دقایقی بعد گروه سه نفره دوستان اصفهانی به پناهگاه برگشتند و حال و احوالی کردیم. اونها خیلی زود و با سرعت به سمت روستای خفر به راه افتادند. حدود ساعت 2 بعد از ظهر بود که گروه خودمون رو روی یال کوه تشخیص دادیم. موقع برگشت ، ظاهرا" یه مقدار در انتخاب مسیر بهینه برای پایین اومدن دچار اشتباه شده بودند و اینکار قدری فشار مضاعف به اونها وارد آورد اما بحمدالله همه چی به خیر گذشت و تمام اعضای گروه در سلامت کامل اما کاملا" خسته به جان پناه بازگشتند.

برای استقبال از دوستان ، به پیشواز اونها رفتم و تبریک گفتم. شادی و شعف اونها بخاطر موفقیت در این صعود وصف نشدنی بود. هر کدوم گوشه ای از کار و خاطره ای از اون رو بیان میکردند. دوباره همون حس پدر و فرزندی در این گفت و شنودها برام ایجاد شد. حس پدری رو داشتم که فرزندانش کارنامه ی قبولی در دست دارند و میخوان با شور و هیجان از موفقیتهاشون بگن.... با گوش جان ، به حرفهای دوستان گوش میدادم.....

در جان پناه مختصر استراحتی کردند و نهار رو در ساعت 17 صرف کردیم. تا آماده ی برگشت شدیم ، دیگه هوا گرگ و میش شد. شیبهای اصلی مسیر برگشت رو سریع طی کردیم و تا قبل از تاریک شدن هوا به بخشهای هموارتر رسیدیم. دوباره شب شد و هدلایتها روشن. وقتی بعضی وقتا برمیگشتم و صف دوستان رو نگاه میکردم ، میدیدم که انتهای این صف ماه پیشونیها ، به ستاره های آسمون ختم میشه..... منظره ای بسیار زیبایی بود که خستگی رو از تن آدم درمیاورد. در کوهنوردی همیشه سعی کردم ذهنم رو فقط متمرکز در سنگ و مسیر نکنم. دنیا دنیا مطلب و دیدنی در اطرافمون هست که هر کدوم هم راهنمایی است برای تمرکز و تفکر در عظمت خلقت و خالق یکتا ، و هم بهانه ای است برای بهره بردن چشم و ذهن از زیبائی و لطافت.

ساعت 20:20 رو نشون میداد که با رسیدن به اتوبوس برنامه ی صعود به اتمام رسید. با اینکه ارتفاع قله قاش مستان به مراتب از قله سبلان کمتر است اما صعود به این قله از برخی جهات سنگینتر از صعود سبلان بود. همنوردان من برای فتح قاش مستان حدود ساعت 06:45 از جان پناه خارج شدند و تا ساعت 20:20 به صعود و فرود پرداختند ؛ یعنی 13 ساعت و 35 دقیقه فعالیت بسیار سنگین. خیلی از این افراد در روزهای اولیه آغازین روزهای حضور در برنامه های گروه کوهنوردی شهرداری ، حتی از طی کردن یک شیب معمولی هم عاجز بودند اما حالا با تمرین مداوم و عزمی راسخ ، پس از یک سال و نیم فعالیت ، میتونند چنین برنامه های سنگینی رو با موفقیت پشت سر بگذارند. به سهم خودم بر این همه همت و قدرت درود میفرستم و برای همه ی این عزیزان آرزوی سلامتی و کسب موفقیتهای بیشتر دارم.

یا رسول الله ؛ ما به عشق شما ، برای پاسداشت حریم قدسی شما و برای دفاع از نام و راه و یاد شما ، سختیهای این برنامه را بجان خریدیم. نیک میدانیم که دستمان خالی است اما با همین دستان تهی خریدار مهر و محبت شما هستیم ، چرا که آگاهیم شما رحمت للعالمین هستید و هیچ کس از درگاه شما رانده نخواهد شد. این قلیل را از ما پذیرا باش و ما را یاری بفرما تا رهروی صادق و ثابت قدم در مسیر الهی که به مانشان داده ای باشیم ؛ انشاءالله و به حرمت محمد و آل محمد سلام الله علیهم اجمعین.