معمولا" به ندرت اخبار ساعت 20 شبکه 4 رو نگاه میکنم اما دیشب استثنا" اینکار رو انجام میدادم. گوینده خبر ضمن اشاره به دریافت جایزه اسکار توسط آقای فرهادی برای فیلم جدائی نادر از سیمین اعلام کرد که آقای فرهادی هنگام دریافت جایزه بیان داشت.... و فیلمی پخش شد که آقای فرهادی میگه " سلام به مردم سرزمینم "...... ظاهرا" تنها بخش صحبتهای آقای فرهادی که قابل پخش بوده همین 4 کلمه بوده و بس!!!!!!

خبر بعدی به امضای حکم رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی مربوط میشد. ذهنیت همه ی ما از کلمه ی تصادف ، برخورد دو تا ماشین به هم است. اما تصادف همیشه برای همه ناخوشایند نیست که هیچ ، خیلی هم خیر و برکت داره ؛ مثل همین که تصادفا" ( باور کنید فقط یه تصادف ناخواسته بوده نه تعمدی ) رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی ، برادر وزیر علوم است. قیافه ی آقای جاسبی در این خبر دیدنی بود. فاصله ی صندلیها کم بود و آقای جاسبی بین دو برادر پرس شده بود و هیچ حرفی ازش پخش نشد. در ادامه ی همین خبر فقط به علت امضای این حکم ریاست توسط وزیر علوم اشاره شد. نکته ی جالب خبر این بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی با رأی قاطع ( به نقل از سخنگوی شورا ) یعنی 24 رأی از 28 رأی به پیشنهاد هیات امنای دانشگاه آزاد مبنی بر اینکه تمامی کاندیداهای ریاست دانشگاه آزاد باید در هیات امنا حاضر بشن و برنامه های خودشون رو ارائه کنند و بعد رأی گیری بشه ، رأی منفی دادند!!!! البته فکر نمیکنم دیگه کسی مونده باشه که ندونه در این شورا و شوراهای دیگه ای نظیر این ، فقط 1 رأی تاثیر گذار است و بقیه هم اگر نظر مخالفی داشته باشند به جمع اخراجیهای دولت اضافه خواهند شد.

دیشب بعد از مدتها رفتم استخر. یه سانس دیر وقت که برای مدیران اختصاص داده شده. معمولا" در این برنامه بیش از اینکه به ورزش بپردازیم ، در یه جمع دوستانه به حل و فصل مشکلات اداری و یا مشورت با همکاران مشغولیم ؛ البته با لباس غیر رسمی!!!!!!!!!!!!

در یک ساعتی که دیشب توی استخر بودم ضمن رایزنی با دیگر مدیران شهرداری ، هماهنگی لازم برای آغاز طراحی رصدخانه کوه صفه توسط سازمان طراحی رو انجام دادم ، با شهردار محترم یکی از مناطق که عضو هیات مدیره گروه کوهنوردی است در مورد برنامه های 4 ماهه اول سال 91 گروه رایزنی کردم ، با شهردار محترم یکی از مناطق در مورد چالشهای روش حسابداری شهرداری گفتگوی مفصلی داشتم ، با رئیس محترم بازرسی شهرداری در مورد یک پرونده ی خاص که احتمال تضییع حقوق شهروندان در اون میره مذاکره کردم ، با شهردار محترم یکی از مناطق در مورد برنامه های کوهپیمایی ویژه در سال 91 با حضور تمامی مسئولین شهرداری تبادل نظر کردم و ...... فرزندانم مرتب به من میگفتند بابا چرا نمییای توی آب؟ من هم میگفتم جلسه دارم. بعدا" میام!!!!

یه ابتکار در رانندگی اصفهانیها هست که در نوع خودش بی نظیره. تعداد زیادی از رانندگان این شهر وقتی به چهارراهی میرسند که چراغ چشمک زن داره ( بجای چراغ سبز و قرمز ) بدون اینکه شناختی از هم داشته باشند ، بطور کاملا" هماهنگ اونقدر فاصله ی بین ماشینهاشون رو کم میکنند و سپر به سپر میشن ، که از ماشینها یه قطار طویل درست میکنند. کافیه ماشین اول که نقش لکوموتیو قطار رو داره وارد چهارراه بشه و از اون عبور کنه. دیگه ماشینهای سمت های مجاور باید توقف کنند تا این قطار رد بشه. محال هم هست به کسی راه بدن مگر اینکه.......

مگر اینکه یه آدم نترس پیدا بشه و بی خیال ترمز و تصادف ، بزنه وسط این قطار تا راننده ی یکی از واگنها!! ناچار به توقف بشه. میدونید در این صورت چه اتفاقی می افته؟ دعوا؟ بد و بیراه؟ کشمکش؟ ترافیک سنگین؟

نه. هیچکدوم. تنها اتفاقی که می افته اینه که اینبار قطار اینطرفیها شروع به حرکت میکنه!!!!!!!!!!!!