطقه شکل گرفت. سرسبزی و تمیزی بی نظیر چشم اندازهای منطقه در کنار رنگین کمان منظره ای فوق العاده بوجود آورده بود.

با رسیدن به مقصد باران و تگرگ با هم تلفیق شدند. تگرگها قدری درشت بودند و اگه ادامه دار بود میتونست به کشت و کار کشاورزان آسیب وارد کنه اما بحمدالله خیلی زود متوقف شد. بارون هم بند اومد و با تابش خورشید ، فضایی دل انگیز از آبی آسمون ، سفیدی ابرهای کومولوس ، خاکی دیوارهای کاه گلی و سبزی دشت و دمن ترسیم شد. قدری با بستگان گفتگو کردیم. مشغول کار بودند. تصمیم گرفتم تا شرایط جوی مناسبه سری به دشت بزنم. با اینکه در روزهای گذشته بارون زیادی باریده بود اما مسیری که میخواستم برم به اندازه کافی مناسب بود که ماشینم در گل و لای گیر نکنه.  رفتم جایی که معمولا" برای جمع آوری آویشن میریم.

بخشهای زیادی رو برای کاشت دیم شخم زده بودند اما جاده ی خاکی ارتباطی هنوز سالم بود. توقف کردم. همسرم و یکی از بستگان همراه بودند. سالم بودن تمام بوته های آیشن نشون میداد که تا امروز کسی در اینجا به جمع آوری آویشن نپرداخته. ما هم وقت زیادی نداشتیم و برنامه  ی اصلی سفرمون چیز دیگری بود. حدود یک ساعت و نیم توی دشت بودیم و مقداری آویشن جمع کردیم. هوا عالی بود ولی میدونستم از بعد از ظهر دوباره رگبار و رعد و برق آغاز میشه.

خیلی زود برگشتیم. برای کمک به کار تعمیرات آماده شدم. نقشم کارگر وردست مقنی (چاه کن) شد. یه چاه جذبی با عمق حدود 2.5 متر باید حفر میشد. بخشی از اینکار رو روز گذشته انجام داده بودند. مقنی با کلنگ و دستگاه برقی چاه رو میکند و من هم با سطل و طناب ، نخاله ها رو بالا میکشیدم و در اطراف میریختم. تمرین خوبی برای دستام بود. وقتی اون جوان مقنی داشت با زحمت و سختی چاه میکند در این فکر بودم که دولتمردان و یا کسانی که این روزها دارند برای نشستن روی صندلی دولتمردان رقابت میکنند چه کاری برای این زحمتکشان کردند؟ سهم اینها از این همه ثروت ملی کشور چیه؟

کارگری کار پر زحمت و بی آینده ای است. هر روز که میخوام برم اداره از جایی رد میشم که تعداد زیادی کارگر نسبتا" جوان از صبح خیلی زود میاند اونجا تجمع میکنند تا بلکه صاحب کاری پیدا بشه و اونها رو برای یک روز کار استخدام کنه و یه روز دیگه بتونند از خجالت زن و بچه دربیاند.... و این انتظار و چشم به راهی کار هر روزه ی اونهاست....

الان که ایام انتخابات است خیلیها میاند و با این زحمتکشان عکس یادگاری میگیرند و به اونها سر میزنند و از زبان اونها سخن میگن ، اما فردای انتخابات تمام این عکسهای یادگاری کنار گذاشته میشه و دیگه کمتر کسی سراغ اونها رو میگیره و حرفشون رو گوش میده.....

خیلی دوست داشتم ببینم اون کارگر جوان مقنی وقتی داره کار میکنه ، آیا با چاه درد و دل هم میکنه یا نه؟..... ولی هر چی گوش کردم فقط یه جمله رو مرتب ازش میشنیدم ؛ یا علی..... در این یا علی گفتن ، جمله ها و حرفهای زیادی نهفته بود..... ماشاءالله به غیرت و همتت جوان

موقع برگشتن به اصفهان و در حالی که تقریبا" تمام مسیر رو در بارون رانندگی کردم ، از رادیو دومین مناظره کاندیداها رو میشنیدم و در بیشترین دقایق این مناظره ، تصویر همون کارگر جوان مقنی جلوی چشمام بود.....

بحمدالله اردیبهشت امسال بسیار پر برکت شده و بارشهای خوب و مداوم ، چهره ای استثنائی به طبیعت داده. فکر میکنم از نظر سرسبزی و رشد پوشش گیاهی هم سال 96 خیلی عالی آغاز شده و امیدوارم این شرایط تداوم داشته باشه. خدا رو هزاران بار شکر




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٦

دومین مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری در حالی به پایان رسید که به نظرم میرسه آقایان قالیباف و هاشمی طبا پدیده های این دور از مناظره بودند ؛ یکی پدیده ی منفی و دیگری پدیده ای جالب.

در مورد مناظره قبلی نوشته بودم که به نظر میرسه آقای قالیباف کپی برابر اصل آقای احمدی نژاد هستند اما الان میتونم بگم ایشون پا رو از این هم فراتر گذاشته و ثابت کرد که علاوه بر رئیس جمهور سابق ، نیم نگاهی هم به نحوه مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا هم داشته اند و از همون روشها در مناظره امروز استفاده کردند. تکرار ملال آور و بی معنای 4% و 96% ، مطرح کردن پرونده ای که هنوز حکمی در باره اش صادر نشده اون هم با ذکر نام ، استفاده از موضوع این پرونده که احتمالا" مربوط به دختر وزیر آموزش و پرورش است بر علیه خود وزیر!!، تعمیم موضوع مشابه پرونده ی مذکور به تمام وزیران عضو کابینه بدون هیچگونه سند و دلیل نمونه هایی از بیانات امروز آقای قالیباف در مناظره بود که بواقع وی رو تبدیل به پدیده ای بی نظیر در تاریخ رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری ایران کرد (مصداق کامل اعتقادی که میگه هدف وسیله رو توجیه میکنه).

اما آقای هاشمی طبا که در مناظره اول به نظر بی تاثیر بود امروز در رویکردی عجیب و جالب به دفاع از برجام و حمله به کسانی پرداخت که در دوران دولت قبل به قول ایشون مثل کبک سرشون رو زیر برف کرده بودند که حقایق رو نبینند. چنین حمله ی تند و تیزی در نوع خودش جالب بود.

