در جایی خوندم که معلمی به شاگردانش میگفت اگه یه لیوان آب رو در دست بگیریم و دستمون رو به حالت کشیده نگه داریم ، تا چند دقیقه مشکل خاصی برامون پیش نمیاد اما به تدریج ، فشار وزن لیوان و نیروی که به عضلات در حال کشش وارد میشه ، احساس درد و خستگی رو به همراه میاره. تداوم این حالت باعث میشه این درد تشدید بشه و دیگه نتونیم حتی وزن یه لیوان رو تحمل کنیم. برای اینکه از این درد خلاص بشیم باید چکار کنیم؟ هر کدوم از دانش آموزان یه نظری دادند اما معلم گفت : پاسخ خیلی ساده است ؛ باید لیوان رو بذاریم زمین.

بعضی وقتا رها شدن از سختیها چاره ی بسیار راحتی داره. دیشب یکی از این لیوانها رو زمین گذاشتم تا بی جهت انرژی تلف نکنم و هی از خودم نپرسم چرا دستم درد گرفته......

خیابون طالقانی اصفهان یه طرفه است و خط ویژه ی اتوبوس هم داره. صبحها که از این مسیر عبور میکنم میبینم که خیلی از راننده ها بدون توجه به اینکه مسیر خط ویژه مختص اتوبوس است ، توی این مسیر حرکت میکنند. پلیس راهنمایی هم معمولا" توجهی به این بی قانونی نداره و همین امر ، رانندگان متخلف رو تحریک میکنه تا بیشتر تخلف کنند. صبح امروز اما یه افسر قاطع پلیس سر تقاطع خیابون طالقانی با طیب ایستاده بود و تمام ماشینهایی رو که از خط ویژه اومده بودند جریمه میکرد ؛ اساسی...... آخییییییییییییش. بقول اصفهانیها ؛ ششم حال اومد ( shosham haaaaal oumed) !! تا کی باید توی این شهر شاهد رفتار غیر اصولی راننده ها و بی تفاوتی پلیس راهنمایی باشیم. دوست داشتم از ماشین پیاده شم و برم لپای این پلیس وظیفه شناس رو ماچ کنم!!

با آغاز برنامه های ورزشی سال 91 ، تاثیر نامطلوب تعطیلات عید و کنار گذاشتن سه هفته ای ورزش ( دور کاری ورزشی!!!!!) برام آشکار شده. وقتی یه مقدار فشار حرکت رو بیشتر میکنم ، احساس ضعف و بعد از اون کمی سرگیجه بهم دست میده. اگر این شرایط برام تداوم داشته باشه باید یه سری آزمایشهای پزشکی انجام بدم تا مطمئن بشم مشکل خاصی پیش نیومده باشه.

با نزدیک شدن به آخر فروردین و گرم شدن تدریجی هوا ، طبیعت غرب اصفهان بی نظیر شده و برای استفاده از این موقعیت کم نظیر ، طی هفته های آتی سفرهای مکرری به این منطقه خواهم داشت.