دوباره بیماری همیشگی اومده سراغم. معمولا" سالی یه بار بیشتر مریض نمیشم ( الحمدلله ). اما همین یه بار هم کاری با من میکنه کارستون. دارم تلاش میکنم با مشغول شدن به کارهای گوناگون ، احساس نکنم که مریضم و ممکنه اون تب و لرزهای وحشتناک باز پیداشون بشه.نگران


توی اداره موضوع بررسی فرآیندهای مالی شهرداری رو آغاز کردیم. باز هم خدا رو شکر جزو واحدهای پیشرو در این زمینه هستیم. تجربه ی سالهای طولانی کار اداری و مدیریتی باعث شد که طی 3 جلسه فرآیندهای اصلی و فرعی حوزه ی امورمالی رو شناسایی و تدوین کنیم. حالا وقتشه که ببینیم هر یک از این فرِآیندها ، در برگیرنده ی چه فعالیتهایی هستند و گردش کار منطقی هر فعالیت چه جوری باید باشه.

اینکار به ما کمک میکنه تا بفهمیم چه کارهایی هست که ازش غافل موندیم ، چه کارهای اضافه ای داریم انجام میدیم و آیا گردش کار موجود ما با گردش کار منطقی سازگار هست یا نه؟ وقتی این مراحل رو به اتمام رسوندیم ، یه نقشه ی راه کامل و دقیق در اختیار داریم و با استفاده از اون میخوایم تا پایان سال جاری ، هم سیستمهای مکانیزه حوزه امورمالی رو ارتقاء بدیم و هم این سیستمها رو بر اساس همون نقشه راه به دیگر سیستمهای مکانیزه شهرداری مرتبط کنیم. پرداختن به این تیپ کارهای تئوری ، منطقی و مدل سازی حسابی با نشاطم میکنه و اونقدر غرق این کارا میشم که دیگه یادم میرم بیمارم و نیاز به استراحت فراوون دارم.بغل

هفته ی گذشته که تیم کوهنوردی کارکنان رو برای کار فنی با ابزار به صفه بردیم ، نوع تمرینات برای این دوستان که تازه کارشون رو شروع کردند سنگین بود. طی روزهای یکشنبه و سه شنبه همین هفته یه جای مناسب پیدا کردیم و با کمک متخصصین ، مسیری برای صعود و فرود آماده شد. این مسیر خیلی راحتتر و زیباتر از محل قبلی است و این امکان رو هم داره که در یه ذره جا ، چند مسیر ساده و فنی داشته باشیم. دیروز غروب تمرین فنی انجام دادیم و خوشبختانه خیلی خوب پیش رفتیم. صعود از یه دیواره ی 7-6 متری که جای دست و پای خوبی داره اما همچین راحت هم نیست. در این تمرین ، افراد سر طناب بالا می اومدند و بعد با یه طناب دیگه پایین میرفتند. تعداد افراد حاضر در برنامه زیاد بود اما بخاطر اینکه این مسیر در محلی بود که با نورافکن روشن شده بود ، تا حدود ساعت 19:30 تمرین رو ادامه دادیم تا همه بتونند کار کنند. برنامه ی دیروز ما یه ویژگی خاص هم داشت ، اجرای موسیقی زنده !! چند تا جوان با گیتار و ویلن و تیمپو اومده بودند اونجا و حین تمرین ما ، اونها هم تمرین موسیقی داشتند. آسیابشون همه چی رو خورد میکرد! انواع موزیکهای سنتی و غیر سنتی و پاپ و راک و .... رو نواختند.هورا

وقتی برگشتم خونه ، بسختی حرف میزدم. سرمای کوه احتمالا" اذیتم کرده. حواسم متوجه کار گروه شده بود و از خودم غافل بودم. با این حال و روز ، جمعه صبح هم باید یه گروه رو برای غارنوردی ببرم. خدا کنه وضعیت جسمیم بهبود پیدا کنه ؛ آمین