جناب آقای رئیسی در این مناظره بسیار بیشتر از مناظره قبلی به دولت و عملکرد دولت حمله کردند. این حملات مکرر فرصتی رو برای ایشون باقی نگذاشت که توضیح بدهند اگر خودشون در رأس دولت قرار گرفتند با چه روش و برنامه ای وعده هایی رو که امروز دارند میدن عملی خواهند کرد (بخصوص که ایشون الان مرتب به آقای روحانی انتقاد میکنند که چرا به وعده هاتون عمل نکردین)؟

آقای میرسلیم که در مناظره اول به نظرم جزو برندگان مناظره بود امروز تا مرز شکست پیش رفت و فقط به دولت و عملکرد دولت حمله کرد (البته بجز چند بیان بسیار کوتاه از اقدامات دولت). ایشون هم در این مناظره فقط دیکته ی نوشته شده توسط دولت رو غلط گیری کردند اما شانس آوردند که خودشون تا بحال دیکته ای ننوشتند که مثل امروز کسی بخواهد اون رو غلط گیری کنه.

آقای جهانگیری همون مواضع مناظره اول رو داشت اما با رویکرد ملایمتر. برعکس وی ، آقای روحانی امروز در بخشی از مناظره حمله ای بسیار تند و تیز و غیر منتظره ای داشت که برای اولین بار مطرح میشد و شاید نوشتنش ( حتی اگه از زبان آقای روحانی  هم نوشته بشه) موجب فیلتر شدن وبلاگم بشه!!

اگه بخوام یه جمع بندی داشته باشم به نظرم مناظره امروز برنده ی قاطع نداشت (هر چند که آقایان روحانی و جهانگیری با کمک آقای هاشمی طبا موضع قویتری داشتند). اما بازنده ی این مناظره به نظرم فقط و فقط آقای قالیباف بود که از روشهای بسیار زشت برای حمله به دولت استفاده کرد. در همین رابطه باید به ایشون عرض کنم که برادر ؛ این روشها ممکنه (البته فقط ممکنه) فکر کنی میتونه دنیای تو رو آباد کنه اما مطمئن باش قطعا" آخرتی برات باقی نخواهد گذاشت.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٦

هر چقدر که بیشتر صحبتهای آقای قالیباف رو میبینم (که بحمدالله صدا و سیما در کمال بی طرفی!!!! تمام فرمایشات خاص ایشون در شهرهای مختلف رو پخش میکنه) بیشتر حس میکنم که ایشون کپی برابر اصل آقای احمدی نژاد هستند.

 

جالبه که فرمایشات اخیر آقای قالیباف دقیقا" (100% دقیقا") همون کلمات قصاری است که ضد انقلابیون خارج نشین سالهاست در رسانه های خودشون دارن میگن!!! اونها میگن دولت در ایران دست دزدهاست ، آقای قالیباف هم همین رو میگه. اونها میگن کشور همانند عصر قجر داره اداره میشه ، آقای قالیباف هم همین رو داره میگه. اونها میگن اگر این حکومت و دولت دست ما باشه مشکل ایران حل میشه ، آقای قالیباف هم همین رو میگه. اونها میگن دولت منابع ایران رو از بین برده ، آقای قالیباف هم همین رو میگه..... الله اکبر

 

جناب آقای قالیباف ، سردار ارجمند ، کاپیتان گرامی ، دکتر والا مقام ، شهردار عزیز ؛ کاری نداریم رئیس دولت کیه اما خدا وکیلی این دولت حتی یه دونه کار خوب توی این کشور نکرده که قابل ذکر باشه؟ چرا حافظه ی تاریخی شما از امروز فقط تا سال 92 میتونه به عقب برگرده و هیچ یادی از سالهای 84 تا 92 نمیکنید؟ وضع موجود ایرادهایی داره اما چرا شما نمیخواهید بگین که این دولت چی رو تحویل گرفته و الان چی رو میخواد تحویل بده؟ چرا برای رسیدن به صندلی قدرت ، تمامی دستاوردهای کشور رو نادیده میگیرید و بجای ارائه برنامه ی دقیقی که بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری برای اداره کشور باید داشته باشین و در باره اش توضیح بدین ، مثل سلف خودتون میخواهید با خراب کردن دیگران رأی جمع کنید؟ نفر قبلی که از این روش استفاده کرد به کجا رسید و الان چه وضعی داره  که شما دارین پا جای پای اون میذارین؟

 

قدر افرادی مثل جناب آقای میرسلیم حالا بهتر مشخص میشه که مرد و مردانه برنامه های خودش رو میگه ، بسیار محترمانه و منطقی مشکلات کشور رو بیان و دولت رو نقد میکنه و در ضمن به نقاط مثبت هم اشاره داره. هزار آفرین بر این مرد.

 

امشب گفتگو با دوربین آقای جهانگیری رو دیدم. عالی ، صمیمانه ، رک و دلسوزانه صحبت کرد. دست مریزاد. ایشون تقریبا" در تمامی عرصه های مدیریتی کشور (بخشداری ، فرمانداری ، نمایندگی مجلس ، استانداری ، وزارت و معاونت اول رئیس جمهور) حضوری فعال و اثرگذار داشته و این تجربه ی بسیار گرانبها و طولانی مدت برگ برنده ایشون در مقابل دیگر کاندیداهایی است که اصولا" یا چنین تجربه ی اجرایی رو ندارند و یا اینکه فعالیت اونها منحصر به یکی دو ارگان با تاثیرگذاری محدود میشه.

 

به نظرم مجموعه ی این بحث و گفتگوها داره یواش یواش برای همه سره رو از ناسره قابل تشخیص میکنه. البته باز هم برای تصمیم گیری نهایی زود است. باید باز هم شنید و دید و تحلیل کرد.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٦

با کسب اجازه از محضر جناب آقای درخشانی عزیز که استاد و راهنمای بنده بودند و در مقام معلمی دلسوز و مهربان طرز پیوند زدن کاکتوس رو یادم دادند ، اون چیزی رو که یاد گرفتم در قالب عکس و توضیحاتی مختصر اینجا قرار میدم (که امیدارم کامل و مفید باشه) به این نیت و امید که اولا" ذکات العلم نشره و ثانیا" دوستان دیگری هم به اینکار علاقمند بشن و به پرورش حرفه ای و یا غیر حرفه ای کاکتوس بپردازند و از این گیاه آرام و زیبا توی خونه و یا محل کارشون استفاده کنند و لذتش رو ببرند.

 

خوب ؛ اول هر کار بسم الله الرحمن الرحیم

 

گام اول: کارگاه پیوند

این کارگاه از یه موزائیک و دو تا کش (کمی پهن) درست میشه. کارکرد این کارگاه رو در گام دهم توضیح میدم.


 

گام دوم: ابزار مورد نیاز

این ابزار شامل تیغ موکت بری ، پنس ، انبرهای گرفتن کاکتوس و کش (2 عدد) است. کاکتوسها عموما" دارای تیغهای بزرگ و کوچک بسیاری هستند که اگر در کار با اونها احتیاط نکنیم تاوان دردناکی در قبال این بی احتیاطی خواهیم پرداخت. استفاده از پنس و انبرهای مختلف برای همین احتیاط است.

