سال گذشته مقدمات اجرای روش حسابداری تعهدی در شهرداری رو آماده کردم. جلسات توجیهی با همکارانم گذاشتم و هماهنگیهای لازم رو با مقامات و مسئولین ذیربط انجام دادم. در نهایت هم لایحه ای برای شورای شهر فرستادیم و با دریافت مصوبه ی این شورا ، خودمون رو برای آغاز کار در سال 90 آماده کردیم.


سال 90 شروع شد و ما هم بخشنامه ها و دستورالعملهای مورد نیاز رو یکی بعد از دیگری صادر و ابلاغ کردیم. همونطور که انتظار داشتم بخاطر اینکه خیلی حساب شده وارد این موضوع شدیم ، کار به نحو مطلوبی آغاز شد و کماکان هم ادامه داره. اولین گزارشهای خروجی این روش حسابداری با پایان فروردین ماه آماده میشه و بزودی در اختیار مسئولین ذیربط قرار میگیره. تنها نکته ی جالبی که در این بین بوجود اومده اینه که وقتی ما در سال گذشته مصمم بودیم که این تغییر روش رو انجام بدیم ، خیلی از واحدهای دست اندرکار ، اسمی ازشون نبود و ناچار شدیم تک و تنها این مهم رو پیش ببریم. اما حالا با آغاز کار ، یه عالمه واحدهای نظارتی و کنترلی از ما گزارش میخوان که یاالله بگین تا بحال چکار کردین؟؟!!! سوال

بازرسی بخاطر نظارت بر حسن اجرای مصوبات شورای شهر از ما گزارش کار میخواد ، معاونت خودمون هم یک کارشناس رو مامور کردند تا از ما گزارش کار بگیرن ، مدیریت درآمد بخاطر تنظیم گزارشهای خودش از ما گزارش میخواد ، روابط عمومی هم برای مباحث خودش از ما گزارش کار میخواد ، سه تا حوزه های یکی دیگه از معاونتهای شهرداری هم جداگانه از ما گزارش کار میخوان. تازه هنوز شورای شهر و سازمان شهرداریها و چند تا واحد بالادستی و نظارتی دیگه باقی مونده! توی کشورهای دیگه ، 100 نفر کار میکنند و یه نفر مراقب کار اون 100 نفر است. اما در ایران یه نفر کار میکنه و 100 نفر بر کار اون یه نفر نظارت میکنند. نیشخندچشمک

از شوخی که بگذریم ، خوشبختانه تعامل بسیار خوبی بین واحدهای نظارتی و اجرایی شهرداری در مورد پیاده سازی روش حسابداری تعهدی وجود داره و علت اینکه اینکار بدون هیچگونه نکته ی مفنی داره جلو میره ، وجود همین همدلی و هماهنگی است. این مهمترین رمز موفقیت و پیشرفت شهرداری اصفهان نسبت به سایر کلان شهرها و شهرهای ایران است.

 

کوهپیمایی دیروز ما همراه با بارش بارون و رعد و برق شد. بخاطر خطرات احتمالی ناشی از رعد و برق ، از صعود به قله صرفه نظر کردیم اما دلمون نیومد از کوهپیمایی زیر بارش بارون بگذریم. از یه شیب تند تا آبشار رفتیم و از اونجا هم به سمت تخت سیاوش حرکت کردیم. با رسیدن به تخت سیاوش و قدری استراحت ، بارون بند اومد و برای اینکه از هوای مطبوع بعد از بارون استفاده کنیم ، قدری دیگه حرکت رو ادامه دادیم. همه چیز خوب و عالی بود.....

 

در برنامه دیروز ، از غارنوردی روز جمعه صحبتهای زیادی مطرح شد. مثل من ، برای دیگر همنوردانم هم ، نوع حرکت در این غار جذابتر از جاذبه های درونی غار بوده. عکسهایی از برنامه ی روز جمعه رو میتونید در زیر ببینید. پیشاپیش بخاطر حجم بالای عکسهای پوزش میخوام. اگه بنا باشه یه بار دیگه به این غار برم ، عکاسی رو روی مسیر و نحوه گذر از بخشهای مختلف غار متمرکز میکنم.