بیست و ششم فروردین ماه بذر گلهای آهار رو کاشته بودیم. بعد از گذشت حدود یک ماه ، اندازه ی ساقه به حدی رسید که میشد اون رو از سینی مخصوص کاشت بذر به گلدون منتقل کرد. دیروز چهار ساعت از وقت بعد از ظهر رو به اینکار اختصاص دادم.


وقتی علائق مختلفی داشته باشیم ، تقسیم وقت برای رسیدگی به اون علائق یه مقدار سخت میشه. اما به هر حال باید اولویتها رو تشخیص داد تا هر کاری در زمان مناسب و مخصوص خودش انجام بشه. دیروز باید طبق برنامه به کوه میرفتم اما از دوشنبه شب ، همسرم بدلیل استفاده از یه قرص ضد چربی خون ، دچار برخی عوارض جانبی این قرص شده بودند. مشکل حاد و خاصی نبود اما حضورم در خونه قطعا" میتونست روحیه بخش و موثر باشه. برا همین تصمیم گرفتم سه شنبه کوه نرم.

بعد از اینکه از اداره به خونه برگشتم ، دور هم نهار خوردیم و گپ زدیم و قسمتی دیگری از سریال قهوه تلخ رو دیدیم. وقتی همسر و فرزندانم خواستن استراحت کنند ، من لباس کار تنم کردم و اومدم توی حیاط و رسیدگی به گلدونها رو شروع کردم.

 

از 100 بذر آهار که کاشته بودم 89 بذر سبز شده بودند. آمار خوبی بود. گلدونهای سفالی رو آوردم و در هر گلدون 2 تا آهار قرار دادم و توی گلدونهای بزرگتر پلاستیکی ۴ تا. این بوته های گل الان دارای 4 برگ اصلی و ریشه ی متراکم هستند. ساقه هم اونقدر رشد کرده بود که وقتی اون رو به بالا میکشیدم ، تمام محتویات داخل سینی کاشت بذر همراه با ریشه ی متراکم بصورت قالبی بیرون می اومد. این روش کاشت بذر باعث سرعت بخشیدن به رشد گیاه میشه. وقتی گیاهی کوچک با این همه ریشه در خاک اصلی قرار بگیره ، حجم زیاد ریشه باعث جذب بیشتر آب و مواد غذایی و در نتیجه رشد سریع خواهد شد.

دیروز علاوه بر کاشت گلهای آهار ، حدود 30-20 گل آفتابگردان معمولی رو هم از خزانه به گلدون منتقل کردم. اواخر کارم ، همسرم هم به کمکم اومد و یه گلدون بزرگ مستطیلی پلاستیکی رو آماده کردیم و بذرهای سبز شده ی ریحان رو از خزانه به این گلدون منتقل کردیم. دستی هم به سر و گوش گلدونهای قدیمی کشیدم تا وضعیت بهتری پیدا کنند. بلند کردن یه گلدون خیلی سنگین باعث شد که آخر کار یه مقدار کمر درد بگیرم اما بحمدالله بخیر گذشت.

 

آخر شب مستند شوک رو تماشا کردیم که به موضوع مدلهای عجیب و غریب آرایش و لباس در جامعه ی امروز ما اختصاص داشت. شاید در گذشته ، اول به خصوصیات ظاهری افراد بیشتر توجه داشتم اما امروز معتقدم که توجه به خصوصیات انسانی ، به مراتب مهمتر از توجه به شکل و شمایل ظاهری آدمها است. در مورد مد و آرایش ، نظر شخصی من اینه که اون چیزی که باعث زیبایی و ارزش انسان میشه ، ذات انسانی اونه. برای همین در درجه اول برام انسان بودن او فرد ارزشمند و قابل احترام است. اما هر انسانی ، احساساتی هم داره. این احساسات هم قابل احترام و توجه هستند. نحوه آرایش ظاهری و انتخاب نوع پوشش ، به نوعی بیان کننده احساس درونی هر فردی است و به نظر بنده باید به این انتخاب و این حس ، احترام گذاشت.

 

اما در این بین ظرایفی هم هست که نمیشه بهش بی توجه بود. مد و آرایش تا اون وقت برام ارزشمند است که یه انتخاب باشه و نه یه تقلید. بسیاری از کسانی که لباسها و یا آرایشهای ظاهری آنچنانی و عجیب دارند فقط به این خاطر اینکار رو انجام میدن که " مد شده ". تبعیت از مد ، یه انتخاب نیست بلکه یه دنباله روی کورکورانه است و چنین رویکردی زیبا نیست.

نکته ی دیگه اینکه آرایش ظاهری زمانی قابل احترام است که وابستگی به دنبال نداشته باشه. اگر کسی با از بین رفتن آرایش ظاهری مورد پسندش ، احساس پوچی بهش دست بده و فکر کنه که دیگه بی ارزش شده ، این فرد به اون آرایش وابسته شده و این وابستگی هم زیبا نیست.

 

و نکته ی آخر اینکه ، آرایش ظاهری ، انتخابی برای شخص خودمون باشه و نه برای کور کردن چشم حسودان و یا خودنمایی و قرار گرفتن در چشم دیگران. اینجوری ارزش یه انسان میتونه تا حد یه مجسمه و یا مانکن پایین بیاد و این هم زیبا نیست ؛ مگر اینکه طرف اصولا" شغلش مانکنی باشه!