 


 

گام سوم: پایه و پیوندک

برای پیوند یه دونه پایه میخوایم و یه پیوندک. در عکس زیر کاکتوس نقره ای سمت چپ رو بعنوان پایه استفاده کردم و و از کاکتوس پیوندی ژیمینوی سمت راست (مادری) پیوندک (بچه) برداشت میکنم. این کاکتوس مادری متعلق به سرکار خانم کریمی است که با اجازه ایشون ، ازش پیوندک میگیرم.

 


 

گام چهارم: استقرار پایه در کارگاه

قبل از اینکه گلدان پایه رو در کارگاه مستقر کنیم یکی از کشها رو روی گلدان قرار میدیم. اگر اینکار رو نکنیم ، وقتی زمان استفاده از کش میرسه نمیتونیم اون رو سر جاش بذاریم. پایه رو در کارگاه قرار میدیم تا سر جاش محکم و بی حرکت بشه.

 

 

گام پنجم: برش سر پایه

با تیغ موکت بری سر پایه رو برش میدیم. باید قبل از استفاده از تیغ ، اون رو با الکل ضد عفونی کرده باشیم. برش باید کاملا" موازی با سطح زمین صورت بگیره و یک دست باشه.


 

در وسط پایه ی برش خورده ، دایزه ای دیده میشه که آوند کاکتوس است و مواد غذایی از طریق این آوند به بخشهای مختلف گیاه میرسه.

 

 

گام ششم: حذف تیغهای لبه ی پایه

مدتی پس از پیوند ، بخش برش خورده ی پایه چروکیده و خشک میشه و در حین این رویداد ، مقداری لبه ها به سمت بالا متمایل میشن. اگه تیغهای لبه ی پایه باقی مونده باشه ، در حین چروک خوردن ممکنه به پیوندک فشار وارد کنند و اون رو از محل پیوند جدا کنند. بنابراین با برشهای کوچک و زاویه دار ، تمام تیغهای نزدیک به لبه برش خورده ی پایه رو جدا میکنیم.


 

گام هفتم: جدا کردن پیوندک

از کاکتوس مادری یه پیوندک (بچه) انتخاب میکنیم و با پنس خیلی آروم و بدون آسیب رساندن به مادری و پیوندک اون رو جدا میکنیم.


 

لازم نیست اندازه ی پیوندک و سر پایه یکی باشه بعضی وقتا این دو هم اندازه هستند ، بعضی وقتا پیوندک ممکن خیلی کوچک باشه و بعضی وقتا هم ممکنه پیوندک اونقدر بزرگ باشه که از دو طرف سر پایه بیرون بزنه. اینها هیچ فرقی نداره و اشکالی ایجاد نمیکنه.


 

گام هشتم: برش پیوندک

پیوندک رو طوری نگه میداریم که عمود بر سطح زمین باشه و با تیغ موکت بری قسمت انتهایی اون رو برش کوچکی میدیم (این برش عمود بر سطح زمین است). هر چقدر پیوندک کوچکتر باشه این برش باید بسیار کوچک باشه (فقط به اندازه ای که آوند مرکزی پیوندک نمایان بشه).


 

گام نهم: قرار دادن پیوندک بر روی پایه

پیوندک برش خورده رو بلافاصله بصورتی روی پایه قرار میدیم که آوند مرکزی پیوندک و آوند مرکزی پایه روی هم قرار بگیرند.


 

پیوندک رو به آرامی در محل خود قرار داده و دیگه اون رو تکان نمیدهیم.


 

کار پیوند تمام شده و فقط باید پیوندک رو در محل خودش ثابت کنیم تا پیوند بگیره

 

گام دهم: ثابت کردن پیوندک

کشی رو که در گام چهارم روی گلدان قرار داده بودیم ، به آرامی کشیده و روی پیوندک قرار میدهیم. اینکار باید بسیار با دقت انجام بشه و در حین انجامش ، پیوندک نباید از جای خودش حرکت کنه.


 

کارکرد کشهای کارگاه در این مرحله مشخص میشه. اگه کشهای کارگاه نباشه ، وقتی میخوایم کش رو روی پیوندک بذاریم ، گلدان حرکت میکنه و می افته. حتی اگه یه دستیار هم داشته باشیم که گلدون رو با دست نگه داره تا ما کش رو روی پیوندک بندازیم ، باز هم امکان داره پیوند از جای خودش جابجا بشه و بیفته و چون کش روی اون قرار داره ، با شتاب به سمت پایین بره و تمام تیغهاش رو تقدیم کنه به دست دستبار شما!! بنابراین استفاده از این کارگاه خیلی ساده ، بسیار یاری رسان است.

وقتی کش اول رو انداختیم ، گلدان رو از کارگاه خارج کرده و کش دوم رو در حالی که گلدان رو در دست گرفته ایم ، روی پیوندک قرار میدیم. پیوندک معمولا" در این مرحله تکان نمیخوره مگر در مواردی که یا پیوندک خیلی بزرگتر از پایه باشه و یا زمانی که سطح مقطع پیوندک کم باشه و ارتفاعش زیاد.


 

اگر پیوندک از جای خودش حرکت کرد ، چنانچه تونستیم با استفاده از پنس (در حالیکه هنوز کشها روی پیوند هست) اون رو قدری بلند میکنیم و از قرار داشتن آوندها بر روی هم اطمینان حاصل میکنیم. اگر نشد ، باید کشها رو دربیاریم و پس از قرار دادن صحیح پیوندک ، مجددا" کشها رو بندازیم

 

خوب ؛ کار تمام شد و کاکتوس پیوندی شما آماده است. اون رو در گلخانه و یا جای دیگری قرار میدین که اولا" نور خوبی داشته باشه و ثانیا" دمای اون از 20-15 درجه پایین تر نیاد.


 

به کاکتوس پایه میتونیم در بازه های زمانی مربوطه (بین 5 تا 7 روز یکبار) آب بدیم البته به شرطی که خاکش در بین دو آبیاری کاملا" خشک شده باشه اما باید دقت کنیم که حداقل تا دو هفته روی پیوندک نباید آب ریخته بشه. انشاءالله با رعایت این نکات ساده پیوند خواهد گرفت و به تدریج رشدش رو شروع میکنه. فصل بهار بهترین زمان برای پیوند کاکتوس است.

 

از همین کاکتوس مادری که امروز استفاده کردم در روز 20 اسفند 95 هم یه پیوندک گرفتم و پیوند زدم.

 

 

حالا این بچه در کنار مادرش در حال رشد است و تا یکی دو ماه دیگه خودش بچه میاره و کاکتوس مادری رو تبدیل به کاکتوس مادربزرگی خواهد کرد!!!

