دیروز برای اولین بار ، دو مرتبه به بالای کوه صفه رفتم و باعث شدم عضلات پام حسابی خسته بشه.


در طی این چند سال که کوهنوردی رو شروع کردم ، در هر برنامه از یه مسیر به قله ی کوه صفه میرفتم و برمیگشتم. دیروز جناب امانی حال همه رو جا آورد ؛ اساسی!

سرعت حرکتمون که زیاد بود ( نزدیک به دویدن!). برای گرم شدن از مسیر انجیر کوتاه به آبشار رفتیم. بلافاصله از قاراپت صعود کردیم و مستقیم رفتیم بالا تا به شاه دژ رسیدیم. از شاده دژ بدو بدو برگشتیم پایین؛ کنار آبشار.

وارد مسیر یا علی شدیم و خیلی سریع صعود کردیم و رفتیم تخت سیاووش. من چون مهمون داشتم ، از تخت سیاووش راه ماری 2 رو در پیش گرفتم و به قله صعود کردم. جناب امانی با چند نفر دیگه از دوستان تازه سرحال شده بودند و رفتند مسیر تخت آموزش. روی قله توقف نداشتم و در حالی که باد شدیدی میوزید برگشتم پایین و اومدم خونه. فشار زیادی به ماهیچه هام وارد شده بود و قدرتم تحلیل رفت. باید یه بار دیگه نگاهی به شناسنامه ام بندازم تا یادم بمونه که این کارا مال جوانان است و نه من پیرمرد!!

 

در محیط کارم با پرونده ای روبرو شدم که حالم رو خیلی گرفت. راستی راستی آبروی آدم چقدر ارزش داره؟ آدم چه قیمتی میتونه برا آبروی خودش بذاره؟ به نظر من ، اگر بنا باشه در ازای انجام کاری ، آبروی آدم پیش عام و خاص بره ، دنیا دنیا مادیات هم ار در مقابلش بدهند ، نمیتونه جبران آبروی از دست رفته رو بکنه. فکر میکنم در حدیث باشه که آبروی مومن مثل جان اوست. اگر آبروی کسی ریخته بشه مثل اینکه او رو کشته باشیم. حالا اگر کسی با دست خودش باعث از بین رفتن آبروش بشه....... حالم حسابی گرفته است