در سالهایی نه چندان دور ، برگه ای به نام ارمغان بهزیستی چاپ و منتشر میشد. قیمت این برگه 200 ریال بود و محتوای اون هم ، پیامهای بهداشتی و یک پرسش. به کسانی که به این پرسش جواب میدادند جوایز بسیار مختصری هم تعلق میگرفت. پول حاصل از فروش این برگه های 200 ریالی به سازمانها ی خیریه پرداخت میشد تا در امور محرومین و معلولین هزینه بشه. کم کم این فعالیت خیرخواهانه تبدیل به بخت آزمایی شد!!! محتوای آموزشی و پرسش برگه حذف شد ، قیمتش به 2000 ریال افزایش پیدا کرد و جوایزش هم چند ده میلیون تومانی شد. شد همون بلیط بخت آزمائی قبل از انقلاب اما با روکشی مردم فریب. یادمه در یکی از میدونهای شهر اصفهان یه نفر رو دیدم که از ظاهرش پیدا بود که کارگر ساده ای است. اومد از دکه روزنامه فروشی چند برگه ی ارمغان به اصطلاح بهزیستی ( بخت آزمائی ) خرید تا بلکه شانس و اقبال نصیبش بشه و یک شبه ره صد ساله بره. همون موقع با خودم میگفتم آخه این چه حرص و طمعی است که با رویا و خیال ، امروز خودمون رو دچار مشکل میکنیم که شاید دری به تخته بخوره و پولدار بشیم؟؟!!

بازار کنونی ارز کشور هم دست کمی از همون بلیطهای بخت آزمایی نداره. عده ای از مردم که هیچ نیاز روز مره ای به دلار ندارند ، به طمع کسب درآمد ( و یا با هدف جلوگیری از کاهش پول ملی که در اختیارشون هست ) برای خرید ارز هجوم آوردند. این هجوم و تقاضای بیش از اندازه در کنار سیاستهای غلط بانک مرکزی و فشار کشورهای غربی باعث شده که قیمت ارز به طرز سرسام آوری رشد کنه. عین همین مشکل در مورد برخی کالاهای اساسی هم روی داده و برخی از مردم که انگار سالها در قحطی بودند ، با هجوم خارج از عرف برای خرید این کالاها ، جوی روانی ویژه ای رو برای بالا رفتن قیمتها ایجاد کردند. تازه همین افراد مدعی هم میشن و از گرونی مینالند!!!!!

گرونی هست ، بی تدبیری هست ، فشار خارجی هست و ..... همه ی اینها هست و واقعیت داره اما هیچ یک از اینها دلیل نمیشه که خود ما هم عامل دیگری بشیم برای تشدید این بحران.

قدری صبر ، قدری صرفه جویی ، قدری پرهیز از خریدهای غیر ضروری و یا خارج از میزان نیاز ، وارد نشدن به بازی دلالان ارز و طلا و ...... کارهای ساده ی دیگه ای مثل اینه میتونه از ایجاد حبابهای کاذب جلوگیری کنه. باید باور داشته باشیم که با ورود غیر عاقلانه و غیر ضروری به چنین بازارهایی ، نه تنها سود نکردیم بلکه تمام سرمایه ی اندک خودمون رو دو دستی تقدیم یه عده سودجو و مفت خوری میکنیم که دلشون به حال ما نسوخته و فقط و فقط به دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود کنونی در بازار ارز و طلا و کالاهای اساسی هستند.

مگر کشور ما سالها درگیر جنگ نبود؟ مگر در اون سالها کمبود ارزاق عمومی و کالاهای اساسی وجود نداشت؟ مگه یادمون رفته که کره و پنیر و روغن و برنج که جزو خوراکیهای عادی روزمره ی مردم بود به سختی گیر می اومد؟ مگه یادمون رفته که خرید کپسول گاز و یخچال و تلویزیون و فرش و خیلی چیزهای دیگه کار سختی بود و باید سهمیه میگرفتیم؟

نمیخوام بگم باید برگردیم به روشهای سالهای جنگ ، اما باید بگم که در اونها سالها و با وجود اون همه مشکلات ، مردم قناعت بیشتری داشتند. امروز نیازمند همون قناعت هستیم.

مسئولین هم باید توجه داشته باشند که اگه از مردم انتظار قناعت و همیاری دارند ، همه باید اینطور باشند. نمیشه که از یه طرف از مردم بخوایم که قناعت کنند و از طرف دیگه هر روز خبر پرونده های اختلاس و ثروت اندوزی و دزدی و بی تدبیریهایی که باعث حیف و میل ثروت ملی مردم میشه ، رو در روزنامه ها بخونیم.