بیست و دوم آبان ماه دوباره فرا رسید و برگی دیگری از کتاب زندگیم ورق خورد. چند وقتی میشه که با گذشت ایام ، نه تنها حس کسالت و کهن سالی!! ندارم بلکه احساس میکنم خونی تازه و روحی جوان در کالبدم دمیده شده و فعالتر از پیش شدم. شاید این حس شور و نشاط ، ناشی از تاثیر بسیار مثبت کوهنوردی در جمع خانواده و دوستان باشه که هر روزش برام خاطره ای شاد به همراه داره.

برای فردا و فردا ها برنامه دارم ، اما آرزوی رسیدن فردایی رو در سر ندارم. اگر عمری برام باقی بود و موندم ، کارهایی رو که در نظر دارم انجام میدم و اگر نه ، دیگه غم غصه ای ندارم. امروزم رو قدر میدونم و سعی میکنم از لحظه لحظه اش استفاده کنم. از انجام کارهای جدید و متنوع بسیار استقبال میکنم و لذت میبرم.

همیشه به گذشته نگاه میندازم و از خوب و ناخوبش ، درس و تجربه کسب میکنم. در بحث مادیات ، تلاش میکنم تا زندگی آبرومندی داشته باشم ولی به هر آنچه که بدست میارم راضی و قانع هستم و هیچگاه برای بیشتر داشتن مادیات ، خودم رو به آب و آتیش نمیزنم و هیچ وقت ناراحت از دست دادن چیزی یا بدست نیاوردن چیز دیگری نیستم. اما در بحث معنویات ( که الان خیلی وقته ازش دور افتادم ) همیشه حسرت ایام از دست رفته و غبطه کسانی که در این ورطه هستند رو میخورم. میدونم هر چقدر هم در این زمینه حرکت کنیم و پیش بریم ، باز هم تا سر منزل مقصود راه زیادی داریم.....

مثل هر سال ، به مناسبت سالروز تولدم ، به قرآن رجوع کردم و تفعلی هم به دیوان حافظ زدم :


لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ﴿۴۹﴾أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَإِنَاثًا وَیَجْعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ﴿۵۰﴾وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ﴿۵۱﴾وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَکِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ﴿۵۲﴾صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الأمُورُ﴿۵۳﴾

فرمانروایى [مطلق] آسمانها و زمین از آن خداست هر چه بخواهد مى‏آفریند به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مى‏دهد(۴۹)یا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با یکدیگر مى‏گرداند و هر که را بخواهد عقیم مى‏سازد اوست داناى توانا(۵۰)و هیچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید جز [از راه] وحى یا از فراسوى حجابى یا فرستاده‏اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نماید آرى اوست بلندمرتبه سنجیده‏کار(۵۱)و همین گونه روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم تو نمى‏دانستى کتاب چیست و نه ایمان [کدام است] ولى آن را نورى گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه مى‏نماییم و به راستى که تو به خوبى به راه راست هدایت مى‏کنى(۵۲)راه همان خدایى که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست هشدار که [همه] کارها به خدا بازمى‏گردد(۵۳)( آیات آخر سوره الشوری )

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی مرواد از یادت

در شگفتم که در این مدت ایام فراق

برگرفتی ز حریفان دل و ، دل میدادت

برسان بندگی دختر رز گو به درآی

که دم و همت ما کرد ز بند آزادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

جای غم باد مرآن دل که نخواهد شادت

شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت

بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشم بد دور کز آن تفرقه ات باز آورد

طالع نامور و دولت مادرزادت

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح

ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت