در طول قرنها پس از واقعه کربلا ، شاعران ایرانی اشعار فراوانی در وصف این رویداد بزرگ سروده اند که هر یک در جای خود ارزش و احترام زیادی داره اما بعضی از این شعرها اونقدر زیبا سروده شدند که در چند کلمه ی کوتاه ، عمق دلبستگی و دلدادگی شیعیان به حضرت سید الهشداء علیه السلام رو بیان میکنند و به همین دلیل این ابیات جاودانه شدند که از جمله ی اونها ، این دو بیت مشهور است که :


بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

 

امشب شب اول ماه محرم است و با رویت شدن هلال ماه در غروب امروز ، آئین های بزرگداشت حماسه آفرینی سید و سالار شهیدان در سرتاسر ایران آغاز میشه. سنتهای محلی گوناگونی هم در این رابطه وجود داره. به عنوان مثال مردم شهر سمنان در آیینی به نام سیاه پوشان در شب اول محرم ، در مساجد شهر پس از نیایش و زیارت ، لباس معمول رو با لباس مشکی عوض میکنند. آیین طشت گذاری در استان اردبیل ، آیین سنگ زنی در استان سمنان و دمام نوازی در استان بوشهر از این جمله آیینها هستند.....

هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

در مورد آنچه که در کربلا گذشته حرفهایی بسیاری گفته شده و مطالب زیادی شنیدیم اما به واقع بسیار بسیار بسیار سخته که به عمق این رویداد عظیم پی ببریم. یه بار پیر و مرشدم اشاره ای کوتاه و گذرا به این مطلب داشت که شهدای کربلا امتحان بسیار سنگینی دادند و لحظات سخت و طاقت فرسایی رو گذروندند تا جایی که بدنها به لرزه می افتاد. ایشون اشاره ای بیش از این نداشتند و البته اگر هم میفرمودند برای ما فایده ای نداشت چون هیچ درکی از اون نداشتیم.

وقتی یه دانش آموز کلاس اول ابتدایی مشق مینویسه و یا امتحان میده ، فقط ازش میخوان چند تا خط صاف عمودی و افقی و یکی دو تا خط منحنی بکشه و یا نهایتا" چند کلمه ی ساده مثل بابا آب داد بنویسه. برای همین کارهای ساده به این دانش آموز نمره ی 20 میدن و کارت هزار آفرین و چندین و چند تشویق دیگه ( البته همین امتحان هم برای خیلی از دانش آموزان کلاس اول کار ساده ای نیست). اما  امتحان دادن یه دانشجوی دوره دکتری یه مدل دیگه است. چنین دانشجویی باید نتیجه ی هفته ها و ماهها و سالها کار و مطالعه و تحقیقاتش رو بصورت یه کتاب تالیف کنه و در حضور جمعی از اساتید اون رو بیان کنه و به پرسشهای متعدد پاسخ بده. در برخی از پرسشهای دوره آموزش عالی ، جمله ی بسیار کوتاهی به عنوان پرسش مطرح میشود که پاسخش  چندین و چند صفحه نگارش رو میطلبه. هم این دانشجوی دکتری و هم اون دانش آموز اول ابتدایی ممکنه نمره ی کامل 20 رو دریافت کنند و هر دو قبول شوند اما آیا این دو به صرف اینکه هر دو قبولی دریافت کردند ، در یک حد و اندازه هستند؟ یک داشن آموز دوره ی ابتدایی چه درکی از اونچه که در ذهن یه دانشجوی دکتری میگذره میتونه داشته باشه؟

شاید این مثال ساده ، بتونه اندکی از تفاوت بین قبولی ما با قبولی شهدای کربلا و بهشت ما با بهشت شهدای کربلا رو بیان کنه و نشون بده که ما به عنوان کسانی که هنوز به کلاس آمادگی هم نرفته ایم ، هیچ درکی از اونچه که در کربلا گذشته است نمیتونیم داشته باشیم مگه اینکه......

مگر اینکه دانشجوی دوره ی دکتری عشق بشیم و این دوره رو تا آخر طی کنیم. در این صورت تازه خواهیم فهمید در کربلا چه گذشته است اما باز هم تا کربلایی شدن راهی بس دراز و آزمونهایی بس سنگین و دشوار در راه است.....

حسین جان ؛ ما شاگرد شاگرد شاگرد مکتب شما هم به حساب نمیایم اما دلمون به همین خوشه که در چنین ایامی با خودمون زمزمه کنیم : بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

به همین اندازه هم که لطف و احسان فرمودین تا این بوی خوش رو استشمام کنیم ، شرمنده و ممنون شما هستیم. چیزی در خور ارائه نداریم و فقط میتونیم صادقانه و عامیانه خدمت شما عرض کنیم که :

دوستتون داریم ؛ اساسی......