 

رسیدیم به آخر ماجرا. این توضیحات برداشت خودم از پیوند زدن بود. اگه جائیش عیب و ایراد داره به بزرگواری خودتون ببخشید و در صورت امکان راهنمائیم کنید. ممنون میشم.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

دیروز با اینکه روز عید و شادمانی بود اما در برنامه کاریم دو جلسه (یکی صبح اول وقت و دیگری دم غروب) وجود داشت که میدونستم هر دو چالشی است و برای همین به شوخی به یکی از دوستان همکار گفتم امروز رو با چالش شروع میکنم و با چالش به آخر میرسونم ؛ خدا بخیر کنه.

جلسه ی اول همونطوری بود که حدس میزدم. سعی کردم در حد توانم جلسه رو به سمتی پیش ببرم که چالشهای اون به حدقل برسه. در بخشی از این جلسه توسط یکی از حاضرین حرفهایی زده شد که توهین مستقیم و غیرمستقیم به بنده و دیگر حاضران بود. صبر کردم و شنیدم. در پایان صحبتهای ایشون گفتم که میخوام نیمه ی خالی لیوان حرفهاشون رو کنار بزنم و روی نیمه ی پر اون تمرکز کنم. شاید خیلیها که با روحیات بنده آشنا هستند انتظار یه واکنش تند رو از سوی من داشتند. به واقع اگر اراده ی اینکار رو داشتم میتونستم بسیار شدیدتر از اون چیزی که میتونستند تصور بکنند عمل میکردم اما به چند دلیل مصمم شدم بردبار باشم و توهینها رو کاملا" فراموش کرده و نادیده بگیرم. بشخصه از نتیجه ی جلسه راضی هستم. مقدار زیادی شفاف سازی شد و در عین حال باز هم فرصتهایی پدید اومد تا اگه اشتباهاتی در تصمیم گیریها و یا برداشتها وجود داشته (که البته هر دو جای بحث و بررسی داره) جبران مافات بشه ولی در عین حال میدونم که این آخرین فرصت است.

اواسط این جلسه پیامکی دریافت کردم که شگفت زده ام کرد: سلام خدمت آقای مهرانی. جمشید ارشدی هستم. امروز فرصت دارید خدمت برسم؟....با تعجب و حیرت پاسخ دادم: وای خدای من ، جمشید ارشدی؟! اصفهان؟! سلام سلام هزارن سلام جمشید جان ، بسیار خوشحال میشم بعد از سالها دوباره ببینمت....

سال 1374 وقتی با حمایتهای شهرداری اصفهان و مشورتهای استاد ارجمند جناب آقای دکتر کیاست پور مرکز آموزش نجوم ادیب رو پایه گذاری کردم به دنبال افرادی میگشتم که بتونند اداره ی مرکز رو بر عهده بگیرند. این جستجو بنده رو به تعدادی از دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه اصفهان رسوند که بیشتر اونها از دانشجویان آقای دکتر کیاست پور بودند. یکی از اون دانشجویان ، آقای جمشید ارشدی بود.

جمشید جزو پایه گذاران اصلی مرکز آموزش نجوم ادیب بود و همراه با دوستانی دیگری مثل رضا منجمی ، علیرضا رفیعی ، احمدرضا کریمی ، مختاربند و .... بیشترین نقش رو در رونق مرکز و پربار شدن برنامه ی اون داشتند. در طول سالهای حضور جمشید در مرکز خاطرات بسیار زیادی از این فعالیتها شکل گرفت و در ذهنم جاودانه شد.

اوایل دهه 80 بود که جمشید برای ادامه تحصیل به استرالیا رفت و دیگه از اون به بعد ایشون رو ندیدم. با اینکه دوست داشتم ارتباط مستمری با دوستانم که در خارج هستند داشته باشم اما مشکلاتی که در روابط سیاسی ایران و دیگر کشورها بروز کرده بود باعث شد که تماس یا مکاتبه مستقیم انجام ندم چرا که نگران بودم مشکلاتی در این رابطه برای دوستانم پیش بیاد.

حال بعد از حدود 14-13 سال فرصت تجدید دیدار فراهم شده بود. حدود 45 دقیقه با هم گفتگو کردیم. این دیدار و گفتگو برام بسیار خوشایند و انرژی آفرین بود. خدا رو شکر که طی چند ماه گذشته علی فروغی و علیرضا رفیعی و جمشید ارشدی رو دوباره دیدم و از خانم قاضی مرادی هم اخبار خوبی دریافت کردم (بویژه اینکه به سلامتی مادر شدند).

جلسه ی آخر وقت به نظرم بخوبی برگزار شد. خوشبختانه تنشی در کار نبود و البته انتظاری هم جز این نمیرفت چرا که اون جمع ، جمع مسئولین و مدیران ارشد شهرداری بود. دلایل برخی تصمیم گیریهای مالی رو به همراه نقطه نظرات خودم بیان کردم و از تصمیمات دیگری که باید بزودی بگیریم خبر دادم. دیگر مدیران حاضر در جلسه هم نظرات خودشون رو گفتند و جناب شهردار هم در نهایت جمع بندی کردند. به نظرم همه چیز خوب پیش رفت ؛ خدا رو شکر

غروب به خونه برگشتم. بلافاصله لباس کار تنم کردم و رفتم توی گلخونه. باید خستگی کار اداری رو از تنم خارج میکردم. روز شنبه تعدادی پیوندک گرفته بودم که باید اونها رو در گلدان قرار میدادم تا روند ریشه دار شدنشون آغاز بشه. این کاری زمانبر و دقیق است و نیازمند صبر و حوصله. قبلا" فکر میکردم فقط ماهیگیری است که بدلیل انتظاری که ماهیگیر برای صید ماهی باید بکشه ، آرامش بخش است اما الان مطمئن شدم رسیدگی به کاکتوس هم به همون اندازه ایجاد آرامش روحی میکنه و رفع خستگی.

اما چند نکته که با توجه به جلسه صبحم میخوام روی اونها تاکید کنم:

در دوستی باید اعتدال رو رعایت کرد. هر روش و کار افراطی (چه مثبت و چه منفی) بسیار زود جای خودش رو به تفریط خواهد داد. افراط و تفریط خودش مشکلات دیگری رو پدید میاره که مثل دومینو فرآیندهای مخرب آتی رو رقم میزنند. اگر از اول با اعتدال رفتار کنیم به احتمال بسیاز زیاد مشکلی در دوستیها نخواهیم داشت.

