پنج شنبه شب بعد از مدتها با سرقدمی جناب امانی در صفه کوهپیمایی کردیم. از زمان بروز حادثه برای ایشون این توفیق از ما سلب شده بود. خدا رو شکر که شرایط جسمی ایشون بهتر شده. انشاءالله که در روزها و هفته های آینده روند رو به رشد بهبودی جناب امانی رو شاهد باشیم.

تفرجگاه صفه در پنج شنبه شب بسیار شلوغ بود. ما ساعت 10 شب اومده بودیم و انتظار داشتیم رفته رفته از تراکم جمعیت کاسته بشه اما وقتی ساعت 01:30 بامداد در حال برگشت بودیم ، هنوز گروه گروه جمعیت وارد محوطه صفه میشد. بعضیها خانوادگی اومده بودند ، بعضی جوانان با دوستاشون اومده بودند تفریح ، بعضی جوانان دور هم جمع شده بودند و موسیقی زنده اجراء میکردند و خلاصه هر کی توی حال و هوای خودش بود. شاید گروهی بگن که ماه رمضان وقت اینکارا نیست و باید بیشتر توی حال و هوای معنوی و خلوت گزینی باشیم اما من از اینکه میدیدم جوانان این شهر در این ایام ، بشاش و سرزنده ، بجای اینکه دور و بر خلاف و شرارت باشن ، دارن تفریح میکنن و با هم هستند و مزاحمتی هم برای کسی ندارند ، خوشحال بودم. هر سنی شرایط خاص خودش رو داره. در سالهای قبل از ازدواجم و زمانی که تازه وارد سن جوانی شده بودم در شبهای ماه رمضان با دوستان محل ، از جنوب شرق تهرون میرفتیم میدون آزادی و در خیابونهای اطراف میدون ( که مثل امروز شلوغ نبود ) تا نزدیک سحر گل کوچیک بازی میکردیم. یا میرفتیم پارک ارم و یا سایر تفرجگاههای دیگه اما وقتی قدری بزرگتر شدیم ، تفریح و نشاط شبهای رمضان رو در محضر یک عارف وارسته جستجو میکردیم....... یادش بخیر

سه سال پیش ، نشاط شبهای رمضان رو در کوهنوردیهای دیرهنگام و انفرادی جستجو میکردم ؛ زمانی که من بودم و کوه و نواهای ماندگاری که از طریق تلفن همراه پخش میکردم و دست بسنگ میرفتم روی قله. موقع افطار فقط نماز مغرب رو میخوندم و نماز عشاء رو در کنار قله بجا میاوردم...... اون سکوت ، اون تنهایی و اون تفکر ، برام لذتبخش بود....... هر سنی و هر حال و روزی ، شرایط خودش رو داره و نباید انتظار داشته باشیم همه یه مدل و یه جور باشند.

برای تمام جوانان این سرزمین آرزوی خوشبختی و بهروزی دارم  امیدوارم گل لبخند هیچگاه از روی لباشون محو نشه ؛ چه این لبخند ناشی از نشاط سالم جسمی باشه و چه ناشی از عروج روحی و معنوی.