بامداد دیروز به همراه جمعی از دوستان و همنوردان بازدید مجددی از غار خاصه تراش داشتیم.


گروه 12 نفره ما ساعت 06:30 به سمت روستای خاصه تراش حرکت کرد. در محل پارک خودروها ، یه معدن سنگ راه اندازی شده بود و به همین علت جاده ی دسترسی به این محل ، تغییر کرده بود. بعد از صرف صبحانه ای مختصر ، راه افتادیم و ساعت 08:35 وارد غار شدیم. چیزی که باعث شده بعد از 5-4 بار غارنوردی در اینجا هنوز هم حرکت در این غار برام جالب باشه ، علاوه بر زیبائیهای درونی ، مسیر دسترسی به قسمتهای داخلی است که باید بصورت سینه خیز ، گربه رو ، کشون کشون و انواع حالتهای دیگه اون رو طی کرد. در آخرین تالار غار ، بوی گوگرد نسبت به دفعات قبل بیشتر شده بود اما مانعی برای تنفس نبود. حضور در محوطه ای گوگردی برای پوست مناسب بود. ساعت 11:30 از غار خارج شدیم و در هوای مطبوع بیرون غار تنفس کردیم. بعد از این 3 ساعتی که در محیط تاریک غار حضور داشتیم ، بهتر قدر هوای لطیف سرشار از اکسیژن و تابش دل انگیز خورشید رو درک میکردیم.

 

بذر گلهایی که 26 فروردین کاشته بودیم دارن یکی بعد از دیگری سبز میشن. بذرهای آهار از روز 30 فروردین و بذر گل ناز آفتابی از 1 اردیبهشت سبز شدند. هنوز خبری از گلهای جعفری نیست اما احتمالا" اونها هم تا چند روز دیگه تکلیفشون روشن میشه. جمعه ی این هفته برای استفاده از آبگرم ، به محلات سفر خواهیم کرد. انشاءالله از اونجا هم تعدادی گل و پیاز گل مریم میارم.

 

دیروز یه بار دیگه از نرم افزار Flight Simulator استفاده کردم. معمولا" موقع انجام پرواز با آلات دقیق ، هواپیمای سسنا رو انتخاب میکنم. دیشب همین روش پرواز رو با هواپیمای جت بوئینگ انجام دادم. سرعت این هواپیما جت نسبت به سسنا و حساسیتش در مقابل فرامین پروازی اونقدر متفاوت بود که به سختی تونستم هواپیما رو کنترل کنم و با یه فرود نسبتا" بد روی باند فرودگاه اصفهان بیارم پایین.

زندگی کردن ما هم مثل پرواز با همین هواپیماهای مجازی است. اگر روند رشد و تعالی ما کند باشه ( مثل حرک هواپیمای سسنا ) میتونیم کنترل بیشتری بر رفتار و کردار خودمون داشته باشیم و برای هر اشتباه و خطایی فرصت کافی برای جبران در اختیارمون هست. اما مشکل بزرگ در این روش اینه که کندی روند رشد و تعالی باعث میشه نتونیم اهداف بالاتر و دورتری رو انتخاب کنیم. عمر آدمی محدود است و اگه دوران کودکی و کهنسالی رو ازش کم کنیم خواهیم دید که زمان زیادی در اختیارمون نیست. حالا اگه توی این زمان کم ، حرکت کندی رو در پیش بگیریم ، چقدر میتونیم پیش بریم؟

اما اگه در نظر داشته باشیم به افقهای دور دست برسیم باید سرعت رشد و تکامل معنوی و مادی خودمون رو زیاد کنیم ( مثل پرواز با جت بوئینگ ). اما این مدل از حرکت ، چالش دیگری رو ایجاد میکنه و باعث میشه هر گونه خطا و اشتباهی توسط افرادی که با سرعتهایی اینچنینی عادت ندارند و خودشون رو برای چنین موقعیتهایی آماده نکردند ، تاثیراتی رو بدنبال داشته باشه که جبرانش خیلی سخت و بعضا" غیر ممکن بشه. سرعت داشتن در زندگی خیلی خوبه اما باید خودمون رو برای چنین سرعتی ، آماده کنیم.

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

 

دیشب قسمتی دیگری از سریال مختار پخش شد. مهمترین رویداد این قسمت ، کشته شدن عمر ابن سعد بدست سربازان مختار بود. زمانی که ابن سعد با یکی از سرداران مختار در حال ستیز بود ، صحنه ای از بدست گرفت حضرت علی اصغر علیه السلام توسط سید الشهداء به نمایش گذاشته شد. سر بریده ی ابن سعد به نزد مختار آورده شد. در ادامه صحنه ی کشته شدن پسر ابن سعد توسط مادرش در معرض دید قرار گرفت که البته به نظر میرسه تحریف تاریخ بود چونکه در برخی کتب تاریخی اومده که بعد از کشته شدن ابن سعد ، وقتی مختار از فرزند ابن سعد در مورد پدرش سوال میکنه ، این فرزند از پدرش دفاع میکنه و مختار دستور میده سر این پسر رو هم از تن جدا کنند.

موقع تماشای صحنه ی کشته شدن عمر ابن سعد ، یا حسین میگفتم. بلافاصله این فکر از ذهنم گذشت که انتقام گرفتن به سبک مختار ، کار درستی هست یا نه؟ در اینکه هر مجرمی باید تقاص جرمش رو بده شکی نیست اما آیا خون سید الشهداء با خون عمر ابن سعد برابری میکنه که فکر کنیم با کشته شدن فردی همچون ابن سعد ، انتقام شهدای کربلا گرفته شده؟ هرگز اینچنین نیست. تا دنیا دنیاست ، خون حسین علیه السلام در حال جوشیدن است و تاثیر گذار. در دوره ای که حال معنوی خاصی داشتم ، خوابی عجیب دیدم که بنا به فرمایش پیر و مرشدم از ذکر برخی جزئیات اون خواب معذورم اما در بخشی از خواب صدای جبرئیل امین رو شنیدم که به سیدالشهداء میگفت تاثیر خون شما تا قیام قیامت باقی خواهد بود.

وقتی به عظمت خون سید الشهداء و هدفی از حضرت از جهاد دنبال میکردند فکر میکنم ، درک مناسبتری از عمل یکی از اهل عرفان پیدا میکنم که در کربلای معلی و موقع زیارت امام حسین علیه السلام ، حضرت رو به صدیقه ی طاهره سلام الله علیه قسم میداد که مبادا در روز قیامت از قاتلین خود شفاعت کنید.....