چند روز قبل در یه اعلام نظر از همون کسی که در جلسه دیروز به بنده توهین مستقیم و غیر مستقیم میکرد حمایت کرده و گفته بودم فکر و کارش میتونه برای اداره مفید باشه. وقتی دیروز داشت توهین میکرد ، اصلا و ابدا از بابت حمایتی که ازش کرده بودم پشیمون نبودم. وقتی کاری رو میخوایم انجام بدیم باید بگونه ای عمل کنیم که فردا از اعمالمون پشیمون نشیم. نمیشه آدم با یه غوره سردیش کنه و با یه غوره گرمیش. دوستیها و رفاقتها در بستر زمان شکل میگیره. نباید و نمیشه چیزی رو که سالها براش وقت گذاشته شده به اندک ناملایماتی از دست داد و کنار گذاشت مگر اینکه ، بنای دوستی از اول درست پایه گذاری نشده باشه و شکل گیریش بر اساس همون افراط و تفریطها باشه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

السلام علیک یا اباعبدالله

اعیاد شعبانیه بویژه سالروز میلاد فخر عالم امکان حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه السلام ، سر سلسله ی عارفان اهل وفا حضرت باب الحوائج ابوفاضل اباالفضل العباس علیه السلام و سید الذاکرین و العابدین حضرت علی ابن الحسین علیه السلام بر تمامی دوستداران و ارادتمندان و شیعیان آن بزرگواران خجسته باد.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٦

امروز با دوستانم قرار گذاشتم که جایی بریم اما بخاطر رگبار شدید بهاری وعده رو کنسل کردم. این دومین بار است که طی چند روز اخیر این وضعیت پیش میاد. یکی از دوستان خوش ذوق برام نوشت که: هر چی میتونید از این برنامه ها هماهنگ کنید. بحمدالله مشکل کم آبی داره برطرف میشه!!

 

بعد از ظهر برای خرید چند کاکتوس پایه نقره ای خدمت یکی از دوستان گرامی رسیدم. هر بار که به دیدن ایشون رفتم مورد لطف و محبت قرار گرفتم. امروز یکی از گلهایی رو که خیلی دوست دارم و خودم اون رو از طریق کاشت بذر پرورش میدم خدمت ایشون تقدیم کردم ؛ گل زیبای کالندرینیا که بتازگی اسمش رو در فهرست ساکولنتها دیدم.

 

امروز درسهای متعددی در مورد آبیاری و تکثیر و قلمه زدن و پیوند زدن کاکتوس یاد گرفتم و چند کاکتوس و پیوندک دریافت کردم. با اومدن به خونه دوباره دست بکار شدم و نرم نرمک 20 پیوند کاکتوس زدم. اگه فرصت بشه فردا غروب یه گزارش تصویری از نحوه کارم در پیوند زدن کاکتوس آماده میکنم و در این کلبه درویشی قرار میدم. کار جالب و لذتبخشی است.

 

تصمیم دارم در مورد نگهداری کاکتوس مطالب بیشتری رو اینجا قرار بدم. استان اصفهان با مشکل کم آبی و خشکسالی مواجه است و به نظر میرسه شرایط هر سال داره بدتر از سال قبل میشه. در این شرایط برای کسانی که علاقمند به نگهداری گل و گیاه هستند ، نگهداری کاکتوس بدلیل اینکه روشهای ساده تری داره ، آبیاری بسیار کمتری میخواد و تنوع بسیار زیادی داره ، میتونه جذاب و اقتصادی باشه و ضمنا" در مصرف آب هم خیلی خیلی صرفه جویی میشه.

 

این عکس گیاهی است از خانواده ساکولنتها. ساکولنتها تیره ای از گیاهان هستند که دارای برگها ، ساقه و ریشه گوشتی بوده و به همین دلیل قادر به ذخیره کردن آب در این بافتها و تحمل کم آبی میباشند. بر اساس این تعریف کاکتوسها رو هم میشه ساکولنت نامید با این تفاوت که هر کاکتوسی قطعا" ساکولنت است اما هر ساکولنتی الزاما" کاکتوس نیست (خیلی فلسفی شد!!چشمک). برای سهولت کار بهتره مثل همه این دو وازه رو با هم مخلوط نکنیم و بگیم ساکولنتها عموما" دارای برگهای گوشتی بوده و بجز چند مورد استثناء ، فاقد تیغ و خار (از نوعی که در کاکتوسها دیده میشه) هستند.

 

این عکس یه ساکولنت بسیار زیبا است که چند سال پیش و وقتی که فقط 3-2 سانتی متر قطر داشت خریدمش و الان ماشاءالله مردی (و یا خانومی) شده برای خودش! لبخند نام این ساکولنت Sempervivum calcareum است. خودتون رو زیاد برای حفظ این نام اذیت نکنید. توی ایران به این ساکولنت خیلی راحت میگن " لب ماتیکی" و یا "لب قرمز"!! نیشخند بسیار زیبا است و از طریق پاجوشها قابل تکثیر است.

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٦

مامیلاریا یکی از گونه های کاکتوس است که دارای تنوع بسیار زیادی بوده بگونه ای که در برخی منابع تعداد وارتیه های آن را تا 2000 هم ذکر کرده اند. حسن این گیاه که همانند سایر کاکتوسها دارای تیغهای متعدد (که در واریته های مختلف دارای رنگ ، تراکم ، شکل و نحوه استقرار گوناگونی هستند) است در اینه که اگه به خوبی ازش مراقبت بشه خیلی زود به گل میشینه و بخاطر تنوع بسیار زیاد گونه های مامیلاریا ، تنوع گلهای زیادی رو از این مدل کاکتوس شاهد هستیم.

 

عموما" گلهای مامیلاریا کوچک بوده و در بالای ساقه گیاه پدیدار میشه اما استثنائاتی هم هست. برای من که در کار نگهداری کاکتوس تازه کارم خیلی سخت و دشوار است که بتونم تفاوت برخی گونه های مامیلاریا رو تشخیص بدم و بگم این کدوم واریته است (از بس بعضی از اینها به هم شبیه هستند و ممکنه فقط اندک تفاوتی در اندازه و یا رنگ تیغها و یا فرم کلی گیاه داشته باشند).

 

این عکس یکی از کاکتوسهای مامیلاریای کوچک در گلخونه ی ما است که به تازگی به گل نشسته:


با توجه به بررسیهایی که کردم این باید Mammillaria Grusonii باشه ؛ البته شباهتهایی به Mammllaria Mammillaris هم داره!! هر چی که هست خیلی قشنگه.

 

 

دو عکس بالا هم یه مدل دیگه از مامیلاریا است که به راحتی ازش تکثیر کردم و اسمش رو دقیقا" میدونم: Mammillaria Elongata

 

و این هم یه مدل دیگه که تازه گرفتم و هنوزش اسمش رو نمیدونم.

