ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش

آتش طور کجا ، موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته ها هست بسی ، محرم اسرار کجاست

باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش

کاین دل غمزده ، سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله ی مشکین کو

دل ما گوشه گرفت ، ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

عیش ، بی یار مهیا نشود ، یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما ، گل بی خار کجاست

 

بنام حضرت دوست

خوب ؛ بالاخره برا خودمون صاحب خونه شدیم. اشکالی هم نداره که این خونه ، یه خونه ی مجازی باشه. همینقدر که پیش خودم دلخوشم که صاحب خونه هستم ، کلی ذوق داره!

اینجا یه کلبه درویشیه که بنا دارم یادداشتها و نظراتم رو هر از چند گاهی در اون درج کنم. موضوعاتی هم که بهش میپردازم از همه دست هست ، خصوصی و عمومی ، از شیر مرغ تا جوون آدمیزاد. تا حالا ؛ خیلیها شخصیت رسمی من رو دیدند  ؛ اما در اینجا میخوام خیلی راحت و خودمونی باشم.

محیط اینجا مجازیه ، ولی توی همین محیط مجازی هم میخوام میزبان دوستان و رفقام باشم. قدم همشون روی جفت چشمام

علیرضا مهرانی