کار خریدهای عید رو به تدریج آغاز کردیم. پس از سالها ، الان نوبت به خرید برخی لوازم منزل رسیده.


بحمدالله خودم و همسرم هیچ توجهی به تجملات نداریم و اصلا" برامون مهم نیست که دیگران در مورد ساده بودن وسایل زندگیمون چه تصور و یا برداشتی دارند. البته علاوه بر رعایت سادگی ، شأن خانوادگی رو مورد توجه داریم. ساده زیستن با شلختگی و بی خیال بودن خیلی فرق داره.

امسال دیگه موقع تعویض مبلهای منزل شده. از مبلهای قبلی حدود 15 سال استفاده کردیم و فقط یه بار ( حدود 8 سال پیش ) روکش اون تغییر دادیم. بعضیها بخاطر تنوع طلبی دوست دارن زود به زود دکوراسیون منزل رو تغییر بدهند. اما روش ما اینطوریه که موقع خرید ، یه کالای بسیار خوب ( از نظر کاریی ، کیفیت و ظاهر ) میخریم و بعد تا جایی که قابلیت استفاده داشته باشه و خوب بودنش رو حفظ کنه ازش استفاده میکنیم.

سه تا بعد از ظهر برای اینکار وقت گذاشتیم و تقریبا" تموم مغازه های خیابون شریف اصفهان رو که مرکز فروش مبلمان است گشتیم تا دست آخر ، تصمیم به خرید یه دست مبل ایرانی گرفتیم. مبلهای ترکیه و مالزی هم بودند که کیفیت بسیار بالایی داشتند اما ترجیح دادیم کالای ساخت کشور خودمون رو بخریم که هم زیبا هستند ، هم قیمت مناسبی دارند و هم نام ایران به عنوان محل تولید روی اونها حک شده. صنعت مبلمان ایران بخصوص در دو شهر تهران و تبریز رشد بسیار قابل توجهی داشته و بهتره که هر یک از ما با خرید این کالای ایرانی ، به تداوم رشد این صنعت کمک کنیم.

بامداد دوشنبه تصمیم داشتم از هلال صبحگاهی ماه عکس بگیرم. موعد رصد اصلی بامداد سه شنبه بود اما دوست داشتم عکس هلال دوشنبه رو هم داشته باشم. وقتی از خواب بیدار شدم ، رفتم روی پشت بام اما متاسفانه بدلیل ساخت و سازهای بلند مرتبه که در سمت شرق انجام شده ، تقریبا" تمام افق دیدم با ساختمون پوشونده شده بود. یاد روزهای اول بخیر که بجز افق شمالی ، در بقیه ی قسمتها هیچ مانعی برای دیدن افق وجود نداشت اما حالا ساختمونهای بلند عین قارچ از زمین سر برآوردند و هر روز بیشتر ما رو محاصره میکنند. کاش میشد برم توی یه روستای کوچیک و خوش منظره زندگی کنم.....

 برای رصد آخرین هلال صبحگاهی ربیع الاول 1433 بامداد سه شنبه به صفه رفتم. هوا بسیار سرد بود. لباس مناسب داشتم اما دستکش همراهم نبود. همون دم پارکینگ و کنار ماشین به رصد مشغول شدم. آسمون شرق تقریبا" تمام ابری بود و فقط باریکه ای در نزدیک افق باز بود. به امید اینکه بتونم هلال رو در این باریکه ببینم تا ساعت 06:20 اونجا موندم. از شدت سرما دستام به درد و سوزش افتاده بود و انگشتانم به سختی حرکت میکرد. فایده ای نداشت ؛ هلال رویت نشد. توی اون باریکه هم ، آسمون صاف نبود و ابرهای رقیقتر مانع از رویت هلال شدند.

غروب امروز ( چهارشنبه 3 اسفند ) برای رویت هلال ربیع الثانی 1433 اقدام خواهم کرد. به همراه یکی از دوستان به بالای کوه صفه میرم. رصد دشواری است و نیازمند به آسمونی پاک و صاف. با دوربین 15 در80 برای شکار این هلال گریزپای اقدام خواهم کرد ؛ انشاءالله