بعضی وقتا شاعران و عارفان در یه حال شور و وجدی قرار میگیرن و حرفهایی میزنن که شاید سخت بشه درکش کرد اما همه ی اینها به همون حال سماع و از خودبیخود شدن مربوط میشه. سالها قبل جمعه شبها در منزل مرحوم حاج حسن ارضی ( عموی حاج منصور ارضی ) مراسم مذهبی و سخنرانی برقرار بود. افراد خیلی کمی در این جلسه شرکت میکردندو بنده و چند تن از دوستانم ، برای بهره مندی از سخنرانی پیر و مرشدمون به این مجلس میرفتیم و از تفسیر زیارت جامعه کبیره که توسط ایشون بیان میشد فیض میبردیم.

یه شاعر خوش ذوقی هم بود ملقب به ژولیده ی نیشابوری که بعضی وقتا به این مجلس می اومد. یه بار ایشون دو قطعه شعر کوتاه در مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در این مجلس خوند که موجب وجد و سرور بسیار شد و مرحوم ارضی به خاطر همین دو شعر هدیه ای به ژولیده عطا کردند. این دو شعر که در حالت شور و سماع سرورده شده رو در روز عید غدیر به دوستداران و محبین مولی الموحدین اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام تقدیم میکنم :

نوشته است این جمله با خط زر

به دیباچه ی مدح مولا علی

پیمبر ز معراج چون بازگشت

بفرمود سرّی مگو ، با علی

که گفتیم با هم من و کردگار

به وقت خداحافظی ، یا علی

 

سرچشمه ی هستی جهان هست علی بود

پیمانه ی عشق ازلی مست علی بود

میخواست نبی دست خدا را بفشارد

دستی که خدا داد به او ، دست علی بود

 

روز گذشته یکی از سه دندان عقلم را کشیدم. گفته بودند دو سه ساعت خونریزی خواهد داشت. اونقدر کار کشیدن دندونم به راحتی انجام شد که بعید میدونستم مشکلی برام پیش بیاد اما از ساعت 16 تا 23 این خونریزی ادامه داشت و بیحال و حوصله ام کرد. امروز هم مختصری تب کردم که نمیدونم اثر همین دندون کشیدنه یا نه؟ بحمدالله حالم داره بهتر میشه و امیدوارم از فردا بتونم فعالیتهای ورزشی رو از سر بگیرم.