دیروز به همراه گروهی از همکاران از مسیرهای کابل و ماری 1 به قله صفه رفتیم. موقع برگشت جمعی از دوستان رو دیدم که در حال سنگنوردی با ابزار و فرود از صخره بودند. خواستم یه بار دیگه در مسیر همت یار دست به سنگ بشم اما صندلی فرود ( تونیک ) نداشتم. جناب آقای جلالی به یکی از همراهانشون گفتند : تونیکت رو بده به مهندس. اون خانم هم از صخره بالا اومدند و گفتند مهندس کیه؟ یکی گفت ایشونه ( و با دست من رو نشون داد ). در جواب گفتم من اسمم رو مهندس گذاشتند اما خودم مهندس نیستم!! یه بار یکی از دوستان که عادت داشت به همه مهندس بگه ، من رو با این عنوان در کوه صفه مورد خطاب قرار داد و از اون به بعد این اسم روی من موند!!!

همسر ، مادر ، خواهران و برادران و فامیل پدری ، من رو " علیرضا " صدا میزنند. فامیل همسرم و تعدادی زیادی از دوستان تهرانی به من " علی " میگن. توی اداره " مهرانی " صدام میزنند. بعضی مراکز هم " بوژمهرانی " میگن. توی کوه و در جمع همنوردان " مهندس " خطاب میشم. در بعضی وبلاگها و سایتهای اطلاع رسانی هم القابی از قبیل کارشناس ، دکتر ، حجت الاسلام!!!! و ..... برام ذکر شده.

راستش خودم دوست دارم من رو با اون اسم و لقبی که واقعا" هستم خطاب کنند. اسم فامیلم رو دوست دارم چون مشخص کننده ی خاستگاه و هویت اجدادی بنده است اما چون ممکنه تلفظش یه مقدار برای دوستان سخت باشه ترجیح میدم دوستان یا علیرضا صدام کنند و یا مهرانی.