طبق تبصره 3 ماده 52 قانون انتخابات شورای محترم نگهبان میبایست حداکثر ظرف مدت 20 روز پس از اظهار نظر هیات مرکزی نظارت ، نظر قطعی و نهایی خودش رو در خصوص تایید و یا رد صلاحیت کاندیداهای مجلس شورای اسلامی به وزرات کشور اعلام کنه.

در روزنامه های دیروز به نقل از یکی از مسئولین نسبتا" عالی رتبه نوشته بودند که ایشون گفته اند شورای نگهبان باید حتی تا شب برگزاری انتخابات صلاحیت کسانی که بر خلاف مصالح و امنیت ملی کشور اقدام میکنند رو برای شرکت در انتخاب رد کنه ( نقل به مضمون ).


در اینکه باید با مجرمین و اخلال کنندگان در امنیت ملی کشور در هر وقت و زمانی برخورد قانونی صورت بگیره بحثی نیست. اما ظاهرا" همه چیز به اون کلمه ی مصالح برمیگرده. سوال اینجاست که وقتی صلاحیت کسی با عبور از فیلترهای مختلف امنیتی ، اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی ، اقتصادی و ...... طبق قانون توسط شورای محترم نگهبان تایید میشه و قانون به این فرد اجازه میده برای انتخاب شدن تبلیغ کنه ، و از طرف دیگه به صراحت ماده قانونی فوق الذکر ، اعلام نظر شورای محترم نگهبان قطعی و نهایی است و در هیچ قانون دیگه ای به این شورای اجازه و اختیار تجدید نظر داده نشده ، چطور این حرفها اینقدر رک و پوست کنده توی جراید مطرح میشه؟! تداوم چنین اظهار نظرهایی باعث میشه این تصور بوجود بیاد که برای این افراد ، قانون ، ارزشی معادل کشک پیدا کرده و فقط زمانی بدرد میخوره که یا بخوان آش بخورن و یا برای دیگران آش بپزند!!

دیشب در بخش خبری 20:30 یه حالگیری اساسی از بی بی سی انجام شد و ثابت کردند که مصاحبه کنندگان با برنامه ی نوبت شما ، همیشه یه عده ی خاص هستند که با اسامی گوناگون اسمشون در برنامه مطرح میشه. خیلی مچ گیری باحالی بود. دست و برو بچه هایی که در این زمینه کار فنی و تکنیکی کرده بودند درد نکنه. نمیخوام چشمام رو ببندم و بگم هر چی در بی بی سی گفته میشه دروغ محض است اما یقین دارم که بی بی سی بیش از اینکه دوست مردم ایران باشه ، داره تیشه به ریشه ی ایران و ایرانی میزنه ؛ اساسی. چنگ و دندون نشون دادنهای سیاستمداران امریکایی نسبت به ایران در اکثر مواقع علنی و روی پرده بوده اما انگلیسیها بسیار مکارانه و زیر لفافه به ما ضربه زده و میزنند.

شراییط آب و هوایی کنونی برای کوهنوردی خیلی مناسب شده و حیفه که این زمان رو از دست بدیم. این هفته چند برنامه ی مختلف و پشت سر هم رو دارم انجام میدم تا تلافی هفته ی پیش در بیاد. هفته ی بعد هم علاوه بر کوهنوردی ، دو رویت هلال در پیش خواهم داشت ؛ یکی در بامداد روز یکشنبه و دیگری در شامگاه سه شنبه

امروز هم میخوام شما رو در خوندن جملاتی زیبا که برام رسیده ، شریک کنم :

به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند. به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند : "روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد. به بچه هایی فکر کن که گفتند : "مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند. به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود، و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد. من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ، ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که : آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند، و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند، گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید، فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید، در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید. قدر لحظات خود را بدانید. حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛ زیرا اگر دیگر آنها نباشند، برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز" گذشته است؛ و "آینده" ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه "حال" را دریاب ، چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.

اندکی فکر کن ...!