قیمت دلار و سکه در بازار آزاد روند رو به رشد سریعی پیدا کرده است و هر دلار امریکا دیروز در بازار آزاد تا 1780 تومن معامله شد. سکه تمام بهار طرح قدیم هم به رقم 640 هزار تومن رسید. بعضیها اعتقاد دارند دولت تعمدا" دست به این اقدام زده تا کسری بودجه خودش رو جبران کنه. این ادعا چندان بی ربط هم نیست چرا که اقتصاد ایران عمدتا" دولتی است  و درصد بسیار بالایی از درآمدهای ارزی در اختیار دولت است. من از علم اقتصاد سررشته ای ندارم اما بخوبی لمس کردم که تاثیرات روانی بالا رفتن قیمت دلار بصورت مستقیم و غیر مستقیم باعث افزایش قیمت کالا و خدمات میشه و این موضوع با توجه به ثابت بودن نرخ دستمزدها ، تعداد بیشتری از افراد جامعه رو به زیر خط فقر میبره. مسئولین محترم درست میگن که با توزیع یارانه های نقدی دیگه هیچکس در ایران سر گرسنه روی زمین نمیذاره اما هنوز هم بین زندگی کردن با زنده بودن فرق زیادی وجود داره.

دیشب کار کاشت باغچه ها رو به اتمام رسوندم. بخاطر بیماری این چند روزه ، یه مقدار از کارها باقی مونده بود. کاشت تعدادی پیاز گل لاله بخش دیگه ای از کارهای دیشبم بود اما بعد متوجه شدم در این کار یه اشتباه کوچیک انجام دادم و باید دوباره همه چیز رو از اول شروع کنم. برای کاشت پیاز گل لاله ، باید خاک برگ ، خاک باغبانی و ماسه شسته رو به نسبت مساوی با هم مخلوط کرد. در یه گلدون ترجیحا" پلاستیکی حدود 10 سانتی متر از این مخلوط میریزیم. پیازهای گل رو قبل از قرار دادن در محیط کاشت ، با قارچ کش شستشو میدیم. این پیازها رو بصورتی روی خاک میذاریم که نوک اونها رو به بالا باشه. از همون خاک ساخته شده به آرامی روی پیازها میریزیم تا فقط کمی از نوک اونها بیرون بمونه ( اگه روی پیاز رو کامل بگیره هم طوری نیست). حالا نکته ی کلیدی اینجاست که در این مرحله باید یک لایه ماسه شسته و نرم که حداقل 10 سانت ضخامت داشته باشه روی پیازها ریخت. اینکار باعث میشه اولا" طول ساقه ی گل بلندتر بشه و ثانیا" زمان گلدهی به تاخیر بیفته و برای فروردین پیازها به گل بشینن.

وجود شبکه های تی وی محلی در استانهای مختلف از یه جهت مفیده و از یه جهت اعصاب خورد کن. با دستگاههای دیجیتالی جدید امکان بهره مندی از این شبکه ها برای همه فراهم شده. نکته ی مثبتش اینه که با دیدن برنامه های محلی استانهای مختلف ، با فرهنگ و آداب و رسوم مردم این استانها بیشتر آشنا میشیم و از برنامه های جالب این شبکه ها لذت میبریم ولی نکته ی منفی اش اینه که بعضی وقتها تمام شبکه های استانی یه مدل برنامه دارن!!! ( یا همشون با هم میزگرد و سخنرانی میذارن یا فیلم کره ای تازه اونم فقط یه سریال و یه قسمت خاص!!) اما در کل نکات مثبتش خیلی زیادتره. چند شب قبل در حال دیدن یه برنامه در شبکه باران ( استان گیلان ) بودم ؛ برنامه ای زنده و با زبان گیلکی. با کمی دقت میشد فهمید چی میگن. برنامه اونقدر زیبا بود که مصمم شدم با شماره ی تلفن برنامه تماس بگیرم. بعد از کلی تلاش ( بخاطر مشغول بودن دائمی این شماره که نشون میداد برنامه ی پر مخاطبی است ) تماس برقرار شد. توضیح دادم که از اصفهان تماس میگیرم و بیننده ی برنامه ی شما هستم. پرسیدند زبان گیلکی رو متوجه میشین؟ گفتم نه اما از موسیقی گیلکی خوشم میاد و از مفهوم کلی گفتگوهای جالب برنامه ی شما سر در میارم. ازشون تشکر کردم. اونها هم خوشخال بودند که در جای جای ایران مخاطب دارند. بدون تردید با تکیه بر فرهنگ ملی خودمون و نیز توجه به سلایق مختلف مردم ، میشه مراجعه ی اونها به شبکه های ماهواره ای رو کاهش داد. راه مقابله با ماهواره و فرهنگ بیگانه ، هلی برد روی پشت بوم مردم و پایین انداختن دیشها نیست بلکه برای مقابله با تهاجم فرهنگی ، باید از راه حلهای فرهنگی استفاده کرد. تقویت و بهبود برنامه های استانی تی وی میتونه یکی از این راه حلها باشه.

دیشب خواب یه عالمه فامیل و دوست رو دیدم. تعدادشون اونقدر زیاد بود که فکر کنم تمام دوستان و اعضای فامیل رو یکجا دیدم. هر اسم و چهره ای رو به یاد میارم میبینم در خواب دیشبم بوده ؛ خلاصه دور هم بودیم اساسی.... کاش میشد چنین جمعی رو در عالم بیداری هم ببینم..... بعضی آرزوها چقدر دست نیافتنی جلوه میکنن.....