 

میبینید که شکل خود گیاه و خارهای اون چقدر میتونه متفاوت باشه. نگهداری از این گیاه در صورتی که نور کافی بهش برسه خیلی راحت است. البته به قول یکی از گلخونه دارها ، از نور پشت پنجره خیری به این گیاه نمیرسه!چشمک

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٦

اولین مناظره زنده کاندیداهای ریاست جمهوری در حالی به پایان رسید که به نظرم این مناظره دو برنده ی بزرگ و دو بازنده ی بزرگ داشت:


آقایان میرسلیم و جهانگیری بعنوان برنده اولین مناظره

آقایان قالیباف و روحانی به عنوان بازنده اولین مناظره

 

منطقی ترین و متین ترین گفته ها متعلق به آقای میر سلیم بود که به نظرم تاثیرگذاری خوبی روی مخاطب داشت. جهانگیری هم در دفاع از دولت و موضع گرفتن در مقابل کسانی که مسول بخشی از مشکلات امروز کشور هستند اما الان در جایگاه طلبکار نشستند ، سنگ تمام گذاشت. البته حضور ایشون در کنار آقای روحانی برای دفاع از عملکرد دولت چیز عجیب و غیر قابل تصوری نیست ؛ همونطور که جمنا بجای یک کاندیدا اعلام کرده که آقایان رئیسی و قالیباف هر دو کاندیدای این گرایش سیاسی هستند (معمولا" در کشورهای دیگه هر جناح سیاسی یه کاندیدا بیشتر معرفی نمیکنه).


در مقابل عملکرد آقای قالیباف اولا" بسیار ضعیف بود و الگو برداری غیر منطقی و ناشیانه از جنبش 1% و 99% امریکا (با تاکیر مکرر روی 4% و 96%) و ثانیا" آدم رو یاد احمدی نژاد انداخت که پرونده رو میز مناظره میاورد.نیشخند حیف که نمیشه بعضی حرفها رو اینجا نوشت و گفت که در زیرمجموعه آقای قالیباف در شهرداری تهران چی میگذره. واگذای تعدادی املاک به ثمن بخس به تعدادی از افراد وابسته فعلا" تنها خبری است که از شهرداری تهران در اخبار منتشر شده و قوه قضائیه در حال رسیدگی است. اگر رویدادهای شهرداری تهران تماما" بررسی بشه معلوم میشه چه کسانی جزو اون 4% هستند. آقای قالیباف مثل اینکه حواسش نیست که وقتی روی 4% تاکید میکنه معناش اینه که زالوصفتان اقتصادی در ایران 4 برابر امریکا هستند (به نسبت جمعیت). این تبلیغ بر علیه نظام نیست؟


آقای روحانی هم بسیار منفعلانه عمل کرد و بجز بار کردن چند متلک به قالیباف ، مطلب مهمی در صحبتهاش نداشت.


به هر حال باید منتظر شد و دید تا قبل از 29 اردیبهشت چه کسانی در عرصه رقابت باقی خواهند موند. به نظر میرسه از بین آقایان قالیباف و رئیسی یک نفر و از بین آقایان جهانگیری و روحانی هم یک نفر به نفع دیگری کنار خواهند رفت. باید صبر کرد و دید چه رخ خواهد داد.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٦

با اینکه در اوقات فراغت دارم سر خودم رو با کارهایی مثل رسیدگی به گل و گیاه گرم کرده و سعی میکنم فعال و پر انرژی باقی بمونم اما واقعیت اینه که این روزها بد جوری احساس کسالت و یکنواختی در برنامه های کاریم دارم و بعضی وقتا دچار روزمره گی میشم.

 

شرایط اقتصادی کشور و رکود حاکم بر بخش ساختمان ، درآمد شهرداریها رو تحت تاثیر قرار داده. روزهای آبسالی درآمد نقدی سپری شده و حال دیگه درآمد بسختی بدست میاد. البته وضع درآمدهای غیر نقدی شهرداری متفاوت است و در این بخش منابع بسیار خوبی رو جذب کردیم اما در این شرایط رکود ، تبدیل این منابع غیر نقدی به پول نقد و یا استفاده از اونها در برنامه های توسعه شهری کاری نسبتا" سخت و زمانبر است.

 

این دوران چه کوتاه مدت باشه و چه بلند مدت ، سیاستهای اجرایی خاص خودش رو میطلبه و نمیتونیم و نمیشه با همون دست فرمون دوران آبسالی ، دوران خشکسالی رو طی کنیم. نوع تعامل و همکاری بین بخشی در شهرداری باید تغییر بکنه و تمرکز در تصمیم گیریهای مالی باید جانشین وضعیت جاری بشه. درمان برخی دردها و مشکلات بخشی که مدیریتش در حیطه اختیارات و وظایف خودم هست کاملا" روشن و مشخصه اما بدلایل مختلف این راهکارها بدلیل برخی مصلحت اندیشیها به اجراء در نمیاد و به آینده موکول میشه ؛ آینده ای که دیگه ممکنه فرصتی رو در اختیار ما نگذاره و یا اینکه شرایط اونقدر پیچیده و حاد بشه که راهکارهای امروز پاسخگوی حل مشکلات جمع شده ی فردا نباشه. قرار گرفتن در این شرایط اذیتم میکنه و انرژی منفی و کسالت برام به همراه داره.

 

در اواخر سال گذشته پیشنهاد شد برای حل مشکلات یه موسسه اقتصادی وارد تیم مدیریتی اون موسسه بشم. ابتدا نمیخواستم قبول کنم چرا که خبر داشتم اوضاع و احوال مالی اونجا مناسب نیست ولی بعد متقاعد شدم که کنار رفتن از این میدان ثمری جز ایجاد مشکلات بیشتر نداره. پذیرفتم و وارد شدم. در این مدت با همکاری بقیه دوستانی که در اون موسسه حضور دارند تلاش کردیم تا اوضاع رو سر و سامانی بدیم اما هر مشکلی رو که حل میکنیم میبینیم باز یه مشکل دیگه که تا بحال نادیده بوده خودش رو نشون میده و یا کشف میشه! خدا عاقبتمون رو با اینکار بخیر کنه. ناامید نیستم و باز هم تلاش خواهم کرد تا با تمام قوا بر این مشکلات غلبه کنیم اما به واقع کار سختی رو پذیرفتم. ولی خوب ؛ از یه جهت هم راضی هستم چرا که پرداختن به این کارهای سخت رو به نشستن پشت میز و امضاء کردن های معمولی و راحت ترجیح میدم.

 

در بحث ورزش و فعالیتهای جسمی مدتی است بخاطر تعطیلات و بیماری همسرم نتونستم به کوهنوردی بپردازم. هر چند که کلی مشغولیت دیگه دارم اما کوه یه چیز دیگه است و بسیار آرامش بخش. در طول حدود 45 روز گذشته فقط یکبار به کوه رفتم و این یعنی هیچ.....

 

فردا ، شب اول ماه شعبان است و غروب پنج شنبه باید به استقبال هلال این ماه شریف و پر برکت بریم. دیدن هلال ماه از جمله برنامه های بسیار ویژه ای است که برام دنیا دنیا انرژی و آرامش و امید به همراه میاره. انشاءالله که فردا شرایط جوی مناسب باشه و چشمم به جمال این یار دیرین منور بشه.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٦

آقای کروبی در تبلیغات انتخاباتی سال 1384 گفته بود اگر رئیس جمهور بشه به هر ایرانی ماهانه  500 هزار ریال پرداخت میکنه و در عوض تمام سوبسیدها رو حذف خواهد کرد. آقای احمدی نژاد که در اون سال برای اولین بار کاندید ریاست جمهوری شده بود در واکنش به این اظهارت و در گفتگوی تبلیغاتی که از صدا و سیما پخش شد گفت که (نقل به مضمون) شأن ملت ایران رو چرا پایین میارین؟! این بی احترامی به مردم است و خرید رأی محسوب میشه.

