نوع رفتار نمایندگان مجلس در موضوع طرح سوال از ریاست محترم جمهور نشون میده که مجلس ما به اون حد از بلوغ نرسیده که بتونیم نظام اجرائی کشور رو از حالت فعلی به نظام پارلمانی تغییر بدیم. در نظام پارلمانی ، مردم نمایندگان پارلمان یا همون مجلس رو انتخاب میکنند و تعیین رئیس قوه ی مجریه ( دولت ) بر عهده ی پارلمان است. توی این چند روز که بحث سوال از رئیس جمهور در مجلس مطرح شده اولا" شاهد هستیم هیات رئیسه ی مجلس خودش راسا" بر اساس صلاح دید عمل میکنه و نه بر اساس قانون و برخی نمایندگان مجلس هم امروز این طرح رو امضاء میکنند و فردا امضاءشون رو پس میگیرن و این گردش بیهوده مرتب در جریان است. با چنین مجلسی ، آیا میشه به نظام پارلمانی ، حتی فکر کرد؟ بحث بر سر این نیست که آیا باید از رئیس جمهور سوال پرسیده بشه یا نه. آیا میشه به نماینده ای که درک سیاسی و تفکر عقلانی نداره و هر روز و هر ساعت یه جور تصمیم میگیره و دولت و مردم رو سر کار میزاره ، اعتماد کرد و اجازه داد چنین فرد یا افرادی سکانداران امور کشور رو انتخاب کنند؟

چند روز بعد از رویدادهای بازی پرسپولیس و داماش گیلان ، بدهکاران دیروز ، امروز با لباس طلبکاران در صحنه اومدند و مدعی رسانه ها شدند و میگن برا چی یه موضوع ساده و بی اهمیت رو اینقدر آب و تاب دادین؟؟!!! میگن دو نفر توی یه مسجد در حال معصیت بودند. یکی میرسه و اونها رو میبینه و میگه اف بر شما ؛ حرمت خونه ی خدا رو هم نگه نمیدارین؟ اون دو نفر به این نفر سوم معترض میشه و میگن : آدم کافر!! حالا توی خونه ی خدا آب دهن میریزی!! از قدیم گفتن به بدهکار که رو بدی میشه طلبکار. آقای کفاشیان هم مثل همیشه با لبخندی که معلوم نیست چه مفهومی داره میگه اینها فقط یه شوخی زشت کردند و کمیته ی انضباطی ما هم در مورد برخورد با این دو نفر عجله کرده!!!! اگه آخر امسال دیدین این دو نفر ملقب به لقب چهره های ماندگار شدند و از فدراسیون فوتبال بهشون جایزه دادند تعجب نکنید ، همینه دیگه. حرمت کلام اجازه نمیده تا پاسخی در شأن به آقای کفاشیان بدم....

سه تا دندون عقل برام باقی مونده که با نظر دندانپزشک ، باید هر سه تا رو بکشم. دندان عقل جزو دندانهایی است که کارایی چندانی برای ما نداره و احتمالا" وجودش به سیر تکاملی انسان برمیگرده و شاید یه زمانی در اون دوران اولیه ، کارائی بیشتری نسبت به امروز داشته. این دندون ، دیرتر از تمام دندونها ظاهر میشه و بهتره در همون دوره ی جوانی اون رو کشید. الان که اکثر ما دندون عقل داریم ، وضعمون اینه ، وای بحال زمانی که اونها رو از دست بدیم!!!

چهارشنبه بر روی دیواره ی مقبرةالشهداء صفه ، تمرین حرکت تراورسی انجام دادیم. یکی از دوستان و همکاران میگفت ، خیلی وقتها برای تفریح کردن ، وسیله و ابزار خاص و گرون قیمتی لازم نیست وجود داشته باشه و یه دیوار ساده هم میتونه ساعتی از روز ما رو با نشاط کنه. توی زندگی اگر این دید رو داشته باشیم خیلی راحت میتونیم با ساده ترین ابزار و روشها ، تنوعی شگرف به اوضاع واحوال زندگی بدیم.

چهارشنبه موقعی که در حال عزیمت به کوه بودم دو تا ماشین که جلوتر از من حرکت میکردند با هم تصادف کردند. تصادف ، یه امر عادی شده و هر روز نمونه های زیادی از این رویداد رو میشه در اصفهان دید اما این تصادف خاص احتمالا" از اون جهت برای رانندگان هر دو خودرو ناگوار بود که اونها هنوز فرصت نکرده بودند چسبهایی رو که روی درب ماشینهای صفر کیلومترشون وجود داشت ، بکنند!! خیلی ضد حال میشه وقتی که امروز ماشین صفر بخری یا بگیری و ظرف چند روز تصادف کنی و ماشینت درب و داغون بشه. خدا بهشون صبر بده.

از پول بدم اومده اساسی. پول ظاهرا" بنا بوده وسیله ای باشه برای آسون کردن فرایند معاملات اما الان معیاری شده برای سنجش ارزش آدما ، وسیله ای شده برای چشم و هم چشمی و ابزاری شده برای راه رفتن روی اعصاب دیگران. داشتنش یه جور مشکلات به همراه داره و نداشتنش یه مشکلات دیگه. خوش بحال انسانهای عصر حجر ، خوش بحال مردم قبیله های دور افتاده ی افریقا و امریکای لاتین ، خوش بحال اونایی که داشتن یا نداشتن پول ، زندگی و معیارهای زندگیشون رو عوض نمیکنه.......

یکی از دوستانی که مرتب به این کلبه ی درویشی تشریف میارن در ذیل یادداشت 10 آبان 1390 ، شعر زیبایی رو بصورت پیام برام  نوشتند. بسیار بسیار زیبا بود. ممنون از لطف و توجه همیشگی شما دوست گرامی