اون موقعها که ما نوجوان بودیم ، در باره تقلید کورکورانه مد و مدل میگفتند یه خانم خارجکی وقتی می خواسته از هواپیما پیاده بشه دامنش گیر میکنه به پله های خروجی و یه 10 سانتی پاره میشه. وقتی به سالن فرودگاه میاد ، خانمهای اهل مد هم که فکر میکردند این آخرین مد اروپا و امریکاست ، فی المجلس دامن شون رو پاره میکنند تا از مد عقب نیفتند.

من صبح امروز که میخواستم برم از منظره اجرام آسمانی در کنار پل الله وردیخان عکس بگیرم ، برای اینکه سرما نخورم یه کلاه کشی سرم کردم. وقتی به خونه برگشتم و این کلاه رو درآوردم ، رّد این کلاه بر روی پیشونیم مونده بود و یه سایه روشن قشنگ رو در سرتاسر پیشونیم ایجاد کرده بود. از ترس اینکه مبادا کسی فکر کنه که این یه مدل جدید آرایشه و به ما گیر بدهند که چه جوری میتونیم این سایه روشن رو روی صورتمون درست کنیم ، اونقدر پیشونیم رو ماساژ دادم که دیگه داشت پوست کنده میشد! امروز بنا داشتم برای اولین بار یه شلوار کتان تیپ اسپرتی رو به همراه کفشهای جدیدی که از تبریز خریدم بپوشم. اگه این سایه روشن روی پیشونیم هم باقی میموند که دیگه باید خودم رو به اولین کلانتری و یا گشت 110 معرفی میکردم!

خوشبختانه بخیر گذشت.....