حدود 4 سال بعد در بهار 1388 و قبل از آغاز رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری ظاهرا" در روستاهای کشور مبلغ 800 هزار ریال به عنوان هدیه ی رئیس جمهوری پرداخت شد. بستگان و دوستان بنده که در یکی از روستاهای استان هستند این وجه که با واسطه پرداخت شد رو دریافت کرده بودند.

حدود 2 سال بعد در سال 1390 (اگه اشتباه نکنم) طرح هدفمندی یارانه های در دولت دهم کلید خورد و به هر ایرانی ماهانه 455 هزار ریال نقدا" پرداخت شد در حالیکه سال 1384 آقای کروبی گفته بود 500 هزار ریال پرداخت میکنه و همه از جمله آقای احمدی نژاد اینکار رو مسخره کرده بودند.

زمانی که زمزمه کاندید شدن آقای بقایی مطرح بود اخباری منتشر شد که ایشون گفتند مبلغ یارانه رو به 2500 هزار ریال به ازای هر نفر افزایش خواهند داد. الان هم یکی از کاندیداها همین صحبت رو به لحن و با مضمونی دیگه گفته و بیان داشته که به هر نفر بیکاری که ثبت نام کرده باشه ماهانه 2500 هزار ریال پرداخت خواهد کرد. یکی دیگه از کاندیداها هم سخنانی با همین موضوع داشتند و از لزوم افزایش دریافت نقدی یارانه دهکهای پایین جامعه صحبت کردند.

راستش میخواستم در این باره نقد بنویسم اما گفتم شاید نقدم خیلی تند و تیز بشه. اخبار رو که خوندم دیدم ریاست محترم مجلس شورای اسلامی اخیرا" همون حرفی رو زدند که درد دل ما بود. سایتهای خبری امروز نوشتند که :

رئیس مجلس شورای اسلامی، در سخنانی با انتقاد از وعده برخی نامزد‌های انتخاباتی برای توزیع پول در میان مردم گفت: «اگر شخصی بگوید که منابع انرژی کشور تبدیل به کارخانه شود، آن زمان می‌توان گفت که یک سیاستمدار صادق این حرف‌ها را بیان کرده ‌است. اما اگر کسی گفت که فلان مقدار پول خرج می‌کنم، برای فریبکاری چنین موضوعاتی را مطرح کرده‌ است.» لاریجانی افزود: «یک سیاستمدار صادق، به مردم مشکلات و منابع را اعلام می‌کند.» رئیس مجلس با تاکید بر اینکه «کرامت مردم، بالاتر از پول دستی گرفتن» است، افزود: «مردم صدقه نمی‌خواهند، بلکه زمینه برای تولید می‌خواهند».

بابا ؛ به پیر به پیامبر قسم مردم ایران صدقه بگیر نیستند و نباید کسی چنین نگاهی به اونها داشته باشه. آخه وقتی تمامی تصمیمات مالی که دولت میخواد بگیره باید بیاد در قالب بودجه در مجلس بررسی و تصویب بشه و تا چنین کاری اتفاق نیفته نمیشه ریالی رو خرج کرد ، شما با چه مبنا و  جرأتی عدد و رقم قطعی به مردم اعلام میکنید؟ چرا مردم رو اونقدر ساده و بدون تحلیل تصور میکنید که با دادن عدد و رقمهایی آنچنانی سعی در جذب آرای اونها دارین؟

مردم و جوانان اگه کار و اشتغال داشته باشند ، اگر توزیع ثروت و امکانات در نقاط مختلف کشور یکسان باشه هرگز و هرگز و هرگز نمیخوان کسی پول نقد یا مفت کف دستشون بذاره. با همین نرخ ماهانه 455 هزار ریال به ازای هر نفر الان هر ماه حدود 3200 میلیارد تومن پول بجای اینکه در اختیار تولید و اشتغال زایی قرار بگیره بین مردم پخش میشه که عملا" کارایی خاصی برای مردم نداره اما تولید کننده ای که با محدودیت منابع مواجه شده رو به سمت بانکهایی فرستاده که بعضا" با نرخهای بیش از 30% تسهیلات مالی پرداخت میکنند. مردم رو دلخوش به یارانه نقدی ماهانه کردند اما تقریبا" همه میدونند این روش باعث و بانی اصلی تعطیلی بسیاری از واحدهای تولیدی شد که کمبود منابع مالی دارند و نمیتونند از تسهیلات گران قیمت بانکها استفاده کنند و این یعنی افزایش موج بیکاری....

وقتی هم یکی میخواد به اینکار سر و سامان بده یه آقایی ایام نوروز میره خوزستان و سخنرانی عوامفریبانه میکنه و میگه وقتی همه ی مردم از اینکار راضی هستن شما چه کاره اید که با اینکار مخالفید! (نقل به مضمون)

به کاندیداهای محترم عرض میکنم که هر چی میخواین در مورد ما مردم تصور بکنید اما فکر نکنید که ما نمیفهمیم ؛ همین

خدائی بیایید صادقانه از برنامه های خودتون برای توسعه اقتصاد ملی درون زا و بالا بردن سطح درآمدی و معیشت مردم ، توسعه ی فرهنگی و اجتماعی جامعه ، حذف باند و باند بازی و ثروت اندوزی ، افزایش سطح تعاملات بین المللی با حفظ عزت و احترام و سربلندی ملت و کشور ، و افزایش امید و نشاط در سطح جامعه حرف بزنید. اینجوری مردم بهتر شما رو درک و باور خواهند کرد. اگر غیر از این باشه مطمئن باشید در انتخابات نتیجه ای معکوس خواهید گرفت.




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٦

سحرگاه امروز آماده شدم تا برای رصد آخرین هلال صبحگاهی رجب 1438 اقدام کنم. دیدن این هلال با ابزار به راحتی مقدور و برای رویت با چشم غیر مسلح هم نیازمند آب و هوای مناسب بود چرا که اختلاف ارتفاع ماه و خورشید کم بود (البته اختلاف سمت ماه و خورشید خیلی زیاد بود و ترکیب این دو یعنی زیاد بودن جدائی زاویه ای ماه و خورشید و نتیجه ی زیاد بودن جدائی زاویه ای ، دارا بودن ضخامت و فاز زیاد است).

