دیشب یکی از بستگانم خونمون بود. برای اینکه سرگرم بشه یه جورچین ( پازل ) 1000 قطعه ای رو که چند سال قبل از خارج خریده بودم ، آوردم. ساعت 10 شب کارش رو شروع کرد و تا ساعت 11 حتی دو تا قطعه رو هم نتونست به هم وصل کنه. برای اینکه یادش بدم چه جوری باید کار رو آغاز کنه تا مرحله به مرحله قطعات رو پیدا کنه ، خودم هم دست بکار شدم. اون بنده خدا نیم ساعت بعد خسته شد و رفت خوابید. ولی من ؛ چشمتون روز بد نبینه ، تا ساعت سه و نیم بامداد درگیر این جورچین شدم. زمان انگار جهشی جلو میرفت. تازه بعد از این همه وقت صرف کردن ، فقط تونستم یک سوم این جورچین ( که بخاطر تنوع رنگهایی که در اون هست آسونترین قسمت اون محسوب میشه )  رو درست کنم. در اون ساعت هنوز هم خوابم نمییومد اما از شدت کمر درد ( بخاطر درجا نشستن بمدت 5/4 ساعت!!! ) دیگه ناچار شدم برم بخوابم. چند سال پیش وقتی برای اولین بار میخواستم این جورچین رو تکمیل کنم ، تمام اعضای خانواده حدود سه هفته روی اون کار کردیم تا تموم شد!!!

امروز از برکت این سرگرمی ، تمام بدنم درد میکنه ، پلکام یه 10 -20 کیلویی وزن پیدا کرده و از شدت سنگینی مرتب پایین میوفته. هر کی ندونه ، فکر میکنه که گرد نخودمون دیر شده!!!!