دیشب ، شب افتخار آفرینی وزنه بردان ایرانی بود و دو دلاور مازندرانی و اردبیلی ، اشک شوق در چشم همه ی ایرانیها جاری کردند و پرچم پر افتخار ایران رو به اهتزاز درآوردند. سجاد انوشیروانی پهلوان اردبیلی تیم ملی کاری کرد کارستان و با بلند کردن وزنه هایی که حتی در تمرینات آزمایش نکرده بود ، یک مدال برنز و دو مدال نقره برای کشور به ارمغان آورد. وقتی نوبت به بهداد سلیمی ، یل مازندرانی ، رسید با تکنیک منحصر بفرد خودش لرزه به تن همه انداخت و بقول یکی از سایتها ، غرش ببر مازندران در جهان تنین افکند. استیل ویژه ی سلیمی در حرکت یک ضرب ، مو به تن همه راست میکرد. سلیمی قبل از شروع حرکت ، با فریادی بلند وزنه رو چند سانت بلند میکرد و محکم به زمین میزد و بعد برای حرکت نهایی اقدام میکرد. با این حرکت مثال زدنی ، سلیمی قدرتش رو هم به وزنه و هم به بینندگان دیکته میکرد و نهایتا" با فریادهای علی ، یا علی ، خدا و .... این کوه آهنی رو بالای سر میبرد. جا داره صحنه ی رکورد زنی حرکت یک ضربش رو صدها بار ببینیم و از دیدن این همه قدرت و غیرت و همت و اعتقاد لذت ببریم و افتخار کنیم که یک دلاور مرد ایرانی چنین نمایش خیره کننده ای از خودش به اجراء گذاشته.

در حرکت دو ضرب هم دو وزنه بردار ما خوش درخشیدند. اما میخوام نگاهم رو به آخرین حرکت دو ضرب سلیمی معطوف کنم. چرا سلیمی وزنه ی 260 کیلویی رو فقط کمی بلند کرد و بعد وزنه رو رها کرد؟ آیا وزنه سنگین بود؟ آیا انرژی سلیمی تموم شده بود؟

کسی حقیقت ماجرا رو نمیدونه اما حدس میزنم موضوع به منش پهلوانی سلیمی مربوط بشه. حدس میزنم داستان پوریای ولی دوباره تکرار شده. سلیمی در حرکت یک ضرب رکورد پهلوان اسطوره ای ایران ، حسین رضا زاده رو شکست. اگر وزنه ی 260 کیلویی رو بلند میکرد رکورد مجموع رضا زاده رو هم میشکست. شاید سلیمی حرمت نگه داشت تا بیش از این ، اسم رضا زاده از جدول رکورداران جهان پاک نشه. وزنه ی 260 رو بلند کرد تا نشون بده توان اینکار رو داره ولی اون رو رها کرد تا بگه همه چیز در زور بازو خلاصه نمیشه. اگر حدسم درست باشه ، سه طلای ارزشمند سلیمی که جای خودش رو داره اما رها کردن وزنه ی 260 کیلویی ، آنچنان ارزشی داره که هزاران هزار مدال طلا هم براش کم است. ماشاءالله به جوانمردی و مرام پهلوانی جوانان ایران زمین........

در سالروز تولدم ، اعضای خانواده ، همکاران اداری ، دوستان همنورد ، دوستان نجومی ، اعضای فامیل و دوستان دیگری از دور و نزدیک ( داخل و خارج از کشور ) نسبت به این بنده ی کمترین ابراز لطف و محبت داشتند. شرمنده ی بزرگواری همه ی اونها هستم و دست بوس همشون. برای همه ی این عزیزان توفیق روزافزون و طول عمر توام با عزت و سلامتی رو از درگاه خداوند متعال مسئلت میکنم.