 

ساعت 05:15 بامداد به همراه همسرم عازم کوه صه شدیم. ابتدا تصور میکردیم آسمون صاف است ولی وقتی نزدیک مزار شهدای گمنام شدیم ابرهای متراکمی رو در افق شرقی دیدم که به معنای عدم رویت هلال بود. بعد از زیارت مزار شهداء گرانقدر همیشه آشنا ، در رصدگاه مستقر شدیم. زمان محاسباتی طلوع ماه در حدود ساعت 05:44 بود.

 

ایزار رو آماده کردم تا اگر شانسی برای رصد داشتیم ، غافلگیر نشیم. با توجه به شرایط ابرها و اینکه بالای ابرها هم لایه های رقیقتر ابر و غبار دیده میشد پیش بینی کردم باید تا حدود ساعت 06:10 منتظر باشیم ؛ شاید هلال رو بشه اون بالای ابرها دید (هر چند که ارتفاع گرفتن هلال به معنای نزدیک شدن خورشید به افق و روشنتر شدن آسمان بود).

 

سمت جغرافیایی محل هلال رو دقیقا" میدونستم (چون یه شاخص خیلی خوب در افق شرقی این رصدگاه برای پیدا کردن محل هلال دارم). از ساعت 06:05 به بعد روی ابرها رو در محل طلوع ظاهری هلال از پشت ابرها نگاه میکردم. در ساعت 06:07 هلال رو به محض خروج از ابر مشاهده کردم. دقایقی بعد همسرم هم تونست هلال رو ببینه. این رویت رو تا ساعت 06:30 (که برای آخرین بار با دوربین دوچشمی 7 در 35 هلال رو دیدم) ادامه دادیم. در این زمان با اینکه خورشید طلوع کرده بود اما هلال خیلی راحت دیده میشد ولی لحظاتی بعد دوباره به زیر ابر رفته و دیگه نمیشد تعقیبش کرد. عکسهای زیادی از هلال گرفتم که یکی از اونها رو که قدری پردازش شده میتونید در مجموعه عکسهای رصد ملاحظه نمایید. تلاش برای رویت هلال با چشم غیر مسلح نتیجه ای در بر نداشت.

 

همزمان با تعقیب هلال ، عکاسی از طلوع خورشید رو هم انجام دادم. در آخرین عکسم ، تصویر ابرهای سیروسی رو ثبت کردم.

 

مختصات هلال در زمان اولین رویت با دوربین دوچشمی 15 در 80 (مختصات مکان مرکزی – بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

زمان: ساعت 06:07

ارتفاع ماه: 3.812 درجه

ارتفاع خورشید: 4.002 درجه زیر افق

 

مختصات هلال در زمان آخرین رویت با دوربین دوچشمی 7 در 35 (مختصات مکان مرکزی – بدون در نظر گرفتن اثر شکست نور در جو)

رصدگر: علیرضا بوژمهرانی

زمان: ساعت 06:30

ارتفاع ماه: 8.531 درجه

ارتفاع خورشید: 0.636 درجه

جدائی زاویه ای ماه و خورشید: 19.712 درجه

اختلاف سمت ماه و خورشید: 18.135 درجه

ضخامت بخش میانی هلال: 0.96 دقیقه قوسی

فاز ماه: 3.07 درصد نسبت به قرص کامل ماه

فاصله زمین تا ماه: 365161.94 کیلومتر

فاصله زمانی بین طلوع ماه تا طلوع خورشید: 38 دقیقه و 26 ثانیه

سن ماه: 34 ساعت و 16 دقیقه مانده تا مقارنه

 

عکسها

 

 

 

 

 




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٦

تا شنبه ی هفته ی پیش عرض سلام اول هفته رو برای حدود 500 نفر از طریق تلگرام میفرستادم ولی این هفته این تعداد به حدود 240 نفر رسید و هفته ی آینده باز هم تعداد دیگری کاهش خواهند یافت.

یه نکته ای که هست اینه که من در طول مدتی که اینکار رو شروع کردم ، انتظار دریافت پاسخ متقابل رو نداشته و ندارم. اگر کسی برام پاسخی فرستاد که خوب طبیعتا" ممنون دارش هستم و شادمان میشم اما اگر کسی فقط خوند و گذشت و یا حتی اصلا" نخوند ، ذره ای احساس منفی در وجودم ایجاد نمیشه چرا که اینکار رو بخاطر داد و ستد انجام نمیدادم. این پیام عرض سلام و ادبی بود که تمایل داشتم برای گروهی بفرستم. من توی زندگیم با هیچ کسی تعارف ندارم و به صراحت لهجه و اینکه هر چی توی قلبم میگذره سر زبانم هست معروفم. این پیام به واقع پیام مهر و دوستی است ؛ هم به خودم و هم به دیگرانی که با من در ارتباط هستند.

تکرار یه موضوع ممکنه باعث کم رنگ شدن اون بشه. اما در بحث مهر و دوستی ، تکرار نه تنها کسالت آور نیست بلکه سازنده هم هست ؛ اونم خیلی.

از بین حدود 270 نفری که در این هفته عرض سلامم رو دریافت نکردند ، حدود 10 نفر یا بدون دریافت این سلام ، علیک سلام گفتند و یا گفتند که منتظر بودند (دنیا دنیا سپاس). حدود 150-100 نفر هم هر هفته با پاسخهای گرم و صمیمانه و سرشار از لطف و معنا ، انرژی بسیار زیادی در اول هفته برام ایجاد میکنند (باز هم دنیا دنیا سپاس).




نویسنده: علیرضا بوژمهرانی - جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٦

خبر عدم احراز  صلاحیت کسی که قدرت چشمش رو کور کرده بود و فکر میکرد آسمون خدا سوراخ شده و ایشون افتاده پایین که جهان رو متحول کنه ، خبر بسیار خوشحال کننده ای بود که در این آخرین دقایق فروردین ماه 96 دریافت کردم...... با اینکه اصلا" و ابدا" کینه ای نیستم اما نمیتونم از گفتن این جمله صرف نظر کنم که: آخیش ، دلم خنک شد. این نتیجه ی رفتار ناجوانمردانه ، بغض آلود و غیر انسانی بود که با مرحوم هاشمی رفسنجانی داشتی و قدر حمایتهایی که از تو شد رو ندونستی و به نصایحی که گفته شد بی توجهی کردی.

 

اما از یه طرفم دوست داشتم بیاد توی عرصه تا این مردم باشند که کنارش بذارند و نه شورای نگهبان. اینجوری هنوز میتونه مظلوم نمایی و عوام فریبی کنه (کاری که در اون استاد است).

 

به نظرم میرسه نتیجه ای که شورای نگهبان اعلام کرده خوب باشه و سلایق مختلف سیاسی – اجرایی در کاندیدهای باقی مونده وجود داره که میتونند نمایندگی انتظارات لایه های مختلف جامعه باشند. خدا رو شکر 




آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