پیام یکی از دوستان گرامی ، یادم انداخت که 6 ساله دارم وبلاگ مینویسم..... همه چی عین برق و باد میگذره..... اما احساس فوق العاده ای دارم وقتیکه بعضی اوقات به گذشته برمیگردم و نوشته های خودم رو مرور میکنم. دنیا دنیا خاطرات مختلف جلوی چشمم میاد و با یادشون ، یا لبخند به لبم میشینه و یا اشک در چشمم حلقه میزنه. خدا خیر بده به دوستی که وبلاگ نویسی رو یادم داد و برای اینکار تشویقم کرد. حسن بزرگ نوشتن احساسات و علائق و نظرات و خاطرات اینه که بعد از یه مدتی ، خود درونیمون رو میتونیم  بهتر ببینیم و بشناسیم ( البته بشرطی که در نوشتن صادق باشیم – هر چند که خیلی وقتها خیلی چیزا رو نمیشه گفت و نوشت )

طومار زندگی معمر قذافی هم بسته شد. کسی که خودش رو پاشاه عرب و افریقا میدونست اما حرکاتی میکرد و حرفهایی میزد که نشون از دیوانگی و جنون داشت. قذافی رهبری بود که شاید با انگیزه های ملی و مردمی به قدرت رسیده بود اما به مرور از مردمش فاصله گرفت و خودش رو تافته ای جدا بافته تلقی میکرد. فرزندان قذافی هم در سایه ی تفکرات پدرشون ، تبدیل به هیولاهایی شدند که بر جان و مال و ثروت مردم و کشور لیبی چنگ انداختند. در این ماههای اخیر ، قذافی صدای انقلاب مردمش رو نشنید و همه چیز رو به توطئه ی خارجی نسبت داد و از انقلابیون لیبی بعنوان موش یاد کرد اما خودش در حالی که مثل یه موش برای در امان موندن از حمله ی هواپیماهای ناتو و انقلابیون لیبی در لوله ی سیمانی مخفی شده بود دستگیر و به ضرب گلوله ی یه نوجوان 18 ساله کشته شد ؛ اون هم در حالی که التماس میکرد بهش تیراندازی نکنند. مردم تا زمانی از رهبرانشون پیروی و حمایت میکنند که اونها رو از جنس خودشون بدونند و در صراط مستقیم و صحیح ببینند. در ایران اگه واقع بین باشیم و تحت تاثیر جوسازیها و دروغ پراکنی های شبکه های خارجی قرار نگیریم متوجه میشیم که انس و الفت بین رهبری و مردم بخاطر وجود همین دو خصیصه ی مهم ، تا چه اندازه بالا است. استقبال گسترده ی مردمی در سفر اخیر مقام معظم رهبری به استان کرمانشاه ، شاهد این مدعا است.

ماه آبان شروع شد. این ماه ، برام ویژگیهای زیادی داره......