پرده اول

میهمان : یا الله ، کسی خونه هست؟

میزبان ( که از قبل در انتظار رسیدن مهمونش بوده و تمام کاراش رو به موقع انجام داده ) : بفرمایید ، قدمتون به روی چشم ، صفا آوردین ، خیلی وقته منتظر شما هستیم

 

پرده دوم

میهمان : یا الله ، کسی خونه هست؟

میزبان : وای خدا مرگم بده ، چه زود رسیدند.... یه لحظه لطفا"......

و میزبان خیلی سریع بهم ریختگیهای جزئی خونه رو بر طرف میکنه

میزبان : بفرمایید تو ، ببخشید که یه خورده اینجا به هم ریخته است ، صفا آوردین. منتظرتون بودم اما فکر نمیکردم اینقدر زود برسین

 

پرده سوم

میهمان : یا الله ، کسی خونه هست؟

میزبان به یکی از اهل منزل : برو ببین کیه پشت در.....

یکی از اهل منزل : یه آقایی اومده میگه بنا بوده بیاد خونه ما.....

میزبان ( با قدری فکر و تامل ): اِ اِ اِ اِ..... پاک یادم رفته بود مهمون داریم..... حالا چیکار کنیم ؟

یکی از اهل منزل : من میرم بهشون میگم الان کسی خونه ی ما نیست اگه میشه فردا تشریف بیارین تا در خدمت شما باشیم

 

پرده چهارم

میهمان : یا الله ، کسی خونه هست؟

میزبان به یکی از اهل منزل : برو ببین کیه پشت در.....

یکی از اهل منزل : یه آقایی اومده میگه فلانی هستم و بنا بوده بیاد خونه ما.....

میزبان : مثل اینکه آدرس رو اشتباهی اومده. چنین کسی رو نمیشناسم. برو در رو ببند تا یه موقع این غریبه نیاد توی خونه.......

 

سحرگاه امروز وقتی داشتم برنامه ی ماه خدا رو میدیدم مجری توانای برنامه به این موضوع اشاره کرد که در بعضی روایات شیعه اومده که حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در سحرگاه بیست و سومین روز از ماه رمضان در حالی ظهور میکنند که صیحه ای آسمانی در تمام جهان پخش میشه و هر کسی با زبان و گویش خودش اون صدا رو میشنود که مژده ی ظهور ولی امر رو میده. با خودم فکر کردم اگه همین الان ، اون سروش آسمونی به صدا دربیاد و امام غایب ظاهر بشوند و ظهور خودشون رو اعلام کنند ، داستان زندگی من و نحوه ی استقبالم از اون حضرت مثل کدوم یکی از پرده های نمایش بالا خواهد بود؟.........