13 دی ماه پیازهای گل لاله رو کاشتم و حالا غنچه های این گلها داره یکی بعد از دیگری باز میشه

شعر زیر رو در اینترنت خوندم. زیبا و پر معنا است. اسم شاعر این شعر رو پیدا نکردم. در آستانه بهار ، این شعر تقدیم همه ی شما باد :

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر
زندگی ، باور دریاست در اندیشه ماهی ، در تنگ
زندگی ، ترجمه روشن خاک است ، در آیینه عشق
زندگی ، فهم نفهمیدن هاست
زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست
زندگی ، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر ، که مرا گرم نمود
نان خواهر ، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

شاید این آخرین یادداشت سال 1390 بنده باشه. پیشاپیش فرا رسیدن بهار طبیعت و نوروز باستانی رو به تمامی عزیزانی که قدم به چشم بنده میذارن و به این کلبه ی درویشی تشریف میارن تبریک و تهنیت عرض میکنم. بهترین آرزوها رو تقدیم شما میکنم و امیدوارم در کنار اعضای محترم خانواده و دوستانتون ، لحظاتی شاد داشته باشین. سلامتی ، بهروزی ، موفقیت ، شادابی و توفیق روزافزون شما ، آرزوی همیشگی بنده بوده و هست.... دست بوس همه ی شما هستم